روزنامه جمهوري اسلامي 07/04/1385 صفحه عقيدتي

* ويژه سالگرد شهادت حضرت فاطمه زهرا(س ) از خاك تا افلاك
* ياور مخلص اسلام و انقلاب
ويژه سالگرد شهادت حضرت فاطمه زهرا(س ) از خاك تا افلاك




تاملي در ديدگاه امام خميني درباره رفيع ترين مقام معنوي حضرت فاطمه (س )
شخصيت معنوي حضرت فاطمه زهرا(س ) داراي ابعاد و جلوه هاي مختلف است كه هركدام نگرش عميق و جامع را مي طلبد تا نور خرد به زواياي آن راه يابد و حقيقتي دريافت كند و بينشي بپرورد و به محيط ذهن و جان و روح شيفتگان معرفت و شناخت منتقل سازد.
تعبدهاي خالصانه , مناجات هاي عارفانه , تهجدهاي شبانه , و خلوت هاي عاشقانه با حضرت معبود و محبوب , از جمله جنبه ها و جلوه هاي شخصيت معنوي حضرت طاهره صديقه (س ) است .در كنار اين ابعاد و جنبه ها , اشتياق قلبي و تلاش هاي عملي براي متجلي كردن ارزش هاي الهي و اسلامي در كنش و رفتار و سلوك , و پايبندي هاي دقيق و همه جانبه نسبت به فضايل و معيارهاي اخلاقي نيز بخشي از شخصيت والاي معنوي حضرت زهراي مرضيه (س ) راتشكيل مي دهد.
اين جلوه ها از مقامات و مراتب معنوي حضرت فاطمه (س ) , هر كدام در جايگاه خود حائز اهميت خاص مي باشند و نگرش هاي جامع , اوج زيبايي ها و آموزش ها و راهگشايي هاي آنها را مي نمايانند و اگر چه نه در حد مطلوب و متناسب با جايگاه رفيع و مرتبه عظيم ايمان و عشق و تقرب اين موجود شگفتي زاي خلقت , لكن در محدوده توان اذهان و افكار و انديشه هاي بشري , راهي گشوده مي دارد و مقصدي روشن فراروي انسان هاي تشنه حقيقت قرار مي دهد.
از اين مقامات معنوي و شكل دهنده شخصيت الهي حضرت فاطمه (س ) با ذكر نام و اشاره عبور كرديم تا به يكي از بزرگترين جلوه هاي معنوي اين موجود مقدس مواجه شويم كه آن , آمد و شد و مراوده فرشته بزرگ و مقرب الهي حضرت جبرئيل (ع ) به خانه حضرت زهراي مرضيه (س ) و در ميان نهادن حقايقي به صورت « وحي » واز جانب خدا به آن حضرت مي باشد.
اين مقام و منزلت بسيار والا و بزرگ و رفيع , از مهم ترين ابعاد و جلوه هاي شخصيت معنوي حضرت فاطمه زهرا(س ) محسوب مي شود و تامل و تعمق خاص و ويژه اي را برمي انگيزاند.
حضرت امام خميني با تدقيق و ژرف نگري و نكته سنجي هايي كه مختص به خود او مي باشد وكمتركسي تاكنون قادر به اين نوع نگرش هاي عميق و راهگشا به ابعاد و جلوه هاي وجودي حضرت زهراي اطهر(س ) شده است , ما را به معرفت و شناخت هاي اصيل و ناب در باره اين جلوه شگرف از شخصيت معنوي زهراي بتول (س ) نائل مي گرداند.
ابتدا متن سخنان حضرت امام خميني را مرور مي كنيم و سپس در پيام ها و آموزش هاي آن نظر مي گستريم :
« من راجع به حضرت صديقه سلام الله عليها خودم را قاصر مي دانم ذكري بكنم . فقط اكتفا مي كنم به يك روايت كه در كافي شريفه است و با سند معتبر نقل شده است . و آن روايت اين است كه حضرت صادق سلام الله عليه مي فرمايد فاطمه سلام الله عليها بعداز پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند , در اين دنيا بودند , و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مي آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مي كرد و مسائلي از آينده نقل مي كرد. ظاهر روايت اين است كه در اين هفتاد و پنج روز مراوده اي بوده است , يعني رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است , و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياي عظام , در باره كسي اين طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل رادر آتيه اي كه واقع مي شده است , مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مي رسيده است در آتيه , ذكر كرده است , و حضرت امير هم آنها را نوشته است , كاتب وحي بوده است حضرت امير , همان طوري كه كاتب وحي رسول خدا بوده است . و البته آن وحي به معناي آوردن احكام , تمام شد به رفتن رسول اكرم ـ , كاتب وحي حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است .
