روزنامه جمهوري اسلامي 06/04/1385 صفحه عقيدتي
جريان شناسي حق و باطل


تقابل جبهه حق با حلقه هاي به هم پيوسته حركت خزنه عوامل غرب و آمريكا در واقعه هفتم تير
قسمت دوم و پاياني
بني صدر وعوامل وحاميانش براي نيل به هدف استعماري خويش , اتحاد و همبستگي با « سازمان منافقين » را به صورت يك « تاكتيك » پذيرفتند و از اين پس بود كه مشكلي بر مشكلات و رنجي بر رنج هاي ملت مظلوم و ستمديده ايران افزوده شد , زيرا حلقه هاي تقابل جبهه باطل با جبهه حق , تكميل تر و قوي تر گشت و دشمنان اسلام و انقلاب ونظام اسلامي از همه سو به تهاجم عليه دين و كشور وملت پرداختند و اساس اسلام و استقلال اين مرز و بوم در معرض تهديد و خطر جدي قرار گرفت .
عناصر وابسته به سازمان منافقين به همراه عناصر وابسته به بني صدر كه در تشكيلاتي به نام « دفتر هماهنگي » به فعاليت مي پرداختند , درصددتحقق اين نقشه كه يكي از كادرهاي بالاي دفتر هماهنگي در باره آن گفته بود « همه چيز با ايجاد يك بحران عمومي حل خواهد شد » , برآمدند.
ترويج شايعه و دروغ و تهمت , تخريب وجهه واعتبار پايه گذاران نهضت اسلامي , ايجاد جنگ رواني با بدبين كردن مردم نسبت به انقلاب و نظام , ايجاد درگيري هاي فيزيكي در خيابان ها بين مردم و هواداران منافقين و بني صدر , و ترور شخصيت چهره هاي بارز و نقش آفرين درانقلاب اسلامي , از جمله شيوه هاي ايجاد « بحران عمومي » براي به شكست كشاندن نهضت ونظام اسلامي و به دست گرفتن اهرم هاي قدرت توسط عوامل و مهره هاي وابسته به آمريكا بود.
ترديدي وجود ندارد كه در جنگ رواني بزرگي كه بني صدر و منافقين عليه شخصيت هاي نظام به راه انداخته بودند , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي به دليل نقش بسيار محوري و حياتي خود در سازمان دهي به نيروهاي انقلابي و آماده كردن آنها براي حضور موثر در صحنه هاي معارضه با فتنه اي كه توسط آمريكا در حال تخريب انقلاب و نظام و كشور اسلامي بود , بيشتر در معرض حملات قرار مي گرفت , كه او با جامعيت فكري و علمي و مديريت كارآمد و احاطه به مسائل روز و قدرت و تواني كه درانجام فعاليت هاي مختلف و همه جانبه داشت , خار در چشم دشمنان داخلي و خارجي اسلام بود. اين مشخصه ها و ويژگي ها در شخصيت جامع شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , واقعيتي است كه حتي دشمنان و رسانه هاي آنها به آن اذعان و اعتراف نمودند , چنان كه « تايمز لندن » چنين تفسيري در باره او ارائه مي دهد :
« بهشتي , مردمي زيرك و اهل عمل بود , و هرآنگاه كه اوضاع و شرايط اقتضا مي كرد به انديشمندي با سياست و چيره دست مبدل مي شد و بخش اعظم نيرويش را صرف تعقيب و بركناري كساني مي كرد كه با تاسيس يك حكومت الهي ضديت داشتند. اين كياست و زيركي وي توام با احاطه او بر زبان هاي انگليسي و آلماني و نيز شناختي كه از روحيه مقامات مغرب زمين علي الخصوص نقطه ضعف هاي آنان داشت , در طي چهارده ماه نحوه اداره امور مربوط به گروگان ها , به طور ويژه اي نمايان گرديد. در آن هنگام گفته مي شد كه او طراح بيشتر فراز و نشيب هاي ديپلماتيكي است كه دولت آمريكا را در رنج و عذاب نگه داشته است . » (5 )
