مروري بر عمليات والفجر 2
اشاره :
پس از عمليات والفجر مقدماتي , بار ديگر شرايط جنگ به نحوي مطرح شد
كه به نظر مي رسيد با افزايش توانايي هاي نظامي دشمن , بدون تغييرات
اساسي در شيوه نبرد , ادامه جنگ مشكل خواهد بود. از اين رو , تا رسيدن به
آن نقطه لازم بود روند عمليات ها ادامه يافته تا از ركود جبهه به مدت زياد
جلوگيري شود.
بدين ترتيب , پس از بحث و بررسي مناطق مختلف مقرر شد , عمليات هاي
والفجر 2 , 3 و 4 انجام شود . مهم ترين مسئله اي كه در اين عمليات ها
موردنظر بود , به كارگيري نيروي اندك , دادن تلفات كم و جلوگيري از وارد
شدن ضربه اساسي به توان يگان ها و تضمين موفقيت عمليات بود.
اهداف عمليات :
عمليات والفجر2 در منطقه غرب پيرانشهر , در حد فاصل بين ارتفاعات
قمطره و تمرچين , با اهداف زير تدارك ديده شد :
.1 انهدام نيروي دشمن و گرفتن اسير
.2 تجزيه نيروي دشمن
.3 تصرف ارتفاعات سركوب منطقه
.4 تصرف پادگان حاج عمران و تسلط بر شهر چومان مصطفي
موقعيت طبيعي و اهميت منطقه :
پادگان حاج عمران در موقعيتي سوق الجيشي واقع شده است ; بدين ترتيب
كه از شمال به ارتفاعات چنارستان و كلاشين , از جنوب به ارتفاعات بسيار
مرتفع سكران و كدو و از شرق به ارتفاعات تمرچين و شهر مرزي پيرانشهر ,
و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفي عراق , محدود مي شود.
آنچه بر اهميت منطقه و ضرورت تصرف آن مي افزود , اساسا تبعات بعدي آن
بود كه قسمتي از آن چنين است :
.1 تسلط بر تردد ضدانقلاب و كنترل آن
.2 ايجاد تسهيلات و پشتيباني لازم از اكراد مسلمانان و مبارز عراقي
.3 فراهم سازي امكان گسترش عمليات نامنظم در خاك عراق
.4 حفظ پيرانشهر از هرگونه تهاجم و تجاوز نيروهاي عراقي
.5 زمينه سازي نزديكي بيشتر به شهر و تاسيسات نفتي كركوك
موقعيت دشمن در منطقه
دشمن در سراسر منطقه , سه رده خط پدافندي داشت كه هر رده آن پوشيده
از موانع و استحكامات بود و همچنين استعداد دشمن در حدود 2 تيپ پياده
و يك گردان زرهي , به عنوان نيروي درگير و يك تيپ پياده و آتشبار مختلف
و مجموعا 30 يگان در منطقه بود .
ماموريت و طرح مانور
مبناي طرح مانور , عمليات تك دوراني (دور زدن دشمن ) بود تا بدين وسيله
هرگونه فرصت عكس العمل از دشمن گرفته شود , بدين ترتيب كه 4 گردان
سمت راست و 3 گردان سمت چپ وارد عمل مي شدند و پس از دور زدن
ارتفاعات , در تنگه دربند الحاق مي نمودند و نهايتا پاكسازي بطور كامل
انجام مي پذيرفت .
سازمان رزم و نحوه ادغام نيروهاي سپاه و ارتش بدين شكل بود كه مجموعا
16 گردان از سپاه و 6 گردان پياده و يك گردان مكانيزه از نيروي زميني
ارتش در عمليات شركت داشتند.
همچنين پشتيباني عمليات از سوي هوانيروز , با توجه به موقعيت منطقه و
صعب العبور بودن ارتفاعات پيش بيني شد.
شرح عمليات
در ساعت 1 بامداد روز 62,4,29 , عمليات والفجر2 با رمز « يا الله » آغاز
شد . قسمتي از نيروهاي خودي 24 ساعت قبل از آغاز تك , به منظور دور
زدن دشمن , از خط عزيمت خود حركت نمودند و پس از 2 ساعت
راهپيمايي موفق شدند خود را به مناطق تعيين شده رسانده , براي شروع
عمليات اعلام آمادگي كنند.
