روزنامه جمهوري اسلامي 30/03/1385 صفحه جبهه و جنگ

* آخرين پرواز
* مقتل الشهدا , هويت نسل هاي آينده
* سردار علايي :
جوانان ما به دفاع مقدس افتخار مي كنند
آخرين پرواز




گزارشي از جلسه نقد كتاب « آخرين پرواز » در استان سمنان
كتاب آخرين پرواز نوشته سيدعليرضا مهرداد از جمله كتابهايي است كه در حوزه دفاع مقدس به رشته تحرير درآمده و درسال گذشته با شمارگان 2 هزار نسخه از سوي انتشارات زلال انديشه به زيور طبع آراسته شده است . در اين كتاب كه با محوريت شهيد محمد كلاته اي , نماينده شهيد مردم بجنورد در مجلس شوراي اسلامي به رشته تحرير درآمده است , نويسنده داستان را با پرواز هواپيماي حامل نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و ديگر شخصيتهاي نظام جمهوري اسلامي كه در جريان عمليات والفجر 8 راهي مناطق عملياتي جنوب كشور شده بودند آغاز مي كند و در ادامه راه به بيان گوشه هايي از زندگي شهيد محمدكلاته اي از سرنشينان اين هواپيما مي پردازد. ايجاد ارتباط هنرمندانه بين فصلهاي مختلف كتاب , به تصوير كشيدن شخصيت شهيد محمد كلاته اي نماينده شهيد مردم بجنورد در مجلس شوراي اسلامي و دهها نكته جالب توجه و خواندني از اين شهيد از جمله مطالبي است كه 144 صفحه از اين كتاب را رنگين نموده است .
اداره كل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان سمنان در دومين جلسه نقد كتاب , كار بررسي و نقد اين كتاب را با حضور نويسنده كتاب و تعدادي از نويسندگان حوزه دفاع مقدس استان سمنان و با محوريت حجه الاسلام والمسلمين دكتر انصاريان مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در تيپ حضرت قائم (عج ) در دستور كار خود قرار داد.
در ابتداي اين جلسه كه در تالار آفتاب سمنان برگزار شد , آقاي يارمحمد عرب عامري , همسنگر شهيد محمد كلاته اي در مجلس شوراي اسلامي گفت : من تازه از فاو برگشته بودم . صبح كه به مجلس آمدم شهيد كلاته اي را ديدم , از من خواست كه تو هم بيا , من بدليل اينكه مي خواستم به حوزه انتخابيه ام سفر كنم , با اين كاروان همراه نشدم , اما 7 نفر از نمايندگان رفتند و رداي شهادت پوشيدند . عرب عامري به شرايط آن روز كشور اشاره كرد و اظهار داشت : در آن روزها اغلب نمايندگان باغسل شهادت به مجلس مي آمدند و من معتقدم همه نمايندگاني كه در آن حادثه به درجه شهادت نائل شده اند با غسل شهادت به ديدار خدا شتافته اند. او به خصوصيات شهيد كلاته اي اشاره كرد و افزود : دستان پينه بسته اش را به سوي هر كس دراز مي كرد , مي شد صداقت را از اين دستان پينه بسته خواند. همسنگر شهيد كلاته اي به قسمتي از كتاب كه در آن آمده است : « محمد كلاته اي به فرمان امام كانديداي نمايندگي مجلس شد » اشاره كرد و خواستار اصلاح اين نكته شد , او گفت : امام هيچگاه به كسي نفرموده اند كه كانديدا شود , اما وقتي كسي انتخاب مي شد از او حمايت مي كردند.
آقاي محمود ترحمي ديگر منتقد كتاب آخرين پرواز بكارگيري سبك نو و ايجاد ارتباط و پيوند هنرمندانه بين گذشته و حال و همچنين فصلهاي مختلف كتاب را از نكات برجسته اين اثر دانست و بكارگيري كلمات نامانوس براي مخاطبان , فلاش بك هاي طولاني و خسته كننده و عدم ذكر منابع را از جمله نكات منفي اين كتاب دانست .
حاج عبدالله دخانيان قلم شيوا و روان , استفاده مناسب از عناصر داستاني وشناساندن خوب شهيد محمدكلاته اي به مخاطبين را از جمله نكات مثبت كتاب دانست و مصنوعي بودن فلاش بك ها وسكوت نويسنده در بيان زندگي شهيد كلاته اي در حد فاصل سالهاي 59 تا 64 و نقش او در دفاع مقدس را بعنوان يكي از نكات منفي اين كتاب مورد اشاره قرار داد.
