روزنامه جمهوري اسلامي 26/04/1385 صفحه مقالات

« از سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » ـ 11
فرج الله سلحشور كارگردان :
قصص قرآني سينماي ما را به كمال مي رساند
« از سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » ـ 11


ع ـ س
نام فيلم : « تقاطع »
نويسنده : فريد مصطفوي
بازنويسي : ابوالحسن داودي
كارگردان : ابوالحسن داودي
تهيه كننده : ناصر شفق و سعيد حاجي ميري
محصول : سازمان سينمايي سبحان و راديو عرب
خلاصه فيلم
در « تقاطع » , زندگي چند خانواده مشكل دار امروز ايراني به تصوير كشيده مي شود كه با سهل انگاري دو جوان بگونه اي زندگي ايشان به يكديگر پيوند مي خورد. يك خانواده , پسر حاجي اي است به نام پدرام (بهرام رادان ) كه پدرش حاج كريم , فروشنده لوازم خانگي است . او پولدار و نسبت به تربيت فرزندان بي تفاوت است . ظاهرا مذهبي اما باطنا به دنبال سواستفاده هاي شخصي است . خانواده ديگر , خانواده امير است . او دانشجو و دوست صميمي پدرام و فرزند خانم دكتري به نام مينو (فاطمه معتمدآريا) است . خانم دكتر به دور از چشم پسرش با فردي به نام داريوش (مجيد مظفري ) ارتباط دارد و از تنها فرزندش غافل مانده است . خانواده ديگر , خانواده يك دختر عروسك گردان و خبرگزاري است به نام مهسا كه كارگردانش آقاي ناصري (سروش صحت ) بشدت عاشق او است .
مهسا به تازگي تصميم گرفته انتظار پنج ساله ناصري را براي ازدواج برآورده سازد. خانواده ديگر , خواهر مهسا است كه زني است باردار , (هشت ماهه ) كه شوهرش در خارج زندگي مي كند و قصد دارد به زودي به شوهرش بپيوندد اما دكتر , او را از اين سفر بازمي دارد. از جمله خانواده هاي ديگر , خانواده مهندس حميد اسدي (بيژن امكانيان ) است كه از زن و فرزندش غافل شده و به تازگي از همسرش طلاق گرفته است . او پس از راهي شدن همسرش به كانادا , خود مسئوليت تنها فرزندشان كه دختري است 18 ساله به نام شادي (باران كوثري ) را برعهده گرفته است . شادي دانشجو و با پسري به نام بهنام ارتباط دارد. شادي در ارتباطات پنهاني خود از بهنام باردار شده و قصد دارد از طريق خواهر پدرام به نزد مادر امير رفته و كودكش را سقط كند. او بشدت با پدر بدهكارش مشكل دارد و روزي كه با پدر بر سر غيبتهاي ممتد او از سر كلاس , دعوا مي كند به قصد خودكشي خود را از بالاي ساختمان به زير مي افكند. آخرين خانواده , زن گل فروش مهرباني است كه مسئوليت پسر بچه يتيم هفت ساله اي را برعهده گرفته است . آن دو با يكديگر به فروختن گل در سر چهارراه ها و خيابانها مي پردازند.
ماجرا از اينجا آغاز مي گردد كه پدرام و امير سوار بر پژوي 206 به سرعت در بزرگراههاي تهران مي رانند. از سوي ديگر مهسا و خواهر باردارش نيز با خودروي پرايد در حال رانندگي هستند كه پژوي 206 , جلوي آنها پيچيده و مهسا در يك رقابت تنگاتنگ با پدرام لجبازي كرده و كار بالا مي گيرد. در اين رقابت , پدرام خودروي پرايد را از بالاي پل بزرگراهي به پايين در وسط بزرگراه ديگري پرتاب مي كند. پدر شادي (مهندس حميد) كه به سرعت در بزرگراه پائيني مي راند به خودروي پرايد برخورد مي كند. در اين حادثه مهسا و خواهرش مي ميرند و تنها مهندس حميد و فرزند در شكم خواهر مهسا , زنده مي ماند. پدرام و امير پس از آنكه متوجه شدت حادثه مي شوند از مهلكه مي گريزند در حالي كه پسر بچه گل فروش آنان را مي بيند. بقيه ماجرا تقريبا با محوريت پدرام و امير ادامه مي يابد.
