اگر اين تعبير يكي از جامعه شناسان برجسته را بپذيريم كه « جامعه
داراي پيچيدگي فزاينده است » , پس بايد قبول كنيم كه ارتباط سازمانهاي
اجتماعي با چنين جامعه اي , ظرايف و فنون خاصي را مي طلبد كه مي توان
آن را در سازماني به نام « روابط عمومي » جستجو كرد البته نه بطور مطلق
بلكه به صورت نسبي , چرا كه جوامع امروز از لايه هاي مختلف عمودي ,
افقي , مورب و با سطوح گوناگون فرهنگي و اقتصادي با درجه آگاهي ها و
انتظارات بسيار متنوع تشكيل شده است كه عدم آشنايي با اين تنوعات ,
ايجاد تعامل سايبرنتيك اجتماعي را دچار مشكل مي كند و در نتيجه اصل
مخاطب محوري و مشتري مداري كمرنگ مي گردد. لذا با توجه به چنين
اهميتي است كه نقش و جايگاه روابط عمومي ها در مرحله گذر از نگرش ها و
كاركردهاي سنتي به مدرن و فرامدرن نمايان مي شود. شكي نيست كه براي
نيل به اين مقصود نقش مسئول و كارگزار روابط عمومي بيش از ساير عوامل
تاثيرگذار مي باشد , اگر بخواهيم شاخصه هاي اساسي براي انتخاب يك
مسئول روابط عمومي قائل شويم , باتوجه به ادبيات مكتوب محققان اين
رشته و نظريات كارشناسي برخي از شاغلين اين بخش , مي توانيم موارد زير
را مدنظر قرار دهيم :
1 ـ ارزش مداري
از آنجا كه هر جامعه اي اعم از مخاطبان درون و بيرون سازمان داراي
اعتقادات و بايدها و نبايدهايي هستند , لذا مسئول روابط عمومي نمي تواند
بي اعتنا به ارزش هاي جامعه مخاطب باشد , پس داشتن اعتقادات راسخ ديني
و پايبندي به ارزشها در جامعه اسلامي از شاخصه هاي مهم يك مدير روابط
عمومي محسوب مي شود.
2 ـ داشتن وجدان كار
لازمه وجدان كار , داشتن احساس مسئوليت اجتماعي است در برابر
مخاطبان , كه اين خود ريشه در ميزان پايبندي مسئول روابط عمومي به
ارزشها و اعتقادات ديني جامعه مخاطب دارد.
3 ـ علاقه و انگيزه
اگر متولي روابط عمومي با شوق و علاقه به اين جرگه وارد نشده باشد
رغبت و كوشش لازم را در نيل به اهداف متعالي زير مجموعه مبذول نخواهد
داشت , زيرا بي ميلي و بي انگيزگي موجب افسردگي شغلي و ركود برنامه ها و
فعاليت هاي روابط عمومي مي گردد.
4 ـ داشتن تخصص
دنياي امروز دنياي دانايي و توانايي است و لذا باتوجه به ظرايف
پيچيده جامعه مخاطب و رويكردهاي نوين در تعامل دو سويه و هم سنگ
بين سازمان ها و جوامع , مي بايست مسئول روابط عمومي حداقل در يكي از
رشته هاي مرتبط با حرفه روابط عمومي داراي تخصص و تبحر علمي باشد.
از طرف ديگر او علاقه مند به مطالعه ي آثار و ادبيات منتشر شده مربوط به
اين رشته نيز باشد و اطلاعات علمي خود را به روز نمايد.
5 ـ داشتن تجربه و مهارت
امام علي (ع ) تجربه را بالاتر از علم مي داند (التجربه فوق العلم ). چنانچه
مسئولي در روابط عمومي فاقد تحصيلات و تخصص لازم در اين زمينه
باشد , حداقل بايد از تجربه و مهارت عملي كافي برخوردار باشد و اگر داراي
هر دو شاخصه تخصص و تجربه بود كه قطعا شايسته تر و موفق تر عمل
خواهد كرد.
6 ـ داشتن ظرفيت و شم روابط عمومي
يك مدير روابط عمومي بايد ظرفيت فراگيري فنون و نظرات جديد
كارشناسانه را دارا باشد و به تعبير عاميانه در اين حرفه مثل يك فرد كودن
عمل نكند. بلكه علاوه بر داشتن ظرفيت ذهني لازم براي فراگيري , از شم و
سليقه كافي نيز در اين رشته برخوردار باشد. چرا كه اگر فردي حتي فاقد
مهارت علمي و عملي هم بود و باز مي تواند با ظرفيت و شم دروني خود امور
روابط عمومي را تا حدودي پيش ببرد. به عبارت ديگر مسئول روابط عمومي
نبايد طوري عمل نمايد كه مخاطبان و همكارانش بگويند او اين كاره
نيست .
