معاون امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي , با
صدور حكمي « ابراهيم داروغه زاده » را به عنوان مديرعامل موسسه
رسانه هاي تصويري منصوب كرد.
به گزارش موسسه رسانه هاي تصويري , « محمدرضا جعفري جلوه » در
اين حكم بر جايگاه و اهميت موسسه رسانه هاي تصويري در موقعيت كنوني
جامعه و همچنين در آرايش جديد رسانه اي و سياست هاي كلان فرهنگي
كشور تاكيد كرده است .
رييس هيات امناي موسسه رسانه اي تصويري , همچنين از خدمات
« مهدي يزداني » مديرعامل سابق اين موسسه تقدير و تشكر كرده است .
« ابراهيم داروغه زاده » داراي مدرك دكتراي پزشكي است و هم اكنون
دانشجوي كارشناسي ارشد رشته روابط بين الملل است .
وي در سال هاي اخير مسووليت هايي همچون مديريت پخش شبكه
چهارم , قائم مقام پخش شبكه اول , مدير گروه اجتماعي شبكه اول و مشاور
مدير شبكه دوم سيما را برعهده داشته است .

|
از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » ـ 14
|
نام فيلم : « زاگرس »
نويسنده : شادمهر راستين
كارگردان و تهيه كننده : محمدعلي نجفي
سرمايه گذار : شركت توسعه منابع آب و نيرو
خلاصه فيلم
مهندس كيهاني (رضاكيانيان ) مسئوليت راه اندازي سد كارون 3 را كه
قرار است سه ماه ديگر به دست آقاي خاتمي (رئيس جمهور سابق ) افتتاح
شود بر عهده مي گيرد. او كه سابقا در جبهه هاي جنگ نيز شركت داشته
همسر و فرزندش را در حادثه تصادفي از دست داده است . او در ابتدا يك
پيمانكار ايراني را كه با آلمانيها زد و بند داشته , بر كنار مي كند. سپس با
سازماندهي جديد اقدام به راه اندازي سد مي نمايد.
مهندس هنگامه زندي (مريلا زارعي ) كه عشق نخستين كيهاني بوده
است نيز در اين پروژه حضور دارد. زندي بامهندس تورج صولت (كيهان
ملكي ) ازدواج كرده بود. او پس از مدتي از همسرش طلاق گرفته و هم اكنون
با تنها دخترش زندگي مي كند. اخيرا شوهرش تورج صولت كه مهندس
حاذقي است از خارج به ايران آمده و با راهنمايي زندي , كيهاني مي پذيرد كه
از او در اين پروژه استفاده كند.
سدسازي سبب آوارگي مردم و تخريب چندين روستا شده كه مورد
اعتراض اهالي قرار مي گيرد. آثار باستاني منطقه نيز با اين پروژه در معرض
نابودي قرار گرفته است . كيهاني با درايت و اخلاق خوش هر يك از اين
مشكلات را يكي پس از ديگري حل و فصل مي نمايد. او از طريق مهندس
مهسا بختياري با عمويش دكتر بختياري (علي نصيريان ) كه باستان شناس
است ملاقات كرده و در خصوص حفظ آثار ملي و باستاني منطقه به توافق
مي رسند. كيهاني دختر مهندس زندي را كه در جريان اغتشاشات كوي
دانشگاه دستگير شده با پارتي بازي آزاد مي كند سپس سعي مي كند بگونه اي
صولت و زندي را با يكديگر آشتي دهد تا بار ديگر زندگي مشترك خويش را
تشكيل دهند , از سوي ديگر خود نيز به خانم مهندس بختياري بي ميل
نيست .
باران سيل آسايي مي بارد و سد در آستانه تخريب قرار مي گيرد. كيهاني و
صولت با فداكاري و ايثار تا آستانه مرگ پيش مي روند اما سرانجام موفق
مي شوند سد را از تخريب نجات دهند. در سكانس پاياني , سد در زمان پيش
بيني شده آماده مي شود و آقاي خاتمي با حضور مهندس زندي و ديگر
دست اندركاران آن را افتتاح مي كند.
