
اسرائيل شناسي امام خميني (ره ) غفار زراعي بخش نخست
ايده تشكيل دولت يهودي در فلسطين , به قدري نفرت انگيز بود كه
واكنش عمومي جهان اسلام را برانگيخت و نگذاشت بيت المقدس به راحتي
و خوشي از گلوي صهيونيسم فرو رود. اما واكنش مسلمانان در قبال اشغال
سرزمينهاي فلسطين , به اتكاي انديشه هاي عميق رهبران مسلمان و
روشنگريهاي آنها بود. دراين راستا انديشه و موضعگيريهاي فكري و سياسي
حضرت امام خميني (ره ) نقشي اساسي و تعيين كننده يافت و مبارزه با
اسرائيل را به عنوان يك اصل مهم سياست خارجي و استراتژي بنيادين
مبارزه با ظلم و بي عدالتي , تثبيت كرد. آنچه را كه حضرت امام (ره ) در زمينه
تحريم اقتصادي اسرائيل و استفاده از اجتماعات و گردهمايي هاي بزرگي
مانند مراسم حج و برگزاري روز قدس به ملتها و دولتهاي اسلامي توصيه
مي كردند , نهايتا نقش خود را در تضعيف جايگاه جهاني و منطقه اي اسرائيل
ايفا كرد در مقاله پيش روي , ديدگاههاي اصولي حضرت امام (ره ) پيرامون
شكل گيري اسرائيل و شيوه هاي مبارزه با آن مورد شرح و تبيين قرار
گرفته اند.
كنگره جهاني صهيونيسم در سال .1897 م در شهر بال سوئيس برگزار
گرديد و يك مجارستاني يهودي تبار به نام تئودور هرتزل (1860 ـ .1904 م )
به تبيين ديدگاههاي خود درباره آينده يهوديان در سراسر جهان پرداخت .
وي تاكيد نمود كه تنها راه نجات يهوديان از سرگشتگي , پراكندگي و تبعيض ,
ايجاد يك دولت يهودي است . نخستين اقدامات سران قوم يهود براي گرفتن
مجوز اسكان يهوديان در فلسطين از سلطان عثماني , به جايي نرسيد. اما بر
اثر تجزيه دولت عثماني بعد از جنگ اول جهاني (1914 ـ .1918 م ) ,
قيمومت انگلستان بر سرزمين فلسطين و تلاشهاي سياسي حييم وايزمن كه
بعدها اولين رئيس جمهور اسرائيل شدازيك سو , و صدور اعلاميه آرتور
جيمز بالفور در دوم نوامبر (.1917 م ) در طول جنگ ازسوي ديگر , راه براي
مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين هموار شد. در فاصله جنگ اول و دوم
جهاني و به ويژه در مدت جنگ دوم جهاني (1939 ـ .1945 م ) , در نتيجه
سياست ضديهودي نازيها در آلمان , بهانه براي مهاجرت دادن گسترده قوم
يهود از طرف بزرگان يهود فراهم گرديد و آنها گروه گروه وارد فلسطين شدند.
پس از جنگ جهاني دوم , سازمان ملل متحد با تجزيه فلسطين و تشكيل
دولت يهودي موافقت نمود . در پانزدهم مه .1948 م قيمومت انگليس بر
فلسطين به پايان رسيد و اين فرجام , به آغازي براي شكل گيري دولت
اسرائيل در منطقه تبديل شد. در نتيجه چنين اقدامي , جنگ اول بين
اعراق ب و اسرائيل در سال .1948 م و سپس جنگهاي ديگري در سالهاي
1973 , 1967 , .1956 م درگرفت كه در نتيجه مداخلات كشورهاي اروپايي
همگي آنها به نفع اسرائيل پايان يافتند. اولين واكنشها در ارتباط با
شكل گيري دولت اسرائيل در سرزمينهاي اسلامي , به قرن نوزدهم ميلادي
بازمي گردد. اما آنچه در اينجا به آن خواهيم پرداخت , مشخصا مواضع
امام خميني (ره ) درباره اسرائيل , قبل و يا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ,
مي باشد. سعي شده است با مراجعه به آثار حضرت امام (ره ) و بهره گيري از
انديشه هاي ايشان , به سوالات زير پاسخ داده شود : اهداف اسرائيل در منطقه
خاورميانه كدامند دولتمردان كشورهاي اسلامي بايد چه تدابيري در برابر
اسرائيل اتخاذ نمايند مردم كشورهاي اسلامي در برابر اقدامات تجاوزگرانه
اسرائيل چه وظيفه اي دارند
1 ـ اهداف اسرائيل در خاورميانه
رژيم صهيونيستي با پيشروي تدريجي و گام به گام در درون سرزمين
فلسطين , اقدام به تاسيس شهركهايي براي اسكان مهاجران يهود نموده
است . آنها ازهمان ابتدا اين مهاجرت را طي يك برنامه درازمدت , براي
تشكيل يك دولت يهودي دنبال مي نمودند. ساده انديشي است اگر گفته شود
اعراب ساكن در منطقه بيت المقدس بخشي از اراضي خود را به يهوديان
مهاجر فروختند و آنها هم شروع به احداث مدرسه , بيمارستان , پادگانهاي
نظامي و اماكن تفريحي ورزشي و... نمودند و براساس همان حق خريد زمين ,
زمينه شكل گيري دولت يهودي را به وجود آوردند.
