روزنامه جمهوري اسلامي 05/04/1385 صفحه گزارش
مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمين نيري
آيت الله بهشتي آينده نگر بود


اشاره :
حجت الاسلام والمسلمين حسينعلي نيري , تحصيلات علوم ديني را در مدرسه حقاني قم تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داد و با تشكيل نظام جمهوري اسلامي به توصيه آيت الله شهيدقدوسي وارد دستگاه قضائي شد. وي در طول 27 سال گذشته منشا خدمات زيادي در دستگاه قضائي شد و در حال حاضر از قضات برجسته ديوان عالي كشور است . نكات بيشتري از سوابق و عملكرد ايشان را از زبان خودشان در اين مصاحبه كه به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد فاجعه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت مظلومانه آيت الله بهشتي و 72 تن با ايشان صورت گرفته است , خواهيد خواند.
ث با شهيد مظلوم آيت الله بهشتي كي و كجا آشا شديد
بسم الله الرحمن الرحيم ـ آشنايي من با شهيد آيت الله بهشتي به سال 1342 و 43 بر مي گردد . آن زمان سال اولي بود كه بنده طلبه شده بودم و يك جلسه هفتگي بود كه به لحاظ اينكه پدر و عموي بنده در آن جلسه شركت مي كردند , بنده هم در آن جلسه شركت مي كردم . جلسه شبهاي سه شنبه برگزار مي شد و سخنران آن هم آقاي بهشتي بود. چون نوبتي و گردشي بود , بعضي از شبها هم در منزل ما برگزار مي شد. در يكي از جلسات كه آقاي عسگراولادي شركت داشتند , به آقاي بهشتي عرض كردند كه اين آقا طلبه شده و در تهران مشغول تحصيل است . آقاي بهشتي خطاب به آقاي عسگراولادي فرمودند كه ما در قم يك مدرسه اي درست كرده ايم به نام مدرسه حقاني و برنامه مدرسه را توضيح دادند و گفتند : خوب است ايشان هم بيايد در قم و آنجا مشغول باشد. موضوع را با پدر بنده مطرح كردند. پدر بنده هم مريد سرسخت شهيد آيت الله بهشتي بود. پدر من در ميان روحانيون بعد از امام خميني به دو تن از روحانيون سخت علاقمند بود. يكي آقاي بهشتي و يكي هم مرحوم اقاي فلسفي . مرجع تقليد پدرم امام خميني بودند. بالاخره پدرم موافقت كرد و بنده رفتم قم و در مدرسه حقاني مشغول به كار شدم . از آنجا ارادت من به شهيد آيت الله بهشتي آغاز شد. بعد از مدتي ايشان تشريف بردند آلمان و زماني كه از آلمان به ايران بازگشتند در مدرسه حقاني خودشان درسهايي را تقبل فرمودند , كه در آن درسها هم من خدمت آقاي بهشتي بودم . آن زمان هم كه آقاي بهشتي در آلمان تشريف داشتند , در واقع مديريت مدرسه حقاني را از طريق نامه و تلفن انجام مي دادند و دائم در جريان برنامه ها و پيشرفتهاي مدرسه حقاني بودند. تمام برنامه هاي مدرسه حقاني به دست آيت الله بهشتي تدوين و اجرا مي شد.
ث با پدرتان به طور معمول صحبتهاي خصوصي و پدر و پسري داشته ايد. علت ارادت پدرتان به آقاي بهشتي چه بود در دوران فعاليت هاي آقاي بهشتي , روحانيون ديگري هم بودند. پدر شما در آيت الله بهشتي چه ويژگي خاصي ديده بودند كه او را بعد از امام خميني به عنوان الگو پذيرفته بود
من در سني نبودم كه اين بحثها را با پدرم داشته باشم . ولي ايشان خيلي علاقه شديد به روحانيت داشت . من يادم هست كه كوچك بودم و در بازار تهران با هم راه مي رفتيم , وقتي به يك روحاني برخورد مي كرد , مي گفت : حسينعلي كي مي شه تو بزرگ بشي , طلبه و معمم بشي . آقاي بهشتي هم به لحاظ جذابيتهاي خاصي كه داشت مورد توجه مردم بود. كمتر كسي بود كه با آقاي بهشتي برخورد بكند و مجذوب ايشان نشود. هم به لحاظ تيزهوشي كه داشت , به لحاظ طرح مسايل خاص , به لحاظ استراتژيست بودن , مباحث خوبي را مطرح مي كردند , بيان خوبي داشتند. يك روحاني به تمام معنا بودند , و لذا هر كس با ايشان برخورد مي كرد , مجذوب مي شد. حالا هر كس به تناسب و سطح خودش . يكي از نظر علمي مجذوب مي شد , يكي از نظر معنوي .
