روزنامه جمهوري اسلامي 25/04/1385 صفحه عقيدتي
نوري در ظلمت جهل




به انگيزه بزرگداشت ولادت حضرت فاطمه (س ) و روز زن
آنزمان كه ظلمت جهل از همه جا و بر همه سو دامن گسترده بود و ديده ها را از مشاهده واقعيت ها و دلها را از ادراك حقيقت ها باز مي داشت وآدميان سر از مغاك تيره جاهليت بيرون نمي آوردند تا راهي بجويند و هدايتي بيابند , ناگاه نوري پرفروغ از افق هستي برآمد و بر ظلمت جهل تابيدن آغازيد و « راه » نماياند و « مقصد » آفريد.
اين نور , نور فاطمه (س ) بود , كه پس از طلوع , « زن » از مرگ هويت و شخصيت رهايي يافت و به « حيات » رسيد.
قبل از طلوع نور فاطمي , زن موجود مظلوم و از همه سو در معرض ظلم وجور و تباهي بود.
آنان كه از پستان نفس شير مي خوردند و بر مركب جهل سوار مي شدند و در عرصه هاي شرف و منزلت زن به تاخت و تاز مي پرداختند , نمي دانستند كه روزي نوري طلوع مي كند كه مرگ جاهليت ها و تعصب هاي كور و رفتار و عملكردهاي ناشي ازجهل و ناداني درباره موجودي به نام « زن » را نويد مي دهد.
فاطمه (س ) آمد تا بر انگاره ها و تفكرات و سلوك وكنش هاي ضد انساني نسبت به زن خاتمه دهد وخود الگو و اسوه كامل وجامعي از حقيقت زن گردد تا در همه اعصار و زمان ها مشعل پرفروغ راه صلاح وسعادت و رشدوبالندگي اين موجود گردد.
« ولادت سرتاسر سعادت صديقه طاهره ... در زمان و محيطي واقع شد كه زن به عنوان يك انسان مطرح نبود و وجود او موجب سرافكندگي خاندانش در نزد اقوام مختلف جاهليت به شمار مي رفت .
در چنين محيط فاسد و وحشت زايي , پيامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهليت نجات بخشيد. و تاريخ اسلام گواه احترامات بي حد رسول خدا صلي الله عليه و آله به اين مولود شريف است , تا نشان دهد كه زن , بزرگي ويژه اي در جامعه دارد كه اگر برتر از مرد نباشد , كمتر نيست . پس اين روز , روز حيات زن , و روز پايه گذاري افتخار و نقش بزرگ او در جامعه است . » 1
يكي از رسوم جاهلي و تخريب كننده هويت و شرافت زنان در قبل از اسلام اين بود كه دختران هيچ استقلالي در انتخاب سرنوشت خويش نداشتند و به اجبار تن به ازدواجي مي دادند كه پدران درباره آن تصميم گيري مطلق و بي چون و چرا داشتند. يكي از مصاديق عيني اين نوع تضييق حقوق انساني زن را در ذيل به نظاره مي نشينيم .
دخترك نگران و هراسان آمد نزد رسول اكرم (ص ) :
يا رسول الله از دست اين پدر...
... مگر پدرت با تو چه كرده است
برادر زاده اي دارد و بدون آن كه قبلا نظر مرا بخواهد , مرا به عقد او درآورده است .
حالا كه او كرده است . تو هم مخالفت نكن , صحه بگذار و زن پسر عمويت باش .
يا رسول الله , من پسر عمويم را دوست ندارم . چگونه زن كسي بشوم كه دوستش ندارم !
اگر او را دوست نداري , هيچ . اختيار باخودت , برو هر كس را خودت دوست داري به شوهري انتخاب كن .
اتفاقا او را خيلي دوست دارم وجز او كسي ديگر را دوست ندارم و زن كسي غير از او نخواهم شد. اما چون پدرم بدون آنكه نظر مرا بخواهد اين كار را كرده است . عمدا آمدم با شما سئوال و جواب كنم تا از شما اين جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام كنم از اين پس پدران حق ندارند سرخود هر تصميمي كه مي خواهند بگيرند و دختران را به هر كس كه دل خودشان مي خواهد شوهر دهند2.
دومين ستم نسبت به « زن » كه از اختيار داري مطلق پدران در شوهر دادن دختران خود ناشي مي شد به گونه اي ديگر به مرحله عمل در مي آمد و آن عبارت بود از شوهر دادن دخترهاي خود به افراد مورد نظر قبل از تولد يافتن آنان ! يعني برخي از پدران اين حق را براي خود قائل بودند كه دختران هنوز از مادر تولد نايافته را به عقد افراد در مي آوردند و با اين وصف , هر كدام از فرزندانشان كه دختر به دنيا مي آمد پيشاپيش شوهر او مشخص شده بود و بايد به زور و اجبار به آن مرد تحويل داده مي شد!