بسياري از اقوام و مذاهب در كشورهاي مختلف جهان وجود دارند كه
هم از لحاظ كثرت جمعيت و هم به لحاظ درآمد مالي از نفوذ بالايي
برخوردار هستند اما هيچ وقت اقدام به تاسيس دولت ننموده اند. واقعيت آن
است كه اكثر زمينهايي كه تحت اختيار دولت يا صندوغ ملي يهود قرار دارند ,
اراضي مصادره شده فلسطيني هستند . (1 ) در واقع اسرائيليها اراضي
مسلمانان را غصب نمودند و پايه هاي يك حكومت نامشروع را در آنجا بنيان
نهادند. امام خميني (ره ) نيز همين تلقي را ابراز نموده اند : « ما اسرائيل را
محكوم مي كنيم . اسرائيل غاصب است و در محلي كه آمده , به طورغصب
آمده است . » (2 )
شالوده اوليه اين دولت , با زور و فشار قدرتهاي استعماري شكل گرفت .
مسلما چنين اقدام نامشروع و غيرموجهي بايد با توسل به تخريب و جنگ
صورت پذيرد. شكل گيري اسرائيل ازهمان ابتدا در جهت اعمال فشار عليه
مسلمانان و راه انداختن چالشهاي منطقه اي شكل گرفت : « اين جرثومه فساد
را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشته اند , تنها براي سركوبي ملت عرب
نمي باشد , بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است . نقشه , استيلا و
سيطره صهيونيزم و استعمار بر دنياي اسلام و بيشتر سرزمينهاي زرخيز و
منابع سرشار كشورهاي اسلامي مي باشد . » (3 )
سياستهاي درازمدت اسرائيل و هم پيمانانش در ميان كشورهاي اسلامي
نوعي اعمال قدرت و سلطه , همراه با گسترش حوزه نفوذ بوده است ;
بدين صورت كه ازيك طرف سعي مي شود سياستهاي سلطه جويانه حفظ شود
و ازسوي ديگر اين سياستها برمبناي استراتژيهاي تهاجمي تدوين مي گردد.