امير پشيمان و نادم است اما پدرام همچنان از موضع باطل خود دفاع مي كند. تصادفا مادر امير متوجه نگراني هاي اخير وي مي شود. پدرام به جهت ترس از آينده قصد دارد به خارج از كشور بگريزد. او به دروغ به امير مي گويد كه قصد دارد وي را نيز با خود به خارج ببرد اما چند روز بعد , امير اتفاقي از طريق خواهر پدرام متوجه مي شود كه او قصد دارد شب هنگام از طريق فرودگاه مهرآباد به خارج بگريزد. مادر امير سرخورده از ارتباطات پنهاني , امير را قانع مي كند به فرودگاه بروند و پدرام را به پليس لو دهد و همين طور نيز عمل مي كنند. مادر شادي نيز از خارج برمي گردد و متوجه خودكشي او مي شود. وي به بيمارستان رفته و شوهرش را در كنار شادي مي بيند در حالي كه كاري نمي تواند از پيش ببرد. ناصري نامزد مهسا نيز بيمار رواني مي شود. در سكانس پاياني امير و مادر در سر چهارراهي توقف مي كنند و از پسر گل فروش , گلي مي خرند در حالي كه امير و پسر گل فروش يكديگر را مي شناسند.
نقد فيلم
بنظر مي رسد « تقاطع » هفتمين فيلم بلند ابوالحسن داودي پس از فيلمهاي « سفر عشق , جيب برها به بهشت نمي روند , سفر جادويي , من زمين را دوست دارم , مرد باراني و نان عشق موتور هزار » است . اين فيلم از جنبه ساختاري و تكنيك فيلمنامه , قوي ترين اثر كارگردان به حساب مي آيد. در اين فيلم موضوعات گوناگون اجتماعي كه خانواده هاي امروزي در ايران با آن روبرويند بگونه قابل قبولي در كنار يكديگر قرار گرفته و با حادثه اي مهم به هم پيوند مي خورند , پيوندي كه بگونه اي همه را در سراشيبي سقوط و نابودي قرار مي دهد. يكي از بهترين صحنه هاي اين فيلم سكناس تصادف خودروي پدرام با بهناز و مهسا است كه بسيار طبيعي , باورپذير و اكشن به تصوير كشيده شده است . « تقاطع » از جنبه فيلمنامه كاري بديع در سينماي ايران محسوب مي شود. تعدد موضوعات مختلف , تعدد لوكيشن و بازيگران را به دنبال دارد كه از اين نظر قابل توجه است . سرمايه اين فيلم با كمك راديو عرب تامين شده است .
در نشست سينمايي به هنگام جشنواره بر سر اينكه چرا تهيه كننده در خصوص شريك عربي به دست اندركاران فيلم چيزي نگفته است , مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت . آنان معتقد بودند با نصف دستمزد معمول با تهيه كننده قرارداد بستند حال آنكه اگر موقع انعقاد قرارداد درمي يافتند پاي شريك خارجي در ميان است به اين ميزان دستمزد رضايت نمي داند. ناصر شفق در توجيه اين انتقادات (كه از طرف عليقلي آهنگساز و معتمد آريا و بهرام رادان بازيگران فيلم مطرح شد) گفت : توليد مشترك با يك كشور عربي , موردي نبود كه از اول به آن نظر داشته باشيم . ما از اول با آقاي داودي قراري داشتيم كه اين فيلم شريك داشته باشد چون مطمئن نبودم سرمايه اش را برگرداند و قرار شد كه با سبحان فيلم كار كنيم . البته من حق تهيه كننده مي دانم كه درباره فيلمش تصميم بگيرد. استنباط شخصي من اين بود كه اگر يك شركت عربي (كه اسمش را هم درست بلد نيستم ) بخواهد در توزيع و پخش فيلم كمك كند به نفع فيلم و نمايش آن در منطقه باشد (نشريه روزانه بيست و چهارمين ) جشنواره فيلم فجر , جمعه 7 بهمن 84 , صفحه 13 )
از جمله آخر تهيه كننده مشخص مي شود دست اندركاران فيلم نگاهي هم به آنسوي مرزها داشته اند. با توجه به اين مقدمه به نقد محتوايي « تقاطع » مي پردازيم .
