تمام مردم شهر را بگوييد
تمام آيينه هاي شهر را بدست بگيرند
مگر آنكه رفته
از رفتنش باز ايستاده
كه بگوئيم برگرد
يا كه بيا
آيينه ها را بتابانيد به سمت آسمان
تا به شعاع نور
راههاي آسمان هم باز شود
تا بداند كه برآنيم
تا باز بيايد
برآنيم , تا سكوت بشكند
و برآنيم , تا بغضها كه مي فشارد گلوي خسته از حسرت سالهاي ديرينه را
فرياد كنيم
كه بيا
باز بيا
بيا كه آيينه هايمان را غبار گرفته
و فريادهايمان را تار عنكبوتي نمي گذارد تا بلند شود
تنيده بر ناممان تارهاي جهاني
منشورهاي ملل
و بندهاي كه بند , بند شان را حق وتو ناحق مي كند
و دلايلي كه دمكراسي را مي سازد
آري
ما را ويران مي كند
تارهاي عنكبوتي تنيده برآسمان شهر
و دلايل حقوق بشر و آزادي
مرگ را به ارمغان ميآورند
آيينه ها را بتابانيد
كه باز ببينند
آنها كه نقاب بر صورت خويش زدند
و هوا را با توپ , تانك
و بمبهاي چند تني آلوده مي كنند
دلايل عنكبوتي بودنند
عزيزالله محمدي

|
خبرهاي ادبي ـ هنري
|
فراخوان فيلمنامه هاي دو صفحه اي از سوي حوزه هنري
تهران
حوزه هنري استان تهران با انتشار فراخواني , حمايت خود را
ازتوليد و ساخت فيلمنامه هاي 2 صفحه اي با موضوعات پيشنهادي
« پيامبر اعظم (ص ) كرامت انساني و ارزشهاي ديني » , « دفاع مقدس » و
« هنر در عرصه صنعت و اجتماعي » اعلام كرد.
به گزارش واحد خبر حوزه هنري , اين فراخوان با هدف كشف و
پرورش استعدادهاي هنري جوان منتشر شده و از برگزيدگان آن با
اعطاي كمك هزينه ساخت فيلم و پشتيباني توليد آثار حمايت خواهد
شد.
علاقه مندان مي توانند آثار خود را به همراه مشخصات كامل و
كارنامه هنري خود , حداكثر تا اول شهريور ماه سال جاري به حوزه
هنري استان تهران واقع در تهران , ميدان آرژانتين , بلوار بيهقي , خيابان
شانزدهم شرقي شماره 21 ارسال كنند .
گفتني است اين آثار پس از بررسي , در طول شهريور ماه توليد
خواهند شد.
نگاره هاي اسلامي
موزه هنرهاي ديني امام علي (ع ) در راستاي فعاليتهاي نمايشگاهي و
با هدف ارائه شيوه هاي جديد هنري « نونگارگري » اقدام به برگزاري
نمايشگاه نگاره هاي اسلامي نموده است .
به گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي ديني امام علي (ع ) نمايشگاه
نگاره هاي اسلامي شامل 20 اثر از هنرمند جوان « مهدي فرخي »
مي باشد كه در ساعت 10,30 روز 9 مرداد لغايت 22 مرداد ماه در
نگارخانه موزه افتتاح مي گردد.
تكنيك به كار گرفته شده در آثار اين نمايشگاه مي توان به آكريليك
روي كاغذ (بدون اسيد) اشاره كرد كه به صورت تابلو به نمايش گذاشته
مي شود.
از آثار اين هنرمند مي توان به تابلوهاي « نياز » و « جاي خالي
ذوالفقار » اشاره كرد هم چنين آخرين كار هنرمند با عنوان تابلوي مولود
كعبه كه براي ميلاد مسعود امام علي (ع ) تهيه شده در معرض ديد عموم
گذاشته مي شود.
علاقه مندان به بازديد در زمان ذكر شده مي توانند به نشاني : خيابان
وليعصر ـ روبروي بزرگراه نيايش ـ بلوار اسفنديار ـ شماره 35 ـ نگارخانه
موزه هنرهاي ديني امام علي (ع ) مراجعه نمايند.
آغاز نخستين همايش نقالي ونمايش هاي خياباني مشروطه
نخستين همايش نقالي و نمايش هاي خياباني مشروطه با حمايت و
نظارت سازمان ميراث فرهنگي در تهران آغاز شد.
به گزارش ستاد خبري اين همايش , نخستين همايش نقالي و
نمايش هاي مشروطه با هدف حفظ و اشاعه فرهنگ اصيل ايراني و ايجاد
ارتباط هر چه بيشتر نسل امروز با دوران مشروطيت توسط سازمان
ميراث فرهنگي برگزار مي شود.
15 گروه نمايشي و نقالي آثار خود را در اين همايش در معرض ديد
عموم قرار مي دهند.
به گزارش ستاد خبري اين همايش , در تهران ـ اصفهان ـ تبريز و
كرمان مصادف با افتتاح موزه مشروطيت از 14 لغايت 28 مرداد ماه
1385 برگزار خواهد شد .
از خط تا نقش
نگارخانه موزه هنرهاي ديني امام علي (ع ) دومين دوره از سلسله
نكوداشتهاي « نقش خيال » مفاخر هنرهاي تجسمي را برگزار مي نمايد.
اين آيين با عنوان نكوداشت استاد منوچهر معتبر در تاريخ دوشنبه
23 مرداد ماه در ساعت 18 در محل موزه برپا مي گردد .
استاد منوچهر معتبر متولد 1315 در شيراز است . وي سه دوره
طراحي را در انجمن هنرجويان نيويورك و دوره كارشناسي ارشد را در
دانشگاه « اينديانا » گذراند بيشتر آثار استاد براي بيان تصوير از خط و
طراحي استفاده مي كند تا نقاشي و رنگ و از اين رو بيشتر تعريف مي كند
تا توصيف .
گفتني است نمايشگاهي از مجموعه طرح هاي ايشان به مدت يك
ماه از تاريخ 23 مرداد ماه تا 23 شهريور ماه در محل موزه واقع در
خيابان وليعصر(عج ) ـ روبروي بزرگراه نيايش ـ بلوار اسفنديار ـ شماره
35 ـ نگارخانه موزه امام علي (ع ) برپا مي باشد .