در واقع موضع اسرائيليها , در ميان مدت و يا بلندمدت , فقط بر مبناي
استراتژي تهاجم دنبال مي شود. ازاين رو , امام (ره ) نيز اتخاذ هرگونه
سياست سازشكارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها جايز نمي دانند : « اگر
سست بگيريد , اينها تا فرات مي خواهند بروند. اينها همه اينجا را ملك
خودشان مي گويند هست . » (4 )
سياست توسعه ارضي و گسترش آن از نيل تا فرات , از اهداف اساسي
بنيانگذاران دولت يهود به شمار مي رود. همواره بازگشت به ارض موعود با
تمسك به متون مذهبي و براساس تفاسير ديني , بخشي از برنامه هاي رهبران
سياسي اسرائيل را به خود اختصاص مي دهد تا ازاين طريق نوعي علاقه ملي
و احساس ملي گرايي را در ميان يهوديان براي بازگشت به سرزمين فلسطين
ايجاد نمايند. آنها براي تحقق مقاصد و نياتشان , از امكانات نظامي و
اقدامات تروريستي جهت پيشروي و توسعه ارضي و همچنين تسلط بر
اماكن مذهبي مانند بيت المقدس استفاده مي كنند. ايجاد فضاي رعب و
وحشت در داخل سرزمينهاي اشغالي با استفاده از ماشين ترور , سبب
گرديده عده زيادي از مردم فلسطين مهاجرت اجباري نمايند و در كشورهايي
مانند سوريه و اردن و در اردوگاهها سكونت گزينند و در عوض مهاجران
يهودي از آمريكاي شمالي و اروپاي غربي و شرقي جايگزين مردم فلسطين
شده اند . بن گوريون در سي ويكم اوت 1949 در ديدار با گروهي از
آمريكائيها , چنين گفته است : « اگرچه ما روياي ايجاد دولت اسرائيل را
عملي كرده ايم , هنوز در آغاز كار قرار داريم . در حال حاضر , جز نهصدهزار
يهودي در اسرائيل زندگي نمي كنند و حال آنكه اكثريت قوم يهود هنوز در
خارج حضور دارند. تلاش آينده ما اين است كه همگي يهوديان را به
اسرائيل بياوريم . » (5 )
اسرائيليها اخراج تمام فلسطيني ها را جز اهداف بلندمدت خود
مي دانند. دولتمردان اسرائيلي براي تحكيم جايگاه و موقعيت سياسي رژيم ,
از هر ابزار و وسيله اي براي دستيابي به آرمان ساختگي يهود استفاده
مي كنند; به عبارت بهتر از ديدگاه آنها به كارگيري سياستهاي غيراخلاقي
(ترور , خشونت , تبعيد و زندان ) براي رسيدن به هدف , موجه و منطقي
است . اين اقدامات براساس يك ديدگاه ابزارانگارانه نظريه پردازي شده اند.
ازسوي ديگر صهيونيستها در سطح بين المللي , با برخورداري از حمايت
قدرتهاي بزرگ مانند ايالات متحده آمريكا و هم پيمانانش , بر روي اقدامات
و سياستهاي نامشروع و ناموجه خود سرپوش مي گذارند. كاخ سفيد
به منظور تحكيم جايگاه اسرائيل در سرزمين فلسطين , همواره سعي نموده
است با ارائه طرحها و نقشه هايي , گروههاي مبارز و آوارگان فلسطيني را از
حقوق حقه خود جهت دستيابي به موطن اصلي بازدارد. حضرت امام (ره )
تمامي اين طرحهاي آمريكائيان را نيرنگ و در جهت جنگ افروزي در منطقه
مي دانست : « بر فرض كه آمريكا يك طرح صددرصد اسلامي انساني بدهد. ما
باور نمي كنيم كه آنها به نفع صلح و منافع ما گامي بردارند. اگر آمريكا و
اسرائيل لااله الاالله بگويند , ما قبول نداريم ; چراكه آنها مي خواهند سر ما
كلاه بگذارند. آنها كه صحبت از صلح مي كنند , مي خواهند منطقه را به جنگ
بكشند . » (6 )
امروز مشاهده مي كنيم كه اقدامات تروريستي دستگاه حاكمه
صهيونيسم و بسياري از موارد نقض حقوق غ بشر اين دولت , از سوي
حاميانش دفاع مشروع جلوه داده مي شود و كساني را كه با دست خالي و
سنگ , از سرزمين اجدادي شان دفاع مي كنند , تروريسم مي نامند. بنابراين
دنبال نمودن موضوعاتي مانند گسترش جغرافياي سرزميني , ايجاد شهركهاي
يهودي نشين , ترور رهبران سياسي و مذهبي فلسطيني , خلع سلاح گروههاي
مبارز , تسخير بيت المقدس و تبديل آن به پايتخت , تهديد گروههاي افراطي
مبني بر تخريب مسجدالاقصي و تفرقه افكني در ميان كشورهاي اسلامي ,
اهداف اصلي رژيم صهيونيستي را تشكيل مي دهند. امام (ره ) با شناخت
اهداف اسرائيل و سياستهاي تجاوزكارانه آن رژيم , همواره سعي در بيداري
دولتها و ملتهاي اسلامي داشتند.
