در پانزدهمين دوره ازكنگره سراسري شعر دفاع مقدس از دو
فرمانده بزرگ در جبهه هاي جنگ , شهيدان مهدي باكري كه در
شهرستان مياندوآب متولد شد و حسن آبشناسان كه درارتفاعات
« پسوه » در شهرستان پيرانشهر شهيد شد , تجليل واز خانواده هاي آنان
تقدير به عمل خواهد آمد.
به گزارش ستاد خبري پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس ,
در بمباران هاي هشت سال جنگ تحميلي , يك هزار و 431 نفر از
هموطنان استان آذربايجانغربي شهيد شدند و 12 هزار نفر نيز در
جبهه هاي جنگ به شهادت رسيدند.سردشت نيز اولين شهري بود كه
مورد حمله شيميايي ارتش بعثي قرار گرفت .
استان آذربايجانغربي 200 كيلومتر مرز خاكي با كشور عراق دارد و
عمليات هاي زيادي از جمله « حاج عمران » , « كربلاي هفت » , « كربلاي
دو » , « نصر هفت » و « نصر9 » در اين منطقه صورت گرفته
است .
شهيد مهدي باكري سال 1333 در شهرستان مياندوآب متولد شد
و در سال 1363 به شهادت رسيد . شهيد حسن آبشناسان نيز سال
1318 درتهران به دنيا آمد با شروع جنگ تحميلي , شهيد آبشناسان به
منطقه جنوب اعزام شد و در ستاد جنگ هاي نامنظم فعاليت كرد و
سرانجام در عمليات « قادر » , درسال 1364 به شهادت رسيد .

|
يادها و يادمان ها
|
بيست وسومين يادواره سرداران وشهداي روستاي شهيدپرور
برنت همزمان با چهارمين يادواره سرداران وشهداي منطقه راست اوپي
و خانقاپي سوادكوه روز پنج شنبه 1385,5,12 از ساعت 10 الي 14
در روستاي شهيدپرور برنت شهرستان سوادكوه برگزار
مي گردد.
ستاد يادواره سرداران و شهداي روستاي برنت طي اطلاعيه اي از
همه مردم شهيد پرور براي شركت در اين محفل نوراني دعوت به عمل
آورده است .

|
معرفي نشريه
|
شماره هاي جديد نشريات شاهد منتشر شد
شاهد نوجوان
پانزدهمين شماره از دوره جديد « شاهد نوجوان » ماهنامه فرهنگي
اجتماعي ويژه نوجوانان منتشر گرديد.
در اين شماره كه بمناسبت تيرماه منتشر شده است عناوين زير به
چشم مي خورد : از چشمه سار جماران ـ سرمقاله ـ تازه ها ـ داستان ـ
علمي ـ هنر ـ طنز ـ بزرگداشت ـ مشاهير ـ به احترام آرپي جي ـ مشاور
شما ـ آموزش نرم افزار ـ قاب عكس ـ تاريخ من و سينما ـ قلم تو ـ
ادبيات انقلابي جهان ـ چاپارچي ـ سرگرمي ـ جدول ـ مسابقه ـ ورزشي
معرفي كتاب ـ راهي ديگر ـ يادمان و تا جويبار خراسان
شاهد كودكان
همچنين هفتمين شماره « شاهد كودكان » ماهنامه ويژه كودكان نيز به
بازار نشر عرضه گرديد.
اين شماره از شاهد كودكان كه ويژه مرداد ماه است مطالب زير را در
خود گنجانده است .
چقدر دلم پنير مي خواد ـبه من بگو پدر ـ شعبده بازي علمي ـ بازي
نقطه ها ـ و سيله دفاعي ـ ياد خدا آرامش مي دهد ـ سلماني ـ زورگو ـ
كوچك و بزرگ ـ كار دستي ـ مسابقه ـ جدول ـ معرفي كتاب ـ ماجراي
بازي ساراكوچولو ـ فرم اشتراك ـ آثار بچه ها ـ داستان كودك ـ گل سرو
تو مي داني
لازم به توضيح است متاسفانه مدتي نشريات شاهد با ديركردي
حدود يك ماه به دست خوانندگان مي رسد كه اين موضوع براي نشريه
پرسابقه اي چون شاهد جاي تامل دارد.
طراوت
سي و نهمين شماره نشريه طراوت , ماهنامه فرهنگي , اجتماعي
ستاد كنگره بزرگداشت سرداران و 23 هزار شهيد استان اصفهان منتشر
گرديد.
عناوين زير مطالبي است كه در اين شماره از طراوت گنجانده
شده اند.
به روايت معمار انقلاب
از بي خطي تا خط مقدم (جنگي كه هست )
نگاه دوم (روايت چهاردهم )
براي مفقودالاثرها (از شلمچه بر مي گردم )
داستان (النظافت من الايمان )
ستارگان آسمان گمنامي (شيفته خدمت )
ويژه نامه
پيغمبرانه (باغ دوردست )
داستان (جنگي بود , جنگي نبود)
خاطره (ناگفته هاي جنگ به روايت رهبر معظم انقلاب )
جنگ در تحليل ها (دفاع مشروع )
شوخ طبعي هاي جبهه
سينماي جنگ (جايي براي زندگي )
شعر
بي مقدمه (بدون شرح )
وباشد كه ادريس بيايد (كام هزار ساله )

