تهاجم گسترده و بي وقفه هوايي , دريايي و زميني رژيم صهيونيستي
به لبنان و بمباران وحشيانه شهرها , روستاها , جاده ها , پلها , مساجد ,
كارخانه ها , تاسيسات , زيرساختها و مهمتر از همه منازل مسكوني
وكشتار ددمنشانه زنان و كودكان مظلوم و بي دفاع لبنان . منطقه
خاورميانه و جهان اسلام را در آستانه تحولات جديدي قرار داده است .
جنگ نابرابر اسرائيل در برابر نه يك دولت و ارتش منظم و
كلاسيك بلكه , يك گروه مقاومت به نام حزب الله و هوادارانش و تعقيب
استراتژي سرزمين سوخته از سوي صهيونيستها در آن منطقه ,
بخشهايي از اين سرزمين را به تلي از خاكستر تبديل كرده است . اوضاع
لبنان آن چنان بحراني و اسفناك است كه فرياد استغاثه زنان و كودكان
آن سامان با فرياد « ياللمسلمين » فلسطينيان مظلوم اراضي اشغالي به
ويژه نوار غزه , در عالم اسلام و بلكه سراسر جهان طنين افكنده است .
خوني كه فرزندان يهودا در كرانه هاي مديترانه در ساحل غزه تا سواحل
غربي رود اردن برزمين ريخته اند , امروز به شطي از خون در جوار
رودخانه ليطاني وصل شده است .
اين درحالي است كه جهان با سكوتي مرگبار ناظر ساكت و خاموش
اين نبرد خونين نابرابر و صحنه هاي فجيع و تكان دهنده است .
آمريكا به عنوان متحد استراتژيك اسرائيل از هيچ كوشش سياسي ,
نظامي و تبليغاتي براي تقويت بنيه نظامي و تهاجمي رژيم صهيونيستي
فروگذار نمي كند.
انگليس نيز همراه آمريكا به حمايت و پشتيباني بي چون و چرا از
اسرائيل مبادرت مي ورزد. اتحاديه اروپا جرات و شهامت موضع گيري
عادلانه و حق طلبانه در معركه ندارد و در حد و اندازه خود نمي بيند كه
عليه اقدامات و تهاجمات جنايتبار اسرائيل موضع بگيرد. هماهنگي
نظام سلطه جهاني با تمام اقمار كوچك و بزرگ آن براي حفظ
موجوديت رژيم نامشروع صهيونيستي و بلكه تقويت مواضع سياسي و
بنيه نظامي آن رژيم , بيش از هميشه , ماهيت صهيوني حاميان اسرائيل
را براي جهانيان آشكار ساخته است .
شوراي امنيت سازمان ملل كاملا اثبات نموده كه تامين امنيت
اسرائيل ماموريت اساسي و اصلي آن است و جز اين وظيفه اي ندارد.
اتخاذ مواضع , تدابير و سياستهاي واحد و هماهنگ ميان قدرتهاي
جهان و سازمانهاي بين المللي با صهيونيسم جهاني در مسير تكاپويي
يكپارچه و سيستماتيك براي حراست از موجوديت اسرائيل در بحران
كنوني به خوبي يك حقيقت و واقعيت پشت پرده را آشكار مي سازد و آن
قرارگرفتن اسرائيل در سراشيبي سقوط و انهدام است .
مقاومت و مقابله جانانه و شجاعانه حزب الله لبنان به رهبري
سيدحسن نصرالله , و موشكباران دژهاي آهنين صهيونيان در عكا ,
حيفا , عفوله و ديگر شهرها و مناطق يهودي نشين اراضي اشغالي
فلسطين و زنداني شدن صدها هزار يهودي مهاجر در پناهگاهها و فرار
هزاران نفر از فلسطين اشغالي به خوبي نشان مي دهد كه ساختار امنيتي
سراسر فلسطين تحت اشغال صهيونيستها به هم ريخته و سران و
رهبران و فرماندهان رده بالاي اسرائيل به شدت تحت فشارهاي رواني
قرار گرفته اند.
طي حدود 58 سال از عمر رژيم نامشروع صهيونيستي هيچ گروه يا
دولت و قدرتي اين چنين , موجوديت اسرائيل را تهديد نكرده و متزلزل
نساخته بود.
عمليات مقابله به مثل حزب الله در موشكباران قلعه ها و دژهاي
صهيونيستي در بعضي شهرها و شركهاي صهيونيستي طي روزهاي
گذشته پس از قريب شش دهه , ثابت كرد كه اسرائيل يك پادگان مجهز
به انواع سلاحهاي مدرن اما با سقف و ديوارهاي شيشه اي است كه
امروز با اصابت موشكهاي رعد 2 و رعد 3 ترك خورده است .
اشغالگران صهيونيستي امروز به خوبي به اين واقعيت رسيده اند كه
فرضيه شكست ناپذيري اسرائيل ديگر حتي براي يهودي هاي اراضي
اشغالي نيز به يك روياي دست نيافتني تبديل شده است . بزرگترين
دستاورد نبرد نابرابر اخير در منطقه , شكستن طلسم زوال ناپذيري
اسرائيل است . با افشاو آشكارسازي عملي اين بزرگترين راز و اسرار
امنيتي اسرائيل از سوي حزب الله شماره معكوس نابودي اسراييل آغاز
شده است . آنها كه در جنگها و لشكركشي هاي اسرائيل در 1948 ,
1965 و 1972 , 1982 با چنگ و دندان از زمين وهوا و دريا به ياري و
پشتيباني اشغالگران صهيونيستي اقدام كرده و حراست از موجوديت
اسراييل را ماموريت بزرگ و اصلي خود مي دانستند.امروز نيز با
آشفتگي و سراسيمگي تمام وارد صحنه نبرد شده اند.
آمريكا و صهيونيسم به ناگزير از همه عناصر , ابزارها واهرم هاي خود
براي حفظ موقعيت و موجوديت اسراييل بهره برداري مي كنند , آنها
حتي برخي دولتهاي دست نشانده در جهان اسلام و حتي بعضي
مفتي هاي درباري و وعاظ السلاطين را كه براي مواقع مقتضي روي آنها
سرمايه گذاري كرده بودند , امروز براي حمايت از كيان صهيوني خرج
مي كنند و آنها را وادار به اتخاذ مواضع مي نمايند كه كاملا مغاير منافع
امت اسلام و هماهنگ با مطامع و منافع صهيونيسم جهاني است . همه
اينها كه تا ديروز درهاله اي از سوال و ابهام و پنهانكاري قرار داشت
امروز به تدريج آشكار مي شود.
پنجاه و شش كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي با داشتن آن همه
امكانات و اهرمها , تاكنون عمدتا جزلفاظي , حرافي و بازي با كلمات ,
هيچ تلاشي و اقدامي جدي و قابل توجه به عمل نياورده و حتي بعضي
به طور پنهان و بعضي تلويحي به اسراييل چراغ سبز نشان داده اند.