2 ـ وظايف دولتهاي اسلامي در قبال اسرائيل
دولتهاي اسلامي مي توانند نقشي مهم و اساسي در سمت گيري و اتخاذ
خط مشي هاي سياسي در برابر اقدامات و تحركات تجاوزكارانه اسرائيل ايفا
نمايند; چراكه برقراري روابط ديپلماتيك و شناسايي رسمي يك كشور يا
دولت , در حيطه اختيارات اصلي و اساسي دولتها قرار دارد. علاوه بر
استفاده از ابزارهاي ديپلماسي , دولتها از طريق تحريمها , قطع روابط
اقتصادي و برملانمودن چهره متجاوزگر در مجامع بين المللي و شناساندن
اهداف پشت پرده آن , مي توانند گامهاي موثر و اساسي در اين زمينه بردارند.
از نكات جالب و حائز اهميت در موضع گيري امام عليه اسرائيل , انتقاد از
كشورهاي اسلامي طرفدار اسرائيل است و اولين حكومتي كه مورد انتقاد
قرار گرفت , رژيم پهلوي بود.
حضرت امام (ره ) از همان آغاز مخالفتهايش با شاه , گسترش حضور
اسرائيل و نقش پشت پرده آن را در سياستهاي ايران برملا و آشكار
مي ساخت . ايشان در سخنرانيهاي اوايل دهه 1340 , سه مساله اصلي را در
اهداف مبارزاتي خود دنبال مي نمود : 1 ــ استبدادي و فاسدبودن دستگاه
حاكمه سياسي و در راس آن , شخص شاه 2 ــ سياستهاي ضدمذهبي و
اسلامي شاه , كه اسلام و قرآن را در معرض خطر قرار داده بود 3 ــ نفوذ
اسرائيل در اركان و سطوح مختلف سياسي , اجتماعي و اقتصادي كشور.
چنانكه ملاحظه مي شود , امام (ره ) ازيك سو از اسلام و مفاهيم اسلامي دفاع
مي كرد و ازسوي ديگر اسرائيل و نظام سياسي پهلوي را مورد حمله قرار
مي داد. جالب آنكه حضرت امام براساس تعاليم اسلامي و قرآني , مبارزه با
استبداد و استعمار را يك مقوله به هم پيوسته مي دانستند و استبداد و
اسرائيل را دو عامل خطرناك براي جامعه ايران و به زيان مصالح و منافع
كشور معرفي مي كردند.
ماموران شاه از امام (ره ) خواسته بودند به موضوعاتي مانند اسلام ,
اسرائيل و شاه نپردازند اما امام به صراحت هرگونه رابطه رژيم شاه با
اسرائيل را مورد نكوهش قرار دادند : « ما از اول نظر قاطع درباره
صهيونيستها داشته ايم . يكي از دلايل مخالفت ما با شاه ايران , همين رابطه با
اسرائيل بوده است . همين قضيه , موجب حركت مردم ايران شده است . » (7 )
اين قاطعيت و انعطاف ناپذيري در برابر اسرائيل و حمايت از حقوق
ملت فلسطين , نه تنها در بعد نظري و حركتهاي قبل از انقلاب وجود داشت ,
بلكه بعد از شكل گيري نظام جمهوري اسلامي ايران نيز همچنان تداوم يافت .
از ديدگاه امام (ره ) وظيفه دولتها در برابر اقدامات رژيم صهيونيستي , به دو
صورت انجام پذير است : اتحاد و يگانگي , تحريم اقتصادي .
