
گفت وگو با سردار مجتبي عسگري , مسوول بهداري لشكر 27 حضرت رسول (ص ) در دوران
دفاع مقدس
اشاره :
در سال 1337 در بشكان كرمان به دنيا آمده و ضمن حضور در جريان
مبارزات پيروزي انقلاب اسلامي و برخورد با گروهكها , در تمامي سالهاي
دفاع مقدس در جبهه هاي حق عليه باطل حضور داشت . وي در مجموعه
بهداري جنگ و هشت سال دفاع مقدس تجارب زيادي بدست آورده است از
همان ابتدا كه كردستان توسط ضد انقلاب مورد تعرض قرار گرفت تا پايان
جنگ مردانه و جانانه از دين و ميهن خود دفاع كرد او قبل از حاج احمد
متوسليان به پاوه رفته بود و از ياران باوفاي او محسوب مي شد و در
عملياتهاي متعدد همراهش بود.بعد از مدتي از غرب كشور به جنوب آمد و
همراه شهيد ممقاني بهداري لشكر27 را در طول هشت سال دفاع مقدس
مديريت و فرماندهي كرد و در طول سالهاي پس از جنگ در سمتهاي
مختلف لشكر 27 محمدرسول الله (ص ) خدمت كرده است . چهره اش
دوست داشتني است .نيروهايش با نام حاج مجتبي صدايش مي كنند , گرچه
سردار است ولي بسيار ساده و بي آلايش و مخلص .
ثاز خودتان بگوئيد.
به نام خدا ;من مجتبي عسكري هستم , كارشناس مديريت .از
ابتداي انقلاب وارد جريانات انقلابي شدم و زمانيكه پاوه در محاصره ضد
انقلاب قرار داشت به كردستان رفتم , در اين زمان پاسداران غير بومي به
كمك مردم پاوه شتافتند در حاليكه تردد نيروهاي انقلابي به شهر پاوه از
مسير زميني عملا غير ممكن بود و برادران بوسيله هلكوپتر رفت و آمد
مي كردند . در زمستان سال 57 من نيز بعنوان يك رزمنده از پادگان وليعصر به
خيل رزمندگان جبهه كردستان پيوستم و بدليل اينكه دوره پزشكياري را
گذرانده بودم بعنوان مسئول بهداري سپاه پاوه مشغول بخدمت شدم .
ثنحوه آشنايي شما با شهيد بزرگوار ممقاني چگونه بود
در همين ايام حاج احمد متوسليان به اتفاق چند تن از برادران سپاه
براي آزادسازي پاوه از محاصره ضد انقلاب به منطقه اعزام شدند و عمليات
آزادسازي پاوه را آغاز كردند.
در اين عمليات بدليل مجروح شدن تعدادي از رزمندگان از مسئولين
سپاه درخواست اعزام پزشك جراح به پاوه نمودم و قول مساعد داده شد كه
در اسرع وقت پزشك اعزام شود. چند روز بعد بوسيله بي سيم خبر داده شد
كه پزشك درخواستي بوسيله چرخ بال اعزام شده است و من نيز جهت
استقبال به ژاندارمري , محل فرود چرخ بال رفتم .
پس از نشستن چرخ بال دونفر با لباس خاكي و تجهيزات نظامي و اسلحه
پياده شدند(حاج ممقاني و آقاي نورمحمدي ).
به استقبال آنها رفتم نفر اول (حاج ممقاني ) كه قد متوسطي داشت
سئوال كرد محل كار ما كجاست
گفتم كه بايد به بيمارستان شهر برويد و مجروحين را درمان كنيد , ممقاني
گفت به ما گفته اند برويم به سپاه .
گفتم كه بيمارستان به جراح بيشتر نياز دارد. حاج ممقاني گفت من كه
پزشك نيستم من بعنوان پزشكيار اعزام شده ام . اين اولين ديدار و سر آغاز
دوستي , اخوت و همكاري من با سردار رشيد جبهه ها , شهيد ممقاني
بود.بعد از آزادسازي پاوه از محاصره ضد انقلاب , بهداري سپاه پاوه شكل
تازه اي بخود گرفت و توانست منشا خدمات زيادي به مردم ستمديده شهر
پاوه شود.