آنهااگرچه به اهميت راهبرد واحد عليه خطري كه از ناحيه اسراييل ,
جهان اسلام راتهديد مي كند واقف هستند. اما برخي از آنها موجوديت
خود را در گرو موجوديت اسراييل در منطقه مي دانند لذا براي حفظ تاج
و تخت خود , تن به ذلت و شرمساري سپرده و خود را در نزد ملتهاي
مسلمان منطقه وكشور خود خوار و زبون ساخته اند.
همراهي بعضي آخوندهاي درباري و دولتهاي سرسپرده با توطئه
تبليغاتي و رواني جنگ طايفه اي و فرقه اي و يا درگيري ميان شيعه و
سني درپاره اي مناطق و بلادامن , از ديگر شيطنت هاي ساخته و پرداخته
وتحت كنترل اما شكست خورده صهيونيسم جهاني و آمريكاي
جهانخوار است كه بازهم براي انحراف افكار عمومي به خصوص در
ميان مسلمانان در راستاي منافع اسراييل تدارك ديده شده
است .
امروز اسراييل به عنوان نمادنظام سلطه جهان به سركردگي يهود
بين الملل با تمامي امكانات و اهرمها و نيروهاي خود به صحنه نبردي
آمده كه در آن سوي جبهه , تنها يك گروه مسلمان شبه نظامي به تنهايي
اما به نمايندگي از امت اسلام و به عنوان نمادي از جنبش اسلام خواهي
و نهضت جهاني اسلام , دشمن را در همان خاكريزيهاي اول زمين گير
كرده است .
انهدام پي در پي تانكهاي فوق مدرن مركاوا , سقوط بالگردهاي
پيشرفته در مناطق درگيري , غرق ناوچه جنگي اسراييل درساحل حيفا ,
فرار روز افزون يهودي هاي از فلسطين , محبوس شدن چند ميليون
صهيون و در پناهنگاهاي شهرها و آباداني هاي صهيونيست نشين ,
سرخوردگي سربازان اسراييلي , سردرگمي و آشفتگي روحي ورواني
فرماندهان ونظاميان بلندپايه وحتي رهبران و دولتمردان بلندپايه
صهيونيست , تماما نشانگر آن است كه معادله و موازنه قوا به نفع
اسراييل نيست .
علائم و نشانه هاي رمز آلود و بعضا آشكاري وجود دارد كه ثابت
مي كند اسراييل امروز به بن بست رسيده است . رفتار نامتعادل
وجنون آميز صهيونيستها امروز اين واقعيت را به وضوح آشكار ساخته
است .
امروز علايم و شواهدي نشان مي دهد كه وعده الهي و پيش بيني هاي
پيامبرگونه حضرت امام خميني (س ) مبني بر زوال و نابودي اسراييل ,
محقق خواهد شد. اين در حالي است كه بسياري از خواص يا آنان كه
درچنين جايگاهي تكيه زده اند , در جوامع اسلامي نسبت به وظايف و
تكاليف خود آگاه نيستند امروز كالاها , محصولات و فرآورده هاي
شركتهاي يهودي , آمريكايي و انگليسي اما صهيوني , سراسر
بازارممالك اسلامي را پركرده است .
آيا اراده عزم , فرياد و راهي براي تحريم اين كالاها از سوي
مسلمانان وجود ندارد چرا بايد پول مسلمانان صرف خريد اقلام و
محصولاتي شود كه سود آنها خرج توپها و تانك ها و جنگنده هايي شود
كه فرزندان بي دفاع مسلمان ودر فلسطين , لبنان , عراق و افغانستان به
خاك و خون كشيده شوند
اين مهم به عهده وظيفه چه كساني است امروز , بيانيه هايي
تشريفاتي و اعلام مواضع , خنثي و از سربي دردي , گره اي از مشكلات
جهان اسلام باز نمي كند. روشنفكران , نويسندگان , فيلم سازان , هنرمندان
و تمامي كساني كه دستي در تبليغ و تبيين حقايق دارند اگر امروز
درصف يكپارچه مسلمين كوتاهي و تعلل كنند فردا و درتاريخ و نزد
آيندگان سرافكنده خواهند بود. شناخت وتبيين ماهيت واقعي دشمن
امروز امت اسلام , آن هم براساس تعاليم قرآن , نه بر طبق مصلحت
انديشي هاي نارس و ناقص سياسي و آشناسازي نسل جوان امروز
درسراسر ايران و ديگر بلاد اسلامي از يك سو و وظيفه شناسي از سوي
ديگر در اين باره , تكليف خطير و سنگيني است كه بر دوش همه كساني
است كه مقام , منصب , موقعيت , علم , هنر قدرت و قوه اي
دارند.
امروز پژواك فرياد استاد شهيد مرتضي مطهري در كل بلاد اسلامي
طنين افكنده است كه :
« والله و بالله من قسم مي خورم كه پيغمبراكرم (ص ) در قبر مقدسش از
يهود مي لرزد. »
امروز , اين فرياد بايد بي هيچ سياسي كاري و مصلحت انديشي بر
اساس مقتضيات زمان و مكان و مبتني بر حقيقت قرآني تعريف و تبيين
وتبليغ شود و به گوش همه جوانان در همه جهان اسلام رسانده شود.
امروز تنها خطري كه كيان اسلام و عزت مسلمين را تهديدمي كند
همين است .
امروز فرزندان امت اسلام در جنوب لبنان , با رهبري فرزندي از
سلاله حسين (ع ) با درايت و هوشمندي و شجاعت تمام اين فرياد را با
گوش جان شنيده و با خون خويش از حريم اسلام و سنگرهاي مسلمين
حراست و پاسداري مي كنند و جلوي پيشروي دشمن كافر حربي را
مسدودكرده و آنها را تپه هاي مناطق جنوبي لبنان متوقف
كرده اند.
كيست نداند كه اگر اين مقاومت خونين حزب الله در لبنان وخيزش
نسل نستوه فلسطين در غزه و كرانه غربي نبود , امروز روياي كهنه نيل تا
فرات محقق شده بود.امروز فرزندان مقاومت لبنان وفلسطين به نيابت از
همه مسلمانان , مانع پيشروي و توسعه طلبي صهيونيستها شده و
حصارهاي آهنين اشغالگران را فرو ريخته اند.آنها امروز موقعيت و
موجوديت اسرائيل را متزلزل و هم پيمانان جهاني و منطقه اي آن را
پريشان و شرمسار ودل پيغمبراكرم (ص ) و پيروان ناب دين
محمدي (ص ) را شاد و مسرور ساخته اند.