درباره اين ستم بزرگ در حق زن در عصر جاهليت , مصداق ونمونه عيني ذيل تامل برانگيز و بيدار كننده است :
در آخرين حجي كه پيغمبر اكرم انجام داد , يك روز در حالي كه سواره بود و تازيانه اي در دست داشت , مردي سر راه بر آن حضرت گرفت و گفت :
شكايتي دارم
بگو
در سال ها پيش در دوران جاهليت , من و طارق بن مرقع در يكي از جنگ ها شركت كرده بوديم . طارق وسط كار احتياج به نيزه اي پيدا كرد. فرياد برآورد كيست كه نيزه اي به من برساند و پاداش آن را از من بگيرد من جلو رفتم وگفتم چه پاداشي مي دهي گفت قول مي دهم اولين دختري كه پيدا كنم براي تو بزرگ كنم . من قبول كردم و نيزه خود را به او دادم . قضيه گذشت . سال ها سپري شد.اخيرا به فكر افتادم و اطلاع پيدا كردم او دختردار شده و دختر رسيده اي در خانه دارد. رفتم و قصه را به ياد او آوردم و حق خود را مطالبه كردم . اما او دبه در آورده و زير قولش زده مي خواهد مجددا از من مهر بگيرد.اكنون آمده ام در محضر شما تا ببينم آيا حق با من است يا با او
دختر در چه سني است
بزرگ شده . موي سپيد هم در سرش پيدا شده .
حق نه با تو است , نه با طارق . برو دنبال كار خود و دختر بيچاره را به حال خويش بگذار.
مردك غرق حيرت شد , مدتي به پيغمبر خيره شد و نگاه كرد. در انديشه فرو رفته بود كه اين چه جور قضاوتي است مگر پدر اختياردار دختر خود نيست چرا اگر مهر جديدي هم به پدر دختر بپردازم و او به ميل و رضاي خود دخترش را تسليم من كند اين كار ناروا مي باشد !
پيامبر(ص ) از نگاه هاي متحيرانه او به انديشه مشوش او پي برد و فرمود :
مطمئن باش با اين ترتيب كه من گفتم نه تو گنهكار مي شوي و نه رفيقت طارق (3 )
سومين ستمي كه در دوره جاهليت نسبت به زن روا داشته مي شد اين بود كه پدران با اختيار مطلق و بدون معارضه اي كه داشتند , به معاوضه دختران خود مي پرداختند و به اين ترتيب آنان را از حق انتخاب همسر محروم مي ساختند!
معاوضه دختران به اين صورت انجام مي پذيرفت كه پدران , دو دختر بالغ و آماده ازدواج در خانه را به اين شكل كه هر يك از دو دختر مهر آن ديگر به شمار رود و به پدر او تعلق گيرد , معاوضه مي كردند . (4 )
رسول خدا(ص ) براساس تعاليم اسلام اين نوع نكاح و ازدواج را نيز منسوخ و باطل اعلام كرد.
پيامبر اكرم (ص ) دختر گرامي خويش حضرت فاطمه زهرا(س ) را ـ كه در همه باورها و ارزش ها و هنجارها و فضايل اخلاقي و رفتاري الگوي كامل براي جامعه اسلامي بودـ در امر ازدواج الگو و اسوه زنان قرار داد.
وقتي حضرت علي (ع ) به خواستگاري حضرت صديقه طاهره آمد , پيامبر اسلام از دختر مطهرش نظر خواهي كرد و آن بانوي گرامي كه پيش تر خواستگاران خود را نپذيرفته بود , با ازدواج با امير مومنان (ع ) با اراده و اختيار و آزادي كامل رضايت داد.
