تجربه مشروطيت
كتاب « تجربه مشروطيت » را روح الله حسينيان نوشته و
مركز اسناد انقلاب اسلامي آن را منتشر كرده است . در فهرست
مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : انقلاب مشروطه
ايران , استبداد و ناكارآمدي حكومت قاريه , چرايي و چگونگي
تحصن در سفارت انگليس , تشكيل مجلس و آغاز اختلافات ,
مهاجرت شيخ فضل الله نوري به حرم حضرت عبدالعظيم
حسني , زمينه هاي استبداد صغير , ايدئولوژي نهضت
مشروطه , ابهام ايدئولوژيك , افكار و انديشه هاي شيخ
فضل الله نوري و...
در بخش هاي از اين كتاب چنين مي خوانيم :
استبداد شاهنشاهي , ناكارآمدي حكومت , فساد دربار ,
ايدئولوژي مشروطيت , رهبري روحانيت و مراجع تقليد
موجب تحولي در اركان نظام سياسي ايران شد.
نظام شاهنشاهي در ايران همواره بر اساس شمشير
سلسله هاي قبيله اي روي كار مي آمد و به وسيله شمشير
قبيله اي ديگر سرنگون مي شد. اين روند موجب شده بود كه
استبداد زاييده شمشير در ايران هميشه حاكم باشد , اما
استبداد قجري با ناهشياري , ناتواني و ناكارآمدي توام شده
بود. شكست هاي پي در پي از روس و واگذار كردن قسمت
بزرگي از شمال ايران , شكست از انگليس و واگذاري هرات در
شرق ايران , قراردادهاي استعماري رويتر و رژي , خوشگذراني
شاهان قاجار و كيسه ي تهي خزانه , ناامني و ستم حكمرانان
محلي جان مردم را به لب آورد. عالمان دين براي نجات و
گسترش عدالت حركت هايي را آغاز كردند. مراجع نجف براي
محو استبداد وارد صحنه سياسي شدند و ايدئولوژي
مشروطه خواهي توسط روشنفكران عرضه شد و علماي ديني
به آن رنگي مذهبي دادند و سرانجام مردم آرمان خويش را در
ايدئولوژي التقاطي يافتند كه اصالتا غربي بود , اما در ايران با
اسلام آميخته شده بود. اين عوامل دست به دست هم داد و
سرانجام رژيم استبدادي ايران را به رژيمي مشروطه تبديل
كرد.
استبداد و ناكارآمدي حكومت ـ ساختار حكومت
شاهنشاهي در ايران , ساختار ملوك الطوايفي بود. كارگزاران
حكومت از فرزندان يا برادران يا خويشان يا وابستگان و
نوكران شاه بودند. آن ها معتقد بودند : مردم , برده و فرمانبردار
آن ها هستند و تنها زور است كه اين مردمان را به نظم مي آورد.
حاكمان قاجار هيچ گاه خود را خدمتگزار مردم نمي دانستند ,
بلكه مردم را خادم خود مي پنداشتند. همين پندار موجب شده
بود كه فقط به فكر خوشگذراني و رفاه خود باشند. خاطرات
ناصرالدين شاه نتيجه عجيب و تاسف باري را ارايه مي دهد كه
شاه مملكت هيچ وظيفه اي جز تفريح , خوردن , شكار و
شهوتراني نمي شناخته است . سيدجمال الدين اسدآبادي كه از
يك طرف پيشرفت اروپا و از طرف ديگر بي خبري حاكمان
ايران را مي ديد , زبان به اعتراض و نصيحت گشود , اما با تحقير
و توهين او را از كشور تبعيد كردند. شاه قاجار قيام يكپارچه
مردم را در نهضت تنباكو ديد , اما به جاي درس , بر ضد نفوذ
روحانيت دست به توطئه زد. سرانجام خشم مردم در ميرزا
رضا كرماني , شاگرد و مريد سيدجمال الدين تجلي پيدا كرد و
شاه را به قتل رساند.
