مهدي شيرين پور
قسمت سوم و پاياني
5 ـ مديران و مسئولان عاقل و عامل .
شهيد رجائي نمونه ارزنده ايي از اين دسته مديران بود كه يقينا با
عملكردش , موجب استحكام و استواري نظام مي شد و مسلما اين نتيجه ;
خوشايند تروريست هاي منافق نبود و در نتيجه , مانع راه بود ومي بايست
برداشته مي شد كه امام فرمود , عقلش از عملش بيشتر است .
6 ـ اجتماعات و تظاهرات مردمي .
نمازهاي جمعه , راه پيمائي هاي مردمي همچون 22 بهمن , روز قدس , ...
نيز نمايانگر حضور و بروز شعور سياسي مردم محسوب مي شود كه موجب
تامين هر چه بيشتر امنيت ملي خواهد شد و بديهي است كه اين امر نيز با
منافع دشمنان , ناسازگاري دارد و بايد شكل نگيرد.
به هر حال , استراتژي ترور حكم مي كرد كه همه عوامل سياسي و انساني
كارآمد كه موجب حاكميت و استمرار نظام هستند را از بين ببرند و از همه
عوامل تقريبا همسو و « جاده صاف كن » نيز در اين هدف , كمك بگيرند كه با
اين مبنا , اولين ترورهاي سال 58 كه توسط « گروه فرقان » انجام مي گرفت نيز
اهداف آنان را تامين مي كرد.
« بياد داريم كه در همان روزهاي نخست انقلاب وقتي گروه خوارجي
فرقان دست به « ترور » عزيزترين ياوران انقلاب اسلامي مي زد و خشم ملت
از هر سوي عليه آنان مي خروشيد , اينان « شيطان صفتانه » اينچنين جناياتي
را فقط به دليل « شرايط » محكوم مي كردند , يعني به كنايه مي گفتند دستتان
درد نكند. اصل كار شما مورد تشكر و تقدير است , فقط بايد نخست از طريق
ديگر محيط را مقداري آماده كنيد , بعد اين كارهاي لازم را به انجام برسانيد!
بعدا نيز بطور مشخص و علني اين موضوع را خود رجوي خطاب به سازمان
پيكار اعلام كرد و تاكيد كرد كه شما انتظار داريد ما حرف هاي « سري » را بلند
جلو دشمن بزنيم , اين ما هستيم كه داريم در جهت سرنگوني رژيم و تغيير
وضع موجود عملا اقدام مي كنيم , ولي شما بيشتر حرف مي زنيد. مي بينيم كه
با دقت در اينگونه موارد نيز كه بسيار است , يقين مي كنيم اينان از آغاز
درصدد همين سرنگوني رژيم بوده اند كه اكنون در راه آن رسما تلاش
مي كنند . » (28 )
بنابراين اهداف ترسيم شده از سوي ضدانقلاب , نهايتا به يك هدف كلي
مي رسيد كه آن « مخالفت با اصل و اساس نظام » بود و ترورها , مقدمه اين
كار , كه رويكرد معمار كبير انقلاب مويد اين مدعاست . امام مي فرمايد : « اين
طور نبود كه من باب اتفاق يك كسي مرحوم مطهري را ترور كند يا مرحوم
مفتح را يا آقاي هاشمي را يا آقاي خامنه اي را يا مرحوم بهشتي را يا اين
وزرايي كه براي اسلام هر كدام ارزشمند بودند و آن وكلايي كه متعهد و مفيد
بودند. مساله يك مساله تنظيم شده بود و هست . مساله اي بود كه از اول كه
اين انقلاب يك شكلي به خودش گرفت , از آن وقت شروع شد به اين مسائل ,
از همان وقت كه به جمهوري اسلامي , مردم مي خواستند راي بدهند , مورد
تحريم واقع شد.
... قضيه آقاي بهشتي نبود. شما ديديد كه در طول اين يكسال , دو سال
با چه افرادي مخالفت شد. قضيه شخص افراد نبود , قضيه همان جريان بود
كه با اصل اساس مخالفت باشد . » (29 )
نتيجه گيري
با نگاه به گذشته انقلاب و هزينه هاي سنگيني كه بابت تهديدها پرداخت
شده مسلما بايد با آسيب شناسي مدام از انقلاب و آفت زدايي از آن با
تهديدهاي حال و آينده دشمنان مقابله كرد و مصونيت لازم را , ايجاد و
تداوم انقلاب را تضمين نمود.
