مقام « مرجعيت » و « افتا » همواره در خدمت دين و امت
اسلامي بوده است . تاريخ , گواه روشني بر اين مدعاست . عنصر
« فتوا » به عنوان يك سلاح معنوي در جهت حفظ اسلام و احكام
آن و همين طور حفظ كيان اسلام و جامعه اسلامي به شمار
مي آيد نمونه هاي اين مدعا در تاريخ اتفاق افتاده است . به عنوان
مثال بايد به موضع گيري فقها در برابر قدرت هاي خارجي و
خودباختگان داخلي اشاره نمود. چه آنجا كه ميرزاي شيرازي
جهت حفظ اقتدار امت اسلامي « فتواي » تحريم تنباكو را صادر
كرد و چه آنجا كه امام خميني , مسلمان نماي مركوز در تباهي
دوران يعني سلمان رشدي مرتد را به جرم اهانت به پيامبر
اسلام (ص ) و مقدسات اسلامي , مستحق مرگ دانسته و « فتواي »
ارتداد او را صادر نمود. اما موضع گيري علماي اسلام در برابر
تجاوز دشمنان به كيان كشور اسلامي نمود ديگري داشت . در
جريان امضاي قرارداد ننگين گلستان و جدايي بخش هايي از
سرزمين هاي اسلامي , دولت روس تجاوز خود را به ساير مناطق
آغاز كرد و درصدد برآمد تا تبريزو شهرهاي ديگر شمال را جدا
كند. آيت الله كاشف الغطا طي « فتوايي » اعلام كرد : « اي اهل
ايران , از عراق و فارس و آذربايجان و خراسان , آماده شويد به
جهاد كفار لئيم , و برآوريد تيغ ها ازنيام براي حفظ كيان اسلام ; و
درآييد در مسلك ياوران پروردگار ملك علام و جهاد كنيد به دفع
كفار , از شريعت سيدانام (ع ) و طريق المومنين و سيد الوصيين »
البته « فتواي » فقهاي شيعه فقط محدود به سرزمين هاي
شيعه نشين در مقابل متجاوزين نمي شد. در هنگام حمله ارتش
فاشيست ايتاليا به ليبي , آخوند خراساني , شيخ عبدالله
مازندراني و شريعت اصفهاني در سال 1329 ق « فتوايي » صادر
كردند : كه « اكنون ارتش ايتاليا , طرابلس را اشغال كرده , مناطق
مسكوني را از ميان برده و مردان و زنان و كودكانشان راكشته
است . وظيفه جهاد خود را در راه خدا انجام دهيد و متحد گرديد
و از صرف مال خود در اين راه دريغ نورزيد. »
آيت الله مجاهد نيز در دوران تجاوز دولت روس به
سرزمين هاي اسلامي , طي « فتوايي » اعلام كرد : « هنگامي كه
دشمنان كافر بر مسلمانان حمله ور شوند و سرزمين هاي اسلامي
را براي فتح و تسخير و سلطه يافتن , زير پا نهند , بر مسلمانان
جهاد با آنان و دفاع آنان و حفظ ساحت اسلام واجب
است »
اين ها همه بيانگر اين مسئله است كه تجاوز نيروهاي كفر به
بلاد اسلامي همواره مورد انتقاد و مخالفت علماي ديني
قرارگرفته است . فقها با سلاح « فتوا » و « بسيج مردم » در مقابل
دشمنان ايستاده و از هرگونه دست اندازي به كشور اسلامي تا
سرحدامكان جلوگيري مي كردند. بر همين اساس بود كه وقتي
كشوري مانند « عراق » مورد تهاجم و اشغال ام الفساد قرن يعني
انگلستان قرار گرفت , عالمي مانند « سيد ابوالحسن اصفهاني » , با
صدور « فتوا » از همه مسلمانان خواست تا از تسلط كفار
جلوگيري كرده و از نواميس ديني دفاع كنند و بر همين مبنا بود كه
اشغال ساير كشورهاي اسلامي توسط راهزنان مدعي انسانيت با
مخالفت قاطبه علما قرار مي گرفت , چرا كه از ديد قرآن ومنطق
اسلامي , مسلمين « امت واحده » هستند و تعدي به هر كشور
اسلامي اعم از شيعه يا سني محكوم است . وقتي كشور فلسطين
نيز توسط عده اي غارتگر با تحريك انگلستان و سركردگي
صهيونيسم به اشغال درآمد , باز هم علما و فقها موضع گيري
كردند و بر حقانيت ملت فلسطين و عدم مشروعيت دولت جعلي
اسراييل , صحه گذاشتند. آنان با صدور « فتوا » , جهاد عليه غده
سرطاني جهان اسلامي يعني رژيم غاصب صهيونيستي را واجب
شمرده و به اين طريق به ياري ملت فلسطين شتافتند. مشخص
است كه اين همه « فتواي » همواره در خدمت اسلام و حفظ عزت
مسلمين بوده است . اما واي از آن روزي كه « فتوا » در خدمت
شياطين قرار گيرد.