جمعيت حاميان آزادي قدس شريف ضمن اعلام نفرت وانزجار از
جنايت وحشيانه صهيونيستها در لبنان و فلسطين و حمايت بي چون و
چرا از مقاومت اسلامي مردم لبنان به رهبري حزب الله و سيدحسن
نصرالله پشتيباني و حمايت آمريكا , انگليس و ديگر دولتهاي غربي
وشوراي امنيت سازمان ملل و سكوت مرگباربرخي دولتها و محافل
منطقه را محكوم كرده و يقين دارد كه نبردنابرابر امروز در فلسطين و
جنوب لبنان , نمادي است از جنگ حق و باطل در طول تاريخ بشر تا
ظهور منجي موعود و ما به نمايندگي از همه اعضا جمعيت حاميان
آزادي قدس شريف در سراسر كشور ضمن اعلام ميثاق مجدد با آزادي
قدس وحذف اسراييل از صفحه روزگار , آماده ايم هرگونه كه ولي امر
مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي حكم دهند , به ياري فرزندان
اسلام در لبنان و فلسطين بشتابيم حتي اگر كربلاي ديگر در جوار قبله
اول برپا شود.
جمعيت حاميان آزادي قدس شريف

|
شهيد سيدهادي نصرالله
فرزند حماسه
|
اين روزها لبنان صحنه مقاومت شجاعانه رزمندگان حزب الله
است . دريغ است در چنين شرايطي از شهيد سيدهادي نصرالله , فرزند
سيدحسن نصرالله , دبيركل حزب الله كه در مصاف با صهيونيستهاي
اشغالگر به درجه شهادت نايل آمد يادي نشود.
روز 21 شهريور 1376 تلويزيون اسرائيل تصوير پيكر خون آلود
دو رزمنده لبناني را بدون اطلاع از هويت آنها به نمايش گذاشت . به
سرعت مشخص گرديد كه يكي از اين دو نفر سيدهادي فرزند سيد حسن
نصرالله بود كه در نبرد با متجاوزان اسرائيلي در منطقه « جبل الرفيع » به
شهادت رسيد. اين واقعه تحول مهمي بود و تاثيري زيادي در تقويت
جايگاه رهبري نصرالله در ميان لبناني ها داشت .
وصيت نامه اين شهيد حاوي نكات مهمي است كه از نظر گرامي
خوانندگان مي گذرد :
بسم الله القاصم الجبارين
« رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني
يفقهواقولي » صدق الله العظيم
شهادت مي دهم كه هيچ خدايي جز « الله » نيست و او , واحد است
وشريكي ندارد و شهادت مي دهم كه گذر زمان حق است و در ساعات
آينده نيزهيچ شك و ترديدي نيست .
درود و سلام بر اشرف مخلوقات خدا , محمد و خاندان مطهرش . سلام
برتمامي انبيا و فرستادگان و راستگويان و اوصيا خدا.
سلام بر بانوي بزرگوارم حضرت فاطمه زهرا.
سلام بر آقا و سرورم اباعبدالله و بر روح مطهر فرزندان و يارانش .
سلام بر حضرت قائم , حجت منتظر (عج ).
سلام بر روح مقدس امام خميني .
سلام بر امام و رهبر بزرگ , سيد علي خامنه اي .
سلام بر رهبر امت حزب الله .
سلام بر سيد شهيدان مقاومت اسلامي , سيد عباس موسوي و
شيخ شهيدان مقاومت , شيخ راغب حرب .
سلام بر شهداي اسلام و شهيدان مقاومت اسلامي .
سلام بر مجاهدين و رزمندگان دلير.
سلام بر اهالي پايدار و مقاوم جنوب و بقاع غربي لبنان .
سلام و رحمت خداوند و بركات او بر همه شما.
حمد و ستايش خداوند كه ما را بر دينش هدايت كرد و از
شيعيان اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) , و از دوستداران بانوي كوثر ,
فاطمه زهرا كه برترين درودها و سلامها بر او باد ـ و از پيروان و
دوستداران قلبي رسول خدا(ص ) و امام حسن و امام حسين (ع ) ,
جوانان اهل بهشت قرار داد. ازخداوند مسئلت دارم كه آنان را شفيع ما
و همه مسلمانان در روز قيامت قراردهد.
پس از سلام و درود , وصيت نامه خويش را براي شما مي نويسم :
به لطف و ياري پروردگار , اكنون يكي از مجاهدين مقاومت
اسلامي هستم و با هدف آزادي و دفاع از دين خداوند متعال و حفظ
حرمت دين , به اين جمع پيوسته ام . از خداوند طلب مي كنم كه شهادت
در راهش را روزي من گرداند.
ستايش خدايي كه مرا موفق گردانيد تا پس از كسب رضايت پدرم
مبني بر ترك درس و تحصيل , براي پيوستن به واحدهاي مجاهدين
مقاومت اسلامي به اين سعادت دست پيدا كنم و يكي از رزمندگان و
جهاد كنندگان امت حزب الله باشم . خدا را شاكرم كه مرا پذيرفت تا به
اين سعادت نائل شوم كه در ارتفاعات و كوههاي عظيم « مليتا » ,
« صافي » , « عقماته » و « لويزه » از پرچم دين و ولايت و امت مسلمان و از
كودكان و پيران و همه مردم مظلوم دفاع كنم و بتوانم در برابر دشمنان
خدا و مردم , اين جرثومه فساد ـ رژيم صهيونيستي به قيام واجب
برخيزم و از دو راه پيروزي با عزت و شهادت در راه خدا , به يكي نائل
شوم .
پدر عزيزم !
آقا و سرورم , مولا و امينم , رهبر , استاد و مرشدم !
سلام بر تو كه هم پدرم بودي , هم سرورم , هم رهبرم و هم امينم .
سلامي از صميم قلب بر شما مي فرستم .
سلام بر تو از آن هنگام كه زاده شدي , رشد كردي , قيام كردي و آن هنگام
كه مي نشيني و آن هنگام كه قرائت مي كني , هنگامي كه سخن مي گويي و
خطبه مي خواني , هنگامي كه مي خوابي و هنگامي كه برمي خيزي .
سلامي از اعماق وجودم بر تو باد. سلام و اشتياق قلبي ام بر تو كه
عطرپيامبر از وجودت به مشام مي رسد.
پدرم !
همانا تو مرا تربيت كردي , آموختي و ارشادم كردي ; و ان شا الله
باحسن ظن تو , در آينده نيز همين گونه خواهم بود.
پدرم !
شما را فقط به دعا سفارش مي كنم و از شما درخواست دارم كه
روزقيامت شفيع من باشي ; روزي كه انسان از پدرش , صاحب و
فرزندش فرارمي كند.
ملتمسانه و خاضعانه از شما خواهش دارم و برايتان دعا مي كنم .
دعابراي حفظ رهبري مقاومت اسلامي و امت حزب الله . اين دعاي
خاص براي مجاهدين مقاومت اسلامي , بر پا دارندگان مجد و عظمت و
پيروزي , براي اين است كه خداوند جهاد در راهش را توفيقشان داده .
