روزنامه جمهوري اسلامي 20/04/1385 صفحه سياسي
جزاير سه گانه ايراني خليج فارس ماجراي بحرين




محمد عجم
بخش اول
جزاير سه گانه خليج فارس ونشانه هاي از نمودار شدن تعقل گرايي عربي
كاربرد واژه خليج فارسي عربي از سوي يك رهبر عربي پس از 40 سال عداوت عمومي اينگونه رهبران با نام خليج فارس , در رسانه هاي عرب زبان هم بازتاب يافت . اما متاسفانه بعضي از جرائد ايران با اين موضوع برخورد منصفانه اي نداشتند.
اين نگارنده مطلبي با نام عكس العمل رسانه گروهي عربي در دو سال گذشته در مورد نام خليج فارس و جزاير سه گانه تحرير نموده ام كه بزودي قرار است در يكي از جرايد چاپ شود و خواهيد ديد كه خيزش خود جوش و مردمي ديماه 1383 عليه اقدام مشكوك نشنال جيوگرافي كه بازتاب جهاني پيدا كرد اثرات مهم و مثبتي بر افكار عمومي در جهان عرب گذاشت . رسانه ديداري و شنيداري عربي نيز همگي خبر مربوطه را بازتاب دادند كه در مجموع با بررسي 15 مقاله در اين زمينه مي توان گفت از آن ارزيابي و پيام مثبتي دريافت مي شود و برخلاف دهه 70 ـ 80 ميلادي كه رسانه هاي عربي بر تغيير نام خليج فارس بطور عداوت آميزي پافشاري مي كردند و حتي دربسياري از اسناد و نقشه هاي تاريخي هم دست كاري نمودند اما اينبار حتي قوم گرايان نيز برخورد منصفانه تري در پيش گرفتند و بجاي اينكه رگ گردن خود را متورم كنند با خونسردي همگي اعتراف كردند كه ازنظر تاريخي خليج در همه جا همواره تا قبل از دوره ناصر با پسوند فارسي ثبت شده است .
اين اعتراف دير هنگام خود به تنهايي قدم بسيار مهمي است و در مجموع اظهار نظرهاي رسانه هاي عربي بيشتر در نكوهش كساني بود كه هوس خصمانه اي براي تغيير يك جانبه اين نام كهن داشته اند.
برخلاف سالهاي 1350 ـ 1370 اكنون روشنفكران عربي هنگام مواجه شدن با اعتراضات ايراني ها خيلي صبورانه و منطقي همدردي مي كنند پس از 40 سال عداوت با يك نام بين المللي براي اولين بار يك رهبر عربي (امير قطر) در تهران واژه خليج فارسي عربي بكار برد و اين يگ گام مثبت بود ولي بعضي جرايد ما كه گاهي اوقات احساساتي مي شوند با اين مطلب نيز برخوردي تند كردند حتي دانشگاه خليج عربي كه 10 سال از عمر آن مي گذرد اكنون عموما خود را دانشگاه خليج مي نامد. در همين رابطه تلويزيون الجزيره كه در ميان اعراب به تابو شكني معروف است پس از 40 سال اولين رسانه عربي بود كه بطور رسمي در نقشه خبري خود پسوند عربي را از جلو نام خليج حذف نمود و تاكنون نيز اين سياست را ادامه داده است و به همين سبك بسياري ديگر از رسانه هاي صوتي و تصويري عربي هم از الجزيره تبعيت نموده اند وبه قول نويسندگان كويتي و مصري سعيد المنعم و صلاح الساير , اميد مي رود كه : (بزودي ) يك روزي برسد كه پسوند اصلي , كهن و بين المللي را سر جاي خودش برگردانند » .
همه قراين نشان مي دهد كه آنها پس از 40 سال عداوت با اين نام , يك مرحله تعقل گرايي را در اين مورد پيش گرفته اند و رسانه هاي گروهي ايراني نبايد با برخورد نسنجيده آنها را بدبين نمايند. علائم همين منطق گرايي و تعقل گرايي عربي كم كم در خصوص جزاير سه گانه نيز در افق پديدار شده است .
امروزه بسياري از پژوهشگران و افراد آگاه در كشورهاي عربي و حتي در خود امارات لب به سخن گشوده اند و مي پرسند كه چرا دولت امـارات با صرف ميلياردها دلار , هزينه حد اقل دهها سمينار , نشست وكنگره وچاپ صدها خبر , مقاله , ترجمه , رساله و چاپ دهها كتاب تكراري و بي محتوا و دهها مصاحبه راديو تلويزيوني و آگهي هاي تبليغاتي و اجير كردن حقوقدان و به اصطلاح پژوهشگر كه تا كنون هيچ دستاوردي را نداشته اند و بجز اينكه باعث كدورت ميان ملتهاي همكيش و همسايه شده و به تفرقه افكني بخاطر هيچ مشغول اند .
