
علي معصومي (وزوايي )
در طول دوره رژيم مشروطه كه حدود 77 سال به طول انجاميد , در
مجموع با 24 دوره مجلس مشروطه مواجه هستيم . دوره اول مجلس
مشروطه در 13 مهر 1285 هـ . ش و دوره 24 آن نيز در 17 شهريور 1354
هـ . ش گشايش يافت .
در دوره اول , انتخابات صنفي بود و هر يك از اصناف و طبقات (اعيان ,
خوانين , شاهزادگان , تجار و...) نمايندگاني از سوي خود برگزيدند و به
مجلس فرستادند.
مجلس مشروطه از همان دوره اول , راه ناصواب پيمود و حتي در
عكس العمل نسبت به نطق نمايندگان , غرب گرايان مجلس حركتي انجام
دادند كه تاثيرپذيري از فرهنگ غرب را كاملا نشان مي داد. آن ها به هنگام
تائيد نطق همفكران خود , برخلاف معمول و برخلاف عرف , به كف زدن
مي پرداختند. نوشته اند چنين رفتاري اولين بار در ايران بروز يافت و فرهنگ
ديده ها به سبك اهل فرنگ , ناطقين را با كف زدن تشويق مي نمودند. به
تعبيري كه در لوايح آيت الله شيخ فضل الله نوري آمده است « از بدو افتتاح
اين مجلس , جماعت لاقيد , لاابالي , لامذهب و كساني كه منكر شريعت و
معتقد به طبيعت (مادي گرايي ) بودند , همه در حركت آمدند و فرقه هايي پيدا
شدند كه بالمره منكر اديان و حدود و حقوق ديني گرديدند. اين فرقه هاي
مستحدثه بر حسب تفاوت اغراض , اسم هاي مختلفي همچون آنارشيست ,
نهليست , سوسياليست , ناتوراليست , بابيست و... به خود گرفتند و در ايجاد
فتنه و فساد با هم به رقابت برخاستند. مركز همه اين فتنه مجلس بود كه قانون
پارلمنت فرنگ را آوردند و از روي آن براي اسلاميان قانون
نوشتند...
بنابراين , خشت اول فتنه و انحراف در اولين مجلس مشروطه نهاده شد و تا
آخرين مجلس ادامه يافت .
امام خميني چند سال پيش از نهضت مشروطه ديده به جهان گشودند و
به خاطر معاصربودن با اين دوره , سخنان وي درباره مجالس
مشروطه , همانند گزارش دقيق يك شاهد عيني از آن دوره است . خود امام در
اين باره مي فرمايد : من از همه شما بيشتر زمان هاي سابق را ادراك كرده ام ,
من از زمان قاجار و تا حال مجالس را ديده ام و كيفيت اينكه مردم چه جور
انتخاب كردند و چه قدر دخالت داشتند و افرادي كه در مجلس آمدند چه
طور بودند , همه را مي دانم و اين سنوات آخر را كه همه آقايان مي بينند و
ديده اند... آن وقتي كه رضاخان نبود و محمد رضاخان نبود و زمان قاجار ,
من يادم هست ... من از بچگي انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم كه از
جاهاي ديگر هي شنيده شده است , ادراك كرده ام ...
