
دل كندن از خاك و زندان ماده و جسم و تن و قدرت و توان پرواز يافتن
و مرغ جان و روح را بال و پر گشودن و به طيران درآوردن و تا فضاي پاك و
بي كران ملكوت به معراج عشق رفتن , آسان و سهل به دست نيايد , كه اين
راه , توجه و مراقبت و مجاهدت وقفه ناپذير مي طلبد و بايد از همه خصال و
صفات نكوهيده و بازدارنده رشد و كمال و عادات مذموم و ناپسند كه روح و
جان را به بند مي كشند , رهايي جست تا بال و پر مرغ جان سبك گردد و توان
پرواز و عروج يابد.
اين يك اصل ثابت و تغييرناپذير در نظام احسن خلقت است كه هر
تحرك سالم و هدفمند و داراي برنامه و نظم , به خودي خود به عينيت در
نمي آيد و تا با مراقبت هاي همه جانبه و دقيق همراه نگردد و رنج و سختي ها
براي مرتفع نمودن موانع راه پذيرفته نشود , هدفها جامه عمل نمي پوشند و
آثار و نتايج مفيد و سودمند و سازنده تحركات گوناگون رخ نمي نمايانند.
معراج معنوي انسان نيز تابع همين قاعده و ضابطه ثابت و تغييرناپذير
مي باشد و تا مجاهده با نفس براي ترك روحيات نكوهيده و صفات مذموم و
رفتار و عملكردهاي تباه به ظهور نرسد و همه افكار و گفتار و كردار آدمي به
« مراقبه » و « محاسبه » درنيايد , خودسازي و پرورش روحي و معنوي انسان
به طور صحيح و در مراتب عالي تحقق نمي يابد.
براي تحقق مراحل مختلف تهذيب نفس و به معراج معنوي درآمدن
انسان , بايد به رهيافت هاي اساسي و محوري و شيوه هاي حركت و تلاش
براي رفع نقايص و كاستي ها توجه و نظر دقيق مبذول داريم .
1 ـ در حركت صعودي براي نيل به مقام تقوا و تقرب , « عادت » هاي بد و
نكوهيده مانع بزرگ و بازدارنده محسوب مي شوند , و همين ها هستند كه
دست وپاي طاير روح و جان را مي بندند و او را از طيران و پرواز
بازمي دارند. هركس به هر ميزان كه در بند عادات مذموم باشد , از حركت در
مسير خودسازي و تهذيب نفس بازمي ماند و نمي تواند به معراج معنوي به
مفهوم واقعي و راستين آن دست يابد.
عادت هاي بد , انسان را ذليل و اسير مي سازند و ذليلان و اسيران را چه
انتظار حركت و پرواز و عروج ! اين عادت ها هر اندازه هم كه حقير و كوچك
باشند , بزرگند و مانع حركت و معراج معنوي مي باشند.
عادت هاي نكوهيده , مختلف هستند و در نمونه ها و مثال و مصداق هاي
گوناگون ظاهر مي شوند كه آنچه در ذيل مي آيد , يكي از آنهاست :
« مثالي را براي دوستان مجاهد مبارز , از يك تجربه جزئي كه من در يكي
از بازداشت هايم داشتم بازگو كنم . من در آنجا اين مطلب را كه اسلام و
تربيت هاي اسلامي به ما مي گويد معراج داشته باش , خودت را آزاد كن , آزاد
از اين بندهاي مادي , به چشم ديدم .
در آن سال كه چندروزي در زندان كميته بودم , مي ديدم كه هم سلول هاي
من يا آنها كه در اطاق هاي مجاور بودند , اينها اگر معتاد به سيگار هستند , به
اندازه اي كه معتاد به سيگار هستند اسير نگهبان زندان هستند...