اشغالگر ناميدن ايران و قرار دادن جزاير سه گانه در رديف مشكل فلسطين در قطعنامه پاياني اجلاس هاي سران و يا اجلاس وزرا كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس و بيانيه اجلاس اتحاديه عرب , چه عايدي براي جهان اسلام و جهان عرب داشته است . افرادي مانند المبروك بن عبدالعزيز نويسنده تونسي معتقد است : منحرف كردن اذهان عمومي از مشكلات واقعي منطقه و آب به آسياب دشمنان جهان عرب و اسلام ريختن تنها دستاورد اين هزينه هاي ميلياردي بوده است مگر اين سه جزيره اهميتش از جولان ـ سبته و مليله و لوا اسكندرون بيشتر است پس چرا بيانيه هاي اتحاديه عرب فقط به اين سه جزيره چسبيده است اين پرسشهاي بجا از سطح مردم عادي به سطح نويسندگان و حتي به جايگاه دبير كل اتحاديه عرب هم رسيد و عمر موسي نيز سكوت را شكست و به قرار دادن سو تفاهم امارات با ايران در سطح يك مسئله بين الدولي و همتراز قرار دادن آن در سطح مشكلاتي چون فلسطين انتقاد نمود. به هر حال اگر تحريكات و شيطنت هاي دشمنان ايران نبود , اعراب با حوصله و تعقل بيشتري با اين موضوع برخورد مي كردند.
10 خرداد 1385 روزنامه الكتروني ايلاف مقاله اي در رابطه با جزاير سه گانه خبر داد كه :
« موسسه بين المللي پژوهش هاي راهبردي » كه مقر آن در پاريس است , برگزار كننده همايشي در مورد جزاير سه گانه (ايراني ) در شهر لندن بود و در حاشيه آن نمايشگاهي از نقشه ها و اسناد تاريخي خليج فارس و سه جزيره ايراني برپا گرديد. اين مقاله لحن ملايم تري از قبل دارد و برخلاف گذشته كه با جزم و حتم , جزاير را عربي و اشغال شده و متعلق به امارات ناميد اما اينباربه سابقه اختلاف اشاره كرده است و جمله اي دارد كه : « جزاير , اختلافي در خليج هستند معروف به خليج فارس در اسناد قديمي كه اعراب از زمان حركت قومي عربي در دهه 60 آن را به خليج عربي تغيير دادند » .
سمينار مذكوردر لندن نيز بدور از احساسات ملي و قومي به موضوع جزاير پرداخته و از آن شعارهاي بي محتوا خبري نبوده است . نخستين سخنران اين همايش ژنرال بازنشسته « هنري پاريس » استاد سابق دانشگاه جنگ فرانسه و مشاور پيشين رئيس جمهوري فرانسه در مسايل خليج فارس و خاورميانه بود. كه جزاير سه گانه و نام خليج فارس را سمبل ناسيوناليزم ايراني ناميده است .
سخنران بعدي همايش پروفسور « هال گاردنر » استاد دانشگاه آمريكايي پاريس بود كه مطلبي را با عنوان « مناقشه قلمرو و انرژي در خليج فارس : ايالات متحده , امارات متحده عربي , ايران و عراق » ارايه كرد. دكتر سعيد الشهابي , استيون اوكويچ , تيري كوويل , كريستوف رويلارد , رئيس موسسه يورو سويك لندن , اساتيد و پژوهشگران دانشگاههاي فرانسه , لندن , و آمريكا از جمله سخنرانان بودند.
خود امارات نيزبه تازگي وب سايتي را كه بيشتر از يكصد مقاله و خبر و مطلب تكراري بي محتوا و تحريك كننده داشت را برچيده و تنها يك وب سايت با مطالب ملايم تر و با بيان پيشينه منازعه را ارائه نموده است , مجلس كويت نيز پژوهشي در سايت خود دارد كه از تعصبات سابق خبري نيست و كمي بوي اعتدال مي دهد مجلس كويت كه همواره جانب امارات را داشته است شرحي برتاريخچه منازعه دارد كه بعضي مطالب مفيد از آن قابل استخراج است زيرا هرجا بحث از تاريخچه اين منازعه به ميان آيد حقانيت ايران بارز تر مي شود.
مي دانيد كه پس از 100 سال گفتگو و مجادله پيوسته مقامات دولتي ايران عليه بريتانيا سرانجام در روز نهم آذر 1350 جزاير غصب شده ايراني از سوي بريتانيا , به مام وطن بازگشت و بارضايت جامعه بين المللي و مسكوت ماندن موضوع در شوراي امنيت , وسپس با امضاي قرارداد الجزيره , عراق و امارات نيز ادعاهاي واهي خود را تقريبا رها كردند. اما با برقراري جمهوري اسلامي مجددا دو كشور فوق بويژه صدام ادعاهاي خود رااز نو تكرار نمود و حتي موضوع جزاير سه گانه يكي از بهانه صدام براي حمله به ايران قرار گرفت .