ثآيا شما بعنوان مسئول بهداري سپاه پاوه در عمليات هاي نظامي هم شركت مي كرديد
بله : در تمام عملياتهاي نظامي علاوه بر انجام امداد و درمان به
مجروحان بعنوان يك رزمنده نيز دوشادوش ديگر رزمندگان درعملياتها
شركت داشتيم .
در تير ماه 1359 ماموريت حاج احمد در پاوه به اتمام رسيد و
نيروهاي سپاه جهت آزادسازي مريوان به سنندج اعزام شدند و بوسيله يك
چرخ بال وارد پادگان تيپ سوم لشكر 28 كردستان ( ارتش ) در مريوان
شديم . بعد از چند روز حاج احمد و ديگر رزمندگان عملياتي را جهت آزاد
سازي ارتفاعات مشرف به مريوان آغاز كردند. در اين عمليات من علاوه بر
اينكه پزشكيار بودم بعنوان تيربارچي ( ژ3 ) و تخريبچي نيز فعاليت
مي كردم .
ث آيا غير از مسئوليت در سپاه مسئوليت هاي ديگري در آن زمان داشتيد
بله : پس از آزاد سازي شهر مريوان كنترل شهر بطور كامل بدست
رزمندگان افتاد و براي اداره شهر از نيروهاي سپاه بعنوان مسئولين ادارات
استفاده شد و من نيز علاوه بر مسئوليت بهداري سپاه مريوان بعنوان مسئول
شبكه بهداشت شهرستان مريوان و شهيد ممقاني بعنوان مسئول بيمارستان
مريوان معرفي شدند . شبكه بهداري مريوان در آن زمان حدود 500 نفر نيرو
و كارمند در اختيار داشت .
حاج ممقاني در اولين اقدام بيمارستان مريوان را به بيمارستان الله اكبر
نام گذاري كرد و با توجه به اينكه اكثريت مردم از شهر مريوان خارج شده
بودند بوسيله راديو از مردم درخواست شد كه به شهر بازگردند .بدليل
وضعيت خاص كردستان و بخصوص شهر مريوان امكانات بسيار كمي در
اختيار بهداري قرار داشت و روز به روز بر مشكلات افزوده مي شد و بدليل
نا امن بودن جاده ها وسايل و امكانات مورد نياز بهداري و بيمارستان شهر
تامين نمي شد. بطوريكه من و ممقاني شخصا تامين داروي شهر مريوان را
برعهده گرفته بوديم و از سنندج و كرمانشاه با توجه به ناامن بودن جاده ها
امكانات تهيه مي كرديم . حتي كار بجايي رسيد كه در شهر مريوان داروخانه
شبانه روزي احداث گرديد.
ث آيا مجروح شده ايد
بله چند مرتبه اي مجروح شده ام . يكبار همراه حاج ممقاني در عمليات
والفجر چهار باهم مجروح شديم گلوله توپ زير ماشين ما منفجر شد.
ثنحوه تشكيل بهداري لشكر چگونه بود
در تاريخ 59,4,1 فرمان عزيمت حاج احمد به جبهه هاي جنوب رسيد
و در همين ايام تيپ حضرت رسول را تشكيل و شهيد ممقاني بعنوان فرمانده
بهداري تيپ محمدرسول الله (ص ) معرفي شد , من نيز طبق نظر حاج احمد
در كردستان ماندم .
بعد از تشكيل تيپ محمد رسول الله (ص ) عمليات فتح المبين آغاز شد و
بهداري نيز بعنوان يكي از واحدهاي رزمي و اصلي با قوت و توان بالا در
عمليات ها شركت كرد.
ث شما كي به تيپ و منطقه جنوب آمديد
من بعد از مدتها تلاش فراوان توانستم از سپاه مريوان تسويه كنم و بعد
از عمليات والفجر مقدماتي به جمع نيروهاي تيپ ملحق شوم و بعنوان
معاون حاج ممقاني در بهداري مشغول شدم .
