بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري به روي ايام فاطميه ورق مي خورد و مردم ولايتمدار
كشورمان با برپايي مجالس و حضور در محافل سوگواري به بررسي دوران
كوتاه , ولي بلند و درس آموز زندگاني بانوي بزرگ فضيلت ها , حضرت
صديقه طاهره سلام الله عليها پرداخته و پيمان خود را با ائمه معصومين و
خاندان رسالت محكم تر مي كنند.
هفته آينده نيز شور فاطمي با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س )
به اوج خود مي رسد و مردم ايران با انطباق رفتارهاي خود بر اوامر و پرهيز
از نواهي الهي , قلب قطب عالم امكان و يادگار زهرا(س ) را شاد خواهند كرد ,
زيرا هرچند كه پيروي لفظي از كوثر پيامبر اسلام شرط لازم در رسيدن به
سعادت است ولي قطعا كافي نيست و بايد در عمل به گونه اي رفتار كرد كه
فاصله ميان جامعه و آن الگوهاي بلند جوامع انساني , كم و كمتر
شود.
مردم در اين هفته همچنين خود را براي بزرگداشت شهداي فاجعه هفتم
تير سال 60 آماده مي كنند . اين حادثه كه حلقه زنجيره اي از توطئه هاي نظام
استكبار براي سقوط نظام جمهوري اسلامي ايران بود عليرغم اهداف
شومش آنچنان آگاهي بخش شد كه روز دفن سلطه امپرياليسم و ناكامي
دشمن لقب گرفت . امپرياليسم جهاني كه روياي شوم ترور رهبران و مديران
موثر نظام و سقوط انقلاب اسلامي ايران را در سر مي پروراند در پي اجراي
توطئه انفجار حزب جمهوري اسلامي ايران نه تنها در رسيدن به اهداف
خود ناكام ماند بلكه هم مردم مسلمان و انقلابي ايران به راه خود ادامه داده و
هم انقلاب در مسير توفنده خود طي طريق كردند.
اكنون بيست و پنج سال از غم شهادت شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و
هفتاد و دو يار وفادار انقلاب مي گذرد; آنها كه با خون خود , انقلاب را
حياتي دوباره بخشيده و نقاب تزوير را از چهره منفور منافقين بيرون
كشيدند. هر چند امروز جاي خالي اين شهيدان بيش از پيش احساس
مي شود زيرا كه دشمن در اين حادثه دردناك , پرفروغ ترين شمع هاي محفل
انقلاب را به آتش كشيد , اما روشني و گرمي نوري كه خون اين شهيدان بر
انقلاب تاباند , تا نسل هاي بعد در اين فاجعه باقي ماند. به اين ترتيب ,
شهادت اين بهشتي سيرتان كه با رنگين كماني از نور , زمين و آسمان را به هم
پيوند زده بودند , ثابت كرد « شعله انقلاب , خاموش شدني نيست » .
در هفته جاري مسئولان و كارگزاران نظام به ديدار رهبر معظم انقلاب
رفته و از بيانات مهم و راهگشاي ايشان استفاده كردند. حضرت آيت الله
خامنه اي در اين ديدار با تذكر مسائل اخلاقي و معنوي و تبيين دقيق مساله
« شكر » در تفكر اسلامي , در سخناني بسيار مهم به تحليل اوضاع كشور و
تبيين شاخص هاي اصولگرايي پرداختند. ايشان لزوم اداره اركان مهم كشور
را با مديريت تفكر اصولي و يا به تعبير رايج , اصولگرايي , متذكر شده و
تقسيم بندي گروهها به « اصولگرا » و « اصلاح طلب » و يا اسامي ديگر را
غيرصحيح دانسته و تصريح كردند : « هركس و هر جرياني كه به مباني انقلاب
علاقمند و پايبند باشد , جزو اصولگرايان است . »
رهبر معظم انقلاب با تبيين اصولگرايي , تاكيد كردند نبايد دايره
اصولگرايي را آنقدر تنگ و محدود كرد كه فقط عده اي معدود در آن قرار
گرفته و ساير نيروهاي انقلاب , خود را خارج از اين محدوده تصور كنند.
ايشان در اين ديدار , سعه صدر و جاذبه انقلاب را تبيين كرده و همگان
را به بالا بردن « جاذبه » و كاهش « دافعه » , در عين رعايت اصول فرا خواندند.
