روزنامه جمهوري اسلامي 28/04/1385 صفحه سياسي

بهايي كه آمريكاييها بايد بپردازند
* روماني تصوير يك كشور فلاكت زده
بهايي كه آمريكاييها بايد بپردازند


هفته نامه آمريكايي « نيشن » در سرمقاله خود به بحث لبنان پرداخت و خواستار حضور بيشتر سازمانهاي بين المللي براي حل بحران شد.
نيشن نوشته است : با افزايش خشونتها در لبنان و نوارغزه , بار ديگر ثابت شد كه سياست و دكترين امنيت مطلق و انتقام گسترده اسراييل بي نتيجه است و نه تنها براي امنيت خود آنها , بلكه براي ثبات كل منطقه آثاري سو در پي خواهد داشت . اين دكترين مبتني بر دادن پاسخ بسيار قاطع به هر گونه حمله و يا تهديد حمله به اسراييل است . نابود كردن زير ساخت هاي شهري لبنان و فلسطين و تضعيف هر چه بيشتر دولت هاي آنها در قبال ربودن سربازهاي اسراييلي هيچ منطقي در پي ندارد به خصوص كه اسراييل اين حكومت هاي ناتوان شده را مسئول كنترل گروهها و شبه نظامياني مي داند كه در واقع از حيطه توانايي آنها خارج است .
به نوشته اين هفته نامه آمريكايي , حملات انتقامجويي گسترده به لبنانيها و فلسطينيها نه تنها غيرانساني و مستحق تقبيح است , بلكه منجر به تندروي و نابساماني بيشتر در منطقه خواهد شد. نيشن افزوده است : در واقع اين درسي است كه اسراييل بايد از محاصره حكومت خودگردان در سال 2002 گرفته باشد . در پي اين محاصره قدرت حكمراني دولت خودگردان بسيار كاهش يافت و راه براي پيروزي حماس در انتخابات هموار شد , اكنون نيز خشونت ها در لبنان نتيجه اي غير از اين به همراه نخواهد داشت .
در واقع عمده خسارتهاي حملات انتقامجويانه اسراييلي ها بر پيكر صلح داخلي ناپايدار و حكومت دموكراتيك لبنان وارد خواهد آمد.
جالب اينجاست كه انقلاب سرو در لبنان تنها پيروزي نمايان در دكترين بوش است كه نومحافظه كاران بسيار به آن مي بالند حال اين نقطه درخشان به دست سياستهاي حزب پيشرو كه بسيار مورد حمايت دولت بوش است , در حال سقوط است .
به نوشته اين هفته نامه آمريكايي , پس از آخرين يورش سراسري اسراييل , لبنان 20 سال وقت صرف كرد تا به اندك ثبات و آرامش داخلي برسد و تا حدودي ويرانيها را بازسازي كند. در سرمقاله نيشن اين پرسش مطرح شده كه « اين بار چقدر وقت بايد صرف بازسازي لبنان پس از به اصطلاح ثبات و آرامشي شود كه آمريكا و اسراييل قرار است براي منطقه به ارمغان آورند »
نيشن در ادامه به سياست آمريكا در قبال گروهها و كشورهاي منطقه مي پردازد و مي نويسد : واضح است كه سياستهاي آمريكا براي منزوي كردن حماس و حزب الله از يكسو و ايران و سوريه از سوي ديگر , تا كنون نتيجه اي عكس به همراه داشته است .