امام خميني به عنوان كسي كه مجالس دوره مشروطه را به خوبي ادراك
و لمس كرده و پيرامون عملكرد آن مجالس تامل نموده بود , آن مجالس را
منشا اصلي و مادر همه انحرافات دوره مشروطه مي دانست .ايشان در اين باره
چنين مي فرمايد : تمام كارهايي كه بعد از مشروطه انجام گرفت و انحرافاتي
كه به تدريج پيدا شد تا زمان رژيم پهلوي كه به اوج خودش رسيد , يكي از
عمال بزرگ كه بايد بگوييم مادر عمال بود , مجلس بود , مجلس را مجلس
قلدري كردند , ملت را از اينكه راي بدهند محروم كردند و اين مال اين دوره
سابق قبل از اين دوره نيست بلكه به طور قطع , اكثر دوره ها اين طور بود(2 )
اساسا تشكيل مجلسي با عنوان « مجلس شوراي ملي » يك توطئه و يك
انحراف بود , زيرا آنچه قرار بود تشكيل شود , « مجلس شوراي اسلامي » بود
نه مجلس شوراي ملي . البته همين نام نيز بي محتوا و بي مسما بود , زيرا اگر
قراربود با مسما و با محتوا باشد , لازم بود ملت در آن نقش داشته باشد و
قانون اساسي آن بر اساس فرهنگ بومي و ملي باشد و نمايندگان آن نيز افراد
ملي باشند , ولي هيچ يك از معيارها در مجلس مشروطه ديده نمي شد. قانون
اساسي آن كه غيرملي و ترجمه شده قوانين اساسي فرنگ بود. نمايندگان آن
نيز به غير از عده اي معدود , همگي غيرملي وافراد غرب گرابودند و به جاي
داشتن احساسات ملي گرايانه , احساسات و دغدغه هاي غرب گرايانه
داشتند. از سوي ديگر , ملت نيز غير از بعضي موارد , هيچ نقشي در انتخاب
نمايندگان نداشتند. بنابر اين , در مجالس دوره مشروطه به هيچ وجه بويي از
ملي بودن به مشام نمي رسيد. به همين دليل است كه امام خميني مجالس
دوره مشروطه رالفظي بي محتوا مي دانند و در اين باره مي فرمايند : از آن
زماني كه من يادم است تا حالا , مجلس شوراي ملي يك لفظي بي محتوا بوده
است . مجلس شوراي ملي معنايش اين است كه ملت اشخاصي را خودشان
تعيين كنند و آن ها به شور بنشينند و مصالح كشور خودشان را تعيين كنند.
قبل از آمدن رضاخان , زمان احمدشاه , امر انتخابات با خان ها ومالكين بود
گردن كلفت هاي هر منطقه , شاهزاده هايي كه داراي ملك بودند و خان هايي كه
قدرت داشتند و قلدرهايي كه در اطراف كشور بودند , مردم را با زور به پاي
صندوق ها مي آوردند و مردم هم , آنچه آن ها مي گفتند , عمل مي كردند و
صندوق طبق خواست قلدرها پر مي شد(3 )
امام خميني در موارد متعدد يادآور مي شوند كه مجالس دوره
مشروطه , مجالس مردمي و برخاسته از متن مردم نبوده است و آن جا همواره
كانون گردهمايي قلدرها , گردن كلفت ها , خان , شاه زاده , شاه دوست ها , كاخ
نشين ها و... بوده است . فقط در بعضي دوره ها , برخي افراد اصيل , مردمي و
مذهبي و ميهني موفق شدند به اين مجلس راه يابند. همين افراد بودند كه در
مقاطع حساس , جلوي بسياري از انحرافات را گرفتند. امام خميني در اين
باره مي فرمايد : ما در طول مشروطيت از اين كاخ نشين ها خيلي صدمه
خورديم , مجلسي هاي ما مملو از كاخ نشين بود. و در بينشان معدودي بودند
كه از كوخ نشين ها بودند و همين معدودي كه از كوخ نشين ها بودند از خيلي
از انحرافات جلو مي گرفتند و سعي مي كردند جلوگيري كنند(4 )
در كل بايد گفت كه از نظرامام خميني , مجالس دوره مشروطه در تمام
مفاسد دوره مشروطه نقش قاطع داشت , امام خميني در اين باره چنين