بنابر اين منشور اصولگرايي كه توسط رهبر انقلاب ترسيم شد , تكليف دولت
و همه گروهها را مشخص كرد تا با الگوبرداري از فرازهاي مندرج در اين
منشور , از تقسيم بندي نابجا در ميان گروههاي وفادار به انقلاب پرهيز كنند.
ايشان بر تعميم آزادانديشي و پرهيز از خرافه گرايي و سست انديشي به
عنوان يكي از اركان مهم اصولگرايي تاكيد كرده و فرمودند « دولت و همه
دستگاههاي فرهنگي بايد پايه هاي ايماني روش بينانه و استوار و به دور از
خرافه را در ذهن نسل هاي جوان و رو به رشد تقويت كرده و ايمان به دين ,
انقلاب و نظام را در دل و ذهن مردم مستحكم سازند... بايد با نوآوري ديني و
استخراج روشمند افكار ايده هاي جديد از گنجينه منابع اسلامي , هويت
اسلامي را به دور از هرگونه خرافه و انحراف , به ملتها و انديشمندان مسلمان
عرضه كرد و با برافراشتن پرچم برادري امت اسلامي و گسترش فضيلتهاي
اخلاقي , جريان اصولگرايي را در جهان اسلام تقويت نمود. »
حضرت آيت الله خامنه اي حفظ استقلال همه جانبه كشور را به عنوان
يكي ديگر از شاخصهاي اصولگرايي مطرح كرده و افزودند : « هر جريان و
تفكري كه به دنبال رهايي از اختاپوس تحميل شده فرهنگ غربي نيست و به
استقلال سياسي , اقتصادي كشور و ملت بي توجه است , جزو اصولگرايان
محسوب نمي شود » .
ايشان همچنين كم كردن فاصله طبقاتي , ايجاد فرصتهاي برابر , تشويق
درستكاري , مهار كردن متجاوزان به ثروتهاي ملي , مبارز واقعي با فساد و
ويژه خواري , رواج عدالت در بدنه حاكميت و عزل و نصب ها و توجه به
مناطق محروم را از ابعاد عدالت دانسته و خطاب به مسئولان تاكيد كردند
« اجراي عدالت نيازمند قاطعيت و كنار گذاشتن تعارفات , ارتباط با مردم ,
ساده زيستي و مردمي بودن , و خودسازي و تهذيب نفس است » .
حضرت آيت الله خامنه اي اصلاحات را به مفهوم صحيح آن جزو مباني
اصولگرايي برشمرده و فرمودند : « اصلاحات اصولگرايانه و اصولگرايي
مصلحانه درهم تنيده هستند. » ايشان قانون اساسي را معيار اصلاحات
خوانده و افزودند : « اصلاحات بايد ضابطه مند و مبتني بر ارزشها و
معيارهاي اسلامي و ايراني باشد. تصحيح روشها , هدفهاي مرحله اي و
تصميم گيريها جزو اصلاحات است و اصلاحات حقيقي با ساختارشكني و
مبارزه با قانون اساسي و اسلام كاملا مخالف و متفاوت است . »
رهبر معظم انقلاب ضعفهاي دروني و توطئه هاي بيروني را منشا بروز
برخي چالشها خوانده و تصريح كردند نبايد كوچك ترين ترديد كرد كه امروز
مهم ترين چالشهاي بيروني نظام از ضديت امريكا با ملت ايران سرچشمه
مي گيرد.
ايشان با اشاره به ناكامي آمريكا در « براندازي سخت » نظام اسلامي از
طريق تحميل جنگ و تحريم اقتصادي و نيز ناموفق بودن دولت امريكا در
« براندازي نرم » نظام از طريق تهاجم فرهنگي افزودند : پس از اين نيز
توطئه هاي ديگري در راه خواهد بود اما ملت و مسئولان با اتحاد , ايمان ,
عقل , تدبير و با استفاده از فرصت ها و هوشياري در مقابل دشمن , كشور و
نظام را در مقابل همه توطئه ها مصونيت مي بخشند و قله هاي پيشرفت و
تعالي را يك به يك فتح خواهند كرد.
در فلسطين دو موضوع طي هفته جاري درصدر عناوين خبري قرار
داشت . نخست , تداوم جنايات صهيونيستها عليه مردم فلسطين كه منجر به
كشته و زخمي شدن شمار ديگري گرديد. اين جنايات درحالي تداوم يافت
كه افكار عمومي فلسطيني ها همچنان در تاثر ناشي از جنايت هولناك دو هفته
قبل اسرائيل در ساحل غزه قرار داشت . در آن جنايت , ناوچه هاي رژيم
صهيونيستي با حمله وحشيانه به منطقه شمال غزه عده اي از مردم عادي
فلسطيني را در ساحل غزه به خاك و خون كشيدند كه بازتاب گسترده اي در
صحنه بين المللي پيدا كرد و موج تازه اي از انزجار عليه جانيان صهيونيست
را برانگيخت .
