روزنامه جمهوري اسلامي 19/05/1385 صفحه هنر و ادبيات

نظر اول
* در بلنداي قانا
بياد مردمان فلسطين و لبنان
باباي عدالت
اي اقوام عرب
مثل همه بچه ها
خبرهاي ادبي ـ هنري
نظر اول


ببخشيد يك آقايي اومدن ميگن كار واجبي با شما دارن .
ديگه از نسكافه بدم مياد. آدم بايد سوپرمن باشه كه هر روز نسكافه بخوره و خسته نشه . بايد به اين دختره بگم عوضش كنه . اين آقاي « كارواجب » ديگه كيه چه كاري واجب تر از خود كار لعنتي !
من هزار تا گرفتاري دارم . مگه ثانيه هامو از سر راه آوردم
« بگو بياد تو »
پيرمرد نحيف و عجيبيه . يك پيرهن ساده و يك عرقچين سفيد.
دستشو مي گذاره رو سينه اش و سلام مي كنه . از لبخندش ميشه همه چي رو فهميد. مي دونستم كار واجبش چيه !
« چه كمكي از دست من برمياد پدرجان »
بااكراه تعارفش مي كنم بشينه
« من علي هستم . كوچيك شمام . ما همسايه هستيم . يعني شركت شما و خونه ي مالله »
گفتم كه مي دونستم . از وقتي مديرشركت شدم تاحالا صد تا همسايه و دوست قديم مدرسه و فاميل دور سر و كله شون پيدا شده و همه شون هم يك كار دارن . يك كار واجب !
« من باب آشنايي و مراودت , اما غرض اصلي اين كه ... »
چرا اين آشناها و تشنه هاي مراودت تا قبل از اين منو نديده بودن نكنه خيال كردن صاحب شركت شدم تازه اگر بودم هم پولم رو دور نمي ريختم . دلم به حال جامعه ام مي سوزه . اگه من به يكي صدتومن بدم , صد تا صدتومن از جامعه طلبكار مي شه . نمي دونم ما تا كي بايد اين بدبختي رو دور و بر خودمون ببينيم . اين جا كه مملكت نيست !...
... پيرمرد همين طور حرف مي زنه و من فقط به حركات آرام لب هاش نگاه مي كنم . فكر مي كنم اول دست به سرش كنم . اگر هم خيلي پيچ بود , چند تومني بگذارم كف دستش وميره ... شايد هم نره . شايد تازه پاش اين جا باز بشه .
پيرمرد سكوت مي كنه و به من خيره مي شه مثل اين كه منتظر جوابه .
« ببين پدرجان , اين جا يه شركته . دولتيه . من كه از خودم نمي تونم پول شركت رو به اين و اون بدم ... »
مثل اين كه خيلي غافلگير شده . همه شون اول همين طور هستند. اما خوب , ما كه با كسي تعارف نداريم ...
دستمو تو جيب كتم مي برم و كيف پولمو در ميارم . اين بار خيلي زود خام شدم . شايد به خاطر نگاهشه ...
اسكناس هارو كه در ميارم سرش رو با تاسف تكون ميده و مياد طرف ميزم . دستمو به سمتش دراز مي كنم . دستمو مي گيره و يه بسته رو مي گذاره روي اسكناسها. تا بفهمم چي شد رفته . يه بسته نقل و شكلات با يه تكه كاغذ :
« در اين زمانه ي غربت كه راه حق گم شد
علي است صاحب راه و چراغ ساحل ها
ميلاد موعود كعبه اسوه ي عدالت بر همگان مبارك باد. بدين وسيله از حضرتعالي دعوت مي شود تا در مراسم جشني كه به مناسبت خجسته سالروز ولادت مولاي متقيان , حضرت علي (ع ) در منزل برادر حاج علي روشن ضمير برگزار مي شود شركت فرمائيد. آدرس : خيابان ... »