نقد فيلم
« زاگرس » به سفارش و سرمايه گذاري شركت توسعه منابع آب و نيرو
ساخته شد . اين فيلم از آن جهت « زاگرس » ناميده شد كه سد كارون 3 ,
تونل ها و شهرك هايش در منطقه اي به همين نام ساخته شده است . شايان
ذكر است نخست بخش انتهايي فيلم كه در ارتباط با بازديد آقاي خاتمي و
افتتاح سد است فيلمبرداري سپس بعد از اين بازديد , فيلم ساخته شد.
فيلم از آن جهت كه تلاش و كوشش مهندسين ايراني را در برپا ساختن
سد عظيم كارون 3 و به حركت در آوردن چرخ صنعت اين كشور و همدلي و
وحدت نيروهاي ايراني را در رسيدن به هدف و چيره شدن بر موانع و
مشكلات با حفظ هويت ملي همچنين كارآمدي مديريت و فكر ايران را به
تصوير كشيده است , قابل تقدير و تمجيد است اما بانشان دادن بازديد آقاي
خاتمي و افتتاح آن سد , تبليغاتي و سفارشي بودن فيلم را به رخ مخاطب
مي كشد و اين خود سبب مي گردد فيلم , تاريخ مصرف داشته و به كليت آن
ضربه وارد سازد (البته كارگردان هدفمند اين كار را انجام داده است ). با اين
مقدمه بسراغ نقد محتوايي فيلم مي رويم .
كارگردان , سه جريان فكري را در اين پروژه سد سازي طرح مي كند كه به
اصطلاح با مديريت و رياست جمهوري آقاي خاتمي در كنار يكديگر به
سازندگي و آباداني كشور نائل مي آيند. جريان فكري اول مربوط به مهندس
نادر كيهاني . نماينده تفكر انقلاب و دفاع مقدس است . او كه در سالهاي
دانشجويي قرار بود بامهندس هنگامه زندي ازدواج كند به ناگاه (بيست سال
پيش ) هنگامه را به حال خود رها ساخته و به جبهه مي رود. دوربين
عكسهاي جبهه او را نيز در خانه پدري نشان مي دهد. او مديريت انعطافي
دارد. بسته فكر نمي كند و مي تواند باهر نيرو و تفكري كار كند. او بهترين كسي
است كه مي تواند اعتراض مردم محلي را پاسخ گويد. با آنان در مسجد قرار
مي گذارد تا تكليف زمينهاي روستاهايي كه زير آب مي روند را مشخص كند.
وقتي لادن (دختر هنگامه ) در غائله كوي دانشگاه دستگير مي شود مخلصانه
از نفوذش در حكومت استفاده كرده و او را آزاد مي كند. او از جان گذشته
است براي پيشرفت صنعت كشور , چون سالهاي دفاع مقدس از نثار جان
دريغ ندارد اما نسبت به حفظ آثار باستاني و قهرمانان پيشين كاهل است . او
همچنين پيمانكار دزد وابسته به آلمانيها را از پروژه خلع يد
مي كند.
جريان فكري دوم در ارتباط با مهندس تورج صولت نماينده ايرانيان
مقيم خارج است . او با هنگامه ازدواج كرد و ثمره آن زندگي . لادن است .
آندو بعد ازمدتي از يكديگر جدا شده و صولت به خارج از كشور رفت .
پروژه در تاريخ مقرر نمي تواند به اتمام رسد مگر آنكه صولت كه بتازگي به
درخواست هنگامه از خارج به ايران آمده , مسئوليت كليدي ترين قسمت آن
را برعهده گيرد. او پروژه را مشروط بر آنكه در حوزه خود , اختيار تام داشته
و كسي در كارش دخالت نكند , مي پذيرد. به ثمر رسيدن پروژه نيزهدف
اصلي اوست . به هنگام نياز , او نيز چون كيهاني جانش را به خطر مي اندازد.