متفكر جامع انديش شهيد مظلوم آيت الله بهشتي دركنار دانش و بينش ژرف و عميقي كه داشت , از روحيه اي مقاوم و استوار برخوردار بود و به همين دليل در برابر حملات سخت و ناجوانمردانه دشمنان اسلام استقامت مي ورزيد. او هرگز راضي نمي شد به دفاع از خود بپردازد و هر بار كه دوستان و همراهانش درخواست مي كردند كه در برابر هجوم طوفان هاي سهمگين شايعه و دروغ و تهمت وامواج رو به تزايد جنگ رواني , حركتي به دفاع از خويش و براي طرد و نفي اين يورش هاي خطرناك و ويرانگر انجام دهد , به شدت خودداري و اجتناب مي نمود و در پاسخ به اين توصيه ها عباراتي عميق و عبرت زا به كار مي برد كه نمونه اي از آن رادر سخنان يكي از دوستان آن مبارز نستوه اينگونه مشاهده مي كنيم :
« يك روز در مجلس خبرگان به ايشان گفتم خيلي به شما توهين مي كنند , مخصوصا آن روزهايي كه قانون اساسي بحث ولايت فقيه را مطرح مي كرد , شعارهاي تندي عليه ايشان داده مي شد و گروهك ها شديدا اين عزيز را مورد انتقاد , بلكه بهتر بگويم موردانتقام خودشان قرار داده بودند. من به او عرض كردم : شما چرااز خودتان دفاع نمي كنيد
جمله اي گفت كه بسيار راهگشا بود. فرمود : اين آيه قرآن را خوانده اي « ان الله يدافع عن الذين آمنوا »
عرض كردم : بله
فرمود : ببين دراين آيه , خداوند يك وظيفه اي براي ما مقرر كرده و يك وظيفه اي براي خودش مقرر فرموده است . آن وظيفه اي كه براي ما بيان فرموده اين است كه حركت ما بايد از جوهره ايمان سرشار باشد. وظيفه اي كه براي خودش مقرر كرده اين است كه اگر ديدعمل ما توام با ايمان است از ما دفاع كند. بنابر اين دفاع به عهده من نيست , ايمان و جوهره ايمان به عهده من است ... (6 )
همچنين يكي از دوستان شهيد بهشتي مي گويد : « او براي عبور از فرهنگ شتاب و رسيدن به فرهنگ تعادل مي گفت : اين جا معلوم نيست از « خون » زياد كار برآيد , و از « پول و بذل مال » هم كاري نمي آيد. فقط يك چيز مي خواهد و آن « آبرو » است , كه بايد آن را كف دست گذاشته و براي كشاندن جامعه در آن شعاعي كه در حيطه ماست , آبروي خودمان را تقديم كنيم ... » (7 )
درست در شرايط سخت و نفس گيري كه جنگ رواني و بحران عمومي همه چيز را در كام خود فرو مي برد و آخرين مراحل طرح و برنامه ريزي شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار توسط عوامل داخلي اش در ايران به نتيجه و ثمر نزديك مي شد , حضرت امام خميني در يك اقدام تاريخي و بي نظير بني صدر را از فرماندهي كل قوا عزل نمود و همه شيرازه هاي كتاب « فتنه » را از هم دريد.
پس از عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قوا كه توسط حضرت امام خميني به او تفويض شده بود , مجلس شوراي اسلامي با اكثريت قاطع به عدم كفايت سياسي بني صدر براي اداره كشور راي دادند و در مرحله بعد حضرت امام بنابر وظيفه قانوني خويش و مستند به متن قانون اساسي , او را از مقام رياست جمهوري عزل نمود . (8 )
حضرت امام خميني پيش از عزل بني صدر و در مناسبت هاي مختلف سعي نمود با نصايح و رهنمودها و سخنان خويش او را از راه باطلي كه در پيش گرفته بازگرداند و از اتحاد با منافقين بازدارد , لكن او در معارضه با اسلام و انقلاب و نظام اسلامي مصمم بود و راه بازگشتي براي خود متصور نمي دانست . در واقع حضرت امام بر اساس معيارهاي اسلامي و سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع ) همه راههاي اخلاقي و ارشادي را براي اصلاح مخالفان تجربه نمودو پس از آن كه به اين نتيجه قطعي رسيدكه اساس اسلام و كشور اسلامي در خطر حتمي قرار دارد و معاندان از عناد و دشمني باز نمي گردند , به روش هاي ديگر توسل جست .