سئوال اينجاست كه اگر آمريكا , اروپا و اسراييل حاضر به همكاري با دولت منتخب مردم يعني حماس مي شدند , آيا شرايط در نوار غزه تا اين حد از كنترل خارج مي شد و آيا حزب الله به خود اجازه پرتاب راكت به شهركهاي اسراييلي را مي داد
نيشن بااشاره به اخطار رايس , به سوريه نوشته است : كاندوليزا رايس وزير خارجه گفته سوريه در حل بحران كنوني عهده دار مسئوليتي ويژه خواهد بوداما تمام فشار سياستهاي آمريكا در دو سال گذشته روي خروج بدون قيد و شرط سوريها از لبنان متمركز بوده حال دولت بوش با استناد به كدام منطق سوريه را مسئول عمل حزب الله مي داند
نيشن برندگان اصلي سياست كنوني آمريكا را حماس و حزب الله مي داند و مي نويسد : روز به روز فلسطينيان و لبناني هاي بيشتري به ديده قهرمان به حزب الله و حماس مي نگرند و بازندگان بزرگ , رژيمهاي عربي به اصطلاح ميانه رو هستند كه بار ديگر خود را در برابر تهاجمهاي اسراييل ناتوان مي بينند.
بازندگان ديگر اسراييليها , لبنانيها و فلسطينيان ميانه رو هستند كه اكنون اميد خود براي داشتن زندگي عادي در سايه صلح و آرامش را بر باد رفته مي بينند اميدي كه به دليل عدم تمايل حماس براي به رسميت شناختن اسراييل اندكي پررنگ تر شده بود. اين هفته نامه آمريكايي افزوده است : بازندگان بعدي ايالات متحده و جهان خواهند بود چراكه هيچكس از بالا گرفتن خشونت نفعي نخواهد برد , بويژه اكنون كه شاهد افزايش احمقانه درگيريهاي قومي و مذهبي در عراق هستيم و قيمت نفت روند رو به افزايش خود را ادامه مي دهد.
نيشن نوشته است : حوادث اخير در فلسطين و لبنان بايد اين نكته را به ما يادآور شود كه امنيت و صلح در منطقه بسيار مهمتر از آن است كه سرنوشت آن به آمريكا و اسراييل واگذار شود. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه اتحاديه اروپا و سازمان ملل نقش پررنگ تري در منطقه ايفا كنند و بايد همان ديپلماسي اروپا و سازمان ملل در منطقه پيگيري شود كه در اواخر دهه 80 و اوايل دهه 90 به تبادل اسرا و مذاكرات صلح اسلو انجاميد .
به نوشته اين هفته نامه آمريكايي , سازمان ملل , اتحاديه اروپا , آمريكا و روسيه تاكنون تنها نظاره گر استراتژي ناموفق بوش (نقشه راه ) بوده اند و ديگر زمان آن فرارسيده است كه سازمان ملل و گروه هشت , ديپلماسي خود را در اين منطقه اجرا كنند.
نيشن افزوده است : اقدام « كوفي عنان » در اعزام نمايندگاني به منطقه بحران مي تواند آغاز خوبي باشد اما اين شروع بايد با نقش فعال گروه هشت و شوراي امنيت براي مهار تمام طرفهاي درگير پيگيري شود. هدف اين ديپلماسي بايد در ابتدا برقراري آتش بس و تبادل اسرا و سپس به رسميت شناخته شدن حماس ودر نهايت برگزاري مذاكرات با ايران و سوريه باشد. اين هفته نامه آمريكايي نوشته است : ايالات متحده نيز بايد بلافاصله از اين ديپلماسي حمايت و اين نكته را براي اسراييليها روشن كند كه آمريكا نمي تواند از اقدامات نظامي اخير تل آويو حمايت كند در غير اين صورت , بهايي كه آمريكا مجموعا در عراق و كل منطقه مجبور به پرداخت آن مي شود , بسيار سنگين خواهد بود.