7 ـ آشنايي با سيستم سازماني
شناخت اهداف , سياست ها , برنامه ها و خط مشي هاي سازمان مطبوع و
حتي آشنايي با ساختار فيزيكي سازمان و واحدهاي زيرمجموعه آن در نقاط
مختلف جغرافيايي از ديگر شاخصه هاي مهم يك مسئول روابط عمومي
كارآمد است .
8 ـ مخاطب شناسي
يك مدير روابط عمومي بايد قدرت شناخت ويژگيهاي مخاطبان
مختلف حوزه وظيفه مندي سازمان خود , اعم از مخاطبان عام , خاص , زن ,
مرد , پير , جوان , كودك , باسواد , كم سواد و مخاطبان فعال و غيرفعال را
داشته باشد و براي تعامل با آنها متناسب با نيازهايشان راهبردهاي اجرايي
اتخاذ نمايد.
9 ـ وظيفه شناسي
منظور از وظيفه شناسي آشنايي صرف با چند سطر وظيفه شغلي مندرج
در آيين نامه هاي سازمان نيست , بلكه وظيفه شناسي فراتر از آشنايي با
وظايف است چرا كه فرد وظيفه شناس علاوه بر آشنايي با مفاهيم نظري و
تئوري وظايف روابط عمومي , نسبت به عملياتي و اجرايي كردن تك تك آن
وظايف احساس تعهد مي كند و تلاش فوق العاده اي به عمل مي آورد.
10 ـ روحيه تعامل و همكاري
اصل ارتباط و تعامل در دنياي امروز يك اصل پذيرفته شده جهاني
است كه مسئولان روابط عمومي مي بايست بيش از ديگران به اين
شاخصه هاي حيات اجتماعي مفيد باشند. چرا كه بدون داشتن روحيه تعاون
و همكاري , ارتباط و تعاملي برقرار نمي شود و براي نيل به اين مقصود هم
بايد مسئول روابط عمومي داراي روحيه جمعي و قادر به جلب نظر همكاران
و مخاطبان سازمان باشد. قطعا ارتباط خوب با همكاران و مخاطبان و
رسانه ها نقش بنيادي در افزايش كارايي روابط عمومي ايفا مي كند.
11 ـ توان مشاوره
يك مسئول خوب روابط عمومي در عصر نوين تحولات سازماني بايد
بتواند به عنوان بازوي قوي مشاوره مديران سازمان مطبوعات خود عمل
نمايند و براي نيل به اين مقصود ابتدا بايد خود روحيه و توان مشورتي
داشته باشد و براي نظارت مشورتي كارشناسان زيرمجموعه و مخاطبان
بيروني ارزش و اهميت فراواني قائل شود. لازمه اين امر مهم داشتن روحيه
تعامل و همكاري و ارتباط توام با احترام نسبت به ديگران بويژه
صاحب نظران و متخصصان اين رشته است .
12 ـ قدرت برنامه ريزي
مدير بي برنامه دچار روزمرگي و باري به هر جهت مي شود. مسلما كار با
برنامه و از پيش طراحي شده توام با دورنماي مناسب و دست يافتني , در همه
بخشهاي روابط عمومي اعم از اطلاع رساني , افكارسنجي , رسانه ها ,
ارتباطات , سمعي و بصري , تبليغات , نمايشگاهها و مديريت و... موجب
تسريع در تحقق بهينه اهداف مي شود و از سوي ديگر نشاط و تحرك شغلي
را در ميان پرسنل افزايش مي دهد.
13 ـ قدرت ابتكار و خلاقيت
اساسا زندگي اجتماعي در تمام عرصه ها روبه تحول و نوگرايي است و
لذا مسئولان روابط عمومي اگر پابه پاي تحولات و نوآوريها حركت نكنند از
قطار سريع السير پيشرفت و توسعه عقب مي مانند. در جهان كنوني مديراني
موفقند كه بااستفاده از تحولات روزافزون , به ابتكارات و خلاقيت هاي نوين
دست يابند و خود را از كارهاي سنتي و ناكارآمد رها كنند.
