(گفتاري از آيت الله هاشمي رفسنجاني )
حكومت اسلامي
شماره 39 مجله « حكومت اسلامي » با عناوين زير منتشر شده
است : حقوق و اختيارات مردم در چارچوب دين , جمهوري اسلامي
وپيوند ميان دولت و ملت , وحدت و انسجام ملي در مصاف با طرح
خاورميانه بزرگ , جمهوريت و اسلاميت در قانون اساسي جمهوري
اسلامي ايران , كارآمدي سياسي از منظر حاج آقا نورالله اصفهاني و
عناوين متعدد ديگر. از ميان عناوين مذكور , عنوان « وحدت و انسجام
ملي درمصاف با طرح خاورميانه بزرگ » را كه گفتاري از آيت الله هاشمي
رفسنجاني است , در ذيل ملاحظه بفرماييد.
بسم الله الرحمن الرحيم . الحمدالله والسلام علي رسول الله وآله .
بر اساس پيشنهاد كميسيون , بنابراين شد كه بحث مربوط به طرح
آمريكايي « خاورميانه بزرگ » , و نيز مساله « انسجام ملي » را دراين جمع
مطرح كنم كه بحثي طولاني است .
هنوز محتواي واقعي طرح خاورميانه آمريكا درست پخش و منتشر
نشده و فقط چيزي به عنوان طرح مطرح گرديده است . روشن است كه
الان عقبه آن دراختيار كسي نيست .
ريشه و پيشينه اين گونه طرح ها , به سال هاي بسيار دور بر
ميگردد.بعداز سقوط و فروپاشي شوروي , كه دوران جنگ سرد به پايان
رسيد و ديگر به شدت قبل نبود , آمريكا احساس كرد كه قدرت منحصر
به فرد وفائق جهان شده و دنيا تك قطبي گرديده است . آقاي جورج
بوش اول (پدر) در آن زمان , بسيار زود , مساله « نظم نوين جهاني » را
مطرح كرد.معلوم بودكه آمريكائي ها منتظر چنين فرصتي بودند , لذا
بسيار زود , آن نظم را مطرح كردند. ما همان زمان با دقت , مسائل را در
محافل سطح بالاي كشور پي مي گرفتيم و پيش بيني مي كرديم كه اگر
آمريكايي ها قدرت بلامنازع دنيا شوند , ممكن است براي دنيا بسيار گران
تمام شود. البته قبل از آن هم , زماني كه ضعف شوروي پيش بيني
مي شد , امام (ره ) در اين انديشه بودند. نامه اي كه امام به گورباچف
نوشتند ـ كه نامه اي تاريخي است ـ در همين راستا بود و به وي تذكراتي
دادند. نكاتي را كه ايشان مطرح كردند مهم بود. البته بحث ها تا اين حد
روشن نبود.
در همان دوران من سفري به چين كردم واز سوي امام (ره ) پيامي
براي رهبران چين بردم . مرحوم امام در آن پيام , به آنان گفتند : ايران
آمادگي دارد با شما همكاري استراتژيك را آغاز كند و آنان هم به طور
نسبي پذيرفتند و همكاري هاي خوبي آغاز شد كه هم در زمان جنگ و
هم در حال حاضر تا حدودي ادامه دارد. البته بسيار محدوداست و به
آن شكلي كه فكر مي شد نيست .
به روسيه هم سفري كردم كه در همان فضا بود. بحث بسيار طولاني
باآقاي گورباچف داشتم و همه ايراداتي را كه به حركت روس ها مي ديدم
با ايشان در ميان گذاشتم و همان جا تصميمات مهمي براي همكاري
گرفتيم وقراردادي با آنها امضا كرديم كه قسمت هايي از آن هنوز هم در
حال اجرااست , از جمله توافق درباره نيروگاه هسته اي بوشهر بود كه
متاسفانه روس ها با تاخير بسيار مشغول اجراي آن هستند. بنابراين
مسائل از آن زمان در فكر وانديشه ما بود.
