
هشدار هشياران
نيره روحي ـ فاطمه نقيبي
انتشارات نبا , تهران , چاپ اول .1384
رقعي , 112 ص .
در آستانه قرن بيست و يكم با سفري تاريخي به چهارده قرن پيش ,
قطب نمايي را در دست بگيريم كه ما را از سقوط و غرق شدن در اقيانوس
تاريخ نجات بخشد.
خداوندي كه حركت و نهضت هدايت را با ارسال رسولي از بهترين نسل
بشر رقم زد , هرگز با رحلت آن برگزيده الهي , آن حركت عظيم را متوقف
نمي كند.
تداوم و استمرار آن حركت با انتخاب وصي گران قدرش , برادرش ,
نفسش , پرچمدارش , پيش مرگش , مدافعش , وزيرش , ... اميرمومنان
علي بن ابي طالب عليه السلام شكل مي گيرد و تنها دينداراني كه به اين
كامل الهي متدين شده اند , بهره مي برند.
« هشدار هشياران » بازنويسي دوازده گفت وگوي ياراني اندك از ماه
درخشنده امامت است كه در آن روزگار وانفسا كه همه از گرد نور گريختند به
دفاع برخاسته اند و از سوز دل , تندر حق و راستي خود را برجان معاندين
نواختند تا درس عبرتي باشد براي آنها كه ذلت را برعزت و غفلت را بر
هشياري و بيداري ترجيح مي دهند.
اين تحقيق و بررسي در قالب بررسي دانشجويان دانشكده اي ارائه شده
كه در رشته ي تاريخ اسلام درس مي خوانده اند.
اسامي دوازده « هشيار تاريخ » عبارتند از :
خالدبن سعيد بن عاص اموي , ابوذر غفاري , سلمان , مقداد , بريده بن
حصيب , عمارياسر , ابي بن كعب , خزيمه بن ثابت , ابوالهيثم , سهل بن حنيف ,
عثمان بن حنيف , ابوايوب انصاري .
نكته ها و دريافت هاي بعد از هر گفت و گو , هشداري است به هشياران
امروز , تا خواب غفلت آن ها را فرا نگيرد.
در انتهاي كتاب , به بررسي اسناد و منابع بحث پرداخته شده , همچنين
فهرست ماخذ نيز ذكر شده است .
انتشارات نبا در اين اقدام تحسين برانگير دريچه جديدي از مباحث
اعتقادي را براي دانشجويان و دانش پژوهان باز كرده است اميد كه در
نشرهاي بعدي موفق بوده و دقت نظر بيشتري در آيات و روايات عربي به
عمل آورد.

|
مشتركات قرآن و نهج البلاغه
|

نگاهي به مطالب و موضوعات مشترك در قرآن و نهج البلاغه
بخش دوم
5 ـ خلقت انسان , بيهوده نيست
« افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لاترجعون ; (مومنون ـ 115 )
مگر پنداشتيد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و به سوي ما بازگشت
نمي كنيد »
« فان الله سبحانه لم يخلقكم عبثا و لم يترككم سدي ; (خطبه 85 )
خداوند شما را بيهوده نيافريده و مهمل رها نكرده است .
در قسمت دوم اين رساله بيان مي كنيم كه قرآن و نهج البلاغه منظور از
خلقت انسان را چه مي داند.