مي فرمايد :
هرچه به سر اين مليت مظلوم در طول زمان پس از مشروطيت تا دوره
آخر انتصابات ستمشاهي آمد , به طورقاطع از مجلس هاي فاسد مشروطه بود
كه ملت در انتخاب نمايندگانش يا هيچ دخالت نداشت و يا دخالت بسيار
ناچيز داشت (5 )
مآخذ :
1 ـ صحيفه نور , جلد 12 , ص 110 , و جلد 17 , ص 160
2 ـ صحيفه نور , جلد18 , ص اول
3 ـ همان , جلد 12 , ص 5
4 ـ همان , جلد 17 , ص 218
5 ـ همان , جلد 18 , ص 231
آيت الله شيخ فضل الله نوري : از بدون افتتاح اين مجلس ,
جماعت لاقيد , لا ابالي , لامذهب و كساني كه منكر شريعت و
معتقد به طبيعت (مادي گرايي ) بودند , همه در حركت آمدند و
فرقه هايي پيدا شدند كه بالمره منكر اديان و حدودو حقوق
ديني گرديدند. اين فرقه هاي مستحدثه برحسب تفاوت
اغراض , اسم هاي مختلفي همچون آنار شيست , نهليست ,
سوسياليست , ناتوراليست , بابيست . و.... به خود گرفتند و در
ايجاد فتنه و فساد هم به رقابت برخاستند. مركز همه اين فتن
مجلس بود كه قانون پارلمنت فرنگ را آوردندو از روي آن
براي اسلاميان قانون نوشتند
امام خميني : از آن زماني كه من يادم است تا حالا , مجس
شوراي ملي يك لفظي بي محتوا بوه است . مجلس شوراي ملي
معنايش اين است كه ملت اشخاصي را خودشان تعيين كنند و
آن ها به شور بنشينند و مصالح كشور خودشان را تعيين كنند.
قبل از آمدن رضاخان , زمان احمدشاه , امر انتخابات با خان ها
و مالكين بود و گردن كلفت هاي هر منطقه , شاهزاده هايي كه
داراي ملك بودند و خان هايي كه قدرت داشتند و قلدرهايي
كه در اطراف كشور بودند , مردم را بازور به پاي صندوق هامي
آوردند و مردم هم , آنچه آن ها مي گفتند , عمل مي كردند و
صندوق طبق خواست قلدرها پر مي شد
امام خميني در اين باره مي فرمايد : ما در طول مشروطيت
از اين كاخ نشين ها خيلي صدمه خورديم , مجلسي هاي مامملو
از كاخ نشين بود و در بينشان معدودي بودند كه از كوخ نشين ها
بودند و همين معدودي كه از كوخ نشين ها بودند از خيلي از
انحرافات جلو مي گرفتند و سعي مي كردند جلوگيري كنند

|
حديث نور
|
عمل به قانون اسلام براي همه
1358,10,11
امام خميني ضمن بياناتي , عمل به قانون اسلام براي همه افراد را
ضروري و لازم شمردند و در بخشي از سخنان خود فرمودند : « در اسلام يك
چيز حكم مي كند و آن قانون است , زمان پيغمبر هم قانون حكم مي كرد ,
پيغمبر مجري بوده , زمان اميرالمومنين هم قانون حكم مي كرد , اميرالمومنين
مجري بود. همه جا بايد اين طور باشد كه قانون حكم كند , يعني خدا حكم
بكند , حكم خدا. حاكم يكي است , خدا , قانون , قانون الهي , ديگران مجري
او , اگر بخواهنداز خودشان يك چيزي بگويند , پيغمبر اكرم كه در راس همه
عالم هست .خدا به او خطاب مي كند كه اگر چنانچه يك چيزي برخلاف آن
چيزي كه من گفته بودم بگويي قطع و تينت ـ شاهرگ گردن ـ رامي كنم ,
اخذت مي كنم و رگ كمرت را پاره مي كنم براي اينكه اجرا بايدبكني آني كه
اسلام گفته , آن وقت تو مجري او هستي , البته معلوم بود كه او مجري است و
هيچ وقت تخلف نمي كند , لكن سرمشق است اين , به آن فرد اول اين اخطار
رامي كند تا من و شما بفهميم مطلب را , تكليف مان را بفهميم . »
دستورالعمل اصول تبليغات انتخابات
1358,10,14
در آستانه اولين انتخابات رياست جمهوري پيام مهمي از سوي امام
خميني صادر شد.