بعداز جنگ , در حالي كه شوروي از هم پاشيده , برنامه آمريكائي ها
درمساله « نظم نوين جهاني » را تا حدي مي توانستيم نزد خود ترسيم
كنيم , گر چه سندي هم نداشتيم . آن ها در صدد برآمدند كم كم همه
قلمرو اقمار شوروي را به تصرف در آورند وبسياري از آنها را هم
تصرف كردند , مثلا اروپاي شرقي را به طور كلي گرفتند وپيمان ورشو از
هم گسست و منهدم شد. بسياري از آن ها به پيمان ناتو پيوستند. تقريبا
به همه بالكان , كه آن روزها شوروي در آن جا حاكم بود , مسلط شدند.
براي آسياي ميانه و قفقاز برنامه ريزي كردند. امروز در گرجستان و
بعضي كشورهاي ديگر آسياي ميانه حتي پايگاه نظامي دارند. براي ايران
هم برنامه محاصره داشتند. لذا ما , در دولت خودمان سه شورا تشكيل
داديم كه زير نظر من كار مي كردند , يكي براي آسياي ميانه و قفقاز , يكي
براي خليج فارس و يكي هم براي آفريقا. اين كار براي اين بودكه ما جاي
پاي خودمان را در اين مناطق حفظ كنيم .
اگر شما مي بينيد كه ما راه آهن سرخس را به طور ضربتي ساختيم و
افتتاح كرديم به خاطر اين بود كه آن روز راه ارتباطي فقط كانال سوئز
بودو ما به دنبال آن بوديم كه راه هاي ديگري ايجاد كنيم , تا آنها بتوانند
ارتباط نزديكي با ايران داشته باشند. توفيقات خوبي هم براي رسيدن به
اين هدف به دست آمد. بعضي از آن ها بعدا كم كم از بين رفت .
درخليج فارس هم كار زيادي كرديم . مساله عربستان را حل كرديم .
مشكل واقعي ما , در آن زمان , با عربستان بود كه به طور ريشه اي , با
ارتباط و گفتگويي كه من با آقاي ملك عبدالله داشتم , حل شد و
همچنين سعي كرديم با كشورهايي مانند بحرين , عمان , قطر , كويت و...
وضعمان بهتر شود كه چنين شد. البته مشكل ما با امارات بر سر جزاير
سه گانه , مشكل واقعي است كه حل نشد.
تنش زدايي را هم , به جز با آمريكا , آغاز كرديم . اين اقدام هم جواب
داد و هدف ما اين بود , در آن زمان به وسيله آمريكايي ها ـ كه جنگ سرد
پايان يافته بود و آنان مي خواستند يكه تاز ميدان شوند وخصومت
آمريكا را هم با ايران مي دانستيم ـ محاصره نشويم و بتوانيم كار كنيم
نسبتا موفق هم بوديم و در حال حاضر آثار بسياري از آن ها باقي است .
تا اين كه با روي كار آمدن دموكرات ها در آمريكا , آن برنامه جورج بوش
پدر , تاحدي آسيب ديد. گر چه اين ها درمسائل استراتژيك با هم فرق
زيادي ندارند ولي آن تفكر جمهوري خواهان , رونق پيشين را نداشت
ومدتي در فضاي جهاني كم رنگ بود. البته روش دموكرات ها به شكل
ديگري بود.
آن ها مقدمه جهاني شدن را با معيارهاي دموكرات ها خوب پيگيري
كردند. وقتي دوباره جمهوري خواهان سركار آمدند و آقاي بوش ـ پسر ـ
رييس جمهور شد , آن نظم نوين جهاني شكل جديدي به خودگرفت كه
به شكل خاورميانه بزرگ درآمد. علت آن هم اين بودكه آنها در
محاسباتشان به اين نتيجه رسيده بودند , چيزي كه مي تواند در نهايت
مزاحمت زيادي براي آن ها ايجاد كند , اسلام وجهان اسلام است ,
عرب ها به خاطر اسرائيل و ايران هم به خاطر اسلام وبه طور كلي
استكبار ستيزي , كه از اهداف نيرومند و مهم انقلاب اسلامي بود. لذا
آمريكايي ها طرح جديد را آن طور مطرح كردند. البته انتفاضه هايي كه
در منطقه ما رخ داد , مانند انتفاضه اول ودوم فلسطين و حركت نيرومند
حزب الله در لبنان , اين نوع حركت ها تا حد زيادي آنان را با اشكالات
اجرايي مواجه كرد , ولي آنان در هر حال راهشان را ادامه مي دادند.