6 ـ شكر نعمت , نعمتت افزون كند
خداوند از قول موسي بن عمران به بني اسراييل حكايت مي كند :
« و اذ تاذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابي لشديد;
(ابراهيم ـ 7 ) زماني كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر سپاسگزاري كنيد ,
افزونتان دهم و اگر ناسپاسي كنيد , عذاب من بسيار سخت است . »
« اذا وصلت اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقله الشكر; (حكمت ,
85 ) هرگاه نمونه ها و اوايل نعمت به شما رسيد باقيمانده آن را به كمي
سپاس , دور نسازيد. »
« ان لله في كل نعمه حقا فمن اداه زاده منها و من قصر فيه خاطر بزوال
نعمته ; (حكمت 236 ) همانا خداي را در هر نعمتي حقي است كه هر كس آن
را به جا آورد , خدا از آن نعمت او را فراوان دهد و هر كس در انجام آن حق ,
كوتاهي كند در خطر زوال آن نعمت افتد. »
علي ـ عليه السلام ـ در خطبه اي كه بعد از برگشتن از جنگ صفين قرائت
نموده , مي فرمايد :
« احمده استتماما لنعمته ; (خطبه 2 ) خدا را براي تمام گردانيدن
نعمتش , سپاس مي گزارم » .
7 ـ اندازه گيري روزي مخلوق به دست خدا است
« والله فضل بعضكم علي بعض في الرزق ; (نحل ـ 71 ) خدا بعضي از
شما را بر بعضي ديگر در روزي برتري داد. »
« الله يبسط الرزق لمن يشا و يقدر; (رعد ـ 26 ) خدا روزي را براي هر
كه خواهد گشايش دهد يا تنگ گيرد. »
و نيز مي فرمايد :
« نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياه الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض
درجات ; (زخرف ـ 34 ) ماييم كه معاش آنان را در زندگي دنيا ميانشان
تقسيم كرديم و بعضي از آنها را بر بعضي ديگر به مرتبت بالا برديم . »
« و قدر الارزاق فكثرها و قللها و قسمها علي الضيق و السعه فعدل فيها;
(خطبه 90 ) روزي ها را اندازه گيري كرد و به تنگي و فراخي قسمت كرد و در
اين قسمت به عدالت رفتار نمود. »
بيان :
كم و زياد روزي در مقام تقدير و تقسيم غير از مقام ايصال آن به مخلوق
, موخر است و از قرآن و ] 1 [ است زيرا رتبه تقدير , مقدم و رتبه ايصال
نهج البلاغه استفاده مي شود كه اين اندازه گيري در رتبه اول مي باشد و براي
رتبه دوم علت و موجب ديگري لازم است كه طلب و سعي و كوشش باشد.
پس اگر دو نفر با وجود طلب مساوي , روزي مختلف بدست آوردند , كاشف
از اين است كه در مرحله تقدير و تقسيم روزي اين دو نفر مختلف بوده
است .
و اما راجع به علت اين اختلاف در رتبه تقدير در قرآن بيان شده
است :
« ليتخذ بعضهم بعضا سخريا; (زخرف ـ 32 ) تا بعضي از آنان بعض ديگر را
مسخر خود گرداند » .
مقصود اين است كه چون انسان حوايجي دارد كه به تنهايي از عهده
انجام آنها برنمي آيد , به كمك روزي بيشتر و ثروت زيادتري كه دارد ,
مي تواند ديگران را براي انجام آن حوايج مسخر خود كند. در نهج البلاغه
علت اين اختلاف چنين بيان شده است :
« ليبتلي من اراد ميسورها و معسورها و ليختبر بدلك الشكر و الصبر من
غنيها و فقيرها; (خطبه 90 ) تا به آساني و دشواري روزي هر كه را بخواهد ,
آزمايش نمايد و به همين طريق , سپاسگزاري را از ثروتمند و صبر و بردباري
را از فقير و مستمند بيازمايد. »
8 ـ خدا هر گناهي را به يك و هر حسنه يي را به ده حساب مي كند
« من جا بالحسنه فله عشر امثالها و من جا بالسيئه فلا يجزي الا مثلها
و هم لا يظلمون ; (انعام ـ 160 ) هر كس كار نيكي را انجام دهد , ده برابر آن
اجر دارد و هر كس گناهي را مرتكب شود جز مثل آن سزايش ندهند و
ستمشان نكنند » .