|
نظر اول
|

راه دوري نيست , تهران ـ خيابان شهيد بهشتي , نرسيده به تقاطع
مدرس .
يك نمايشگاه اتوموبيل لوكس توجه را جلب ميكند. اتوموبيل هاي مدل
بالا كه زير صد ميليون نبايد فكرش را بكني . يك خانم و آقا داخل نمايشگاه
ماشيني را برانداز مي كنند. اما شايد تنها زيبايي و گرانبها بودن اتوموبيل هاي
اين نمايشگاه نباشد كه نگاه را به سمت خود مي كشد.

ديوار به ديوار نمايشگاه , زمين بي ساختماني است كه خار و علف هاي
هرز تمام سطحش را پوشانده اند. كاملا متروك است . زمين بزرگي است ,
شايد سيصد متر , بر خيابان اصلي . مطمئنا ارزش فراواني دارد و حتي
تصورش را هم نمي تواني بكني كه چرا مدت هاست بلا استفاده رها شده
شايد به خاطر مشكلات حقوقي . اما اين زمين هم به تنهايي سبب جلب نگاه
عابران نيست .
در وسط زمين , نه چندان دور از هياهوي عبور ماشين ها و آدم ها ,
زيرانداز كهنه و كوچكي است كه مردي با همسر و سه كودك خردسالش روي
آن زندگي مي كند. بار اول كه ديدم باورم نشد. گفتم شايد موقتي است , يالله
اما بيش از دو سال است كه اين خانواده , بدون سرپناه , در برف و سرماي
زمستان , در گرماي طاقت فرساي تابستان , در باران پاييز و با سختي و
مشقت , همين جا , بدون هيچ سقفي برسرشان روزگار مي گذرانند و عمر
سپري مي كنند.
هر روز هنگام غروب از مقابل اين صحنه ي عجيب مي گذرم و در ذهنم
هزاران كودك شادي را مي بينم كه در خانه هاي امن , در حال صرف شام
هستند. اما اين جا , اين بيرون , سرماي شب گونه هاي اين تابلوي تاريك را
نوازش ميدهد. اين جا , ميان چراغ هاي زرد و سبز و نارنجي شهر , بين صداي
بوق ها و موتورهاي اتوموبيل هاي صد ميليوني , در اين تكه ي نفرين شده از
شهر , پنج انسان , بدون كوچك ترين امكانات اوليه زندگي نفس مي كشند و
شايد هزار روز است كه كسي نگاهشان نمي كند. شهر ما چقدر تنهاست !

