پيام به روحانيت مسيح
1358,10,4
به مناسبت ولادت حضرت عيسي (ع ) شش تن از كشيشهاي مسيحي كه
به دعوت شوراي انقلاب به ايران آمده بودند , به حضور امام خميني
رسيدند.
در اين ديدار پس از ايراد سخناني توسط يكي از كشيشها و تبريك ميلاد
حضرت مسيح (ع ) , امام خميني ضمن تجليل از مقام عيسي مسيح (ع ) ,
وظايف و مسئوليت روحانيين مسيحي در قبال ظلم و ستم ستمكاران در
جهان و تضييع حقوق مظلومين را تشريح نمودند و در بخشي از سخنان
خود فرمودند : « شما روحانيت مسيح بايد مسيح را از اين تنگنايي كه ايجاد
كرده اند روساي جمهور شما , نجات بديد. مسيح چشمش به علماي
مسيحيين و ساير قشرها روشن است . مسيح چشمش اين است , مطالعه
مي كند , تحت نظر قرار داده است شما را كه شما با اين ظالمهايي كه بابشر
اينطور كردند چه رفتار مي كنيد. آيا در كليساهاي شما هيچ وقت راجع به اين
جرايم صحبتي شده است آيا از پاپ انكاري راجع به اين مصايب شده
است ... من به شما كه روحانيين مسيح هستيد , به وسيله شما به ملت
آمريكا , به روحانيون آمريكا , به روحانيت مسيح درتمام دنيا پيام مي فرستم
كه هم مظلومين را دريابيد و هم حضرت عيسي را و هم مذهب مسيح را.
مذهب مسيح و حضرت عيسي در معرض اتهام واقع شده است . اين مذهب
را دريابيد. آقاي پاپ در معرض اتهام است . مردم حق ندارند بگويند اين
« چرا » را ! حق ندارند كه (بپرسند)چرا آقاي پاپ مظلومين را محكوم
مي كنند براي ارضاي ظالم ها شماها برسانيد اين مسائل را به
مردم .
آقاي توماس اريكس , سرپرست گروه پس از اين ديدار اظهار داشت :
« امام خميني مرد پرقدرت , خوش فكر و با هوش و يك شخصيت جهاني
است , وعلاوه بر احاطه بر مسائل روحاني در سياسي نيز در سطح جهاني
آگاهي دارد. »
بسيج عمومي براي مبارزه با بيسوادي
1358,10,7
امام خميني (ره ) با صدور پيامي خطاب به ملت ايران , خواستار بسيج
عمومي به منظور مبارزه با بيسوادي شدند.
در بخشي از پيام ايشان با توجه به محروميت عده زيادي از افراد كشور
از نعمت خواندن و نوشتن آمده است : « مايه بس خجلت است كه در كشوري
كه مهد علم و ادب بوده و در سايه اسلام زندگي مي كند كه طلب علم را
فريضه دانسته است , از نوشتن وخواندن محروم باشد. ما بايد در برنامه دراز
مدت , فرهنگ وابسته كشورمان را به فرهنگ مستقل و خودكفا تبديل كنيم و
اكنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشريفات خسته كننده براي مبارزه با
بيسوادي به طور ضربتي و بسيج عمومي قيام كنيم تا انشااله در آينده نزديك
هركس نوشتن و خواندن ابتدايي را آموخته باشد. براي اين امر , لازم است
تمام بيسوادان براي يادگيري وتمام خواهران و برادران با سواد براي ياد دادن
بپا خيزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امكانات بپاخيزد و از قرطاس
بازي و تشريفات اداري بپرهيزد. برادران و خواهران ايماني براي رفع اين
نقيصه دردآور بسيج شويد و ريشه اين نقص را ازبن بركنيد. تعليم وتعلم
عبادتي است كه خداوند تبارك و تعالي ما را بر آن دعوت فرموده است . ائمه
جماعات شهرستان ما و روستاها مردم را دعوت نمايند و در مساجد و
تكايا , با سوادان نوشتن وخواندن را به خواهران و برادران خود ياد بدهند و
منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصي , اعضاي با سواد خانواده
اعضاي بيسواد را تعليم كنند و بيسوادان و برادران از اين امر سرپيچي نكنند.