پس از قتل ناصرالدين شاه در سال 1313 ق (1275 ش )
پسرش مظفرالدين ميرزا به حكومت رسيد. وي به دليل
رنجوري و ناتواني نه قدرت استبداد را داشت و نه توان اداره
حكومت را. وي ابتدا امين الدوله را با اختياراتي تام به وزارت
عظما منصوب كرد. شاه در حكم امين الدوله نوشت :
« شما را با كمال اطمينان امر مي نمايم كه با قوت قلب و
استقامت راي به اصلاحات لازمه ولو آن كه منافي با اختيارات
مطلقه ما باشد سريعا و اجلا بپردازيد. از اين به بعد هيچ عذري
پذيرفته نخواهد شد. »
اما امين الدوله ضعيف تر از آن بود كه بتواند بر فساد اركان
حكومت قجري فايق آيد. او كه مردي غيرقاطع و ضعيف بود با
توطئه ي درباريان بركنار شد و امين السطان جانشين او شد.
امين السلطان خوب مي دانست مشكل شاه چيست . بلافاصله
بعد از ورود به تهران در اولين اقدام خود « در سال 1317 ق
اولين استقراض به دلالي ميرزارضاخان ارفع الدوله با شرايط
مشئومه استقلال بربادكن از روس » را خواستار شد. « روسيان
گمركهاي شمالي ايران را بگرو گرفتند و بيست و دوميليون و
نيم منات با سودي صدي پنج براي مدت هفتادوپنج سال به
ايران دادند. با اين شرايط كه از آن , وام بانك شاهنشاهي
كه از روس [ (پانصد هزار ليره تاوان امتياز توتون و تنباكو)
پرداخته شده و ايران تا اين وام روسي را باز ] قرض شده بود
نداده از هيچ دولت ديگري وام نگيرد. » پس از دريافت وام , شاه
و وزير اعظم و درباريان پول را برداشتند و ايران را به امان
خدا گذاشتند و به اروپا رهسپار شدند و پس از اتمام پول به
ايران بازگشتند. مردم به شدت از رفتار دربار عصباني شدند و
با افزودن شايعاتي , زبان به بدگويي از حكومت گشودند , اما
شاه و درباريان هرگز گوش شنوايي براي ناله ي ايرانيان
نداشتند و اعتراض مردم با بي اعتنايي تمام ناديده گرفته شد و
شاه و درباريان بار ديگر به عشق سياحت فرنگ , دست گدايي
به پيش بيگانگان دراز كردند. به گفته ناظم الاسلام در سال
1319 ق مجددا از روسيه تقاضاي استقراض كردند و روس در
مقابل واگذاري گمركات ايران با يك قرارداد تجاري جديد كه
« سالي ميليون ها ضرر تجارتي و صناعتي به ايران وارد آورده
گمركات در مقابل قروض روس مرهون ... » گويا تجارت ايران
كاملا به قبضه روس درآمد. » شاه سال بعد به اروپا رفت و پس
از مصرف وام مذكور به ايران بازگشت . قراردادهاي استقراض
از روسيه موجب واردات فراوان اجناس و امتعه روسي به
ايران و ركود اقتصاد ملي ايران شد.
اوضاع بد اقتصادي ايران و خوشگذراني هاي شاه و دربار
از يك طرف و سپرده شدن مراكز مهم اقتصادي به دست
خارجيان و رفتار خودسرانه ي آن ها بر بحران افزود. در زمان
امين الدوله اداره كل گمركات ايران را به 3 نفر بلژيكي به رهبري
فردي به نام « نوز » سپرده بودند. وي چنان با سرعت ترقي كرد
كه وزير كل گمركات ايران شد.
بلژيكيان بين بازرگانان ايراني و خارجي تبعيض قائل
مي شدند و حتي براي مسيحيان ايراني امتياز قائل بودند و با
مسلمانان به سختي رفتار مي كردند. اين اعمال موجب بدبيني
مردم , خصوصا تجار و اعتراض آن ها شد و علماي دين هم
« بودن يك بيگانه اي را بر سر كارهاي كشوري برنمي تافتند » .