|
چشمان سارا
|

باز هم سارا به آسمان نگاه ميكند , مثل ديشب , مثل هر شب , باز هم
غم هايش را به آسمان مي سپارد و به خواب مي رود.
در رويا , زندگي اي منتظر اوست كه هميشه آرزويش را داشته . زندگي اي
كه مي داند هيچ گاه به آن نمي رسد : آرام , بي دغدغه , بدون درد , بدون دعوالله
بدون جدايي ...
آخر ميدانيد پدر و مادر سارا در مرز جدايي از يكديگر هستند.
سارا هيچ وقت خانه ي خودشان نيست , هميشه خانه ي برادر يا خواهر يا
اقوام و آشنايان ميهمان است . اگر هم در ماه يك روز به خانه برود , صداي
آشفته ي دعوا و نامهرباني خانه او را روانه كوچه و خيابان ميكند.
سارا محصل است و در كلاس چهارم دبستان درس ميخواند. درسش
خيلي هم بد نيست , اما نه آن قدر خوب كه كسي به خاطر درسش با او
دوست شود. او هميشه سر كلاس در فكر است . به همين دليل درس را خوب
ياد نمي گيرد و معلم از او راضي نيست .
از او خواستم بگذارد به معلمان بگويم تا به سارا بيشتر توجه كند و اين
قدر او را دعوا نكند. اما سارا جلويم را گرفت و نگذاشت تا به كسي بگويم .
زندگي سارا به همين منوال پيش مي رود و او روزي صدبار آرزوي مرگ
مي كند. براي سارا دعا كنيد.
سعيده كازروني