آمريكايي ها بعد از اين بود كه طرح خاورميانه بزرگ را مطرح
كردند.چون آن طرح اولي را كه آقاي جورج بوش پدر مطرح كرد در سال
1990 بود و تقريبا دوره آن گذشت , لذا احتمالا ـ بعد از 11 سپتامبر بود
كه آنچه آن ها در برنامه هايشان داشتند , كم كم رو شد و آمريكا ,
سردمداري خود را براي مسائل منطقه وجهان اعلام كرد. آن تعبيراتي كه
به كار بردند , حاكي از برنامه هاي آنان بود , محور شرارت تعيين كردند ,
شعار جنگ صليبي دادند و از اين دست مسائل .
ماجراي 11 سپتامبر به آن ها ميدان مانور مهمي را داد كه بحث
تروريسم وحاميان تروريسم هم به آن ها اضافه شد. در دنيا وانمود
كردند كه مي خواهند با تروريسم مقابله كنند وبر اساس آن در صدد
برآمدند دنيا را پيرامون خود گردآورند , وحشتي ايجاد كنندومخالفان
خود را بترسانند.
اين مساله را بسيار بزرگ كردند كه البته ريشه اش هم در دست
خودشان بود , چون اين تروريسمي كه مطرح كردند , مانند طالبان و
القاعده , هر دوي آن ها مخلوق آمريكايي ها بودند. من در گذشته بارها
اين را مطرح كرده ام . اين مساله را با مقامات عربستان بسيار واضح
مطرح كردم و با آنان در ميان گذاشتم . به آنان گفتم كه اين ها مخلوق خود
آمريكايي ها هستند , شما به چه چيزي مي پردازيد
به هر حال , با فرزند نامشروع خود , حربه اي براي دنيا ساختند تا در
اين فضاي تحرك جديد , خودشان وارد شوند و آن را خاورميانه بزرگ
ناميدند. حالا اين خاورميانه بزرگ از كجا تا كجا است هدف آمريكايي ها از
طرح آن چيست طرح اجرايي آن كدام است و... اينها مسائلي است كه جسته
و گريخته در اسناد و اظهارات به دست مي آيد.
اين طرح اولين بار در يك روزنامه عربي به نام « الحياه » در اردن منتشر
شد. تعجب هم داشت كه اين روزنامه چگونه توانسته است اين سند را به دست
آورد و منتشر كند! گفته شد كه آقاي المشعر , نخست وزير اردن خبر را به
روزنامه داده است . معلوم نيست اين گفته ها درست باشد , ولي در هر صورت ,
اين طرح در آنجا منتشر شد و بعد از آن , دردنياي عرب سر و صدا كرد و حوادث
بعدي را به دنبال آورد.
طرح خاورميانه بزرگ و محدوده آن
محدوده جغرافيايي اين طرح , شامل 22 كشور عربي و 4 كشور غير عربي
بود; ايران , تركيه , اسرائيل و افغانستان , در ادامه , گستره آن شامل شمال آفريقا
هم شد , چون در آنجا هم چند كشور اسلامي وجود دارد.
بعدها جنوب شرق آسيا هم به آن افزوده شد تا كشورهاي اسلامي اين
منطقه را هم شامل شود , سرانجام آسياي ميانه را هم دربرگرفت . بنابراين ,
محدوده جهان اسلام تحت عنوان اين طرح درآمد.
باتوجه به اينكه طرح خاورميانه بزرگ , يك طرح آمريكايي بود , اروپايي ها
به آن حساس شدند; زيرا برنامه آمريكا در چنين مواردي , به گونه اي است كه
كشورهاي ديگر را به حاشيه مي راند و منافع حياتي آنها را تهديد مي كند. از
اين رو , آن ها هم طرحي را ارائه كردند. شيمون پرز در اسرائيل نيز طرحي را با
عنوان « طرح خاورميانه » مطرح كرد , اين طرح , اصلاحات بيشتري را پيش بيني
مي كرد.