رفتار حكومت موجب شد تا علما رفته رفته زمزمه ي
اعتراض را آغاز كردند : « در تهران آقاي سيدعلي اكبر مجتهد
تفرشي و آقاي طباطبايي و امام جمعه و آقاميرزا ابوالقاسم
طباطبايي و چند نفر ديگر از علما و عده اي از رجال دولت ,
مجلسي تشكيل داده ... و قسم ياد كردند كه هر كدامي در عزل
امين السلطان بقدر ميسور اقدام نمايند. »
مخالفت با امين السلطان هر روز گسترش پيدا مي كرد و
مهم ترين شكست براي وي به صحنه آمدن مجتهدين بزرگ
تهران و علماي نجف بود. « حاجي شيخ فضل الله نوري كه از
مجتهدان به نام و با شكوه تهران شمرده مي شد و تازه از مكه
همراهي كرد. ] طباطبايي [ برگشته بود در دشمني با اتابك با وي
از آن سوي در نجف آخوند ملامحمدكاظم خراساني و حاجي
ميرزا حسن تهراني ... رنجيدگي از كارهاي اتابك نشان
مي دادند و به كساني در ايران نامه مي نوشتند. » مردم و علما
تمام اعمال خلاف حكومت را به ميرزاعلي اصغرخان اتابك
(امين السلطان ) نسبت مي دادند و وي را مسئول نابساماني
كشور و اقتصاد مي دانستند.
سرانجام علما در جمادي الثاني 1221 ق به ارتدادش فتوا
دادند و عزل او را از پادشاه خواستند. گرچه صحت استناد اين
فتوا به مرجع نجف مورد ترديد قرار گرفته است , اما سكوت
مراجع در تكذيب اين بيانيه و پذيرش مردمي آن اثر خود را
گذاشت و سرانجام شاه مجبور شد امين السلطان را عزل و
عين الدوله را در جمادي الثاني 1321 ق به جاي او منصوب
كند.
عين الدوله نيز سياست اقتصادي استقراض از روس را در
پيش گرفت و در سال 1322 ق مبلغ 314,281 ليره با اجازه
دولت روس از بانك شاهي و سال بعد نيز 100,000 ليره از
انگلستان استقراض نمود.
شاه نيز از هوس ديدار فرنگ دست برنداشت و سال
1323 ق در بحبوحه شورش هاي داخلي مسافرت خود را آغاز
كرد. عين الدوله « از صرفه جويي هاي خود در مخارج و افزايش
گمرك و مبلغي كه از بابت اقساط حقوق سه ماه مواجب بگيرها
پس انداز شده و سپس بيكار شده بودند شاه را با همراهاني
محدودتر به فرنگ برد. » در نتيجه , پرداخت حقوق كارمندان
دولت به تاخير افتاد و « علما و مردم فهيم كه از قرضهاي
خارجي و تاسيس بانك انگليس و روس و بسته شدن صنايع و
تجارت داخلي و زياد شدن نفوذ خارجي عصباني بودند , در
گوشه و كنار از شاه و دربار و اسلوب حكومت نقادي
مي كردند. »
فساد اخلاقي ـ عياشي و خوشگذراني قاجار و درباريان از
عمده مسائل انتقادي مردم بود. حرمسراي فتحعلي شاه و
ناصرالدين شاه نمونه هايي از اين عياشي هاست . « معيرالممالك
در كتاب يادداشت هايي از زندگي خصوصي ناصرالدين شاه ,
نام 26 زن عقدي و صيغه اي شاه را به تفصيل بيان مي كند و
مي نويسد : اغلب شب ها پس از صرف شام شاه در اندرون به راه
مي افتاد و با عصايي كه در دست داشت به در اطاق هر يك از
زن هايش مي كوبيد. خانم وقتي در را مي گشود از ديدن شاه
مشعوف مي شد و تعظيمي كرده منتظر امر مي ايستاد. شاه گاهي
دست به زير زنخ آن خانم برده و شوخي هاي مناسب مي كرد...
با اين كه تعداد همسران حرمسراي ناصرالدين شاه به 85 زن
خردسال و جوان و پير مي رسيد بيشتر شب را با عزيزالسلطان
(مليجك ) به روز مي آورد.
