گفت و گو با امير سرتيپ خلبان آزاده قاسم محمد اميني ; جانشين نيروي
هوايي ارتش
اشاره : امير سرتيپ خلبان آزاده قاسم محمد اميني ; جانشين فرماندهي
نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در سال 1330 در شهرستان
محلات به دنيا آمد و سپس با طي مراحل مختلف تحصيلي وارد دانشگاه
خلباني در آمريكا گرديد و پس از طي دوره خلباني با موفقيت به ايران
بازگشت ايشان قبل از اسارت در سمت هاي مختلفي چون معاون عمليات
پايگاه سوم شكاري شهيد نوژه همدان و معاون عمليات پايگاه نهم شكاري
بندرعباس را برعهده داشت . وي به مدت 6 سال در اسارت رژيم بعث عراق
بود و پس از بازگشت سرافرازانه به ميهن اسلامي , فرماندهي اطلاعات و
شناسايي نيروي هوايي و بعد از آن معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش را
برعهده گرفت و سپس در نيمه دوم سال 1383 بعنوان جانشين فرماندهي
نيروي هوايي منصوب گرديد. آنچه درپي مي آيد گفت و گو خبرنگار ما با اين
امير آزاده است كه از نظر شما مي گذرد.
بفرمائيد زماني كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد شما در كجا مشغول بوديد
وقتي انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد من ستوان يكم بودم و در پايگاه
نيروي هوايي بندرعباس , اكثر نيروهاي قديمي نيروي هوايي كه در پيروزي
انقلاب اسلامي دست داشتند الان بازنشسته شده اند و حداقل 80 درصد
پرسنلي كه الان هستند بعد از پيروزي انقلاب اسلامي جذب نيروي هوايي
شده اند.
ث گزارشهايي كه چه به صورت خاطرات و چه به صورت مقاله از ژنرالهاي آمريكايي و انگليسي
به چاپ رسيده همگي شهادت به مومن بودن نيروهاي نيروي هوايي مي دهند , براي من اين
سوال مطرح است كه چه عواملي وجود داشت كه كادرهاي نيروي هوايي با ايمان و انقلابي
بودند و براي نظام شاهنشاهي و آمريكا دردسر آفرين شدند و نقش مهمي در پيروزي انقلاب
اسلامي ايفا كردند
شاه براي حفظ تاج و تخت خودش برنامه ريزيهايي داشت .از جمله اين
برنامه ريزيها تقويت ارتش و سيستم اطلاعاتي رژيم شاهنشاهي بود. در آن
زمان نظام سياسي دنيا دو قطبي يعني بلوك شرق و بلوك غرب ايران جزو
بلوك غرب بود , كه حافظ منافع آمريكا در منطقه هم بود. در آن زمان ايران به
عنوان حافظ منافع آمريكا درمنطقه وظيفه پيشگيري از پيشروي شوروي
سابق و كمونيسم در منطقه را داشت .
پشتيباني هايي كه آمريكا در منطقه از شاه و رژيم شاهنشاهي مي كرد در
منطقه كم نظير بود. به همين جهت مي بينيم كه در همان زمان قراردادهاي
عمده نظامي بين شاه و آمريكا بسته مي شد براي خريد تجهيزات بسيار
وسيع براي ارتش از جمله نيروي هوايي . قراردادهايي از جمله قرارداد خريد
دردو قرارداد 140 فروندي و 160 فروندي , F .61 300 فروند هواپيماي
آواكس و هواپيماهاي پيشرفته هاگ و براي نيروي F .6 , F .41 هواپيماي
دريايي نيز همينطور خريدهاي كلان از آمريكا صورت گرفت . براي استفاده از
اين تجهيزات نياز به دوره ديدن و آموزش و جود داشت .