نابود كردن زير ساخت هاي شهري لبنان و فلسطين و تضعيف هر چه بيشتر دولت هاي آنها در قبال ربودن سربازهاي اسراييلي هيچ منطقي در پي ندارد
سياستهاي آمريكا براي منزوي كردن حماس و حزب الله از يكسو و ايران و سوريه از سوي ديگر , تا كنون نتيجه اي عكس به همراه داشته است
روز به روز فلسطينيان و لبناني هاي بيشتري به ديده قهرمان به حزب الله و حماس مي نگرند و بازندگان بزرگ , رژيمهاي عربي به اصطلاح ميانه رو هستند كه بار ديگر خود را در برابر تهاجمهاي اسراييل ناتوان مي بينند
حوادث اخير در فلسطين و لبنان بايد اين نكته را به ما يادآور شود كه امنيت و صلح در منطقه بسيار مهمتر از آن است كه سرنوشت آن به آمريكا و اسراييل واگذار شود
سازمان ملل , اتحاديه اروپا , آمريكا و روسيه تاكنون تنها نظاره گر استراتژي ناموفق بوش (نقشه راه ) بوده اند و ديگر زمان آن فرارسيده است كه سازمان ملل و گروه هشت , ديپلماسي خود را در اين منطقه اجرا كنند

روماني تصوير يك كشور فلاكت زده




چند سال قبل فرصتي دست داد تا از طريق مرز زميني بلغارستان سفري به بخارست داشته باشم . همسفر من يك جوان دانشجوي رومانيائي بود كه بطور اتفاقي با وي آشنا شدم . بر خلاف اتباع بسياري از كشورها كه در مواجهه با خارجيان به تعريف و تمجيد از كشور خود مي پردازند وي چنان از وضعيت فلاكت بار زندگي در روماني تعريف مي كرد كه چيزي نمانده بود از ادامه مسير منصرف گردم . تصويري كه وي از وضعيت سياسي , اقتصادي خصوصا فقر مطلق مردم , فحشا و فساد در سطوح بالاي دولتي و اوضاع فرهنگي و ناامني گسترده براي خارجيان و توريستها ارائه ميداد , به قدري باورنكردني بود كه اگر در طي مدتي كه خود در آنجا بودم , عينا آنرا لمس نمي كردم نمي توانستم آنرا باور مي كردم .
بازمانده هاي « چائوشسكو » ديكتاتور سابق روماني كه با تغيير چهره همچنان خود را بر مردم آن كشور تحميل كرده اند , چنان وضعيت رقت آوري را براي مردم اين كشور اروپائي كه خواهان عضويت در اتحاديه اروپا نيز است ! ببار آورده اند , كه انسان ناخودآگاه به حكومت كمونيستي سابق آن كشور رحمت مي فرستد كه حداقل شكم مردم را سير نگاه داشته بود.
روماني لكه ننگ كشورهاي آزادشده بلوك شرق در اروپاي شرقي سابق است . اين كشور بعد از رهائي از حكومت كمونيستي سابق , پرونده كثيف و تاريكي از خود در زمينه هاي مختلف سياسي , اقتصادي , فرهنگي و نظامي برجاي گذاشته است .
دولتمردان رومانيائي در زمينه سياسي از كمون به صهيون تغيير مسير داده و عنان كشور خود را دربست در اختيار صهيونيستها و عوامل داخلي آنها قرار داده اند. استقلال سياسي روماني تا حدي است كه منافع صهيونيستها را تامين نمايند. لذا در اين راستا است كه اين كشور اختياري براي شركت در يك تورنمنت فوتبال در تهران پيدا نمي كند.
روماني به همراه لهستان تنها كشورهاي اروپاي شرقي سابق هستند كه با ايجاد زندانهاي مخفي , زندانيان القاعده را با پروازهاي سيا از افغانستان به آن اماكن منتقل نموده اند. اين كشور همواره در معرض سئوالات متعدد در اين رابطه است .
روماني از معدود كشورهاي بلوك شرق سابق است كه به عراق نيرو اعزام نمود. مشاركت رومانيائي ها در قتل و خونريزي در عراق و جناياتي كه در آن كشور رخ داده و مي دهد هيچگاه از نظر مردم عراق دور نبوده و آنها به موقع خود حساب رومانيائي هاي اشغالگر را خواهند رسيد.