در بلنداي قانا




خبر مخابره مي شود
در ميان كشتگان
روستاي قانا
كودك يك روزه اي
به آرامش مي رسد
او كه هرگز مادرش را نمي شناسد
و پدرش را شايد نديده باشد
او نمي داند براي چه نفس در
حنجراش قبض مي شود
و يادر خواب كودكانه اش
مرگ را نفهميده باشد
او از مرگ و زندگي
بجز يك بار مكيدن پستان مادرش
هيچ احساسي نداشته است
او دنيا را تجربه نكرده بود
و نام اسرائيل را به گوش نشنيده بود
او براي پيوستن به هم كيشان خويش
در بلنداي روستاي قانا
براي جنگ فاصله زيادي داشت
و شايد همان شب برادر رزمنده اش
براي خداحافظي
برگونه هاي كودكانه اش بوسه زده بود
او به جز چند ساعتي در دامان مادر
در هيچ كجاي دنيا بستر نگرفته بود
كه در بستر ابدي آرام گرفت
او شايد كم عمرترين مسافر اين دنيا بود
كه به هيچ جرمي به مجازات رسيد
و جان خود را
به تاوان سياست بازپرداخت
او رفت بدون هرگونه احساس
اما خبر مرگ او
احساس هزاران انسان
بيدار را در سراسر
عالم برافروخت
و ما را به ياد كودكان
قد و نيم قد كربلا انداخت
در هزار و اندي سال پيش
در نزديكهاي لبنان
دركنار شط فرات
كودكي را دردامان پدر
با لبي خشكيده
نيزه در گلو نشاندند
وامروز در جنوب لبنان
در كنار درياي مديترانه
آن روز عباس در كنار شط فرات
كودكان بي پدر را نوازش مي كرد
و امروز نصرالله از تبار او
بر كودكان و زنان
بيگناه اشك مي ريزد
آن روز يزد و يزيديان
خون اهل بيت پيامبر را
به جرم خروج از دين
حلال اعلام كردند
و امروز بوش وسردمداران اسرائيل
فرزندان جنوب لبنان را
با نام تروريست , مورد حمله قرار مي دهند
انگار تاريخ در حال تكرار است
كربلا و عاشورا در حال
متبلور شدن
در آن روز سكون مرگباري
به كاخ يزد سايه افكنده بود
كه شمشير زني به نام زينب
خروش در داد
و امروز
سكوت ذلت باري
بر دنياي سياست زده
و درست در نزديكي
مزار زينب
شام غريبان ديگري در پيش
كه هيچ كس را ياراي
خروشي نيست
اما اي يزيديان زمان
كه در كاخهاي مرمرين و سنگ شده
نشسته ايد بدانيد
كه روزي خون اين كودكان
دامان شما را خواهد گرفت
ظهور منجي عالم در راه است
و شما جز شرمساري
پاسخش نخواهيد داشت .
فرج الله اسدي ايلاني

بياد مردمان فلسطين و لبنان


آيا نگاه كرده اي
برچهره تكيده مردماني
كه چه غمگنانه باتو حرفها دارند
آيا شنيده اي
فرياد كودكي را
كه از بيم و هراس
به هر سوي حيران است
آيا تصور كرده اي
هاله اي از دود و آتش را
به يكبار تنها به مخروبه اي
مانده اي
و يا شنيده اي
فرياد قومي را
كه بهيچ پشتوانه اي
ضجه مي كشند
و شايد با نگاهشان
گلايه اي دارند
توهم مسلماني چرا سكوت كرده اي
محمدرضا شهرياري

باباي عدالت


علي يعني الفباي عدالت
و يعني , رسم زيباي عدالت
علي يعني كه دستي بر سر عدل
علي يعني كه باباي عدالت
همدم حق
علي يعني دلي همچون غزل , نرم
و يعني , همدلي هيبت و شرم
علي يعني دمادم همدم حق
علي يعني , دم دلدادگي گرم
زينب رز ثمالي (سوزان )