با آغاز نامه نگاري صدام براي مبادله اسرا و تائيد مجدد وي بر معتبر بودن « قرارداد الجزاير » موضوع جزاير سه گانه تقريبا بدون مدعي گرديد تا اينكه در سال 1371 هنگاميكه تلاش آمريكا و غرب براي انزواي بين المللي ايران بدليل مسئله سلمان رشدي شدت يافته بود , امارات عربي متحده فرصت را غنيمت شمردو به بهانه توقيف كشتي خاطر , زمان را براي تاخت و تاز در اين خصوص مناسب يافت .
امارات متحده عربي از سال 1371 تاكنون اقدام به تهيه اوراقي گزينشي از مجموعه 11 هزار نامه , تلگراف و گزارش اداره نايب السلطنه انگليس در هند كه مربوط به سالهاي 1239 تا 1350 است نموده و چند كتاب تكراري در اين خصوص به چاپ رسانده است . مهمترين مجموعه تهيه شده در اين خصوص در كتابي تحت عنوان ((منازعه امارات و ايران پيرامون جزاير سه گانه بر اساس اسناد انگليس )) توسط آقاي وليد حمدي كه يك تبعه عراق است تهيه ودر سال 1372 در لندن به چاپ رسيده است و سپس اين كتاب پايه و اساس ادعاهاي مطبوعات وكتب ومقالات اماراتيها شده و تاكنون حداقل 100 مقاله و نوشته يا اظهار نظر در اين خصوص از سوي امارات منتشر گرديده است . و جالب اينكه از اين مكاتبات بي ارزش به عنوان اسناد قانوني ياد مي كنند , اسنادي كه با كمي ريزبيني مي تواند بيشتر به نفع ايران تمام شود تا امارات , موضوعي كه به تازگي بسياري از عربها هم متوجه آن شده اند.
دكتر پيروز مجتهد زاده در اين خصوص معتقد است آنچه امارات ارايه مي كندارزش حقوقي ندارد و اسناد قابل طرح در يك دعواي حقوقي بين المللي به حساب نمي آيد.
جزاير سه گانه فاقد سكونت دايمي بوده و تنها جزيره ابوموسي است كه در اواخر قرن 19 به سكونتگاه دايمي تعدادي از ماهيگيران و دامداران ايراني بندري و بلوچ تبار تبديل شده است اما با اين وجود همواره در طول تاريخ اين جزاير در داخل حوزه حاكميت بلامنازع ايران بوده است ونامه تهديد آميز ميرزا رضا آغاسي در سال 1219 به دولت بريتانيا در خصوص جزاير خليج فارس خود موئد اين ادعا است . تنب كوچك بدليل عدم وجود آب شرب در آن هيچگاه سكونتگاه انسان نبوده و حتي براي استراحت صيادان , مسافرين عازم زيارت حج و تجار نيز كاربرد نداشته است .
دولت ايران كه از سال 1266 متوجه دخالت استعمارگرايانه انگليس در جزاير سه گانه شد تا سال 1350 بيشتر از يكصد يادداشت : اعتراض نامه و اقدام عملي مانند فرستادن مخبر و بازرس و در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم پرواز و فرود هلي كوبترها در اين جزاير بطور مستمر انجام مي گرفت و حتي در چند مرحله فرماندهان ارتش به شاه ايران پيشنهاد بازپس گيري قهر آميز جزاير را مطرح نكرده بودند . تلاش ايران در جهت رفع اشغال جزاير يك سابقه طولاني داشته و اين اقدامات موثر و سابقه اعتراضات مكرر ايران موضع ايران را در مذاكرات فشرده سالهاي 1349 ـ 1350 براي بازپس گيري جزاير مستحكم ترنمود.