همه آنان را سفارش مي كنم و خواهش دارم و التماس دعا دارم ; دعايي
خالصانه براي ولي امرمسلمين حضرت آيت الله خامنه اي , و سفارش
مي كنم كه همچنان از اوحمايت و پشتيباني معنوي , روحي و جاني
داشته باشيد كه اين حمايت , نه نياز او , كه براي خودتان است .
پدر عزيزم !
از تو خواهش مي كنم كه مرا ببخشي و حلالم كني . همچنان
التماس مي كنم كه حلالم كن , حلالم كن , حلالم كن ! اي مولا و
سرورم .
مادر عزيزم ! سلام و درود خداوند باريتعالي بر تو باد.
اي كسي كه سرپرستم هستي و هر روز صبح براي توفيقم دعا مي كني !
ومرا ثبات قدم و ادب آموختي . از تو خواهش مي كنم كه مرا حلال كني و
به هيچ وجه در سوگم لباس سياه بر تن نكني و محزون و غمناك نشوي ,
بلكه براي تمامي شهداي اسلام سياه بپوشي . به شما وصيت مي كنم كه
صبور باشيد ومهر و شكيبايي خويش را از ياد نبريد همان گونه كه شما
را به صله رحم وصيت مي كنم .
خواهر و برادران عزيزم !
جواد , زينب و محمد علي . سلام و رحمت و بركات خداوند بر
شماعزيزان .
شما را به تقواي الهي در كارهايتان سفارش مي كنم و اينكه سعي كنيدكه
بيش از پيش به خداوند نزديك شويد و به اوليا خدا و ائمه اطهارش ـ
كه برترين و بالاترين درودها بر آنان باد ـ توسل جوئيد.
از شما عزيزان مي خواهم كه خالصانه براي خدا دعا كنيد كه
معاصي , گناهان و اعمال غير صالحتان را ببخشد و قلوبتان را مطهر
گرداند و در قلبتان عشق خدا و تقوا را بكارد. همگي شما را هم به
مداومت بر تلاوت قرآن مجيد , وزياد خواندن زيارت نامه انبيا و
پرهيزكاران و همچنين خواندن زيارت وارث وصيت مي كنم . بخصوص
زيارت عاشورا را هر روز بخوانيد كه در آن منافع بسياري نهفته است .
زيارت عاشورا را بخوانيد و ثواب آن را به ارواح شهداي اسلام و
مقاومت اسلامي هديه كنيد.
براي آزادي اسراي اسلام و پيروزي و رستگاري مستضعفين روي
زمين , و اعتلاي كلمه حق كه « لا اله الاالله , محمد رسول الله , علي ولي
الله » است , دعاكنيد.
از خداوند مسئلت دارم كه پدر همواره از شما راضي باشد و اعمال
شمانيز در جهت كسب رضايت او باشد , خدايي نا كرده او را ناراحت و
عصباني نكنيد كه پدرمان نزد امام قائد سيد علي خامنه اي و امام منتظر
حضرت قائم (عج ) , جايگاهي عظيم , شاني برجسته و درجه اي بسيار
عالي دارد.
در آخر همگي تان را به عمل صالح با نيتي خالص براي پروردگار
توصيه مي كنم .
آشنايان عزيزم !
سلام و رحمت و بركات الهي بر شما باد.
اين وصيت نامه را با هدف حلاليت طلبي و عذر خواهي از شما
مي نويسم .
شما را به صبر و پرهيز از محرمات الهي وصيت مي كنم و اينكه در
تمامي مراحل و زمينه هاي زندگي , به فقط خدا متكي باشيد.
همگي را به دعا براي مجاهدين مقاومت اسلامي و پشتيباني از
آنان سفارش مي كنم ; چرا كه آنان در برابر استكبار متجاوز جهاني قد
علم كرده , وسينه سپر ساخته و ايستاده اند.
به همه تان سفارش مي كنم كه هر روز زيارت اباعبدالله الحسين (ع )
رابخوانيد و همچنين سفارش مي كنم كه مجالس عزا را براي روح
اباعبدالله الحسين در خانه هايتان برگزار كنيد , و اينكه لباس سياه بر تن
نكنيد وغمگين نشويد و به هيچ وجه در سوگ من اشك نريزيد و اگر
گريستيد , اشكهايتان فقط براي مصائب اهل بيت (ع ) و مصائب حضرت
زهرا(س ) باشدو بس . بسيار ذكر خداوند را بجاي آوريد و بر اوليا و
ائمه اش توسل جوئيد وكلام مقدس آنان را قرائت كنيد. براي مجاهدان
مقاومت اسلامي , اين مردان عظيم عصر , اين حاملان پرچم قمر بني
هاشم حضرت اباالفضل العباس (ع ) , اينان كه وارثان شجاعت
اميرالمومنين علي (ع ) و مشتهاي حسيني , پيشاني هاي بلند و چشمهاي
پاك با كلمات حق و روحيات عالي همچون اهل بيت (ع ) هستند.
در آخر دستهاي مطهرتان را مي بوسم و از شما خواهش دارم كه
مراحلال كنيد و هر آنچه را كه از جانب من بر شما بدي رفته است
ببخشيد و ازمن با خوبي , عمل صالح و نيكي ياد كنيد.
برادران مجاهدم در مقاومت اسلامي :
برادران مجاهد; بسيار زياد از خداوند تمنا و خواهش كردم كه بتوانم
دركنار شما و در خدمتتان باشم . در خدمت شما مردان الهي .
سلام بر شما دلير مردان , روزي كه زاده شديد و روزي كه شهيد
مي شويد.
سلام بر خاك مقدسي كه قدمهاي مبارك شما بر آنجا نهاده شد و
ازخونتان سيراب گشت ; همچون خاك تشنه كربلا كه از خون
اباعبدالله الحسين (ع ) سيراب شد و دائما ندا مي دهد : « اين زمين از خون
حسين ويارانش بود كه مقدس و رستگار شد. »
اي مردان , مردان سازنده مجد , عزت و كرامت امت , امت محمد
بن عبدالله , امت علي و زهرا. و اي برپا دارندگان پرچم عزت و پيروزي و
پرچم حق و عبلبم اسلام ناب محمدي . فجر با صوت گلوله هاي شما , و
صبح با نداي خون حسيني شما طلوع مي كند , و زمين از خون شما
سيراب خواهد شد.
نورانيت خورشيد , تلالوي شماست و زيبايي طبيعت از جمال
وزيبايي تان .
سلام بر ارواح مطهرتان كه به سوي آسمان و ملكوت اعلي عروج
مي كند.
سلام بر ارواح مطهرتان كه همچون اهلبيت پيامبر , عاشق شهادتيد.
اي برپا دارندگان مجد و پيروزي امت محمد و علي . اي حاملان
پرچم اسلام , بيرق اباالفضل العباس . اي پيروان حيدر , و اي فرزندان
علي و حاملان ذوالفقار.
اي دلير مردان !