علي ـ عليه السلام ـ در نامه يي كه به پسرش امام حسن ـ عليه السلام ـ
نوشته است بعد از آنكه رحمت و لطف خداي مهربان را شرح مي دهد ,
مي فرمايد :
« و لم يوئسك من الرحمه بل جعل نزوعك عن الذنب حسنه و حسب
سيئتك واحده و حسب حسنتك عشرا; (نامه 31 ) ترا از رحمت خود نااميد
نكرده , بلكه بازگشت ترا از گناه حسنه يي قرار داده و گناه ترا يكي و كار نيكت
را ده برابر حساب كرده است . »
9 ـ گناه شرك , آمرزيده نمي شود
« ان الله لا يعفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشا و من يشرك بالله
فقد افتري اثما عظيما; (نسا ـ 48 ) محققا خدا نمي آمرزد كه به او شرك
آورند و جز اين , هر كه را بخواهد مي بخشد و هر كس به خدا شرك آورد ,
گناهي بزرگ مرتكب شده است . »
علي ـ عليه السلام ـ در آخر خطبه يي كه با موعظه و نصيحت شروع
مي شود , ظلم را سه قسمت نموده و راجع به قسم اول كه شديدترين اقسام
آن است , مي فرمايد :

« فاما الظلم الذي لايغفر فالشرك بالله قال الله سبحانه : « ان الله لايغفران
يشرك به » , (خطبه 175 ) اما ظلمي كه بخشيده نمي شود , شرك به خدا است
و خدا فرموده است : « محققا » خدا نمي آمرزد كه به او شرك آورند. »
10 ـ ترغيب و تشويق به دعا
« و قال ربكم ادعوني استجب لكم , (غافر60, ) پروردگارتان گفته است ,
مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم . »
« و اذا سئلك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان ,
(بقره 186, ) و اگر بندگانم درباره من از تو پرسند , من نزديك هستم و چون
صاحب دعا مرا بخواند , دعاي او را اجابت ميكنم . »
« و من سئله اعطا (خطبه 89 ) و هر كسي كه چيزي از او خواست , عطا
فرمود. »
در نامه يي كه علي ـ عليه السلام ـ به پسرش نوشته است , يادآور مي شود :
« و اعلم ان الذي بيده خزائن السموات و الارض قد اذن لك في الدعا و
تكفل لك بالا جابه و امرك ان تساله ليعطيك و تسترحمه لير حمك , (نامه
31 ) خدايي كه خزانه هاي آسمان وزمين به دست اوست به تو اجازه دعا
داده و اجابت آن را براي تو ضامن گشته و به تو فرموده كه از او بخواهي تا
عطا كند و مهرباني طلبي تا مهرباني كند. »
« و لا ليفتح علي عبد باب الدعا و يغلق عنه باب الاجابه , (حكمت
427 ) نمي شود كه خدا بر بنده يي در دعا را بگشايد و در اجابت را بر او
ببندد. »
11 ـ نتيجه خوبي و بدي كار انسان به خود او باز ميگردد
« ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها , (اسرا7, ) اگر نيكي
كنيد به خويش نيكي كرده ايد و اگر بدي كنيد براي خودتان است . »
« يا ايها الناس انما بغيكم علي انفسكم , (يونس 23, ) اي مردم سركشي
كردن شما به ضرر خودتان است . »
و نيز مي فرمايد :
« فمن اهتدي فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها , (زمر41, ) هر كه
هدايت يابد براي خويشتن است و هر كه گمراه شود به ضرر خويش گمراه
مي شود. »
« من كفر فعليه كفره و من عمله صالحا فلانفسهم يمهدون , (روم 44, ) هر
كه كافر شود , زيان كفرش بر خود اوست و كساني كه عمل شايسته يي انجام
دهند براي خودشان آماده مي كنند. »