ث چه سالي وارد مدرسه حقاني شديد
اواخر مهرماه .1343
ث از مدرسه حقاني رضايت داشتيد
بله . صددرصد.
ث علت رضايت شما از مدرسه حقاني چه بود
مستحضر هستيد كه در سنوات گذشته در حوزه هاي علميه برنامه منظمي نبود. طلبه وقتي وارد حوزه مي شد رها بود. عده اي بودند كه از وقت خودشان كمال استفاده مي كردند , و بعضي هم بودند كه ممكن بود اينها مربي خوبي نداشته باشند و خودشان نتوانند خودشان را اداره كنند. به هر حال مقدار زيادي از نيروها و افراد در حوزه ها هرز مي رفتند. به تعبير ديگر طلبه در حوزه هاي علميه نمي دانست چه بايد بكند. چه بخواند. چه نخواند. كدام درس شركت بكند. كدام درس شركت نكند. چه كتابي را بخواند و چه كتابي را نخواند. برنامه اي كه آقاي بهشتي در مدرسه حقاني تدوين كرد و اولين بار هم بود كه در حوزه علميه قم پياده مي شد , اين فرصت را به طلبه مي داد كه طلبه خودش را بشناسد , استعداد خودش را بشناسد. از وقت خودش بتواند خوب استفاده كند. چه بسا طلبه ممكن است درسي را بخواند و بعد از مدتي بفهمد به دردش نمي خورد. كتابي را بخواند بعد بداند كه به دردش نمي خورد. در مدرسه حقاني از وقت طلبه به نحو احسن استفاده مي شد. وقت طلاب هرز نمي رفت .
ث شما از چه سالي وارد قوه قضائيه شديد
اوايل انقلاب به لحاظ سمتي كه شهيد آيت الله قدوسي داشتند , اولين ماموريتي كه گرفتم از طرف ايشان مامور شدم براي تبليغ بروم بوشهر. اسفند سال .1357 گزارش داده بودند كه در بوشهر گروههاي ماركسيستي و فرقه منافقين فعاليتهايي را دارند و باعث ضربه به انقلاب و مردم هستند. چند نفري از قم به عنوان مبلغ اعزام شدند. يكي از آنها من بودم . در رابطه با قوه قضائيه بايد بگويم اواخر شهريور سال 1358 بود كه ما در قم خدمت آيت الله قدوسي رسيديم . ايشان فرمودند بياييد برويم تهران كاري هست , بعد بر مي گرديد قم . آن يكي دو ماه فعلا شده 27 سال . تاريخ ورود من به قوه قضائيه هشتم مهرسال 1358 است .
ث اولين پستي كه در قوه قضائيه گرفتيد چه بود
آن موقع چند تا شعبه دادگاه در اوين تشكيل شده بود كه رياست شعبه اول و رياست كل محاكم با جناب آيت الله محمدي گيلاني بود كه مستقيما از طرف امام خميني (ره ) منصوب شده بودند و چند شعبه ديگري هم داير شده بود كه روساي شعب را از قم جناب آقاي مشكيني , جناب آقاي مومن وبعضي از فضلاي ديگر تاييد مي كردند و بعد هم شوراي عالي قضايي آن زمان ابلاغ مي نوشت . بنده هم يكي از طلبه هايي بودم كه از اين طريق وارد قوه قضائيه شدم واولين سمتي كه در قوه قضائيه گرفتم رئيس شعبه چهارم دادگاه انقلاب ا سلامي تهران بود.