من از ملت عزيز اميد دارم كه با همت والاي خود , بدون فوت وقت , ايران را
به صورت مدرسه اي درآورند و در هر شب و روز و در اوقات بيكاري يكي
دو ساعت را صرف اين عمل شريف نمايند. »

|
انقلاب مشروطه و قانون اساسي قرضي
|

علي معصومي (وزوايي )
يكي از مهم ترين عواملي كه مردم مسلمان ايران را در دو دهه پاياني
حكومت قاجاريه به حركت و جنبش وادار كرد تا در نهضت مشروطه شركت
كنند , احساس تحقير تاريخي و ملي بود. مردم به خوبي مشاهده مي كردند كه
ضمن از دست رفتن تدريجي گوشه و كنار سرزمين بزرگ ايران و تصاحب
سرزمين اجدادي آن ها توسط استعمارگران , فرهنگ و غرور ملي وتاريخي
آن ها نيز پيوسته زير ضربات بيگانگان خرد مي شود و كساني كه در راس
حكومت قرار گرفته اند و قاعدتا بايد پاسدار غرور ملي و مروج خود باوري
در ميان مردم باشند , بيشتر از ديگران زمينه تحقير ملي و خودباختگي را به
وجود مي آورند.پديد آمدن چنين وضعيتي , به شدت مردم را خشمگين و
افسرده كرده بود و هر كس كه فهمش در حدي بود كه چنين مسائل و چنين
دردهايي را درك كند , پيوسته احساس شرمندگي مي كرد و آرزو مي نمود كه
زمينه اي پديد آيد تا بتواند غرور ملي را كه جريحه دار شده بود , ترميم نمايد
و از طريق ستير با خودباختگي , جلوه هايي از خودباوري و توانمندي فرهنگي
و غيرفرهنگي خود را نشان بدهد. به همين دليل , هنگامي كه انقلاب مشروطه
شروع شد , آن هايي كه سال ها در آرزوي ابراز وجود ملي و مبارزه با احساس
حقارت تاريخي و ملي بودند , با شوق و شور به پا خاستند و به فرمان
نهادهاي ديني و مراجع تقليد , قيام بزرگي را آغاز كردند و تا مي توانستند در
اين راه جان فشاني نمودند. بنابر اين , بعد از پيروزي نهضت مشروطه , انتظار
عمومي اين بود كه از همان آغاز كار , به خواست مردم درترميم و بازسازي
غرور ملي و ستيز با خودباختگي عمل گردد و گام هايي برداشته شود كه عزت
و خودباوري درآن جلوه عيان داشته باشد , اما متاسفانه چنين نشد و چون
غرب گرايان , فراماسون ها و جاسوسان استعمار , در همان ابتداي كار , همه
چيز را به نفع خود مصادره نمودند و بانيرنگ , خود را به مواقع و مواضع
تصميم گيري انقلاب رساندند , در همان گام اول ضربه سهمگيني به غرور
ملي ملت مسلمان ايران وارد كردند و خوباختگي را به جايي رساندند كه
واقعا حيرت انگير است . به عبارت ديگر , جاسوسان , غرب گرايان ,
فراماسون ها و بهائياني كه به مراكز تصميمي گيري انقلاب و در واقع به درون
مغز انقلاب نفوذ كرده بودند , به كارهايي دست زدند و در مسيرهايي گام
برداشتندكه دقيقا مردم عليه آن مبارزه كرده بودند.