اشخاصي كه ترور شدند اصحاب ديرينه امام , اصلاحگران افكار
جامعه , شهيدان انديشه . پهلوانان و استوانه هاي انقلاب بودند كه به زعم
دشمنان ; موتور محركه نظام . ستارگان درخشان دور محور خورشيد رهبري
محسوب مي شدند , پس افراد عادي و معمولي نبودند كه وجودشان براي
انقلاب و نظام , « مصونيت » بود. پس اين شهدا , ذخاير و گنجينه هاي انقلابند
كه جامعه بايد با بهره گيري از آنها , صحت و تداوم انقلاب را پاسداري كند
كه قطعا غفلت از آنها , انقلاب را با تهديدها و مشكلات عديده روبرو خواهد
كرد , همان چيزي كه خواسته دشمن بود و هست . از منظر اين قلم , انقلاب ,
تركيبي است از امام , توده مردم . و اين اشخاص و ادامه دهندگان راه همين
شهدا.
براي صيانت از اين گنجينه هاي گرانبها به منظور بهره گيري بيشتر از آنان
در راستاي تداوم انقلاب , برخي از راهكارهاي مورد نظر ارائه مي گردد.
1 ـ معرفي و تبليغ آثار و كتب شهيد مطهري .
دشمنان چون توان رويارويي با اين نخبگان علمي و فكري را نداشتند و
از وجودشان احساس خطر مي كردند ناچار به ترور روي آوردند و پرواضح
است كه مخالفت متوجه افكار , رويكردها و چارچوب فكري وي بوده كه
مسلما بعد از ترور فيزيكي نيز اين دشمني و مخالفت ادامه خواهد داشت كه
تاكيد امام دال بر صحت اين نظر است كه مي فرمايد : « اكنون شنيده مي شود
كه مخالفين اسلام و گروههاي ضدانقلاب درصدد هستند كه با تبليغات
اسلام شكن خود , دست جوانان عزيز دانشگاهي ما را از استفاده از كتب اين
استاد فقيه كوتاه كنند. من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه
مي كنم كه كتابهاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاي غيراسلامي
فراموش شود . » (30 )
شهيد مطهري , فقيه , فيلسوف , متفكر اجتماعي و از اسلام شناسان
ممتاز معاصر بشمار مي آيند. در عصري كه استعمار فرهنگي با همه امكانات
تبليغي و هنري خود به ميدان آمده , آثار مكتوب و سخنان اين انديشمندان
اسلامي و متفكران اجتماعي بويژه استاد مطهري و شهيد بهشتي مي تواند
براي نسل جوان , روشنفكر , محقق و باانگيزه جامعه كنوني , بسيار مفيد و
مرتفع كننده مشكلات باشد , كه امام مي فرمايد : « نوشته هاي او و گفتار او
مربي جوانان ما هست و بايد باشد . » (31 ) و امام درخصوص آثار شهيد
مطهري و رابطه وي با نسل جوان مي فرمايد : « مرحوم مطهري يك فرد بود ,
جنبه هاي مختلف در او جمع شده بود و خدمتي كه به نسل جوان و ديگران ,
مرحوم مطهري كرده است , كم كسي كرده است . آثاري كه از او هست
بي استثنا همه آثارش خوب است و من كس ديگري سراغ ندارم كه بتوانم
بگويم بي استثنا آثارش خوبست , انسان ساز است » . (32 )
2 ـ جمع آوري و تقرير و تنظيم بيانات و آثار شهداي محراب .
آثار شهداي محراب كه معمولا جنبه سياسي ـ عبادي دارند در واقع .
اسناد تاريخي انقلاب محسوب مي شوند و مي توانند موجب شناسائي بيشتر
اين شهدا و سبب ماندگاري آنها شود.
