روزنامه جمهوري اسلامي 08/05/1385 صفحه جبهه و جنگ

سلاح جنگ آينده سلاح فرهنگي است
روي موج خبر حسين اسرافيلي :
توجه ويژه به شعر آذري , در پانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس

اشتباه تصور مي كنند , ما پشيمان نيستيم
سلاح جنگ آينده سلاح فرهنگي است


ث مهندس داود غياثي راد
از گذشته دور سلاح سنتي سرد و گرم در زمين و دريا و هوا براي غلبه بر دشمن يا در نبرد و مبارزه تن به تن و گروهي استفاده مي شد. در قرن بيستم و در حاضر نيز سلاح هاي بسيار پيشرفته بيولوژيكي , شيميايي , ميكروبي , هسته اي , فضايي و دريايي و حتي سلاح هاي اطلاعاتي در جنگ جهاني استفاده شده و هنوز هم مي شود كه در جاي خود خطرناك و به نحوي كشتار جمعي هستند. اماسلاحي خطرناك تر و موثرتر در حال شكل گيري است كه از سلاحهاي زميني و فضايي و دريايي و هوايي تاثيرگذارتر است و با سلاح هاي ديگر تفاوت دارد. اگر سلاح هاي ديگر را مي توان در اثر تاثيرات بيولوژيكي , هسته اي و شيميايي شناخت , اين سلاح داراي رنگ و بو و مزه ظاهري نيست , بلكه سلاحي شگفت انگيز به نام « سلاح فرهنگي » است .
دانشمنداني كه آينده پژوهي مي كنند و به وسيله علوم آماري , روان شناسي و جامعه شناسي آينده جهان را پيش بيني مي كنند دنياي دهه هاي بعدي را « دنياي فرهنگي » مي بينند. در چنين دنيايي تهديدها و نبردهاي خشونت بار فرهنگي از مهمترين تهديدات عليه هويت و موجوديت ملت ها مي باشد. به مديران استراتژيك نيروهاي مسلح پيشنهاد مي دهند كه با كياست و زيركي به شناخت اين سلاح جديد بپردازند و براي نيروهاي فرهنگي طرح هاي بلند مدت بنويسند. در پژوهش هاي صنعتي و غير صنعتي به دنبال طراحي و ساخت محصولات و فن آوري هاي دفاع فرهنگي باشند و به جاي لشكرهاي پياده و زرهي به فكر سازماندهي براي بقا خود باشند.
در اين راستا موقعيت و مسووليت سازمان هاي فرهنگي در جهان آينده به يك عرصه فرهنگي تبديل خواهد شد و نقش موثر نيروهاي مسلح پيش بيني سلاح هاي دفاعي از طريق محققين فرهنگي و لشكريان و صنايع فرهنگي مي باشد. پس بايد به زودي براي دفاع , شاهد تولد لشكرهاي فرهنگي , صنايع فرهنگي و دفاع فرهنگي باشيم . اگر دانشمنداني چون الوين تافلر و آلكسيس كارل در « موج سوم » و « انسان موجود ناشناخته » دردهه گذشته , آينده را با مسائل معنوي و انساني تخمين مي زدند در آينده اي نزديك حدس آگاهانه آنها با تحول سريع جوامع بشري تغيير خواهد كرد. هر چند توليد دانش و به عبارت ديگر نهضت نرم افزاري به عنوان يك تلاش فكري و همچنين تربيت شهروندان فاضل و گسترش الكترونيك و ارتباطات , به ويژه شبكه جهاني اينترنت باعث سرعت و دقت رشد علوم شده است , اين توسعه علمي زمينه ساز آن است كه آينده جهانيان با تغييراتي بنيادين در تمام مناسبات فردي و اجتماعي و جهاني مواجه باشد. آهسته آهسته پارادايم رقابت جهاني از رقابت هاي اقتصادي و نظامي به خصوص آپارتايد هسته اي به حملات و تهديدات فرهنگي مبدل خواهد شد. بنابراين با نگاه آينده پژوهانه جهان , جهان فرهنگي خواهد شد. پيدايش دنياي فرهنگي پارادايم رقابت را متحول خواهد كرد , يعني به جاي رقابت اقتصادي , نظامي و هسته اي به رقابت فرهنگي پرداخته خواهد شد. اما اين رقابت نيز سخت افزارها و نرم افزارهاي ويژه خود را دارد. در مباحث اقتصادي و نظامي , تجارت الكترونيك , محصولات فرهنگي در دولت هاي الكترونيك با سرعت انجام خواهد شد. در سطوح فلسفي , فكري و ذهني ارزشها , جهان بيني , هنجارهاي اساسي و مسائل رواني و يادگيري هاي آني و دائمي بنا نهاده شده است . بنابراين , ارتباطات فرهنگي , صنايع فرهنگي , كنترل فرهنگي , شك فرهنگي و ارزشهاي فرهنگي جايگزين موارد مشابه خود خواهند شد. لذا در سازمان هاي فرهنگي , كليدي ترين سازمان هاي آينده جهان خواهند بود. البته فناوري ) ركن ركين صنايع فرهنگي خواهد بود . لذا فرهنگ جديد , IT اطلاعات ( سرگرمي هاي جديد , آموزش هاي جديد , نيازهاي جديد و انسان هاي هوشمند فرهنگي با علوم و فناوري هاي فرهنگي پا به عرصه وجود مي گذارند.
دولت ها و ملت ها اگر بخواهند در اين جهان جديد باقي بمانند بايد اقدام به تاسيس سازمان ها و صنايع فرهنگي بزرگ نمايند. نيروهاي مسلح بايد به توليد سلاح فرهنگي و كاربرد مناسب آن همت گمارند , زيرا تهديدات فرهنگي ارتباط مستقيم با تهديدات نظامي خواهد داشت . راهبردشان نظامي , جنگ نامتقارن و سرعت و چالاكي و فرهيختگي و نفوذ منطقي را بهترين وسيله استيلا و برتري مطلق نظامي مي دانند. بنابراين جنگ هاي سخت به جنگ هاي نرم تبديل مي شود. اما پيروزي مطلق خواهد بود. ملت مغلوب , ديگر قد علم نخواهد كرد و اين فقط با حمله و تهاجم بر هويت فرهنگي ملت مغلوب انجام خواهد شد.
جنگ هاي آينده بايد جنگ هاي كوتاه باشد كه زمينه كوتاه شدن آن ها بازي با روحيه ملت هاست مانند ماركبري كه با برق چشم هايش طعمه خود را به كلي مرعوب مي سازد و حيوان بيچاره از ترس مي ميرد و بلعيده مي شود. اين جاست كه جنگ رواني يا جنگ مدرن فرهنگي با فرايند مرعوب سازي معني پيدا مي كند. من حيث المجموع در آينده نه چندان دور , جنگ رواني , سلاح هاي فرهنگي , حملات رسانه اي و نفوذ در باورها , تغيير ديدگاهها و سست كردن اعتقادات جاي خود را به توپ و تانك و سلاح هاي زميني خواهند داد. بر محققين لشكري و كشوري فرض است كه هم و غم خود را در تحقيقات صنعتي و غير صنعتي بر ساخت محصولات و سلاح هاي فرهنگي و روشهاي جا به جايي و نفوذ پذيري آن ها و افزايش برد و دامنه عمل آن ها قرار دهند. دانشگاهها و مراكز علمي استراتژيك و فرهيختگان و انديشمندان جامعه وجهه همت خود را بر شناخت آينده و دفاع استراتژيك فرهنگي و توليد نرم افزارهاي مبارزه با اين تهديد نرم ولي بسيار خطرناك تر از تهديدات شيميايي , هسته اي و غيره قرار دهند.

