
اشاره
آنچه پيش روي داريد مقاله ارسالي از دفتر مجلس اعلاي شيعه
عراق به مناسبت سالگرد شهادت آيت الله سيد محمد باقر حكيم
مي باشد. سالروز شهادت اين عالم سخت كوش به محاسبه سال قمري
« اول رجب » است و برمبناي سال شمسي هفتم شهريور. ضمن ارائه
مقاله در بزرگداشت اين شهيد والامقام در آينده و برمبناي سال هجري
شمسي , مطلب حاضر را تقديم خوانندگان گرامي مي نمائيم .
شهيد والامقام آيت الله سيد محمدباقر حكيم در سال 1358
هجري قمري در شهر مقدس نجف اشرف متولد شده است . از آنجائيكه
خانواده ايشان يك خانواده اهل علم و روحاني بودند , او نيز وارد اين
مسلك شده و مراحل اوليه دروس حوزوي را با سرعت گذرانده و در
مراحل بالاتر نزد اساتيد بزرگواري همچون اخوي ايشان آيت الله سيد
يوسف حكيم , مرحوم حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي و
شهيد بزرگوار حضرت آيت الله العظمي سيد محمدباقر صدر تلمذ يافته
است .
در سال 1343 شمسي بود كه بعنوان استاديار شروع به تدريس
(علوم قرآن ) و (فقه مقارن ) در دانشكده الهيات بغداد ـ كه بنام دانشكده
اصول الدين معروف بود ـ نموده و تا زمان تعطيلات آن دانشكده توسط
حكومت بعث عراق در سال 1354 به كار خود ادامه داده اند . البته در
زماني كه در دانشكده مشغول تدريس بودند علامه سيد مرتضي عسكري
از عراق مهاجرت نموده است و عهده دار سرپرستي كميته علمي
دانشكده شده اند . همزمان با تدريس در دانشكده , از (سال 1379 تا
1400 هجري قمري ) مشغول تدريس سطوح (كفايه , رسائل , مكاسب )
در حوزه علميه نجف اشرف بوده است .
در سال (1343 هجري شمسي ) بود كه موفق به دريافت اجازه
اجتهاد در فقه و اصول و علوم قرآن از حضرت آيت الله شيخ مرتضي آل
ياسين شدند . ضمنا در سال (1342 هجري شمسي ) نيز در معيت شهيد
بزرگوار حضرت آيت الله العظمي سيد محمدباقر صدر و چند تن از
علماي حوزه نجف اشرف مدرسه علوم اسلامي در نجف اشرف را
تاسيس و به نمايندگي از سوي والد معظم ايشان عهده دار سرپرستي آن
شدند. اين مدرسه اولين تلاش از نوع خود براي ايجاد نظم و انسجام در
حوزه علميه بشمار مي آمد.
با عنايت به اينكه ابوي بزرگوار ايشان مرجع مطلق جهان تشيع
براي بيش از يك دهه بود , شرايط براي ايشان طوري بود كه توانست از
آغاز جواني در فعاليتهاي سياسي و تبليغاتي بسياري شركت فعالانه
داشته باشند. از اين رو بود كه ابتدا مسئول امور طلاب عراقي در حوزه
نجف اشرف و سپس مسئوليت امور تبليغاتي و فعاليتهاي سياسي
اسلامي و ارتباط با حركت اسلامي و دانشجوئي در سراسر عراق را
برعهده گرفتند . در سال (1337 هجري شمسي ) مجله (الاضوا) ارگان
رسمي جامعه روحانيت نجف اشرف با نظارت (كميته ارشادي ) آن
جامعه كه ايشان عضو آن بود منتشر شد , و همچنين مسئوليت بعثه حج
مرحوم آيت الله العظمي حكيم هنگامي كه عضو كميته ارشادي جامعه
روحانيت عراق مسئوليت گروههاي انصار جماعه العلما كه گروه
ضربت آن جامعه بحساب مي آمد به ايشان واگذار شد. در اين راستا نيز
بود كه بنمايندگي از پدر ايشان به مراسم مختلف مذهبي و سياسي و
مردمي بسيار زيادي به مناطق مختلف عراق عزيمت و در افتتاح بسياري
از مساجد و كتابخانه ها در داخل و خارج عراق به وكالت از طرف ايشان
شركت نموده است . در سال (1340 هجري شمسي ) بعثه حج ابوي
ايشان ـ كه اولين بعثه اعزامي توسط يك مرجع شيعه بود ـ تاسيس و تا
سال (1347 هجري شمسي ) رياست آنرا برعهده داشته است .