معرفي و تبليغ آثار اخلاقي و عرفاني معلم اخلاق آيت الله شهيد
دستغيب , تشنه گان مسائل اخلاقي را سيراب خواهد كرد و نقش بسزائي در
مصونيت سازي اخلاقي جامعه خواهد داشت .
3 ـ تدوين و تبليغ آثار شهيد رجايي و باهنر .
شهيدان , رجايي و باهنر بعنوان اسوه هاي خدمتگزاري و صداقت ,
مي توانند الگوهاي ممتازي براي همه مديران و مسئولان نظام باشند و لعن و
نفرين ابدي را براي دشمنان بويژه منافقين و استكبار جهاني دربرداشته
باشند.
فلسفه تدوين آثار اين شهدا از منظر آيت الله هاشمي رفسنجاني اينگونه
است كه درخصوص شهيد باهنر به تحرير درآورده اند : به خاطر حجب و حيا
و عمق و عشق به كار و خدمت و احتراز از ريا و تظاهر و خودنمايي و
كم حرفي و پركاري , امروز , بسياري از صفات و خصلتها و نقاط قوت
دانشمند شهيدمان بر خلق روشن نيست . اين اقدام بايد نقطه آغاز بي انقطاع
براي بهتر شناساندن اين چهره ارج دار باشد , و مي دانم كه اين خدمت براي
رشد جامعه و انقلاب گام ارزنده اي است . نوشته ها , سخنرانيها , مصاحبه ها ,
مذاكرات جلسات رسمي و غيررسمي كه ثبت شده , خدماتشان در حوزه ها ,
در مبارزات , در شوراي انقلاب , در آموزش و پرورش , در مدرسه رفاه , در
موسسه نشر فرهنگ اسلامي , در مجلس , در نخست وزيري و هرجاي ديگر ,
همراه با تحليل و توضيحهاي لازم , بايد موضوع يك سلسله نشريات شود كه
ساماندهي و رهبري انقلاب , نقش و جايگاه ويژه اي داشته و دارند , بطوريكه
لحظه لحظه انقلاب مشمون از حضور مبارك آنان است . و جالب اينكه در
بيانات امام , در موارد زيادي , اسامي سه نفر را با هم داريم . به نظر ميرسد
اين دو شهيد زنده از چند نظر , « حجت » ما باشند , اگر دم از شهيدان مي زنيم
قدر اين شهداي زنده را چقدر داريم و ديگر , شايد حكمت در اين باشد كه
هر وقت , مردمي براي قيام در راه خدا و برقراري عدل و قسط حركت كردند ,
خداوند اشخاصي را براي رهبري جامعه مامور مي كند كه فردا حجتي باشد و
مردم در خلا رهبري طلبكار نباشند , همچنانكه هيچگاه زمين از حجت خدا
خالي نيست .
از نظر دشمن , انقلاب به وجود اين سه ياور , استوار و پا برجاست . قدر
دو شخصيت ارزنده انقلاب و دو شهيد زنده را زماني خواهيم دانست كه آني
فضاي سياسي ايران را منهاي اين قطب و استوانه ها تصور كنيم . اگر برخي ها
ما را « مرده پرست » قلمداد مي كنند جاي تامل است .
نگارنده بر اين باور است با عنايت به رويكرد امام كه اگر شهيد مطهري
را نيز بر اين سه ياور بيفزايم آنوقت با جرئت خواهيم گفت , اسلام اصيل ,
امام , انقلاب , مكاتب و همه دشمنان نظام و انقلاب غربي را بطور كامل و
جامع خواهيم شناخت واز همه كس و همه جا بي نياز در آينده خزانه اي و
مرجعي براي پويندگان راه حق باشد(33 )
4 ـ حفظ موقعيت و جايگاه سه ياور امام خميني .