عدم برخورداري كتاب از مقدمه و زندگي نامه شهيد كلاته اي يكي از نكات منفي بود كه هم آقاي دهقاني و هم خانم ميرسيد از منتقدين شركت كننده در اين جلسه در كنار نكات مثبت و ارزنده اي كه اين كتاب به آن پرداخته بود , به آن اشاره كردند
آقاي عبادي نيز از مسئولين بنياد حفظ آثار بخاطر برگزاري اين جلسه قدرداني كرد. اوگفت : نسل سوم و چهارم نيازمند آن هستند كه بدانند در سالهاي جنگ چه اتفاقاتي افتاده است . او افزود : ما براي نسلي مي نويسيم كه پر از تنوع اند و لذا بايد ابتدا خودمان را به خواندن مجهز كنيم وآنگاه به نوشتن رو بياوريم . آقاي عبادي گفت : اگر شجاعت و شهامت در نوشتن خود را نشان ندهد , ديگر كسي به سراغ نوشته هاي ما نخواهد آمد.
جعفري از نويسندگان ومنتقدين , به فلاش بك هاي طولاني و خسته كننده ضعف شخصيت پردازي , ارائه اطلاعات بطور مستقيم و استفاده از شيوه روايت در روايت بعنوان نقاط ضعف اين كتاب ياد كرد و خانم گلپايگاني از شروع مناسب داستان , روان بودن و شيوايي قلم , موفقيت نويسنده در آشنا كردن خوانندگان با فرازهاي مختلف زندگي شهيد كلاته اي و تاثيرگذاري آن بعنوان نكات قوت كتاب نام برد.
در ادامه اين جلسه سيد عليرضا مهرداد نويسنده كتاب آخرين پرواز به سخن آمد و اظهار داشت : تدوين زندگي نامه شهيد محمدكلاته اي عليرغم صداقت و سادگي قهرمان داستان , بدليل شخصيت خاصي كه شهيد كلاته اي از آن برخوردار بود , يك كار بسيار پيچيده بود. عليرضا مهرداد گفت : من آرزو دارم كه اين جلسه قبل از چاپ كتاب برگزار مي شد , او اضافه كرد : اين حسرت و غبطه براي من مانده است كه اگر برخي از اين انتقادات قبل از چاپ كتاب بدست من مي رسيد خاضعانه از آن استفاده مي كردم , اما متاسفانه بعضي از آرزوها برآورده شدني نيست . پس از آنكه دكتر انصاريان از حضور آقاي مهرداد بعنوان يك نويسنده موفق , پركار و متعهد در اين جلسه تشكر وقدرداني نمود , آقاي علي مرادي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان نيز طي سخناني گفت : بهمن ماه سال 64 , در قسمت تبليغات , در جبهه جنوب , نيمه شبي ما را از خواب بيدار كردند تا براي شهادت شهيد محلاتي پارچه بنويسيم , فردا ظهر جنازه ها را آوردند , پاترولي بود و پشت آن يك كارتن كوچك به اندازه يك جعبه ميوه , و در آن گوشت هاي سياه شده وسوخته .
مرادي ادامه داد : هر وقت ياد والفجر 8 و بهمن 64 و شهيد محلاتي مي افتم آن صحنه ها برايم تداعي مي شود. مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان از مظلوميت دفاع مقدس سخن گفت و از عدم موفقيت مسئولين در اداي دين نسبت به دفاع مقدس , او خواستار معرفي اسوه هاي مردانگي به نسل جديد شد و رسالت رسانه ها و مطبوعات را دراين راستا يادآور شد.
دكتر انصاريان در پايان اين جلسه از برگزاري جلسات نقد كتاب بعنوان يكي از برنامه هاي اداره كل حفظ آثار در سال جاري يادكرد و از نويسندگان حاضر در اين جلسه خواست تا براي بررسي و نقد كتابهايشان آماده باشند. اوبرگزاري جلسات مشترك نقد و بررسي بين اداره كل حفظ آثار و انجمن اهل قلم استان سمنان را مورد تاكيد قراردارد
محمدتقي قدس ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي در سمنان

مقتل الشهدا , هويت نسل هاي آينده




مجيد زندي
خودش جنگ و شهدا را نديده بود اما آنچنان واژه هاي جنگ و دفاع مقدس خصوصا شلمچه و كربلاي پنج ورد زبانش بود و براي ديدن مناطق عملياتي و يادبود شهدا بي تابي مي كرد كه انگار سالها عمرش را در جبهه ها و در محضر شهدا گذرانده بود و امروز به دنبال گمشدهايش مي گشت .