بنمايندگي از سوي والد , و بهمراه برادر ايشان علامه شهيد سيد مهدي
حكيم در كنفرانس اسلامي عمان در سال (1346 هجري شمسي ) ـ كه
پس از شكست اعراب در جنگ شش دوره با اسرائيل منعقد گرديد ـ
شركت جست . ايشان در تاسيس مجلس اعلاي شيعيان لبنان نيز سهمي
را ايفا كرده است .
همزمان با فعاليتهاي سياسي و تحمل مسئوليتهاي سنگين هدايت
جنبشهاي مردمي و مجاهدين مسلمان عراق , از ابتداي ورود به ايران در
سال 1359 در كنفرانسهاي بسياري كه در داخل جمهوري اسلامي
برگزار گرديده و ميگردد شركت نموده است , از جمله كنفرانسهاي
وحدت , كنفرانسهاي پيروزي انقلاب , كنفرانسهاي برگزار شده توسط
مجلس اعلي (بررسي جنايات صدام , كادرهاي اسلامي , همياري ملت
عراق ) كنفرانسهاي علمي متعددي كه با فرهنگ و تمدن اسلامي ارتباط
داشته باشد و بسياري مراسم و كنفرانسهاي ديگر كه ذكر همه آنها در
اينجا نمي گنجد.
ايشان نايب رئيس شورايعالي مجمع جهاني اهل بيت
(عليهم السلام ) و رئيس شورايعالي مجمع التقرب بين المذاهب اسلامي
نيز بودند.
در زمينه تاليفات و سخنرانيها و مقالات , ايشان سخنرانيها بسيار
زيادي سياسي و فرهنگي و غيره انجام داده است كه بسياري از آنها غير
مكتوب هستند , و مقالات بسياري نيز نوشته اند كه در مجلات و
روزنامه ها و ديگر انتشارات منتشر شده است .
فعاليتهاي تدريسي
1 ـ دانشكده اصول دين ـ بغداد كه شامل درسهاي زير :
اـ علوم القرآن , در چهار پايه و بمدت ده سال
ب ـ الفقه المقارن ـ براي مرحله سوم دانشكده .
2 ـ تدريس سطوح در حوزه علميه نجف اشرف از سال
1379 ـ1400 هجري شمسي (كفايه , وسائل و مكاسب ) .
3 ـ تدريس فلسفه اسلامي (فلسفتنا) و اقتصاد ما (اقتصادنا) در
مدرسه علوم اسلامي در نجف اشرف بمدت شش سال .
4 ـ تدريس علوم قرآن و نجف و كربلا در دوره هاي كوتاه مدت
تابستاني
5 ـ مقدمه تفسير و تفسير سوره حمد تا نصف سوره بقره بمدت سه
سال كه در حوزه علميه قم و از پخش عربي راديو تهران پخش مي شد.
6 ـ تفسير سوره هاي حشر , صف , جمعه , منافقون , تغابن , حديد ,
حجرات , مجادله , ممتحنه , قدر.
7 ـ تدريس خارج (القضا) ـ تهران بمدت يكسال . و در حوزه
علميه قم (الجهاد والامر بالمعروف ) بمدت يكسال , و فعاليتهاي ديگر.
8 ـ دروس در حوزه قم كه بعضي از اينها در راديو و ديگري در
تلويزيون پخش شده است . و اكنون بطور مكتوب موجود
است .
مسووليتهاي فرهنگي
1 ـ عضويت در كميته نظارت بر مجله (الاضوا) ارگان جماعه
العلما نجف
2 ـ سرپرستي مدرسه علوم ديني نجف اشرف كه توسط آيت الله
العظمي حكيم تاسيس شده است از سال 81 ـ 95 هجري قمري .
3 ـ سرپرستي كميته علمي دانشكده اصول دين بعد از رفتن آقاي
عسكري .
4 ـ عضويت شورايعالي مجمع التقريب و رئيس فعلي اين شورا .
5 ـ عضويت شورايعالي مجمع اهل بيت و نايب رئيس اين شورا .
6 ـ رياست مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق .
مقاله ها
نام مقاله ـ نام نشريه
1 ـ غزوه بدر الاضوا (ارگان جماعه العلما نجف اشرف ) .
2 ـ صلح الحديبيه الاضوا (ارگان جماعه العلما نجف اشرف ) .
3 ـ المستشرقون و شبهاتهم حول القرآن رساله الاسلام (ارگان
دانشگاه اصول دين بغداد).
4 ـ محاضرات في علوم القرآن سلسله مقالات در مجله رساله
الاسلام .
5 ـ القصه في القرآن رساله الاسلام (ارگان دانشگاه اصول دين
بغداد).
6 ـ الفكر السياسي للامام الخميني بين النظريه والتطبيق كيهان
فارسي .
7 ـ العلاقه بين القياده و الامه من خلال رويه نهج البلاغه لواالصدر .
