روزنامه جمهوري اسلامي 19/04/1385 صفحه سرمقاله
از مشروطيت تا انقلاب اسلامي


بسم الله الرحمن الرحيم
معمول اين است كه براي هر پديده , يا هر جريان اجتماعي و سياسي و فرهنگي را با عنايت به مهم ترين و اساسي ترين ويژگي آن , نامي انتخاب مي كنند و با همان نام , آن را مي شناسند و مي شناسانند. اما شگفت انگيز اين است كه درباره نهضت عظيم و گسترده اي كه در مرداد سال 1285 هـ . ش با همت علما و مردم مسلمان ايران به وقوع پيوست , اين قاعده رعايت نشد و نهضت مذكور پس از آن كه مدتي بي نام ماند , سرانجام نام « مشروطه » برايش برگزيده شد. حتي بر خلاف تبليغاتي كه مي شود و در همه جا به هنگام بحث از صدور فرمان مظفرالدين شاه مبني بر پذيرش خواست مردم , از اين فرمان با عنوان « صدور فرمان مشروطيت و پيروزي نهضت مشروطه » ياد مي گردد , اصلا مظفرالدين شاه در فرمان خود از چيزي با نام و عنوان « مشروطه » سخن به ميان نمي آورد و فقط از عناويني مثل « اجراي قوانين شرع مقدس » , « عدل » , رفاه و امنيت قاطبه اهالي ايران » , « اصلاحات مقتضيه در دوائر دولتي و مملكتي » , « حقوق قاطبه اهالي ايران » و « مجلس شوراي ملي » نام مي برد , و البته در فرمان ديگري كه مظفرالدين شاه اندكي بعد در تاييد فرمان اوليه صادر كرد , به جاي « مجلس شوراي ملي » از عنوان « مجلس شوراي اسلامي » استفاده كرد كه اين امر حكايت از آن دارد كه به مظفرالدين شاه گوشزد شده است كه غفلت نموده است و بايد به جاي « مجلس شوراي ملي » از عنوان « مجلس شوراي اسلامي » استفاده مي كرد.
فرمان مظفرالدين شاه مبني بر پذيرش خواست مردم مسلمان ايران كه بعدا با نيرنگ و با حالت مصادره , نام « فرمان مشروطه » و « صدور فرمان مشروطه » بر آن نهاده شد , از اين جهت مهم است كه بخشي از اهداف نهضت و بخشي از خواست مردم از ايجاد نهضت را آشكار مي كند. همان طور كه مشاهده مي كنيم , اجراي قوانين شريعت محمدي , برقراري عدالت , اصلاحات در امور دولتي و عمومي , مشاركت دادن مردم در امور سياسي و حكومتي از طريق ايجاد مجلس شوراي اسلامي و... از محورهاي مهم نهضت و از خواست هاي اساسي مردم در آن نهضت بوده است . بنابر آنچه در فرمان مظفرالدين شاه مبني بر پذيرش خواست هاي مردم آمده است و همچنين بنابر آنچه در آثار و مكتوبات و سخنان رهبران بزرگ نهضت (آخوند خراساني , شيخ عبدالله مازندراني , شيخ فضل الله نوري و...) مي يابيم , و بالاخره آنچه از واقعيت هاي تاريخ دوره قاجاريه به دست مي آوريم اين است كه در آن زمان , مردم و جامعه ايران با فهرست بزرگي از مشكلات , خواست ها و اهداف مواجه بوده اند و حكومت قاجاريه به هيچ وجه قادر به برآورده كردن خواست ها و برطرف كردن مشكلات مذكور نبوده است . به همين دليل , زمينه لازم براي حركت و نهضت مردم مهيا شد. عناوين برخي از خواست هاي مردم و جامعه ايران در آن زمان چنين است : برطرف كردن سرخوردگي و تحقير ملي كه در اثر دخالت بيگانگان و جدا شدن بخش هايي از ميهن و شكست هاي پي در پي پديد آمده بود; رهايي از استعمارزدگي و عقب ماندگي ; نجات از بي عدالتي و استبداد دستگاه حاكمه قاجاريه , بازيابي هويت اسلامي و ملي كه در اثر بي كفايتي شاهان قاجاريه و توطئه ها و دست اندازي هاي استعمارگران , متزلزل شده بود; برآورده كردن شوق و نياز مردم به ترقي و يافتن جايگاه مناسب در عرصه جهاني ; رهايي از ستم زدگي ; برآورده كردن شوق و نياز مردم به ايستادگي در برابر استعمار خارجي و استبداد داخلي ; و مهم تر از همه اين ها , اجراي دقيق و گسترده قوانين شرع مقدس اسلام به عنوان جامع ترين ظرفي كه همه خواست هاي مذكور و ده ها خواست ديگر , مي توانست مظروف آن باشد و عبارت جامعي براي معرفي و بازگويي همه خواست ها و اهداف مردم گردد , مهم ترين خواست مردم در نهضت مشروطه بود. به همين دليل , تاكيد بر اجراي قوانين شريعت , هم در فرمان مظفرالدين شاه به عنوان پذيرش خواست اصلي مردم آمده است و هم اينكه محور خواست و اهداف آيت الله شيخ فضل الله نوري به عنوان رهبر جناح مقابل مشروطه خواهان غربي , چيزي غير از « مشروعه خواهي » نيست و ايشان مشروعه خواهي را ظرفي براي همه خواست ها و آرمان هاي مردم مي دانست .