در اوج اختلافات و درگيري هاي بين بني صدر و نيروهاي خط امام ,
شعار جالبي سر زبانها افتاد كه حاكي از « موقعيت شناسي » مردم بود و آن
شعار محوري اين بود :
درود بر سه ياور خميني
هاشمي و دو سيد حسيني
از اين سه ياور , يكي شهيد مظلوم بهشتي بود كه صياد ظالم نابكار ,
زيركانه او را از ما گرفت و اندوه و حسرت فراوان را بر ما گذاشت . او , شهيد
انديشه بود و از طراحان انقلاب كه آثار و بيانات عميق او در معرفي اسلام ,
خط امام , انقلاب و... جوابگوي همه اشكالات و ابهامات خواهد بود. يكي
از آثار ارزنده او كتاب « مباني نظري قانون اساسي » است كه با همين انگيزه
تهيه شده است و شامل نظرات تفصيلي و تفسيري آيت الله شهيد دكتر
بهشتي درباره قانون اساسي است كه خود نقشي بس مهم در تدوين آن
داشته است (34 )
و سيد ديگر , سكاندار كشتي انقلاب , مقام معظم رهبري كه از شهداي
زنده انقلابند و ياور ديگر , هاشمي رفسنجاني كه او نيز از شهداي زنده و يار
ديرين رهبري هستند.
آري , فكر سازان و انديشمندان دلسوز انقلاب و نظام بايد از تشعشع اين
چهار ستاره درخشان تاريخ انقلاب , انرژي و توان كافي را جذب كنند و به
نسلهاي دوم , سوم , انقلاب ... برسانند و حتي به برخي از نسل اولي ها كه
گاهي دچار غفلت و فراموشي شده و زير پرچم دشمن سينه مي زنند!
5 ـ برگزاري مراسم هرچه باشكوه تر ساليانه شهدا .
از باب اينكه دشمن از ياد آوري اين شهدا , هراس دارد و از طرفي اينها ,
اسناد و مدارك حقانيت انقلابند و در يك كلام , خونبهاي انقلابند , ضرورت
دارد به تناسب شان و مقام شامخ شان , مجالس ياد بود , هر ساله با عظمت
بيشتري برگزار شود كه ياد و نام اين شهدا چون سرورشان ـ امام حسين (ع )
مايه حيات و زندگيست و رمز بقا.
آري , اهداف نشانه روي در ترورها , خاموش كردن ستارگان بود و... كه
پايانش را امام اينگونه مي بيند : ...ما اگر چه دوستان و عزيزان وفاداري را از
دست داده ايم كه هريك براي ملت ستمديده استوانه بسيار قوي و پشتوانه
ارزشمند بودند , ما گر چه برادران بسيار متعهدي از دست داده ايم كه « اشدا
علي الكفار رحما بينهم » بودند و براي ملت مظلوم و نهادهاي انقلابي ,
سدي استوار و شجره اي ثمر بخش بشمار مي رفتند , لكن سيل خروشان خلق
و امواج شكننده ملت با اتحاد و اتكال بخداي بزرگ هر كمبودي را جبران
خواهد كرد . (35 )
ماخذ :
28 ـ بررسي چند سئوال پيرامون تروريسم ـ سازمان مجاهدين انقلاب
اسلامي ص 13
29 ـ امام خميني ـ شخصيتها ص 86
30 ـ همان ـ ص 53
31 ـ همان ـ ص 69
32 ـ همان ـ ص 102
33 ـ محمد جواد باهنر ـ مواضع ما ـ ص 13
34 ـ محمد حسيني بهشتي ـ مباني نظري قانون اساسي , مقدمه ص 2
35 ـ امام خميني ـ شخصيتها ص 85
حضرت امام خميني :
اين طور نبود كه من باب اتفاق يك كسي مرحوم مطهري را ترور
كند , يا مرحوم مفتح را , يا آقاي هاشمي را , يا آقاي خامنه اي
را , يا مرحوم بهشتي را , يا اين وزرايي كه براي اسلام هر كدام
ارزشمند بودند , و آن وكلايي كه متعهد و مفيد بودند. مساله ,
يك مساله تنظيم شده بود و هست . مساله اي بود كه از اول كه
اين انقلاب يك شكلي به خودش گرفت , از آن وقت شروع
شد
اشخاصي كه ترور شدند اصحاب ديرينه امام , اصلاحگران
افكار جامعه , شهيدان انديشه , استوانه هاي انقلاب , ذخيره ها و
گنجينه هاي انقلاب , موتور محركه نظام , و ستارگان درخشان
برگرد خورشيد رهبري محسوب مي شدند
دشمنان اسلام و انقلاب ثابت كردند كه توان رويارويي با
نخبگان علمي و فكري همچون متفكر شهيد استاد مطهري را
ندارند و با احساس خطري كه از وجودشان مي كردند , به ناچار
به ترور آنان پرداختند

|
قهرمان واقعي چه كسي است
|
پورياي ولي يكي از پهلوانان معروف دنياست , و ورزشكاران هم او را
مظهر فتوت و مردانگي و عرفان مي دانند.