ث با آيت الله بهشتي در قوه قضائيه از چه مقطعي همكاريتان شروع شد
آن زمان رئيس ديوان عالي كشور آقاي بهشتي بودند و قهرا كارهاي ما زير نظر ايشان بود وتاييد ما با ايشان بود. از قم آقايان را معرفي مي كردند و شوراي عالي قضايي آن زمان كه رئيسش آيت الله بهشتي بود ابلاغ مي دادند. البته من يك ابلاغ ويژه هم داشتم . قضيه اي در شيراز پيش آمده بود. در نورآباد ممسني . حادثه اي پيش آمده بود كه در واقع داشت منجر مي شد به اعتصاب و تحصن آقايان قضات آن زمان . ايشان بنده را به عنوان نماينده خودشان تعيين فرمودند و جناب آيت الله موسوي اردبيلي هم كه دادستان كل كشور بودند , آقاي مير معصومي , كه معاون اول ايشان بودند , را معرفي كردند و ما دو نفري مي رفتيم براي بررسي اين مساله و در شيراز با رئيس دادگستري , با شهيد آيت الله دستغيب و بقيه آقايان كه ذيربط در مسئله بودند بررسي كرديم , تحقيق كرديم و نتيجه را خدمت ايشان ارائه داديم .
ث خدماتي را كه آيت الله بهشتي به قوه قضائيه كردند , مي توانيد نام ببريد
معمار اصلي تشكيلات قوه قضائيه آيت الله بهشتي بود. بعد از انقلاب ما بايد از دو جهت كار مي كرديم . يكي از نظر چينش افراد , انتخاب افراد در رده هاي مختلف قوه قضائيه . عده اي از قضات از رژيم گذشته مانده بودند و اينها صالح نبودند كه بتوانند در نظام اسلامي قضاوت را عهده دار بشوند. در واقع بهتر است بگوييم تسويه قضات , و يكي هم تدوين قوانيني كه همسو باشد با انقلاب اسلامي , از اسلام و فقه اسلامي نشات گرفته باشد. شهيد آيت الله بهشتي در هر دو بعد باني اين قضيه بودند. در رابطه با قوانين , اول آمدند لايحه قصاص را زحمت كشيدند و با همكاري عده اي از علماي قم لايحه را تدوين كردند. باني لايحه قصاص هستند. در آن زمان تدوين و تصويب و اجرايي كردن لايحه قصاص كار مشكلي بود. زيربناي لايحه قصاص فكر شهيد بهشتي و پشتكار و پيگيري ايشان است . در رابطه با تسويه قضات هم , ايشان خيلي زحمت كشيدند. تلاش كرد تا كساني را كه براي قوه قضائيه مفيد هستند , نگه دارند و فقط كساني مشمول پاكسازي شوند كه رشوه گير و فاسد بودند. در مقابل تلاش فراواني كردند براي جذب نيروهاي متعهد و مسلمان و فهميده براي قوه قضائيه . آيت الله بهشتي در جذب حقوقدانان برجسته براي قوه قضائيه نقش بسزايي داشتند.
ث به لايحه قصاص در شرايط حاضر هم انتقاداتي وارد مي شود. فرض كنيد برخي از حقوقدانان فارغ از جار و جنجالهاي سياسي , ايراد به لايحه قصاص وارد مي كنند , چه پاسخي به انتقادات وارده داريد
انتقادبه اصل لايحه قصاص كسي ندارد. اما برخي از حقوقدانان دلسوز قوه قضائيه به لحاظ شرايط فعلي جهان و اينكه شيطانهايي مثل آمريكا و انگليس برخي از مسايل را چماق كرده اند به عنوان حقوق بشر , به بعضي از مسايل انتقاد دارند و معتقدند به جاي برخي از لوايح مي توانيم جايگزين بگذاريم . مثل جريمه نقدي به جاي زندان . يا تبعيد به جاي زندان . آنها نمي گويند قاتل قصاص نشود , اما مي گويند قاتل قصاص شود بدون تبعات سو در مجامع بين المللي . در باره مواد مخدر و مفسدين هم همين نظرات را دارند.