ثبهداري لشكر در چه عملياتهايي حضور داشت
بهداري لشكر 27 از بدو تشكيل در تمام عمليات هاي آفندي و پدافندي
با تمام قوا حضور فعال و چشمگير داشت , از جمله عمليات هاي كه بهداري
در آن سهم تعيين كننده داشته است عبارتند از : عمليات فتح المبين ,
بيت المقدس , رمضان , مسلم بن عقيل , والفجر مقدماتي , والفجر يك , والفجر
3 , والفجر 4 , خيبر , والفجر 8 , كربلاي يك , كربلاي پنج , كربلاي 8 , نصر
هفت , بيت المقدس 4 , بيت المقدس هفت و عمليات مرصاد .
ثبراي انجام يك عمليات عموما شما چه كار مي كرديد
اگر در منطقه جنوب كشور بوديم عقبه لشكر در پادگان دوكوهه يا اردوگاه
كرخه يا اردوگاه كارون بود و در منطقه غرب در اردوگاه قلاجه و اردوگاه
كوزران مستقر بوديم البته براي مدت كوتاهي نيز در اردوگاه (آناهيتا ) در
كرمانشاه و پادگان ابوذر بوديم . بطور طبيعي قبل از عملياتها ما با نيروهاي
اعزامي به بهداري علاوه بر انجام كارهاي آموزشي اقدام به تهيه و آماده
نمودن وسايل و امكانات مي نموديم از جمله تهيه تجهيزات مورد نياز در
پست امداد و اورژانس آماده نمودن آمبولانسها هماهنگي با بيمارستانهاي
صحرايي پيش بيني امدادگر پزشكيار و دكتر و گروه تخصصي بهداري
همچنين با اعزام امدادگر و پزشكيار و راننده آمبولانس به گردانها سطح
توانايي و آموزش گردانها را بالا مي برديم .
ثنحوه تامين نيرهاي تخصصي درزمان جنگ به چه شكل بود
ما هميشه با اقشار مختلف از جمله راننده هاي آمبولانس بهياران و پرستاران
و پزشكان و بيمارستانها در ارتباط بوديم و به محض اينكه به زمان عمليات
نزديك مي شديم اين عزيزان با يك فراخواني سريعا خود را به منطقه
مي رساندند.
ثبهداري از چه قسمتهايي تشكيل مي شد
بهداري لشكر از گروهان درمان , پشتيباني , دارويي , كارگزيني , ش م ر ,
اورژانس , پست امداد , موتوري و رانندگان آمبولانس , تبليغات , بهداشت ,
كارگزيني , مخابرات و گروه ابابيل تشكيل مي شد.
ثاز امدادگرها برايمان بگوئيد.
هر امدادگري , يك كوله پشتي داشت , كوله پشتي شامل مقداري باند ,
گاز , آتل و سرم بود. كار امدادگران در اصل بيشتر كار فوريتي بود نه كار
درماني امدادگرها قبل از عمليات جهت آشنايي با نيروها به گردانها مامور
مي شدند و دوشادوش رزمندگان در خط مقدم جبهه حضور داشتند و علاوه
بر كار امدادي كار رزمي نيز انجام مي دادند.
ثاز گروه ابابيل و كار آنها بفرماييد
علي رغم اينكه مهندسي لشكر حضور فعالي در عملياتها داشت ولي ,
معمولا خود بهداري لشكر با كمك نيروهاي ايثارگر خود عهده دار ايجاد
مراكز اورژانس و پست امداد و غيره مي شد. ايجاد مراكز اورژانس , بصورت
خيلي محرمانه توسط تعدادي از نيروهاي زبده و مومن انجام مي شد اين
گروه كه حدود 30 نفر مي شدند عموما بين چند روز تا يك ماه قبل از
عمليات به منطقه مورد نظر اعزام مي شدند و تا شروع عمليات حق به عقب
آمدن بدليل مسائل امنيتي را نداشتند و همين چند نفر مسئوليت ايجاد
پست امداد اورژانس و سنگرهاي عمومي بهداري را برعهده داشتند و چون
در هنگام كار با بيل و كلنگ و... سروكار داشتند به نام گروه ابابيل نام گرفته
بودند كه البته عضوشدن در اين گروه به همين راحتي ها نبود.