اين مرد مبارز و شجاع و دليري كه در برابر شاه خاضع نشده , با او
جنگيده و به زندان افتاده , موقع سيگارش كه مي شود , به در مي زند و نگهبان
را مي طلبد براي سيگار. او هم مي گويد : « ديگر نيست , مگر سهميه ات را
نگرفتي » , و يا براي كبريت هي به در مي زند كه نگهبان , كبريت بياور. و من
خوب احساس مي كردم كه اين كلمه نگهبان را اين شخص , با آن توانايي يك
مبارز نمي گويد. چرا چون اين عادت او به استفاده از اين سيگار زميني , و
اين محصول زميني , از اوج گيري او در اين لحظه جلوگيري مي كند , آن
اوج گيري يك انسان حر آزاده مجاهدي را كه هيچ گوشه قبايش هم زير چنگ
اينها نبايد باشد , ندارد. عين اين مساله را شما در زندگي بيرون زندان هم
ملاحظه مي كنيد . » 1
اين « عادت » و عادات نكوهيده ديگر مانع اوج گيري و معراج معنوي
انسان مي گردند و انسان غافل چنين مي پندارد كه اين عادات , حقير و ناچيز
و قابل اغماض مي باشند و از همين رو هرگز در صدد مقابله با آنها و ترك آنها
برنمي آيد , حال آن كه همين عادات كه در نگاه صاحبان خود نمي نشينند و
حقير و ناچيز پنداشته مي شوند , بزرگ و آزاردهنده و مانع رشد و كمال و
پرواز و طيران روح مي باشند و تا ترك نشوند , حركت معنوي آدمي از بستر
زمين آغاز نمي شود و همچنان حصارهاي سخت دلبستگي ها و وابستگي ها
مانع معراج روحي انسان مي گردند.
برخلاف تصور كژانديشان و غافلان , عادت ها همواره موانع بازدارنده
محسوب مي شوند و فرهنگ و معارف اسلامي با نگرش هاي جامع و عميق
خود , هر عادت زشت و نكوهيده اي را « دشمن » مي داند , آن هم دشمني
قدرتمند كه صاحب خود را در سيطره خويش درمي آورد , چنان كه
اميرمومنان حضرت علي (ع ) فرمود :
« عادت بد , دشمني است كه با قدرت بر صاحبش حكومت و فرمانروايي
مي كند . » 2
در نگاه فرهنگ و معارف اسلامي , عادات بد كه به مرور و در اثر غفلت ها
و سهل انگاري ها در سرزمين جان و روح آدمي ريشه مي دوانند و خود را در
زواياي وجود انسان مخفي مي سازند , در زندگي اجتماعي و در مواجهه ها و
تعامل ها يكباره بروز بروني مي يابند و موجب رسوايي انسان مي شوند3.
و نيز از ديدگاه فرهنگ و معارف اسلامي چنانچه آدمي به عادات ناپسند
انس و الفت گيرد و هيچ وقفه اي در اين روند بازدارنده رشد و سلامت روح و
جسم به وجود نيايد , اعتياد انسان تا آنجا شدت و استحكام مي يابد كه ترك
آن همانند معجزه است 4.
بنابراين لازم است بدون درنگ و مسامحه و غفلت , مجاهده با نفس و
هواها و تمايلات آن آغاز شود و اين دستورالعمل اخلاقي از حضرت علي (ع )
مورد توجه و عمل دقيق قرار گيرد كه خطاب به صاحبان عادت هاي زشت و
زيانبار فرمودند :
« نفس متجاوز و سركش خويش را با ترك عادت هاي ناپسند خوار
نمائيد و به انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامت هاي تخلفش را بر
آن تحميل نمائيد , و با انجام مكارم اخلاق زينتش دهيد و از پليدي هاي گناه
مصونش بداريد . » 5
2 ـ انسان طالب معراج معنوي بايد غني و توانگر گردد , و اين غنا نه غناي
مادي و ثروت هاي انباشته و سرشار , كه غنا و بي نيازي نفس است , و در
چنين غنايي است كه آدمي از همه قيود و وابستگي ها رها مي شود و با
احساس خاص ناشي از گسيخته شدن زنجيرهاي ثقيل و سنگين اسارت هاي
گوناگون , قدرت و توان پرواز و عروج مي يابد.
اين اصل ضروري در انديشه هاي متفكر توانا شهيد آيت الله بهشتي
اينگونه مورد توجه قرار مي گيرد :
« انسان اگر مي خواهد به سوي حق تعالي , به سوي خدا معراج داشته
باشد , بايد مثل او غني و بي نياز باشد. غني كسي نيست كه خيلي پول دارد ,
اين اشتباه است . غني كسي است كه به پول احتياج ندارد و احتياجش
حداقل ممكن است . در دعا به درگاه پروردگار مي گوئيم : « واجعل غناي في
نفسي » خدايا مايه بي نيازي مرا در درونم قرار بده .