14 ـ كاربرد صحيح امكانات اداري
نيروي انساني , ماشين , كامپيوتر , تلفن , اينترنت , موبايل و ساير
امكانات و سرمايه هاي ناشي از قدرت اداري و دولتي جز بيت المال سازمان
محسوب مي شود , لذا مي بايست در راستاي اهداف سازمان بكار گرفته شوند
نه در جهت منافع شخصي يا گروهي , مسئول روابط عمومي در اين زمينه
بايد الگوي ساير مديران سازمان باشد.
15 ـ توان مديريتي
گرچه ويژگي هاي مورد اشاره , همه نشانگر توان مديريتي يك مسئول
روابط عمومي است , ولي توان مديريتي فراتر از اين ويژگي هاست و به
معناي آن است كه يك مدير بايد قدرت كنترل بر امور , نظارت بر اقدامات ,
تعيين استراتژيي كوتاه مدت و بلندمدت , توان ارزيابي فعاليت ها و مهم تر از
همه قدرت هدايت و رهبري زيرمجموعه خود را داشته باشد و بتواند منابع
انساني و مادي , و به عبارت ديگر نرم افزاري و سخت افزاري روابط عمومي
را به طور بهينه و در جهت اهداف سازمان بكار گيرد.
16 ـ داشتن روابط عمومي فردي
كسي كه به عنوان مسئول روابط عمومي انتخاب مي شود بايد در درون
خود , اين حرفه را نهادينه كرده باشد و بين افكار و آرزوها و رفتارهاي فردي
خود رابطه خوب و مناسبي برقرار كرده و بتواند بين اجزاي مختلف دروني
شخصيت خود هماهنگي و تعامل برقرار نمايد نه آنكه با خود درگير باشد. به
عبارت ديگر كسي كه روابط عمومي شخصي و درون شخصيتي خوبي ندارد
نمي تواند از روابط عمومي اجتماعي و سازماني مناسبي برخوردار باشد.
17 ـ اخلاق خوش
خوش اخلاقي و رفتار توام با متانت و احترام و به دور از خشونت و
نگاه آمرانه از ديگر ويژگي هاي يك مسئول روابط عمومي است . اين شاخصه
ضمن آنكه منبعث از آموزه هاي ديني ما ايراني ها است , موجب جلب نظر و
احترام متقابل ديگران نسبت به روابط عمومي و توسعه مشاركت و همكاري
مخاطبان با سازمان مطبوع مي گردد و در نتيجه ارباب رجوع ها حتي اگر
نيازشان هم تامين نشود با رضايت و نشاط خاطر از سازمان خارج مي شوند.
لذا مسئول روابط عمومي هرچه برخوردتر و متواضع تر باشد رابطه اش با
مخاطبان و همكارانش بهتر و سازنده تر و تاثيرگذاري اش بر آنها بيشتر
مي شود.
كلام آخر :
آنكه اين ويژگي ها بيشتر از آن است كه در اينجا برشمرديم ولي قصد ما
تنها يادآوري برخي از شاخصه هاي مهم و برجسته يك مسئول روابط
عمومي در عصر حاضر بود كه در اينجا به طور اختصار به آنها اشاره كرديم .
نكته ديگر آنكه بعضي از ويژگي هاي فوق مي تواند اكتسابي و برخي ذاتي
باشد ولي به هر صورت در هنگام انتصاب يك مدير براي روابط عمومي ,
هرچه بيشتر اين شاخص ها مورد توجه قرار گيرد موفقيت و كارآمدي روابط
عمومي در سازمان و در ميان مخاطبان بيشتر مي گردد.
من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش
گر به فكر سوختن افتاده اي مردانه باش
غلامرضا خاركوهي

|
دولتمردان ! علي (ع ) اينگونه بود , شما چگونه ايد
|
13 رجب سالروز ميلاد امام علي عليه السلام بود . به جرات مي توان
گفت كه در سراسر گيتي , ايران اسلامي , يگانه كشوري است كه قريب به
اتفاق مردم آن اعم از شيعه و سني و حتي پيروان اديان ديگر , امام علي (ع )
را الگو و مقتداي خويش دانسته و به او عشق مي ورزند. بالاتر از آن « جرداق
مسيحي » مي گويد : « به دليل عشق به علي , همه شيعيان او را نيز دوست
دارم » .
درست است كه بدن آن امام همام در نجف مدفون است اما كيست كه
نداند قلب تك تك ايرانيان آشيانه اوست . عشق به علي (ع ) , تاج افتخار اين
ملت و تمام ايمان است . عشق به علي امروز دار و ندار اين مردم و همه آمال
و آرزوي اوست . از بزرگترين امتيازات شيعه بر ساير مذاهب اين است كه
زيربناي اصلي آن عشق و محبت است . از اين جهت تشيع , مذهب عشق و
دلدادگي است و پيغمبر بشارت داده است كه « علي و شيعته هم الفائزون » .