ثنحوه درمان مجروحين از خط تا عقبه به چه شكل بود
بطوركلي اقدامات اوليه مجروحين در خط مقدم توسط امدادگر و يا
پزشكيار گردان انجام مي شد و سپس توسط افراد تخليه مجروح به پست
امداد منتقل مي شد در پست امداد پزشك و امكانات تخصصي مانند ساكشن
و كپسول هوا و. . . داشتيم به اين صورت ترتيب اسباب نجات مجروحين
فراهم مي شد. مثلا مجروح مي آمد داخل پست امداد ضربان پائين , رنگ
پريده و با وصل كردن يك كيسه خون ضربان و رنگ سر جايش مي آمد واز
آنجا بوسيله آمبولانس به اورژانس و سپس به بيمارستان صحرايي انتقال
مي يافت .در بعضي مواقع برحسب ضرورت ما بعضي از مجروحين را در
همان اورژانسهاي خط عمل جراحي نيز مي كرديم .البته غير از داشتن
امكانات ما از پزشكان بسيار متعهد و متخصص نيز بهره مند بوديم كه لازم
مي دانم در اينجا از برادر عزيزم دكتر همتي , نيل فروشان و.... ديگر عزيزان
يادي كنم .
ثاورژانس هاي مستقر در خط چگونه به كمك رزمندگان مي آمدند
سعي مي شد اورژانس در نزديك ترين مكان به خط مقدم جبهه با شد و
در حداقل زمان مجروحين مداوا شوند در هر اورژانس حدودا با20 تخت يا
بيشتر تجهيز مي شد به علاوه اورژانس ش م ر و بانك خون كه همه اينها
داخل آن مجموعه اورژانس مادر بود , كه اگر بخواهيم آمار دقيق بدهيم بايد
بگوييم چيزي در حدود 30 الي 40 تخت زده مي شد و يك اورژانس
كوچكتر با 6 تخت براي مجروحين سرپايي احداث مي شد .
ثآيا نيروهاي بهداري آيا مانوري يا به اصطلاح خشم شب هم داشتند
بله , خدا رحمت كند شهيد ممقاني را , ايشان خيلي اعتقاد به عملياتي
بودن بهداري داشت , تكه كلام ايشان اين بود كه نيروئي كه به جبهه اعزام
مي شود و قرار است در عمليات شركت كند حالا در هر قسمتي كه مي خواهد
باشد , بايستي از توان رزمي خوبي برخوردار باشد , لذا در بهداري خيلي
روي آمادگي جسماني تاكيد مي شد , ورزش و رزمهايي كه براي نيروها در
بهداري در نظر گرفته مي شد , كيفيت آن نسبت به واحدهاي ديگر به مراتب
بهتر و بالاتر بود و هرچند روز يكبار با توجه به زمان عمليات , مانورهايي
آموزشي انجام ميشد.حتي در عمليات كربلاي پنج تامين و نگهداري قسمتي
از خط حدفاصل لشكر 27 تا لشكر 25 كربلا را بهداري لشكر برعهده داشت
يعني علاوه بر كار امدادي ماموريت عملياتي نيز انجام مي داديم و معمولا
بهداري بيش از يك فرمانده گردان در خط حضورداشت و اين موضوع نشان
از توان بالاي رزمندگان بهداري لشكر27 مي باشد . ورزش هم كه همه روزه
جز لاينفك برنامه هاي صبحگاه ما بود در جهت بالا بردن توان روحي و
جسمي رزمندگان بهداري .
ثكار قسمت بهداشت چه بود
كار بهداشت نظارت بر بهداشت اماكن و پخت و پز مواد غذايي و
مجموعا بهداشت فردي و عمومي در لشكر.