آنكس كه مي گويد من غني هستم و به هيچ كس احتياج ندارم , چون
خيلي ثروت دارم , يا قدرت و امكانات دارم , اين آدم , فقير است , هرچند كه
گمان مي كند غني است . اين شخص قدرت معراج و پرواز را
ندارد . » 6
آموزه هاي نهفته در فرهنگ و معارف اسلامي به زيبايي تمام , غنا و
بي نيازي راستين را « غناي نفس » معرفي مي كنند و طبيعي است كه اين غنا و
بي نيازي در اثر پرهيز از معاصي و گناهان و مفاسد و اطاعت و پرستش
خالصانه ذات مقدس حضرت پروردگار به وجود مي آيد. حضرت علي (ع )
مي فرمايد :
« آن كس كه دوست دارد بدون ثروت , غني و توانگر باشد و بدون
سلطنت و فرمانروايي عزيز باشد و بدون عشيره و خانواده تنها نباشد , البته
بايد از ذلت گناهكاري خارج گردد و به محيط عزت و شرف اطاعت الهي
وارد شود . » 7
آموزهايي كه به صراحت اعلام مي كنند « شريف ترين بي نيازي , ترك
آرزوست » 8 و « گرانمايه ترين بي نيازي , خرد است » 9 و « بزرگترين بي نيازي آن
است كه به آنچه در دست مردم است بي اعتنا باشي » 10 , به غنا و بي نيازي
نفس در ابعاد مختلف اشارت دارند و همه از جلوه هاي روحهاي پاك و
وارسته و به معراج معنوي رسيده مي باشد كه آرزوهاي واهي و بدون پشتوانه
عملي را رها كرده اند و از سيطره نفس خارج شده و تحت راهنمايي عقل و
خرد درآمده اند و آنچنان وارسته شده اند كه نسبت به انواع نعمت هاي
رنگارنگ و پرزرق و برقي كه در دست ديگران است , بي اعتنا مي باشند و نه
حسرتي آنان را فرامي گيرد و نه اندوهي از فقدان اين نعم به دل وارد مي كنند
و نه به صاحبانش حسد مي ورزند.
آموزه هايي كه از نظر گذشت , نمي خواهند غنا و توانگري اقتصادي را
نفي كنند , بلكه مي خواهند جايگاه و ارزشمندي غنا و توانگري نفس را
نمايان سازند , ضمن آن كه بايد اين واقعيت را نيز مورد توجه قرار داد كه غنا
و توانگري اقتصادي كه داراي نقش واهميت خاصي مي باشد و از ضروريات
بزرگ جامعه اسلامي محسوب مي شود با ضوابط و مقررات و
ارزش گذاري هاي موردنظر اسلام همراه مي باشد و بايد از راه مشروع و حلال
به دست آيد و در راه مشروع و حلال هزينه شود و در غيراين صورت اين نوع
غنا و توانگري نيز خود فقر بزرگ محسوب مي شود و سخن ژرف
اميرمومنان (ع ) كه فرمود : « توانگري و ثروت بدون خدا , بزرگترين فقر و
شقاوت محسوب مي شود » 11 , اشاره به همين حقيقت دارد .
3 ـ زلال كردن انگيزه ها و قصد و نيت ها براي نيل به معراج معنوي , بسيار
حائزاهميت مي باشد و نقش حياتي و محوري و بنيادين ايفا مي نمايد. زيرا تا
نيت ها و انگيزه ها , خالص و ناب نگردند و برمدار « حق » نچرخند , محال
است كه رفتار و سلوك و عملكردها به صلاح آيند و پاك و منزه شوند و از
ناپاكي ها و زنگارهاي معاصي و مفاسد دور بمانند.
حضرت امام جعفرصادق (ع ) مي فرمايد :
« ارزش و فضيلت نيت از عمل بيشتر است , بلكه عمل خود جلوه و ظهور
نيت است . » 12
اين روايت , به زيبايي تمام جايگاه نيت ها و انگيزه ها را نمايان مي سازد ,
تا آنجا كه نيت و انگيزه ها را با فضيلت تر از عمل مي داند , و خود عمل در
ابعاد و انواع گوناگون را ظهور و جلوه نيت معرفي مي كند. يعني تا انگيزه و
نيت موجوديت پيدا نكند , رفتار و عمل نيز تحقق نمي يابد. با اين وصف ,
مشخص مي شود كه تا انگيزه ها و نيت ها , پاك و خالص و زلال نشود , معراج
معنوي صورت نمي گيرد و راهي به سوي تقوا و تقرب گشوده نمي شود. و نيز
مشخص مي گردد كه با خالص شدن نيت هاست كه همه حركات و سكنات و
مواجهه و عملكردهاي انسان ـ در هر كجا كه هست و به هر كاري كه اشتغال
دارد ـ براي « خدا » عينيت مي يابد و همه آنها , « عبادت » محسوب مي شود.
