روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1385 صفحه جبهه و جنگ

* نبرد در كله قندي
* شطرنج با ماشين قيامت
نبرد در كله قندي




مروري بر عمليات والفجر 3
اشاره :
عمليات والفجر3 از جمله عملياتهايي است كه در قالب عملياتهاي محدود و به منظور جلوگيري از ايجاد ركورد جنگ و در ادامه عملياتهاي مسلم ابن عقيل , محرم , والفجر مقدماتي و والفجر 1 و 2 طراحي و به اجرا در آمد . ويژگي عملياتهاي محدود اين بود كه توانست تا حدي دشمن را سرگرم نمايد , تا در سايه آن عمليات بزرگ رزمندگان اسلام در اسفندماه سال 1362 به نام خيبر در هور العظيم به اجرا در آيد .
سابقه نظامي منطقه و نحوه اشغال مهران
قبل از هجوم سراسري ارتش عراق به سرزمين ايران اسلامي از فروردين 1359 به طور متناوب شهر مهران و حومه آن با خمپاره و توپخانه هدف حمله قرار مي گرفت . در آن هنگام شهر مهران و 15 روستاي اطراف آن حدود 176 هزار نفر جمعيت داشت , اما پس از مداومت و شدت نسبي حملات دشمن , از ارديبهشت 1359 تخليه شهر به تدريج شروع شد . به مرور زمان به دليل خالي شدن شهر از سكنه و تحركات نيروهاي دشمن در نقاط مختلف مرز , واحدهايي از تيپ اسلام آباد (ارتش ) براي حفظ و تامين منطقه اعزام شدند.
پس از استقرار نيروهاي تيپ اسلام آباد در خط مرزي اين منطقه و اجراي آتش متقابل (هر چند ضعيف ) عليه دشمن , آتش عراق قطع شد و مردم به شهر بازگشتند . بعد از مدتي تيپ 84 خرم آباد جايگزين يگان قبلي در منطقه گرديد. مدتي از استقرار اين يگان نگذشته بود كه آتش دشمن مجددا آغاز گشت و به تدريج به آتش دو طرفه مبدل شد.
در تاريخ 1359,6,20 ارتش عراق ميمك را اشغال كرد و هم زمان شهر مهران را زير آتش توپخانه قرار داد و به تدريج آتش خود را تشديد كرد. هفت روز بعد دشمن يك درگيري در پاسگاه هاي زالوآب و رضاآباد ايجاد كرد و نهايتا عقب رفت اما مجددا در 1359,6,29 يك ستون نظامي از نيروهاي دشمن كه از طرف شهر زرباطيه به طرف پاسگاه دراجي و ارتفاعات 303 حركت كرده بودند , در اين منطقه مستقر شدند. هم زمان با هجوم سراسري در 1359,6,31 نيروهاي عراق از چند محور به خاك جمهوري اسلامي حمله نمودند و ضمن درگيري و تصرف پاسگاه هاي بهرام آباد و فرخ آباد به طرف شهر حركت كردند. نيروهاي نظامي خودي نيز با به جاي گذاشتن تجهيزات خود عقب نشيني كردند.
ارتش عراق در ادامه حملات خود , در تاريخ 1359,7,12 در حالي كه تعدادي از مردم هنوز در مهران بودند وارد اين شهر شد. سرانجام نيروهاي عراقي ارتفاعات شمالي (كوه گچ , زالوآب , كولك , زيل ) و ارتفاعات جنوبي (قلاويزان , حمرين ) و ارتفاعات شرقي (چكه موسي , چكه قمر , گره بور) و شهر مهران را تصرف كردند و در آنجا مستقر شدند.
بعد از آزادي خرمشهر با همت رزمندگان اسلام , ارتش عراق از اكثر مناطق اشغالي باقي مانده عمليات بيت المقدس و نيز شهر مهران و ارتفاعات مزبور عقب نشيني كرد و روي ارتفاعات شمالي و جنوبي شهر مهران در داخل خاك ايران مستقر شد.
بدين ترتيب اولين اشغال مهران پايان يافت , اما اين منطقه همچنان زير ديد و تير دشمن بود و شهر وضع عادي نداشت و در حالي كه تقريبا به طور مداوم آماج آتش خمپاره عراقي ها بود , از برخي منازل حومه آن به عنوان پايگاه هاي تداركاتي و پشتيباني ديگر مقرهاي نظامي استفاده مي شد.