البته براساس شرايط خاص منطقه بعضي اوقات مسائل بهداشتي كمتر مورد
توجه قرار مي گرفت .
ثخوب است بيشتر از شهيد ممقاني برايمان بگوييد.
در مديريت بسيار قوي و محكم بود روحيه ايثار و جنگندگي در ايشان
موج مي زد و واقعا كساني كه با ايشان كار مي كردند , خيلي چيزها از ايشان
ياد مي گرفتند , روحيه كادر سازي داشت . ما , پايداري در كار را از شهيد
ممقاني آموختيم من خستگي در چهره ايشان نمي ديدم از راه كه ميرسيد
يك مختصر استراحتي مي كرد و بعد به امورات مختلف مي پرداخت .
موتوري را كنترل مي كرد , تداركات را كنترل مي كرد بسيار ريز مي شد در
خيلي از مسائل بعضي وقتها ما اعتراض مي كرديم . حاج آقا شما چرا اينقدر
ريز مي شويد. ضرورتي ندارد كه برويد و در تداركات آنقدر ريز شويد.
مي گفت نه . اگر من كنترل و نظارت نكنم و سخت نگيرم بچه ها در كارها
ممكن است سست شوند و سستي شان باعث مي شود كه خداي نكرده به
اموال بيت المال صدمه وارد بشود من خيلي مواقع مي ديدم كه ايشان مي رفت
دور چادرها و محل استقرار نيروها مي گشت و امكاناتي را كه ممكن بود بي
دليل دور ريخته شده باشد جمع آوري مي كرد و اگر چيزي پيدا مي كرد
مي گفت : ببين اگر من و تو كنترل كنيم چنين اتفاقاتي نمي افتد.
در خصوص شجاعت شهيد ممقاني عرض كنم كه : در سال 59 اوايل
زمستان در مريوان با كمبود دارو مواجه شديم و بشدت از اين نظر در مضيقه
بوديم , دارو را هم بايد از سنندج مي آوريم و چون راه در اختيار منافقين و
ضدانقلاب بود به راحتي نمي توانستيم تردد كنيم و بايد با كارواني كه ارتش
و سپاه از سنندج راه مي انداخت اجناس بياوريم و اين كاروان هم مدت
زيادي طول مي كشيد تا به مريوان بيايد با اين حساب كه يكماه و نيم ديگر
كاروان مي آيد ما منتظر دارو باشيم نمي توانيم , جوابگوي مردم باشيم بچه
مردم پشت در اتاق عمل فوت مي كرد چون دارو امكانات و سرم نبود. چون
اين كار دست سپاه بود خيلي زجر مي كشيديم , يك روز ممقاني گفت
مي خواهم بروم و دارو بياورم , با يك هليكوپتر رفت و فردا زنگ زد كه من
داروها را آماده كردم , دنبال هليكوپتر مي گردم تا داروها رابياورم ولي
هليكوپتر در اختيارم قرار نمي گيرد , گفتم كاري نمي شود كرد بايد ببينم خدا
چه مي خواهد , چند ساعتي گذشت و زنگ زدم به آقاي فتحيان و گفتم با
ممقاني كار دارم , گفت آمده سمت مريوان , گفتم داروها را چه كرده گفت : با
داروها آمده است , گفتم با هليكوپتر گفت نه , با يك خاور !! و بدون تامين ,
گفتم اگر مي توانيد برويد جلويش را بگيريد تا بدست ضدانقلاب نيفتد.
ايشان هم موضوع را با حاج احمد متوسليان درميان گذاشته و درخواست
كرد كه جلوي ايشان را بگيرد.