چهارمين ستمي كه در محيط عربستان نسبت به دختران و زنان انجام مي گرديد اين بود كه گروهي از خانواده ها دخترانشان را از بيم و ترس اينكه به دست دشمنان اسير نشوند زنده به گور مي كردند , و گروهي ديگر از ترس فقر و نداري آنان را به قتل مي رساندند , و نيز برخي از خانواده ها براي به دست آوردن پول , دختران خويش را مجبور به فساد و فحشا مي كردند . (5 )
اگر از محدوده سرزمين عربستان با همه ظلم و ستم هايي كه در حق زنان روا داشته مي شد خارج شويم , مشاهده مي كنيم كه در كشورها و جوامع ديگر نيز اين موجود تحت اسارت و ظلم و جور قرار مي گرفته است . در نمونه ها و مصاديق ذيل تعمق روا داريم تا به اوضاع نابسامان جوامع آن روز و وضعيت اسف انگيز و اندوهبار زنان آشنا شويم :
در بابل , دختراني را كه به سن زناشويي مي رسيدند , به صورت « كالا » و با بهاي متفاوت در معرض فروش قرار مي دادند . (6 )
در ايران قديم , زن جزئي از اموال پدر و شوهر محسوب مي شد , حق انتخاب شوهر و اظهار نظر درباره چيزي را نداشت واز ارث محروم بود . (7 )
در يونان , ازدواج زنان اجباري بود , و زن از ارث و حق طلاق به طور كامل محروم بود , و او را به صورت كالاهاي تجارتي در بازارها خريد و فروش مي كردند , و بعد از وفات شوهر , حق زندگي و حيات از او سلب مي گرديد . (8 )
در روم قديم , دختران و زنان مانند اشياه و آنچه مملكوك است به معامله گذاشته مي شدند و با اختيار پدر فروخته مي شدند , يا قرض و كرايه داده مي شدند , و يا به قتل مي رسيدند . (9 )
در هند وقتي مردي از دنيا مي رفت براي رهايي يافتن روحش از تنهايي , زن او را با وي زنده مي سوزاندند . (10 )
در استراليا , زنان همچون حيوانات اهلي محسوب مي شدند و به هنگام قحطي آنان را مي كشتند و گوشتشان را مي خوردند . (11 )
« زن » اينگونه در ظلمت جهل و ناآگاهي و تعصبهاي كور و رفتارهاي وحشيانه و شقاوت آميز فرو رفته بود و « اسلام با تعاليم و معارف و احكام و قوانين غني و همه سونگر خود و با معرفي الگوي جامع و كامل زن يعني حضرت فاطمه زهرا(س ) به احياي هويت و تشخص و منزلت اين موجود پرداخت .
اين الگوي بزرگ الهي , اختصاص به همه عصرها و نسل ها دارد , كه بشريت همان گونه كه اسير « جاهليت آزار دهنده ديروز » بود , در حلقه هاي « جاهليت مدرن امروز » نيز اسير است , و اين جاهليت , در جلوه هاي گوناگون , با ظاهري فريبنده و اغواگر , زنان را به كام بي هويتي و از خودبيگانگي و سقوط در منجلاب فساد و تباهي فرو مي برد , و از همين رو , پيام اسلام براي « زن » , همه محدوده هاي تاريخي و جغرافيايي را در مي نوردد و كوير روح هاي تشنه حقيقت را به اقيانوس هاي بي كران فرهنگ و تفكر زلال دين متصل مي سازد و سرسبزي و طراوت مي آفريند و بوستان هاي معطر ايمان و عفاف پرورش مي دهد و شميم دل انگيز عشق و معنويت را در فضاي زندگي و حيات انسان ها مي پراكند.
پاورقي :
ــــــــــــــــــــــ
1 ـ جايگاه زن در انديشه امام خميني , موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 35
2 ـ نظام حقوق زن در اسلام , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ص 55 و 56
3 ـ همان مدرك , ص 56 و 57
4 ـ همان مدرك , ص 57
5 ـ حقوق زن در اسلام و اروپا , ص 27
6 ـ مسائل خانواده , بي آزار شيرازي , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , ص 18
7 ـ همان مدرك , ص 41
8 ـ حقوق زن در اسلام و اروپا , ص 27
9 ـ همان مدرك , ص 41
10 ـ مسائل خانواده , ص 18
11 ـ همان مدرك , ص 18
حضرت فاطمه (س ) الگوي جامع و كاملي است كه اختصاص به همه عصرها و نسل ها دارد , كه بشريت همان گونه كه اسير « جاهليت آزاردهنده ديروز » بود , در حلقه هاي « جاهليت مدرن امروز » نيز اسير است , و اين جاهليت , در جلوه هاي گوناگون , با ظاهري فريبنده و اغواگر , زنان را به كام بي هويتي و از خودبيگانگي و سقوط در منجلاب فساد و تباهي فرو مي برد
پيام اسلام براي « زن » , همه محدوده هاي تاريخي و جغرافيايي را در مي نوردد و كوير روح هاي تشنه حقيقت را به اقيانوس هاي بي كران فرهنگ و تفكر زلال دين متصل مي سازد و سرسبزي و طراوت مي آفريند و بوستان هاي معطر ايمان و عفاف پرورش مي دهد و شميم دل انگيز عشق و معنويت را در فضاي زندگي و حيات انسانها مي پراكند
آنان كه از پستان نفس شير مي خوردند و بر مركب جهل سوار مي شدند و در عرصه هاي شرف و منزلت زن به تاخت و تاز مي پرداختند , نمي دانستند كه روزي نوري طلوع مي كند كه مرگ جاهليت ها و تعصب هاي كور و رفتار و عملكردهاي ناشي از جهل و ناداني درباره موجودي به نام « زن » را نويد مي دهد , و فاطمه (س ) آمد تا بر همه انگاره و تفكرات و سلوك و كنش هاي ضد انساني نسبت به زن خاتمه دهد.