موقعيت منطقه
در منطقه دشت مهران , دو رشته ارتفاعات وجود دارد : در شمال , ارتفاعات زالوآب و كاني سخت و نمه كلان بو است كه قسمت عمده آن در خاك ايران قرار دارد و در جنوب , ارتفاعات « قلاويزان » واقع است كه مرز ايران عراق را مشخص مي سازد. بين دو ارتفاع ياد شده , دشت مهران و « دشت ورمهراز » و « زرباطيه » عراق واقع است ; در قسمتي از ارتفاعات زالوآب و كاني سخت , مرز مشترك ايران و عراق قرار دارد كه در سمت غربي آن , ارتفاعات نمه كلان بو , با قللي بيش از 200 و كمتر از 400 متر ارتفاع , واقع است . همچنين ارتفاعات زالوآب , كه داراي تپه هائي به ارتفاع 340 , 325 , 343 و 310 مي باشد , در سمت شرق « نمه كلان بو » قرار دارد كه مهمترين ارتفاع آن معروف به كله قندي داراي 363 متر ارتفاع است .
طرح مانور
با توجه به مختصات جغرافيائي منطقه و اهميت استراتژيك آن , عمليات به ترتيب در سه محور زالوآب و نمه كلان بو , دشت مهران , و قلاويزان , به منظور تامين اهداف از پيش تعيين شده , طراحي شد. در اين عمليات نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي , با استعداد يك تيپ زرهي (كه در خط داشت ) و يك گردان نيروي پياده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي , به استعداد 3 لشكر , 2 تيپ , يك تيپ منهاي پياده و يك تيپ زرهي , به صورت ادغامي وارد عمل شدند.
شرح عمليات
عمليات در تاريخ 62,5,7 ساعت 11 شب , با رمز « يا فاطمه الزهرا » (س ) , آغاز شد . محور شمالي عمليات , قبلا جاده 490 , با غافلگيري , تا پشت نمه كلان بو كشيده شده بود و تعدادي قاطر , جهت ترابري يكروزه , تا تكميل جاده , منظور شده بود.
با شروع عمليات در اين محور , شب اول ارتفاعات نمه كلان بو تصرف و تامين گرديد و براي شب دوم , جاده 490 (كه در رابطه با عقبه نيروهاي خودي نقشي تعيين كننده و سرنوشت ساز داشت ) با ماشين آلات مهندسي , كامل شد و مورد بهره برداري قرار گرفت .
در محور مياني (دشت مهران ) از پاسگاه دوراجي تا فرخ آباد , با پشت سر گذاردن جاده مهران ـ ايلام , هدفها تامين گرديد و سپس جهت پدافند خاكريز احداث شد . ضمنا 60 تن از نيروهاي عراقي نيز به اسارت درآمدند .
در محور جنوبي عليرغم موفقيتهاي چشمگير اوليه , از آنجا كه فرصت لازم براي احداث خاكريز از يال قلاويزان به سمت فيروآباد (در دشت مهران ) و از آنجا به فرخ آباد , بدست نيامد , لذا اهداف اين محور بطور صددرصد تامين نگرديد.


در محور شمالي , با توجه به اهميت ارتفاعات زالوآب و كله قندي (كه دومي مسلط بر تنگه ميان تنگ است ) , عليرغم اينكه كله قندي در محاصره نيروهاي خودي قرار داشت , دشمن تلاش فراوان مي كرد كه به هر نحو كه ممكن است كله قندي را از محاصره خارج كرده و بر روي آن استقرار يابد.
بدين منظور دشمن نزديك يك هفته به وسيله هلي كوپتر به نيروهاي تحت محاصره خود با اسلينگ آذوقه و كمك مي رساند.
از سوي ديگر سعي وافر داشت كه خط خودي را در دوراجي شكسته , با جناح چپ الحاق كند تا بدين وسيله صرفنظر از شكسته شدن محاصره كله قندي , با محاصره نمه كلان بو تمامي موقعيت جناح شمالي عمليات را متزلزل نمايد و پس از آن محور مياني را از دشت مهران پس بزند.
بر اين اساس و با توجه به روند حركتهاي دشمن , در محور « دوراجي » و « نمه كلان بو » , مقاومت چشمگيري بعمل آمد.