به همين جهت در آن زمان نيروي هوايي شروع به استخدام نيروي
انساني كرد , براي استفاده از اين تجهيزات . اين تجهيزات , به خاطر ويژگيها
و پيچيدگيهايي كه داشت آموزشهايش در داخل كشور امكان پذير نبود , و
بايد نيروها به آمريكا اعزام مي شدند. آمريكاييها براي آموزش هر خلبان
100 هزار دلار هزينه مي گرفتند . استخدام ها در نيروي هوايي از سال 1349
سرعت بيشتري گرفت و افرادي كه در نيروي هوايي استخدام مي شدند
هرچند از فيلترهاي مختلف رژيم شاهنشاهي و اطلاعات و حفاظت وساواك
و... مي گذشتند , اما در نهايت از جوانان همين مرز و بوم بودند ومتعلق به
همين آب و خاك و همين خانواده هاي مومن و متدين بودند. در آن زمان اكثر
خانواده هاي كساني كه به استخدام نيروي هوايي درمي آمدند مايه هاي
مذهبي داشتند. اين نيروها با همين پيش مايه ها و پيش فرهنگها به استخدام
نيروي هوايي درمي آمدند و مشغول به كار مي شدند به آمريكامي رفتند. البته
رژيم شاهنشاهي تلاش داشت كه در نيروهاي ورودي به نيروي هوايي
تغييرات فرهنگي به نفع غرب ايجاد كند. يعني نيروها غربي بشوند. غرب زده
بشوند. فرهنگ بومي , ملي ومذهبي خود را ازدست بدهند و يك مقلد غربي
بشوند. غرب زده بشوند.در آمريكا در دوره آموزش خلبانان ايراني نيز
مقامات آمريكايي خيلي تلاش مي كردند كه بچه ها را غرب زده بكنند. جذب
خودشان بكنند , اما بچه مسلمان همه جا بچه مسلمان است و دين و مذهب
خود را حفظ مي كند و فرهنگ خود را از دست نمي دهد. نمي خواهم بگويم
همه خلباناني كه به آمريكا رفتند دين و مذهب و فرهنگ خودشان را حفظ
كردند , داشتيم افرادي كه جذب آمريكاييها شدند , اما تعداد شان خيلي كم
بود. خيلي نادر بود. تك و توك بودند. اكثريت بالايي از بچه هاي نيروي
هوايي سلامت به آمريكا رفتند و سلامت برگشتند. من شاهد هستم و هنوز هم
بسياري از همدوره هاي من شاهد و زنده هستند.بچه هاي نيروي هوايي
دستشان براي هركاري باز بود. در آمريكا فضا باز است و انجام هركاري براي
ما بچه هاي نيروي هوايي آزاد بود. اما بچه هاي نيروي هوايي قبل از پيروزي
انقلاب اسلامي در آمريكا و به عنوان خلبانان نظام شاهنشاهي كه هر دونظام
چه نظام امپرياليستي آمريكاو چه نظام وابسته به آمريكايي شاه علاقه
داشتند كه نيروهايشان غير مذهبي , لائيك و غرق در فساد باشند , اما آنها
ايمان واعتقاد وسلامت خود را حفظ كردند.
براي خلبانان نيروي هوايي هيچ ممانعتي در آمريكا نبود.من شاهد بودم
كه خلبانان ونيروهاي اعزامي از نيروي هوايي در آمريكا كاملا رفتار مذهبي
داشتند. نماز مي خواندند. روزه مي گرفتند و نسبت به رعايت مسايل شرعي
مقيد بودند. آمريكاييها خيلي كار كردند تا روي بچه هاي نيروي هوايي
تغييرات فرهنگي ايجاد كنند اما نتوانستند.
به دليل همين گرايشات مذهبي در ميان بچه هاي نيروي هوايي بود كه در
سال 1356 و پس از مقاله اي كه در روزنامه اطلاعات آن زمان عليه مرجعيت
وقت امام خميني (ره ) منتشر شد , درداخل نيروي هوايي به صورت بسته و
مخفي , سازمان يافته و غير رسمي تحركاتي عليه رژيم شاهنشاهي شد.
فعاليتهاي انقلابي زيادي شد. بچه هاي نيروي هوايي با انقلابيون بيرون در
ارتباط بودند.
من در پايگاهي در بندرعباس خدمت مي كردم واز نزديك شاهد بودم .
همان زماني كه امام خميني (ره ) فرمان دادند كه سربازان پادگانها را ترك و
فرار كنند , سازماني از كادرها و درجه داران نيروي هوايي تشكيل شد و
سربازان را فراري مي دادند. به سربازان فراري لباس مي دادند , پول مي دادند
و تا سيرجان سرباز فراري را هدايت مي كردند و در سيرجان از طريق
رابط ها , سرباز فراري را تحويل رابط خودشان در قم مي دادند. در قم
گروه هايي بودند كه سربازان فراري را تحويل مي گرفتند و هدايت مي كردند.