در سال 1226 دولت ايران كه متوجه شده بود در ابوموسي و تنب بزرگ تجارت وصيادي رونق گرفته است تصميم گرفت برخلاف گذشته كه بدليل فقر و نبود امكانات , معدود سكنه آن از ماليات معاف بودند برآنها ماليات وضع كند , اين اقدام با مخالفت انگليسي ها مواجه شد اما چون نمي توانستند آنجا را متعلق به انگليس بنامند مدعي شدند كه اين جزيره تحت الحمايه آنها است و به شيخ راس الخيمه تعلق دارد از اينجا بود كه منازعه مستمر بر سر ابوموسي درگرفت ولي ايرانيها بر ايراني بودن جزاير و اعمال حق تاريخي و جغرافيايي خود تاكيد مي كردند و علي رغم تهديد انگليس , ايران پرچم خود را بر اين جزاير برافراشت . انگليسي ها كه متوجه معادن خاك سرخ و اهميت آن شده بودند در سال 1283 اين پرچمها را برداشتند و سه عدد نامه خود ساخته كه نشان مي داد كه بين حاكم لنگه و شيوخ قاسمي رد و بدل شده اند. را مطرح ساختند كه متضمن تعارفات و پذيرش حق شيوخ قاسمي عمان بر جزاير است را , به دولت ايران ارائه نمودند. دولت ايران نيز متقابلا پنج نامه از حاكم لنگه در رد و تكذيب سه نامه مورد ادعاي انگليس ارائه نمود. دولت انگليس سند سازي و جمع آوري شهادت از افراد را در اين خصوص شروع كرد و هر روز بر پوشه اي كه ابتدا فقط سه نامه بي اعتبار در آن بود مداركي افزود تا اينكه امروزه اماراتيها مدعي هستند كه در اين پوشه صدها سند دارند!!.
اماراتيها از چند هزار سال سابقه حكومت در سواحل خليج فارس فقط و به زنجيره حوادث سالهاي 1366 تا 1350 علاقه مند هستند , و از تاريخ قديم و نقشه قديمي بي زار هستند چون اين اسناد و نقشه ها همگي ادعاي ايران را تاييد مي كند آنها مدعي هستند كه حقوق بين الملل در دعاوي به گذشته ها نگاه نمي كند و دوره معاصر ملاك قضاوت قرار مي گيرد.
علي رغم اينكه بريتانيا متعهد بود كه در امور محلي و قضائي شيوخ دخالت نكند اما عملا از سال 1224 انگليسي ها تمام امور را در دست داشتند حتي در اين سال بريتانيا از شيوخ تعهد گرفت كه حق حل و فصل هيچگونه مسائل قضائي را نداشته باشند.
نسل اول اماراتي به مالكيت ايران بر جزاير باور داشت و شيخ راس الخيمه حداقل سه بار 1283 ـ1314 ـ1328 پرچم خود را در جهت دوستي با ايران از تنب جمع كرد ولي انگليسي ها هر بار او را تهديد كردند كه در صورتيكه به موضوع پرچم و مالكيت تنب همچنان كم توجه باشد. پرچم شارجه را بجاي راس الخيمه بر تنب نصب خواهند كرد. (اسناد كتاب حمدي )
قراين نشان مي دهد كه آنها پس از 40 سال عداوت با اين نام , يك مرحله تعقل گرايي را در اين مورد پيش گرفته اند و رسانه هاي گروهي ايراني نبايد با برخورد نسنجيده آنها را بدبين نمايند. علائم همين منطق گرايي و تعقل گرايي عربي كم كم در خصوص جزاير سه گانه نيز در افق پديدار شده است .
جزاير سه گانه فاقد سكونت دايمي بوده و تنها جزيره ابوموسي است كه در اواخر قرن 19 به سكونتگاه دايمي تعدادي از ماهيگيران و دامداران ايراني بندري و بلوچ تبار تبديل شده است اما با اين وجود همواره در طول تاريخ اين جزاير در داخل حوزه حاكميت بلامنازع ايران بوده است ونامه تهديد آميز ميرزا رضا آغاسي در سال 1219 به دولت بريتانيا در خصوص جزاير خليج فارس خود مويد اين ادعا است .
اماراتيها از چند هزار سال سابقه حكومت در سواحل خليج فارس فقط و به زنجيره حوادث سالهاي 1366 تا 1350 علاقه مند هستند , و از تاريخ قديم و نقشه قديمي بي زار هستند چون اين اسناد و نقشه ها همگي ادعاي ايران را تاييد مي كند آنها مدعي هستند كه حقوق بين الملل در دعاوي به گذشته ها نگاه نمي كند و دوره معاصر ملاك قضاوت قرار مي گيرد.
علي رغم اينكه بريتانيا متعهد بود كه در امور محلي و قضائي شيوخ دخالت نكند اما عملا از سال 1324 انگليسي ها تمام امور را در دست داشتند حتي در اين سال بريتانيا از شيوخ تعهد گرفت كه حق حل و فصل هيچگونه مسائل قضائي را نداشته باشند.
نسل اول اماراتي به مالكيت ايران بر جزاير باور داشت و شيخ راس الخيمه حداقل سه بار 1283 ـ1314 ـ1328 پرچم خود را در جهت دوستي با ايران از تنب جمع كرد ولي انگليسي ها هر بار او را تهديد كردند كه در صورتيكه به موضوع پرچم و مالكيت تنب همچنان كم توجه باشد. پرچم شارجه را بجاي راس الخيمه بر تنب نصب خواهند كرد.