به واقع ناجي اصلي اين پروژه كه كار بدون او نمي تواند به ثمر رسد , صولت
است كه از خارج به ايران آمده است . او با آرمان ديني كاري ندارد. در بحثي
با كيهاني به وي مي گويد من به خاطر هنگامه و لادن دراين پروژه حاضر
شدم .
جريان فكري سوم نيز در ارتباط با دكتر بختياري نماينده تفكر
ملي گرايان است . او دغدغه فرهنگ و ميراث گذشته و تاريخ ايران را دارد. با
اين سدسازي و آمدن صنعت مدرن به منطقه , آثار باستاني و يادگارهاي كهن
به خطر افتاده است و او جدي ترين و يا بهتر بگوييم مظهر تمدن و فرهنگ
پيشين ايران است . در ديالوگي به مهندس كيهاني مي گويد : كوهستان ,
خانه ها , باغها , قهرمانها و شيرهاي سنگي ما را آبها بلعيدند. خان بختياري
توي گذشته و هويت مدفون شده اش چي شد
دكتر بختياري معتقد است مهندس كيهاني و همفكرانش خاطره ها را به
بدترين شكلش نابود كردند. او مي افزايد : بشر بدون خاطره و گذشته ,
موجودي بي هويت و خطرناك است و بايد حرمت طبيعت , گذشته و
خاطرات را نگه داشت . سرانجام در يك بحث طولاني بامهندس (كه نماينده
تفكر انقلاب و دفاع مقدس است ) به اين نتيجه مي رسند كه مسئله را به سنن
گذشته و به شيوه كدخدامنشي حل كنند.
در ديالوگ ديگري آنگاه كه كيهاني به دكتر بختياري مي گويد كه اگر او را
زودتر مي شناخت به سراغش مي آمد دكتر در پاسخ مي گويد : ما همين را
مي خواهيم . حرمت نگه داريد. حرمت نشانه هاي قوميت و مليتتان را نگه
داريد.
اين سه جريان فكري كه گاه در راه رسيدن به هدف با يكديگر اختلاف
نظر پيدا مي كردند سرانجام با هدايت و مديريت مركزيتي كه رياست آن با
آقاي خاتمي بود منجر به افتتاح پروژه ملي كارون 3 شد . البته اين داستان
پيامهاي كوچكتري نيز دارد از جمله اينكه تفكر انقلاب و دفاع مقدس بايد
نسبت به حركت دانشجويي با تساهل وتسامح برخورد كند و بعبارتي خيلي
به آنها سخت نگيرد. لادن در غائله كوي دانشگاه دستگير مي شود اما با نفوذ
كيهاني , ماموران امنيتي , لادن را در زير پلي در يكي از بزرگراههاي تهران
آزاد مي كنند و يا اينكه تفكر انقلاب و دفاع مقدس نبايد سختگير بوده و بسته
عمل نمايد. بايد براي ايرانيان مقيم خارج و يا تازه از فرنگ برگشته
امتيازاتي قائل شد و آنها را نيز در بازي شركت داد و يا اينكه آنها نبايد
عبوس و اخمو بوده و هنگاميكه خانمها مي رسند بجاي ديدن چهره آنها به
زمين نگاه كنند. به اين ديالوگ توجه فرمائيد. آنگاه كه مهسا مي شنود مدير
جديدي براي پروژه انتخاب شده خطاب به هنگامه مي گويد : من فكر كردم
مهندس كيهاني از اون مردهاي اخمويي است كه وقتي با آدم حرف مي زنه ,
زمين را نگاه مي كنه (گويا حفظ حيا و نجابت مرد كه به زن نامحرم نمي نگرد ,
امر منكر و ناپسندي است )!
نكته مهمي كه تذكر آن لازم بنظر مي رسد اين است كه درست است اين
فيلم تا حدودي تلاش و كارايي ايراني را در سازندگي نشان داده و مخاطب
به آن افتخار مي كند اما در اين تلاش و موفقيت , نقش ايمان و معنويت
كمرنگ است .
