
محمد علي تسخيري
دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
قسمت دوم و پاياني
زن و نقش متناسب با ويژگي هاي وي
حال اگر مجددا به ويژگي هاي زن و آنچه او را از مرد متمايز مي سازد
بازگرديم خواهيم ديد كه اين ويژگي ها , نه تنها چيزي از ارزش هاي انساني
وي نمي كاهد بلكه براين ارزش ها نيز مي افزايد و تاثير نهادي خود را برجاي
مي گذارد بدين معنا كه رحمت الهي در نقش زن و مرد در روند توسعه
اجتماعي و حتي توسعه وتكامل فردي نيز تقسيم كار طبيعي را در نظر گرفته
است .
زن به عنوان همسر و مادر بدون ترديد داراي نقش هاي متفاوتي نسبت به
مرد به عنوان همسر و پدر است ولي اين دو نقش در عين حال , كاملا مكمل
يكديگرند , چنان كه زندگي به همان اندازه كه امكان جايگزيني آنها با
يكديگر را ندارد به هر دوي آنها نياز دارد.
اينك مي توان نتيجه گرفت كه زن به اين اعتبار , داراي تاثير فراواني بر
روند توسعه نيز هست و به رغم تعدد علل و عوامل توسعه (علل فاعلي , علل
غايي , علل صوري و علل مادي ) , بيشترين تاثير را در اين ميان بر جاي
خواهد گذارد. زيرا زن مي تواند در عرصه هاي مختلف به خوبي ايفاي وظيفه
نمايد. به عنوان مثال به موارد زير اشاره مي كنيم :
1 ـ فراهم آوردن محيط سالم خانوادگي
اگر زن در اين امر موفق باشد مي تواند شالوده جامعه انساني سالم ,
داراي اعتماد به نفس , اميدوار به آينده و مصمم را بنا نهد. در غير اين
صورت , جامعه به لحاظ عاطفي ناپايدار و به لحاظ معنوي متزلزل خواهد
بود و زمينه ي گسترش تبه كاري ورخوت و كاهلي در آن فراهم مي شود و به
تدريج ويژگي هاي خلاق خود را از كف مي دهد. يك همسر خوب و يك مادر
خوب , قوام زندگي خانوادگي خوب را تشكيل مي دهدو اين به نوبه ي خود
قوام و دوام جامعه خوب را (آنچنان كه متون اسلامي نيز بر آن تاكيد دارند)
تضمين مي كند.
2 ـ فراهم آوردن فضاي مناسب براي تربيت نسل فعال و كارآمد
پيش از اين گفتيم كه انسان خوب , محور توسعه است , چنين انساني
نيازمند روند تربيتي ـ پرورشي مداومي است كه نيروهاي سازنده او را به
منصه ي ظهور برساند و توان دروني اش را عيان كند , اين مهم نيز خود بخود
صورت نمي گيرد بلكه نيازمند روند تربيتي وفضاي پرورشي مناسبي است .
ترديدي نيست كه زن , مهم ترين تاثير را در پرورش عناصر انساني دارد
و آن چنان كه مي گويند در فراسوي هر مرد بزرگي , زن بزرگي قرار داد و چه
بسيارند بزرگ زناني كه در تاريخ پر فراز و نشيب ما حضور داشته اند.
3 ـ فراهم آوردن فضاي شورانگيز عاطفي
اين فضا با استفاده از استعدادهاي طبيعي زن دربرآوردن اين نياز
ضروري انسان از يك سو و ايجاد حالت هاي عاطفي مورد نياز براي گذر از
دشواري ها و موانع و ايجاد توسعه اجتماعي پايدار از سوي ديگر بايد
صورت گيرد.
جامعه اي كه فاقد چنين محيط يا فضاي عاطفي و گرم باشد , جامعه ي
خاموش و محيط مرده اي است كه به رغم پيشرفت احتمالي در برخي
عرصه هاي مادي , فاقد جلاي انساني مطلوب ودر نتيجه ناتوان از ايجاد
توسعه متعادل خواهد بود.
به همين دليل , آشكارا روشن مي شود كه زن در فراهم آوردن محيط پاك
خانوادگي , نقش به سزايي دارد و خانواده و سازمان آن به همان مفهوم سنتي
كه نزد همه ي جوامع و اديان , شناخته شده است , سنگ بناي روند توسعه به
شمار مي رود.