از سوي ديگر , دشمن يك گردان از نيروهاي پياده خود را به يكي از شيارهاي پشت ارتفاعات منتقل كرده بود تا شب را در آنجا استراحت كنند و صبح با آغاز روشنائي هوا پاتك خود را با رعايت غافلگيري انجام دهند. در اين ميان , نيروهاي شناسائي بطور غيرمنتظره با حضور نيروهاي عراقي در داخل شيار مواجه مي شوند كه بلافاصله موضوع به اطلاع يكي از يگانهاي سپاه مي رسد و شيارها زير آتش شديد خمپاره قرار مي گيرد كه در نتيجه , از نيروهاي دشمن جز تعدادي انگشت شمار , جان سالم بدر نبرده , تماما در داخل شيار به هلاكت مي رسند.
نظر به اينكه مقاومت نيروهاي دشمن در كله قندي نقشي موثر در اميدواري دشمن جهت انجام پاتك داشت , لذا پس از گذشت 11 شب از محاصره نيروهاي دشمن , شهيد حاج همت , فرمانده لشكر محمد رسول الله (ص ) , بمنظور درهم كوبيدن مقاومت دشمن با نيروهاي تحت فرماندهي خود اعزام گرديد و در همان شب بلافاصله وارد عمل شد و بدين شكل , زائده حاصله از حضور دشمن , پاكسازي گرديد.
لازم به تذكر است كه فرمانده دشمن در كله قندي , سرهنگ جاسم يعقوب بود كه در هنگام اسارت جراحات متعددي برداشته بود و در حين انتقال به خطوط پشت جبهه به هلاكت رسيد.
نتايج عمليات والفجر 3
.1 آزادسازي جاده ايلام ـ مهران ـ دهلران
.2 آزادسازي ارتفاعات زالوآب و نمه كلان بو
.3 آزادسازي دشت مهران
.4 برقراري ارتباط جبهه هاي مياني و جنوبي از طريق دو جاده ايلام ـ مهران دهلران
همچنين خسارات وارده به دشمن و نيز غنائم بدست آمده به شرح زير بود :
1 فروند هواپيما , 3 فروند هلي كوپتر , 10 انبار مهمات , 3 دستگاه لودر و بلدوزر , 16 قبضه خمپاره انداز , 60 قبضه تيربار , 33 دستگاه خودرو . همچنين بيش از 70 دستگاه تانك و نفربر از دشمن منهدم گرديد .
در ميان غنائم , 15 دستگاه خودرو 5 دستگاه لودر و بلدوزر , 16 قبضه خمپاره انداز , 3 دستگاه تانك , بيش از 1800 قبضه تيربار , بيش از 51 قبضه خمپاره 80 و 120 و مقادير قابل توجهي سلاح و تجهيزات انفرادي , بچشم مي خورد.
ضمنا هنگام كمك رساني دشمن به ارتفاعات زالوآب كه با هليكوپتر صورت گرفت مقدار زيادي غنائم بدست آمد.
همچنين 5000 نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي شده و 509 نفر به اسارت درآمدند.
تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
پس از آزادي خرمشهر با همت رزمندگان اسلام , ارتش عراق از اكثر مناطق اشغالي باقي مانده عمليات بيت المقدس و نيز شهر مهران و ارتفاعات مزبور عقب نشيني كرد و روي ارتفاعات شمالي و جنوبي شهر مهران در داخل خاك ايران مستقر شد
پس از گذشت يازده شب از محاصره نيروهاي دشمن , شهيد حاج همت فرمانده لشكر محمد رسول الله (ص ) به منظور درهم كوبيدن مقاومت دشمن با نيروهاي تحت فرماندهي خود به كله قندي اعزام گرديد و در همان شب بلافاصله وارد عمل شد و بدين شكل , زائده حاصله از حضور دشمن , پاكسازي گرديد

شطرنج با ماشين قيامت




گزارشي از برگزاري جلسه نقد و بررسي كتاب « شطرنج با ماشين قيامت » نوشته « حبيب احمدزاده »
شصت و پنجمين جلسه نقد و بررسي كتب دفاع مقدس به كتاب « شطرنج با ماشين قيامت » به قلم حبيب احمدزاده , اختصاص يافت .
در ابتداي نشست , فيروز زنوزي جلالي با اشاره به فضاي صميمي داستان اظهار داشت : نويسنده كوشيده با خوش و بش ها روحيه شادي را از شخصيت هايش نشان دهد كه اين روحيه شاد تا پايان رمان ادامه دارد.
