روزنامه جمهوري اسلامي 22/04/1385 صفحه مقالات
مهدي موعود(عج ) ياراني اين گونه دارد




نگاهي بر اوصاف ياران امام زمان (عج )
مهدي صدري
بخش دوم و پاياني
اشاره : بخش نخست مقاله « مهدي موعود(عج ) ياراني اين گونه دارد » كه نگاهي بود بر اوصاف ياران امام زمان (عج ) را روز پنج شنبه 85,4,15 در همين صفحه مطالعه فرموديد آنچه در پي مي آيد بخش دوم و پاياني اين مقاله ارزشمند است كه از نظر شما مي گذرد.
ايمان و اطاعت از رهبري
امامت و رهبري , از اركان دين مبين اسلام و محور و اساس همه كارها اعم از عبادي و غيرعبادي است :
« و انه ليلعم ان محلي منها محل القطب من الرحالله »
و همه اعمال اعم از فردي و اجتماعي به نوعي وابسته به امامت است . لذا ايمان به رهبري زمينه ساز فلاح و رستگاري مسلمانان است . همين ايمان و اطاعت از رهبري و پيامبر بود كه در مدتي بسيار كم مسلمانان صدر اسلام از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدند و پوزه ظالمان و متكبران را به خاك ماليدند چرا كه به فرمان خدا به آن چه پيامبر مي فرمود گردن مي نهادند :
« و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا »
و بعد از رسول خدا شيعيان اهل بيت همان عقيده و ايمان را نسبت به ائمه اطهار داشته و ياران حجت (ع ) در بالاترين درجه آن نسبت به امام زمان عليه السلام دارند كه اين عشق و ايمان در وجود آن حضرت متمركز گرديده :
« يتمسحون بسرح الامام عليه السلام يطلبون بذلك البركه »
اين عشق به امام است كه سر از پا نشناخته براي اطاعت و اجراي فرامين او شب و روز را نمي شناسند و در راه فرمان برداري او از يك كنيز نسبت به مولايش مطيع تراند و در هنگام خطرات براي دفاع از وجود او جانشان را فدا مي كنند :
« و يخفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يويد... هم اطوع له من الامه لسيدها »
از وجود مباركش و آن چه متعلق به اوست تبرك و شفا مي جويند :
كيست كاشفته آن زلف چليپا نشود
ديده اي نيست كه بيند تو و شيدا نشود
نازكن ناز كه دل ها همه در بند تواند
غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيد انشود
سر به خاك سر كوي تو نهد جان از دست
جان چه باشد كه فداي رخ زيبا نشود
اين عشق و علاقه امام و يارانش به حدي به هم گره خورده كه « آن چه شخص امام بدان وصف شده اند , آنان نيز به آن توصيف گشته اند :
« انهم اذا ساروا الرعب امامهم سيره شهر : هنگامي كه به طرف مكاني حركت مي كنند , ترس از آنان پيشاپيش در دل مردمان افتد. »
« لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل : آنان دست از شمشيرهاي خود در پيكار با دشمنان دين باز نمي گيرند تا آن كه خداي تعالي راضي شود. »
اين همه به سبب آن است كه ياران مهدي شيعه كاملي براي مولاي خود بوده و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام عليه السلام مي باشد.
شجاعت ياوران مهدي عليه السلام
وصف بارزي كه در روايات براي اصحاب آقا امام زمان عليه السلام برشمرده شده شجاعت ياران حضرت است , شجاعت وصفي ذاتي است كه داراي لوازماتي است كه بر روي هم اين صفت براي فرد حاصل مي گردد كه اصحاب آقا واجد آن اوصاف بوده و ما به برخي از آن ها اشاره مي كنيم :
عدم ترس :
ترس و جبن از خصلت هاي مذموم يك انسان است , چرا كه ترس نشات گرفته از ضعف ايمان و يقين و عاجز بودن نفس است : « شده الجبن من عجز النفس و ضعف اليقين . » شخص ضعيف النفس و ضعيف الايمان مايه اميد از او گرفته شده , يقين به رحمت الهي و پاداش روز جزا نداشته همواره در نوعي بيم و ترس به سر مي برد. ترس از آن دارد كه هر لحظه اين دفتر عمر بسته شود و به ديار نيستي كوچ كند. اما شخص مومن در اقيانوسي از اميد به سر برده و در همه مشكلات تكيه گاهش را خدا مي داند و يقين دارد كه :
« ولله العزه و لرسوله و للمومنين . »
دليلي ندارد كه احساس ضعف و ترس كند , بلكه ترس را عار و ننگ و نقصي براي خود دانسته و سعي در دوري از آن مي كند :
« احذروا الجبن فانه عار و منقصه » ياران مهدي عليه السلام كه قلبشان مالامال از عشق به خدا و يقين به روز جزا و ياري پروردگار است از هيچ كس هراسي به دل ندارند.