به شما مي گويم كه راه ما طريق پر خطر و خار و خاشاكي است . پر است
ازسختي و مشكلات . هيچ ناراحت و نگران نشويد و كم نياوريد كه شما
برترين هستيد. از شما خواهش مي كنم بر آنچه خداوند متعال به امت
ارزاني داشته وآن عمل صالح است , پايدار بمانيد و دين امت را زنده
گردانيد , كه اين امت , دشمن اسرائيل و برپا دارندگان پرچم حق و درهم
كوبندگان و خوار كنندگان پرچم ذلت , ننگ و ظلم و استكبار
هستند.
همچنان با روحيه اي عالي پيش برويد و همواره صالحانه راه را
ادامه بدهيد و دشمنان غاصب و متجاوز را خوار گردانيد; دشمني كه به
كوچك وبزرگ رحم نمي كند. بر عمل جهادي و مبارزه خويش پايدار
بمانيد كه با اين اعمال , روحيات شما بالا مي رود و معنويت و اخلاق را
براي مردم , و صبر واستقامت را همچون كوهها برايشان به ارمغان
مي آورد.
برزميد و استوار باشيد و در قله هاي افتخار بر مواضع
دشمن صهيونيستي هجوم ببريد. نكند قدرت سلاحشان شما را بترساند
و مرعوبتان سازد; چرا كه شما سلاح « الله اكبر » داريد و قدرت ذوالفقار
در كفتان است .
از شما عزيزان مي خواهم كه با وجود تمامي مشكلات و سختي ها ,
اين طريق الهي را ترك نكنيد و خدايي ناكرده با ديدن مصائب و
مشكلات , از اين كار حسيني دوري بجوئيد.
همگي شما برادران مجاهد را به صبر و بردباري سفارش مي كنم .
شماخوب مي دانيد كه اگر شما سختي مي كشيد , همه برادرانتان اين درد
رامي كشند , پس دستهايتان را ملتمسانه رو به آسمان بالا بريد و فرياد
زنيد : « يافاطمهالزهرا » .
اي برادران !
با وجودي كه اين راه بسيار صعب و پر خطر است , ابدا آن را ترك نكنيد
وهمواره از كودكان , پيران و همه مظلومان دفاع كنيد. به شما توصيه
مي كنم , كه سخنان و كلام رهبر حزب الله را به خوبي گوش كرده و به آن
عمل كنيد , واز تكليفي كه حضرت امام خامنه اي و دبير كل حزب الله
لبنان جناب سيدحسن نصرالله بر دوشتان گذاشته اند , به خوبي مراقبت
و حمايت كنيد , كه اطاعت شما از آنان , اطاعت از امام حجت مهدي
منتظر است .
شما را به مداومت در عمل صالح و خالصانه براي خداوند سفارش
مي كنم و اينكه با توسل به او يا ائمه اطهار مخصوصا حضرت زهرا(س )
به آن نزديك شويد.
به شما سفارش مي كنم كه زيارت عاشورا , زيارت وارث و بعضي
آيات خاص قرآن را هر روز و يا در حد توان خود بخوانيد و ثواب آن را
به روح شهدابفرستيد , آناني كه دوستشان داشتيد و ياران اين راه بودند.
آناني كه هيچگاه قلبهايمان فراموششان نخواهد كرد; حتي با گذر ايام و
حتي اگر سختي ها ودوران سياه بر شما فائق آيد.
از شما خواهش دارم كه مرا حلال كنيد و عذر مي خواهم و التماس
دارم كه در دعاهاي خويش , مرا فراموش نكنيد.
ابوحسن
سيد هادي نصرالله

|
از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » ـ 15
|
ع ـ س
نام فيلم : « قتل آن لاين »
نويسنده : نادر وحيد
بازنويسي : حجت قاسم زاده اصل , رضا درميشيان , مسعود آب پرور ,
پيمان عباسي
كارگران مسعود آب پرور
تهيه كننده : سيدكمال طباطبايي
محصول : سيما فيلم و شبكه اول سيما
خلاصه فيلم
در شب عروسي شهاب (حميد گودرزي ) و ليلا (الناز شاكردوست ) يكي
از دوستان اينترنتي آنها به نام « ساناز » كشته مي شود. پدر ليلا كه يك
كارآگاه , به نام سرهنگ جلال سالاري (جمشيدهاشم پور) است مسئوليت
پرونده اين قتل ـ كه مقتول با دامادش ارتباط داشته ) را بر عهده مي گيرد اما
به فاصله يك شب دختر خاله شهاب (سميرا) كه او هم در چت روم آنها
است به قتل مي رسد.
در طول داستان متوجه مي شويم تعدادي دختر و پسر كه ارتباط
اينترنتي نيز با يكديگر دارند گروهي را به نام « خشن » تشكيل دادند كه ليلا
آخرين كسي بوده كه به عضويت اين گروه در آمده است . قاتل به هنگام قتل
لباس سياه بر تن مي كند و قربانيان خود را از ميان زنان فاسد انتخاب
مي نمايد. دوقتل ديگر نيز به وقوع مي پيوندد كه همگي قربانيان با ضربات
چاقو سرشان بريده مي شود.
سرانجام پس از پيگيريهاي فراوان مشخص مي شود قاتل يكي از اعضاي
همين باند بوده كه به دليل بيماري رواني , زنان را به قتل مي رسانده است .
ريشه بيماري او از آنجا ناشي مي شود كه وي به اشتباه تصور مي كرد مادرش
فاسد است و چون از اين اعمال منزجر بود تصميم مي گيرد همه زنان فاسد را
به قتل برساند. در سكانس پاياني , قاتل كه ليلا را گروگان گرفته توسط
سرهنگ مورد اصابت گلوله قرارگرفته و از فراز يك ساختمان بلند به پائين
سقوط كرده و كشته مي شود.
نقد فيلم
« قتل آن لاين » نخستين فيلم بلند سينمايي 35 ميليمتري مسعود آب
پرور مي باشد. او سابقا نماهنگ و فيلمهاي بلند سينمايي از نوع ويدئويي
براي تلويزيون ساخته است . « قتل آن لاين » مضموني پليسي ـ جنايي با حال
و هواي معمايي دارد. فيلم از جنبه تكنيكي قابل قبول و از ريتم مناسبي كه از
يك فيلم اكشن انتظار مي رود برخوردار است . از سوي ديگر سوژه آن ,
استفاده افراطي از اينترنت و دوست يابي و ازدواج اينترنتي است كه موضوع
روز جامعه فعلي ما مي باشد. « قتل آن لاين » همچنين اين آگاهي را به مخاطب
مي دهد كه حتي در ارتباط اينترنتي نيز بايد به حد و حدودي معتقد بود اگر
چه ظاهرا اين نوع ارتباط دورادور انجام مي گيرد ولي نبايد به هر رابطه اي
اطمينان داشت .