در سخنان حضرت امام دقت و تامل روا داريم تا به وضوح دريابيم كه آن پيشواي عادل و جامع نگر چگونه سعي داشت بني صدر و مخالفان را به راه اسلام بازگرداند :
من تا آنجايي كه بتوانم , تا آنجايي كه اخلاق اسلامي اقتضا مي كند كه همه اينها را به آرامش دعوت كنم , همه اين گروه هاو گروهك ها را به آرامش دعوت كنم , همه افراد را به آرامش دعوت كنم , عمل خواهم كرد , نصيحت خواهم كرد , نصيحت برادرانه خواهم كرد , نصيحت خاضعانه خواهم كرد , لكن اين را بايد همه بدانند كه آن روزي كه من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بكنم , آن روزي كه من احساس خطر براي اسلام بكنم , آن روز , اين طور نيست كه بازهم بنشينم نصيحت كنم , دست همه را قطع خواهم كرد... هر مقامي مي خواهد باشد , من او را به جاي خودش مي نشانم , قبل از آن كه شورش پيدا بشود , من او را به جاي خودش مي نشانم . (9 )
من نمي خواستم كه وضع اين طور بشود. من نمي خواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهوري اسلاميشان هست , اين طور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها. من نمي خواستم كه شما ائتلاف بكنيد با منافقيني كه بر ضد اسلامند ... شما گوش نكرديد به نصيحت . (10 )
پس از عزل بني صدر از مقام رياست جمهوري , همه اميدهاي آمريكا به نااميدي تبديل شد و حالتي سخت و دردناك و همراه با استيصال برشيطان بزرگ و شياطين حامي و ياور او درداخل كشور مستولي گرديد. اين حالت وقتي شدت و فزوني يافت كه مردم مسلمان ما با حضور چشمگير در خيابان ها , همه فعاليت هاي منافقين و سايرعناصر وابسته به بني صدر را زير نظر گرفتند و آماده شدند تا در برابرخطراتي كه اسلام ونظام وكشور را تهديد مي كرد , به دفاع بپردازند. همان حضوري كه حضرت امام در وصف آن فرمود :
« حضور شما در صحنه است كه توطئه هاي ستمگران و حيله گران تاريخ را خنثي مي كند. حضور شما در صحنه است كه گرد ياس و درماندگي برچهره هاي منافقين و متحدان بي آبرويش مي پاشد... حضور شما مردم مومن و ازجان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرق زده را براي هميشه رسوا مي كند ... (11 )
دشمنان اسلام در شرايط سخت و غيرقابل تحملي قرار گرفتندكه از يك سوتمام حلقه هاي به هم پيوسته و مصمم براي نفوذ دراركان نظام اسلامي به منظور وابسته كردن آن به آمريكاـ يعني حلقه تشكيل شده از عناصر ملي گراي دولت موقت , حلقه شكل يافته از بني صدر و تشكيلات دفتر هماهنگي , و حلقه انسجام گرفته از اعضا وحاميان عنود و چشم وگوش بسته سازمان منافقين ـ از هم گسيخته و پراكنده و متزلزل و منهدم شده بودند , و از سويي ديگر مردم مسلمان دراثر رهبري هاي آگاهانه و تيزهوشانه امام خميني در صحنه ها « حاضر » و براي تقابل با هر تحرك شوم « آماده » بودند.
در چنين شرايطي از منطق كور دشمن , چه انتظاري جزكشتار و جنايت مي رود !
