روزنامه جمهوري اسلامي 14/05/1385 صفحه سياسي
مقاومت اسلامي مانعي توانمند در مقابل طرحهاي « آمريكايي صهيونيستي » در منطقه




سيدعلي قدمگاهي
بدنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي , آمريكا تصميم گرفت از اين فرصت طلايي استفاده برده ونظام تك قطبي مورد نظر خويش را بر همه كشورها تحميل كند. منطقه حساس واستراتژيك خاورميانه به عنوان سرزميني كه قلب جهان در آن مي تپد مورد توجه ويژه آمريكائيها قرار گرفت .آنها دريافتند كه كليد تسلط جهاني آنها , تسلط بر منطقه خاورميانه است زيرا در صورت عملي شدن تسلط كامل آنان بر اين منطقه مي توانست نتايج ذيل را بدنبال داشته باشد.
1 ـ تسلط بر منابع عظيم نفت وگاز جهان وبدنبال آن كنترل قدرتهاي بزرگ جهاني با استفاده از حربه انرژي
2 ـ انقلاب اسلامي ايران به عنوان كانون اسلام گرايي ومنشا معنوي گروههاي اسلام گرا در جهان اسلام رو به افول نهاده و بدنبال آن اسلام گرايي كه منافع نامشروع آمريكا و صهيونيستها رادرخطر قرار داده است از صحنه سياسي خاورميانه حذف مي گرديد.
3 ـ رژيم صهيونيستي محور اصلي كشورهاي منطقه قرار مي گرفت و كشورهاي عربي با به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي سيطره اين رژيم را مي پذيرفتند.
4 ـ منطقه ثروتمند خاورميانه به مركزي براي فروش محصولات آمريكا و رژيم صهيونيستي تبديل مي شد و بازار حدود 300 ميليوني خاورميانه دراختيار آنان قرار مي گرفت .
5 ـ با ايجاد تغيير در نقشه خاورميانه ضمن تقسيم وكوچك كردن كشورهاي اسلامي , باايجاد نظامهاي دمكراتيك كنترل شده با حاكميت عوامل آمريكا قدرت جهان اسلام تضعيف و امنيت تام وتمام اسرائيل تحقق مي يافت واسلام گرايان درجريان دمكراسي ظاهري آمريكايي حذف وكنار گذاشته مي شدند.
6 ـ از لحاظ ژئو استراتژيك روسيه در محاصره قرار گرفته ونيروهاي آمريكايي در مرزهاي چين و هندوستان حضورمي يافتند و به اين وسيله سه قدرت بزرگ جهاني يعني روسيه , چين و هند دركمند حضور آمريكا گرفتار آمده و كنترل مي شدند.
آمريكا براي اجراي تسلط بر خاورميانه , ابتدا تسلط بركمربند طلايي اين منطقه يعني سوريه , عراق , ايران وافغانستان را هدف اوليه خويش قرار داد.انهدام برجهاي دوقلو آمريكا و شعار مبارزه باتروريسم بهانه لازم براي شروع اين حركت را براي آمريكائيها فراهم ساخته در مرحله اول افعانستان ودر مرحله دوم عراق به اشغال درآمد. اما آمريكا پس از اشغال اين دوكشور متوجه شد نتوانسته است به اهداف خويش در افغانستان وعراق دست يابد. علي رغم ميل آمريكائيها عراق و افغانستان به دومنطقه نفوذ ايران تبديل شد و قدرت مانور ايران بيشتر گشت .