چندي است كه نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان موسوم به
« حزب الله » تحت رهبري روحاني شجاع و شايسته اي به نام
« سيد حسن نصرالله » با پايداري تحسين برانگيزي , داغي سخت
بر دستان نامحرم متعديان به حقوق كشورهاي اسلامي
گذاشته اند. در روزهاي اخير اقتدار , ايمان و جهاد به رخ ظلم و
پليدي كشيده شد و سيلي جانانه امت اسلامي برگونه شياطين
زمان نواخته شد. اين سيلي كه به دست پرتوان جوانان حزب
الله , زده شد , در واقع شراره اي از آتش قهر مظلومان جهان به
ويژه مسلمانان زجر كشيده اي بود كه سال ها از استبداد , استكبار
و استخفاف صهيونيزم جهاني و صحنه گردانان آن به ستوه آمده
و بي عدالتي دستگاههاي عريض و طويل و بي خاصيت
بين المللي را مي ديدند. صلابت حزب الله به عنوان نماد واقعي
اسلام ناب , چالشي سخت در جبهه كفر و الحاد پديد آورد و
دوره اي جديد از تقابل اسلام و كفر را به وجود آورد. در اين
ميان , ملت هاي مسلمان به ويژه ملت شريف ايران نيز حمايت
بي دريغ خويش را از اين مقاومت اقتدار اعلام داشته اند , ولي
آنچه مايه تاسف و سوگمندي است , سكوت دولتهاي به ظاهر
اسلامي نيست , چه آنكه آنان همواره پوسته اي از اسلام را به
خود تنيده و بارها ارادتمندي خود را به رهبران جبهه كفر ابراز
داشته اند. آنچه دل هر مسلمان آزاده اي را مي آزاد , بهره گيري
ناصواب و به دور از تعهد عالم نمايان مسحور در پليدي از
عنصر گرانقدري به نام « فتوي » است .
گفته شد كه چگونه در طول تاريخ , « فتوي » همواره در
خدمت مظلومان , و عليه ظالمان بوده است و همواره در جهت
پاسداري از احكام ديني و اقتدار و عزت مسلمانان به كار رفته
است , اما در طول تاريخ بسيار اندك اتفاق مي افتاد كه اين عنصر
در جهت عكس اهداف والاي خود حركت كند. نمونه بارز آن در
همين روزهاي سخت لبنان اتفاق افتاد. عده اي از « مفتيان » مصر
و عربستان , به جاي آن كه از فرزندان رشيد اسلام در بحبوحه
جن و خون و آتش حمايت كنند , در رفتاري تعجب برانگيز ,
خواسته يا ناخواسته جانب متعديان به ارض و عرض مسلمانان
را گرفته و « فتوي » مي دهند كه حمايت از حزب الله و مقاومت
اسلامي در برابر ياغيان بين المللي جايز نيست !
سوگمندانه بايد گفت كه « فتاواي » مفتيان بي خبر از تعهد و
راستي , در خدمت شياطين زمان قرار گرفته است . چطور
مي توان خود را « مفتي » بزرگ مسلمانان دانست ولي در عين حال
از جرثومه فساد و ظلم يعني رژيم صهيونيستي حمايت كرد !