از سويي به بركت اين بستر و زمينه خدادادي در ايران , امروز شاهد
تشكيل حكومتي هستيم كه داعيه دار پيروي از حكومت عدل آن امام عزيز
است , حكومتي كه براي تشكيل آن خون هزاران نفر از عزيزترين و شريفترين
جوانان اين ملت فدا شده است
حكومت و نظامي كه در اين مملكت امروز بر سركار است , مي توان گفت
حاصل چهارده قرن جهاد و شهادت ملت هاي گذشته و حال است .
كارگزاران نظام اسلامي بايد بدانند كه چه امانت بزرگي را بر دوش مي كشند و
چه مسئوليت عظيمي را تقبل كرده اند. امروز چشمان تمام جهانيان به اين
نظام دوخته شده است .دشمن به جهتي و دوست از جهت ديگر.
شكل دهي يك نظام عدالت محور و عدالت گستر با الگو قراردادن
حكومت عدل علي عليه السلام امروز به يك آرزوي بزرگ براي اين ملت
عظيم الشان تبديل شده است . بعد از گذشت 27 سال از پيروزي انقلاب
شكوهمند اسلامي , تحقق اين آرزوي بر دل مانده اين مردم كار دشواري
نيست . بحمدالله همه زمينه ها و مقدمات آن فراهم است . فقط يك همت و
عزم بلند مي خواهد و يك ياعلي ديگر.
به مناسبت اين ميلاد و حادثه عظيم , چه خوب است كه دولتمردان اين
نظام الهي , عملكرد حكومتي چند ساله خود را با عملكرد حكومتي آن
الگوي كامل مقايسه كرده تا ببينند در كجاي اين كار قرار دارند , چه كارهايي
صورت پذيرفته و چه كارهايي برزمين مانده . و براي رسيدن به آن آرزوي بر
حق چه گامهايي بايد برداشته شود
فرمان حكومتي حضرت علي عليه السلام به مالك اشتر , يكي از
كارگزاران اصلي خويش , مي تواند معيار روشن و دقيقي باشد براي انجام اين
مقايسه بدين جهت فرازهايي از آن فرمان جاودانه و تاريخي آورده مي شود
اميد است , كه مورد توجه همه مسئولين محترم نظام مقدس اسلامي
قرارگيرد.
1 ) حكومت ها در دولت من اجازه ندارند كه نسبت به درباريان و چاپلوسان
بخشش ها كنند و مرحمت هاي بيجا مبذول دارند.
2 ) حكومت ها اجازه ندارند كه پيروان خود را بي پروا و آزاد بگذارند تا در
شئون زندگي ملت و مصالح عالي دولت دخالت كنند.
3 ) حكام نبايد كوچكترين تحميلي بر افراد روا دارند تا كارمندان حكومت از
اين رويه سرمشق گيرند و مستقيما بر خون و مال مردم فرمان صادركنند. در
هر حكومتي كه عاملي ستمگر پيدا گردد يا خادمي لجام گسيخته و خودسر
قدبرافرازد , حاكم را آن چنان كيفر كنم كه هزاربار حق ستمديدگان جبران
شود.زيرا مسئول مستقيم ملت حكمران است نه خدمتكار. اگر پيروان تو
ظالم و نابكار افتند , تو در پيشگاه عدالت ما و صفحات تاريخ مسئول
خواهي بود.
4 ) اي پسر حارث ! مبادا از عمال خويش , هر كه باشد , ديناري به هديه قبول
كني , زيرا اين عمل دلالت براين مي كند كه حاكم هديه مي پذيرد و تملق
دوست دارد. من حكمراني را كه اين چنين باشد دوست ندارم .
5 ) عمال تو بايد از نظر تاريخ خانوادگي نجيب و شرافتمند باشند . بايد در
محيط عصمت و تقوي پرورش يافته باشند. تا مي تواني تازه مسلمان ها را به
حكمراني برمگزين
6 )اي مالك , ! هرگز از جريان امور كشور و طرز سلوك حكام با رعيت
لحظه اي غافل مباش , به جزئيات امور شخصا رسيدگي كن و گزارش هاي
كشور را تا آخرين كلمه با دقت بشنو. مقتضي است به انجام اين مسئوليت
بزرگ , بر عمال خويش گروهي بازرسان مخفي بگماري تاپنهاني تو را از
چگونگي مملكت مستحضر دارند.