روي موج خبر حسين اسرافيلي :
توجه ويژه به شعر آذري , در پانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس



دبير علمي پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس گفت : در اين دوره از كنگره توجه ويژه اي به شعر شاعران آذري زبان خواهيم داشت .
به گزارش ستاد خبري پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس , حسين اسرافيلي بااشاره به اين كه دراين دوره از كنگره اشعار تركي بيشتري قرائت خواهد شد , افزود : شاعران منطقه از طريق اداره كل بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس استان آذربايجان غربي دعوت مي شوند , علاوه بر اين اشعار ديگري هم از ديگر نقاط آذري زبان به دبيرخانه رسيده است , كه در خور توجه هستند.
وي ادامه داد : قصد داريم كه بعداز انجام كارهاي كارشناسي و با انجام برنامه ريزي هاي دقيق , در صورت امكان , بخشي از اين كنگره را به شعر و شاعران ترك زبان اختصاص دهيم .
اسرافيلي تاكيد كرد : البته در زمان برپايي كنگره با شاعران آذري زبان مراودات بيشتري انجام خواهد شد , چون آن ها ميزبان هستند و ما ميهمان ,
دبير علمي پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس بابيان اين مطلب كه آثار نسبتا خوبي به دبيرخانه كنگره رسيده است , گفت : درجريان داوري اشعار رسيده , با بسياري آثار پرمحتوا رو به رو مي شديم كه داوري ها را مشكل تر مي كرد.
پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس روزهاي 26 تا 29 شهريور ماه در اروميه برگزارمي شود.