اي اقوام عرب


اي كاش ابوطالب بود ,
وعرب را بيدار مي كرد ,
اي كاش حلف الفضول ها دوباره شكل مي گرفت ,
و عرب بيدار مي شد ,
عرب چه در جاهليت و كفر ,
و چه در عزت اسلام ,
از جنگ نمي هراسيد ,
افتخار عرب , اسب و شمشير و رزم بود.
و حالا خواب و باز هم خواب ,
مستي خواب عرب را مي غرب
هديه آورده است ,
و خواب عرب تضميني و گارانتي شده است ,
غرب , عرب را خواب و مست دوست دارد ,
اي عربها , حرف من سنگين است و خواب شما سنگين تر ,
آيا از خود پرسيده اييد ,
خدا براي بيداري شما قوم عرب بايد چه بكند
چند پيامبر ديگر بايد بفرستد و شما تكذيب كنيد
چند پيامبر ديگر را دندان مي شكنيد ,
و بيدار نمي شويد
چند پيامبر بايد دوباره به شعب ابيطالب برود
چند خديجه بايد هزينه كند
چند علي بايد خيبر بشكند
و عمر بن عبدود از پا درآورد
چند علي در محراب بايد غرق بخون شود
دستان چند جعفر بايد قطع شود
جگر چند حمزه بايد خورده شود ,
و تو باز هم خواب ,
براي بيداري تو , اي قبيلي ليلي ,
براي هوشياري تو اي قبيله مجنون ,
باز هم چند زينب بايد اسيري برود
و چند اصغر شش ماهه بخون غوطه خورد
حيف از شش ماهه هاي شيرخواره !
حيف از اسارت زينب !
حيف از علي اكبر پاره پاره !
و افسوس كه بيداري عرب اين همه خرج مي برد!
اندلس رفت ,
عثماني رفت ,
افغانستان رفت ,
عراق پايمال شد ,
فلسطين پاره پاره شد ,
و عرب بيدار نشد ,
فرزندان پسر ,
وناموس و غيرت عرب ,
يعني فرزندان دختر به يغما رفتند ,
و عرب بيدار نشد ,
و آه آه از نفت و بي خيالي ,
چه سرمايه شرم آوري است ,
و چه مخدري براي خواب عرب ,
و دلار , آرامش زمان مستي و ذلت ,
و حكم شكم بزرگ و بي غيرت ,
لبريز از تعصب جاهلي ,
و غرور شمشير بزم و هميشه در غلاف ,
با ظلم و ستم فراگير ,
و فقط مترسك هايي مانع , براي نسل نو ,
نسل سلمان و ابوذر , اشتر و عمار ,
آي , اقوام عرب ,
شرافت كو
شترها هم براي خواب شما ,
اندوهگين اند ,
مي فهمي ,
تا ابوسفيان و ابوجهلتان , تعصب جاهلي بلغور مي كنند ,
و كاروان مي تجارت دارند ,
باز هم شما خوابيد و برده زرخريد و حقير دنيا ,
و صهيون پليد مي تازد ,
و به دوستي پنهان , با سران شما مي نازد ,
و باز هم كشتار مي كند ,
و شما در حرمسراها , مست و لايعقل ,
بيدار شو , اي جايگاه وحي ,
بيدار شو , اي بچه هاي ابراهيم و اسماعيل ,
بيدار شو , اي زمزم , اي صفا ,
بيدار شو , اي فاتحان بدر و احزاب ,
شمشير و اسبها شما را فرا مي خوانند ,
برخيز اي قوم جهاد ,
برخيز اي قوم جهاد.
رسول نوري صفا ـ اصفهان

مثل همه بچه ها


آب نبات مي فروخت
با طعم موز و نعناع
آنها را خيلي دوست داشت
مثل همه بچه ها
شايد كمي هم بيشتر
قدبلندي نداشت
كوچكتر از نهالي
دستهاي كوچكي داشت
مثل همه بچه ها
شايد كمي هم بيشتر
در آسمان دلش
ستاره ها چشمك زن
يك دنيا آرزو بود
مثل همه بچه ها
شايد كمي هم بيشتر
چشم سياه و ريزش
حساس و با عاطفه
دنيا را كوچك مي ديد
مثل همه بچه ها
شايد كمي هم بيشتر
گاهي كه خسته مي شد
زير درختي مي رفت
روياي شيريني داشت
مثل همه بچه ها
شايدكمي هم بيشتر
دلش مي خواست پولي داشت
يك آب نبات مي خريد
فقط براي خوردن
مثل همه بچه ها
شايد كمي هم بيشتر
سيدرضا تولايي زاده ـ آموزگار دبستان