در نامه يي كه علي ـ عليه السلام ـ به قثم بن عباس بن عبدالمطلب حاكم
مكه نوشته اند , مي فرمايد :
« و لن يفوز بالخير الا عامله و لايجزي جزا الشر الا فاعله , (نامه 33 ) و
هرگز به خير و نيكي نرسد مگر نيكوكار و هرگز كيفر بدي نبيند مگر بدكردار. »
12 ـ متاع دنيا و ذخيره آخرت
المال و البنون زينه الحياه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك
ثوابا و خير املا , (كهف 46, ) مال و فرزندان زيور زندگي اين دنيا است و
كارهاي شايسته ماندني نزد پروردگارت , از نظر پاداش بهتر و اميد آن بيشتر
است . »
« ان المال و البنين حرث الدنيا و العمل الصالح حرث الاخره ; (خطبه
23 ) همانا مال و فرزندان كشت دنيا و كار شايسته , كشت آخرت است . »
13 ـ كم فروشي نكنيد
« و اوفوا الكيل اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و احسن
تاويلا , (اسرا35, ) و چون به وزن كردن پرداختيد , پيمانه راتمام دهيد و با
ترازوي درست وزن كنيد كه اين بهتر و سرانجام آن نيكوتر است . »
علي ـ عليه السلام ـ در نامه يي كه به مالك اشتر نوشته است , تذكر
مي دهد كه :
« وليكن البيع بيعا سمحا بموازين عدل , (نامه 53 ) داد و ستد بايد آسان
وبه ترازوهاي بي كم و زياد باشد. »
14 ـ انسان , بسياري از چيزها را نمي داند .
چون از پيغمبر اكرم راجع به « روح » سوال كردند , اين آيه نازل شد :
« ويسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا
قليلا , (اسرا 85, ) از تو درباره ي روح مي پرسند , بگو روح مربوط به
پروردگار من است و شما جز اندكي از علم , داده نشده ايد.
در ذيل آيه شريفه امانت مي فرمايد :
« انه كان ظلوما جهولا , (احزاب 72, ) همانا انسان ستم پيشه و بسيار
نادان است . »
علي ـ عليه السلام ـ در نامه يي به امام حسن ـ عليه السلام ـ بعد از آنكه
راجع به مبدا و معاد و امتحان خدا سفارش كرده اند , مي فرمايد :
« فان اشكل عليك شي من ذلك فاحمله علي جهالتك به فانك اول ما
خلقت جاهلا ثم علمت و ما اكثر ما تجهل من الامور و يتحير فيه رايك و
يضل فيه بصرك ثم تبصره بعد ذلك , (نامه 31 ) پس اگر چيزي از اين مطالب
بر تو مشكل شد , آن را بر ناداني خود حمل كن زيرا تو در ابتداي آفرينشت
نادان بودي و سپس دانش آموختي و چه بسيار است آنچه را كه نمي دانستي
و انديشه ات در آن سرگردان و بيناييت , گمراه بود و سپس بينا
گشتي . »
پي نوشت :
1 ـ ايصال : رسانيدن , پيوند دادن .
خداوند در قرآن در مورد متاع دنيا و ذخيره آخرت مي فرمايد : مال و فرزندان
زيور زندگي دنيا است و كارهاي شايسته ماندني نزد پروردگارت , از نظر پاداش بهتر
و اميد آن بيشتر است و اميرالمومنين علي (ع ) نيز در نهج البلاغه خطبه 23
مي فرمايد : همانا مال و فرزندان كشت دنيا و كار شايسته , كشت آخرت است
خداوند از قول موسي (ع ) به بني اسرائيل حكايت مي كند : زماني كه پروردگارتان
اعلام كرد كه اگر سپاسگذاري كنيد , افزونتان دهم و اگر ناسپاسي كنيد , عذاب من
بسيار سخت است . و اميرالمومنين علي (ع ) نيز در حكمت 85 مي فرمايند : هرگاه
نمونه ها و اوايل نعمت به شما رسيد باقيمانده آن را به كمي سپاس , دور نسازيد

|
|