8 ـ دوره اهل البيت في بنا الكتله الصالحه سلسله مقالات در مجله
رساله الثقلين 2 تا .8
9 ـ الحاربه في السنه الشريفه (قسمت اول ) الفكر الاسلامي .
10 ـ جرائم امن الجماعه (قسمت دوم ) الفكرالاسلامي .
11 ـ ابحات في تفسر القرآن (3 قسمت ) الحوار الفكري و السياسي
قم .
12 ـ سيره الامام الحكيم الذاتيه والعلميه و المرجعيه مقدمه بر
كتاب (دليل الناسك ).
كتابهاي تاليفي
1 ـ علوم القرآن اين كتاب يكبار توسط مجله رساله الاسلام و بار
ديگر توسط مجمع علمي اسلامي به چاپ رسيده پس از بازنگري و
اضافات براي چهارمين بار براي چاپ فرستاده شده است .
2 ـ الهدف من نزول القرآن و آثاره علي منهجه في التغيير چاپ شده .
3 ـ القدوه الصالحه و دورها في عمليه البنا تكثير شده با تيراژ
محدود.
4 ـ الحكم الاسلامي بين النظريه والتطبيق چاپ شده .
5 ـ الوحده الاسلاميه من منظور الثقلين چاپ شده .
6 ـ التفسير عند اهل البيت (ع ) آماده چاپ .
7 ـ الجماعه الصالحه آماده چاپ .
8 ـ المجتمع الانساني في القرآن الكريم چاپ شده .
جزوه هاي تاليفي
1 ـ من نظرات جماعه العلما المجاهدين في العراق .
2 ـ القدوه الصالحه و دورها في عمليه النبا .
3 ـ ثوره الحسين ـ هزه ضمير و حياه رساله .
4 ـ ثوره الحسين ـ يقظه الضمير و تحريرالاراده .
5 ـ ثوره الحسين ـ و تحقيق الهدف .
6 ـ القضيه الكرديه .
7 ـ ازمه الخليج , الاسباب والنتائج .
8 ـ السيد النقوي و مدرسه اهل البيت (ع ) .
9 ـ العمل الجهادي و الغطا السياسي .
روزنامه ها و مجلاتي كه مقالات و نوشته هاي آيت الله حكيم را
منتشر كردند.
نام ـ زبان ـ محل
1 ـ التوحيد ـ عربي ـ قم ـ ايران
2 ـ رساله الثقلين ـ عربي ـ قم ـ ايران
3 ـ كيهان ـ فارسي ـ تهران ـ ايران
4 ـ الفكرالاسلامي ـ عربي ـ قم ـ ايران
5 ـ العالم ـ عربي ـ لبنان
6 ـ الحوارالفكري السياسي ـ عربي ـ قم ـ ايران
7 ـ المنطلق ـ عربي ـ تهران ـ ايران
8 ـ الجهاد ـ عربي ـ تهران ـ ايران
9 ـ صوت الشهاده ـ عربي ـ تهران ـ ايران
10 ـ رساله الاسلام ـ عربي ـ بغداد ـ عراق
11 ـ الاضوا عربي ـ بغداد ـ عراق
12 ـ لواالصدر ـ عربي ـ تهران ـ ايران
13 ـ رساله التقريب ـ عربي ـ تهران ـ ايران
14 ـ دراسات و بحوث ـ عربي ـ تهران ـ ايران
15 ـ صوت الوحده الاسلاميه ـ عربي ـ تهران ـ ايران
16 ـ الوحده الاسلاميه ـ عربي ـ لبنان و .....

درسي از مكتب امام محمد باقر(ع )
اهميت مهار و كنترل « زبان »
|

به انگيزه بزرگداشت سالروز ولادت
آيا انديشيده ايد كه « زبان » , اين تكه گوشت كوچكي كه پي در پي در
كام مي چرخد و اصواتي را به صورت واژه ها و عبارات و جملات به
طور مكرر و منظم در فضا مي پراكند , از چه اهميتي برخوردار است و
چنانچه مهار نشود و كنترل نگردد. بسياري از معاصي و مفاسد تحقق
مي يابند و زندگي و حيات جمعي را با تنش و مشكل و رنج مستمر
مواجه مي سازند
آيا مي دانيد امنيت روحي و رواني افراد جامعه توسط اين تكه
گوشت چسان به خطر مي افتد و چگونه آبرو وحيثيت و اعتبار و شرف
مردم صحنه تهاجم و تاخت و تاز زبان هاي بدون كنترل و رها و بي قيد
برخي از آدميان قرار مي گيرد و لحظات زندگي به كام آنان تلخ و ناگوار
مي گردد
اين كلام بيدارگر حضرت امام محمد باقر(ع ) را همواره در خاطر
داشته باشيد :
« هيچ كس از گناه و معصيت در امان نمي ماند , مگر آنكه زبان خود را
مهار كند. »
اين سخن , مصون و محفوظ ماندن انسان ها از گناهان گوناگون را با
مهار و كنترل زبان مرتبط مي داند و هيچ نوع رهايي و نجات از آفات و
زيان هاي ناشي از معاصي مختلف را بدون حفاظت از زبان و مراقبت
همه جانبه از آن متصور نمي داند.