سرنوشت همه خانواده هايي كه به تصوير كشيده مي شوند سياه و از هم پاشيده است و به همان نسبت , جامعه اي كه اين خانواده ها در آن زندگي مي كنند نيز سياه و از هم پاشيده مي باشد و از همه بدتر اينكه نور اميد و نجات چنداني در اين ظلمات به غير از نزديكتر شدن امير به مادرش ديده نمي شود. خانواده حاج آقا پدر پدرام كه سنت گرا و معتقد به قرباني كردن است در حال فروپاشي است . پدرام , عامل قتل دو خواهر است كه با فريب والدينش قصد دارد به خارج از كشور بگريزد. خواهر او كه چادري است بنوعي از امير خوشش آمده و در نبود خانواده در خانه از او براي آمدن به داخل دعوت مي كند. دكتر مينو مادر امير دو سال است كه با دكتري ارتباط دارد. امير نيز شريك جرم پدرام است و قصد دارد با او به خارج بگريزد اما پدرام سر او نيز كلاه مي گذارد.
مهندس حميد كه همسرش طلاق گرفته , مي خواهد تربيت دختر 18 ساله اش را خود برعهده گيرد. زماني متوجه غيبت هاي مكرر دختر و باردار شدنش مي شوند كه ديگر كار از كار گذشته است . طلبكاران در تعقيب او هستند. مهندس مجبور است كارگاه و خودروي خود را بفروشد اما عده اي مي خواهند به قيمت بسيار پائين آنها را از چنگ او درآورند. بهناز و مهسا نيز كه مادر مهرباني دارند , يكي براي فارغ شدنش مي خواهد به خارج از كشور برود و ديگري در آستانه ازدواج است اما با يك تصادف همه چيز در هم مي ريزد. پدر و مادر كودكي كه به زن گلفروش كمك مي كند نيز مرده است . زن گلفروش با رانندگي وانت براي اقدام به گلفروشي سر چهارراهها مي كند. كودك تنها شاهد تصادف است . جوانان با موادمخدر و جنس مخالف مانوس و در فساد غوطه ورند و تقريبا همه آنها چشم به آنسوي آبها دارند.
آنچنان كه ديديم اين فيلم , جامعه و همه خانواده هايي كه مشكل دار مي باشند را به تصوير كشيده است گويا در ايران خانواده با نشاط , سالم و بي مشكل وجود ندارد. هر چند نگاه كارگردان و دوربين او بگونه اي نيست كه وضعيت موجود را تاييد كند اما راه حل هم ارائه نمي دهد. او به واقع به زعم خود واقعيت جوانان و خانواده ها را در شرايط فعلي ايران به تصوير كشيده است اما آيا همه واقعيتها همين است كه كارگردان مدعي است
در صحنه اي در خانه مادر بهنام تلويزيون تصاويري از زلزله بم را نشان مي دهد به اين معنا كه اگر زلزله بم با صداي مهيبي , خانه ها و انسانها را درهم كوبيد در واقعيت جامعه امروز ايران نيز زلزله آرامي در حال وقوع است كه كيان و هستي خانواده ها را به خطر انداخته است كه چه بسا وسعت و تلفات آن از زلزله بم هم بيشتر باشد. زلزله اي به بزرگي ايران و با تلفات همه خانواده ها.