ارتش عراق در آن سوي مرز مي تواند خط آتش ما را دقيق بررسي كند و در كتاب از دستگاهي صحبت مي شود كه قادر است هر موضعي را زير آتش بگيرد. صحبت سر اين است كه با اين دستگاه چه بايد كرد وجه تسميه اين رمان با دستگاه مذكور چيست سپس راوي به سراغ پرويز مي رود و در بيمارستان با او ملاقات مي كند او مي خواسته به عروسي خواهرش برود. نويسنده كوشيده ويژگي خاص به پرويز بدهد. براي من اين شخصيت خيلي متفاوت بود. سپس راوي با پيرمرد صحبت مي كند كه او مهندس سركت نفت بوده و حدود 30 , 40 سال در پالايشگاه آبادان بوده و الان دلش مي سوزد .
مهندس نگاهي ضد جنگ و ما ديگرانه دارد. او در يك جمع بندي كلي معتقد است دستهايي بالاتر در كار است كه اين تكه ها مرا به ياد كتاب « زمين سوخته » نوشته « احمد محمود » مي اندازد. آنجا هم پيرمردي تنها با خودش تخته نردبازي مي كند. و راوي اين صحبت را دارد كه تو چه مهره اي هستي سياه يا سفيد
زنوزي جلالي ضمن اشاره به اينكه نويسنده كوشيده رابطه اي بين كليسا و مسجد ايجاد كند , آن را به عنوان يكي از نقاط مثبت كار برشمرد و افزود : نويسنده كوشيده كليسا و مسجد در كنار هم و باهم بياورد. كه نذير اين جريان خيلي كم بوده است و سوژه بكري است . و باز از نكات مثبت , همراهي راوي با كشيش است .
وي افزود : همه مي دانيم ستون پنجمي ها ضربه هاي جبران ناپذير و سختي به نيروهاي خودي زدند حال من تعجب مي كنم راوي چگونه اعتماد مي كند به مهندسي كه هيچ شناختي از او ندارد و تمام اطلاعات را هم به او مي دهد. در صورتيكه بنظر خودش هم مهندس آدم مشكوكي است . با اينهمه زهر اين مطلب گرفته نمي شود. چون جهان داستان منطق خودش را دارد و به هيچ عنوان اشتباهات پذيرفتني نيست . ما وقتي رمان مي نويسيم , يك دروغ بزرگ مي گوئيم ولي بايد اين دروغ بصورت يك راز باشد.
فيروز زنوزي جلالي ضمن اشاره به اينكه راوي داستان وارد جغرافيايي مي شود كه آن را مي شناسد , اظهار داشت : متاسفانه ما در ادبيات شخصيت هاي داستاني زيادي را داريم كه اطلاعات آنها عام است نه تخصصي . در حاليكه در آن طرف دنيا نويسنده نصف كارش تحقيق است . نمونه روشن آن جنگ آخرالزمان موسي است . كه خاطرات فردي بنام موسي است او واقعه اي را كه 100 سال گذشته در كشور بيگانه رخ داده بيان كرده 2 سال تحقيق مي كند. با بازمانده هاي آن دوران مصاحبه مي كند و بعد جنگ آخرالزمان را مي نويسد. كه مي شود تلفيقي از يك واقعيت تاريخي و شخصيت هايي كه موسي به وجود آورده با باورپذيري بالا. آوردن تجربه نويسنده در داستان باعث شده كه به جزئيات بپردازد. يكي از نكات مثبت اين كتاب همين است كه شخصيت ها باورپذيرند و نويسنده با اشراف و آگاهي و تجربه خودش اين اطلاعات را به ما مي دهد.
و نكته مثبت ديگري كه لازم مي دانم به آن اشاره كنم اين است كه , ما بنابر يك قانون كليشه اي مي گوئيم وقتي زمان , مكان و جغرافيا تغيير كند. فصل تغيير مي كند اما در اين اثر با هنرمندي از اين موقعيت ها گذر مي كند و آن قدر اين حركت نرم و استادانه است كه ما هيچ چيز احساس نمي كنيم .
استفاده موازي از مسئله مسيحيت و اسلام در طول كار بدون شعار دادن , در اثرخوش نشسته شايد اين كار , تنها اثري باشد كه جمع بندي اش درست است .