نقل مي كنند كه روزي به كشوري سفر مي كند , تا با پهلوان درجه اول
آنجا در يك مكان و وقت معيني مسابقه پهلواني بدهد.
در شب جمعه به پيرزني برمي خورد كه حلوا خيرات مي كند و از مردم
هم التماس دعا دارد.
پيرزن , پورياي ولي را نمي شناخت , لذا جلو آمد و به او حلوا داد و
گفت : حاجتي دارم , برايم دعا كن .
چه حاجتي
پسر من قهرمان كشور است , هم اكنون قهرمان ديگري از خارج آمده تا در
همين روزها با پسرم مسابقه دهد. و چون تمام زندگي ما با همين حقوق
قهرماني فرزندم اداره مي شود , اگر پسر من زمين بخورد , نه تنها كه آبروي او
رفته بلكه تمام زندگي ما نيز تباه مي شود. و من پيرزن هم ازبين مي روم .
پوريا گفت : مطمئن باش من دعا مي كنم .
پس از آن پوريا با خود فكر كرد كه فردا چه بايد بكند , آيا اگر قويتر از آن
پهلوان بود او را به زمين بزند يا نه
بعد از مدتي فكر و خيال به اين نتيجه رسيد كه : قهرمان كسي است كه با
نفس خود مبارزه كند , لذا تصميم خودش را گرفت .
... چون روز موعود فرارسيد و پنجه در پنجه حريف خود افكند ,
خويشتن را بسيار قوي و حريف را خيلي ضعيف يافت , بطوري كه
مي توانست به آساني پشت او را به خاك برساند. ولي براي اينكه كسي نفهمد
مدتي با او هم آوردي كرد و بعد هم به گونه اي خودش را سست نمود , كه
حريف , وي را به زمين زد و روي سينه اش نشست .
نوشته اند : در همان وقت احساس كرد كه قلبش را خداي متعال باز نمود ,
گويي ملكوت را با قلب خود مي بيند , چرا
براي اينكه يك لحظه جهاد با نفس كرد. بعد اين مرد از اولياالله شد.
زيرا : « المجاهد من جاهد نفسه » .
و به مصداق « اشجع الناس من غلب هواه » , چنان قهرماني اي به خرج
داد كه از همه قهرمانيها بالاتر بود.
البته در ورزشهاي امروز خصوصا در ممالك ديگر , معنويات از بين رفته
است , در گذشته , ورزشكارها علي (ع ) را مظهر قهرماني و پهلواني
مي دانستند.
علي عليه السلام در هر دو جبهه قهرمان است , هم در ميدان جنگ كه با
انسانهاي منحرف در ستيز است و هم در ميدان مبارزه با نفس :
وقت خشم و وقت شهوت مرد كو
طالب مردي چنينم كو به كو
اين بود كه هميشه پهلواني و قهرماني با يك فتوت , مردانگي , شجاعت
معنوي و مبارزه با هواي نفس و آزادي از هوس , توام بود. يعني آنكه قهرمان
بود , آنجا كه چشمش به نامحرم مي افتاد , ديگر خيره نمي شد و به ناموس
مردم نگاه نمي كرد , روح قهرماني به او اجازه نمي داد تا نگاه كند. قهرمان زنا
نمي كرد , شراب نمي خورد , دروغ نمي گفت , تهمت نمي زد , تملق و چاپلوسي
نمي كرد , چون روح قهرماني به او اجازه اين كارها را نمي داد. قهرمان , تنها
آنكس نيست كه يك وزنه سنگين , يا يك سنگ و آهني را بلند كند , بلكه
عمده اين است كه از عهده نفس اماره برآيد. (نقل از : حكايت ها و هدايت ها
در آثار استاد شهيدمطهري )

| |