چطور مي توان خود را متدين به دين پيامبر اعظم اسلام (ص )
دانست ولي در عين حال دست در كاسه ظالمان و جنايتكاران
گذاشت ! و چطور مي توان خود را در مقام « افتا » تلقي كرد ولي
در عين حال « فتوا » را در خدمت شياطين قرار داد !
برخي از اين مفتيان , علت عدم حمايت از حزب الله را
شيعه بودن آنان مي خوانند , ولي سئوال اينجاست كه مگر مراجع
تقليد شيعه بارها و بارها حمايت بي دريغ خود را از ملت مسلمان
فلسطين كه اتفاقا اكثر آنان « سني مذهب » هستند , اعلام نكردند
بي غيرتي برخي از « مفتي ها » كه انصافا شرف و فتوت خود را
مفت و مجاني باخته اند , با هيچ معيار و استدلالي قابل پذيرش
نيست .
شنيده شد كه « وارن بافت » دومين شخص ثروتمند جهان ,
37 ميليارد دلار از ثروت 44 ميلياردي خود را در اختيار
شركت هاي اسرائيلي گذاشته است تا بدين طريق به
صهيونيست ها جهت رونق اقتصادي دولتشان كمك كند. وقتي
اينگونه اخبار را در كنار بي توجهي به ظاهر مسلمانان در مقابل
سرنوشت امت اسلامي قرار مي دهيم , واقعا به حال خود تاسف
مي خوريم و به مظلوميت اسلام و مسلمين پي مي بريم . اكنون
امت اسلامي و به ويژه غيور مردان حزب الله نيازمند كمك همه
جانبه متمسكان واقعي به دين پيامبر اسلام اند و به حول و قوه
الهي نصر واقعي از آن حزب الله است چرا كه « فان حزب الله هم
الغالبون » .
علي اكبر عالميان
عده اي مفتي هاي مصري و سعودي به جاي آنكه از
فرزندان رشيد اسلام در بحبوحه جنگ و خون و آتش حمايت
كنند , در رفتاري تعجب برانگيز , جانب متعديان به ارض و
عرض مسلمانان را گرفته و فتوي مي دهند كه حمايت از
حزب الله و مقاومت اسلامي لبنان در برابر ياغيان بين المللي
جايز نيست !
چطور مي توان خود را متدين به دين پيامبر اعظم
اسلام (ص ) دانست ولي در عين حال دست در كاسه ظالمان و
جنايتكاران داشت !
برخي از مفتي هاي مصري و سعودي علت عدم حمايت از
حزب الله لبنان را شيعه بودن آنان مي خوانند ولي سئوال
اينجاست كه مگر مراجع تقليد شيعه بارها و بارها حمايت
بي دريغ خود را از ملت مسلمان فلسطين كه اتفاقا اكثر آنان
« سني مذهب » هستند , اعلام نكردند

|
سنگين تر شدن پرونده سياه آمريكا
|
فاجعه دردناك قانا , حيرت جهانيان را برانگيخت و احساسات آنان را
جريحه دار كرد , بطوري كه مسببين اين جنايت هولناك بشري يعني آمريكا ,
انگليس و رژيم صهيونيستي هيچ توجيهي براي افكار عمومي جهان
ندارند.در ابتداي امر , اين سئوال به ذهن مي آيد كه فاجعه قانا چرا ايجاد شد
و چه پيام هايي مي تواند داشته باشد
در پاسخ بايد گفت : قانا , مظهر دموكراسي خواهي آمريكاست . قانا , پيش
درآمد تشكيل « خاورميانه جديد » است .
قانا , حاصل بمب هاي ليزري اهدائي آمريكا به مردم منطقه است . قانا ,
محصول آزادي آمريكائيست كه مدعي پاسداري از حقوق بشر است .قانا
طينت بشر متمدن متكبر و زياده طلب امروز غرب است . و شايد حاصل
واگرايي كشورهاي منطقه و ثمره سكوت سنگين برخي از حكام كشورهاي
مسلمان !