درباريان شاه هم دست كمي از وي نداشتند. امين الدوله
داستان يكي از شب نشيني هاي امين السلطان , صدراعظم
ناصرالدين شاه را كه به فضاحت كشيده شد چنين
آورده :
« بزمي آراسته و پنج , شش نفر از فواحش معروفات آورده
بودند... صدراعظم چنان كه عادت او است به يكي از زن ها
شوخي آغازيد و بر سبيل هزل به فاحشه فحش داد. ضعيفه جدا
دشنام را رد كرد و بد گفت ... زن ها به يكديگر همدست و
هم زبان فحش را به دوره انداختند ترجيع كلام به دشمنام
صدراعظم مي گشت . ركاكت و فضاحت طوري شد كه طرفين
تاب نياوردند و چون غيرت زن ها بيشتر بود برخاستند و... »
معلوم است سرنوشت ملتي كه به دست اتابكي باشد كه
غيرتش از فواحش كمتر باشد به كجا مي انجامد. شاه و
نخست وزيري كه بايد به فكر عقب افتادگي هاي كشور باشند , اگر
دايم به بزم شبانه مشغول شوند , معلوم است كه روزها بايد در
خواب بگذرانند , خوابي كه صدها سال ايران را در عقب
ماندگي نگه داشت .
امين الدوله نتيجه نااميدي شاه و دربار را از اصلاح امور ,
روي آوردن به فساد مي داند و مي گويد : « شاه در غرغاب
نوميدي كه تجارب حال و ماضي را بي ثمر و كار را روز به روز
بدتر مي ديد راي صدر را مصدر و مسطر كرد. داد تفنن در انواع
ملاهي مي داد. » وي عياشي شاه را آن چنان افراطي توصيف
مي كند و مي گويد : « به خواستگاري دوشيزگان شهري اكتفا
نكردند , از عاهرات (فواحش ) و موسسات و زنان بدكار هم كه
لايق مجلس پادشاه نبودند , روزهاي جمعه به جمع خاص
پادشاهي مي بردند. » البته قضاوت امين الدوله كه نااميدي شاه
موجب فساد و زن بارگي وي شده بود , قضاوتي نادرست است ,
بلكه فساد شاه و دربار موجب فساد اوضاع داخلي شده بود
وگرنه چگونه پادشاهي مستبد و قدرتمند مانند ناصرالدين شاه
توان اصلاحات را نداشته باشد.
به تبع دربار , فساد در جامعه چنان ريشه دوانده بود كه
فحشا و شرابخوارگي از اعمال متداول مردم شده بود. در
شهرهاي ايران ميخانه ها داير بود. مستان در خيابان و كوچه
بدمستي مي كردند. آورده اند كه روزي در تبريز يكي از مستان به
يكي از علما به نام مجاهد جام مي تعارف كرد كه موجب
شورش طلاب و بسته شدن بازار شد. فساد چنان جزئي از
رژيم شده بود كه درباريان و فرزندان مظفرالدين شاه كه
حكومت را بين خود تقسيم كرده بود به غير از ظلم و ستم و
تصرف اموال مردم « اعراض و نواميس رعايا را از خود
مي دانستند , دخترهاي رعايا را به قهر و غلبه متصرف مي شدند
و هيچ كس را توان اعتراض نبود. »
فساد سياسي ـ دستگاه استبداد قجري چنان به ظلم و ستم
به مردم خود پرداخته بود كه هيچيك از مردم احساس امنيت
نمي كردند. تنبيه هاي غيرعادلانه , دادرسي هاي ظالمانه ,
مجازات هاي وحشيانه جز ذات دستگاه حاكم شده بود. حتي
مصلحاني مانند اميركبير از اين خصلت بي بهره نبودند. و در
يكي از روزها كه از سبزه ميدان تهران مي گذشته مردي به او
شكايت مي كند كه كسي از دكان من حلوا برداشته و خورده
است . اميركبير بدون رسيدگي و محاكمه دستور مي دهد شكم
متهم را پاره كند تا اگر حلوا در آن بود وي به سزاي خود
رسيده و اگر نبود صاحب مغازه را به جرم افترا قصاص كنند.
حكام شهرها بيشتر از تهران به مردم ظلم مي كردند , در
زمان مظفرالدين شاه (سال 1323 ق ) ظلم و فساد
آصف الدوله , حاكم خراسان , چنان مردم را به ستوه آورد كه
مردم در صحن مطهر امام رضا(ع ) متحصن شدند.