نكته ديگر اين است كه اگر انقلاب و مومنين به آن , عملكرد پادشاهان و
سلاطين پيشين ايران را زير سئوال بردند به اين معنا نيست كه تاريخ , فرهنگ
و تمدن گذشته را ناديده گرفتند. اينكه گفته شود خاطرات و تمدن پيشين به
بدترين وجه توسط تفكر انقلاب و دفاع مقدس از بين برده شد , ظلم و
تهمتي است به فرزندان انقلاب زيرا تفكر انقلاب معتقد است ملت ما قبل از
آنكه اسلام وارد اين سرزمين شود , مذهبي و دين دار بودند. مسلمانان به زور
نتوانستند شهرهاي اين ديار را به تصرف در آورند بلكه اين ايرانيان بودند كه
خود , دروازه هاي شهر را بسوي پيام آوران عدالت حقيقي گشودند. تاريخ
پنج هزار ساله ايران را هيچ كس نمي تواند ناديده بگيرد.
يكي از موسيقي هايي كه در اين فيلم با تغيير ملودي هاي آن زياد شنيده
شد , مربوط به يكي از آهنگهاي زمان طاغوت كه گويا متعلق به ايل بختياري
است مي باشد كه نكته قابل تاملي است .

|
يك فيلمنامه نويس : يك اثر ديني بر اساس ميزان تاثيرگذاري
آن سنجيده مي شود
|
يك فيلمنامه نويس گفت : توليد يك اثر ديني بر اساس ميزان تاثيرگذاري
آن بر نفسانيات و باورهاي مذهبي مخاطبان سنجيده مي شود.
روابط عمومي دومين جشنواره سراسري فيلم ديني « رويش » به نقل از
مينو فرشچي گزارش داد , در سالهاي اخير فيلمسازان براي انتقال مفاهيم
مورد نظر خود صرفا به نمايش برخي نشانه هاي آييني و مذهبي روي
آورده اند در حالي كه تنها نمايش يك مسجد يا مكان مذهبي در لابه لاي
سكانسهاي يك اثر سينمايي به معناي توليد فيلم ديني نيست .
نويسنده فيلمنامه فيلمهاي « ازدواج به سبك ايراني , كاغذ بي خط و
شوكران » افزود : همانطور كه سينماي پليسي يا تخيلي داراي تعريف و
شاخصه هاي مخصوص به خود است سينماي ديني نيز نمي تواند از اين
ويژگي ساير گونه هاي سينمايي مستثني باشد. وي گفت , هنگامي مي توان به
يك اثر سينمايي لقب « فيلم ديني » اعطا كرد كه تمام هم و غم فيلمنامه نويس
و كارگردان در جهت شناساندن بخشي از مسايل و موضوعات مرتبط با دين
بوده باشد.
او افزود : برگزاري جشنواره « رويش » زمان بسيار مناسبي است براي پيدا
كردن تعريف مشخص از سينماي ديني در جهت توليد آثار ديني و اين
رويداد مهم فرهنگي سينماي ايران در آينده نزديك بازخوردها و تاثيرات
خود را نشان خواهد داد.
وي درباره اهميت برگزاري جشنواره هاي سينمايي و هنري در ديگر
شهرها به جز تهران هم گفت : تمركز جشنواره ها در پايتخت امر چندان مثبتي
نيست و بهتر است جشنواره هاي فرهنگي و هنري را از تهران خارج و به
استعدادهاي شهرستاني نيز توجه بيشتري كرد و امكانات بهتري نيز در
اختيار هنرمندان شهرستاني قرار داد.
وي اضافه كرد : استعدادهاي فراواني در خارج از تهران وجود دارند كه
تنها مشكل شان عدم دسترسي به امكانات و تجهيزاتي است كه ديگران در
تهران از آنها برخوردار هستند.
دومين جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني « رويش » از هشتم تا دوازدهم
آبان ماه در مشهد برگزار مي شود.

| | |