نويسنده از وجود گيتي در داستان بهتر مي توانست استفاده كند و چرا كه اين شخصيت پتانسيل خوبي براي تغيير و استحاله داشت و ضمن اينكه شخصيت درخشاني است , اين زمينه را دارد كه از « الف » به « ب » برسد كه مي توانست اين اتفاق بيفتد و راوي برايش خيلي كار كرده است .
زنوزي جلالي با بيان اينكه پنهان كردن اطلاعات صرفا بجهت اينكه خواننده داستان را ادامه بدهد , كاري است اشتباه افزود : مهندس اطلاعاتي در مورد گيتي نمي دهد و در جاي ديگري مي دهد كه با منطق داستان جور در نمي آيد.
در داستان جاهايي سوالاتي طرح مي شود اما تا پايان داستان جوابي به آن داده نمي شود. در مورد نام كتاب هم بايد بگوييم اسم كتاب خاص است و به اصطلاح اسم كتاب ويترين داستان است . اسم اين كتاب زيباست اما آيا اين اسم از دل اثر مي جوشد كه متاسفانه خير. اين اسم را مهندس روي آن دستگاه مي گذارد. كار از نظر توصيفات داراي اشكالات زيادي است .
زنوزي گفت : در كار نويسنده نقطه هاي درخشاني وجود دارد كه بسيار تكان دهنده و شفاف است و خوش نشسته است واز همه مهمتر , تصوير خالص است . مادر داستان روايت نمي بينيم و اين يك امتياز مهم است در اين كتاب ما از كليشه خارج شده ايم . دو شخصيت گيتي و مهندس بسيار در اثر خوش نشسته اند و نويسنده سعي نكرده از اينها آدم هاي بد يا خوب بسازد و همين موضوع باعث شده اين شخصيت ها باورپذير شوند. در مجموع اين رمان درخور اعتناست و بايد به نويسنده دست مريزاد گفت .
در ادامه جلسه راضيه تجار با اشاره به برآيند مباركي كه در كتاب وجود دارد آن را به عنوان يكي از نقاط مهم و مثبت كار ارزيابي كرد و در توضيح آن گفت : پسر بسيجي كه رزمنده است , در طول اثر اعتقادات خودش را دارد ولي با يك فرد لائيك روبروست كه گاها دچار انقباض و انبساط مي شود در نهايت كار دوست است كه مي گويد خدامارآورده كه طبقه هشتم را بسازيم برآيند اين اثر مبارك است به گونه اي كه تغييري در بسيجي نمي بينيم .
سپس يكي از منتقدان در خصوص كتاب حاضر گفت : بنظر من « شطرنج با ماشين قيامت » با كتاب بيگانه نيست . چرا كه در بازي شطرنج سرباز حركت ضعيف و كمي دارد و در ادامه در كتاب جايي اشاره كرده كه بالاترين قدرت از آن وزير است و همه ما مي دانيم در بازي شطرنج وزير همه حركتهاي ديگران را مي تواند انجام دهد. اين بازي مهره ها دراثر خوش نشسته است
مهندس با اينكه شخصيت بكر و جديدي است ولي بسيار متزلزل است و در پايان متوجه مي شويم كه آدم سفسطه گري است و كلا شخصيت بي ثباتي است .
در ادامه يكي از منتقدان جوان جلسه گفت : تصويرهايي از خرمشهر در كتاب ارائه شده بهمراه توضيحاتي كه اين سوال را براي من مخاطب ايجاد مي كند كه انگيزه ما از جنگ چه بود من به اين نتيجه رسيده ام كه كساني كه جنگ مي كردند. آدم هاي هيجاني و منفعلي بودند در اين اثر , فضاي جنگ براي ما مشخص نيست .
و اينكه در آثار به خواننده القا مي كنند جنگ ما تكنيكي نبوده , اين تصوير جالبي نيست و اينطور به ذهن خواننده متبادر مي شود كه شانسي پيروز مي شديم و يا احيانا موفقيتي كسب مي كرديم كه اين ديدگاه اصلا منطقي نيست .
در پايان زنوزي جلالي , با اظهار تاسف از حساسيتهاي نويسندگان جنگ گفت : ما بايد ادبياتي داشته باشيم كه شما نسل سومي ها از اين دست سوالات نداشته باشيد. ما بايد بتوانيم وقايع جنگ را باور پذير كنيم و اين خطر وجود دارد كه ما در حال دورشدن از جنگ هستيم .
تهيه و تنظيم : فيروزه محمدحسيني