روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1385 صفحه مقالات
تبيين رسالت انسانيت در چهره تاريخ بشريت




نگاهي به نقش و رسالت نهج البلاغه در اعصار و زمانهاي مختلف
رسالت , احساس تعهد و احساس مسئوليت در برابر يك آرمان است .رسالت نهج البلاغه در واقع تبيين رسالت انسانيت در چهره تاريخ بشريت است , زيرا از دغدغه ها , آرمان ها و احساس مسئوليت انسان كامل امام علي بن ابيطالب (ع ) سرچشمه گرفته است . و امام علي (ع ) برجسته ترين شاگرد مكتب وحي پيامبر خاتم است و تا جايي به پيش مي رود كه محمد آن آموزگار بزرگ تاريخ درباره او مي گويد : آن چه را من مي بينم تو مي بيني و آن چه را من مي شنوم مي شنوي به جز آن كه تو پيامبر نيستي . و لذا رسالت نهج البلاغه منفك از رسالت قرآن كريم نيست و بلكه در تداوم راه و رسالت پيامبر است . به خصوص اين كه ازمنبع عصمت نشات گرفته و از اعتبار و جايگاه ممتازي برخوردار است . ولي نظر به اين كه نهج البلاغه در شرايط زماني متفاوت با عصر پيامبر , از روح علي تراوش كرده است ويژگي هاي خاص خود را دارد.از مهمترين ويژگي هاي نهج البلاغه , رسالت جاويدان آن است , چرا كه مفاهيم ارزشمند علوي متناسب با نيازها و نيازمندي هاي انسان در همه عصرها شكل گرفته و از زلال حقيقت جوشيده است .باوحي الهي در ارتباط و با تفسيرهاي نوراني علوي نبوي و نيز فطرت سالم انسان ها هماهنگ است . چون مباحث نهج البلاغه با فطرت سالم انسانها هماهنگ است , به همين سبب كهنگي نمي پذيرد و چراغ راه رهروان حقيقت است . رسالت چون نوعي احساس تعهد و مسئوليت در برابر يك آرمان است متقوم بر سه امر است ; هدف و آرمان به عنوان غايت رسالت , موضوع و محتواي پيام و رسالت به عنوان راه وصول به هدف , و حامل رسالت و تعهد در برابر آرمان .
واضح است كه مخاطب پيام نهج البلاغه انسان است , فلذا حامل آن افراد و جامعه انساني به خصوص جوامع مسلمان مي باشند. هدف نيز روشن است ; امام علي (ع ) بارها در بيانات مختلف تصريح مي كنند : هدفي جز جلب رضايت خدا و وصول به مقام قرب حق ندارند. اگر او خدا را عبادت مي كند براي آن است كه او را مستحق عبادت مي داند , او به لقاي پروردگار مشتاق تر از طفل به پستان مادر است , تحمل آتش براي او ممكن است ولي آن چه دغدغه اوست و غير قابل تحمل مي نمايد فراق از معشوق است و اگر خلافت را مي پذيرد براي خدا است (اني اريدكم لله ). واضح است از چنين انساني جز آن كه هدف در تمام كارهاي او وصول به معشوق و جلب رضايت خداوند باشد هدفي ديگر متصور نيست .
آنچه ما در اين مقال در صدد آن هستيم نشان دادن راه وصول به هدف است و آنچه اهميت فراواني دارد دريافت پيام نهج البلاغه است . بايد اعتراف كرد پيام نهج البلاغه را نمي توان در زمينه خاصي محدود كرد , نهج البلاغه بسان قرآن كريم اقيانوس بي كراني است كه در تمام زمينه هاي مرتبط با مسايل انساني سخن دارد و در هر عصري پيام توحيدي متناسب با آن عصر دارد.از آنجا كه در اين نوشتار سعي بر آن است تا خطوط كلي رسالت نهج البلاغه تبيين گردد و از آنجايي كه حاصل اين رسالت انسان است , مي توان رسالت و پيام نهج البلاغه را براساس ارتباطات انسان تقسيم بندي كرد. انسان داراي چهار گونه ارتباط است .