پاول هم در طرح آمريكايي ها اصلاحاتي را ايجاد كرد كه خودش هم
كه هشت كشور G 8 شرايطي داشت . طرح خاورميانه بزرگ اسلام سرانجام در
نيرومند و پيشرفته اقتصادي و فني جهان در آن حضور دارند , بحث شد. طرح
اروپايي ها را با كشورهاي عربي هماهنگ كردند. چون ظاهرا در طرح آمريكا
خطر بزرگي وجود داشت . ـ البته من به باطن طرح نمي پردازم چون مطلب
ديگري مي گويند ـ گفته مي شد كه استراتژي آمريكا در اين طرح سه مرحله
دارد :
.1 بهم ريزي ; نظم موجود كشورها را به هم بريزند . مانند همان برنامه اي كه بعدا
در عراق و افغانستان اتفاق افتاد.
.2 دوران گذار; همين دوراني است كه رژيم فعلي در عراق به يك رژيم مطلوب
تبديل شود.
.3 دوران الگوسازي , در اين دوره يك مطلوب به وجود آورند تاالگوي
كشورهاي ديگر شود.
در طرح اول , اسرائيل الگوي آمريكا بود; يعني مجموعه حركات هاي آن , از
لحاظ سياسي و اقتصادي , يك الگوي خوبي است . البته بعد كه با اروپائي ها
براي جهان اسلام به توافق رسيدند , تركيه را الگوي خوب در نظر گرفتند , چون
اسرائيل نمي توانست الگو براي جهان اسلام باشد.
به هر حال , اين برنامه اي بود كه آمريكايي ها در صدد انجام آن بودند. اين
مساله بسياري از كشورهاي عربي را نگران كرد. چون به هم ريزي يكي از
برنامه هاي آن ها بود. به ياد داريد كه مصر و عربستان و بسياري از كشورها
تهديد شدند. در بعضي از كشورهاي پيشتاز , تغييراتي به وجود آمد. گفته
مي شد كه آمريكايي ها دنبال اين هستند كه به طور كلي , دولت هايي از اين
قبيل را به هم بريزند تا شكل ديگري به وجود بيايد كه حالا آن شكل ديگر
چيست آن را در اهداف توضيح مي دهم .
اهداف آمريكايي ها از اين طرح چه بود
هدف واقعي آن ها , تامين منافع حياتي آمريكا در دهه هاي آينده است .
البته آن گونه كه فقط آمريكا مي خواهد و آن تحميل فرهنگي است بر دنياي
اسلام كه با معيارهاي فرهنگي آمريكا همخواني دارد.
آمريكايي ها , به ويژه در دوران جمهوري خواهان , كه بعد مذهبي و تكيه
روي معارف مذهبي مسيحيت در ميان آنان بسيار بيشتر از دوران دمكرات ها
است , مي گويند ما با چنين فرهنگي , اگر در احكام نمي توانيم كاري انجام دهيم ,
ولي از راه فرهنگ ; مانند كمك از طريق مدارس , دانشگاه ها , روشنفكران و
رسانه ها , بخصوص از طريق ماهواره ها و اينترنت مي توانيم فرهنگمان را
تحميل كنيم و جوامع اسلامي را به شكلي كه خود مي خواهيم اداره كنيم .
آن ها تاكيد زيادي روي نسل هاي بعد دارند , از اين رو , تغيير متون درسي
كشورهاي اسلامي جزو مهم ترين مهره هاي اين طرح است كه فشار زيادي هم
به كشورهاي اسلامي آوردند و بسياري از كشورهاي اسلامي , براي
رضايت مندي آمريكايي ها تغييراتي در برنامه هاي درسي شان بوجود آوردند كه
حتما آگاهي داريد.
از اين گونه موارد زياد ديده مي شود; چون اجزاي اين طرح در جاهاي
مختلف عمل مي شود. بخشي از اين اجزا را , دايره اي خاص پشتيباني و
پي گيري مي كند كه در جاي خودش انجام مي شود.
پس محتواي واقعي طرح استعماري است . غربي ها از قرن ها چنين هدفي
را داشتند و مي خواستند منافع خود را تامين و فرهنگ خود را تحميل كنند.