خبرهاي ادبي ـ هنري


فراخوان ارسال آثار با موضوع حمايت از مقاومت مردم لبنان
حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در اطلاعيه اي از عموم نوجوانان زير 20 سال ايران خواسته است تا نامه ها و نقاشي هاي خود را با موضوع مقاومت مردم حزب الله لبنان و فلسطين به حوزه هاي هنري محل سكونت خود ارسال كنند.
به گزارش واحدخبر حوزه هنري , آثار ارسالي پس از گزينش و ترجمه دراختيار نيروهاي حزب الله لبنان قرار خواهد گرفت .
در اين اطلاعيه آمده است : نوجوانان و جوانان برومند ايران ! دست جنايتكار امريكا , ديرگاهي است كه همچون مار از آستين صهيونيسم بين الملل درآمده و خواستار چنبره زدن به دور گنجينه اي به نام « خاورميانه » است . آمريكائيان و صهيونيست هابراي جبران شكست هاي پياپي وخفت بارشان در كشورهاي فلسطين و لبنان , در پي دگرگون كردن بنياد خاورميانه برآمده اند تا مگر اهداف دون وموهن خود را به ضرب زور و اسلحه و تهديد و توهين محقق كنند.
همبستگي ما , دست هاي به هم پيوسته ما , يگانه سلاح ما در برابر تسليحات فوق مدرن آن غاصبان است .
با قلم هاي در مشت فشرده تان همبستگي و آزادگي را تصويركنيد.
دبيرخانه نخستين جشنواره 114 فيلم كوتاه قرآني
دبير جشنواره بين المللي فيلم هاي قرآني گفت : به سازنده گان فيلم هاي كوتاه مبتني بر آيات قرآني با نگاهي نو به موضوع فلسطين كمك هاي مالي و معنوي مي شود.
عليرضا حاجي زاده دبيرنخستين جشنواره بين المللي فيلم هاي قرآني گفت : با توجه به اينكه (قرآن و دفاع ) يكي از سرفصل هاي اصلي جشنواره فيلم هاي قرآني است , فيلم هايي كه مبتني بر آيات قرآن با نگاه نو به موضوع دفاع (فلسطين ) تهيه شود كمك هاي مالي و معنوي تعلق خواهدگرفت .
وي تاكيد كرد علاقمندان مي توانند تا تاريخ پانزدهم شهريورماه سال جاري طرحهاي خود را به دبيرخانه جشنواره فيلم هاي كوتاه قرآني ارسال كنند.
همچنين لازم به ذكر است نخستين جشنواره بين المللي فيلم هاي قرآني همزمان با سالروز مبعث حضرت رسول اعظم (ص ) سال آينده در تهران برگزار خواهد شد.
ابراز همدردي بچه هاي ايران با كودكان سرزمين زيتون
كودكان و نوجوانان ايراني با شركت در مسابقه اي ادبي و هنري , همراهي و همدردي شان را با همسالان فلسطيني و لبناني خود به نمايش مي گذارند.
به گزارش روابط عممي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان , اين مسابقه با عنوان « كودكان سرزمين زيتون » آثار كودكان و نوجوانان ايراني در سه رشته نقاشي , داستان و شعر براي ابزار همدردي آنها با بچه هاي ستم ديده و زجر كشيده لبناني و فلسطيني به رقابت مي گذارد.
بر اساس اين فراخوان كودكان و نوجوانان ايراني بايد آثار خود را تا 15 شهريور به دبيرخانه مسابقه به نقاشي تهران , خيابان حجاب , مركز آفرينش هاي فرهنگي و هنري كودكان , روابط عمومي ارسال كنند.
آثار برگزيده اين مسابقه در برنامه روزجهاني كودك در قالب نمايشگاهي مهر امسال در معرض ديد علاقمندان قرارخواهند گرفت و به آثار برتر نيز جوايزي اهدا خواهد شد.
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در حالي كه رژيم غاصب صهيونيستي تجاوزي گسترده را به سرزمين فلسطين و لبنان آغاز و براثر آن تعدادي از كودكان بي گناه را شهيد و زخمي كرده است . پيام همدردي بچه هاي سرزمين ايران خطاب به كودكان سرزمين زيتون و اعلام انزجار آنها از اين جنايت ها را با برپايي اين رقابت به نمايش خواهد گذاشت .
دسترسي به اين خبر به همراه تصوير وخبرهاي ديگر در سايت اينترنتي امكان پذير است . WWW.Kanoonparvaresh.com كانون بانشاني
هم زمان با روز شعر و ادب فارسي
پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس برگزار مي شود
پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس روزهاي 27 تا 29 شهريور ماه , همزمان با روز « شعر و ادب فارسي » در اروميه برگزار مي شود.
به گزارش ستاد خبري پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس , اين كنگره كه براي دومين بار در استان آذربايجان غربي , شهرستان اروميه برگزار مي شود , ميزبان بيش از 200 نفر شاعر و منتقد دفاع مقدس خواهد بود .
مهلت ارسال آثار به اين كنگره 31 مرداد ماه اعلام شده و بعد از آن با حضور حسين اسرافيلي ـ دبيرعلمي ـ داورهاي آغاز مي شود. پيش بيني مي شود به دبيرخانه اين دوره از كنگره 14 هزار قطعه شعردر سبك هاي مختلف ارسال شود.