روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1385 صفحه سرمقاله
شوراي « امنيت صهيونيستها »


بسم الله الرحمن الرحيم
در صدر بيان وظايف و اختيارات شوراي امنيت سازمان ملل و در بند « الف » آن , تصريح شده است درصورت بروز « تهديد عليه صلح » , « نقض صلح » يا « اقدام تجاوزكارانه » و يا حتي « درصورت احتمال » بروز اين موارد , شوراي امنيت وظيفه دارد ابتدا از راه مسالمت آميز و تلاش هاي ديپلماتيك و درصورت لزوم با توسل به اقدامات جبري وارد عمل شود.
اما آنچه كه جهانيان امروز در بحران لبنان شاهد آن هستند نه تنها عمل به اين وظيفه را از سوي اين شوراي مدعي استقرار امنيت در جهان نمي بينند بلكه كاملا در جهت مخالف آن , اين شورا به مانعي در برابر تلاش هاي جهاني جهت جلوگيري از جنايات صهيونيستها عليه ملت بي دفاع لبنان تبديل گرديده و در واقع اين شورا , رسما در دفاع از متجاوز وارد عمل شده است .
هرچند عملكرد اين شورا در گذشته نيز به دليل تحت نفوذ و سيطره قرار داشتن , مملو از نكات تاريك است و همواره با فلسفه وجودي آن تناقض داشته ولي شايد بتوان گفت در بحران لبنان , اين اولين بار است كه شوراي امنيت در جهت تداوم تجاوز و دميدن در آتش جنگ عمل مي كند. اين بدعت خطرناك , قطعا در آينده تبعات گسترده اي عليه صلح و ثبات جهاني در پي خواهد داشت .
در اين راستا , اين شورا با اعمال نفوذ آمريكا عليرغم , 23 روز حملات وحشيانه صهيونيستها با دو درخواست و پيشنهاد براي توقف جنايات اسرائيل در لبنان , آشكارا به مخالفت برخاسته و آنرا رد كرده است . اين رخداد , اندك حيثيت اين مرجع بين المللي را در نزد افكار عمومي جهان از ميان مي برد و اكنون ديگر كاملا محرز شده است كه اين سازمان به عنوان ابزار دست چند قدرت سلطه گر و در راس آنها , آمريكا فعاليت مي كند. اين واقعيت تلخ , يكبار ديگر لزوم دگرگوني در ساختار سازمان ملل را مورد تاكيد قرار مي دهد.
اكنون شوراي امنيت به عنوان بازوي اجرايي سازمان ملل و تجلي گاه اراده ملل جهان , به جاي اينكه مامن و ملجائي براي تظلم خواهي و احقاق حقوق ملت هاي تحت ظلم باشد به محفلي براي تضمين امنيت يك رژيم جعلي و يك گروه اشغالگر تبديل گشته است . اين شورا , تقريبا كليه قطعنامه هايي را كه تاكنون در انتقاد از رژيم صهيونيستي طرح شده , وقيحانه و بدون اعتنا به شعور و نظرات جهانيان رد كرده و از اينرو بايد گفت اين شورا نقش موثري در تداوم جنايات صهيونيستها عليه ملت فلسطين و ساير ملت هاي منطقه داشته است .
شرم آور است كه صهيونيستها , اين سازمان متعلق به آحاد ملت جهان را به گروگان منافع نامشروع خود تبديل كرده اند و تاسف بارتر اين كه جهانيان نيز به اين ننگ تن داده و در برابر اين اجحاف آشكار و زياده خواهي قلدرمآبانه و غيرقانوني سكوت اختيار كرده و فرياد اعتراض سر نمي دهند.
در اين ميان , تركيب منحوس و ساختار غيرمنطقي حاكم بر اين شورا هرگونه انتظار نسبت به عملكرد اميدوار كننده و مبتني بر عدالت آن را از ميان برده است آمريكا در اين تشكيلات , وقيحانه تمامي تلاش خود را براي حفظ منافع اشغالگران صهيونيست متمركز ساخته و انگليس نيز به عنوان مطيع بي چون و چراي كاخ سفيد و پادوي صهيونيستها , كاملا در خط آمريكا حركت مي كند. از سوي ديگر فرانسه نيز اگرچه در برخي موارد , از جمله در مورد بحران اخير لبنان تمايل به پيروي محض از سياست هاي ديكته شده آمريكا ندارد ولي در يك دوگانگي اسير گشته و عملا كاري از اين كشور ساخته نيست . روسيه و چين هم نشان داده اند كه بيش از آنكه به رسالت جهاني خود عمل كنند به تامين منافع خود مي انديشند.
طبيعي است در چنين فضايي , نمي توان اميد به گشايشي اساسي از اين تشكيلات داشت . از اينرو , تنها راه براي برون رفت از اين وضعيت نامتعادل , اصلاح كلي در اين سازمان است . با اينحال به نظر مي رسد تحقق چنين امري نيز به دليل تسلط و نفوذ شبكه اختاپوسي آمريكا و ساير قدرتهاي استكباري در آينده نزديك ميسر نيست و تا رسيدن به آن , ملت ها راهي به جز اتكا به خود و تلاش براي احقاق حق با توسل به قدرت و توان خويش ندارند , همان مسيري كه امروز مردم لبنان و حزب الله در پيش گرفته اند و قطعا , در شرايط فعلي اين تنها راهي است كه مي تواند حقوق پايمال شده مردم لبنان را استيفا كرده و تجاوزگري و ددمنشي صهيونيستها را متوقف سازد.