|
تصاويري كه دروغ مي گويند
|

مطلب زير از نشريه « فرهنگ روزمره آلمان » انتخاب و توسط آقاي
سيد وحيد حسيني كيا به فارسي برگردانده شده است .
شهر بن عكسهاي جعلي نمايش مي دهد. براستيكه بزحمت مي توان
لابلاي اينهمه ساختمانها و ادارات دولتي جايي براي عكس گرفتن پيدا
كرد. سياستمداراني ريز و درشت كه در حال استقبال , مذاكره و بدرقه
همتايان خود از ساير نقاط جهان هستند. ديدن هر روزه اين مناظر ديگر
عادت شده است اما آيا عكسها نيز دروغ مي گويند
خوب نه . اما بله ! بعد از اينكه وقت شد سري به « موزه تاريخ
معاصر » زديد آنوقت آمادگي مي يابيد كه به همه چيز و همه كس شك
كنيد. موزه اي در قلب محلات دولتي شهر بن براي بتصوير كشيدن
عكسهائي كه دروغ مي گويند. اين عكسها هم مثل پرونده هائي هستند كه
بارها و بارها مورد بازبيني و بررسي قرار گرفتند تا توسط مخاطبين باور
شوند. اينها نمونه هايي از توهمات امروزي هستند. برخي از اين تصاوير
سهوا , برخي عمدا , برخي از روي خطا و برخي نيز با دقت و ظرافتي
خاص سعي در دروغ گوئي دارند. اما بواقع اين دروغ پردازيها از كجا
شروع مي شوند
همه جاعلين اين حرفه , آثارشان مثل آقاي « ميخائيل برن » سكه
نيست . اين آقا , خالق سوژه هاي خبري تلويزيونيست و در مجله پر
آوازه « بليك » سوييس نيز كار مي كند. اخيرا يكي از كارهايش هم طرح
روي جلد اين مجله شد , كه گودال سرخ خامي را در مقابل اهرم مصر
بتصوير كشيده بود كه رودي از خون بدان مي ريخت و بالاي آن نيز
خورده بود : « كشتار با شكوه » .
خدمات وي براي رسانه هاي دولتي و منطقه اي « تورينگ » مشهود
است . آقاي برن در بروشوري تحت عنوان « براي آدمهاي شجاع و
جسور , روياها نيز بحقيقت مي پيوندند » . اقدام به چاپ عكسهائي نموده
است كه در خلال سفر رئيس جمهور وقت ايالات متحده آمريكا « بيل
كلينتون » به آلمان و ديدار وي با همتاي آلمانيش « هلموت كهل » از اين
مراسم گرفته است . يكي از تصاوير كهل و كلينتون را در حاليكه جمعيتي
انبوه پشت سر ايشان است , خندان و راضي , كنار يكديگر نشان مي دهد ,
اما گويا اشتباهي شده است . تصوير اصلي روتوش شده چيز ديگري
مي گويد. در ميان حاضرين يك كسي تابلو شعاري در اعتراض به اين
سفر حمل مي كند كه در نمونه چاپ شده بگونه اي حذف شده است با
اندكي دقت هلموت كهل هم ظاهرا آنقدر از سفر و مذاكرات با همتاي
آمريكاييش راضي و خوشحال نيست كه در نمونه به چاپ رسيده نشان
داده شده است . پس لابد آن جمعيت هم براي اعتراض به سفر رئيس
جمهور آمريكا آنجا آمده بودند و نه در استقبال آن ! يعني باز هم بحث
تقلب و دست كاري مطرح است . اما كار چه كس يا كساني مي تواند
باشد.
واقعا چه وسايلي در استوديوهاي تلويزيوني يا روزنامه هاي
ديجيتالي خبر و آزمايشگاههاي مدرن هستند كه قادر به اين تغييرات و
ابداعات مي باشند. اين شاهكار ماندگاريست كه كننده آن حتما توانائي
قرار دادن آدمها را در مكانهاي مختلف و حالات متفاوت با استفاده از
اينگونه دستگاههاي مدرن دارد. خيلي جالب است كه خود شخص
(عكاس يا رپرتاژ) با ديدن كارش و اينهمه دگرگوني جا خورده و
متعجب مي گردد. در موزه تاريخ معاصر , بازديدكنندگان مي توانند از
اتاقي بنام « جعبه آبي » ديدن كنند كه اصولا يك استوديو تلويزيونيست
كه با پرده هاي آبي رنگ تزئين شده است . آدم خودش را مقابل دكوري
مرصع كاري شده مي يابد. روي پرده آبي اين استوديو گزارشگران و
روزنامه نگاران را در صحنه هاي مختلف جنگي در مناطق مختلف دنيا كه
از قبل ضبط شده اند , قرار مي دهند البته آنها هرگز در آنجا حضور
نداشته و ندارند. خلاصه اين مجموعه گردآوري شده مخاطب خود را با
هزاران سوال بدون پاسخ سردرگم و حيران رها مي كند. براستي مرز بين
حقيقت و دروغ كجاست چه وقت تصويري واقعي و چه وقت دروغين
و جعلي است
اين نمايشگاه طلايه داران جعالت تصاوير , قصه دور و درازي دارد
كه پر است از نامهاي نفرت انگيز تاريخ بشريت . نام ديكتاتورهاي
دهه هاي نخستين قرن گذشته كه از هنر براي مقاصد شيطاني و شومشان
بهره بردند. مثالي مشهور ولي تعجب آور از اين عمل زشت در « اتحاد
جماهير شوروي » سابق روي داده است . در زمان « جوزف استالين » او
دستور داد تا تمامي تصاوير تاريخي انقلاب 1917 شوروي كه در آنها
« تروتسكي » حضور داشت بگونه اي مجددا طراحي كنند كه اين رفيق
قديمي مبارز كه حالا از نظر استالين ضدانقلاب شناخته مي شد , حذف
شود. « هيتلر » و « موسليني » هم دستور مي دادند عكاسان طوري از ايشان
عكس بگيرند كه شوكت و جلالشان بيشتر بچشم مخاطبين بيايد.
طوريكه اين اقتدار براي مخاطب تحريك آميز باشد.
دورنماي چنين كارهائي وقتي دردسرساز مي شود كه بيننده مجبور
است كل وقت خويش را صرف اين موضوع نمايد كه آيا تصوير پيش
رويش جعلي است يا واقعي ! بعنوان مثال عكس مشهور « سرباز ارتش
سرخ » كه در مي سال 1945 گرفته شده است تصوير سربازيست كه پس
از تصرف شهر « برلن » پايتخت آلمان نازي پرچم سرخ را بر فراز
ساختمان ويران شده « رايش سوم » به احتراز درآورد. شهر برلن آلمان تا
مدتها ميزبان اين پرچم بود تا آن زمان كه « شالدي » عكاس خبرگزاري
« ايتارتاس » مسكو صحنه را مجددا بازسازي كرد و در آخر هم قبل از
اينكه مقامات دولت بلشويك مسكو بتوانند از نفوذ و قدرت خود براي
جلوگيري از نمايش اينكار استفاده كنند.
وي كار خودش را انجام داد و تصوير واقعي را بنمايش درآورد. در
نسخه اصلي در كنار سربازي كه پرچم سرخ را حمل مي كند سرباز
ديگري هم هست كه دو ساعت مچي در دست دارد كه غنيمت گرفته
است . عجب وضعي ! پس چرا در تصوير قبلي هيچ اثري از اين
غنيمت گيري و چپاول بنمايش درنيامده است ! سانسورهاي عمدي به
سبك هيتلري در خلال جنگ « خليج فارس » هم به كرات ديده مي شود.
كه تمامي آنها در مجله « استرن » بچاپ رسيدند. يك سري جالب از
تصاوير مونتاژ شده تاثيرگذار شبيه تبليغات تلويزيون و يا برنامه هاي
كمدي .
بهرحال موزه تاريخ معاصر نمادي از دروغ سازي و جعل اسناد
است كه بصورتي ساده كارهايي را بتصوير مي كشد كه جملگي هيچ نكته
آموزشي ندارند و حتي مخرب هستند. حالا ديگر بيننده با سوظن
بسيار , پوزخند بر لب از مقابل دفتر اطلاعات اين موزه كه درست
روبروي « مركز اسناد ملي » دولت فدرال واقع شده است , مي گذرد و
آنجا را ترك مي كند.
« يوشن يوختانير »
« روزنامه داي »

|
|
| | |