ياد روي تو غم هر دو جهان از دل برد
صبح اميد همه ظلمت شب باطل كرد
عشق به شهادت
از محك هايي كه خداوند افراد راستگو و با ايمان را از افراد دروغگو جدا مي سازد « تمناي مرگ است » يك فرد مومن كه آينده اي درخشان و زيبا براي خود پيش بيني مي كند و عاشق كوي يار و قرب الي الله و هم نشيني اولياالله را در دلش زمزمه مي كند همواره تمناي مرگ دارد :
آتش بجانم افكند شوق لقاي دلدار
از دست رفت صبرم اي ناقه پاي بردار
« لولا اجل الذي كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم في اجسادهم طرفه عين شوقاالي الثواب و خوفا من العقاب . »
اصحاب حجت كه مهدي (ع ) را با معرفت شناخته و ايمان به راه و هدفش دارند و به او عشق مي ورزند و همه هستيشان را فاني در وجود او مي دانند , عاشق شهادت در راه وي هستند :
« يدعون بالشهاده و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين عليه السلام »
بنابراين , فردي كه جانش را از هدفش بيش تر دوست دارد نمي تواند شجاعت ورزد , بلكه او بايد همواره حافظ جانش باشد تا به او آسيبي نرسد لذا شجاعت شيراني چون ياوران مهدي (عج ) را مي طلبد.
قلب نوراني و دل فولادين
از ديگر اوصافي كه ياوران مهدي عليه السلام دارا هستند « قلب قوي و پولادين » است كه در روايات مختلفي تعبير به « پاره هاي آهن » شده است : « تجيي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد » و در روايات ديگر مي خوانيم كه قلب هاي آن ها سخت تر از پاره هاي آهن است « ... و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد » .
آري قلب هاي آن ها پنجره هايي به آسمان معنا گشوده اند و دل ها را به ريسمان الهي پيوند داده اند خانه دل را با قنديل هاي ايمان روشن نموده اند.
« كان قلوبهم القناديل و هم من خشيه الله مشفقون . »
اينان با پشتوانه اي از ايمان به خدا و يقين به روز جزا و هدفي مقدس « همچون مشعل هاي فروزانند كه دل هاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هاي سترگشان آويخته است و اين رادمردان تنها دل به خداي خويش داده اند و تنها از او هراس دارند » و قلب را به ياد او قوت بخشيده اند : « الا بذكرالله تطمئن القلوب . »
اجسام قوي
قدرت جسماني از ديگر لوازمات اعمال شجاعت است كه از اوصاف اصحاب صاحب الامر(عج ) شمرده شده و در روايات قدرت آن ها را برابر با چهل مرد قرار داده است : « فان الرجل منهم يعطي قوه اربعين رجل » قدرت جسماني برگرفته شده از ايمان راسخ به خدا و يقين به امامت و حقانيت هدف او است : ياوران مهدي (عج ) با اين قدرت جسماني و روحيه عالي بوده كه مي توانند خط بطلان بر جميع مفاسد كشيده و ظلم و جور را از صحنه گيتي براندازند.
