بسم الله الرحمن الرحيم
اين روزها جهان شاهد تشديد ددمنشي و وحشيگري صهيونيستهاي
اشغالگر عليه مردم بي دفاع فلسيطن است . اشغالگران صهيونيست با حمايت
همه جانبه آمريكا و در سايه سكوت و بي تفاوتي مجامع جهاني و حتي
كشورهاي اسلامي , شهر غزه را مورد تاخت و تاز و آماج جنايات خود قرار
داده اند تا به زعم خود انتقام خود را از ملت فلسطين به دليل راي دادن به
خط مبارزه و مقاومت و به روي كار آوردن جريان ضد سازش
بگيرند.
واقعيت اين است كه تلاش براي آزادي سرباز ربوده شده اسرائيلي ,
بهانه اي بيش نيست و يورش گسترده ارتش رژيم صهيونيستي به غزه
برنامه اي از پيش طراحي شده است . اين طرح از زماني عملا پيگيري شد كه
صهيونيستها به اين نتيجه رسيدند كه تلاش ها و اقدامات گسترده آنها در
ساقط كردن دولت حماس و يا به تسليم واداشتن آن در برابر شروط اسرائيل
كاملا به شكست انجاميده است و دولت حماس با وجود تحريم هاي
ناجوانمردانه اين رژيم و دولتهاي غربي حامي آن , ثابت و استوار ايستاده
است و گامي از اصول و مواضع خود عقب نمي نشيند.
بديهي بود كه اين ثبات موضع , صهيونيستها را كه به دلايل متعدد از
مدتها قبل به موضع ضعف و درماندگي گرفتار شده اند عصباني كرده و آنها
را به اتخاذ تصميم هاي ديوانه وار و كور وادار سازد. حمله ماه گذشته ارتش
رژيم صهيونيستي به ساحل غزه و به خاك و خون كشيدن غيرنظاميان و
كودكاني كه هيچ وسيله اي براي تهديد و دفاع نداشتند , در برابر انظار
جهانيان , نشان از قصد صهيونيستها براي عملي ساختن اين توطئه شوم
داشت .
از اينرو بايد گفت صهيونيستها طرح هجوم به غزه را از مدتي پيش در
دستور كار خود قرار داده بودند و اين بدان معني است كه برخلاف ادعاي
برخي جريانهاي فلسطيني , حتي اگر مبارزان فلسطيني اقدام به عمليات و
ربودن يك نظامي اسرائيلي نيز نمي كردند , رژيم صهيونيستي به غزه حمله
مي كرد.
واقعيت اين است كه صهيونيستها از مدتها پيش , بخصوص پس از
ضرباتي كه از انتفاضه مسجدالاقصي متحمل شدند به يكباره خود را در
شرايطي يافتند كه ابتكار عمل از دست آنها خارج شده و روز به روز به
فلاكت و استيصال آنها افزوده مي شود. فرار ارتش صهيونيستي از غزه در دو
سال قبل , زمزمه عقب نشيني از كرانه باختري , از سوي رژيمي كه از زمان
حياتش همواره در انديشه توسعه طلبي و اشغالگري بوده و حتي ايده « از نيل
تا فرات » را استراتژي خود قرار داده بود , هيچ مفهوم ديگري غير از قبول
شكست و انفعال نداشت .
به موازات اين ضربات كمرشكن , صهيونيستها با بحران داخلي
بي سابقه اي نيز مواجه شدند كه نتيجه آن فروپاشي حزب ليكود , يكي از دو
حزب اصلي و سابقه دار اين رژيم و همچنين مرگ سياسي شارون , از
اصلي ترين تكيه گاههاي صهيونيستها بود.
در چنين وضعيتي , پيروزي حماس در انتخابات زمستان گذشته و به
روي كار آمدن دولت حماس , صهيونيستها را به شدت شوكه و بهت زده كرد
و ياس و نااميدي كامل را بر اردوگاه صهيونيسم حاكم ساخت .
براي نجات از اين ياس مرگبار , رژيم صهيونيستي و حاميان بين المللي
آن با تمام توان براي سرنگون ساختن و يا دست كم زمين گير كردن دولت
جديد فلسطين , به تكاپو افتادند كه با گذشت چندين ماه , اين توطئه آنها نيز
هيچ نتيجه اي نداشته و نشانه هاي شكست آن پديدار گرديد.
با در نظر گرفتن اين واقعيات , بايد گفت تهاجم اخير ارتش صهيونيستي
به غزه , نه از جنبه قوت و قدرت , بلكه كاملا از روي ضعف صورت گرفته و
نشانه درماندگي اين رژيم است و نتيجه اي نيز جز شكست و هزيمت بيشتر
براي اشغالگران صهيونيست در پي نخواهد داشت . نشانه هاي شكست
تهاجم اخير صهيونيستها نيز از هم اكنون آشكار شده چرا كه با وجود
لشكركشي گسترده و انجام جنايات گسترده , اين رژيم نتوانسته است سرباز
اسير خود را آزاد سازد. در نهايت , اين رژيم چاره اي جز تن دادن به خواسته
ملت فلسطين و آزادسازي اسراي فلسطيني نخواهد داشت , مشابه همان
فرجامي كه در لبنان دچار آن شد.
با اينحال در اين ميان يك نكته حائز اهميت است و آن سكوت ننگين و
شرم آور تمامي مجامع پرمدعا و عريض و طويل بين المللي در برابر تجاوزات
و جنايات آشكار رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين است . اين مجامع كه
براي اسير شدن يك سرباز اسرائيلي مرثيه سرايي كرده و سينه چاك مي كنند ,
در برابر كشتار ملت بي دفاع فلسطيني سكوت كرده اند. تاسف مضاعف ,
مربوط به سكوت دولت هاي اسلامي است كه به نظر مي رسد آنها نيز ترجيح
مي دهند چشم خود را به روي فجيع ترين جنايات و اقدامات غيرانساني
صهيونيستها در حق مردم فلسطين ببندند كه دچار خشم و غضب
صهيونيستها و غربي ها نشوند تا به زعم خود , به پايه هاي حاكميت آنها
آسيب و صدمه اي نرسد و چند صباحي بيشتر حكومت كنند.
بديهي است تا چنين وضعي تداوم دارد صهيونيستها نيز با فراغ بال و
آسودگي خيال به قلع و قمع مردم فلسطين و تجاوزات خود در حق اين ملت
ادامه خواهند داد. در چنين شرايطي است كه ملت فلسطين هيچ راهي به جز
تشديد مبارزه و مقاومت ندارد. اين مسير , تنها راه پيش روي
فلسطيني هاست و يقينا به پيروزي خواهد انجاميد.
ولي آنچه در تاريخ باقي خواهد ماند ننگ ابدي براي حاميان رژيم
صهيونيستي و شرمندگي براي آن گروه از دولتهاي عرب و اسلامي است كه
با بي تفاوتي و بي اعتنايي , به صهيونيستها براي تداوم جناياتشان چراغ سبز
داده اند.

|