ث در باره نظم آهنين آيت الله بهشتي مثال يا خاطره منحصر به فرد داريد
من از نظم آقاي بهشتي فقط يك نكته را عرض مي كنم . آن موقع كه ما در قم بوديم , جلساتي بود كه ايشان تشريف مي آوردند قم .
ث چه سالي
بعد از بازگشتشان از آلمان بود. ايشان دو تا درس براي ما گذاشته بودند. يكي درس فلسفه هگل را گذاشته بودند. يك جلسه هم در منزل برگزار مي شد...
ث در منزل چه كسي
در منزل افراد. به صورت دوره اي بود. ايشان تشريف مي آوردند , هم كار ما را در عرض هفته بررسي مي كردند و هم درس مي دادند و مباحث متفاوت را نقد و تحليل مي كردند . من يادم هست كه اگر قرار بود جلسه 3 تا 5 بعدازظهر برقرار باشد , ايشان يك ساعت جيبي داشتند كه اين ساعت زنگ مي زد. ايشان ساعت را كوك مي كرد روي ساعت 4,55 دقيقه . پنج دقيقه قبل از پايان جلسه ساعت زنگ مي زد. وقتي ساعت زنگ مي زد , آقاي بهشتي مي فهميدند كه 5 دقيقه به پايان جلسه مانده است و در عرض 5 دقيقه جمع بندي خود را مي كردند و جلسه راس ساعت 5 به پايان مي رسيد . آيت الله بهشتي همان طور كه مقيد بود شروع جلسات راس ساعت برگزار شود , بر خلاف بسياري مقيد هم بود كه پايان جلسات هم راس ساعت و منظم پايان يابد. متاسفانه بعضي از جلسات اولش منظم است , اما پايان ندارد. ايشان حتي در باره پايان جلسات هم مقيد بودند , كه راس ساعت هم پايان پذيرد.
ث اين نكته خيلي خوبي بود كه از نظم آيت الله بهشتي فرموديد. آيا مي توانيد از افرادي كه در آن جلسات بودند و شاهد اين نظم آيت الله بهشتي بودند نام ببريد
جناب آقاي مبشري كه الان رئيس دادگاه انقلاب تهران هستند. جناب آقاي يونسي كه وزير اطلاعات بودند. جناب آقاي طباطبايي كه الان مدرسه شهيدين قم را اداره مي كنند. بد نيست بدانيد كه ايشان آن موقع ما را مكلف كرده بود كه بايد روزي 10 ساعت مجموع مطالعه , مباحثه , درس و مشق تان باشد. ما قبل از اين برنامه فكر مي كرديم كه خيلي درس مي خوانيم . اما ايشان مي گفتند بايد ارزيابي تان از مدت زمان درس خواندتان را تغيير بدهيد. به اين صورت كه از ابتداي زماني كه كتاب را در دست مي گيريد تا پايان زماني كه كتاب را به زمين مي گذاريد , جزو ساعات درسي خود قلمداد كنيد. يا زماني كه به كلاس مي رويد از اول شروع درس تا پايان درس را محاسبه كنيد. اگر مباحثه مي كنيد , آن زماني را كه مباحثه طول مي كشد را محاسبه كنيد. مقدمات و موخرات مباحثه را جزو ساعات مفيد درسي قلمداد نكيند. با اين ترتيب شما بايد 10 ساعت درس و مطالعه داشته باشيد . وقتي ما آمديم به اين ترتيبي كه آيت الله بهشتي گفته بودند درس و مشق و بحث و مطالعه را روي كاغذ آورديم , ديديم كه 10 ساعت كه هيچ , 9 ساعت و 8 ساعت هم نمي شود . ايشان وقتي ديدند طلبه ها نمي توانند 10 ساعت را پر كنند , معيار تحصيلي و مطالعه را آوردند به 8 ساعت رساندند . من يادم است وقتي به روش آيت الله بهشتي مطالعاتمان را محاسبه مي كرديم , خيلي كم بودند افرادي كه بتوانند 8 ساعت را پر كنند . و اين نشان مي دهد اگر در زمان فعلي هم اگر بخواهيم در كارهاي اداري مان اين دقت را به خرج بدهيم , خيلي آمارها تغيير مي كند. بنده كه كار اداري دارم , واقعا چند ساعت كار انجام مي دهم . آمارها در مورد كار مفيد برخي كارمندان متفاوت است . برخي 1 ساعت اعلام كرده اند . برخي آمارها كار مفيد ادارات را 2 ساعت اعلام كرده اند. اگر با دقت نظر آيت الله بهشتي حساب كنيم , معلوم مي شود در ادارات چقدر كار مفيد انجام مي شود. ايشان حتي به ما مي گفتند اگر مي رويد نانوايي نان بخريد , بيكار نباشيد. قرآن حفظ بكنيد. زبان بخوانيد. كراي بكنيد كه وقتتان هدر نرود.