همچنين روشن مي گردد كه هر ضربه اي به نقش زن در ساختار خانوادگي
پيش گفته و هرگونه كم توجهي و كاستن از اهميت حلقه مقدس خانوادگي يا
كوشش در جهت طرح مفاهيم جديد و ادعاي مصداق هاي به اصطلاح
امروزي براي آن و تضعيف پيوندهاي خانوادگي يا ايجاد جايگزين هاي
ادعايي و... همه و همه اين تلاش ها و كوشش ها پيامدهاي منفي
فاجعه آميزي
بر آينده تمامي بشريت بر جاي مي گذارد و پويايي توسعه آميز و مطلوب را از
آن سلب مي كند وحتي مي توان گفت توطئه اي آشكار عليه تمامي بشريت ـ
هرچند با پوشش خدمت بين المللي به توسعه ـ به شمار مي رود.
در اينجا بايد توجه كنيم كه اسلام , به ميزان بسيار بالايي زن رادر روند
توسعه مشاركت داده است .
زن مسلمان و چالش هاي پيش رو درسطح جهاني
امروزه جهت حقوق و آزادي زن شاهد حركتي ناآرام هستيم كه در پي
آن نشست ها و همايش هاي همه جانبه در همه جا برگزار مي شود و اين ها به
خاطر رويارويي با قرن بيست ويكم و رقابت هاي گوناگون آن
است .
امروزه كشورها با موسسات بي شمار و سازمان هاي دولتي ـ و حتي
خصوصي با طرح هاي تجاري و تبليغاتي ـ درانديشه ارزيابي وضعيت خود
در قرن بيستم بوده تا به قرن پيش رو رهسپار شوند. شايد اين حركت رو به
رشد از حالت صده گرايي ـ و بررسي هاي پيرامون يك قرن ـ خارج و جاي
خود را به هزاره گرايي داده باشد. ما ناخواسته وارد هزاره سوم مي شويم و
بايد كشورها سرنوشت خود را در اين هزاره ارزيابي كنند بدون شك بر همه
انسان ها واجب است كه سرنوشت خود را در هزاره سوم بشناسند. جاي آن
است كه بر انسان تاسف بخوريم كه در سطحي نيست تا بتواند يك هزاره را
ارزيابي كند و هنور هيچ گونه پژوهشي كه در آن از ويژگي ها و رخدادهاي
هزاره دوم سخن رفته باشد از طرف او صورت نگرفته است تا بتواند به
رقابت هاي هزاره سوم پا نهد. گويي سازمان ملل تا به حال به اين امر
نينديشيده و با نگاهي سطحي به تحولات وگوناگوني آنهاـ در انقلاب هاي
مفهومي و اعتقادي ـ نگريسته است و خود را ناتوان از انجام اين كار
مي بيند.
حتي رشد جمعيت انسان ها كه 123 سال طول كشيد , از يك ميليارد به
دو ميليارد تبديل شد . در مدت 11 سال از پنج ميليارد به شش ميليارد
افزايش يافت و اعداد ديگر در حد متعارف خود براي محاسبه سطح تغييرات
مالي كفايت نكردند , براي نمونه اعداد و ارقام از مبادله واحدهاي سنگين
پول و ضريب هاي آن در سطح هزار و پانصد ميليارد دلار در روز صحبت
مي كنند , اين قضيه جريان هاي اقتصادي جهان را دستخوش و بازيچه قرار
داده و زياده خواه كرده است . حتي اگر مانند يوزپلنگ هاي آسيايي قوي
باشند و با استفاده از تكنيك پيشرفته كامپيوتر كه حركت هواپيماها و
موشك ها را تنظيم كرده و جنبش هاي صنعتي و بازرگاني را محاسبه مي كند
بخواهند اين ميزان هزينه را محاسبه كنند بازهم مي شود آن را بازيچه قرار
داد و از اينجاست كه جهان توان ارزيابي هزاره دوم را ندارد و اضافه بر آن
نمي تواند براي هزاره سوم برنامه ريزي كند , لذا نياز است قدم هاي پرتوان و
دورانديش را با هوشياري انديشمندانه همراه كرد تا بتوان وارد هزاره سوم
شد.