با توجه به اين واقعيت و با مقايسه اهداف و آرمان هاي نهضت مورد بحث (نهضتي كه بعدا به مشروطه معروف شد) با اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي كه در 22 بهمن 1357 هـ . ش به پيروزي رسيد , در مي يابيم كه اصل انقلاب مشروطه از نظر اهداف و آرمان ها تفاوت چنداني با انقلاب اسلامي ندارد و تمايز آن ها در طراز , گستره , طرح حكومتي براي اداره جامعه و... است . به عبارت ديگر , انقلاب اسلامي , طراز اعلي و آرماني نهضت مشروطه است . بنابر اين , مي توان گفت كه انقلاب مشروطه نيز اگر منحرف نمي شد , همان انقلاب اسلامي بود و هركس مي توانست به راحتي نام « انقلاب اسلامي » را برروي آن بگذارد. اساسا اگر انقلاب مشروطه هماهنگ باخواست ها و اهداف مردم مسلمان ايران و در خط صحيحي كه رهبران روحاني نهضت براي آن تعيين كرده بودند , پيش مي رفت و « انقلاب اسلامي » باقي مي ماند و به « انقلاب مشروطه » تغيير نام و تغيير ماهيت نمي داد , اصلا نيازي نبود كه بعد از 72 سال , مردم مسلمان ايران بار ديگر برخيزند و تصميم بگيرند همان اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي اول (انقلاب مشروطه ) را پياده كنند.
بايد گفت انحراف انقلاب اسلامي اول (انقلاب مشروطه ) از همان زمان آغاز شد كه مجموعه پيچيده اي از غرب گرايان , جاسوسان استعمار , بهائيان , فراماسون ها و برخي چهره ها و جريان هاي مشكوك , نام غيرمانوس , بي محتوا و خودساخته و بي مسمايي را براي اين انقلاب انتخاب كردند و بعدا نيز اين انقلاب را به سمتي سوق دادند كه به طور كامل با اهداف اوليه اش در تضاد واقعي بود; يعني اگر اهداف اوليه نهضت , اجراي قوانين دين , هويت يابي , نجات از استبداد و استعمار , عدالت و آزادي , ستم ستيزي , ايستادگي در برابر استعمارگران و... بود , منحرف كنندگان نهضت مشروطه آن را به سمت غرب گرايي , دين ستيزي , استبداد و استعمار نوين , هويت زدايي ملي و ... سوق دادند . البته , سرانجام پس از 72 سال كه تاريخ ايران با فراز و فرودهاي فراوان و مصايب و دشواري هاي زياد مواجه شد , انقلاب اسلامي با افقي بسيار بالاتر از انقلاب مشروطه پديد آمد و توانست به آرزوهاي بلند و تاريخي ملت مسلمان ايران در تمام زمينه ها جامه عمل بپوشاند. طبيعي هم همين بود كه انقلاب اسلامي , تكامل يافته تر از انقلاب قبلي باشد , زيرا ملت ايران تجربه هاي تلخ و شيرين آن انقلاب را در ذائقه داشت و طبيعتا مي توانست سنجيده تر و با ديدگاهي فرازمندتر حركت كند و خطرها و آسيب ها را نيز به خوبي دريابد و با آن مقابله نمايد.
چون انقلاب اسلامي اكنون بيش از 27 سال است كه درحال پياده كردن اهداف و آرمان هائي است كه نهضت موسوم به مشروطه نيز همان ها را دنبال مي كرد , قاعدتا مشروطه خواهان اصيل و واقعي نيز بايد كساني باشند كه از انقلاب اسلامي و آرمان هاي بلند آن با جان و دل حمايت و پاسداري مي كنند. برعكس , كساني كه امروز با دستاويز قرار دادن انقلاب مشروطه , با انقلاب اسلامي مخالفت مي كنند و يا طعنه هايي به آن مي زنند , از نسل همان هايي هستند كه نمي توانستند پيروزي نهضت مشروطه و تحقق آرمان ها و اهداف آن را تحمل كنند و در نتيجه از سر كينه و يا به دليل ماموريتي كه از طرف بيگانگان داشتند , توطئه ايجاد انحراف در مشروطه را تدارك ديدند و مصايب فراواني براي مردم ايران پديد آوردند و مدتي جامعه ايران را عقب نگه داشتند.
اكنون كه در آستانه يكصدمين سالگرد صدور فرمان مشروطيت قرار داريم , تامل در تاريخ مشروطيت و نشيب و فرازها و چگونگي انحراف آن ميتواند به نسل امروز براي حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي كه افق اعلاي نهضت مشروطيت است , كمك شاياني نمايد.علي معصومي