روزنامه جمهوري اسلامي 16/05/1385 صفحه عقيدتي
مردي چون او به صحنه گيتي , جهان نديد




به انگيزه بزرگداشت ولادت پيشواي متقين حضرت علي (ع )
امشب چهره آسمان به گونه اي ديگر است , كران تا كران را نور فرا گرفته است , و ماه و ستارگان در فروغ و درخششي خاص به سر مي برند. هر نگاهي كه از ديده جان برمي خيزد , به اين مشاهده مي رسد كه فيض و رحمت حق باريدن گرفته است و از همين رو دلها به ذوق مي آيند و سرها به شور مي افتند.
امشب كه چهر آسمان , دارد صفاي ديگري
آورده با خود قرص مه , الحق نكوتر منظري
تنها نه مه را آمده , رخسار روح افزاتري
اين تابناكي امشب است , بر عارض هر اختري
باز است بر روي جهان , از مبدا رحمت دري
ذوقي بود بر هر دلي , شوري بود بر هر سري
اين زيبايي و نور كه آسمان را فرا گرفته است و آثار آن , ذوق و شور در دلها و سرها مي ريزد , حكايت از واقعه اي دارد كه فردا « زمين » را در غوغا مي افكند و فوج هاي فرشتگان الهي را از ملكوت به خاك مي آورد تا مسلمانان را با دسته گل هاي چيده شده از باغ و بوستان الهي , نويد و بشارت دهند.
فردا زمين غوغا شود , تا آسمان هفتمين
زيرا كه از اوج فلك , فوج ملك آيد زمين
در دست هريك دسته گل , منشور سراندر جبين
آن دسته گلها چيده اند , از باغ رب العالمين
صبح مي دمد , آفتاب برون مي آيد , ملكوتيان به زمين فرود مي آيند و بر گرد در و بام كعبه به چرخش مي پردازند و همه چيز را مهيا و آماده مي كنند.
چون صبح فردا آفتاب , ازكوه بطحا سرزدي
روح القدس بي اختيار , الله اكبر بر زدي
اول حصار كعبه را , پيراهن ديگر زدي
وانگه درون خانه را , آئين زيباتر زدي
لحظه ها سپري مي شوند. انتظار به سر مي رسد. زني به خانه كعبه نزديك مي شود. درد زايمان او را رنج مي دهد و پناهگاهي جز خانه خدا نمي يابد.
اين زن كه دلي صاف و خالص دارد و در اوج پاكي و عفاف و تقوا به سر مي برد , « فاطمه بنت اسد » است .
در كنار كعبه , دست نياز به درگاه حضرت بي نياز مي گشايد و اينگونه تمنا و درخواست مي كند :
« پروردگارا , من ايمان دارم به تو , و به همه پيامبران , و كتاب هايي كه از سوي تو آمده , و گفتار جدم ابراهيم خليل را تصديق دارم . همان كه اين خانه را بنا كرد.
پروردگارا , به حق كسي كه اين خانه را بنا كرد , و به حق اين طفلي كه در شكم من است , ولادت او را بر من آسان گردان . » (1 )
دعاي فاطمه بنت اسد به سرعت مستجاب مي گردد و به اذن و قدرت و فرمان الهي , پشت خانه كعبه شكافته مي شود و به اين ترتيب فاطمه به درون دعوت مي گردد.
روزي كه با عجز و نياز , برطرف مسجد زد قدم
دريافت بر خود حضرتش , از درد زائيدن الم
مي جست از فرط حيا , خلوت سرايي محترم
در بارگاه كبريا , برداشت دستي لاجرم
چون لايق شانش نبد , زايشگهي غير از حرم
آمد نداي ادخلي , او را زحي ذوالكرم
فاطمه بنت اسد , با حالتي آميخته با شگفتي و شعف , و غرق در مهر و عطوفت حضرت حق , پاي به درون خانه كعبه مي نهد.