ديدگاه قرآن كريم
ناتواني انسان در برابر قدرت پروردگار خود حقيقتي است كه هرروز
بيش از پيش آشكار مي شود. حتي هزاره ها نيز در برابر خداوند كوچك بوده و
مانند روزها شمارش مي شوند. « هر روز نزد خداي تو مانند هزاران سال در
حساب تو است « (سوره مباركه حج , آيه 22 ) » در روزي كه شمار آن پنجاه
هزار سال است » (سوره مباركه معارج , آيه 70 ) و همه عمر انسان مانند
ساعتي از يك روز شمرده مي شود. « روزي كه آنچه وعده داده شده به چشم
بيفتد , آن روز پندارند كه جز ساعتي از روز درنگ نداشتند » . « گويي روزي كه
آنچه را به ايشان وعده داده شدبود مي بينند , بيش از ساعتي از يك روز
نمي گذرد » (سوره مباركه احقاف , آيه 35 ) و به همين دليل انسان نيازمند
وجودي خواهد بود كه از هزاره هاي تاريخ گذر كند.
قرآن تاريخ را مانند مرجعي تحليل مي كند و دو راهكار پيش رو
مي گذارد : يك راهكار : خلافت انسان است . « ثم جعلكم خلائف الارض » و
راهكار ديگر دخيل بودن اراده خداوندي براي هدايت انسان و آن راهكار
شهادت (گواهي ) است « بدين گونه ما شما را ملتي ميانه قرار داديم . تا گواه
بر مردم باشيد و پيامبر نيز گواه شما باشد » پس رسول خدا گواه امت مسلمان
و امت مسلمان نيز گواه و شاهد جريان تمدن انساني ـ جهت تحقق
خواسته هاي الهي ـ هستند و هنگامي كه قرآن گرفتاري هاي تاريخ را تفسير
مي كند , مرجع آن را دو چيز مي داند : يكي الحاد و بي ديني به هر شكلي كه
بوده و هر طور كه براي پيروان آن توجيه و ارزيابي شده باشد. ديگري شرك
و آن هم ايمان به خدايي و همي است كه از امور نسبي به امور مطلق تغيير
مي كند « آگاه باشيد كه آنچه غير از خدا مي پرستيد اسما بي حقيقت و
الفاظي بي معني است كه شما و پدرانتان ساخته ايد و خدا هيچ گونه نشانه
خدايي در آن خدايان باطل ننهاده است » (سوره مباركه يوسف , آيه 40 ) و
نقش پيامبران اين است كه اين دو مشكل را حل كنند.
خداوند تعالي مي فرمايد : « در هر امتي پيامبري گذاشتيم تا خدا را
عبادت كرده و از طاغوت دوري كنند » براي اينكه هر دو مشكل حل شوند.
اگر بخواهيم سرنوشت را طوري ارزيابي كنيم كه تاريخ را در خود بگنجاند
بايد مانند مسلمانان برمبناي قرآن والامرتبه رفتار كنيم . كه اگر اين گونه به
سرنوشت بپردازيم مي تواند هزاره هاي پيش رو را در خود بگنجاند.
بعد از اين مقدمه به رقابت هايي مي پردازيم كه امروزه زن مسلمان با آن
روبه روست و مي شود آنها را اين گونه دسته بندي كرد.
چالش هاي اجتماعي خانواده
براي دريافتن اين نكته كه در سطح جهاني براي كم رنگ كردن نقش زن در
خانواده برنامه ريزي هايي صورت مي گيرد نيازمند هيچ گونه دليلي نخواهيم
بود و اين اتفاق با شعار آزادي و پيشرفت و ضرورت تغيير تعريف خانواده و
نقش اجتماعي زن صورت مي گيرد. تغيير روابط زن و مرد در محيط خانواده
به گونه اي رخ مي دهد كه در هر حالي آن را به عنوان مقياسي مادي و عددي
پيش رو قرار مي دهند و گوشه چشمي هم به اعتبارات ديگر ندارند و گويي
برابري و مساوات ملاك تشخيص آنهاست و هيچ ارزش ديگري قابل سنجش
با آن نيست , حتي زماني كه ما در بعضي نشست هاي بين المللي پيشنهاد
مي داديم كه اين برابري را با عدالت و انصاف مقيد كنند , برنامه ريزان آنها را
با اصرار تمام رد مي كردند و مي گفتند كه اين بهانه اي است كه با نام عدالت تا
در حق زن ظلم شود.