الف ـ اتحاد و يگانگي
امام (ره ) وظيفه دولتهاي اسلامي در برابر اعمال تجاوزكارانه اسرائيل به
سرزمينهاي اشغالي را دروهله اول اتحاد و يگانگي مي دانست , اتحادي كه
برآمده از اتخاذ شيوه هاي درست و منطقي و متون اصيل اسلامي باشد. براي
رسيدن به اين پيوند و مشاركت اسلامي , در ابتدا بايد « سران كشورهاي
اسلامي از اختلافات داخلي دست بردارند و با اهداف عاليه اسلام آشنا
شوند و به سوي اسلام گرايش پيدا كنند . » (8 )
تاكيد امام (ره ) بر دنبال نمودن اهداف بزرگ و مهم از سوي دولتمردان
كشورهاي اسلامي , به اين دليل بود كه در جهان اسلام اقوام و مذاهب
متنوعي وجود دارند و همين عامل سبب شكل گرفتن سليقه ها و نظرات
متفاوتي شده است . متاسفانه در برخي موارد مشاهده مي گردد اهداف حياتي
و كلي تر به فراموشي سپرده مي شوند و نگرشهاي قومي و تعصب آميز باعث
مي گردند بسياري از اتفاقات به وجودآمده در جهان اسلام به فراموشي
سپرده شوند. بنابراين , هرگونه عامل يا عوامل اختلاف و تفرقه برانگيز در
ميان جوامع اسلامي , در ابتدا مي بايست از طرف دولتمردان كنار گذاشته
شوند. اين عوامل ممكن است نژادي , زباني , مليتي و سياسي باشند. اتحاد
اسلامي زمينه توافقات و نقاط اشتراك در جهت گيريهاي سياسي بين
كشورهاي اسلامي را فراهم مي آورد. مسائل و مشكلات برآمده از گرايشها و
احساسات ناسيوناليستي نظير پان تركيسم , پان عربيسم و پان ايرانيسم , زمينه
تفرقه و چنددستگي را در جهان اسلام فراهم آورده اند. ازاين رو امام (ره )
مي فرمودند : « اگر دولتهاي اسلامي به خود بيايند و گرايش پيدا كنند به اسلام
و از عربيت برگردند به اسلاميت و از تركيت برگردند به اسلاميت , حل
مي شوند مسائل و اگر آنها نكنند , اين مشكل هست تاوقتي كه ساير كشورها
مثل ايران بشوند . » (9 )
اين عامل انحطاط برانگيز , موضوع نگران كننده و حساسيت برانگيزي بود
كه امام همواره در مواضع و ديدگاههايشان آن را مدنظر قرار مي دادند. همين
گرايشهاي تفرقه انگيز ملي گرايانه , سبب گرديد مساله فلسطين و چگونگي
مقابله جهان اسلام با اسرائيل , نگرشهاي قومي و نژادي به خود بگيرد.
اسرائيليها از اين تفرقه سود زيادي نصيبشان گرديده است . امام همواره در
مواضعشان متوجه اين اختلافات در ميان سران دولتهاي اسلامي بودند.
درواقع امام (ره ) درد را در جهان اسلام تشخيص داده بودند و علاج واقعي
آن را در عمل به متون و مفاهيم اسلامي مي دانستند. به همين دليل ريشه
ناكامي و شكست مسلمانان در برابر صهيونيسم را با واقع بيني و ظرافت و
ژرف نگري دنبال مي كردند و سعي داشتند دولتهاي اسلامي را بيدار و آگاه
سازند; زيرا بسياري از سرسپردگيها و وابستگيها را معلول عدم آگاهي و
شناخت از عيوب داخلي مي دانستند.
امام (ره ) يكي ديگر از موارد ضعف جهان اسلام در برابر رژيم اسرائيل
را در اختلاف , تفرقه و نيز وابستگي برخي رهبران سياسي جوامع اسلامي
مي دانستند : « اين اختلاف كلمه و سرسپردگي بعضي از سران ممالك اسلامي
است كه با داشتن منابع طبيعي سرشار و ذخاير گرانبها و جمعيت
هفتصدميليوني نتوانسته اند , دست استعمار و صهيونيزم را از بلاد اسلامي
قطع كرده و به نفوذ ايادي آن پايان بخشند . » (10 )
برخي رهبران كشورها و نهادهاي مسئول اسلامي , در عرصه داخلي و
خارجي , با دامن زدن به مباحث ناسيوناليستي از طريق ايجاد رابطه
ديپلماتيك و شناسايي رسمي اسرائيل , زمينه ايجاد اختلاف در جهان اسلام
را فراهم مي كردند. هنگامي كه يك كشور مسلمان , مشروعيت نظام سياسي
اسرائيل را بپذيرد و آن را مورد شناسايي قرار دهد , دولت شناسايي شده به