پخش اعلاميه و نوارهاي پيام ها و سخنرانيهاي امام خميني (ره ) در
پايگاه هاي نيروي هوايي مخفيانه انجام مي شد. بچه هاي نيروي هوايي حتي
در تظاهرات خياباني مردم عليه نظام شاهنشاهي حضور فعال داشتند. اوج
همبستگي نيروي هوايي با مردم , در بهمن 1357 تجلي يافت . روز 19 بهمن
1357 نمونه عالي اين همبتسگي بود . پرسنل نيروي هوايي نقش جدي و
اساسي در سرعت دادن به پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني
(ره ) داشتند. اين نيروها آموزش ديده بودند كه از تاج و تخت شاه و منافع
آمريكا و غرب دفاع بكنند , ولي عملا تمام اين نيروها و تجهيزات پيشرفته
نيروي هوايي به ياري خداوند متعال در اختيار انقلاب اسلامي قرار گرفتند.
پرسنل نيروي هوايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در زمان دفاع مقدس
نيز ثابت كردند كه نيروهاي مومن و متدين و وفادار به اسلام و ايران و
انقلاب هستند.
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ودر جريانات متفاوت , نيروي هوايي
نقش اساسي و ارزنده داشت . در زمان فتنه هاي ابتداي پيروزي انقلاب و
دردوران جنگ , نيروي هوايي نقش ارزنده خود را به نمايش گذاشت .
در 31 شهريور ماه 1359 كه عراق به ايران حمله نظامي كرد , نيروي
هوايي به فاصله دو ساعت بعد چندين پايگاه نظامي عراق را بمباران كردند.
روز بعد 200 فروند هواپيما براي انجام عمليات به آسمان عراق رفتند و
نقاط مختلف خاك عراق را كه بيشتر آنهاپايگاه هاي هوايي بودند بمباران
كردند. روزهاي بعد پالايشگاه هاي عراق و ساير تاسيسات عراق را بمباران
كرديم .
ث آيا آمريكاييها در مدتي كه به عنوان آموزش در آمريكا به سر مي برديد , براي ايجاد
تغييرات روحي وفرهنگي در شما برنامه ريزيهايي داشتند نمونه هايي را ذكر بفرمائيد
محيط هاي غربي محيط هاي باز است . حتي اگر برنامه ريزي هاي خاصي هم
نگذاشته باشند , نوع زندگي و فضاي زندگيشان نوعا اينطور هست كه همراه با
آلودگيهايي مي تواند باشد.
آمريكائيها سعي مي كردند در ما تغييرات فرهنگي بوجود بياورند وگرايش ما
را بيشتر به سمت فرهنگ غربي ببرند واقعيت هم اين است كه زمينه مناسب
بود. هم فرهنگش بود , هم آمريكائيها زمينه سازي مي كردند , هم فضاباز بود و
حتي در مراسم هاي تشريفاتي وجشنها همه نوع زمينه آماده بود. البته اجازه
بدهيد من واقعيتها را بگويم . نمي شود گفت كه همه بچه هايي كه رفتند آمريكا
براي دوره , نغوذبالله بچه پيغمبر بودند , ما نيروهاي پرتي زيادي داشتيم .
ث درصدش را من مي خواهم .
اكثريت با بچه هاي مذهبي بود. بچه هايي كه از نظر ايمان ضعيف تر بودند
در مقاطعي , تحت تاثير فرهنگ غربي قرار گرفتند. ولي درصد پائيني بودند.
اكثريت و به عبارت ديگر كليت بچه هاي نيروي هوايي از دوره آمريكا سربلند
وروسفيد درآمدند.
ث آمريكائيها عضوگيري اطلاعاتي داشتند به بچه هاي نيروي هوايي پيشنهاد عضو شدن
درارتش آمريكا يا سازمان جاسوسي سيا را مي دادند
درآن زمان چون رژيم شاه خودش آمريكايي بود , جزيي از امپرياليسم
آمريكا بود. جزو سيستم آمريكا بود , بنابر اين آمريكائيها اصراري براي
عضوگيري اطلاعاتي و جاسوسي نداشتند. البته داشتيم چندتايي كه در
آمريكا ماندند و به استخدام ارتش آمريكا در آمدند .البته بعدها اين كار
ممنوع شد. اگر كسي نمي آمد فراري محسوب مي شد. تك و توكي بودند كه
رفتند و برنگشتند.