امام حقيقت قرآني به اين نكات تاكيد مي كند :
نكته اول : ساختار خانواده نزد اديان جوامع گوناگون ـ به مفهوم متداول
آن ـ سنگ بناي ساختار اجتماعي است و ممكن نيست جامعه انساني بدون
سنگ بناي خانواده برپا گردد. سرنوشت بشري با آن آغاز شده و با آن ادامه
مي يابد و براساس آن قوانين اجتماعي حاصل مي شود و بناي مستحكمي به
وجود مي آيد كه جامعه بايد از آن حمايت كرده و آن را رشد دهد و مانع
اشباع غريزي در خلال آن شود. « او همان كسي است كه انسان را از آب آفريد
و برايش خويشاوند و انساب قرارداد » (سوريه مباركه فرقان . آيه 54 ) » از
نشانه هاي او اين است كه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در
كنار آنها آرام گيريد » (سوريه مباركه روم . آيه 21 )
نكته دوم : زن سنگ بناي زندگي خانوادگي را تشكيل مي دهد و بهشت
زيرپاي مادران است و بايد نقش عاطفي خود را در تربيت ديگران ايفا كند و
خانه را به بهشتي از رحمت و آسايش و پاكدامني براي همسر و فرزندان خود
تبديل كند.
نكته سوم : بديهي است كه مسئوليت ها بر مبناي عدالت انساني بين افراد
خانواده تقسيم مي شود و مناسب با تصور و ارزش مذهبي هر عضو خانواده ,
نقش هر عضو تصور مي شود و با نظريه كامل اجتماعي و اسلامي انسجام
پيدا مي كند. اين مسئوليت در يك مرحله اقتصادي و در يك مرحله تربيتي و
در مرحله سوم مربوط به رهبري خانواده مي باشد. زن مسلمان بايد همواره و
در هر زمان ارزش هاي خانوادگي را بالا برده , آنها را پرورش داده و بر هر
ارزش ديگري برتري دهد تا زمينه رشد هميشگي خانواده فراهم
شود.
چالش هاي فرهنگي خانواده
با نگاهي به تعريف جامع فرهنگ يعني « تهذيب علمي اخلاقي و فكري »
و با نگرش به طبيعت زن و قدرتي كه در زمينه مسائل انساني دارد و با اين
اعتبار كه او يك انسان است بايد پذيرفت كه او مي تواند براساس فطرت
خود كامل باشد و فضاي خانواده را از عاطفه و ايمان و پرهيزكاري لبريز كند.
ايمان قلبي او به وجدان و حتي وجود انساني تعريف شده و درمي يابيم كه
همه اين ها اين گفته خداوند تعالي را محقق مي سازد كه « آيا نوبت آن نرسيده
كه گرويدگان (ظاهري ) دلهاشان به ياد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق
نازل شد بذل توجه كنند , و مانند كساني كه پيش از اين برايشان كتاب آسمان
تورات آمد نباشيد كه دوره ي طولاني زمان قدرت بر آنها گذشت و دلهايشان
زنگ قساوت گرفت و بسياري فاسق و نابكار شدند » (سوره مباركه حديد ,
آيه 16 )
زن تاثير فراواني در زمينه فرهنگ دارد
از طرف ديگر زن داراي قدرتي است كه مي تواند جامعه را از مسير
اصلي خود خارج نموده و آن را به فسق و انحراف و لجام گسيختگي بكشاند.
دشمنان امت اسلامي مي خواهند شخصيت زن را از او بگيرند و او را
دستاويزي براي خواسته هاي شوم خود قرار دهند. همان طور كه در قرن
گذشته ديديم زن مسلمان بايد براي تكامل علمي فرهنگي و اخلاقي خود
كوشيده و بر سرنوشت اجتماع تاثيري مطلوب نهاده و دنباله رو اين كلام
شريف باشد كه « از خداوند براي كساني كه ايمان آورده اند همسر فرعون را
مثال مي زند زماني كه گفت خداوندا براي من در كنار خود خانه اي در بهشت
بساز و مرا از فرعون و كارهايش آسود كن » و اين اتفاق با ذوب شدن در عشق
الهي و رهايي يافتن از فرعون درون و لذت ها و خواهش هاي نفساني محقق
خواهد شد. اين زن پاك نمونه الگوي تمام كساني خواهد شد كه در طول
تاريخ ايمان آورده اند.