مي گفت : سال 65 عمويم در كربلاي پنج و در كنار كانال ماهي شهيد شد ولي نمي دانست آن سرزميني كه با خون عمويش رنگين شده چگونه سرزميني است آن سالها او هنوز به دنيا نيامده بود اما نامش را پس از شهادت عمويش « حسين » گذاشتند و امروز حسين جوان رشيد 20 ساله اي است كه خون همه شهداي دفاع مقدس در وجودش مي جوشد و اين جوشش خون شهدا « حسين » جوان را هم بي تاب كرده و شهادت را آرزوي ديرينه اش ساخته است .
گاهي فكر مي كردم جنگ و شهادت هم روزگاري به خاطره ها خواهد پيوست واتفاقا آن روزها يكي از نگراني هاي ما هم همين بود كه نكند جهاد مقدس عزيزترين جوانان اين سرزمين پاك روزي فراموش شود , اما اكنون متوجه شدم كه ارض خدا هميشه بخاطر وجود پاك انسانهايي برگزيده ماندگار است و چنين جوانهايي نيز دست كمي از شهداي آن روز ندارند , جواناني كه از چهره آنها نور مي بارد وآلودگي هاي متعدد روزگار , هيچ خللي در ايمان واعتقاد آنها ايجاد نكرده است .
در كنار آن , موضوع ديگري كه هم برايم مسجل شد , اين كه بوي خون آلود خاك , هيچگاه , خاطره نيست , حماسه است و حماسه هم هيچگاه از ذهن و دل يك ملت پاك نخواهد شد. حسين هميشه در اين حال و هوا سير مي كند و حتي نوارهاي موسيقي اش را از نوحه هاي زمان دفاع مقدس انتخاب كرده است و هيچگاه آنها را از خود دور نمي سازد تا اينكه چند روز پيش عصر يك روز بهاري روبه من كرد و گفت : عموجان ! قرار ما ملاقات با ارواح شهداي خطوط به يادماندني جبهه هاست , حالا نوبت ما رسيده كه به مقتل الشهداي شلمچه سري بزنيم آيا دوست داري در جمع ما باشي »
ادامه داد : « مي خواهيم معصوميت و مظلوميت شهدا را در ياد خود زنده كنيم مي خواهيم صداي پاي بهشت را از آسمان شرقي خرمشهر بشنويم , يقين دارم در آن شب شهدا هم به ملاقات ما خواهند آمد و ملاقات با شهدا يقينا دل پردرد مرا تسكين مي دهد و...! »
من از گفته هاي حسين شرمنده شدم و از مقامي كه برخي از جوانان امروز به آن دست يافتند از خود متنفر شدم و غبطه جواناني را خوردم كه بهشت ارزاني آنها خواهد بود زيرا بهشت را به بهانه حضور در جبهه و به كسي نمي دهند بلكه بهاي بهشت دلهاي پاك و با صفايي است كه در دل بسياري از جوانان و نوجوانان امروز هم يافت مي شود جواناني كه صفاي باطن و دلهاي عاشق را فقط از شهدا به ارث برده اند.
بار سفر را بستيم اما حسين چند پيشاني بند يادگار عمويش را هم با خود همراه ساخت و مي گفت : « مي خواهم شبي را كه در شلمچه مي مانم با پيشاني بسته « ياحسين » لحظاتي را با خوبان آن جهاني سركنم . »
خيلي از حرف ها و حماسه ها را حتي بهتر از بعضي از افرادي كه جنگ ودفاع مقدس را ديده بودند در دل خود داشت و آنچنان از عمليات بيت المقدس دو , فتح خرمشهر , كربلاي چهار و پنج , كانال ماهي , پتروشيمي عراق , مهران , ماووت و مرصاد اطلاعات داشت كه گويي سالها در همه اين صحنه ها حضور داشت و تو از هر جهت از او عقب مانده اي .
...هنوز غبار از آسمان شلمچه نرفته است و شرق خرمشهر , هنوز آسمان آبي خاك آلود خود را از دست نداده است مي گفت : « بايد با وضو وارد شويم , اينجا شلمچه است , بايد از سه راهي شهادت عبور كنيم و اينجا مقتل الشهداي جنگ تحميلي است .
از دژباني اول و دوم كه گذشتيم , ديگر رنگ در صورت نداشت و لب هاي خشك شده اش با مشتي خاك همرنگ شده بود... شوري اشك چشمم با آب شور و تلخ شلمچه يكي شده بود و فاصله طبقاتي شديد معنويت را ميان من و او تعريف كرد و حسين زير لب زمزمه مي كرد : « اين اتيت به كجا آمده اي اينجا كجاست »
من اما حرفي براي گفتن نداشتم , چشم در چشم او دوختم و با ديدن اشك هايي كه از دوگونه اش مي ريخت , بغضي گلوگير در وجودم پديد آمد كه اجازه نفس كشيدن را نمي داد.