مساله آمدن جبرئيل براي كسي , يك مساله ساده نيست , خيال نشود كه جبرئيل براي هركسي مي آيد , و امكان داردبيايد , اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است ... تا تناسب بين روح اين كسي كه جبرئيل مي آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد , امكان ندارد اين معنا.
و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياي درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسي و عيسي وابراهيم و امثال اينها , بين همه كس نبوده است , بعد از اين هم بين كس ديگري ديده نشده است , حتي در باره ائمه هم من نديده ام كه وارد شده باشداين طور كه جبرئيل بر آنهانازل شده باشد , فقط اين است كه براي حضرت زهراسلام الله عليهاست كه آن كه من ديده ام كه جبرئيل به طور مكرر در اين 75 روز وارد مي شده و مسائل آتيه اي كه بر ذريه او مي گذشته است , اين مسائل را مي گفته است و حضرت امير هم ثبت مي كرده است و شايد يكي از مسائلي كه گفته است , راجع به مسائلي است كه در عهد ذريه بلند پايه او حضرت صاحب سلام الله عليه است براي او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد , ما نمي دانيم , ممكن است .
در هر صورت من اين شرافت و فضيلت رااز همه فضايلي كه براي حضرت زهرا ذكركرده اندـ با اينكه آنها هم فضايل بزرگي است ـ اين فضيلت را من بالاتر از همه مي دانم كه براي غيرانبيا عليهم السلام , آن هم نه همه انبيا , براي طبقه بالاي انبياعليهم السلام و بعض از اوليايي كه در رتبه آنها هست , براي كسي ديگر حاصل نشده , و با اين تعبيركه مراوده داشته است جبرئيل دراين هفتاد و چند روز , براي هيچ كس تاكنون واقع نشده و اين از فضايلي است كه از مختصات حضرت صديقه سلام الله عليهاست . » (2 )
1 ـ اولين موضوع در بيانات حضرت امام خميني درباره اين مقام و فضليت بزرگ و شگفت انگيري كه از ساير فضايل و مقامات معنوي حضرت فاطمه زهرا(س ) برتر و والاتر مي باشد , اين است كه حضرت جبرئيل امين در محضر حضرت فاطمه زهرا(س ) قرار مي گيرد و اولا به تعزيت وتسليت مي پردازد تا حزن و اندوه بي كران زهراي مرضيه (س ) در فقدان جانسوز پيامبر اكرم (ص ) كاهش يابد و ثانيا آنچه خداوند متعال امر فرموده است , به اين بانوي مطهر انتقال دهد.
اين يك مقام بزرگ و منزلت سترگ براي حضرت صديقه طاهره (س ) است كه جبرئيل , فرشته مقرب خدا , به مراوده و رفت و آمد با او بپردازد و پي در پي در مدت 75 روز كه آن بانوي بزرگوار در قيد حيات بوده اند , در محضرش حضور يابدو به اكرام و بزرگداشت او بپردازد و به انجام ماموريت الهي خويش اهتمام ورزد.
2 ـ دومين موضوع در كلام ژرف حضرت امام خميني اين است كه آنچه از حضرت جبرئيل امين به حضرت زهراي اطهر(س ) منتقل مي شود از جنس « وحي » است و از جانب حضرت پروردگار نازل گرديده است .يعني همان حقيقت مقدسي است كه خداوند متعال به وسيله حضرت جبرئيل به پيامبر اكرم (ص ) نازل مي كرد. تفاوتي كه در وحي به رسول خدا(ص ) و وحي به فاطمه زهرا(س ) وجوددارد اين است كه وحي اول احكام و قوانين جامع اسلام در همه ابعاد و شئون حيات مادي و معنوي است كه باختم نبوت خاتمه يافت و با اكمال دين مبين الهي به اتمام رسيد. لكن وحي دوم , احكام و قوانين نيست و موضوع آن حوادث آينده واخبار غيبي مي باشد.