ارتباط با خويشتن , ارتباط با خداوند , ارتباط با جهان هستي . و ارتباط با انسان هاي ديگر.
رابطه انسان با خويشتن :
انسان در برابر خود چه مسئوليت و تعهدي دارد تصوير كلي نهج البلاغه در اين باب دو مطلب را درباره مسئوليت انسان در برابر خودش بيان مي كند :
الف ) شناخت خويشتن :
گفته هاي فراواني از امام علي (ع ) در باب لزوم معرفت نفس و اهميت آن آمده است مانند : بزرگترين حكمت هاي براي انسان , نفس خود را شناختن است . بزرگترين جهلها جهل انسان به خويشتن است , رستگاري و فوز اكبر براي كسي است كه به معرفت نفس موفق شود. معرفت نفس نافع ترين معرفت ها است (1 )
واضح است تصور از معرفت نفس , شناخت تن نيست بلكه شناخت روح و روان آدمي است و نيز تصور از شناخت روان , شناخت روان شناسانه نيست , بلكه يك نوع شناخت فيلسوفانه و عارفانه است . از كجا آمده ام , و به كجا مي روم و آمدنم بهرچه بود. و اين نوع از شناخت است كه مرتبط با معرفت پروردگار است .
ب ) خود را ساختن :
خودشناسي مقدمه اي براي خودسازي است , با خودشناسي انسان بيدار مي شود و با خودسازي جوهر آدمي ديگر مي شود. لذا امام علي (ع ) مي گويد : عبادالله ! محبوبترين بندگان در پيشگاه خداوند بنده اي است كه خدا او را در شناخت و ساختن خودش ياري كند , آنگاه او لباسي از اندوه مقدس برتن , و پوشاكي از بيم بر خود پوشيد و در نتيجه چراغ هدايت در دلش برافروخت و براي آن روز كه مانند مهمان بر او وارد مي شود آماده گشت . (2 )
2 ـ ارتباط انسان با خدا :
در ارتباط انسان با خداوند به طور كلي سه نكته كلي به نظر مي رسد :
الف ) ايمان به خداوند :
يعني انسان بايد بپذيرد كه موجود كامل و مكلفي وجود دارد كه انسان و ساير موجودات هستي وابسته به اويند و او خالق جهان هستي مي باشد. امام علي (ع ) مي گويد : ستايش خدايي را كه با آفرينش بندگان بر هستي خود راهنمايي فرمود و آفرينش پديده هاي نو بر ازلي بودن او گواه است (3 ) و « در شگفتم از آن كه آفرينش پديده ها را مي نگرد ولي در وجود خدا ترديد مي كند » (4 ) .
ب ) احساس جدي احاطه و نظارت خداوند بر انسان :
در ساحت توحيدي نهج البلاغه روي وصف اطلاق ذاتي و لاحدي خدواند تاكيد فراواني صورت گرفته است و از اين وصف به « هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن » تعبير شده است و نتايج فراواني بر آن مترتب گرديده است .
.1 معيت با اشيا نه به صورت حلول :
از آن جايي كه خداوند مطلق و نامتناهي و بدون حد است , با همه اشيا هست , ولي در عين حال در آن ها حلول نمي كند و با آن ها متحد نمي شود , زيرا اگر مقرون و متحد با آن ها شود , بسان آن ها محدود خواهد شد (مع كل شي لا مقارنه و غير كل شي لا مزايله )(5 )البته تذكر اين نكته لازم است كه متالهاني چون ملاصدرا اين اطلاق را مربوط به فعل الله مي دانند نه مربوط به ذات حق , و ذات پروردگار را فوق اين منظر مي دانند.