چون ديد صاحبخانه را , از ميهمان اكراه نه
شد با اجازت در درون , جايي كه كس را راه نه
از طرز تشريفات او , غير از خدا آگاه نه
جز هيبت يزدان كسي , دربان آن درگاه نه
حرفي در آن محرم سرا , جز با بسم الله نه
غير از عنايات خدا , با او كسي همراه نه
فاطمه بنت اسد وقتي به خانه كعبه وارد مي شود , به فرمان و قدرت الهي , ديواري كه شكافته شده بود به هم پيوسته مي شود. او با پذيرايي هاي اوليه فرشتگان حق , آماده رسيدن لحظه موعود مي گردد.
چون آرميد آن ميهمان , باب حرم مسدود شد
بر عقل و وهم آدمي , ره بسته و محدود شد
آثار هر نامحرمي , هر جا كه بد مفقود شد
از بس جهان شد بي صدا , گويي بشر مفقود شد
پس هر چه را مايل بدي , با امر حق موجود شد
آرام شد اندام او , تا ساعت موعود شد(2 )
اعجاز بزرگ الهي در شكافته شدن ديوار كعبه و ورود فاطمه بنت اسد به درون و به هم آمدن دوباره ديوار خانه خدا و پنهان ماندن اين زن عفيفه و پاك از ديدگان , به سرعت تمام در همه شهر پيچيد و مردم , از مرد و زن و كوچك و بزرگ از اين واقعه شگفتي زا سخن گفتند.
سه روز متوالي گذشت و كسي خبري از درون كعبه نيافت . روز چهارم فاطمه بنت اسد از همان مكان بيرون آمد و در حالي كه نوزاد خويش « علي » را در دست داشت , خطاب به مردم چنين گفت :
« خداوند متعال مرا به زنان پيش از من برتري بخشيد , زيرا « آسيه » خداي عزوجل را در مكاني پرستش كرد كه جز به صورت اضطرار و ناچاري نمي بايست او را پرستش نمود , و « مريم » نخله خشك را حركت داد تا از آن رطب تازه ميل نمود , و من در خانه خدا رفتم و از روزي و ميوه بهشتي خوردم , و چون خواستم از آنجا بيرون آيم , هاتفي ندا كرد كه : اي فاطمه , نام اين مولود را « علي » بگذار كه « خداي علي واعلي » مي فرمايد : من نام او را از نام خود جدا كردم و به ادب خود ادب آموختم , و من بر مشكلات علم خويش او را واقف ساختم , و اوست كسي كه بت ها را در خانه من مي شكند , و اوست كسي كه بر پشت بام خانه ام اذان مي گويد و مرا تقديس مي كند , و واي به حال كسي كه او را دشمن داشته و نافرمانيش كند . » (3 )
و اينگونه حضرت علي (ع ) , با عنايات حضرت حق , و در خانه كعبه , و با اعجاز بزرگ الهي , از مادري پاك و وارسته , ديده به دنياي خاك گشود.
راستي « فاطمه بنت اسد » كيست كه اين مقام معنوي را يافت كه خانه كعبه برايش شكاف برداشت و راه گشوده شد تا به درون رود و آرامش يابد و فرزندش را در آن مكان مقدس به دنيا آورد
فاطمه بنت اسد در « بيعت » با رسول خدا(ص ) , از پيشي گيرندگان محسوب مي شود و اين خود فضيلت بزرگي براي اوست . او نخستين زني است كه پس از خديجه (ع ) به پيامبراسلام (ص ) گرويد و با او بيعت نمود.
او در « هجرت » به مدينه نيز از پيشتازان است و اين نيز فضيلتي است براي او و همه كساني كه در راه خدا به اين امر مبادرت ورزيدند , چنان كه قرآن كريم به صراحت مي فرمايد :
« پيشي گيرندگان نخستين از مهاجر و انصار و كساني كه به نيكي از ايشان پيروي كردند , خدا از آنان راضي و خشنود است و آنان نيز از خدا راضي هستند و براي آنان بهشت هايي مهيا كرده كه نهرها در آن جاري است و هميشه در آن جاويدان هستند . اين است فوز و كاميابي عظيم . » (4 )
فاطمه بنت اسد به هنگام ولادت پيامبراكرم (ص ) به كمك و ياري « آمنه » شتافت و آنگاه كه محمد(ص ) به دنيا آمد , نوري پديدار شد كه مابين شرق و غرب را فرا گرفت و موجب شگفتي و حيرت آن دو گرديد.