« آصف الدوله , توپچي و سرباز حاضر كرده , صحن و گنبد را
بمباران نموده اهالي را متفرق مي سازد. » لااقل حكومت در
تهران رعايت اماكن مقدسه را مي كرد و مردم جايي را براي
بست نشيني داشتند , اما در شهرستان ها حتي حرم علي بن
موسي الرضا(ع ) نيز از تجاوز حاكمان در امان نبود.
بديهي است وقتي كه حكومتي به مردم متكي نباشد و
سردمداران آن جربزه حكومت داري نداشته باشند , كشور از
لحاظ سياسي چقدر ناتوان مي شود. در زمان مظفرالدين شاه
هيرمند در تصفيه ي سرحدي سيستان و افغان قطع گرديد و
عثماني هم به دعوي سرحدي به خاك ايران قدري تجاوز كرد.
بحرين علنا خودسرانه زير بار انگليس رفت . چند بندر و جزيره
كوچك هم در خليج فارس و قسمتي از بلوچستان از ايران جدا
شد. امتيازات بسيار مضر به خارجه داده شد , من جمله :
تجديد امتياز راه آهن به روس , بانك آلمان , حفر شوش كهنه
براي كشف آثار عتيقه به فرانسه , معادن نفت قصر به انگليس ,
قبول شرايط استقراض كه پنجه روس را در ايران و... همه از
آثار سياسي حكومت قاجار بود.
حكام شهرها بيشتر از تهران به مردم ظلم
مي كردند , در زمان مظفرالدين شاه (سال 1323
ق ) ظلم و فساد آصف الدوله , حاكم خراسان , چنان
مردم را به ستوه آورد كه مردم در صحن مطهر امام
رضا(ع ) متحصن شدند. آصف الدوله , توپچي و
سرباز حاضر كرد و صحن و گنبد را بمباران نموده و
اهالي را متفرق ساخت حكومت در تهران رعايت
اماكن مقدسه را مي كرد و مردم جايي را براي
بست نشيني داشتند , اما در شهرستان ها حتي حرم
علي بن موسي الرضا(ع ) نيز از تجاوز حاكمان
درامان نبودند
بديهي است وقتي كه حكومت به مردم متكي
نباشد و سردمداران آن جربزه حكومت داري
نداشته باشند , كشور از لحاظ سياسي چقدر ناتوان
مي شود. در زمان مظفرالدين شاه هيرمند در
تصفيه ي سرحدي سيستان و افغان قطع گرديد و
عثماني هم به دعوي سرحدي به خاك ايران قدري
تجاوز كرد. بحرين علنا خودسرانه زيربار انگليس
رفت , چند بندر و جزيره كوچك هم در خليج فارس
و قسمتي از بلوچستان از ايران جدا شد. امتيازات
بسيار مضر به خارجه داده شد , من جمله : تجديد
امتياز راه آهن به روس , بانك آلمان , حفر شوش
كهنه براي كشف آثار عتيقه به فرانسه , معادن نفت
قصر به انگليس , قبول شرايط استقراض كه پنجه
روس را در ايران و... همه از آثار سياسي حكومت
قاجار بود
اوضاع بد اقتصادي ايران و خوشگذراني هاي
شاه و دربار از يك طرف و سپرده شدن مراكز مهم
اقتصادي به دست خارجيان و رفتار خودسرانه ي
آن ها بر بحران افزود. در زمان امين الدوله اداره
كل گمركات ايران را به 3 نفر بلژيكي به رهبري
فردي به نام « نوز » سپرده بودند. وي چنان با سرعت
ترقي كرد كه وزيركل گمركات ايران شد
به تبع دربار , فساد در جامعه چنان ريشه دوانده
بود كه فحشا و شرابخوارگي از اعمال متداول مردم
شده بود , در شهرهاي ايران ميخانه ها داير بود.
مستان در خيابان و كوچه بدمستي
مي كردند
دستگاه استبداد قجري چنان به ظلم و ستم به
مردم خود پرداخته بود كه هيچيك از مردم احساس
امنيت نمي كردند. تنبيه هاي غيرعادلانه ,
دادرسي هاي ظالمانه , مجازات هاي وحشيانه جز
ذات دستگاه حاكم شده بود

|