.2 شناخت خداوند :
اگر خداوند نامتناهي است و در همه جا حضور دارد , پس اگر چيزي را مي شناسيم به نور الهي مي شناسيم , ابتدا خداوند را و سپس آن چيز را مي شناسيم هر چند ممكن است نسبت به شناخت مان غفلت داشته باشيم . امام علي (ع ) مي فرمايند : او از آن چه به چشم ما مي آيد ثابت تر و روشن تر است (6 )
.3 در محضر الله بودن :
چون خداوند داراي اطلاق ذاتي است و در همه جا حضور دارد و جايي خالي از حضور او نيست , توان ما , انديشه ما , قدرت بدني و فكري ما همه تحت قدرت اوست . و مخفي ترين انديشه ما را او مي داند , برهمه محيط است , فلذا ما همواره در محضر خداييم . امام علي (ع ) مي فرمايد : بندگان الله ! بدانيد تمام اعضاي شما سربازان حقند خلوت و تنهايي شما در حضور حق است (7 )
واضح است كه اگر اين احساس در انسان به وجود آيد كه همه موجوديت او در تمام احوال در حيطه علم خداوند و در حضور حق است , راه انحراف از مسير حق را نمي پيمايد.
.4 هدف داشتن خداوند در آفرينش :
انسان لازم است بداند خداوند او را بدون آن كه نيازمند به او باشد آفريده است اما در عين حال انسان را بدون هدف نيافريده است . امام علي (ع ) مي فرمايند : بندگان اله , از خدا بپرهيزيد و با اعمال نيكو به استقبال اجل برويد و با چيزهاي فاني شدني دنيا آن چه كه جاويدان مي ماند خريداري كنيد ... خداي سبحان شما را بيهوده نيافريد و به حال خود وانگذاشت , ميان شما تا بهشت و يا دوزخ فاصله اندكي جز رسيدن مرگ نيست (8 ) با هدف مند بودن حيات آدمي پوچي از زندگي آدمي رخت برمي بندد و احساس لذت و ابتهاج و انبساط در درون آدمي پديد مي آيد. و اگر انسان بداند براي وصول به كمال و جمال ديگري آفريده شده است به جمال و زخارف دنيوي دل نمي بندد.
3 ) رابطه انسان و اجتماع :
رابطه انسان و جامعه در سه محور ارتباط انسان با خانواده , و ارتباط انسان با ديگران , و رابطه ملت و حكومت قابل بررسي است . ما در اين بخش صرفا به رابطه انسان و جامعه و وظايف حكومت در برابر ملت اشاره مي كنيم ;
الف ) رابطه انسان و ديگران :
امام علي (ع ) وصيت بسيار جامع و با ارزش اخلاقي به فرزندش امام حسن (ع ) هنگام بازگشت از صفين دارند كه در آن جا براي معيار ارتباطات انسان ها , وجدان اخلاقي انسان را به عنوان مرجع خوبي جهت ارتباط با ديگران معرفي مي نمايند : اي پسرم ! نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار بده . آن چه را براي خود دوست داري براي ديگران هم دوست بدار. و آن چه را براي خود نمي پسندي براي ديگران نيز مپسند. ستم روا مدار آن گونه كه دوست نداري بر تو ستم شود , نيكوكار باش آن گونه كه دوست داري بر تو نيكي كنند. آن چه براي ديگران زشت مي داري براي خود نيز زشت بشمار و چيزي را براي مردم رضايت بده كه براي خود مي پسندي , آن چه نمي داني نگو , آن چه دوست نداري به تو نسبت دهند درباره ديگران مگو(9 )
ب ) مسئوليت حكومت :
.1 اقامه دين الهي ;
امام علي (ع ) مي فرمايند خدايا تو مي داني جنگ و درگيري ما براي به دست آوردن قدرت و حكومت دنيا و ثروت نبود , بلكه مي خواستيم نشانه هاي دين تو را به جايگاه آن بازگردانيم و در سرزمين هاي تو اصلاح را ظاهر كنيم تا بندگان ستمديده ات در امن و امان زندگي كنند.
قوانين و مقررات فراموش شده تو دوباره اجرا گردد
.2 تعهد به اصول اخلاقي ;
امام علي (ع ) در اوج قدرت به ارزش هاي اخلاقي متعهد است و حتي حس انتقام و مقابله به مثل , او را وادار به ناديده گرفتن اين اصول نمي كند و لذا در صفين بعد از آن كه لشكريان معاويه را از رودخانه فرات دور مي كند به طرف مقابل اجازه استفاده از آب را مي دهد و مقابله به مثل نمي كند.