در بخشي از اين پيام ضمن توصيه نسبت به شركت همگان در انتخابات ,
تذكراتي به كانديداها و دوستان آنان داده شده است كه « از آقايان كانديداها
و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامي ـ انساني را در تبليغ براي
كانديداي خود مراعات , و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف
و هتك حرمت باشد خودداري نمايندكه براي پيشبرد مقصود , و لو اسلامي
باشد , ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ , مطرود و از انگيزه هاي غيراسلامي
است . »
در بخش ديگري از اين پيام همچنين آمده است : « اينجانب بنا ندارم از
كسي تائيد نمايم , چنانچه بنا ندارم كسي را رد كنم و از تمام احزاب وگروه ها
و افراد مي خواهم از نسبت دادن كانديداهاي خود به من كه از آن استفاده
تائيد و ياتعيين و يارد شود , خودداري كنند. من بسيار مايل هستم كه
گروه هايي كه متعهد و معتقد به جمهوري اسلامي و خدمتگزار به اسلام
هستند , در مبارزات انتخاباتي كمال آرامش را در تبليغ كانديداهاشان رعايت
نمايند و نسبت به يكديگرتفاهم و صميميت واخوت اسلامي داشته باشند و
از تفرقه و كدورت شديدا احتراز كنند كه تفرقه و تشتت , دوستان را نگران و
دشمنان را كامياب مي كند و موجب تبليغات سو مي شود. »
سعي كن هميشه پهلوان باشي نه قهرمان
1358,10,14
بابك تختي و خانم شهلا توكلي , فرزند و همسر مرحوم تختي به حضور
امام خميني شرفياب شدند. ديدار آنها با امام هنگام ظهر و موقع ناهار
بود.آنها ناهار را كه نان و سيب زميني بود به اتفاق امام صرف نمودند.
پس از ناهار , بابك به امام مي گويد : من تابحال سه افتخار بزرگ دارم : 1 ـ
به حضورامام امت رسيده ام 2 ـ فرزند جهان پهلوان چون تختي هستم . 3 ـ
اين انقلاب به رهبري امام به پيروزي رسيده است .
امام بعد از پايان حرفهاي بابك , دستي به سر بابك مي كشند و او را
مي بوسند و فقط دو سه كلمه با ارزش و معنادار به او گفتند كه مي تواند الگو و
سرمشقي براي تمام ورزشكاران باشد.
امام فرمودند : « پسرم , سعي كن هميشه پهلوان باشي نه قهرمان »
لغو موقت ملاقاتها
1358,10,18
دفتر امام خميني با انتشار اطلاعيه اي با توجه به خستگي زياد
امام خميني اعلام كرد كه ملاقاتهاي امام از تاريخ 22 ديماه بمدت 15 روز
لغو مي شود.