در وحي به حضرت زهرا(س ) , « كاتب وحي » حضرت علي (ع ) است , همچنان كه كاتب وحي رسول خدا(ص ) نيز پيشواي متقين بود. همان گونه كه وحي بودن آنچه حضرت جبرئيل امين به حضرت فاطمه زهرا(س ) انتقال داد داراي اهميت خاص مي باشد , كتابت وحي توسط حضرت علي (ع ) نيز برارزش واهميت اين موضوع مي افزايد , كه آنچه به صورت « وحي » بر حضرت صديفه طاهره (س ) نازل مي شود , كاتبي چون امير مومنان حضرت علي (ع ) را مي طلبد كه به دقت و مراقبت كافي ودراوج طهارت و پاكي به اين عمل الهي مبادرت ورزد.
3 ـ سومين موضوع در سخنان عميق امام خميني , « تناسب روح » است . اين موضوع كه لازم است به دقت مورد توجه قرار گيرد , عظمت روح متعالي حضرت زهرا(س ) را نمايان مي سازد , به اين ترتيب كه حضرت جبرئيل امين كه خود « روح اعظم » است بر هر كسي نازل نمي شود , بلكه بايد به كسي نازل شود كه بين خود و او در تعالي و منزلت روح , تناسب لازم وجود داشته باشد.
روح حضرت زهراي مرضيه (س ) آنقدر عظمت و وسعت وقداست و طهارت داشت كه روح اعظم حضرت جبرئيل امين بر او فرود مي آمد و به آمد و شد و مراوده مكرر مي پرداخت و امانات الهي را به صورت اخبار غيبي براو نازل مي ساخت و اين خود مقام و منزلتي بزرگ براي حضرت صديقه طاهره است كه روح مقدس او اينگونه از « خاك » تا « افلاك » اوج گرفته و همه مراحل و مراتب تقرب الهي را طي كرده و به مقام حضور و شهود و اتصال به منبع نورعظمت الهي نائل آمده و اينگونه مورد عنايات وافاضات رحماني قرار گرفته است .
اين مقام والا وعظيم , حاصل مجاهدات وقفه ناپذير و عبادات و مراقبت ها و تلاش هاي زلال و خالص معنوي آن بانوي بزرگوار مي باشد كه در صحنه ها و عرصه هاي حيات خاكي به ظهور و عينيت درآمده است واو را به اين جايگاه متعالي رسانده است , و اين واقعيت هرگز منافاتي با خلقت خاص اوليه و مقام عصمت حضرت زهرا(س ) ندارد , كه پيامبر اكرم (ص ) وامامان (ع ) نيز با اين مقام اوليه , به « خاك » آمدند تا به صورت ملموس و مشهود و همراه با توده هاي مردم , سفر از خاك تا افلاك را با همه رنج ها و مجاهدت هايش آغاز و به انجام برسانند و به اين ترتيب اسوه و الگوي عيني و كامل و جامع اين سير و سلوك و حركت الهي براي « بشريت » گردند.
4 ـ چهارمين موضوع در سخنان نغز حضرت امام خميني اين است كه مقام مراوده و همنشيني با روح اعظم و فرشته مقرب خداوند حضرت جبرئيل (ع ) و در معرض بارش انوار وحي الهي قرار گرفتن , غير از گزيده اي از انبياي عظام , اختصاص به شخص حضرت زهراي مرضيه (س ) دارد وكسي ديگر به اين مقام والا و بزرگ نائل نيامده است .
حضرت امام خميني معتقدند كه حتي ائمه اطهار (ع ) از مقام مراوده با جبرئيل امين (ع ) و دريافت وحي از او نائل نيامده اند و در متون اخبار و روايات ديني نشاني از اين كه اين فرشته امين وحي بر امامان (ع ) وارد شده و از جانب خداوند متعال حقايقي را به صورت « وحي » بر آنان نازل نمايد , مشاهده نشده است , بنابر اين جز برخي از انبياي الهي احدي را اين جايگاه رفيع و منزلت عظيم نيست و فقط حضرت فاطمه زهرا(س ) به اين شرافت و عظمت نائل آمده است .
5 ـ پنجمين و آخرين موضوع مطرح شده در سخنان عميق حضرت امام خميني , رجحان و برتري مقام مراوده حضرت زهرا(س ) باجبرئيل امين (ع ) نسبت به ساير مقامات و فضايل معنوي اين بانوي مطهر مي باشد.
