بسم الله الرحمن الرحيم
همانگونه كه انتظار مي رفت قدرتهاي استكباري حامي رژيم
صهيونيستي كه از ضربات كمرشكن حزب الله به صهيونيستهاي اشغالگر و
به خطر انداختن موجوديت اين رژيم به وحشت افتاده اند وارد عمل شده و
قطعنامه جانبدارانه 1701 را با هدف نجات اين رژيم به تصويب رساندند .
به همين دليل , تصويب قطعنامه يكجانبه و تبعيض آميز مذكور را كه باني آن ,
آمريكا و فرانسه بوده اند بايد حركتي در جهت جبران شكست ها و
ناكامي هاي صهيونيستها در جبهه هاي نظامي لبنان تلقي كرد.
اين قطعنامه مفسده انگيز و يك طرفه به طور تبعيض آميز از خواسته ها و
مواضع توسعه طلبانه و غيرقانوني رژيم صهيونيستي دفاع كرده و در مقابل ,
كمترين حقي براي طرف مقابل يعني حزب الله و مردم لبنان قائل نشده است .
شرايطي كه در قطعنامه مذكور به نفع رژيم صهيونيستي لحاظ گرديده
است حتي بيش از آن چيزي صهيونيستها انتظار داشتند و بي دليل نيست كه
سردمداران تل آويو بلافاصله پس از صدور قعطنامه با خوشحالي
زايدالوصفي از آن استقبال كرده و آن را « مقبول » خواندند و بدينوسيله
قدرداني خود را از طراحان قطعنامه مذكور ابزار نمودند.
در اين قطعنامه بدون اينكه اشاره اي به رژيم صهيونيستي به عنوان
عامل به خاك و خون كشيدن بيش از پنج هزار لبناني , با خاك يكسان كردن
تاسيسات زيربنايي اين كشور و ساير جنايات وحشيانه صهيونيستها در
خاك لبنان بشود با عبارت پردازيهاي شيطنت آميز درخواست يك « آتش بس
پايدار » گرديده است . البته بايد متذكر شد منظور از عبارت آتش بس پايدار ,
همان دادن ضمانت و تعهد از سوي لبناني ها نسبت به تامين امنيت
صهيونيستها مي باشد.
اين قطعنامه همچنين بطور وقيحانه اي از جامعه بين المللي درخواست
كرده است براي بازسازي لبنان اقدام نمايد. اين , بدان معني است كه رژيم
صهيونيستي كه با وحشيگري هرچه تمام تر , لبنان را به ويرانه تبديل ساخته
هيچگونه مسئوليتي در قبال اقدامات خود ندارد و اكنون , بهاي يورش و
هجوم وحشيانه و غيرقانوني اين رژيم را بايد ملتهاي جهان پرداخت كنند!
اين دقيقا مصداق اعطاي پاداش به متجاوز و رسميت دادن به تجاوزگري
است .
از سوي ديگر , قطعنامه 1701 , حزب الله و دولت لبنان را در برابر يك
انتخاب غيرقابل قبول و كاملا تحميلي قرار داده است به اين معني كه
حزب الله يا بايد اين قطعنامه را بپذيرد و يا اينكه متهم به جنگ طلبي و ادامه
دادن جنگ شود. اين نكته ايست كه روز گذشته رايس , وزير خارجه آمريكا با
ذكر اين كه حزب الله اكنون بايد بين جنگ و صلح , يكي را انتخاب كند ,
مزورانه به آن اشاره كرد.
اين قطعنامه درعين حال بر اهداف مداخله جويانه و گستاخانه
صهيونيستها مبني بر لزوم خلع سلاح حزب الله مهر تاييد زده لكن براي
تلطيف ظاهر اين توطئه , آنرا به عهده دولت لبنان نهاده است تا حزب الله را
با دولت لبنان درگير نمايد.
جاي تاسف و شرمساري براي نهادي چون شوراي امنيت و سازمان
ملل است كه اينچنين بازيچه و ابزار دست صهيونيستها گشته و به جاي
اينكه در مقام احقاق حق مظلوم و حمايت از طرف تحت تجاوز و تعدي
برآيد به بنگاهي براي تامين نامشروع و زياده طلبانه رژيمي اشغالگر و
قانون شكن تبديل شده است .
مفاد اين قطعنامه آنچنان جانبدارانه است كه حتي فرانسه كه خود از
بانيان و طراحان آن بود براي حفظ ظاهر , قبل از تصويب , پيش نويس آنرا
نيازمند « تعديل » و تجديدنظر دانست ولي سرانجام , آمريكائيها با استفاده از
نفوذ خود در شوراي امنيت , با جلب نظر ديگر اعضاي اين شورا اين قطعنامه
صهيونيستي را با تغييراتي بسيار اندك به تصويب رساندند.
در اين ميان نقش خائنانه دولتهاي عرب در مقابل تحركات سياسي
مذكور را نبايد از نظر دور داشت . اين سران وابسته و مرتجع كه در جريان
تهاجم وحشيانه ارتش صهيونيستي به لبنان و كشتار ملت بي دفاع اين كشور
به طور ننگيني سكوت اختيار كردند و حتي تلويحا از اين تهاجم حمايت
نمودند در قبال تحركات سياسي شيطنت آميز غرب , از جمله در برابر
قطعنامه جديد كه آشكارا حقوق ملت لبنان را تضييع كرده و آنرا لگدكوب
مي كند نيز لب فرو بسته اند و حركتي در خنثي نمودن توطئه جديد از خود
نشان نمي دهند.
قطعا اين رفتار و عملكرد خائنانه دولتهاي منفعل و مرتجع منطقه به
عنوان برگ سياهي در تاريخ مبارزات ملت هاي منطقه در برابر اشغالگران
صهيونيست بر جاي خواهد ماند و آيندگان از آن با ننگ و نفرين ياد خواهند
كرد.
با اينحال آنچه اين دولتهاي وابسته و اربابان مستكبر و استعمارگر آنها
از آن غافل هستند و در محاسبات خود لحاظ نمي كنند و به عبارت
مناسب تر , مايل به فكر كردن درباره آن نيستند اين واقعيت است كه روند
تحولات منطقه و حتي جهان به سرعت در جهت خلاف خواسته و اهداف
صهيونيستها پيش مي رود. ملت هاي منطقه و مسلمانان جهان اكنون به طرز
كاملا بي سابقه اي به مخالفت با سياستهاي توسعه طلبانه آمريكا و
صهيونيستها گرايش پيدا نمود و از خط مقاومت و مبارزه عليه صهيونيستها
حمايت مي كنند.
اين بدان معني است كه اگر قدرتهاي استكباري با تكيه بر نفوذ و
امكانات نظامي و سياسي خود , حتي بتوانند در مراجع تحت سيطره خود
نيز قطعنامه ها و مصوبه هايي را در حمايت همه جانبه از رژيم جعلي اسرائيل
به تصويب برسانند , هرگز قادر نخواهند بود موج بيداري ضد صهيونيستي
در جهان را كه همچون سيلي بنيان كن , موجوديت رژيم اشغالگر
صهيونيستي را با تهديدي جدي مواجه ساخته است متوقف
كنند.
اينگونه مصوبه هاي غيرقانوني همانگونه كه تاكنون نتوانسته اند امنيت و
ثباتي براي رژيم اسرائيل ايجاد كنند , قطعا پس از اين نيز قادر به چنين كاري
نخواهند بود.

|