آمريكا تنها با هزينه ميلياردها دلار وتلفات بالاي نيروي انساني تنها حضوري فيزيكي دراين دوكشور را براي خويش به ارمغان آورد حضوري كه جز هزينه بالا وتلفات ودرگيري مستمر با مقاومت اسلامي چيز ديگري تاكنون براي آمريكائيها نداشته است . شكست آمريكا در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در دو كشور افغانستان و عراق زمينه گسترش نفوذ انقلاب اسلامي دراين دوكشور را فراهم ساخت و اكنون به جاي اجراي طرح خاورميانه اي با محوريت آمريكا , ايران اسلامي محور ساماندهي سياسي منطقه قرارگرفته و اين امر آمريكا را بشدت مايوس وعصباني نموده است . آمريكائيها كه در قدم اول خويش براي تسلط برمنطقه خاورميانه دچار چالش جدي شده و نيروهاي آن كشور در مناطق اشغالي زمين گير گشته اند براي ايجاد تحرك در اهداف منطقه اي خويش قسمت ديگري از سناريوي سلطه بر خاورميانه يعني حذف گروههاي اسلام گرا خصوصادر فلسطين ولبنان را دردستور كار قرار دادند. اما در اين مرحله به علت عدم توانايي در اعزام نيرو وتحمل هزينه هاي هنگفت , مسئوليت كار به عهده اسرائيل گذاشته شد.اسرائيل با داشتن ارتش مجهز ونفرات آماده وحضورمستقيم در منطقه مي توانست همان نقش آمريكارا در سركوب اسلامگرايان خصوصا حماس وحزب الله لبنان را به عهده گيرد. البته آمريكائيها ابتدا تلاش كردند با ترور رفيق حريري وآشفته نمودن اوضاع لبنان بدون درگير ساختن اسرائيل باحزب الله لبنان اين كار را به عهده نيروهاي همسو با آمريكا در لبنان قرار دهند و با پشتيباني بين المللي ضمن حذف سوريه از صحنه سياسي لبنان وايجاد تفرقه در آن كشور حزب الله را به انزواكشانده وباخلع سلاح از طريق سيستم شوراي امنيت و نيروهاي داخلي لبنان رسيدن به هدف خويش را با هزينه كمتري به انجام رسانند اما دراين صحنه نيز حزب الله با سياست مدبرانه بحران را پشت سرگذاشت .لذا آمريكا وصهيونيست ها چاره اي جز ورود اسرائيل درصحنه را نديده وماموريت حذف اسلام گرايان در دو كشور فلسطين ولبنان را برعهده صهيونيستها گذاشتند.ادامه حضور قدرتمندانه حزب الله در لبنان وروي كارآمدن دولت اسلامگراي حماس در فلسطين انجام اين ماموريت را سرعت بخشيد زيرا صهيونيستها در داخل اراضي اشغالي با دولتي روبرو شده بودند كه حاضر نبود اسرائيل را به رسميت بشناسد و حضور حزب الله در لبنان نقطه اميد حماس در فلسطين بود. لذا باوجود اسلامگرايان در منطقه كه هر روز بر قدرت آنها افزوده مي گشت طرح سلطه خاورميانه اي آمريكا بيشتر در معرض نابودي قرار مي گرفت .



در اين وضعيت صهيونيستها در بن بستي سياسي ونظامي قرار گرفته و با هدايت آمريكائيهادر جهت اجراي بخشي از طرح آمريكائيها براي منطقه وارد عمليات نظامي گسترده برعليه حماس و حزب الله شدند. طرح حمله بزرگ به لبنان با كمك آمريكا و انگليس طراحي شد. در طرح مذكور يك هماهنگي پنهان بين آمريكا , اروپا , اسرائيل و بعضي سران كشورهاي عربي بوجودآمد تا طومار حزب الله ومقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين را براي هميشه در هم پيچند توپها و هواپيماها و موشكها به صدادرآمدند با خيال خام اينكه در طول يك هفته , ديگر از مقاومت اسلامي درفلسطين ولبنان اثري باقي نخواهد ماند. اما بازهم استكبار در محاسباتش دچار اشتباه شدو تيرش به سنگ خورد.
با شروع نبرد مشخص شد مقاومت اسلامي در لبنان به دژي تسخيرناپذير وقدرتي شگفت انگيز تبديل شده است .گرچه دراين حملات قسمتهاي زيادي از لبنان ويران وتعداد زيادي از مردم غيرنظامي به شهادت رسيدند اما به نظر مي رسد شكستن سدحزب الله كاري نشدني براي اسرائيل است و درصورت ادامه نبرد و فرسايشي شدن آن , تحولات مهمي در منطقه بوجود خواهد آمد.