حضرت امام خميني با صراحت و اطمينان كامل معتقد است كه انزال وحي با فرود فرشته مقرب الهي حضرت جبرئيل امين بر حضرت صديقه طاهره (س ) در مدت 75 روزي كه آن بانوي بزرگوار در قيد حيات دنيا بوده اند , از همه فضايل و مقامات او برتر و شريف تر است و از اين طريق است كه بهتر و سريع تر مي توان به اوج عظمت روح و منزلت والاي معنوي و قداست و تقرب زهراي مرضيه (س ) واقف و آگاه گشت , و البته با اذعان واعتراف به اين واقعيت كه ساير فضايل و مقامات معنوي اين وجود مقدس نيز در جاي خود و با آثار ارزشمند فردي و اجتماعي آن , شريف و بزرگ وداراي رفعت و منزلت مي باشد.
حضرت امام خميني به دليل وجود اين مقام و فضيلت معنوي عظيم به صورت اختصاصي براي حضرت فاطمه زهرا(س ) , در وصيت نامه الهي و سياسي خويش نيز به آنان اشاره مي نمايند و با عبارات و تعابير ذيل از آن ياد مي كنند :
« ما مفتخريم كه ... صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است از ماست . » 3
و به اين ترتيب « صحيفه فاطميه » 4 , به صورت ثبت وحي والهامات الهي توسط حضرت جبرئيل امين ـ كه خود فرشته مقرب و مختص نزول وحي مي باشد ـ سند بزرگ و عظيمي مي گردد كه اوج مقام معنوي و فضيلت بزرگ قدسي و ملكوتي حضرت فاطمه زهرا(س ) را نمايان مي سازد واين موجود شريف و مقدس را اينگونه به درگاه قرب الهي پيوند مي دهد و از معنويت زلال و خالص بهره مند مي گرداند تا انديشه هاي گوناگون وجلوه هاي مختلف رفتار و سلوك و عملكردهايش در همه اعصار و زمان ها الگوي جامع و كامل رشد و بالندگي و سعادت و رستگاري باشد و زمينه ساز حركت صعودي آدميان از « خاك » تا « افلاك » و دست يابي به عالي ترين مراتب قرب الهي گردد.
پاورقي :
ـــــــــــــــ
1 ـ اصول كافي , ج 2 , ص 355
2 ـ جايگاه زن در انديشه امام خميني , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني , ص 20 و 21
3 ـ صحيفه امام , موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني . ج 21 , ص 397
4 ـ « صحيفه فاطميه » كه حضرت علي (ع ) در باره محتواي آن مي فرمايد : « دراين مصحف , مسائل شرعي از حلال و حرام مطرح نيست , بلكه دانشي است از آنچه واقع شده و يا به وقوع خواهد پيوست » , و نيز حضرت امام جعفر صادق (ع ) در باره آن مي فرمايد : « حوادثي كه بعداز رحلت رسول خدا(ص ) بر ذريه اش وارد مي گردد در آن به صورت اخبار غيبي آمده است » , نزد ائمه اطهار(ع ) محفوظ مي باشد و هم اكنون دراختيار آخرين ذريه پاك حضرت فاطمه (س ) يعني حضرت مهدي موعود(ع ) است و هم اوست كه از محتواي آن به طور كامل خبر دارد.
مقامات و مراتب معنوي حضرت فاطمه (س ) , هر كدام در جايگاه خود حائز اهميت خاص مي باشند و نگرش هاي جامع , اوج زيبايي ها و آموزش ها و راهگشايي هاي آنها را مي نماياند و اگرچه نه درحد مطلوب و متناسب با جايگاه رفيع و مرتبه عظيم ايمان و عشق و تقرب اين موجود شگفتي زاي خلقت , لكن در محدوده توان اذهان و افكار و انديشه هاي بشري , راهي گشوده مي دارد و مقصدي روشن فراروي انسان هاي تشنه حقيقت قرار مي دهد
روح حضرت زهراي مرضيه (س ) آنقدر عظمت و وسعت و قداست و طهارت داشت كه روح اعظم حضرت جبرئيل امين (ع ) بر او فرود مي آمد و به آمد و شد و مراوده مكرر مي پرداخت و امانات الهي را به صورت وحي و اخبار غيبي بر او نازل مي ساخت و اين خود مقام و منزلتي بزرگ براي حضرت صديقه طاهره (س ) است كه همه مراحل و مراتب تقرب را طي كرده و به مقام حضور و شهود و اتصال به منبع نور عظمت الهي نائل آمده و اينگونه مورد عنايات و افاضات رحماني قرار گرفته است .