ديدگاه متفكر جامع انديش شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در اين
موضوع , بسيار عميق و ملموس و عيني مي باشد :
« من به شما بگويم اين « قصد قربت » , قصد قربتي كه مي شنويد , درست
انساني كه توي اين راه بيفتد , هميشه دم دست اوست . هر كاري مي كند براي
خدا مي كند. وقتي انسان به اين مرحله رسيد كه همه كارهايش را براي خدا
بكند , آن وقت در مراحل عالي اين معراج است , هرچند كار روزانه اش هم
صبح تا شب توي ماديات باشد.
چه بسا نانوا و مهندس و كارگر و پزشك , معراجشان از معراج يك
روحاني قوي تر و عالي تر باشد. شرط آن است كه « خدا » آنچنان در روحش
و در زندگيش , در قلبش , و در احساس و انديشه اش و در عملش « حاضر »
باشد , كه به راستي كاري كه دارد مي كند مي بيند براي چه مي كند , مي بيند كه
براي خدا مي كند... آنجاست كه نفس كشيدن و خوابيدنش هم , « عبادت »
است . نجاري و آهنگري و پزشكي و معلمي و كارمندي و پاسداري و همه
اينها « عبادت » مي شود . » 13
به اين ترتيب « معراج معنوي » به سه رهيافت بزرگ و اساسي , يعني ترك
عادات و صفات نكوهيده , غنا و بي نيازي نفس , خالص و ناب و زلال شدن
همه نيت ها و انگيزه ها و به دنبال آن به « قصد قربت » انجام شدن تمام كنش ها
و رفتارها و عملكردها , در زيباترين شكل و عالي ترين درجات و مراتب در
صحنه ها و عرصه هاي مختلف حيات فردي , اجتماعي , سياسي , فرهنگي و
اقتصادي به ظهور و عينيت درمي آيد و حضور انسان در همه مكان ها و
موقعيت ها و شغل ها و تلاش ها رنگ وصبغه الهي به خود مي گيرد و نور
معنويت خالص و زلال در همه انديشه ها و گفتار و رفتار و كردارهاي او
سريان مي يابد.
پاورقي :
1 ـ شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , شناخت با زبان فطرت , مبحث معراج
انسان , ص 95
2 ـ غررالحكم , ج 1 , ص 33
3 ـ مجموعه ورام , ج 2 , ص 113
4 ـ الحديث , مجموعه روايات اخلاقي و تربيتي , به كوشش محمدتقي
فلسفي , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , ج 2 , ص 246
5 ـ غررالحكم , ج 1 , ص 407
6 ـ شناخت با زبان فطرت , ص 96
7 ـ غررالحكم , ج 2 , ص 692
8 ـ نهج البلاغه , حكمت 34
9 ـ همان منبع , حكمت 38
10 ـ همان منبع , حكمت 342
11 ـ جلوه هاي حكمت , گزيده موضوعي سخنان حكيمانه اميرمومنان (ع ) , به
كوشش سيداصغر ناظم زاده قمي , انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم ,
ص 447
12 ـ الحديث , ج 3 , ص 335
13 ـ شناخت با زبان فطرت , ص 98
در حركت صعودي براي نيل به مقام تقوا و تقرب ,
« عادت » هاي بد و نكوهيده مانع بزرگ و بازدارنده محسوب
مي شوند , و همين ها هستند كه دست و پاي طاير روح و جان را
مي بندند و او را از طيران و پرواز باز مي دارند. عادت هاي بد
انسان را ذليل و اسير مي سازند و ذليلان و اسيران را چه انتظار
حركت و پرواز و عروج !
تا نيت ها و انگيزه ها , خالص و ناب نگردند و بر مدار « حق »
نچرخند , محال است كه رفتار و سلوك و عملكردها به صلاح
آيند و پاك و منزه شوند و از زنگارهاي معاصي و مفاسد دور
بمانند. ارزش نيت ها از عمل ها بيشتر است , و عمل خود جلوه و
ظهور نيت است .
متفكر شهيد آيت الله بهشتي : وقتي انسان به اين مرحله
رسيد كه همه كارهايش را براي خدا بكند , آن وقت در مراحل
عالي معراج معنوي است , هرچند كار روزانه اش هم صبح تا
شب توي ماديات باشد... آنجاست كه نفس كشيدن
وخوابيدنش هم « عبادت » است , نجاري و آهنگري و پزشكي و
معلمي و كارمندي و پاسداري و همه اينها « عبادت » است .

|