اگر بخواهيم تاكنون تحليلي بر اوضاع كنوني لبنان و تجاوز اسرائيل ومقاومت قهرمانانه حزب الله داشته باشيم و آثار سياسي و بين المللي اين واقعه را مورد بررسي قراردهيم نكات ذيل قابل توجه اند :
1 ـ باتوجه به تمركز ابتدايي استكبار جهاني بر منزوي نمودن وخلع سلاح حزب الله توسط نيروهاي مخالف داخل لبنان با وقوع اين حملات حزب الله در جايگاه رفيع تري قرارگرفته است امروز همه جناحهاي سياسي در لبنان از رهبري حزب الله لبنان حمايت كرده اند اين بمعني خنثي شدن تمام فعاليتهاي سابق براي به حاشيه راندن حزب الله در لبنان است .
2 ـ دراين نبرد براي اولين بار خاك اسرائيل بطور جدي مورد هدف قرار گرفته است و احساس عدم امنيت بر سراسر سرزمينهاي اشغالي سايه افكنده واين پيروزي بزرگي براي حزب الله است كاري كه كشورهاي قدرتمند عربي در چهارجنگ با اسرائيل هرگز نتوانستندبه انجام رسانند.
3 ـ باتوجه به اينكه اسرائيل اهداف غيرنظامي و مردم عادي در لبنان راهدف قرار مي دهد و بطور وحشيانه اي مردم فلسطين و لبنان را به شهادت مي رساند موج تاثر و غيرت امت اسلامي وخشم وخروش آنان را بدنبال خواهد داشت . نه تنها مسلمانان كه فطرت بيدار بشري را متاثر و صهيونيستها رادرانزواي كامل بين المللي قرار خواهد داد
4 ـ ادامه شليك موشكهاي حزب الله پس از 17 روز از نبردنشان مي دهد كه صهيونيستها علي رغم داشتن امكانات نظامي پيشرفته همچون هواپيماهاي جاسوسي وشناسايي وجاسوسان در اختيار و ساير امكانات نتوانسته اند مراكز شليك را شناسايي و آنها را خاموش كنند و اين امر ناتواني صهيونيستهاي مدعي و توانمندي ومديريت و فرماندهي قدرتمند حزب الله را به نمايش مي گذارد.
5 ـ هدف قرار گرفتن شهرهاي فلسطين اشغالي و پايگاههاي نظامي آنان نشان داد كه سر و صداي آمريكا و اسرائيل در مورد كاركرد موشكهاي ضد موشك پاتريوت دروغي بيش نبوده است .تاكنون گزارش مبني بر هدف قرار گرفتن موشكهاي حزب الله توسط سيستم ضدموشك پاتريوت گزارش نشده است .
6 ـ حزب الله تاكنون نتوانسته است درتبادل آتش موازنه قابل قبولي را به نمايش بگذاردو انجام چنين كاري از يك گروه چريكي در مقابل ارتش مدرن و مجهز كاري شگفت انگيز است .
7 ـ بعضي كشورهاي عربي كه بعضا مواضع نامربوطي درقبال حزب الله داشته اند , امتحان بسيار بدي دادند.سكوت معنادار آنان حكايت از نوعي هماهنگي با دشمنان امت اسلامي دارد واين امر نتايج ناگواري براي آنها بدنبال خواهد داشت يقينا ملتهاي اسلامي هرگز مواضع ذلت بار آنان را فراموش نخواهدكرد بعيد نيست در صورت تداوم اينگونه انفعال برخي سران عرب ملتهايشان در مقابل آنها بايستند.


8 ـ انهدام ناوچه هاي پيشرفته صهيونيستها , انهدام دهها دستگاه تانك پيشرفته و ساقط كردن چند فروند هلي كوپتر صهيونيستها اخبار مهمي است كه حكايت از ضربه پذيري اسرائيل درمقابل حزب الله را دارد ونشان مي دهد حزب الله در يك آمادگي قبلي شيوه مقابله با دشمن را به خوبي طراحي نموده است .