نقل است كه هرصبح , « زبان » رو به هركدام از عضوهاي بدن مي كند
و حالشان را جويا مي شود. آنها در پاسخ مي گويند : خوب هستيم , اگر تو
بگذاري !
راستي چرا اعضاي بدن از دست زبان مي نالند و گلايه مي كنند مگر
عملكرد اين عضو چه پيوند و ارتباطي با ساير عضوها دارد
واقعيت اين است كه زبان به دليل ارتكاب گناهان مختلف , رنج و
مشقت و گناهكاري ساير اعضاي بدن را نيز موجب مي گردد , به اين
ترتيب كه عضوهاي بدن درگير معاصي و مفاسدي مي شوند كه عامل
اوليه آن زبان است و اگر اين عضو آرام بود و به گناه و تباهي نمي گرائيد ,
ساير عضوها نيز در آرامش و آسايش به سر مي بردند و به معصيت گرفتار
نمي آمدند.
« دشنام » يكي از گناهان زبان است كه با استخدام واژه ها و تعابير
نامناسب آغاز مي شود و به مرحله انجام مي رسد.
« غيبت » يكي ديگر از گناهان زبان است كه با نمايان ساختن خطاها
و لغزش هاي ديگران در جمع هاي كوچك و بزرگ به منصه ظهور در
مي آيد.
« تهمت » , گناه ديگر زبان است كه به اين وسيله به افراد بي گناه كه
هيچ خطا و معصيتي انجام نداده اند , نسبت خطا و معصيت و فساد داده
مي شود.
« دروغ » , يكي ديگر از گناهان زبان است كه آسيب ها و زيان هاي
فراوان اجتماعي به بار مي آورد.
« سخن چيني » , گناه پنجم زبان است و آن به اين ترتيب تحقق
مي يابد كه كسي پشت سر كسي ديگر سخني نامناسب مي گويد و توسط
افراد نمام و خبربر و سخن چين , به آنان منتقل مي شود.
« فتنه گري و اختلاف افكني » گناه ششم زبان است كه به اين وسيله
افراد عليه يكديگر تحريك مي شوند و به نزاع و درگيري و زيان رساني و
حتي قتل وكشتار روي مي آورند.
« نفاق و دورويي » نيز هفتمين گناهي است كه زبان در آن نقشي بزرگ
و حساس دارد. به اين صورت كه افراد آلوده به اين گناه , به وسيله زبان ,
ماهيت ها و انگيزه ها و اغراض و كينه هاي دروني خود را پنهان مي دارند
و با واژه ها و تعابير و جملات اغواگر و فريبنده , ديگران را به خطا و
اشتباه مي افكنند تا به اهداف خود نائل آيند.
« تخريب شخصيت افراد » براي به دست آوردن « نام » و « نان » و
« جاه » و « مقام » و « قدرت » و « رياست » , هشتمين گناه و معصيتي است
كه زبان به آن آلوده مي شود.
اين گناهان و معاصي و ساير گناهان و مفاسدي كه توسط « زبان »
صورت مي گيرد , عامل بسياري از تعارض ها و تشتت ها و فسادها و
تباهي ها در جامعه مي گردد و به اين ترتيب مشاهده مي كنيم كه اگر
« زبان » مهار شود و به كنترل در آيد و با مراقبت هاي دقيق مبتني
برضوابط و دستورالعمل هاي ديني , از حدود تعيين شده شرعي پافراتر
نگذارد و جز در مسير رضوان و خشنودي خدا به تحرك در نيايد , همه
عضوهاي بدن در آرامش و پاكي و آسايش مي زيند و واحدهاي مختلف
اجتماعي در امنيت كامل روحي و رواني به سلامت وسعادت در مسير
رشد و كمال و بالندگي و پيشرفت به حركت و تلاش در مي آيند.
« زبان » به دليل ارتكاب گناهان مختلف , رنج و مشقت و
گناهكاري ساير اعضاي بدن را نيز موجب مي گردد , به اين
ترتيب كه عضوهاي بدن درگير معاصي و مفاسدي مي شوند
كه عامل اوليه آن زبان است و اگر اين عضو آرام بود و به
گناه و تباهي نمي گرائيد , ساير عضوها نيز در آرامش و
آسايش به سر مي بردند و به معصيت گرفتار نمي آمدند

|
|