تدوين قانون اساسي , اساسي ترين ركن حقوقي و قانوني هر ملت و هر
جامعه اي مي باشد , زيرا در اين قانون است كه هويت هر ملتي آشكار
مي شود , اهداف و خواست ها و حقوق اساسي هر ملت معين مي گرددو
خلاصه تمام جلوه هاي اعتقادي و فرهنگي و خواست ها و برنامه هاي كلي
يك جامعه در قانون اساسي آن جامعه بازتاب پيدا مي كند. بنابر اين , قانون
اساسي و اركان مواد و بندهاي آن بايد كاملا متكي بر باورها و اعتقادات و
نيازها و دغدغه هاي ملي و بومي باشد. اگر چنين نباشد و اركان و مواد و
بندهاي قانون اساسي هر ملت وام گرفته در ساير فرهنگ هاي و جوامع باشد ,
يقينا تك تك افراد فهيم يك ملت , به ميزاني كه قانون اساسي آن ملت
محصول وام گيري از قوانين اساسي ساير كشورها است , به همان ميزان
احساس سرخوردگي ملي و حقارت عمومي مي نمايد و با خود مي گويد چرا
نخبگان جامعه و مدعيان دانش و تدبير و تعقل و.... نبايد بتوانند قانون
اساسي ميهن را خودشان شخصا تدوين كنند و دست به دامن ساير كشورها
و جوامع نشوند.
بعداز پيروزي نهضت مشروطه , غرب گراياني كه صداي ادعاي آن ها
گوش فلك را كر كرده و موذيانه به كانون تصميم گيري انقلاب رخنه نموده
بودند , به جاي تدوين قانون اساسي كه مظهر عزت و توانمندي فكري و
سياسي و حقوقي يك ملت است , به ترجمه قانون اساسي ساير كشورها
پرداختند و فورا افرادي را به سفارتخانه هاي بلژيك , فرانسه و انگليس و...
فرستادند تا با اخذ و ترجمه قانون اساسي آن ها , براي نهضتي كه با آن همه
مرارت و فداكاري ملت به پيروزي رسيده بود , قانون اساسي . تدوين نمايند.
ترجمه قانون اساسي ساير كشورها و معرفي آن به عنوان قانون اساسي ايران ,
ضربه بزرگي به حيثيت و عزت و غرور ملي ايرانيان وارد كرد و آن هايي كه
مسائل را درك مي كردند , از همان ابتدا با اين كار مخالفت نمودند و آن را
ننگ نهضت مشروطه دانستند , زيرا اگر ايرانيان از دخالت هاي مهلك
استعمار در امور داخلي ايران و امر و نهي سفيران كشورهاي بيگانه به
فرمانروايان ايران احساس حقارت مي نمودند , همچنين , اگر مردم ايران از
تصرف پي در پي خاك ميهن خود احساس ننگ مي كردند.... , از اينكه
نخبگان پرادعاي جامعه نيز نتوانسته و با اينكه نخواسته اند خودشان قانون
اساسي بنويسند , احساس حقارت مي نمودند.
يكي از كساني كه در همان زمان نتوانست اين موضوع را تحمل كند ,
آيت الله شيخ فضل الله نوري بود. وي به قدري بر ترجمه قوانين اساسي
بيگانگان و مطرح كردن آن به عنوان قانون اساسي ايران حساسيت نشان داد
كه آن را بخش مهمي از فتنه كبرا ناميد و ترجمه و پذيرش قانون اساسي
ديگران را قانوني در برابر قوانين اسلام دانست .البته بافشارهاي آيت الله شيخ
فضل الله نوري , در متمم قانون اساسي موادي گنجانده شد تا ازننگ ترجمه
صرف قوانين بيگانگان به عنوان قانون اساسي ايران تا حدودي كاسته شود.