به اعتراف سرهنگ از آن زمان كه اينترنت وارد خانه آنها شده (او كه به
غير از ليلا كس ديگري ندارد) كمتر دخترش را مي بيند. ليلا آنقدر سرگرم
اينترنت است كه بر سر سفره غذا با پدر حضور نمي يابد. سرهنگ مجبور
مي شود خود غذا را براي دختر در كنار رايانه بياورد. دوستي ها و حتي
ازدواجي كه از طريق اينترنت انجام مي شود نيز از روي شناخت و فهم
صحيح انجام نمي گيرد. ليلا پيش از ازدواج از طريق اينترنت با شهاب آشنا
مي شود سپس به دور از چشم پدر چندبار در پارك يكديگر را مي بينند و
تصميم به ازدواج مي گيرند. در شب عروسي بر ملا مي شود كه شهاب با
اولين مقتول يعني ساناز ارتباط داشته است . بنابر اين , اين نوع دوستي ها
بي اشكال نيست پس از برشمردن نكات مثبت فيلم بسراغ نقد محتوايي آن
مي رويم .
از عكسهايي كه از حضرت امام (ره ) و مقام معظم رهبري در دفتر رئيس
آگاهي و پزشكي قانوني به نمايش گذاشته مي شود در مي يابيم محل وقوع
حوادث در ايران اسلامي است .
قتلهاي زنجيره اي زنان , يكي پس از ديگري انجام مي گيرد. سرهنگ
تحت فشار اداره در جستجوي قاتل است . از نحوه كشته شدن مقتولين به ياد
مي آورد كه نظير چنين قتلي را يك بار سالها پيش ديده است . با مراجعه به
پرونده در مي يابد كه مردي , مظنون به خيانت همسرش , وي را از پاي در
مي آورد. در اين بين پسرش كه او نيز به اشتباه تصور مي كرد مادرش خيانت
كار است با چاقو به جنازه مادر حمله ور مي شود و سرش را به طرز فجيعي
مي برد. سرهنگ با يادآوري آن قتل , آهسته آهسته رد پاي كامران را كه امروز
در حلقه دوستان اينترنتي قرار دارد , مي يابد. كامران در اين فيلم يك آدم
متعصب معرفي مي شود چرا كه نسبت به خيانت احتمالي سريعا واكنش
نشان داده بود. در ديالوگي دكتر پزشك قانوني به سرهنگ مي گويد : كساني
قتلها را انجام داده اند كه متعصب اند و يا چنين اظهار مي دارد كه وسايل ,
نوين اما قتلها متعصبانه است .
عموما در جامعه ما تعصب را در افراد مذهبي جستجو مي نمايند بعبارتي
اگر فرد لائيك و يا سكولاري نسبت به مباني فكري خود اصرار بورزد
متعصب خوانده نمي شود اما مذهبيون معتقد را متعصب مي نامند و از آنجا
كه كامران غيرتي بوده و به تصور خيانت مادر او را چاقو مي زند , اين شبهه
پديد مي آيد كه يك فرد مذهبي , آتش بيار معركه است اما نكته مهم تر اين
است كه مگر تعصب داشتن بر اصول و مباني فكري اصيل و صحيح , غلط و
نادرست است چرا دست اندركاران فيلم اينگونه وانمود مي كنند كه هر نوع
تعصبي منفور و اشتباه است به نظر مي رسد از آنجا كه عموم
ايرانيان , مذهبي و در حفظ ناموس تعصب دارند با كشتن قاتل . مشكل امنيت
حل نمي شود چرا كه عموم مذهبيون از اين خصلت برخوردارند.
خشونت و آدم كشي با توجه به ناامني اي كه در فيلم به مخاطب القا
مي شود بر فيلم مستولي است و در اين بين زنان بدكاره هدف شماره يك
قاتل مي باشند. دراين جو و فضا نوع قتلها و نحوه كشتن ايشان نيز قابل تامل
است . قتلها زنجيره اي است و قاتل سياهپوش است و با چاقو قربانيان را
كشته و سر مي برد. از اين دكوپاژ در مي يابيم كه سازندگان فيلم مي خواستند
ياد و خاطره ماجراي منفور قتلهاي زنجيره اي را كه در واقعيت اتفاق افتاده
بود همچنان زنده و موضوع روز نگه دارند. چرا (نماهاي چاقو , خون و سر
بريدن در فيلم فراوان است )
نكته ديگر اين است كه وقتي شهاب مي بيند نزديك است ليلا را از دست
بدهد , تصميم مي گيرد به نزد مادرش در خارج از كشور برود. او وقتي سالها
پيش مي خواست از نزد مادر به ايران بازگردد گفته بود مي خواهد به مادر
ثابت كند كه در ايران مي تواند خوب زندگي كند اما گويا حرف مادر صحت
داشت زيرا در ايران ناامني و قتلهاي زنجيره اي وجوددارد. او مي گويد : هر
گورستاني كه باشد بهتر از اينجا (ايران ) است . حداقل صبح كه از خواب
بيدار مي شوي به تو نمي گويند زنت را طلاق بده ...
در صحنه اي سرهنگ را مشغول وضو گرفتن مشاهده مي كنيم اينگونه
وانمود مي شود كه او مذهبي و نمازخوان است اما دخترش در خلوت با
شهاب در پارك قرار مي گذارد. عروسي او نيز بي اشكال نيست . آنها در
خيابانها با بوق زدن و سروصدا مي پردازند. چه اصراري است كه سرهنگ را
يك فرد مذهبي نشان دهيم
فيلمنامه از جنبه ساختاري داراي اشكالاتي است بعنوان مثال دخالت
نويسنده را در حمايت از سرهنگ و دخترش به وضوح مشاهده مي كنيم و يا
اينكه نمي دانيم سرهنگ چگونه متوجه محل اختفاي دخترش گرديد و...
از ديگر نكات منفي , خواندن آواز زمان طاغوت در ميهماني ابتداي فيلم
و پخش موسيقي غربي در عروسي و به تصوير كشيدن سيگاركشي خانمها
مي باشد كه از نكات قابل تامل فيلم است . در ضمن گوشي تلفن همراه
اريكسون كه آمريكايي است نيز در فيلم به تصوير در آمده كه بگونه اي تبليغ
كالاي خارجي محسوب مي شود.
ث ث ث
نام فيلم : « عصر جمعه »
نويسنده : فريد مصطفوي (براساس طرحي از مونا زندي )
كارگردان : مونا زندي حقيقي
مشاور كارگردان : رخشان بني اعتماد
تهيه كننده : جهانگير كوثري
سرمايه گذاران : غلامرضا شاكر , فهيمه كارگهي , جهانگير كوثري
محصول : سازمان سينمايي 79
خلاصه فيلم
شقايق 15 ساله از نامشروع باردار مي شود . پدر , او را از خانه مي راند و
او به جرم ولگردي به زندان مي افتد. فيلم از آنجا آغاز مي شود كه شقايق با
نوزادي در بغل از زندان آزاد مي شود. او نام خود را به « سوگند » تغيير داده و
با آرايشگري به گذران امور مشغول است . كودك او در زمان فيلم حدودا
16 ـ15 ساله است كه چندين بار به جرم آزار و اذيت به كانون اصلاح و
تربيت فرستاده شده است . او به تازگي از كانون آزادشده و باز هم با سوگند
سر ناسازگاري دارد. مادر سعي دارد او را به كلاس درس و كار بازگرداند اما
اميد , چندان راغب نيست . سوگند در طول سالهاي متمادي بخاطر انزجار از
پدر هيچ ارتباطي با وي نداشته و مايل نيست خانواده خويش را
ببيند.