موالا با افراد ضعيف الجثه و ضعيف الايمان كه چنين مهمي امكان ندارد كمااين كه امام علي بن موسي الرضا(ع ) در پاسخ « ديان بن صلت » كه از او سوال مي كند كه آيا شما صاحب اين امر هستيد حضرت در جواب مي فرمايد :
« من صاحب اين امر هستم ولكن من آن كسي نيستم كه زمين را پر از عدل و قسط كنم چنان كه پر از جور و ستم شده : چگونه من مي توانم با اين ضعف جسمانيم زمين را پر از عدل و قسط كنم و به درستي كه قائم , آن كسي است كه وقتي خروج مي كند با اين كه داراي سن زيادي مي باشد , ولي جوان است بدن او قوي حتي اگر دست هاي مباركش را به طرف بزرگترين درخت دراز كند و او را به طرف زمين آورد مي آورد و مي شكند , حتي اگر صيحه اي بين كوه ها زند از فرياد او كوه ها درهم ريزند... »
حال برگرديم به سخن اصلي : يعني شجاعت اصحاب آن حضرت , با اين اوصاف است كه آن ها سدي محكم , نيزه و شميشري برنده , و ركن ركيني هستند كه حضرت لوط عليه السلام هنگام رويارويي با قوم كافر و منحرف خود تمناي آن ها را مي كرد .
« قال ابوعبدالله (ع ) ما كان يقول لوط (ع ) « لو ان لي بكم قوه او آوي الي ركن شديد » الا تمنا لقوه القائم عليه السلام و لا ذكر الا بشده اصحابه فان رجل منهم يعطي قوه اربعين رجلا و ان قلبه لاشد من زبرالحديد ولو مروا بجبال الحديد لتدكدكت , لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل » ]لقطعوها[
اين روايت كه بيان گويايي از شجاعت آن عزيزان است , ما را از ذكر ديگر احاديث بي نياز مي كند. در تشبيه قلب هاي آن ها به پاره هاي آهن يا به قطعات سنگ , براي تاكيد بيش تر بر عظمت و شهامت آنان و نفي هرگونه ترس و وحشات از قلوب و افكارشان مي باشد. پرواضح است كه به كارگيري , واژه هاي شمشير و نيزه نيز فقط به لحاظ تاثير مادي آن ها نيست , بلكه نشاني بر توان فعاليت موثر آن ها مي باشد , يعني آن ها در زمينه عمل و مبارزه دليرتر از شير و برتر از نيزه هستند. در بيان امام عليه السلام كه مي فرمايد : « به هر فردي از آن ها نيروي چهل مرد داده مي شود » مقصود محدود نمودن اين نيرو نيست , بلكه تقريبي است براي ميزان فوق العاده قدرت ايشان و اشاره است , بر اثر عملي فعاليت هاي هريك از اصحاب مهدي (ع ) كه از كوشش گروهي مركب از چهل نفر نيز فزون تر است .
... هنگامي كه تلاش انسان با توانايي طبيعي , براي انجام كاري توام مي گردد مثل دوران جواني , نتيجه كارها بهتر و كامل تر خواهد شد. و شايد به همين جهت است كه بيش تر ياران « حضرت مهدي عليه السلام » را جوانان تشكيل ميدهند , زيرا به سبب اين كه به صراحت با حق مواجه مي شوند و آن را عميقا درك مي نمايند و با اخلاص تمام اطاعت امام خويش را پي مي گيرند , هركدام از توان و نيروي بزرگي برخوردارند. و حاصل تلاششان به نحوي است كه گروه هاي بزرگ نيز از عهده آن برنمي آيند. بيانات ائمه عليهم السلام مبني بر اين كه به هر كدام از ياران مهدي (ع ) نيروي چهل مرد داده مي شود.
گوياي اين نكته نيز هست كه خداوند اين توانايي را از راه هاي طبيعي , و نه از سراعجاز , به آنان عطا مي كند , چرا كه نفس انساني قابليت اين تكامل و ترقي را در شرايط معين و تحت تربيت خاصي دارا است . و اين پرورش و شجاعت نه تنها صفت عمومي لشكر امام مهدي (عج ) است بلكه شامل تمام مومنان مي شود.
چرا كه همه مومنان به نحوي جزو لشكر امام زمان هستند از اين جهت است كه در روايات آمده : « فلايبقي مومن الاصار قلبه اشد من الحديد و اعطاه الله عزوجل قوه اربعين رجلا : هيچ مومني نمي ماند مگر آن كه قلبش هم چون پاره هاي آهن گشته و خداوند به هريك از آنان قدرت چهل مرد عطا گرداند. »