راهكارهاي آن , از آن زمان تاكنون تغيير كرده , اما پوششي كه دادند و بعد هم
اين پوشش را اصلاح كردند , اسم ديگري به خود گرفت . واقعيت همان استعمار
است اما با عنوان « عمران و توسعه » و همراه با آزادي و توسعه انساني ! در اين
طرحي كه مطرح مي كردند , حقوق زنان , حقوق بشر , دموكراسي و آزادي جزو
مباني مهم آنان بود. فرضشان بر اين بود كه مردم را آزاد كنند و برنامه هاي
فرهنگي خود را انجام دهند و فرهنگ مردم را با معيارهاي آمريكايي منطبق
كنند. چون مردم در قالب هاي موجود اسلامي و با مديران فعلي دنياي اسلام
سازگار نيستند , بنابراين , از اين راه وارد مي شوند.
G 8 بدين جهت , عنوان عدالت و مشاركت به آن دادند . گويا بعد از اجلاس
بود كه تعارضي ميان اروپايي ها و آمريكايي ها وجود داشت . اروپايي ها با
كشورهاي عربي مذاكراتي انجام دادند و به آنها گفتند : طرح آمريكا متضمن به
هم ريزي نظام هاي آن ها است و در نتيجه كوشيدند عرب ها را با خودشان
هماهنگ تر كنند. عرب ها , پس از آن , خودشان هم طرحي را تهيه كردند كه قرار
بود در اجلاس تونس , در يكي دو سال پيش تصويب شود كه به خاطر مخالفت
سوريه و لبنان به تصويب نرسيد و همچنان باقي است .
بنابراين , آمريكايي ها طرح خودشان را دارند و بسياري از مسائل طرح ;
مانند محتوا , شيوه عمل و بسياري از جزئيات ديگر آن , تاكنون اعلام نشده
است . چيزي كه رسما اعلام شده , همان مطالب روزنامه الحياه است . مسائل
ديگر را محققان وناظران سياسي , از اسناد ديگر درمي آورند.
طرح آمريكا در مرحله عمل
آمريكا طرح خود را در عراق و افغانستان عملا آغاز كرد كه همه ما , از همه
مسائل آن آگاهيم . شيوه اي كه درپيش گرفته اند , با طرح بهم ريختن , دوران گذار
و الگوسازي سازگار است .
ليكن خوشبختانه برنامه آمريكايي ها در عراق با شكست مواجه است .
البته الان نمي توان گفت كه با شكست كامل روبرو شده اند ولي به قدري دچار
مشكل اند كه اگر فكري نكنند , مفتضح مي شوند , چون وضع عراق به گونه
ديگري است . غير از آن چيزي است كه فكرش را مي كردند. آن ها مطالعه
درستي از محتواي فكري و خواسته هاي مردم عراق نداشتند و بدون مطالعه
دقيق وارد اين كشور شدند.
اكنون مشكل جديدي براي آمريكايي ها پيدا شده است و آن شعاري كه
پوشش قرارداده بودند , به عنوان يك مزاحم بر سر راه آن ها است . آنان
مي خواستند از اين شعار استفاده كرده , ملت ها را به خود جذب كنند اما در
عراق ديدند و تجربه كردند كه اگر ملت ها تصميم گير باشند. اولويت اولشان ,
مخالفت با بيگانگان است , و سلطه بيگانه رانمي پذيرند. اين بسيار روشن
است . امروز آمريكايي ها در بسياري از نقاط عراق حضور دارند , پادگان ها و
حتي امنيت عراق را به ظاهر در دست گرفته اند , اما مردم شعار ضد آمريكايي
سرمي دهند و خواستار خروج اشغالگران از عراق هستند و انتخاباتشان هم
كاملا اين مساله را روشن كرد كه مردم به دنبال چه چيزي هستند.