الان هم ممكن است اين اتفاق بيفتند. خيلي محدود بود. اكثرا
برمي گشتند. حتي ماداشتيم زماني كه انقلاب شد , تعدادي از پرسنل نيروي
هوايي داشتند در آمريكا دوره مي ديدند. اينها تا زماني كه سفارت آمريكا به
تسخير دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در نيامده بود , آموزششان ادامه
داشت . روزي كه سفارت آمريكا به تسخير درآمد , آموزش بچه هاي نيروي
هوايي در آمريكا قطع شد . به بچه هايي كه در آن زمان (13 آبان 1358 ) در
آمريكا درحال دوره ديدن بودند پيشنهاد پناهندگي و عضويت در ارتش
آمريكا را دادند. در آن مقطع هيچ كس (حتي يك نفر) هم پناهندگي به آمريكا
را نپذيرفتند. عضويت در ارتش آمريكا با حقوق بالا و امكانات بالا را
نپذيرفتند. اين افراد هنوز در داخل نيروي هوايي هستند و مي توانيد با آنها
مصاحبه كنيد.
ث واقعيت اين است كه نيروي هوايي داراي كادرهاي كيفي بود كه تفاوتهاي ويژه اي با نيروهاي
مسلح آن زمان مثل شهرباني يا ژاندارمري داشتند. از نظر ساواك , ضد اطلاعات , دفتر ويژه
اطلاعات كيفيت نيروهاي نيروي هوايي براي شاه و ساواك نگران كننده نبود. بالاخره وجود
يك عده نيروي نظامي در پادگان هوايي كه اكثريت آنها مومن , روزه گير , نمازخوان و اهل
تقليد از مراجع عظام باشند , كتابخوان و سياسي باشند , براي شاه و ساواك مي توانست
نگران كننده باشد. ساواك و شاه چطور با اين نيروها كنار مي آمدند
نيروي هوايي داراي نيروهاي متخصص بود. كسي كه با هواپيما يا تعميرات
هواپيما و تحرك هواپيما سرو كار دارد از نظر سطح علمي مجبور است در
سطح خيلي بالايي باشد. معمولا در هر نيروي نظامي فرهنگ خاصي حاكم
است . قبل از انقلاب هم همين طور بود , آلان هم همين طور است . در نيروي
هوايي فرهنگ خاصي حاكم بود كه با نيروهاي ديگر تفاوت داشت . همان طور
كه شما فرموديد حساسيت كار نيروي هوايي نسبت به نيروهاي ديگر خيلي
بيشتر است . وقتي هواپيما از زمين جدا مي شود , ديگر خيلي مشكل مي شود
كنترلش كرد. به همين جهت روي انتخاب كادرهاي نيروي هوايي خيلي
بيشتر حساسيت نشان داده مي شد. گزينش نيرو در نيروي هوايي بويژه از نظر
درسي و تحصيلي دررده خيلي بالا قرار داشت .
البته محور گزينش ساواك , اين بود كه فردي كه وارد نيروي هوايي
مي شود داراي بستگان درجه يك و دو و سه سياسي و مبارز (چه مذهبي و
چه غيرمذهبي و كمونيست ) نباشد.
واقعيت اين است كه كادرهاي نيروي هوايي بايد از متن همين مردم و
متن جوانان آن زمان انتخاب مي شدند و جو غالب آن زمان علي رغم
تبليغات رژيم شاه , جو مذهبي و سلامت بود. بالاخره بچه هاي نيروي هوايي
بچه هاي همان خانواده هايي بودند كه در ايران زيست مي كردند و ايراني هم
هميشه مسلمان و معتقد بوده و هست . از دست شاه و ساواك هم كار زيادي
برنمي آمد. چون مجبور بودند خلبانشان را ايراني انتخاب كنند.