7 ) اي مالك ! بهوش باش كه سخن چين , قيافه حكيم و اصلاح طلب به خود
گيرد و در نتيجه مقاصد ناشايست و زيان آور خويش را درگوش تو
فروخواند , هرگز نصيحت اين طايفه را به گوش مگير.
8 ) اي مالك ! ترسو و جبان را در مجلس شوراي خويش راه مده كه اين
عنصر ضعيف , هم خود مي ترسد و هم كوشش مي كند تا پايه تصميم و اراده
اصحاب مشورت را سست و ناچيزكند.
9 ) بايد دانست كه افراط در مهرباني , رعيت را مغرور كند و به كبر و نخوتش
سوق دهد تا درجه اي كه كار را به جاهاي باريك بكشاند.
10 ) اي مالك ! مبادا كه در حكومت تو خادم و خائن يكسان باشد . زيرا
خادمي كه در ازاي خدمت خود مزد و مرحمت نبيند , دلسرد و بي قيد گردد و
خائني كه جزاي خيانت خود را به حد كمال نيابد , كردار زشت خويش را با
جرات بيشتري تكرار كند.
11 ) اي مالك ! تو حكمراني و حكمران همچون پدر است , پس اي پدر
ناگزيري كه بسياري از لغزش هاي فرزندان خود را نديده انگاري و با چشم
آكنده از گذشت بامحبت به چهره اولاد خود بنگري .
12 ) تو را به قضات كافي و پرهيزگار نيازي شديد است ولي با چه زبان
سفارش كنم كه داوران « قضايا » را بايد از نخبه دانشمندان اسلام كه به زينت
علم و فضيلت اخلاق تا حد نهايي آراسته باشند , انتخاب كني . در ملت مصر
بنگر , آن كه از همه پرهيزگارتر و داناتر است به نام « قاضي » برگزين .
13 ) بايد تكراركنم كه , دولت ما با تمام وسايلي كه در دست دارد مصمم
است به آبادي مملكت و آسايش رعيت بپردازد و به بيان آشكار آن است كه
اميرالمومنين با تمام قواي خود وام دار و گروگان رفاه و آسايش ملت اسلام
است .
14 ) بگذار حكومت ها هرچه مي خواهند بگويند , حكومت ما معتقد است كه
هرگز كشور خراب نشود , مگر آنكه كشورداران با دست « جور » تيشه برداشته
كاخ سعادت ملت را با سرتهي مغز خويش ويران كنند.
15 ) با ارباب رجوع آن چنان مدارا و ملاطفت كن , كه هرچه دانند بازگويند و
هرچه توانند تظلم كنند و مطمئن باش كه خداوند دادگر تو را پاداش گران
خواهد داد.
16 ) اما تو اي حاكم مسلمان , نبايد از ملت خود محجوب و پنهان باشي , تو
بايدبيش از همه با مردم تماس و معاشرت داشته باشي تا جزئيات زندگي
ملت در نظرت آشكار و واضح باشد.
17 )الا اي پسر حارث ! در اجراي اوامر الهي ميان خويش و بيگانه فرق
مگذار و « پسر » خود را بر سپاهيان صحراي مصر رجحان مده , حق سنگين
است و برداشتن آن دشوار , استخواني آهنين و اندامي پولادين مي خواهد كه
در زير بارگران حق فرسوده و خميده نشود.
18 ) اي مالك تا مي تواني افسران سپاه را از خانواده هاي نجيب و
دودمان هاي با شرافت و اصيل انتخاب كن , مخصوصا تاريخ پيشينيان و
اجداد فرماندهان سپاه بايد به دقت رسيدگي شود , تا مبادا آلوده نژادان و
پست فطرتان به مقام سرداري برسند و موقعيت هاي افسري را اشغال
كنند.
19 ) من آن افسر را دوست دارم كه با ناتوانان و بيچارگان فروتن و با
گردنكشان همچون قهرالهي بي رحم و متكبر باشد.
20 ) سرباز را آن چنان بي نياز و چشم و دل سير نگهدار كه گوهر را با خاك
فرق ننهد و ثروت جهان در نظرش خاشاكي ناچيز جلوه نمايد.
21 ) بر سرباز سخت مگير و او را به كاري پست وننگين مگمار , بگذار روح
سرباز شريف و نظرش عالي باشد.
ناصر سعد

| |