به همين خاطر قرآن كريم بر برابري حقوق انساني زن و مرد در مسير
تكامل تاكيد كرد و در جاهاي گوناگون از آن سخن گفته و خداوند تعالي
مي فرمايد : « من عمل هيچ عمل كننده اي از شما را چه زن و چه مرد ضايع
نمي كنم » (سوره مباركه آل عمران , آيه 3 ) « هركس كه كار نيكي انجام دهد ,
چه زن و چه مرد در حالي كه مومن باشد به بهشت داخل مي شود. » « اي
رسول ما روزي را به ياد آر كه زنان و مردان مومن شعله هاي نورشان پيش
روي آنها باشد » (سوره مباركه حديد , آيه 12 ) « كليه مردان و زنان مسلمان و
مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان
راستگوي و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خيرخواه و
مسكين نواز و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان خوددار از تمايلات
حرام و مردان و زناني كه ياد خدا بسيار مي كنند بر همه آنها مغفرت و پاداشي
بزرگ ساخته است » (سوره مباركه احزاب , آيه 35 )
اين همه تاكيد و اصرار صرفا جهت بيان حقيقت و برابري زن و مرد از
راه تكامل انساني و نفي هرگونه تبعيض بين زن و مرد و تاكيد بر نقش مشترك
آن دو در فعاليت ساختاري است , پس زن مسلمان دعوت به اين شده كه
نقش فرهنگي خود را بپذيرد و با هر ابزاري كه در دست دارد در پربارنمودن
انديشه اسلامي جهت ساخت ملتي بلندمرتبه بكوشد.
چالش هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي
با وجود همه قدرت هايي كه زن در طول تاريخ در زمينه هاي سياسي و
اقتصادي از آن بهره جسته و با توجه به شواهد قرآني كه براي روشن ساختن
آن آورديم زن همچنان در سطح بين المللي محروم بوده و نمي تواند از حقوق
انساني و اجتماعي خود استفاده كند و به خاطر شرايط و اوضاع خاص
متاسفانه در سايه حكومت اسلامي نيز به حقوق كامل خود هنوز دست نيافته
است . هر چند كه اسلام حقوق اقتصادي كاملي به او بخشيده و مانند حق
ولايت « مردان و زنان مسلمان , بعضي اولياي بعضي ديگرند » . « ايشان را به
مشورت با يكديگر دستور مي دهيم » , همواره در كنار برادران و مردان ديگر از
زمان حضرت آدم و حوا (برآنها درودباد) زن نيز در تحقق مسئوليت خلافت
انسان بر روي زمين سهيم بوده و به خاطر بعضي ميراث هاي تاريخي و
استدلال هايي كه به نظر اشتباه هستند از تصميم گيري هاي سياسي دور بوده
است . اما امروزه زن مي بايد از حق طبيعي خود براي مشاركت در ساختار
سياسي و اجتماعي جامعه استفاده كند و اين موضوع هيچ گونه منافاتي با
وظايف اجتماعي او نداشته و جانب پاكدامني و عفت را نيز خدشه دار
نمي كند.
امت اسلامي امروزه از لحاظ فرهنگي و اجتماعي دچار فقدان نيروهاي
كارآمد زن مي باشد كه مي توانند آينده اي روشني را رقم بزنند. زن مسلمان
بايد با چالش هاي گسترده سياسي و اقتصادي روبه رو شده و خود را با تمام
نيرو و انرژي وارد معركه نموده تا قبل از آنكه به حقوق قانوني خود توجه
كرده باشد , قبول مسئوليت نمايد.
چه كسي زن انديشمند مسلمان را از تصميمات سياسي باز مي دارد و چه
كسي نمي گذارد كه در ايجاد بازار اقتصادي بكوشد و توليد را پيش ببرد
تاريخ اسلام ما گنجينه اي از زناني است كه تاريخ را ساخته اند و براي زن
مسلمان همين بس كه آنها توانستند فضاي مناسب جهت ترويج رسالت
پيامبر از مكه به مدينه ايجاد كنند و اگر آنها نبودند نهال اسلام پا نمي گرفت
تا رشد ونمو كند.