فاطمه بنت اسد در پرورش پيامبراكرم (ص ) , آنگاه كه كودك بود و پس از مرگ عبدالمطلب به ابوطالب سپرده شد , تلاش و فداكاري فراوان مبذول داشت . فاطمه بنت اسد خود در اين باره چنين روايت مي كند : عبدالمطلب از دنيا رفت و ابوطالب محمد را به خانه آورد و من نيز خدمتكاري محمد را انجام مي دادم , و او مرا « مادر » صدا مي زد.
رسول گرامي اسلام (ص ) درباره نيكي هاي فاطمه بنت اسد در دوراني كه در خانه او پرورش مي يافت , مي فرمود : فاطمه كسي بود كه اگر چيزي نزد خود داشت مرا بر خود و فرزندانش مقدم مي داشت .
حضرت امام محمدصادق (ع ) مي فرمايد : فاطمه بنت اسد از جمله افرادي بود كه بيش از ديگران نسبت به رسول خدا(ص ) نيكي و خوشرفتاري مي نمود.
فاطمه بنت اسد , اين زن با ايمان و خالص و صادق و عفيف و پاك , وقتي ديده از جهان فرو بست , علي (ع ) در حالي كه مي گريست به نزد رسول خدا(ص ) آمد. پيامبر(ص ) پرسيد : براي چه گريه مي كني
حضرت علي (ع ) عرض كرد : مادرم فاطمه از دنيا رفت .
پيامبر(ص ) فرمود : به خدا سوگند او مادر من هم بود.
رسول خدا(ص ) پس از اين سخن , از جاي برخاست و به كنار جنازه فاطمه بنت اسد آمد و گريست .
مقام و منزلت فاطمه بنت اسد آنگونه رفيع و شريف بود كه پيامبراكرم (ص ) تابوت او را بر دوش گرفت و در مراسم تدفين او حاضر شد. بر جنازه اين زن پاك نماز گزارد و هفتاد تكبير گفت و وقتي علت اين كار را پرسيدند فرمود : هفتاد صف از فرشتگان الهي بر او نماز خواندند.
پيامبراكرم (ص ) دستور داد قبر او را حفر كنند و چون به جاي لحد رسيد خودش داخل قبر شد و بقيه را به دست خود حفر نمود و خاك آن را بيرون آورد و سپس در قبر خوابيد و اينگونه دعا كرد :
« او خدايي است يكتا , مي ميراند و زنده مي كند , و اوست زنده اي كه نخواهد مرد. خدايا مادرم فاطمه بنت اسد را بيامرز و حجتش را به وي تلقين كن , و جايگاه ورودش را بر او فراخ گردان , به حق پيامبرت محمد و پيامبراني كه پيش از من بودند , كه به راستي تو مهربان ترين مهربانان هستي . » (5 )
و نيز نقل است كه رسول خدا(ص ) به زنان دستور داد او را در پيراهن مخصوص خود كفن نمودند تا به اين وسيله در امن و آرامش قرار گيرد و از آسيب حشرات زمين مصون بماند . (6 )
اينچنين بود كه امير مومنان حضرت علي (ع ) از پدري با ايمان و پاك و فداكار در راه دين يعني « ابوطالب » , و مادري عابد و تقواپيشه و عفيف يعني « فاطمه بنت اسد » تولد يافت .
او آمد تا اسوه و الگوي كامل انسان جامع و وارسته و آزاد از همه قيود و دلبستگي ها و وابستگي هاي بازدارنده راه رشد و كمال وتقرب گردد.
او آمد تا راهنماي راه پرفراز و نشيبي گردد كه انسان را به عالي ترين مقاصد و رفيع ترين مقامات نائل مي گرداند.
او آمد تا « بشريت » را نويد آزادي و رستگاري دهد , كه او موجودي بود شگفتي زا و متصف به همه خصال و فضايل و ارزش هاي والا براي تقابل با ظلم و جور و فساد و تباهي , و رهانيدن آدميان از هر كژي و ناراستي و بيراهه روي و تحير و پوچ گرايي .