محتواي واقعي طرح خاورميانه بزرگ , طرح استعماري است و
مي خواهند منافع خود را تامين و فرهنگ خود را تحميل كنند
ما از همان زماني كه شوروي در حال ضعف بود , پيش بيني
مي كرديم كه اگر آمريكا قدرت بلا منازع جهان شود , براي دنيا گران
تمام مي شود. امام هم در همين انديشه بودند و به گورباچف نامه
نوشتند. من هم در همان دوران سفري به چين انجام دادم و از سوي
امام پيامي به رهبران چين بردم . محتواي اين پيام اعلام آمادگي
همكاري استراتژيك با چين بود. به روسيه هم رفتم و با گورباچف
بحث هاي طولاني انجام دادم
ما طلبه ها و علما در اين راه مسئوليتي سنگين داريم و بايد از اتحاد
و انسجام مردم پاسداري كنيم
امروز بايد منافع شخصي , باندي و جناحي تحت الشعاع منافع
اسلام و انقلاب قرار بگيرد
استراتژي آمريكا در طرح « خاورميانه بزرگ » سه مرحله دارد :
دوران به هم ريزي , دوران گذار و دوران الگوسازي

|
تازه هاي نشر
|
معارف دين
جلد اول كتاب « معارف دين » كه حاوي پرسش وپاسخ هايي
پيرامون مسائل اعتقادي , قرآني , احاديث , دعا , فلسفه احكام , تصوف ,
گناهان , توبه و...مي باشد , توسط دفتر نشر آثار آيت الله العظمي صافي
گلپايگاني منتشر شده است . درواقع اين كتاب مجموعه اي از استفتائات
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني در موضوعات مختلف مي باشد
انقلاب اسلامي ايران
كتاب « انقلاب اسلامي ايران با نگاهي به نهضت هاي تاريخ سياسي
محاصر » را امير نادري نوشته و سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي
جمهوري اسلامي ايران آن را در 329 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : ويژگي هاي انقلاب
اسلامي , بررسي نهضت هاي اسلامي معاصر , نگاهي به سلطنت قاجار ,
انقلاب مشروطه , قيام ميرزاكوچك خان , آيت اله مدرس , آيت الله
كاشاني و ملي شدن نفت , نهضت امام خميني و عناوين متعدد
ديگر.
شناخت فرهنگ
كتاب « شناخت فرهنگ » را محمدجواد ابوالقاسمي نوشته و
انتشارات عرش پژوه آن را در 251 صفحه منتشر كرده است . در فهرست
كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود :
واژه شناسي فرهنگ , مفاهيم و تعاريف فرهنگ , ديدگاه ها و نظريه هاي
فرهنگ , جستاري , نو در فرهنگ , اجزا و عناصر فرهنگ , هژموني
فرهنگ و عناوين متعدد ديگر.
110 علي (ع ) در قرآن
كتاب « 110 علي عليه السلام در قرآن » را علي اكبر صاحبي فرد
نوشته و انتشارات مرسل آن را به چاپ رسانده است .
اصول برنامه ريزي
كتاب « اصول برنامه ريزي اردوهاي تربيتي » را مسعود صفي ياري
نوشته و انتشارات نورالسجاد آن را در 152 صفحه منتشر كرده است .
در كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : سير و سفر در اسلام , اردو و
چگونگي برگزاري آن , برنامه ريزي , مسابقات وبازي هاي اردويي و....
هويت ملي مذهبي جوانان
كتاب « هويت ملي و مذهبي جوانان » را محمدباقر آخوندي نوشته و
بوستان كتاب قم آن را در 304 صفحه منتشر كرده است . در فهرست
كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : آشنايي با شخصيت هاي ملي ,
مطالعه كتب مربوط به هويت ملي , توصيف هويت ملي جوانان , توصيف
تعاملات اجتماعي , تبيين هويت ملي جوانان و...
مرور زمان
كتاب « مرور زمان » كه يك بررسي فقهي وحقوقي است , توسط
احمد ديلمي تاليف شده و بوستان كتاب قم آن را در 319 صفحه منتشر
كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود :
طرح مساله و جايگاه آن , آبشخور تاريخي و تحقيقي مرور زمان ,
تعريف مرور زمان و انواع آن , مرور زمان درحقوق عرفي , مرور زمان در
فقه و حقوق اسلامي و عناوين متعدد ديگر.
خداشناسي
كتاب « خداشناسي » را ابراهيم اميني نوشته وبوستان كتاب قم آن را
در 175 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور
عناوين زير ديده مي شود. جهان بين الهي و مادي , جهان از ديدگاه
مومنان , جهان از ديدگاه كافران , ثمرات ايمان در زندگي , ضرورت
انتخاب يك جهان بيني صحيح , برهان اثبات وجود خدا , نظم و آهنگ
در جهان , گردش خون , صفات جلال , نگرشي به جهان آفرينش و
عناوين متعدد ديگر.

|
|