عليرغم اينكه نيروها پس از 2 ساعت تاخير در تمامي محورها , با دشمن
درگير شدند , ليكن پيشروي قابل توجهي صورت گرفت . اما از آنجا كه
دشمن بر ارتفاعات سركوب منطقه تسلط داشت . آتش شديد توپخانه اش
عملا مانع از تكميل و دستيابي به تمامي اهداف عمليات شد , بطوريكه
همچنان ارتفاعات « كينگ » , 2519 , « بردسر » و « دربند » را در اختيار داشت .
در ادامه عمليات در صبح روز 62,5,3 , روستاي رايات به دست نيروهاي
خودي تصرف شد و ضمن محاصره چند روستاي ديگر , گمرك جاده
پيرانشهر حاج عمران آزاد گرديد. همچنين پس از آنكه نيروهاي خودي بر
قسمتي از ارتفاعات 2519 تسلط يافتند , دشمن طي دو نوبت به ارتفاعات
ياد شده پاتك نمود كه در نوبت اول مجبور به عقب نشيني شد و در نوبت
دوم توانست بر قسمتي از آن تسلط يابد. اما پس از آنكه هوانيروز امكان
يافت كه نيروهاي خودي را تدارك كند , مابقي نيروهاي دشمن پاكسازي
شدند و بدين ترتيب ارتفاعات 2519 بطور كامل به تصرف نيروي خودي
درآمد.
همچنين دشمن در تاريخ 62,5,5 , با 16 فروند هليكوپتر و با استفاده از
هلي برد به يال ارتفاعات كلو حمله كرد كه در پي آن 6 فروند هلي كوپتر خود را
از دست داد. يكي از اين هليكوپترها مملو از نيرو بود.
نيروي دشمن كه در پاتكها شركت داشتند , مجموعا تيپ 66 نيروي
مخصوص , تيپ 5 , و تيپ 91 پياده و نيز تيپ 113 و 433 پياده كوهستاني
را شامل مي شد.
قابل ذكر است كه به لحاظ اهميت منطقه , صدام در شهر ديانا حضور پيدا
كرد و از آنجا به تشويق و ارعاب و تهديد نيروهاي شكست خورده عراقي
پرداخت . همچنين بنا به اظهارات اسرا , فرمانده تيپ 91 پياده , از اهالي
كردستان عراق , به دستور صدام در شهر ديانا اعدام شد.
دستاورد و نتايج عمليات
عمليات حاج عمران , با آزادسازي 200 كيلومترمربع از خاك دشمن و تسلط
بر قسمتي از ارتفاعات سركوب منطقه , به پايان رسيد. طي اين عمليات ,
مناطق زير به تصرف نيروهاي خودي درآمد : پاسگاه مرزي تمرچين عراق ,
پادگان حاج عمران , گمرك مرزي , سلسله ارتفاعات « كلو » و قله استراتژيك
(3000 متري ) آن , ارتفاعات 2519 (گردمند) , « سرسول » , « آزادي » 3700
« سلمان » , 2400 « شيوه كارتا » , « بردزرد » , همچنين آزادسازي روستاهاي
زينو « ممي خلان » , « رايات » , « شيوش » , « خوارو » , « ميوتان بالا » و ميوتان
پائين , از نتايج اين عمليات بود. تسلط رزمندگان اسلام بر شهر چومان
مصطفي و حومه آن نيز قسمت ديگري از دستاوردهاي اين عمليات محسوب
مي شد.
تلفات دشمن و غنائم :
مجموع كشته ها و زخميهاي دشمن به بيش از 4 هزار نفر رسيد , 200 نفر به
اسارت گرفته شدند و نزديك به 50 پايگاه دشمن نيز منهدم و يا تصرف
گرديد . همچنين از مقر تيپ 91 كه مامور حفظ پادگان و منطقه بود مدارك و
اسناد بيشماري بدست آمد كه حاكي از روابط عميق گروهكهاي كومله و
دمكرات با حكومت عراق بود.
در ميان غنائم , چندين قبضه توپ 122 م . م . , بيش ار 20 دستگاه تانك ,
دهها دستگاه تفنگ 106 با ماشين , انواع مختلف ادوات و نيز مقدار
معتنابهي سلاح و مهمات , كه از انبار پادگان حاج عمران بدست آمده بود ,
بچشم مي خورد.