امام خميني هم به دليل اهميتي كه براي عزت و خودباوري قائل بودند ,
همواره به طور مستقيم و غير مستقيم به ترجمه قانون اساسي بيگانگان
درعصر مشروطه , انتقاد داشتند و از اين موضوع به عنوان خطاي اساسي
مشروطه خواهان ياد مي كردند , همچنانكه ايشان تلاش علمايي همچون
آيت الله شيخ فضل الله نوري را كه براي تدوين قوانين مبتني بر فرهنگ اصيل
اسلامي و ميهني سعي فراوان نمودند , مي ستودند. امام خميني در اين باره
سخنان متعددي دارند كه نمونه هايي از آن ها چنين است : وقتي كه
مي خواستند در اوايل مشروطه قانون بنويسند و قانون اساسي را تدوين
كنند , مجموعه حقوقي بلژيكي ها را از سفارت بلژيك قرض كردند و چند
نفري (كه من اينجانمي خواهم اسم ببرم ) قانون اساسي را از روي آن
نوشتند , و نقايص آن را از مجموعه هاي حقوقي فرانسه و انگليس به
اصطلاح ترميم نمودند! و براي گول زدن ملت بعضي از احكام اسلام را
ضميمه كردند. اساس قوانين رااز آنها اقتباس كردند و به خورد ملت ما
دادند(1 )
علماي اسلام در صدر مشروطيت در مقابل استبداد سياه ايستادند و
براي ملت آزادي گرفتند. قوانين جعل كردند , قوانيني كه به نفع ملت است ,
به نفع استقلال كشور است , به نفع اسلام است . قوانين اسلام است , اين را با
خونهاي خودشان , با زجرهايي كه كشيدند , با بيچارگي هايي كه به آن ها شد ,
گرفتند . (2 )
همان طور كه مشاهده مي شود , امام خميني قرض گرفتن قانون اساسي
را در دوره مشروطيت , از آسيب هاي اين نهضت مي دانند. امام خميني نشان
دادند كه در عمل نير هرگز حاضر نيستند كوچك ترين اعتنايي به وام گيري
فكري و فرهنگي و حقوقي از ديگران بنمايند , زيرا ايشان اسلام را جامع و
كامل مي دانستند و معتقد بودند از متن تعاليم اسلام و قرآن , بهترين قانون
اساسي و بهترين طرح حكومتي را مي تواند اخذ كرد , همچنانكه اين كار
ايشان انجام دادند و ولايت فقيه استوانه قانون اساسي جمهوري اسلامي
ايران قرار دادند.
مآخذ :
1 ـ ولايت فقيه , ص 7
2 ـ صحيفه نور , جلد اول , ص 68
يكي از مهم ترين عواملي كه ملت مسلمان ايران را در دو
دهه پاياني حكومت قاجاريه به حركت و جنبش درآورد تا
آن ها در نهصت مشروطه شركت كنند , احساس تحقير تاريخي و
ملي بود و مردم مي خواستند عزت , هويت و غرور ملي خودرا
كه دردوران قاجاريه سخت آسيب ديده بود , ترميم كنند , ولي
پس از پيروزي نهضت مشروطه , غرب گرايان اولين گام را در
تحقير ملي و خودباختگي برداشتند و با ترجمه و پذيرش قانون
اساسي بيگانگان , بار ديگر مردم را غمگين و افسرده نمودند و
دقيقا همانند حاكمان قاجاري , به غرور ملي و خودباوري ملت
پشت پا زدند
امام خميني : وقتي كه مي خواستند در اوايل مشروطه قانون
بنويسند و قانون اساسي را تدوين كنند , مجموعه حقوقي
بلژيكي ها را از سفارت بلژيك قرض كردند و چند نقري (كه من
اينجا نمي خواهم اسم ببرم ) قانون اساسي را از روي آن
نوشتند , و نقايص آن را از مجموعه هاي حقوقي فرانسه و
انگليس به اصطلاح ترميم نمودند! و براي گول زدن ملت بعضي
از احكام اسلام را ضميمه كردند. اساس قوانين را از آنها
اقتباس كردند و به خورد ملت ما دادند
امام خميني هم به دليل اهميتي كه براي عزت خودباوري
قائل بودند , همواره به طور مستقيم و غيرمستقيم به ترجمه
قانون اساسي بيگانگان در عصر مشروطه , انتقاد داشتند و از
اين موضوع به عنوان خطاهاي اساسي مشروطه خواهان ياد
مي كردند , همچنانكه ايشان تلاش علمايي همچون آيت الله
شيخ فضل الله نوري را كه براي تدوين قوانين مبتني بر فرهنگ
اصيل اسلامي و ميهني سعي فراوان نمودند , مي ستودند

| |