9 ـ سكوت مجامع بين المللي و سازمانهايي كه خود را مسئول امنيت وحفظ صلح بين الملل مي دانند بسيار قابل تامل است وبراي افكار عمومي جهان غيرقابل پذيرش است .
10 ـ جنگ اخير نشان داد تئوري جنگ چريكي نامتقارن براي زمين گيرساختن ارتشهاي مدرن تئوري موفقي است و صحنه نبرد لبنان اين موفقيت را به اثبات رسانده است .
11 ـ در صحنه نبرد تعداد شهداي مقاومت اسلامي در مقابل كشته هاي صهيونيستهاي متجاوز بسيار اندك است و اين موضوع نشان از موضع برتر حزب الله بر نيروهاي اسرائيل دارد.
12 ـ تلاش اسرائيل براي انهدام وحشيانه لبنان و فشار زياد بر مردم اين كشور به منظور ايجاد تقابل بين مردم وحزب الله نتيجه نداده بلكه امروز حمايت ملت لبنان از حزب الله بيشتر شده است .
13 ـ اينكه اسرائيل تاكنون نتوانسته است رهبران حزب الله و فرماندهان مقاومت اسلامي در لبنان را هدف قراردهد نشان دهنده يك تحول اطلاعاتي درمنطقه است . زماني موساد به عنوان قدرتمندترين شبكه اطلاعاتي و جاسوسي توانسته بود بسياري از رهبران مقاومت را ترور كند اما اكنون حزب الله نشان داده است در عرصه جنگ اطلاعاتي نيز به پيشرفتهاي شگرفي دست يافته است .
14 ـ يكي از سياستهايي كه آمريكائيها وانگليسي ها درمنطقه دنبال مي نمودند ايجاد تقابل بين نيروهاي شيعه وسني بود واين شكاف مي رفت تا تاثير منفي خود را برجاي گذارد. مقاومت حزب الله نه تنها آن توطئه را خنثي كرده است بلكه به نماد وحدت جهان اسلام تبديل شده است .
15 ـ روحيه شهادت طلبي رمزمقاومت است بايد اين روحيه حفظ و جهان اسلام به اين روحيه عزت آفرين بازگردد تا توان مقاومت دربين مسلمانان افزايش يابد.
16 ـ پيش بيني تهديدات دشمن نكته بسيار مهمي است كه حزب الله باهوشياري آمادگيهاي لازم جهت مقاومت موثررا فراهم آورده است .
17 ـ انديشه تشكيل بسيج جهان اسلام كه توسط معمار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره ) مطرح گشت استراتژي مهمي است كه اسلامگريان بايد در ساماندهي آن اهتمام جدي داشته و با استفاده از نيروي مردمي كشورهاي مسلمان قدرت بازدارندگي موثر ايجادنمايند.
18 ـ آنچه امروز بيش از همه اهميت دارد حمايت همه جانبه مردمي ودولتهاي اسلامي از حزب الله است .اگر اسرائيل دراين نبرد سرشكسته آتش بس را بپذيرد كه خواهد پذيرفت , مقاومت اسلامي بصورت تصاعدي درمنطقه رشد پيدا خواهند كرد.لذا ارسال كمكهاي بشر دوستانه به مردم لبنان وحمايت گروههاي اسلامي ودولتهاي اسلامي از حزب الله وكمك رساني از هر حيث به آنان اهميت زيادي دارد بايدسرنوشت منطقه رادر اين نبرد مشخص ساخت , اگر مقاومت ادامه يابد كه مي يابد صبح پيروزي واضمحلال رژيم صهيونيستي نزديك است .
19 ـ تحركات سياسي دولتهاي حامي مقاومت اسلامي امري ضروري ولازم است . بايد با فعال ساختن سازمانهاي بين المللي در جهت دفاع معنوي از مقاومت اقدام موثر انجام داد.