در زمينه اقتصادي بيش از نيمي از مردم روماني زير خط فقر بسر مي برند. همسفر رومانيائي من اظهار مي داشت با چند خانواده در يك خانه (هر خانواده در يك اتاق ) زندگي مي كنند. وي گوشت , مرغ , لبنيات و بسياري از مواد اصلي غذايي را براي بسياري از خانواده ها در روماني دست نيافتني مي دانست واقعيتي كه خود نيز شاهد آن بودم . اخذ وام هاي كلان از نهادهاي پولي بين المللي , بيكاري فزاينده , اوضاع وخيم اقتصادي داخلي و فقر و گراني عملكرد دولت ورشكسته روماني در بخش اقتصادي است .
در زمينه فرهنگي بزرگترين دستاورد دولت روماني , صدور دختران و زنان جوان رومانيائي به بازار فحشا در اروپا است . باندهاي قاچاق موادمخدر و دختران جوان كه با دولتمردان رومانيائي دستشان در يك كاسه است چنان وضعيت فلاكت باري را براي خانواده ها ببار آورده اند كه آنان براي كسب يك لقمه نان حاضرند به هر ذلتي تن بدهند.
در زمينه حقوق بشر پرونده روماني بسيار سنگين تر از بقيه كشورهاي اروپائي است . با اقليت هاي ساكن در آن كشور بگونه اي رفتار مي شود كه اگر گفته شود حق حيات از آنها گرفته شده است , سخن به گزاف گفته نشده است . حدود 3 ميليون نفر اقليت مجاري الاصل روماني كه عمدتا در منطقه ترانسيلواني زندگي مي كنند , سالهاست براي خروج از سلطه فرهنگي روماني و كنترل هاي فراگير دولت و اخذ حق خودمختاري مبارزه مي كنند. اما بدليل برخوردهاي نژادپرستانه دولت روماني , عليرغم تائيد تضييع حقوق آنها توسط كميسر عالي سازمان امنيت و همكاري اروپا در امور اقليتها , همچنان با مشكلات عديده مواجه بوده و به زندگي توام با ترس و نگراني خود ادامه مي دهند.
رم ها يا كولي ها كه با 5 ميليون نفر جمعيت بزرگترين اقليت قومي روماني بحساب مي آيند , از سوي بالاترين كادرهاي حكومتي همواره مورد تحقير قرار گرفته , بيشترين خصومت ها را شاهد بوده و بعنوان افراد مهاجر و بي وطن , بدترين توهين ها را تحمل مي كنند.
چنان وضعيت امنيتي را براي KGB اگر از اقليتها بگذريم بازماندگان شهروندان رومانيائي خلق كرده اند كه بقول همسفر رومانيائي من , گويي روماني را بايد يك زندان بزرگ براي اتباع آن فرض كرد.
ناامني گسترده , فقر , فحشا , آمار بسيار بالاي مبتلايان به ايدز و وجود باندهاي تبهكار شرايطي را براي روماني ببار آورده است كه كمتر توريست خارجي رغبت سفر به آن كشور را پيدا مي كند. هم ميهنان ايراني نيز بايد توجه داشته باشند كه سفر به روماني بنابه دلايل فوق فاقد خطر نمي تواند , تلقي گردد. مناسب است مقامات مسئول كشورمان نيز از رسانه ها و تريبون هائي كه در اختيار دارند , نسبت به توجيه آنان اقدام و نسبت به انجام سفرهاي غيرضروري به روماني هشدار لازم را بدهند.
رامين حميدي
روماني لكه ننگ كشورهاي آزادشده بلوك شرق در اروپاي شرقي سابق است . اين كشور بعد از رهائي از حكومت كمونيستي سابق , پرونده كثيف و تاريكي از خود در زمينه هاي مختلف سياسي , اقتصادي , فرهنگي و نظامي برجاي گذاشته است