ث انضباط در نيروي هوايي تفاوت ويژه با انضباط در ساير نيروهاي مسلح دارد. چه قبل از
انقلاب و چه بعد از انقلاب انضباط در نيروي هوايي شاخص تر بوده است . آيا دليل خاصي
دارد
سيستم نظامي اگر انضباط نداشته باشد كارش پيش نمي رود. در نيروي
هوايي انضباط از همه جا بيشتر است . چرا چون در بعد پروازهاي هوايي ما
مي خواهيم عمليات انجام بدهيم , هدايت دسته پروازي كه در فضا دارند
پرواز مي كنند با سرعت هزار كيلومتر در ساعت , و بالهايشان با هم سه فوت
فاصله دارد , اگر توجيهاتي كه در روي زمين مي شود , اگر انضباطي كه بايد
حاكم باشد , نباشد , مشكل پيش مي آيد. دستورات فرماندهي بايد به لحظه
اجرا شود. اگر هواپيماهاي جنگي نظم و انضباط نداشته باشند و هر
هواپيمايي ماموريت خودش را دقيقا در همان زمان (مطابق دقيقه و ثانيه
معين ) انجام ندهد , مطمئنا با مشكل مواجه مي شوند. يك خلبان بايد كارش
را با دقت تمام و انضباط انجام دهد. نيروي هوايي كارش با نظم و انضباط
كامل پيش برود. در سيستم نظامي انضباط ركن است . مقام معظم رهبري
تعبير بسيار خوبي دارند. مي فرمايند اگر انضباط را از ارتش بگيريد , مثل يك
تسبيحي مي ماند كه نخ آن را پاره كنيد , سيستم نظامي در واقع نظم دهنده
دانه هاي تسبيح است , اگر پاره شوند ديگر نظم ندارند. هرچه كار حساس تر
شود , خطراتش بيشتر مي شود. يك نظامي بايد از سرعت و دقت بيشتري
برخوردار باشد. در نيروي هوايي هزينه هاي بي انضباطي بسيار سنگين است .
60 ميليون دلار قيمتش است . يك بي انضباطي در نيروي F .41 يك هواپيماي
هوايي حداقل 60 ميليون دلار خسارتش است .
البته ما هنوز هم به انضباط بيشتري در نيروي هوايي نياز داريم , و تلاش
مي كنيم كه روز به روز انضباط در نيروي هوايي بيشتر از پيش بشود , البته
انضباط باطني نه تحميلي .
زماني كه ما در آمريكا دوره مي ديديم وقتي مي گفتند راس ساعت 2
پرواز است , بايد همه راس ساعت 2 آماده مي شدند , 2 و يك ثانيه قابل قبول
نبود. اگر موي سرمان بلند مي شد فرمانده ما را صدا مي زد و مي گفت : آقاي
اميني بيا , يونيد توهر.
شما نياز به اصلاح داريد . همين يك جمله . فردا اگر You need to Hair
سرت را اصلاح نكرده بودي , از پرواز آزمايشي و درسي خبري نبود تا
مي رفتي سرت را اصلاح كني .
ث شما الان به ضعف هاي انضباطي در نيروي هوايي آگاه هستيد اقداماتي براي رفع نواقص
انضباطي و حاكميت فرهنگ انضباطي كرده ايد
بله . پيشرفت خوبي داشته ايم . البته مسايل انضباطي , كار همه روزه
مي طلبد. هر روز بايد پيگير بود. تداوم بايد داشته باشد. انضباط در نيروي
هوايي از اهميت ويژه برخوردار است . نه تنها در كشور ما , بلكه در كشورهاي
ديگر هم همين طور است . خودم هم سعي مي كنم انضباط را شديدا رعايت
كنم .
مقررات و قوانين و دستورالعمل هاي نيروي هوايي با خون نوشته شده
است . بسيار مهم است . خودمان مي گوئيم كتابها و درس هاي نيروي هوايي با
خون نوشته شده است . واقعا هم همين طور است . سطر سطر قوانين و
مقررات انضباطي نيروي هوايي با خون نوشته شده است و بايد دقيقا اجرا
شود.