بنفشه , خواهر كوچك سوگند پس از مدتها جستجو او را مي يابد. از
آنجا كه پدر به شدت بيمار است قصد دارد سوگند را به نزد پدر برده تا پدر
از وي حلاليت بطلبد. سوگند به شدت مخالف است تا اينكه روزي بنفشه و
سوگند با يكديگر درد دل مي كنند. آنان درخصوص نامشروع بودن اميد
صحبت به ميان مي آورند غافل از آنكه اميد 16 ساله پنهاني به صحبتهاي
آنان گوش مي دهد. او به شدت از اين موضوع ناراحت شده و به خودآزاري
مي پردازد. او را مجددا به كانون برمي گردانند. اميد به هيچ وجه حاضر نيست
مادرش را ملاقات كند. سرانجام با تلاشهاي بنفشه , اميد مي پذيرد كه مادر
در اين ماجرا بيگناه بوده و او را دوست دارد. در پايان , سوگند براي ديدار با
پدر خود را آماده سفر مي كند.
نقد فيلم
« عصر جمعه » نخستين فيلم سينمايي بلند « مونا زندي حقيقي » مي باشد
و به اين دليل اين نام انتخاب شده كه آن گناه بزرگ در عصر جمعه اي كه
دختران به باغ انگور رفته بودند اتفاق افتاد. او پيش از اين در سمت منشي
صحنه , برنامه ريز و دستيار كارگردان چند فيلم فعاليت مي كرد و پس از آن نيز
چند فيلم كوتاه مستند و داستاني و سرانجام نخستين فيلم سينمايي بلند
خود را ساخت . زندي ايده اين فيلم را در پروژه « زندان زنان » آن زمان كه
بعنوان يك محقق به منيژه حكمت كمك مي كرد به دست آورد. (نشريه روزانه
بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر , دوشنبه 3 بهمن 84 , صفحه 11 )
او فعاليتهاي سينمايي خود را از منشي صحنه كيانوش عياري در فيلم
« شاخ گاو » شروع كرد , آنچنان كه رخشان بني اعتماد (مشاور كارگردان همين
فيلم ) نيز نخستين فعاليت سينمايي خود را با همكاري كيانوش عياري آغاز
كرده بود. تهيه كننده و يكي از سرمايه گذاران اين فيلم , جهانگير كوثري
همسر رخشان بني اعتماد مي باشد. با اين مقدمه بسراغ نقد محتوايي فيلم
مي رويم .
نخستين پرسش در خصوص فيلم , زمان و مكان وقوع داستان مي باشد.
كاگردان مدعي است : در مواردي به فيلم من ايراد گرفتند در حاليكه فيلم من
سياسي نيست بلكه يك داستان اجتماعي است كه اصلا جاي مشخصي
ندارد و در تمام دنيا اتفاق مي افتد (نشريه روزانه بيست و چهارمين
جشنواره فيلم فجر , دوشنبه 3 بهمن 84 , صفحه 11 )
برخلاف اين ادعا , كارگردان دقيقا سعي دارد با نشان دادن تصاويري
ثابت كند ماجرا در زمان و مكاني بنام جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاده
است بعنوان مثال در سكانس اول نشان داده مي شود كه سوگند چادري از
زندان با كودكي در بغل آزاد شده است . اين آزادي با پخش صداي اذان همراه
است به اين معنا كه داستان در جامعه ديني روايت مي شود. در سكانس
پاياني آنگاه كه اميد , مادر را به هنگام خروج از كانون نظاره گر است تصوير
پرچم جمهوري اسلامي ايران به وضوح ديده مي شود. از سوي ديگر وقتي
سوگند در مدرسه در حال صحبت با مدير است , عكس مقام معظم رهبري در
تصوير ديده مي شود. همچنين در صحنه اي , تلويزيون شبهاي برره را نشان
مي دهد كه موسيقي تيتراژ ابتدايي آن به وضوح شنيده مي شود و... آيا اين
تصاوير بر زمان و مكان خاصي تاكيد ندارد
براي اولين بار در سينماي پس از انقلاب , فرزند نامشروع , سوژه اصلي
يك فيلم سينمايي بلند قرار گرفته و جالب اينكه چنين فيلمي توسط يك
كارگردان زن ساخته شده است . براستي بايد با اينگونه فرزندان چه كرد آيا
بايد آنانرا در كوچه و خيابان به حال خود رها ساخت و يا به
شيرخوارگاهها سپرد و يا پيش از به دنياآمدن با كورتاژ آنان را از بين برد
ويالله در فيلم , سوگند آنگونه كه خود مي گويد وقتي قنداقه كودك را به
دستش سپردند , محبت كودك سبب گرديد او را به شيرخوارگاه نسپارد و با
شهامت تصميم گرفت كه خودش , كودك را بزرگ كند. اقدامي كه
خداپسندانه است .
سوگند خود اين مسئوليت را مي پذيرد كه اميد را بزرگ كند. مخاطب به
ناگاه در اين فيلم مي بيند اميد 16 ساله از كانون اصلاح و تربيت آزاد شده و
با مادر به خانه مي آيد و پس از مدتي دوباره سر ناسازگاري با وي را
مي گذارد. نمي دانيم اميد در طول اين سالها چگونه تربيت شد اما در اين
مقطع از زمان يعني 16 سالگي آنچنان كه در فيلم مشاهده مي كنيم , روشهاي
تربيتي سوگند داراي اشتباهات فاحشي بوده است بعنوان مثال در سكانسي
از مجموعه صحبتهايي كه از سوگند مي شنويم درمي يابيم با مردي ارتباط
دارد (شرعي و يا غيرشرعي بودن آن هم در فيلم مشخص نمي شود) او تلفني
از مرد مي خواهد به خانه اش بيايد و به بهانه اي اميد را از خانه بيرون
مي فرستد. در صحنه بعد , اميد در خانه نيست . زنگ آيفون به صدا درمي آيد.
در را باز مي كند و براي آنكه همسايگان مشكوك نشوند از بالاي پله ها صدا
مي زند كه دايي بيا طبقه دوم .
سوگند براي امرار معاش , آرايشگري مي كند. در صحنه اي آنگونه كه
دوربين نشان مي دهد زني در آرايشگاه دراز كشيده و سوگند برروي او عمل
اپيلاسيون را انجام مي دهد.