ث افرادي كه از مدرسه حقاني فرار كنند داشتيد
بله . زياد داشتيم . من يادم است سال اولي كه رفتم مدرسه حقاني , گروه ما تقريبا سيزده نفر بود . از اين سيزده نفر در سال 1355 , 3 نفر مانده بودند . علتش هم فقط نكشيدن و بريدن نبود. بعضي بودند نمي كشيدند و عذرشان را مي خواستند و مي گفتند برويد مدرسه ديگري تحصيل بكنيد و بعضي ها هم مشغوليتهاي ديگري پيدا مي كردند. مي خواستند بروند دنبال منبر و امام جماعت بشوند در شهر خودشان . عده اي هم اينطور مي رفتند. بعضي ها هم مي گفتند ما اين برنامه هاي مدرسه حقاني را دوست نداريم و مي رفتند. ما مي خواهيم آزاد باشيم . ما نمي خواهيم زبان انگليسي و فلسفه و تاريخ بخوانيم . ما فقط مي خواهيم فقه و اصول كار كنيم . عده اي هم به اين دلايل از مدرسه حقاني مي رفتند بيرون .
ث در مصاحبه اي كه با آقاي علي جنتي داشتم ايشان مي گفتند طرح مدرسه آيت الله گلپايگاني برداشت از مدرسه حقاني بود. نظر شما در اين باره چيست
طرح مدرسه آيت الله گلپايگاني از مدرسه حقاني گرفته شد. مدل مدرسه حقاني در مدرسه آيت الله گلپايگاني پياده شده است . برنامه مدرسه آيت الله گلپايگاني را هم آيت الله بهشتي دادند.
ث يعني آيت الله بهشتي طرح مدرسه را به آيت الله گلپايگاني دادند
آيت الله بهشتي و آيت الله قدوسي هر دو در طراحي مدرسه آيت الله گلپايگاني دخيل بودند.
ث آيت الله گلپايگاني از آيت الله بهشتي درخواست كردند كه طراحي مدرسه آيت الله گلپايگاني را به عهده بگيرند
نه خير. آيت الله بهشتي از ويژگيهايي كه داشت اين بود كه منتظر نمي ماند كسي از او چيزي بخواهد. ايشان اگر مي ديد در يك زمينه اي كار هست خودش ارائه مي كرد. من اين ويژگي آيت الله بهشتي را از آقاي قرائتي نقل مي كنم . آقاي قرائتي براي من تعريف مي كرد و مي گفت : اوايلي بود كه تازه كارم رونق گرفته بود , مشهور شده بودم و داشتم برنامه اجرا مي كردم .
يك روز ديدم آيت الله بهشتي آمد منزل ما. بدون اينكه ما قبلا همديگر را بشناسيم يا با هم ارتباطي داشته باشيم . آيت الله بهشتي فرمودند من ديدم كه شما يك برنامه نو داريد اجرا مي كنيد و سبك تبليغ جديد به وجود آورده ايد , خوشم آمد و آمدم يك تذكراتي به شما بدهم . يعني آقاي بهشتي وقتي ديد كه يك طلبه جواني يك برنامه با نوآوري دارد اجرا مي كند و احتياج دارد كمك بشود , پشتيباني و راهنمايي بشود , بيكار نمي نشيند , نمي گويد بگذار آقاي قرائتي از من سوال بكند. بلند مي شود و مي رود خانه اش .