و به اين ترتيب , كودتاي خونين هفتم تير به دستور آمريكا و توسط ايادي و عوامل داخلي اش يعني جبهه متحد « بني صدر و منافقين » به وقوع پيوست . اين حادثه دردناك كه بابمب گذاري در دفترمركزي حزب جمهوري اسلامي اتفاق افتاد , رجل عظيم القدر و متفكر جامع انديش و مدير تواناي نظام اسلامي يعني شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و 72 تن از اصحاب با وفاي اسلام وانقلاب را به خاك و خون كشيد.
در وراي اين حادثه اسفناك ـ كه اگر چه از اوج استيصال و آشفتگي آمريكا و عواملش حكايت داشت ـ هدف از ميان برداشتن شخصيت هاي كاردان نظام و از اكثريت انداختن نمايندگان مجلس و با مشكل مواجه نمودن جامعه و كشور قرار داشت . لكن اين امور كه آخرين حالات غرق شدگان در درياي متلاطم و سهمناك جهل و نفاق و انحطاط و گمراهي است , هرگز ياري رسان و نجاتگر نخواهد بود و به همين دليل مجموعه همه فعاليت هاي جبهه « باطل » همچون كف روي آب از بين رفت , و « حق » كه آب زلال حيات جاودانه است همچنان باقي ماند و باقي خواهد ماند. و اين , قانون و سنت تغييرناپذير خداوند متعال است كه در همه « هستي » سريان دارد.
پاورقي :
5 ـ حادثه هفتم تيردر رسانه هاي گروهي جهان , از انتشارات وزارت ارشاد
6 ـ بهشتي در خاطرات ياران , روزنامه جمهوري اسلامي , 80,4,7
7 ـ همان منبع
8 ـ در بند دهم از اصل يكصدو دهم قانون اساسي درباره يكي از اختيارات رهبري چنين آمده است : « عزل رئيس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالي كشور به تخلف وي از وظايف قانوني , يا راي مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت وي بر اساس اصل هشتاد ونهم ...
در بند 2 از اصل هشتاد ونهم آمده است : « ... در صورتي كه اكثريت دو سوم كل نمايندگان مجلس به عدم كفايت رئيس جمهور راي دادند , مراتب جهت اجراي بند10 اصل يكصد و دهم به اطلاع مقام رهبري مي رسد . »
9 ـ صحيفه امام , ج 14 , ص 416 و 417
10 ـ همان مدرك , ص 262
11 ـ همان مدرك , ص 473
عناصر وابسته به سازمان منافقين به همراه عناصر وابسته به بني صدر كه در تشكيلاتي به نام « دفتر هماهنگي » به فعاليت مي پرداختند , درصدد تحقق اين نقشه كه يكي از كادرهاي بالاي دفتر هماهنگي درباره آن گفته بود « همه چيز با ايجاد يك بحران عمومي حل خواهد شد » , برآمدند!
در شرايط سخت و نفس گيري كه جنگ رواني و بحران عمومي همه چيز را در كام خود فرو مي برد و آخرين مراحل طرح و برنامه ريزي آمريكا توسط عوامل داخلي اش در ايران به نتيجه و ثمر نزديك مي شد , حضرت امام خميني در يك اقدام تاريخي بني صدر را از فرماندهي كل قوا و سپس از رياست جمهوري عزل نمود و همه شيرازه هاي كتاب « فتنه » را از هم دريد
در جنگ رواني بزرگي كه دشمنان عليه شخصيت هاي كاردان نظام به راه انداختند , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي به دليل نقش بسيار محوري و حياتي خود در سازمان دهي نيروها و حضور موثر در صحنه هاي معارضه با آمريكا و ايادي آن , بيشتر در معرض حملات قرار مي گرفت , كه او با جامعيت فكري و علمي و مديريت كارآمد و احاطه به مسائل روز و قدرت و تواني كه در انجام فعاليت هاي مختلف و همه جانبه داشت , خار در چشم دشمنان داخلي و خارجي اسلام بود