ث در 20 ماهي كه به عنوان ماموريت در آمريكا بوديد , خلبانان ساير كشورها هم با شما و
همراه شما بودند. چند تا از كشورها را نام ببريد
ما زماني كه آمريكا دوره مي ديديم كشورهايي كه در آن زمان به آمريكا
خلبان مي فرستادند چند كشور بودند. البته كشورهايي كه با آمريكا روابط
داشتند. كشورهاي عربي جنوب خليج فارس , عربستان , كويت , بحرين ,
امارات , پاكستان , ويتنام جنوبي , برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين . اكثر
كشورهايي كه جزو بلوك غرب بودند و با آمريكا رابطه داشتند خلبانانشان را
براي دوره ديدن به آمريكا مي فرستادند و بسياري از آنها در آن 20 ماه با ما
همكلاس بودند.
ث نتيجه اي كه از اين سوال مي خواهم بگيرم اين است شما نسبت به خلبانان ساير كشورها
برتري داشتيد ايرانيها نسبت به خلبانان ساير كشورها برتري ويژه داشتند
اجازه بدهيد واقعيت را بگويم . قصد تعريف از خودمان را هم ندارم , ولي
در بعضي از زمينه ها ايرانيها يك برتري هاي ويژه دارند. الان هم همين طور
است .
ث بيشتر توضيح بدهيد. من مي خواهم بدانم اينكه مي گويند ايراني ها برتري دارند و در
آمريكا و اروپا جايگاه هاي علمي , فضايي و پزشكي را تصاحب كرده اند , تبليغات است يا
واقعيت اينكه مي گويند ايراني باهوش است واقعيت است يا تبليغات خودمان براي خودمان
است كامل توضيح بدهيد ويژگي خلبانان ايراني نسبت به خلبانان ساير كشورها چه بود
بله يك واقعيت است . ما در همين كلاسهايي كه در آمريكا بوديم , خلبانان
كشورهاي ديگر هم بودند. بالاخره با هم همكلاس بوديم . از تواناييهاي
همديگر مطلع مي شديم . جالب است بدانيد كه در آن زمان نيروهايي كه در
نيروي هوايي استخدام مي شدند , ديپلم بودند. با ديپلم استخدام مي شدند
يك دوره آموزش زبان مي گذراندند. آمريكايي هاي همكلاس ما غالبا در حد
ليسانس بودند. مدرك تحصيلي آنها بالاتر از ما بود. زبانشان هم زبان مادري
و انگليسي بود. مثل ما دوره فشرده آموزش زبان نديده بودند. كتابهايي كه
مطالعه مي كرديم , كتابهاي درسي و غيردرسي به زبان انگليسي بود. نمره هاي
درسي و پروازي ايرانيها و غيرايرانيها در آن دوره ها وجود دارد. نمي گويم
همه بلكه اكثر بچه هاي ايراني بالاتر از بچه هاي ساير كشورها و حتي
آمريكائيها بودند. عربها كه به شدت ضعيف بودند. خلبانان عرب اكثرا از
خاندان هاي درباري انتخاب مي شدند و در نتيجه ضعيف بودند. ايرانيها اگر
يك كم ضعيف بودند فوري به ايران برگشت داده مي شدند اما خلبانان ساير
كشورها حتي اگر ضعيف بودند برگشت داده نمي شدند , مي ماندند تا پايان
دوره . بعضي از خلبانان بودند كه سه سال آنجا بودند و هنوز ترخيض نشده
بودند. خلبانان ديگر هم از نظر پروازي و هم از نظر درسي خيلي ضعيف تر از
ايرانيها بودند. در كل ايرانيها برتر از ساير خلبانان بودند. حتي برخي از
ايرانيها نسبت به خلبانان آمريكايي هم برتري داشتند. من يك نمونه
مي گويم . براي خودم پيش آمد. استاد من يك ستوان يكم بود كه بعد شد
سروان . من بودم , دو تا ستوان يكم آمريكايي كه استاد ما يك نفر بود.
معمولا به هر استاد دو تا سه دانشجو مي دادند. روش استاد ما اين بود كه يك
روز درس مي داد و روز بعد سوال مي كرد. هر كس كه كمترين جواب را داد
بايد برود براي بقيه نوشابه بخرد. اين رسم استاد ما بود. اگر كسي هم كم
جواب مي داد و تنبلي مي كرد , دست مي انداخت و مورد تمسخرش هم قرار
مي داد. در اين مسابقه من هميشه برنده مي شدم و دانشجويان آمريكايي
بازنده . خيلي درس مي خواندم . خيلي دقت داشتم . ايراني اگر بخواهد
مي تواند هر كاري را انجام دهد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي زماني كه آمريكائيها مجبور شدند ايران
را ترك كنند , ما زماني كه آنها را بدرقه مي كرديم به ما مي گفتند شما
نمي توانيد نيروي هوايي را اداره كنيد , ما برمي گرديم . مجبور مي شويد از ما
كمك بگيرد. آمريكائيها باور نمي كردند كه ايرانيها بتوانند نيروي هوايي را
اداره كنند و تعميرات و نگهداري انجام دهند.