اين نشان مي دهد كه ايشان منتظر نمي ماند تا كسي از او دعوت كند. اگر به نظر خوبي مي رسيدند , وارد عمل مي شدند. به همين نحو هم درباره مدرسه آيت الله گلپايگاني عمل كردند. آيت الله بهشتي طرح را به آيت الله گلپايگاني دادند. آيت الله گلپايگاني هم وقتي ديد برنامه خوبي است پذيرفت و اجرا شد.
ث بنابر اين طراح مدرسه آيت الله گلپايگاني هم آيت الله بهشتي بودند
بله . طراح برنامه هاي مدرسه آيت الله گلپايگاني , آيت الله بهشتي بودند. از نظر طرح و برنامه , آيت الله بهشتي كمك كردند. و من وظيفه خودم مي دانم در اينجا از مرحوم آيت الله آقا سيد هادي ميلاني هم ياد بكنم .
پشتوانه مالي مدرسه حقاني آيت الله ميلاني بود.
شهيد آيت الله قدوسي و مرحوم حايري تهراني هر دو براي من نقل كردند كه ما برنامه مدرسه حقاني را برديم , خدمت برخي از مراجع كه الان در قيد حيات نيستند و گفتيم كه ما چنين برنامه هايي داريم و نياز به كمك مالي داريم . بعضي از آن آقايان فرمودند كه ما قبول مي كنيم به شما كمك مالي بكنيم به شرط اينكه مدرسه به نام ما باشد. مرسوم بود و هست كه مراجع در قم به نام خود مدارسي تاسيس مي كردند و مي كنند.
آيت الله بهشتي اين شرط را نپذيرفتند. آيت الله قدوسي در ادامه فرمودند : ما از همه جا مايوس شديم . امام خميني هم در تبعيد بودند. ما رفتيم محضر آيت الله ميلاني و عرض كرديم چنين برنامه اي داريم , و چنين مدرسه اي را تاسيس كرده ايم . فعلا احتياج به كمك مالي داريم . آيت الله ميلاني به لحاظ اخلاصي كه داشتند و نيز شناختي هم كه از آيت الله بهشتي داشتند فرمودند : تمام هزينه مدرسه حقاني را مي دهم به شرط اينكه اسم من نباشد.
ث اين خاطره را از قول چه كساني مي گوئيد. تاكيد دوباره را براي ثبت در تاريخ لازم دارم .
از قول شهيد آيت الله قدوسي و مرحوم آقاي حايري تهراني .
ث به شخص شما فرمودند. سندش شما هستيد.
بله . بنده خودم مستقيما اين ماجرا را شنيدم .
ث در آن دوران عليه مدرسه حقاني مخالفتهايي بود. مثلا چرا فلسفه درس مي دهد. چرا زبان انگليسي درس مي دهد و...
متاسفانه عليه آيت الله بهشتي شايعه زياد بود. جوسازي زياد بود. يكي از شايعات عليه ايشان اين بود. آيت الله بهشتي يكي از دندانهاي جلويي شان شكسته بود و يك دندان نداشتند. در قم شايع كرده بودند كه آقاي بهشتي براي اينكه خوب انگليسي صحبت كند رفته دندانش را كشيده است ! متاسفانه بود. اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شايعات و جوسازيها عليه ايشان خيلي زيادتر بود.
ث بين آيت الله بهشتي و آيت الله قدوسي چه تفاوتهايي قائل هستيد آنچه در دلتان هست بگوييد. رسمي جواب ندهيد. اين دو چه ويژگيهايي داشتند كه متمايز از همديگر باشد
اول يك مثال مي زنم تا مطلب را روشن تر عرض بكنم . ما در قم پيش يكي از اساتيد درس فلسفه و معارف اسلامي مي خوانديم .