عنوان يك بازيگر نظام بين المللي از يك جايگاه و موقعيت بالفعل برخوردار
مي شود. اين رابطه و شناسايي , امتيازات سياسي و اقتصادي را در پي دارد;
از اين رو حضرت امام نسبت به هرگونه رابطه ديپلماتيك با اسرائيل شديدا
هشدار مي دادند : « اين حكومتها هستند كه به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و
سرسپردگي شان با ابرقدرتهاي چپ و راست , مشكلات را براي ما و همه
مسلمين ايجاد كرده اند. اگر اين مشكل از پيش پاي مسلمين برداشته شود ,
مسلمين به آمال خودشان خواهند رسيد . » (11 )
بروز گرايشهاي ملي گرايانه , عوارض فرهنگي و برقراري ارتباط
ديپلماتيك با اسرائيل , عوارض سياسي براي ملت اسلام در پي دارد و
ازاين رو امام هر دو عامل را مردود مي دانستند زيرا در نهايت اسرائيل بود كه
از چنين اقداماتي استفاده مي برد : « اسرائيل وقتي كه ديد ملتها با هم مخالف
هستند و دولت مصر(12 ) هم كه همراه او است , برادر است و عراق هم كه با
اينها برادر است . وقتي اينها را ديد , قدم به قدم پيش مي رود . » (13 )امام همه
كشورهاي اسلامي را به تجمع در زير سايه ارزشهاي اصيل اسلامي و به
توافق و همگرايي دعوت مي نمود و به آنان هشدار مي داد نسبت به خطرات
خارجي عدم توجه به اين مسائل , آگاه باشند.
پي نوشت ها
عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد لامرد
1 ـ جان كوئيگلي , فلسطين و اسرائيل رويارويي با عدالت , ترجمه : سهيلا
ناصري , تهران , موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه , 1372 , ص
175
2 ـ امام خميني , صحيفه نور , ج 6 , ص 469
3 ـ همان , ج 3 , ص 2
4 ـ همان , ج 13 , ص 78
5 ـ روژه گارودي , تاريخ يك ارتداد , اسطوره هاي بنيانگذار سياست
اسرائيل , ترجمه : مجيد شريف , تهران , موسسه خدمات فرهنگي رسا , چ
سوم , 1377 , ص 93
6 ـ امام خميني , همان , ج 15 , ص 339
7 ـ همان , ج 5 , ص 134
8 ـ همان , ج 2 , ص 323
9 ـ همان , ج 13 , صص 89 ــ88
10 ـ همان , ج 2 , ص 461
11 ـ همان , ج 13 , ص 83
12 ـ اشاره به صلح كمپ ديويد است كه در سال 1978 ميان انور سادات ,
رئيس جمهور مصر , و مناخيم بگين , نخست وزير اسرائيل , با ميانجي گري
جيمي كارتر , رئيس جمهور آمريكا , منعقد گرديد. با انعقاد صلح , مصر به
يكي از حاميان رژيم اسرائيل در منطقه تبديل گرديد.
13 ـ امام خميني , همان , ج 13 , ص 78
حضرت امام نسبت به هرگونه رابطه ديپلماتيك با اسرائيل
شديدا هشدار مي دادند : « اين حكومتها هستند كه به واسطه
روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگي شان با ابرقدرتهاي چپ و
راست , مشكلات را براي ما و همه مسلمين ايجاد كرده اند. اگر
اين مشكل از پيش پاي مسلمين برداشته شود , مسلمين به آمال
خودشان خواهند رسيد
ماموران شاه از امام (ره ) خواسته بودند به موضوعاتي مانند
اسلام , اسرائيل و شاه نپردازند اما امام به صراحت هرگونه
رابطه رژيم شاه با اسرائيل را مورد نكوهش قرار دادند : « ما از
اول نظر قاطع درباره صهيونيستها داشته ايم . يكي از دلايل
مخالفت ما با شاه ايران , همين رابطه با اسرائيل بوده است »
همين قضيه , موجب حركت مردم ايران شده است .
موضع اسرائيليها , در ميان مدت و يا بلندمدت , فقط بر مبناي
استراتژي تهاجم دنبال مي شود. ازاين رو , امام (ره ) نيز اتخاذ
هرگونه سياست سازشكارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها
جايز نمي دانند : « اگر سست بگيريد , اينها تا فرات مي خواهند
بروند. اينها همه اينجا را ملك خودشان مي گويند هست »

|