ث طبق اظهارات خودتان زماني كه به آمريكا جهت گذراندن دوره خلباني عزيمت كرديد ,
ديپلمه بوديد , ورزشكار بوديد , قوي هيكل و ورزيده بوديد , در اوج غرور جواني بوديد , در
آنجا با خلبانان آمريكايي دعوايتان نشد درگيري نداشتيد متلك بگويند , شما مجبور شويد
جواب بدهيد , پشت پا بزنند , هل بدهند , مچل كنند...
آمريكائيها اهل اين حرفها نيستند. آمريكائيها اهل ريسك و خطر نيستند.
اهل درگيري نبودند. اگر خاطرتان باشد در آن زماني كه ما رفتيم آمريكا ,
ارتش آمريكا درگير جنگ با ويت كنگ ها بود. آمريكائيها همين كه اسم
ويت كنگ مي آمد ترس و دلهره سراپاي وجودشان را برمي داشت . زياد اهل
دعوا نبودند. البته گاهي متلك هايي مي گفتند. اما زياد نبود. البته انضباط
ارتش هم اجازه نمي داد كه خيلي در اين زمينه ها پيشروي كنند. در سيستم
نظامي چنين مسايلي كمتر رخ مي دهد , اما در شهر اين اتفاقات مي افتاد. از
يك ساعتي به شب مانده كسي حق عبور و مرور در شهر را نداشت
سياهپوستها درگير مي شدند , و جيب آدم را خالي مي كردند.
ث خلبانان برتر ايراني از نظر شما چه كساني هستند
از چه نظر
ث از نظر برتري عمومي . بيشتر نظر شخصي خودتان را مي خواهم . در حافظه شخصي تان
كدام يك از خلبانان جا دارند
زياد هستند. فقط چندتايي را اسم مي برم كه خودم با آنها پرواز مي كردم .
امير برات پور , شهيد بابايي , شهيد... امير قوامي .
ث چرا شاه از بلوك شرق به عنوان زاپاس بلوك غرب براي نيروي هوايي كمك نگرفت چرا
برنامه ريزي نكردند
(شاه شرق را به عنوان يك تهديد قلمداد مي كرد. با غرب رابطه داشت و
قصد و برنامه ايي براي همكاري نظام و هوايي با بلوك شرق نداشت . من
گرايشي نسبت به شرق احساس نمي كردم . البته من در حد اطلاعات خودم
مي گويم .
ث انضباط نظامي در خانواده برايتان مشكل پيش نمي آورد ناراضي نيستند
ما از سر كار كه به خانه مي رويم , هرچه داريم و نداريم پشت در خانه
مي گذاريم و سپس وارد خانه مي شويم . اما اتفاقا اثرات انضباط نظامي در
خانه مثبت است . در ابتداي راه ممكن است يك مقدار سخت باشد , اما
بعدها عادت مي شود. براي خانواده ما مشكلي پديد نياورده است . نظم و
انضباط در خانواده ما نهادينه شده است . فرزندان من هم اكنون در زندگيشان
نظم خاصي دارند و بهره آن را مي برند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي , زماني كه ما آمريكائيها را بدرقه
مي كرديم به ما مي گفتند شما نمي توانيد نيروي هوايي را اداره كنيد , ما
برمي گرديم . مجبور مي شويد از ما كمك بگيريد. آمريكائيها باور
نمي كردند كه ايرانيها بتوانند نيروي هوايي را اداره كنند و تعميرات و
نگهداري انجام دهند
پرسنل نيرو هوايي پس از انقلاب اسلامي و در زمان دفاع مقدس نيز
ثابت كردند كه نيروهاي مومن , متدين و وفادار به اسلام و ايران و انقلاب
هستند

|