ث اسمش را نمي گوييد
نه . چون نكته ايي كه نقل مي كنم , نقطه ضعف اوست . بعد از انقلاب يك جلسه اي را آيت الله بهشتي گذاشتند ما آمديم تهران . در آن جلسه بعضي از بزرگان را دعوت كردند تا سخنراني كنند. همان هفته هاي اول انقلاب . يك جلسه آقاي شهيد دكتر باهنر آمد. آقاي باهنر بحثي را شروع كرد كه همان بحثي بود كه ما در قم خدمت آن اساتيد ديده بوديم . بين پياده كردن بحث بين اين استاد محترم و جناب آقاي دكتر باهنر تفاوت از زمين تا آسمان بود. به بعضي از دوستان گفتم كه علتش اين نيست كه آن استاد يا اساتيد از نظر علمي ضعف دارند , علتش اين است كه آقاي باهنر , غير از حوزه علميه , دانشگاه را هم ديده , مجامع علمي را هم ديده , يك مقدار ديدگاهش وسيع تر است و لذا بحث را جالب تر پياده مي كند تا آن آقايي كه در قم هست . آقاي بهشتي در واقع يك جامعيتي داشت كه از نظر نگرش نسبت به مسايل يك مقدار جهاني تر بود , بازتر بود. وسيع تر بود. افق ديدش وسيع بود. از اين جهت آقاي بهشتي نسبت به آقاي قدوسي ارجحيت داشت . آقاي بهشتي مسايل را راحت تر حل و فصل مي كرد. شهيد قدوسي به خاطر اينكه در حوزه علميه بود , طبيعي بود كه ديدگاه هاي شهيد بهشتي را نداشت . آيت الله قدوسي مجسمه اخلاص بود. واقعا جزو مخلص ترين افراد بود. از نظر تعبد , تقيد , پيگيري مسايل و دنبال وظيفه بودن خيلي شخصيت بارزي داشتند. يك شب ما رفته بوديم منزل آيت الله قدوسي , ايشان كتابخانه اش را به ما نشان داد و گفت : از وقتي كه مديريت مدرسه حقاني را به عهده گرفته ام , ديگر از مطالعه و كتابخواني فاصله گرفته ام , و اضافه مي كرد كه بزرگترين غصه من اين است كه نگاه به اين كتابها مي كنم و نمي توانم آنها را بخوانم . چون همه وقتم را روي مدرسه حقاني گذاشته ام . حتي مدرسه مكتب توحيد (ويژه خواهران طلبه ) را افتتاح كردند. واقعا مديريتش خيلي طاقت فرسا بود. تمام اين مشكلات را تحمل مي كرد و مي گفت : وظيفه است . يك نكته هم الان يادم افتاد. در اوايلي بود كه آيت الله قدوسي شهيد شده بود. بعد از شهادت آيت الله قدوسي , من خواب ديدم كه يك تپه اي هست و پشت اين تپه صداي تيراندازي و خمپاره مي آيد. معلوم بود كه ميدان جنگ است . ديدم آيت الله قدوسي و آيت الله بهشتي از اين تپه دارند مي روند بالا و بنده هم در پايين تپه ايستاده ام . چند قدمي كه اينها رفتند جلو من رفتم به آقاي قدوسي گله كردم و گفتم : شما ما را در اين كار خطير قضا گذاشته ايد و خودتان رفتيد. گله كردم . ايشان فرمودند : اگر يك ذره اخلاص باشد كفايت مي كند. هر دو آقا , واقعا مخلص بودند. اخلاص اين دو بزرگوار خيلي بالا بود. به غير خدا نظر نداشتند.
يك نكته ديگر هم بايد درباره آيت الله بهشتي عرض كنم كه مسئله آينده نگري و كادرسازي ايشان است . يادم هست كه ايشان برنامه داشت كه ما كساني را بايد تربيت كنيم كه به درد بخورند. آيت الله بهشتي معتقد بود كه ما بايد در حوزه طوري برنامه ريزي كنيم كه طلبه وقتي از حوزه فارغ التحصيل مي شود به درد جامعه بخورد. بشود اين روحاني را به دنيا ارائه دهد. بشود او را براي تبليغ به كشور خارجي بفرستيم . يادم هست در يك تابستان ايشان ما را ملزم كرده بود كه يك دوره تاريخ آلبرماله را بخوانيم . يك تابستان ما را موظف كرد كه برويم يك دوره تورات و انجيل را بخوانيم .