تا بخواهند جلوي ايشان را بگيرند مرغ از قفس پريده بود و از مرز
سنندج خارج شده بود و ما هم منتظر شهادتشان بوديم و اگر كاميون دارو به
دست ضد انقلاب مي افتاد مي توانست خيلي مجروحين خود با آن دارو
پوشش دهد , ما ناراحت بوديم , البته من بيشتر ناراحت بودم چون ايشان
مثل برادر بزرگتر من بود و من خيلي به ايشان علاقه داشتم , بطور پنهاني از
مريوان خارج شدم و بطرف آخرين پاسگاهي كه دست ما بود رفتم واز
ماشينهاي عبوري مي پرسيدم يك همچين ماشيني نديديد كه با ضد انقلاب
درگير شده باشد و يا سوخته باشد چرا كه هيچ اميدي به آمدنش نداشتم . دو
ساعت و نيم گذشت كه يك ماشين قرمز رنگي از دور پيدا شد و هرچه
نزديكتر مي شد من دلشوره ام بيشتر مي شد.تا اينكه درون ماشين ممقاني را با
اسلحه ديدم , پياده شد , گفتم چرا اينكار را كردي !
گفت اگر اين كار را نمي كردم آن وقت جواب اين مردمي كه جانشان را به
ما سپرده اند تا ما دوا و درمانشان كنيم را چگونه مي داديم گفتم تو فكر
نكردي يكوقت خداي نكرده مشكلي پيش مي آمد و دارو را ضد انقلاب
مي برد تو چطور تا اينجا آمدي . شايد بالاتر از 10 تا 20 تا گشت ايست
بازرسي گروهك هاي مختلف وجود داشت . ايشان گفت شما توكل نداريد و
بعد تا آخر عمرش هم بمانگفت كه اين مسير را چطوري رفته و برگشته
است .ممقاني چنين روحيه اي داشت و همين باعث بالا رفتن روحيه ساير
برادران ميشد. بدين ترتيب بايد عرض كنم كه در بهداري عوامل موفقيت
مهم عبارت بودند از : مديريت قوي مسوولين بهداري , روحيه عالي نيروها
از جمله امدادگران رانندگان آمبولانس بروبچه هاي ش م ر پزشكان و
پزشكياران كه باعث ثبات كار در بهداري مي شد. در نهايت هم حاج ممقاني
در عمليات كربلاي يك آزاد سازي مهران به درجه رفيع شهادت نائل
شد.
ثبهداري لشكر چه تعداد شهيد تقديم انقلاب كرده است
بهداري لشكر27 بيش از 350 شهيد در راه دفاع از نظام مقدس
جمهوري اسلامي تقديم نموده و بيش از اين مجروح دارد كه لازم است در
اينجا از شهدايي همچون غياثي , مرتجي , سجادي , بوربور , رادبار , گيوه
چي , گل گيرنوش آبادي , ياوري , معدني پور , حلاجي يزدان شريف و......ياد
كنم انشاالله ما را فراموش نخواهند كرد.
ثاز ابتكار و خلاقيت هاي نيروهاي بهداري بفرماييد.
عمده كارهاي انجام شده در بهداري براساس ابتكارات رزمندگان بود چرا كه
ما از قبل آموزشي آنچناني كه نديده بوديم , گاهي عدم وجود امكانات و
تحريم هاي خارجي ها ما را وادار به ايجاد خلاقيت و ابتكار ميكرد بعنوان
مثال يكي از كارهايي كه ما در طول عمليات كربلاي 5 انجام داديم استفاده از
موتورهايي بود كه بر روي آنها برانكارد نصب كرده بوديم چون بعلت آتش
شديد دشمن تردد آمبولانس در خطوط مقدم جبهه بسيار مشكل بود و
آمبولانس ها منهدم مي شد براي حمل مجروح از اين موتورها استفاده
مي شد. اگر چه راننده اين موتورها احتياج به تمرين زياد داشتند. و يا در
عمليات كربلاي يك با ابتكار شهيد ممقاني اورژانس اختصاصي مجروحين
شيميايي احداث شد كه تا آن زمان ما هيچگونه الگويي از اينگونه اورژانسها
حداقل در كشور خودمان نداشتيم و يا ابتكاري رانندگان بهداري جهت
جلوگيري از تركش خوردن رادياتورهاي آمبولانس انجام دادند و بسيار
كارهاي ديگر مانند ايجاد يك تيم تعميرگاه موتوري كه آمبولانسهاي
انهدامي خط را به عقب انتقال مي دادند و سريعا بازسازي آنها را انجام
مي دادند و مجددا در عمليات بكار گرفته مي شدند.