« صحيفه فاطميه » به صورت ثبت وحي و الهامات الهي , سند بزرگ و عظيمي مي گردد كه اوج مقام معنوي و فضيلت قدسي و ملكوتي حضرت فاطمه (س ) را نمايان مي سازد و اين موجود شريف و مقدس را اينگونه به درگاه قرب الهي پيوند مي دهد و از معنويت زلال و خالص بهره مند مي گرداند تا انديشه هاي گوناگون و جلوه هاي مختلف رفتار و سلوك و عملكردهايش در همه اعصار و زمان ها الگوي جامع و كامل رشد و بالندگي و سعادت و رستگاري باشد

ياور مخلص اسلام و انقلاب




(به مناسبت سالروز شهادت محمدكچوئي )
هشتم تيرسالروز شهادت محمدكچوئي توسط منافقين كوردل مي باشد در اين روز محمدكچوئي يكي از ياران اسلام وانقلاب در اثر جنايت ديگري بدست منافقين كوردل در محوطه زندان اوين به شهادت رسيد.
شهيد كچوئي در سال 1329 در يك خانواده محروم روستائي ديده به دنيا گشود. او پس از طي سنين كودكي و جواني با نزديك شدن وقايع 15 خرداد وارد مبارزات مذهبي شد . سپس شهيد كچوئي باعضويت درهيات هاي موتلفه اسلامي به فعاليتها و مبارزات خويش ادامه داد تااينكه در سال 50 و 51 با اوج گيري خفقان رژيم آمريكائي شاه , تحت تعقيب ساواك قرار گرفت و پس از بازداشت مورد شكنجه واقع شد.
پس ازپايان محكوميت اززندان آزاد شد و مجددا " فعاليت مبارزاتي خود را آغاز نمود و در سال 53 مجددا " دستگير شد وبه حبس ابد محكوم گرديد. وي پس از اوج گيري انقلاب اسلامي آزاد شد و بعد از پيروزي انقلاب نيز اداره زندان اوين را عهده دار شد وسرانجام در 8 تير 1360 توسط يكي از منافقين شقي به شهادت رسيد .
اينك از زبان خودشهيد به گوشه اي از زندگي ومبارزاتشان مي پردازيم :
من محمدكچوئي هستم , مدرك تحصيليم , ششم ابتدائي است كلاس اول راهنمائي را هم در زندان خواندم كه موفق به امتحان دادن نشدم چون نزديكهاي امتحان ثلث آخر ما را به زندان ديگري انتقال دادند , تا حدودي مطالعات مذهبي دارم , مقداري هم عربي خوانده ام شغلي كه در آن تخصص دارم نيز صحافي است كه در حدود 8 ـ7 سال سابقه در اين كار دارم پدرم به اين دليل كه من از يكسري استعدادها برخوردار بودم علاقه زيادي داشت كه من تحصيل كنم ولذا من را در شميران منزل يكي از آشنايان گذاشت , خانواده ام نيز در هر سه ماه يكبار سري به من ميزدند.
بعداز كلاس ششم تصميم گرفتم كه بروم كارگري .
اولين جائي كه انتخاب كردم , در بازار , موسسه ملي بود وشغل دفترسازي وآلبوم سازي و اين آغاز كار ما در صنف صحاف بود.
با روزي دوتومان شاگردي را در آنجا شروع كردم , بعد از يك مدت كوتاهي , استادمان ديد كه من در كار استعدادم خيلي زياد است ورشد زيادي پيداكرده ام اين بود كه ما را آوردند دم دست خودشان توي دفتر , در دفتر كار مرتب با افرادي كه به آنجا مي آمدند و از همانجا مسايل سياسي براي من مطرح شد. يكي ازا فراد مذهبي كه آنزمانها درمغازه ما مي آمدند محمدبخارايي بود.
با آن روحيه مذهبي كه من داشتم جذب او شدم , بخارايي يك مقدار از جزوه « چگونه قرآن رابياموزيم » داده بود برايش صحافي كنيم وجود اينگونه افراد ومسئله درگيري ساواك با مغازه ما و استاد ما هم بود و كلا " اينها بود كه ما را به متن مبارزه انداخت انگيزه ام نيز فقط مذهب بود كه مرا به طرف مسايل مبارزاتي سياسي كشاند.