آري دريك جمله , قانا , نتيجه تمدن و سياست , منهاي اخلاق و معنويت
است . ماهيت استكبار جهاني به سركردگي آمريكاي جنايتكار همين است كه
در روستاي مظلوم قانا به تصوير كشيده شد. البته آمريكا از اين اوراق سياه
در پرونده قطور خود كم ندارد. مگر آمريكا براي اولين بار از بمب اتمي در
هيروشيما و ناكازاكي ژاپن استفاده نكرد مگر فاجعه ويتنام را درست نكرد
مگر هواپيماي مسافري ايران را با بيش از 290 مسافر در آسمان ايران منفجر
نكرد و به عامل آن , مدال شجاعت و افتخار نداد مگر زندان هاي گوانتانامو ,
ابوغريب , آشوب و بلوا و ناامني و خون ريزي در عراق از افتخارات
دموكراسي آمريكا نيست
افكار عمومي جهان به اين نتيجه رسيده است كه آمريكا , عامل ناامني
در جهان و اسرائيل فرزند نامشروع او نيز تنها عامل ناامني و غده چركين
سرطاني در خاورميانه است و نظام سلطه , به عينه , بشريت و امنيت جهاني
را تهديد مي كند.
دولت ها و ملت هاي منطقه بايد بدانند كه آمريكا با بحران لبنان و
حوادث فلسطين درصدد است كه در استراتژي جديد خود در ترسيم
« خاورميانه جديد » اسرائيل غاصب نامشروع را « ژاندارم منطقه » و بقيه
دولت ها را نيز به تبع آن مرعوب و مطيع خود سازد.
بشريت به وضوح دريافته است كه آن طفل معلول و محروم جنوب
لبناني از هر قوم و قبيله اي كه باشد , قبل از هرچيز , از نوع بشر است و اينك
« بشريت » است كه مورد تعرض آمريكا قرارگرفته است .
رژيم جعلي غاصب صهيونيستي بنا به ماهيت ذاتي خويش ثابت كرد كه
با حمايت هاي صريح آمريكا به هيچ اصول و ضوابطي پايبند نيست و نخواهد
بود و سازمان هاي به اصطلاح حقوق بشر و امنيت بين المللي نيز بازيچه و
ملعبه دست اويند و به عنوان ابزار دست سلطه جهاني استكبار عمل مي كنند ,
خصوصا « حق وتو » همچون تيغي تيز به دست زنگي مست افتاده
است .
تحقيقا امروز , هر ناامني و بحراني كه در گوشه اي از جهان به وقوع
مي پيوندد به نوعي به آمريكا مرتبط مي شود و اين هشداري به عقلاي عالم ,
اصحاب فكر , انديشه و قلم است كه در صورت غفلت و تعلل , شاهد فاجعه
جهاني خواهيم بود.
بسيار مضحك و مسخره است كه آمريكا با اين سوابق سياه و چهره كريه
خود مي خواهد عوام فريبانه , درس دموكراسي , آزادي و حقوق بشر به
جهانيان بدهد! همان گونه كه بوش در ديدار از روسيه به محض تمجيد از
دموكراسي , مورد تمسخر پوتين قرار گرفت .حقا كه حيوانات جنگل و صحرا
نيز به دولتمردان آمريكا و اسرائيل , پوزخند زده و خودشان را از اين
جنايات بشري مبري مي دانند. يقينا آمريكا و ديگر عاملين فاجعه قانا , ديريا
زود , تاوان و هزينه سنگين اين جنايت را خواهند داد و تحقيقا مشروعيت
سياسي رژيم خودكامه آمريكا بويژه حاكمان بي كفايت كنوني به شدت سير
نزولي دارد , اگر حاكمان مغرور آمريكا , حماقت نداشتند اين درس را از
تاريخ مي گرفتند كه ظلم قطعا پايدار نخواهد ماند و بزودي كاخ شيشه اي
ستمگري شان خواهد شكست و مسلما اين غايت اعمال ننگين و پرونده سياه
و سنگين آمريكاي ستمكار خواهد بود.
مهدي شيرين پور

| |