يكي از كارهايمان كه ما توي بهداري تجربه كرديم و در جنگ حتما بايد
رعايت شود قضيه مهندسي رزمي است . سوله هاي بتني و يا آهني بسيار
خوبي بودند ولي بدليل سنگيني قابليت جابجايي نداشتند به همين دليل با
ابتكار از لوله هاي انتقال نفت و الوار و بشكه جهت احداث سنگر استفاده
كرديم كه پس از پايان عمليات نيز آنها جمع آوري مي شد تا در عمليات
بعدي بكار گرفته شود اين كار هم سرعت احداث اورژانس و سنگرهاي
بهداري را بالا مي برد وهم هزينه ها را كاهش مي داد.
ثاز بچه هاي ش م ر بفرماييد.
از بهترين نيروهاي بهداري همين بچه هاي ش م ر بودند جوانهاي بسيار
خوب با انگيزه شاداب و سرحال و مبتكر وظيفه اصلي آنها قبل عمليات
آموزش و آمادگي و در زمان عمليات مقابله با تك هاي شيميايي دشمن و رفع
آلودگي نفرات و تجهيزات بود.
قبل از عمليات نيروهاي ش م ر مي رفتند به گردانها و واحدهاي لشكر
آموزش مي دادند. يك آموزش داخلي هم داشتند براي خودشان كه تداوم بود
يك حالت كتابخانه كوچكي براي برادرها درست كرده بوديم كه آخرين
اطلاعات را در مورد جنگ هاي شيميايي را ياد بگيرند.
نيروهاي ش م ر علاوه بر آماده ساختن امكانات و تجهيزات رفع آلودگي
روي حفاظت انفرادي رزمندگان نيز خيلي كار ميكردند , آموزشهاي خوبي
داشتند براي مقابله عوامل شيميايي دشمن , گروه هاي رفع آلودگي آموزش
ديده و منظم داشتيم . در عمليات والفجر هشت ش م ر لشكر خيلي فعاليت
داشت و توان , زيادي را براي خنثي نمودن بمب هاي دشمن انجام داد و در
اين راه تعدادي از بچه هاي ش م ر شهيد شدند مانند شهيد سجادي
بوربور , محمدي , امكاني و...
ثبعد از جنگ با بروبچه هاي بهداري ارتباط داريد
بله , بعد از عمليات مرصاد جهت حفظ , انسجام وزنده نگه داشتن ياد و
خاطره شهدا هيئت متوسلين به چهارده معصوم (ع )را تشكيل داديم و اولين
جلسه نيز در شهريور ماه سال 1367 برگزار گرديد كه بحمدالله اين هيئت
تاكنون بطور مرتب جلسه دارد و جز بهترين هيئت هاي لشكر مي باشد. از
زمان تشكيل هيئت تاكنون بيش از380 جلسه بطور سيار و هر دو هفته يكبار
روزهاي دوشنبه در منزل خانواده معظم شهدا و رزمندگان بهداري تشكيل
گرديده است و هم اينك نيز با قوت به انجام اهداف اوليه خود كه همان حفظ
و نگهداري يادوخاطره رزمندگان و شهداي هشت سال دفاع مقدس است
مي پردازد.
ثبرنامه هاي هيئت به چه شكلي است
هر يك از جلسات هيئت با مناسبت و ايام مختلف مزين وبا ياد بود
عمليات ها و شهدا نامگذاري مي شود و متناسب با ايام سوگواري اقدام به
برگزاري مراسم عزاداري و همچنين در اعياد اسلامي نيز اقدام به برپايي
جشن مي نمايد و به اين وسيله فرهنگ اسلامي , شهادت را ترويج و ياد
دلاوري هاي رزمندگان را گرامي مي دارد. جهت ارتباط با خانواده معزز شهدا
و ايثارگران , هر شش ماه يكبار اقدام به چاپ نشاني برنامه هاي هيئت نموده
و بوسيله نامه از ايشان جهت شركت در مراسم مختلف دعوت بعمل مي آيد.