تاريخ آلبرماله چندين جلد است . آيت الله بهشتي مي گفت روحاني بايد باهمه مسايل آشنايي داشته باشد. گريزان از جامعه و دنيا نباشد. روي يادگيري زبان انگليسي خيلي تاكيد داشت . چندين سال تابستانها ما را مي بردند مشهد و فقط برنامه آموزش زبان مي گذاشتند. برنامه محاوره انگليسي و عربي مي گذاشتند.
خدا رحمت كند شهيد شاهچراغي را. از شاگردان آيت الله بهشتي بود. ايشان اصطلاحي به كار مي برد و مي گفت : فلان كس را مي شود ارائه كرد. آيت الله بهشتي هدفش همين بود. مي خواست افرادي را تربيت كند كه قابل ارائه به جامعه باشند. لباس پوشيدن آقاي بهشتي هم ويژگيهاي خاص داشت . مثلا ما درباره امام جمعه ها داريم كه در روز جمعه خطيب جمعه بايد لباس شيك بپوشد. ما هيچ كجا نداريم كه پيامبر اسلام لباس بد مي پوشيد. تميز بودند. تيمز مي پوشيدند. آيت الله بهشتي شيك پوش بود. بهترين لباس را مي پوشيد. لباس پوشيدن ايشان هم جذابيت او را زيادتر كرده بود.
ث در آن دوراني كه آيت الله بهشتي لباس خوب و تميز را انتخاب مي كردند , جو جامعه به شدت تحت تاثير افكار ماركسيستي و تبليغات افراطي زهدگرايانه قرار داشت , چه انتقادهايي در همين زمينه ها به آقاي بهشتي مي شد
آقاي بهشتي مرتب بودند. تميز بودند. اما تجمل گرا نبودند. يك بار ايشان به من گفت : ما يك كارگر ساختماني آورده بوديم خانه تا يك قسمت از خانه را بكند. چند روز كار ساختماني طول كشيد. ايشان ادامه داد : من براي اينكه احساس كنم كه اين كارگر ساختماني چه سختي هايي مي كشد , يك روز كه روز جمعه و روز تعطيلي كارگر ساختماني بود , خودم رفتم و قلم و چكش را دست گرفتم و شروع كردم كار آن كارگر ساختماني را انجام دادن تا ببينم اين كارگر ساختماني چقدر زحمت مي كشد. آقاي بهشتي خيلي ساده زيست بودند. البته ما در قم افرادي داشتيم كه مثل آقاي بهشتي تميزپوش و منظم بودند.
ث مثلا. اسم ببريد.
مثلا جناب آيت الله محمدي گيلاني . ايشان از كساني بودند كه هميشه تميزپوش بودند.
ث از آقاي بهشتي تقليد مي كردند يا قبل از آقاي بهشتي هم تميزپوش بودند
هم دوره بودند. از هم تقليد مي كردند. آقاي محمدي گيلاني چند دست لباس داشت و هر روز يك لباس نو و تميز را مي پوشيد. بعضي از آقايان به او انتقاد مي كردند. آيت الله محمدي گيلاني به منتقدان خود مي گفت : من در نتيجه با شما يكي هستم . شما 2 دست لباس خريده ايد , اين دو دست لباس را دو سال مي پوشيد , من 6 دست لباس خريده ام اين 6 دست لباس را 6 سال مي پوشم . عملا تفاوتي ندارد. منتهي فرصت لباس تميز پوشيدن را به خودتان نمي دهيد و من فرصت لباس تميز و نظيف پوشيدن را به خودم مي دهم . شهيد دكتر مفتح هم تميزپوش بود. هماهنگ با آيت الله بهشتي در خيلي از ويژگيها بود.
جلسات آيت الله بهشتي راس ساعت آغاز مي شد و راس ساعت پايان مي يافت
آيت الله بهشتي برخلاف برخي از افراد مقيد بود كه پايان جلسات هم راس ساعت و منظم پايان يابد متاسفانه بعضي از جلسات اولش منظم است , اما پايان ندارد