همچنين يك انبار بزرگ مهمات در روستاي ممي خلان وجود داشت كه
دشمن پس از عقب نشيني , با بمباران , تمامي آنرا منهدم كرد.
تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
در اين عمليات به لحاظ اهميت منطقه , مدام در شهر
ديانا حضور پيدا كرد و از آنجا به تشويق و ارعاب و تهديد
نيروهاي شكست خورده عراقي پرداخت

خاطره
سري در راه خدا
|
قبل از عمليات والفجر ـ 8 (آزادسازي فاو) بدنبال پيام
تاريخي حضرت امام خميني (ره ) مبني بر حضور گسترده اقشار
مختلف مردمي در جبهه هاي حق عليه باطل هزاران نفر از امت
غيور و شهيد پرور اقصي نقاط ايران در قالب كاروانهاي متعدد
« لبيك يا خميني » به جبهه ها سرازير شدند. در آن برهه ي
حساس , حركت عظيم اين كاروانها بار ديگر اتحاد و عزم راسخ
ملت قهرمان كشورمان را در برابر متجاوزين و بيگانگان به
منصه ي ظهور كشاند.
ما چهار برادر بوديم (محمد , احمد , حسن و يعقوب
يارقلي ) كه تصميم گرفتيم سه نفرمان به جبهه اعزام و يكنفر از
ما به همراه مادرمان در منزل بماند ليكن عليرغم تصوري كه از
قبل داشتيم مادرمان با علاقه و اعتقادي كه نسبت به اجراي
فرامين حضرت امام (ره ) داشت براي ماندن هيچكدام از ما در
منزل راضي نبود و پيوسته اصرار مي كرد كه ما چهار برادر عازم
جبهه شويم .
ما با تلاش فراوان , « مادر » را متقاعد كرديم تا سه برادر به
جبهه اعزام و يكي در كنار خانواده (مادر) بماند. بالاخره ما هم
سعادت پيوستن در صفوف كاروان اعزامي « لبيك يا خميني » را
يافته و به جبهه اعزام شديم .
با سازماندهي نيروهاي اعزامي توسط مسئولين ذيربط , من
به جبهه هاي غرب (كردستان ) اعزام و دو برادرم بنامهاي حسن
و احمد به جبهه هاي جنوب عازم گشتند.
مدتي از اعزام رزمندگان نگذشته بود كه عمليات عظيم و
حماسي والفجر هشت آغاز شد و ساعاتي بعد بيرق سبز بارگاه
ملكوتي حضرت ثامن الحجج (ع ) برفراز مناره ي مسجد فاو به
اهتزاز درآمد. چند روز پس از اين عمليات , اطلاع يافتم كه
يكي از برادرانم به نام « حسن » به فيض شهادت نائل و احمد
نيز مجروح شده است . لذا با اخذ مرخصي , كردستان را به
قصد شركت در مراسم تشييع و تدفين جنازه ي برادر شهيدم
ترك كردم . پس از مواجه با پيكر شهيد ديديم بعلت اصابت
تركش بزرگ , راس او از بدنش جدا شده است , بهمين جهت
مانع ديدن جنازه توسط مادرم مي شديم . ولي مادرم خيلي
مصر بود تا براي آخرين بار چهره ي فرزند شهيدش را ببيند و با
او وداع كند. مجبور شديم به مادر بگوييم كه جنازه سر ندارد و
نمي تواند طاقت ديدن آنرا داشته باشد...
ولي او در كمال ناباوري , همچون « زينب (س ) محكم و
سربلند با صداي رسا گفت : چرا نمي گذاريد فرزندم را ببينم ...
سري را كه در راه خدا داده ام پس نمي گيرم , مي خواهم از گلوي
بريده اش بوسه بزنم ... »
اين سخن مادرم كه به شدت همه ي افراد شركت كننده در
تشييع جنازه را تحت تاثير خود قرار داده بود براي لحظاتي ما
را در فكر فرو برد... با خود گفتيم واقعا اگر نبود نظر و لطف
خداوند به مادران شهدا , به يقين صبر و شكيبايي و طاقت
فراق فرزندانشان براي آنها بسيار دشوار مي شد و...
راوي : يعقوب يارقلي ـ ابهر
تهيه و تنظيم : پرويز بهرامي

| |