زن پيش رو تغيير سياسي ايران نيز بوده و بر زنان مسلمان واجب است
كه در ساختار بناي اجتماعي و سياسي و اقتصادي جامعه شركت كنند و در
كنار مردان جامعه سختي هاي ولايت و سرپرستي را به دوش بكشند تا
خلافت انسان كه هدف اصلي است محقق شود.
چالش بين المللي
امروزه بايد ضرورت مسئوليت جهاني را درك كرد. قرآن از آغاز اين
حركت بزرگ به قضيه مظلومين و مستضعفين پرداخته و حتي در زماني هم
كه خود مسلمين در سخت ترين وضع ممكن بودند رسالت در سطح جهاني
انجام مي شد و مسلمانان در تمام جهان درگير اين مسئله بودند. « و ان
يكادالذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون
و ما هو الا ذكر للعالمين » خداوند انسان را خطاب قرار داده و او را مسئول
حفظ كيان بشري بر پهنه روزگار به شمار مي آورد.
تشكيل موسسه هاي بين المللي رويداد جديدي است كه شايد به خاطر
ضرورت هاي استعمارگرانه (و شايد هم ضرورت عمراني ) براي بقاي توازن
موجود ميان نيرو و خدمات طبق نظر جهاني و با همان طور كه در بيانيه
جهاني حقوق بشر آمده به اين خاطر ايجاد شده اند كه از انقلاب مردم
محروم جلوگيري كنند و همچنان ديده مي شود كه دولت هاي بزرگ از محافل
و سازمان هاي بين المللي براي مسلط كردن اراده خود بر ملت ها سو استفاده
كرده و در مشروع جلوه دادن شعارهاي پرزرق و برقشان از آنها كمك
مي گيرند.
اما مطلبي كه در اين زمينه براي ما مهم است اين است كه آنها شروع به
سواستفاده از موضوع زن و حقوق غصب شده ي وي نموده اند و از قدرت
اقتصادي و نفوذ بين المللي خود نيز استفاده مي كنند تا مفاهيم تحليلي آن را
در همه ملت ها و به ويژه كشورهاي جهان سوم اصلاح نمايند. آنها از
اخلاقيات زوال يافته آن سخني به ميان نمي آورند تا به بسياري از اهداف
ضدانساني خود مانند تغيير مفهوم خانواده و گسترش عرصه آن ـ براي آنچه
آزادي جنسي ناميده مي شودـ و تعميم حقوق جنسي براي جوانان جامه
عمل بپوشانند و همان طور راه را براي آموزش هاي جنسي پوچ گرايانه و
امثال آن باز كنند.
زن مسلمان درگذار از اين تلاش هاي سازمان يافته به شكل سازمان هاي
غيردولتي و بومي و محلي و يا حتي دولتي در اين عرصه , ناچار است در
برابر اين جنبش نابودكننده و سواستفاده از جنبه هاي مثبت آن مبارزه كرده و
از حقوق خود دفاع كند. همچنين منزلت و شان خود را به همه شناسانده و
فضايي مناسب براي فعاليت هاي خود در جهت ساختن سرنوشت تمدن
ايجاد كند. پس زن مسلمان مسئوليتي انساني را براي فعاليت و تغيير
كوشش هاي جهاني در جهت اصلاح جامعه متمدن انساني به دوش
مي كشد.
اگر « زن » در فراهم آوردن محيط سالم خانوادگي موفق
باشد مي تواند شالوده جامعه انساني سالم , داراي اعتماد به
نفس , اميدوار به آينده و مصمم را بنا نهد. در غير اين صورت ,
جامعه به لحاظ عاطفي ناپايدار , و به لحاظ معنوي متزلزل
خواهد بود و زمينه گسترش تبهكاري و رخوت و كاهلي در آن
فراهم مي شود و به تدريج ويژگي هاي خلاق خود را از كف
مي دهد
زن به عنوان « همسر و مادر » بدون ترديد داراي نقش هاي
متفاوتي نسبت به مرد به عنوان « همسر و پدر » است , ولي اين
دو نقش در عين حال , كاملا مكمل يكديگرند , چنان كه زندگي
به همان اندازه كه امكان جايگزيني آنها با يكديگر را ندارد , به
هر دوي آنها نياز دارد

|