.3 انسان محوري ;
پيام ديگر نهج البلاغه در شيوه حكومت , نگريستن به انسان ها از ديد كرامت انساني است , يعني انسان به عنوان انسان , با قطع نظر از علايق مذهبي و ديني داراي كرامت ذاتي است و دولت بايستي سياست هاي داخلي خود را بر اساس محترم داشتن تمامي انسان ها و به خصوص شهروندان يك كشور و بر اساس اين كرامت انساني , بنا سازد. لذا امام علي (ع ) در سفارش خود به مالك اشتر مي گويد : نسبت به رعيت بسان گرگ نباش كه خوردن اموال آنان را غنيمت بشماري , زيرا مردم يا برادران ديني تواند و با بسان تو در خلق اند(10 )
.4 شايسته محوري ;
از ديگر اركان سياست امام علي (ع ) شايسته محوري است و لذا يكي از كارهاي نخستين امام پس از زمامداري , عزل تمام كارگزاران ارشد خليفه اسبق بود , و به جاي آنان افراد شايسته اي را منصوب كرد.
.5 مردم سالاري ;
از اصول ديگر سياست امام علي (ع ) , توجه به رضايت عامه است يعني امام علي (ع ) نسبت به ارزش هاي والاي اخلاقي و احكام و حدود اسلامي اهل معامله نيست , اما در منظقه الفراغ شريعت و در شيوه هاي حفظ اصول و ارزش هاي انساني , رضايت عامه را لازم مي شمارد , لذا در نامه خود به مالك اشتر مي گويد : بايد از بين كارها آن را بيشتر دوست بداري كه از حق نگذرد و عدالت را فراگيرد و دلپذير توده مردم باشد(11 )
4 ) رابطه انسان و جهان هستي :
در ارتباط انسان با جهان هستي دو مطلب به طور اختصار قابل ذكر است ;
الف ـ شناخت اين جهان در حد امكان و حقوق اشيا نسبت به انسان
ب ـ احساس ملكوت جهان
اين بود اشاره اي به رسالت عظيم نهج البلاغه و در حقيقت تا انسان هست و زمين صحنه زندگي اجتماعي انسانهاست , نهج البلاغه جاويدان بوده و پس از قرآن هدايتگر بشريت و مسير سعادت مي باشد.
عبدالله حيدري
پانوشت ها :
1 ) نهج البلاغه خ 131
2 ) نهج البلاغه , خ 87 (2 )
3 ) نهج البلاغه , خ 152 (3 )
4 ) نهج البلاغه , خ 126 (4 )
5 ) نهج البلاغه , خ 1 (5 )
6 ) نهج البلاغه , خ 155 (6 )
7 ) جوادي آملي , حكمت عملي و نظري در نهج البلاغه , ص 98 ـ 67 قم , مركز نشر اسرا سوم , .1379 (7 )
8 ) نهج البلاغه , خ 26 (8 )
9 ) نهج البلاغه , نامه 31 (9 )
10 ) نهج البلاغه نامه 53
11 ) همان , برگرفته از فصلنامه نهج البلاغه ش 7 ـ 8 , زمستان 82 , اصول سياست در سيره امام علي (ع ) . جعفر سبحاني , ص 25 ـ .41 (3 )
امام علي (ع ) دراوج قدرت به ارزشهاي اخلاقي متعهد است و حتي حس انتقام و مقابله به مثل , او را وادار به ناديده گرفتن اين اصول نمي كند و لذا در صفين بعد از آنكه لشكريان معاويه را از رودخانه فرات دور مي كند به طرف مقابل اجازه استفاده از آب را مي دهد و مقابله به مثل نمي كند
از اصول ديگر سياست امام علي (ع ) توجه به رضايت عامه است يعني امام علي (ع ) نسبت به ارزشهاي والاي اخلاقي و احكام و حدود اسلامي اهل معامله نيست