بخارايي را كه گرفتند من تازه 14 سالم بود , استادم كه زمينه را در من يافته بود يك مقدار روي من كار ميكرد كتابهائي به من ميداد كه مطالعه كنم , برادر استادم هم اعلاميه به من ميداد كه بخوانم و من ازهمان موقع مثلا " رساله آقا را تهيه كرده بودم , اصولا قبل از آنهم هر مسئله اي كه رنگ و روي مذهبي داشت من را جذب ميكرد مثلا يك جزوه اي بود كه مال آقا بود , عكس آقا هم رويش بود و اين جزوه هميشه در جيب داشتم , يك بار مسئله اي در مغازه اتفاق افتاده بود و استادمان جيب شاگردها را گشته بود , وقتي سرجيب من ميرسد جزوه را مي بيند واز آن موقع بقول خودش فهميده بود كه ما سروگوشمان مي جنبد اين بود كه شروع كرده بود روي ما كار كردن .
بخارائي را كه گرفتند استادمان آمد مغازه و گفت قرآن ها را كنار بگذاريم و جمع كنيم چيزي هم به ما نگفتند. شب كه به خانه رفتم عكس بخارائي رادر روزنامه ديدم به برادرم گفتم اين همان محمد بخارائي است كه ميآمد در مغازه ما و وقتي اين مطلب را با پدرم مطرح كرديم , خوب پدرم يك مقدار مي ترسيد , او ما را هم ترساند كه اين مسائل راجايي نگوئيد كه براي خودتان ايجاد ناراحتي ميكند.
حركت بخارائي وگروه موتلفه جرقه اي ديگر بود براي شعله ورتركردن آتش ما در رابطه با مسائل مذهبي وديني , ازآن به بعد مسئله هيئت را داشتم , جلسه مي رفتيم , فكرمان روز به روز در اين جلسات وهيئتها بيشتر شكل ميگرفت . ما شروع كرديم به ياد گرفتن قرآن بعد ازمدتي چون در ارتباط با افرادي بوديم كه افرادمذهبي بودند اولين سخنراني كه به جلسه ما آمد آقاي هاشمي رفسنجاني بود , ايشان يكي از روحانيون متعهد ومبارز بودند جلسه اي را هم كه ما تشكيل داده بوديم اكثرتيپهاي جوان بودند بعد هم سئوال ميكردند ايشان به هيئت انصارالحسين هم ميرفتند وهمان روش هيئت انصارالحسين را ولي بصورت فشرده تر براي ما درس ميدادند.
اين هيئت ها در دهه هائي كه داشتند آقاي خامنه اي را دعوت ميكردند ومعمولا آقاي خامنه اي هر سال دهه آخر ماه صفر را در اين هيئتها بودند و صحبتهائي هم كه ايشان در اين جلسات مطرح ميكردند مشخص بود من يادم ميآيد كه در جلسات هيئت انصارالحسين كه مي رفتيم , آقاي خامنه اي ميآمد ومسئله امر به معروف ونهي از منكر و مسئله ولايت فقيه مهمترين صحبتهاي ايشان بودو يابه هيئت خود ما كه مي آمدند صحبتهائي داشتند تحت عنوان سيماي مومن و راجع به خصوصيات مومن سخن ميگفتند در اين هيئتها باز با افراد جديدي آشنا شديم كه اينهاسابقه مبارزاتي مذهبي داشتند در هيئت انصارالحسين كه بوديم آنموقع امام در نجف براي طلاب نجف درسهائي مي گفتند ما صحبتهاي آقا را باكمك بعضي دوستان پياده ميكرديم و بصورت جزوه درمي آورديم . شش درس اول آقا را پلي كپي كرده بوديم و مي فروختيم , من نقش مهمي در تهيه وفروش آن درسها كه تحت عنوان ولايت فقيه بود وبعد بصورت كتاب حكومت اسلامي درآمد داشتم . اين كتاب را آنها كه مي خواندند برايشان مايه اي بود تا به مبارزات مذهبي كشيده شوند در كنار اين برنامه ها در جريان كارهايي هم كه آنجا ميشد بوديم مثل جريان گروه ال آل كه ساختمان هواپيمائي ال آل را كه مربوط به اسرائيل بود منفجر كردند و تظاهرات پس از آن به راه انداختند آن موقع درامجديه مسابقه ايران و اسرائيل بود وپس از آن يكسري تظاهرات در خيابان براه افتاد ما با افراد آنها آشنا بوديم و خودمان هم در جهت دادن به مردم و جهت دادن به شعارها نقش داشتيم .