متن اطلاعيه به اين شرح است : « ملت شريف ايران ـ حضرت امام
خميني دامت بركاته بعلت خستگي زياد از روز شنبه 22 ديماه تا تاريخ هفتم
بهمن ماه 58 بمدت 15 روز ملاقات ندارند اين دفتر از عموم مردم مبارز
ايران تقاضا دارد تا دراين پانزده روز بمنظور ديدار با امام راهي قم نشوند. و
تذكر اين نكته ضرور است آنانكه قبلا وقت گرفته اند به ترتيب وقت
خودشان را پانزده روز به تاخير بياندازند. »
اخطار شديد به شوروي
1358,10,23
بدنبال اظهار نظر كاردار شوروي درمكزيك مبني بر آمادگي كشورش
براي كمك نظامي به ايران در مقابل تهديدات نظامي آمريكا , امام خميني با
صدور اطلاعيه اي , اخطار شديدبه شوروي نمودند. متن اعلاميه ايشان به
اين شرح است :
« چند روز قبل ورقه اي در تبريز منتشر شده بود كه در آن آمده بود
خميني تقاضاي كمك نظامي از شوروي نموده . من تصور كردم اين يك دروغ
فاحشي است كه يك نفر غرضمند نوشته و منتشر نموده و قابل توجه نيست
لكن امشب در راديو تلويزيون به وسيله خبرگزاري پارس (1 ) از خبرگزاري
فرانسه چينن آمده بود « كار دار شوروي در مكزيك اعلام كرد , اتحاد شوروي
آماده است به ايران كمك كند تا اين كشور بتواند در برابر تحميل آمريكا عليه
خود مقاومت كند. وي گفت كمك نظامي نيز از كمك هاي شوروي به ايران
خواهد بود. كاردار شوروي در مكزيك تصريح كرد , اين كمك ها در صورتي
در اختيار ايران قرار خواهد گرفت گه دولت ايران و خميني خواستار آن
شوند » و بعد بعضي مطالب نامربوط گفته بود. شوراي انقلاب جمهوري
اسلامي و وزارت خارجه موظف هستند كه به سفارت شوروي ابلاغ كنند كه
كاردار شوروي در مكزيك را تقبيح نمايند , و از تكرار اين نوع مطالب
توهين آميز جلوگيري كنند. اين جانب ودولت ايران اجازه نمي دهيم كه دولت
شوروي و دولت هاي ديگر دست به اين مطالب بي اساس كه توهين به
مقدسات ما و به ملت شريف ايران است بزنند. بايد آمريكاي جنايتكار و
شوروي بدانند كه ما با تمام قدرت در مقابل تجاوز هر دولتي به كشور ما
ايستاده و از ميهن عزيز و اسلام بزرگ تا سرحد جان دفاع مي كنيم . تكرار اين
مطالب موجب مي شود كه ملت غيور ما دست به كاري بزنند كه موجب
تاسف شود وممكن است در روابط دولتين تجديد نظر شود. »
لازم به يادآوري است كه بدنبال اخطار شديد امام خميني , شوروي
سخنان كار دار خود در مكزيك را تكذيب كرد.
قابل توجه است كه امام خميني به محض اطلاق از شايعه درخواست
كمك نظامي از اتحاد جماهير شوروي , اطلاعيه اي در تاريخ 58,10,20
صادر مي كنند , ولي به دلايلي كه در پيام فوق بدان اشاره شده است از انتشار
آن منصرف مي شوند. متن اطلاعيه تحرير شده از سوي امام خميني چنين
بود :
« بسم الله الرحمن الرحيم » , به اطلاع ملت شريف ايران مي رساند : نوشته
سراپا دروغي در تاريخ 12 شهر صفر 1400 ـ 11 دي 58 ـ به اسم « دفتر
خميني » خطاب به سفارت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در تهران
پخش شده است مبني بر كمك خواستن از دولت شوروي در همكاري نظامي
موقت , دفتر خميني اين مطلب را تكذيب مي كند , و دخالت شوروي را در
افغانستان محكوم , و جسارت نسبت چنين امر دروغ فاحشي را به دفتر
خميني دوباره محكوم مي كند. دولت ايران با قدرت اسلامي و همت والاي
ملت , مقابل تمام قدرتها ايستاده و از كيان خود دفاع مي كند و اجازه نمي دهد
دولتي در كشور اسلامي دخالت كند. دشمنان كشور و اسلامند كه چنين دروغ
فاحش را نسبت مي دهند , بايد ملت ايران اين ريشه هاي فاسد شايعه افكن را
با همت والاي خود از بن بركند. والسلام علي عبادالله الصالحين . »
1 ـ خبرگزاري رسمي دولت ايران است كه بعدا به نام « خبرگزاري جمهوري
اسلامي » تغيير يافت و نام اختصاري اين خبرگزاري « ايرنا » است .

|
|