براي نجات اين خانواده ها چه بايد كرد درست است كه در اين خانواده ها , كوچكترين نشاني از دين ديده نمي شود اما آيا نسخه كارگردان براي درمان اين دردها دين است ايكاش يك خانواده موفق هم نشان داده مي شد. آيا توجه به اين سياهي نيست كه يك موسسه عرب را ترغيب به سرمايه گذاري در اين فيلم كرده تا آنان را عليه انقلاب اسلامي در سطح منطقه و جهان پخش نمايد
از ديگر نكات منفي فيلم به تصوير درآوردن سيگار كشيدن خانمها , نمايش رقص بازيگر زن هندي كه از طريق ويدئوي خانه پدرام پخش مي شد , رژ لب زدن بهناز روبروي آيينه , تماسهاي بدني دكتر مينو با امير , بيان ناسزا و كلمات ركيكي چون (با عرض معذرت ) گه و يابو علفي و.... مي باشد كه قابل تامل است .

فرج الله سلحشور كارگردان :
قصص قرآني سينماي ما را به كمال مي رساند


قرآن يك منبع كامل , جامع و بدون نقص براي رجوع فيلمنامه نويسان و سينماگران ماست و بهترين راه رسيدن سينما به كمال تمسك جستن به قرآن و استفاده از قصص قرآني است .
فرج اله سلحشور در گفتگو با خبرگزاري « مهر » در مورد استفاده از قصص قرآني در سينماي ايران و ساختن آثار سينمايي گفت : « كلام خدا برتر از هر كلامي است . اما كلام بشر و آنچه نويسندگان و فيلمسازان ما تحت عنوان فيلمنامه مي نويسند به يقين در كنار مطالب مثبت و سازنده , نقطه ضعف هم دارد. اما در كلام خدا نقص راه ندارد و يك منبع كامل , جامع و بدون نقص براي رجوع فيلمنامه نويسان و سينماگران ماست . بهترين راهي كه سينما مي تواند به كمال برسد و آنچه را مطرح مي كند عاري از اشكال باشد , همانا تمسك جستن به قرآن است . »
سازنده فيلم « ايوب پيامبر » تاكيد كرد : « آنقدر از اين منابع كم استفاده كرده ايم كه در مقابل سيل آثار غيرقرآني اصلا به حساب نمي آيد و وقتي مسائل پيش پا افتاده و ابتدائي به صورت تخصصي انجام مي شود , وقتي پختن نان , كاري تخصصي است , وقتي علوم انساني نظير فلسفه , جامعه شناسي و معارف نيز بحث و جايگاه تخصصي دارند , قرآن به طريق اولا افضل و فوق همه اينهاست و آن هم تخصصي است . »
سلحشور افزود : « اينگونه نيست كه هركس با هر ميزان شناخت و بينش بتواند به سراغ قصص قرآني برود و با مطالعه چند كتاب بتواند فيلمنامه بنويسد و در ادامه هم فيلمي براساس آن بسازد. اگر اين نگاه را داشته باشيم يا ارزش و جايگاه قرآن را نمي دانيم يا براي فيلمنامه نويس و كارگردان ارزشي فوق تصور قائليم . كارگردان و نويسنده انسان هستند و براي كسب معارف قرآني بايد سال ها تلاش كنند. متاسفانه اين علم و شناخت در سينماگران ما نيست و به همين دليل تا به امروز كمتر اثري در اين خصوص ساخته شده است . »
وي تاكيد كرد : « ادبيات كهن ما نيز داراي يكسري ارزش هاست كه آن هم در مذهب ما ريشه دارد و بخشي ديگر سنن وواپسگرايانه را ارائه مي كند كه غلط است . ما بايد تلاش كنيم در آثارمان از ادبيات كهني استفاده كنيم كه ريشه در باورهاي ديني ما داشته باشد.
گفتني است « سلحشور اين روزها سرگرم توليد فيلم مجموعه « حضرت يوسف (ع » براساس داستان قرآني يوسف و زليخا است .