البته دوربين , زن را نشان نمي دهد. تنها سوگند را كه برروي فردي كه
درازكشيده كاري انجام مي دهد به تصوير مي كشد. نكته مهم اين است كه
وقتي مادر در حال انجام چنين عملي است , اميد از لاي در , اين صحنه را
مشاهده مي كند و...
سوگند با انجام چنين كارهايي , انتظار دارد اميد درست و صالح نيز
تربيت شود. آيا اين اشتباهات و خطاها , زمينه ساز انحرافات نيست بعبارتي
عمل خداپسندانه سوگند در نسپردن اميد به شيرخوارگاه درست است اما
آنگونه كه در اين فيلم مي بينيم , شيوه تربيتي سوگند غلط بوده است .بهتر
بگوييم از آنجا كه رويكرد سوگند در تربيت , ديني نيست در نتيجه آنچنان كه
بايد , اميد تربيت نشده است . بنابراين اين بخش از موضوع چندان ارتباطي
به مشروع و يا نامشروع بودن كودك ندارد. اگر كودك مشروع هم در جو و
فضاي تربيتي سوگند قرار مي گرفت خلافكار و ناهنجار بار مي آمد. به زبان
ديگر در اصلاح و تربيت كودك , داروي حقيقي , روشهاي ديني است .
كارگردان اذان و چادر را براي القا فضاي جامعه ديني به كار مي گيرد اما
روش ديني درتربيت را تجويز نمي كند حال آنكه مشكل اساسي جامعه امروز
ما در عرصه هاي مختلف اقتصادي , سياسي , فرهنگي و... عمل نكردن به
قواعد و دستورات ديني است .
در دستورات ديني واجب نيست كودك نامشروع را از حرامزاده بودنش
مطلع سازيم اما اگر فرزند متوجه اين موضوع شد بايد بگونه اي او را توجيه
كرد كه خداي ناكرده اقدام به خودكشي ننمايد. فراموش نكنيم اميدواري ,
يك اصل مهم در آموزه هاي ديني است .در اين فيلم خاله اميد (بنفشه )
توجيه كردن او توسط مادر را تجويز مي كند و دانستن آن را حق اميد مي داند
اما در گفتگو با سوگند , اصل بارداري نامشروع را بعنوان يك گناه بزرگ زير
سئوال نمي برد. به اين ديالوگ توجه فرمائيد آنجا كه بنفشه از سوگند
مي خواهد به كانون رفته و اميد را توجيه كند به وي مي گويد : الان وقتشه كه
بري رك و راست همه چيز را بهش بگي . برو بهش بگو جوون بودي ,
احساساتي شدي به يه آدمي اعتماد كردي كه لياقتش را نداشت و...(بنظر
مي آيد در ادامه چنين مي افزايد , خب عاشق شده بودي . چه عيبي داره
عشق كه گناه نيست ).
براساس گفته هاي بنفشه , اين سئوال مطرح مي شود كه اگر مرد لايق
اعتماد بود آيا باز هم ارتباط نامشروع اشتباه و گناه بود يا خير اگر مرد به
وعده هايش عمل مي كرد و به عشقش وفادار مي ماند آيا در آنصورت
نامشروع بودن اميد خطا و مشكل نبود شبيه چنين جملاتي را در فيلم « زمان
مي ايستد » نيز (كه در همين جشنواره در بخش مسابقه حضور داشت ) شنيده
بوديم . در آنجا هم دختري در ارتباط نامشروع , فرزندي را باردار شد و قصد
داشت غيرقانوني از مرز ايران خارج شود. اين دختر در ديالوگي مي گويد ,
خب عاشق شده بودم مگه عشق گناهه عجيب آنكه گوينده هر دو ديالوگي
مي گويد , خب عاشق شده بودم . مگه عشق گناهه عجيب آنكه گوينده هر دو
ديالوگ و در هر دو فيلم , يك نفر است . اگر عشق و بارداري از طريق نامشروع
گناه و خطا نباشد , پس گناهكار كيست از اين ديدگاه مقصر اصلي ,
جامعه اي است كه با خشونت و بيرحمي , توان تحمل عشق را ندارد. احتمالا
كارگردان با اينگونه طرح كردن موضوع , ضمن كمرنگ كردن معيارهاي
ارزشي , زمينه را براي بي بندوباري در روابط جنسي فراهم مي آورد. همچنين
پيامد اين ديدگاه اين است كه جامعه نيز بايد تحمل و ظرفيت وجود و تولد
نوزادان نامشروع را پيدا كند.
نكته ديگر اين است كه قرار است داستان بگونه اي پيش رود كه سوگند ,
بيگناه و پاك جلوه كند. در صحنه اي كه سوگند با مرد بيگانه قرار گذاشته تا
او به خانه اش بيايد (در حاليكه اميد در خانه نيست ) پس از آنكه به سمت
راهرو مي رود تا به بهانه اي وي را به داخل آپارتمان بياورد , كارگردان نماي
پاهاي او را نشان مي دهد كه در را باز مي كند. اين فضاسازي بيشتر ,
گناهكاربودن سوگند را به مخاطب القا مي كند تا بيگناهي و پاك بودن وي را.
همانطور كه گفته شد سوگند از طريق آرايشگري امرار معاش مي كند. در
اين فيلم تصاويري از اصلاح صورت و ابروي خانمها نشان داده مي شود كه
بنوعي حمله به حجب و حيا و شرم زدايي از جامعه محسوب مي شود. چنين
تصاويري در فيلم « چهارشنبه سوري » نيز (كه در همين جشنواره به نمايش
درآمد) ديده مي شود كه پخش آنها با اين حجم و بزرگي تصوير براي
نخستين بار در سينماي پس از انقلاب انجام گرفته است .
خوشبختانه داستان فيلم با تيرگي و سياهي به اتمام نمي رسد بلكه
مخاطب درمي يابد سوگند در آخرين ملاقاتش با اميد موفق شده مسئله را
براي او حل كند.
يكي ديگر از نكات منفي فيلم اين است كه سوگند يكي از مشتريان خود
را كه باردار است با دلايل واهي تشويق به كورتاژ و سقط جنين مي كند.
در يكي از سكانسهاي بعدي به سوگند خبر مي دهند كه آن خانم كورتاژ
كرد. از آنجا كه كورتاژ بدون دليل شرعي حرام است نبايد در فيلم تشويق به
اين عمل مطرح شود. تنها دليلي كه سوگند براي اين عمل حرام ذكر مي كند
اين است كه داشتن بچه همراه با دردسر و مشكلات است .
از ديگر نكات منفي , تماس بدني بازيگران با يكديگر است كه در حال
تبديل شدن به امري عادي است , گويا حساسيت مسئولين ذيربط نيز در اين
خصوص تعديل شده است .همچنين صحنه هاي سيگار كشيدن سوگند و
دوستش بلور و بيان كلمات ركيك از سوي اين دو قابل تامل است .

| | |