او آمد تا رهبري كاروان بشريت را به عهده گيرد و همه درون مايه ها و استعدادها و قدرت و توانمندي هاي بي نظير و بي شمار خود را براي هدايت و رشد و پويايي و سعادت و رستگاري انسان ها به عينيت درآورد.
اين است آنكه جامه آزادي جهان
در زيگر وجود , بر اندام او بريد
اين است آنكه ريشه هر نخل انقلاب
از خون او بلندي و بارآوري مكيد
اين است آنكه گوهرجان را به كف نهاد
و آزادي و برابري خلق را خريد
اين است آن يگانه كه تا روز رستخيز
مردي چون او به صحنه گيتي , جهان نديد
غرنده در هلاك ستم پيشه , همچو رعد
لرزنده پيش ناله مظلوم , همچو بيد
ديگر به هيچ نغمه نيارست , دل سپرد
هر گوش , كز كلام خوشش نغمه اي شنيد
آنكو كه پيش تابش خورشيد تيغ او
شير ژيان , چو روبه از آوردگه رميد
آنكو كه دين به حرمت تيغش پناه يافت
چون طايري كه دور , زهر تيررس , چميد
آنكو كه چشم روشن او نيافت خواب
دست سحر زدامن شب , تا ستاره چيد
آنكو كه داشت حرمت آزادي آنچنان
كز دشمنان خويش , غل و بند را بريد
آنكو كه در « غدير » پيمبر به امر حق
او را براي رهبري خلق برگزيد
پاورقي :
1 ـ زندگاني اميرالمومنين (ع ) , سيدهاشم رسولي محلاتي , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , ص 24 و 25
2 ـ اثر شمس اصطهباناتي , گلواژه , ج 1 , دفتر نشر الهادي , ص 28 ـ 30
3 ـ واقعه شكافته شدن ديوار خانه كعبه و ولادت حضرت علي (ع ) مستند به نقل « شيخ صدوق » در كتاب هاي امالي , علل الشرايع , و معاني الاخبار , و نيز مستند به نقل ساير محدثين شيعه مي باشد. همچنين برخي از علماي اهل سنت به ولادت اميرمومنان (ع ) درخانه كعبه تصريح دارند كه از آن جمله اند حاكم نيشابوري و حافظ گنجي شافعي . در كتاب « كفايه الطالب » اثر حافظ گنجي شافعي دراين باره چنين آمده است : « اميرالمومنين علي بن ابيطالب در مكه و در بيت الله الحرام در شب جمعه سيزدهم رجب سالي سي ام از عام الفيل به دنيا آمد و جز او مولودي در بيت الله الحرام به دنيا نيامد , نه قبل از او , و نه بعد از او , و اين به خاطر بزرگداشت مقام و محل او بود كه به اين افتخار نائل گرديد. »
4 ـ قرآن كريم , سوره توبه , آيه 100
5 ـ زندگاني اميرالمومنين (ع ) , ص 11 ـ 15
6 ـ ارشاد مفيد , ص 3
7 ـ اثر نعمت آزرم , در خلوت علي (ع ) , انتشارات حافظ نوين , ص 85 و 86
اعجاز بزرگ الهي در شكافته شدن ديوار كعبه و ورود « فاطمه بنت اسد » به درون و به هم آمدن دوباره خانه خدا و پنهان ماندن اين زن عفيف و پاك از ديدگان و پذيرايي خاص فرشتگان الهي از او , و زاده شدن فرزندش « علي » در آن مكان مقدس , از وقايع شگفتي زا و از افتخارات بزرگ اميرمومنان (ع ) است
علي (ع ) آمد تا راهنماي راه پرفراز و نشيبي گردد كه انسان را به عالي ترين مقاصد و رفيع ترين مقامات نائل گرداند. او آمد تا رهبري كاروان بشريت را به عهده گيرد و همه درون مايه ها و استعدادها و توانمندي هاي بي نظير و بي شمار خود را براي هدايت و رشد و پويايي و سعادت و رستگاري انسان ها به عينيت درآورد