ثآيا تاكنون يادواره شهدا نيز داشته ايد
بله تاكنون چند يادواره جهت گرامي داشت ياد و خاطره شهدا برگزار
كرده ايم و قرار است در روز جمعه بيستم مردادماه 85 از ساعت 16,30 نيز
در سالن بصيرت لانه جاسوسي پنجمين يادواره شهدا را برگزار نماييم كه در
همين جا از همه رزمندگان و خانواده معظم شهداي بهداري دعوت ميكنم در
اين مراسم باشكوه شركت نمايند.
ث در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
هيئت شهداي بهداري جهت ايجاد ارتباط بيشتر با خانواده معظم شهدا
و رزمندگان دفاع مقدس اقدام به ايجاد پايگاه اطلاع رساني اينترنتي به نام
نموده كه عزيزان مي تواند ضمن مراجعه به www.malaek.ir ملائك به آدرس
اين سايت علاوه بر آشنايي با زندگي نامه شهدا در خصوص عملياتهاي
مختلف و جدول جلسات هيئت و ديگر مطالب را ملاحظه نمايند.
ثاز اينكه به ما فرصت داديد در خدمتتان باشيم بسيار متشكرم .
فعاليت هاي موثر بهداري لشكر27 در طول دفاع مقدس :
1 ـ حضور فعال و مستمر در طول هشت سال دفاع مقدس .
2 ـ حضور گام به گام و دوشادوش نيروهاي رزمي در خط مقدم .
3 ـ احداث اورژانس در حداقل فاصله با منطقه نبرد .
4 ـ احداث پست امداد كمك رساني به مجروحين در كنار رزمندگان و در
داخل خط .
5 ـ اعزام امدادگر , پزشكيار و راهنماي ش . م . ر به گردانهاي رزمي قبل و در
حين عمليات .
6 ـ آموزش امداد , درمان و مقابله با عوامل شيميايي به نيروهاي لشكر .
7 ـ انجام ابتكارات و نوع آوري هاي جهت ارائه خدمات به رزمندگان و
كاهش تلفات و مجروحين .
8 ـ ابتكار ساخت كيسه هاي امداد همراه رزمندگان توسط شهيد ممقاني .
9 ـ ابتكار ساخت اورژانس هاي تخصصي ش . م . ر (اورژانس ش . م . ر
عمليات كربلاي پنج ) توسط شهيد ممقاني .
هر امدادگري , يك كوله پشتي داشت , كوله پشتي شامل
مقداري باند , گاز , آتل و سرم بود. كار امدادگران در اصل
بيشتر كار فوريتي بود نه كار درماني . امدادگرها قبل از عمليات
جهت آشنايي با نيروها به گردان ها مامور مي شدند و
دوشادوش رزمندگان در خط مقدم جبهه حضور داشتند و
علاوه بر كار امدادگري كار رزمي نيز انجام مي دادند
بهداري لشكر 27 بيش از 350 شهيد در راه دفاع از نظام
مقدس جمهوري اسلامي تقديم نمود و بيش از اين مجروح
دارد كه جا دارد در اينجا از شهدايي همچون غياثي ـ مرتجي ـ
سجادي ـ بوربورـ رادبارـ گيوه چي ـ گل گيرنوش آبادي ـ
ياوري ـ معدني پورـ حلاجي و يزدان شريف و... ياد كنم

|
يادها و يادمانها
|
همزمان با وفات پيام رسان كربلاي حسيني ; حضرت زينب كبري (س ) ,
پنجمين يادواره شهداي بهداري لشكر 27 محمد رسول الله (ص ) ـ با
حضور خانواده معظم شهدا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس روز جمعه
85,5,20 از ساعت 16,30 الي 19 در سالن بصيرت لانه جاسوسي واقع
در خيابان طالقاني ـ تقاطع خيابان شهيد مفتح برگزار مي گردد.

|
|