اشتباه تصور مي كنند , ما پشيمان نيستيم


گفت وگو با جانباز شيميايي رمضانعلي تركيان
قبل از شروع جنگ تحميلي با شنيدن وقوع يكسري درگيري هايي در كردستان , از پايگاه بسيج « درچه » از توابع شهرستان خميني شهر اصفهان به صورت داوطلبانه به اين منطقه رفتم و بعد از سه ماه فعاليت در منطقه متوجه وقوع جنگ عراق عليه ايران در جنوب شده و براي آنكه وظيفه خود را در دفاع از ميهن ادا كرده باشم عازم جبهه هاي جنوب شدم .
مطلب بالا بخشي از گفت وگوي خبرنگار فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با رمضانعلي تركيان , جانباز شيميايي 45 درصد از اهالي خميني شهر اصفهان است كه در دوران دفاع مقدس در عمليات هاي چون « فتح المبين » , « محرم » , « والفجر 8 » , « كربلاي 4 و 5 » شركت كرده و درعمليات كربلاي پنج در تاريخ 65,10,31 بر اثر علت استفاده از سلاح هاي شيميايي توسط نيروهاي عراقي مجروح مي شود و اينك كه سالها از پايان جنگ مي گذرد , علائم مصدوميت او بروز و نمود بيشتري يافته است .
جانباز تركيان مي گويد : در عمليات خيبر به همراه برخي همرزمانم شيميايي شديم , ولي فكر كرديم با مصرف شربت و دارو حالمان خوب مي شود , اما هنگامي كه در عمليات كربلاي 5 در گردان حضرت رسول (ص ) به همراه 300 نفر ديگر مشغول نبرد بوديم , به علت استفاده زياد از گاز خردل عليه نيروهاي ايران توسط عراق به شدت شيميايي شديم و ديگر با خوردن شربت حالمان خوب نمي شد. در اين عمليات از ناحيه چشم و ريه شيميايي شدم . پس از معاينه پزشكان به بيمارستاني در اهواز منتقل شديم و سپس به بيمارستان بقيه الله (عج ) تهران رفتيم و بعد از چند ماه مداوا دوباره به جبهه بازگشتم , البته به طور نامرتب . تا اينكه بالاخره جنگ تمام شد.
پس از سالها كه از پايان جنگ مي گذرد , در شش ماه پاييز و تابستان حالم بهتر مي شود اما به محض آنكه در معرض آلودگي و دود قرار مي گيرم , به سختي نفس مي كشم . در سال 82 نيز به علت عفونت چشم چپم ناشي از مواد شيميايي , ديد آن از بين رفت , هر چند كه از سال 65 به طور مرتب از قطره چشمي استفاده مي كردم , اما هر بار كه نزد پزشكان مي رفتم به من مي گفتند بايد با مشكلم بسازم كه در اين اواخر به قدري اذيت شدم كه پس از پي گيري هاي فراوان به بيمارستاني در تهران مراجعه و سپس تحت عمل جراحي قرار گرفتم .
بعد ازجنگ تحميلي به مجروحان و جانبازان بهتر رسيدگي مي شد , اما متاسفانه در حال حاضر از آن توجهي كه قبلا مي شد , كاسته شده است .
در زمان عمل چشمم , مسولان بيمارستان با وجودي كه مي دانستند من تحت عمل قرار گرفته ام اما برخورد مناسبي نداشتند و حتي اجازه ملاقات همسرم با من را هم نمي دادند كه پس از اعتراض با حالتي پرخاش با من رفتار كردند , اما آيا اگر فرزندان خانواده هاي شهدا نبودند وآن جان نثاري ها را انجام نمي دادند , ما اكنون مي توانستيم با خيال راحت سر بر بالين گذاريم .
از اينكه در جنگ تحميلي شركت كرده ام , پشيمان نيستم . ما براي خدا رفتيم , زيرا كه معتقديم كسي كه براي خدا كار كند , خدا مزد او را مي دهد و من هم دفاع از كشور را وظيفه شرعي خود دانستم و الان هم به عنوان يك بسيجي رزمنده كه در جنگ شركت كرده ام , هيچ توقعي از كسي ندارم . اما از مسولان كه به نوعي در مسائل مربوط به دفاع مقدس فعاليت مي كنند , گله دارم كه چرا بعد از آنكه جنگ تمام شد همه نيروها را حفظ نكردند و اين نيروهايي كه با يكديگر آن قدر صميمي و صادق بودند , ديگر در كنار هم نيستند.
اگر در آن زمان فكري براي ساماندهي و توجه به اين نيروها مي شد , نسل حاضر بهتر و راحت تر وقايع دوران دفاع مقدس را باور مي كرد.
وضعيت مالي خانواده ام نسبتا مطلوب است و از حداقل درآمدم راضي ام . با همه سختي هاي زندگي مي سازيم و تا كنون نيز پس از مشقات فراوان توانسته ام سه فرزند خود را به مراحل عالي تحصيلي برسانم كه ازاين بابت خوشحالم .
تهيه و تنظيم : ناصر ملايي