ارتش رژيم صهيونيستي براي گريز از موج انتقادات بين المللي مدعي
شد اين كشتار را انجام نداده است بلكه حادثه غزه ناشي از انفجار مواد
منفجره اي بوده كه متعلق به خود فلسطيني ها بوده است . اين انكار وقيحانه
درحالي كه صورت مي گيرد كه قبل از آن , منابع اسرائيلي به اين جنايت
اعتراف كرده و حتي برخي مطبوعات رژيم صهيونيستي , ارتش اين رژيم را
به دليل اين كشتار وحشيانه , كه منجر به تشديد تنفر جهاني از اسرائيل شد ,
به باد انتقاد گرفتند.
با اينحال , اين جنايت و تبعات آن هرگز موجب نشد كه صهيونيستها از
سياست تجاوزكارانه خود عليه فلسطيني ها دست بردارند و همچنان به قلع و
قمع مردم فلسطين ادامه دادند.
مذاكرات فتح و حماس و نزديك شدن اين دو جنبش فلسطيني به تفاهم ,
موضوع ديگري بود كه طي هفته جاري در كانون توجه محافل خبري قرار
گرفت . منابع فلسطيني طي چند روز گذشته اعلام كردند كه گفتگوهاي
مقامات وابسته به دولت حماس از يكسو و نمايندگان فتح از سوي ديگر به
مراحل نهايي خود نزديك شده و دو طرف در آينده نزديك تفاهم نامه اي را
امضا مي كنند. با اينحال , اگرچه توقف درگيري ميان نيروهاي دو طرف نيز
نشان از كاهش اختلافات دارد , ولي برخي ناظران معتقدند ريشه اختلافات
عميق است و انتظار توافق در آينده نزديك , يك خوش بيني بيش از حد
است .
اين ناظران , اختلاف در ديدگاه حماس و فتح نسبت به موجوديت رژيم
صهيونيستي و همچنين در زمينه به رسميت شناختن آن و چگونگي برخورد
با مسئله اشغالگري را عامل شكاف كنوني مي دانند كه به سادگي قابل رفع و
ترميم نيست . جناح سازشكار فتح معتقد است بايد موجوديت رژيم
صهيونيستي را پذيرفت و با آن به مذاكره نشست درحاليكه حماس , اين
رژيم را غيرقانوني و اشغالگر مي داند و اعتقاد دارد كه همه خاك فلسطين
متعلق به فلسطيني هاست .
در عراق , دولت نوپاي مالكي درحالي به تحكيم پايه هاي حاكميت خود
مشغول است كه ناآرامي ها و خشونت ها روز به روز اوج مي گيرد و هنوز هيچ
اميدي براي پايان يافتن اين روند خونبار مشاهده نمي گردد.
برخلاف تصور , مرگ « ابومصعب زرقاوي » نيز نتوانست اين خونريزي ها
و كشتارها را متوقف و يا حتي از حجم آن كم كند بطوريكه طي هفته جاري
نيز دهها عراقي در بمب گذاري ها و حملات مسلحانه كشته شدند. تداوم قتل
و كشتار در عراق بيانگر اين واقعيت است كه برخلاف تبليغاتي كه اشغالگران
به راه انداخته بودند منشا اصلي خشونت هاي جاري عراق زرقاوي نبوده
بلكه خود اشغالگران هستند.
از ادامه خشونت ها چنين بر مي آيد كه ابومصعب زرقاوي يك متعصب
افراطي و قسي القلب بيش نبود و اشغالگران بنابه دلايلي وي را بيش از حد
بزرگنمايي كرده بودند تا از طريق آن , توجيهي براي ادامه سياستهاي
اشغالگرانه خود داشته باشند. حتي برخي ديگر براين باورند كه زرقاوي
دست پرورده دستگاه هاي جاسوسي اشغالگران بود و زماني كه تاريخ مصرف
وي پايان يافت , وي را حذف كردند.
واقعيت اين است كه منشا اصلي ناآرامي ها در عراق , اشغالگران هستند
كه به طور غيرقانوني در اين كشور حضور دارند و زماني مي توان به بازگشت
آرامش به عراق اميدوار بود كه اشغالگران از اين سرزمين خارج شوند.

|