|
كم شد زجمع خسته دلان يار ديگري
|
براي امير سرتيپ يونسي كه بر اثر جراحات شيميايي به شهادت رسيد
اشاره : بار ديگر جنايت خونخواران بزرگ جهاني چهره پليد خود
را آشكار كرد و فرزند ديگري از فرزندان برومند اين سرزمين را از دامان
او ربود. همانها كه فاجعه اي چون هيروشيما خلق كردند , كرور كرور
بمبهاي شيميايي را در اختيار صدام متجاوز قرار دادند تا مثل نقل و
نبات بر سر مردم بي گناه همسايه اش فرو ريزد. به چه جرمي
سالها از آن زمان مي گذرد. جنگ پايان گرفته , ديكتاتور به ذلت
كشيده شده , بخش اعظمي از خرابي ها بازسازي شده امالله اما داغ دلها
و زخم سينه ها را چه مي شود كرد تاوان داغ مادران را چه كسي و
چگونه مي پردازد ريه هاي آلوده به مواد شيميايي را به چه قيمتي
مي توان ترميم كرد اصلا آيا مي توان ترميم شان كرد و دردا كه پاسخ
منفي است و چه اندوهناك هرازگاهي دست روزگار يكي از اين گلهاي
شيميايي را مي چيند.
امير سرتيپ حاج حسن يونسي از فرماندهان و جانبازان نيروي
زميني ارتش هم رفت . پركشيد. هنوز اندكي از شهادت امير مدارايي بر
اثر همين جراحات شيميايي نگذشته بود كه امير يونسي هم به خيل
آسمانيان پيوست . ايشان هرگز جانبازي را بهانه اي براي گوشه گيري
قرار نداد و در طول سالهاي اخير , مسئوليتهاي متعددي در يگانهاي
مختلف نيروي زميني ارتش برعهده گرفت و با تعهد و درايت كم نظيرش
از عهده آنها به خوبي برآمد.
سرتيپ يونسي در سال 1336 در روستاي بي بالان شهرستان
كلاچاي گيلان در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.
تحصيلاتش را تا كلاس نهم در همان روستا و در ادامه در تهران پشت
سر گذاشت و پس از اخذ ديپلم , در سال 1354 وارد دانشكده افسري
گرديد . در سال 1357 همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري
خميني كبير(ره ) از اين دانشكده فارغ التحصيل شده و براي گذراندن
دوره مقدماتي به پشتيباني منطقه 3 تهران منتقل شد . اين شهيد بزرگوار
با شروع جنگ تحميلي ضمن انتقال به لشكر 28 كردستان در سمتهاي
فرمانده گروهان و گردان در چنين عمليات حضوري چشمگير داشت .
ايشان در عملياتهاي متعددي ازجمله بدر , قادر , والفجر 9 ,
بيت المقدس 5 , و بسياري ديگر از عملياتهاي درون مرزي لشگر شركت
داشته و تا سرحد جان از بذل هيچ كوششي در راه دفاع از ميهن اسلامي
دريغ نكرد و سرانجام در فروردين 1367 در مرحله دوم عمليات بدر
يگان ايشان در معرض تك شيميايي قرار گرفت و به درجه جانبازي نائل
آمد.
با پذيرش قطعنامه در تيرماه 67 و پايان جنگ , براي مدت چهار
سال در سمت رئيس كميته نظامي و فرمانده دانشكده بهداشت و درمان
در مركز آموزش بهداشت و درمان نيروي زميني ارتش مشغول به
خدمت شد. شهيد يونسي پس از آن موفق به گذراندن دوره دافوس شده
و به سمت رئيس ركن سوم قرارگاه جنوب منصوب گرديد. ايشان كه
همواره به حسن رفتار با زيردستان شهره بود , بار ديگر به لشگر 28 پياده
منتقل شده و به عنوان فرمانده تيپ يكم و سپس جانشين لشگر خدمات
ارزنده اي را براي اين نيرو انجام داد. امير يونسي پس از آن به عنوان
جانشين و سپس فرمانده مركز پياده شيراز برگزيده شده و در نهايت در
سمت ارشد نظامي منطقه فارس بازنشسته گرديد.
همرزمانش درباره صفات اخلاقي او مي گويند : « ايشان فرمانده اي
عملگرا و با اخلاق بودند و هميشه سعي مي كردند در بحراني ترين شرايط
هم همپا و همراه سربازان خود باشند. با شادي زير دستان خود شاد و با
غم آنها اندوهگين مي شد. همواره مصالح سازمان را بر مصالح شخصي
ترجيح مي داد و همكارانش را نيز به رعايت اين مسئله سفار مي كرد. »
امير شهيد حاج حسن يونسي , بالاخره پس از تحمل سال ها درد و
رنج به مقام بي بديل شهادت نائل آمد. ايشان سه ماه آخر عمر شريف
خود را در بيمارستان آراد تهران بستري بود و در نهايت جراحات وارده
وي را به فيض شهادت رساند. پيكر پاك اين شهيد والامقام با حضور
فرماندهان عاليرتبه ارتش و همرزمان سال هاي جنگش تشييع شد تا در
زادگاهش , روستاي بي بالان به دست خاك سپرده شود.
از شهيد يونسي 3 فرزند (1 پسر و 2 دختر) به يادگار مانده كه در
مقاطع دبيرستان و دانشگاه مشغول به تحصيل مي باشند. روحش شاد و
راهش پرهررو باد.
روابط عمومي نيروي زميني ارتش ج .ا.ا
ايشان فرماندهي عملگرا و با اخلاق بوند و هميشه سعي مي كردند در
بحراني ترين شرايط هم همپا و همراه سربازان خود باشند وبا شادي زيردستان
خود شاد و با غم آنها اندوهگين مي شد

| | | |