زمزمه هايش قابل شنيدن نبود , تنها مي شد فهميد كه خيلي به شهدا نزديك شده است او روح عزيزاني را كه به زيباترين شيوه مرسوم عرشيان , با او حرف مي زدند مي ديد و پرده اي را حس نمي كرد.
اشك و بغض امانش نمي داد و مي گفت : آمده ام به زيارتگاه چهارصد شهيدي كه پس از ساعت ها مقاومت با تمام شدن مهمات و آب و آذوقه در آغوش هم شهيد شده اند.
« آمده ام به قربانگاهي كه دست بشر مادي از يافتن بسياري از شهيدان آرميده در اين وادي كوتاه است چرا كه آرزو و وصيت كرده بودند براي ابد گمنام بمانند » .
صدايش بلند شد , روضه كربلاي حسين و مقتل سيدالشهدا(ع ) با هق وهق او و همراهانش يكي شد و من هنوز اسير نفس و تماشاگر صحنه هاي تعالي روح آدمهايي كه هيچگاه از جنس خاك نيستند و...
مي گفت : اگر عاشق امام شهيدان نباشي حضور در اين وادي بي فايده است , اگر حضوري در شلمچه با لحظه لحظه شهدا همراه نباشد , درد است اينجا تفرجگاه نيست , شهادتگاه است و... »
اگر مي خواهي خودشناسي كني سري به شلمچه بزن زيرا تنها وسيله شناخت عاشق از غيرعاشق , اشك هاي جاري است , عشقي كه تنها با حضور شهيدان در دلت پايدار خواهد ماند...

سردار علايي :
جوانان ما به دفاع مقدس افتخار مي كنند




سردار حسين علايي گفت : برخي سوالات مطرح شده در زمينه مسايل جنگ تحميلي , بيشتر از طرف گروه هاي سياسي است و كساني هستند كه جواب آن را مي دانند , اما شايد براي دستيابي به اهداف خاص , اين سوالات را مطرح مي كنند.
سردارحسين علايي از فرماندهان دوران دفاع مقدس در گفت وگو با خبرنگار سرويس « فرهنگ و حماسه » خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , در عين حال اظهار داشت : طرح بعضي سوالات فرصتي براي بيان ناگفته هاي جنگ تحميلي و نشان دادن عمق دشمني صدام با ايران و برنامه هايي است كه قدرت هاي بزرگ از طريق جنگ عليه ايران تدارك ديده بودند.
وي ادامه داد : اما براي پرداختن به موضوع دوران دفاع مقدس , بايد بسترهاي آن فراهم شود و هميشه نمي توان در هر شرايطي مسائل آن را بازگو كرد , هر چند با طرح خيلي از سوالات , فضا براي پرداختن بيشتر به مسائل دوران جنگ تحميلي فراهم شود.
سردار علايي اظهار داشت : شايد بتوان گفت : يكي از دوران هاي منحصر به فرد ايران , دوران دفاع مقدس بوده كه ايران توانست تمام قدرت ذاتي خود و استعداد مردم را با كمك اسلام و رهبري امام خميني (ره ) كه همه آن قدرت ها را از درون اسلام مطرح مي كردند و در بين مردم مي آفريدند , قدرت خود را نشان دهد , به همين خاطر , دوران دفاع مقدس يكي از نادرترين و زيباترين دوران تاريخ ايران است كه بازگو كردن آن دوران , شيريني خاص خود را دارد.
وي ادامه داد : فضاي عمومي جامعه ما تحت تاثير مطالبي است كه به عنوان دفاع مقدس منتشر مي شود , چون در حال حاضر عموم مردم و جوانان ما نسبت به دوران دفاع مقدس افتخار مي كنند كه ايران در سايه اسلام و با قدرت در مقابل دشمن ايستاد و دست خالي و تنها توانست دشمني كه هزاران كيلومتر از سرزمين مان را اشغال كرده بود , از خاك خود بيرون كند و به مسيري بيندازد كه جز سرنگوني , راهي در پيش پاي قدرت هاي حامي آن وجود نداشت و يكي از دلايل اين احساس افتخار هم اين است كه مطالب مربوط به دوران دفاع مقدس از طريق رسانه هاي تصويري , مكتوب و خبري به طور مرتب بازگو مي شود.
سردار علايي در مورد آسيب هاي پيش روي فرهنگ دفاع مقدس و موانعي كه آن را تهديد مي كند , گفت : موضوع دفاع مقدس در همه ابعاد آن بررسي نشده است ; مثلا تنها تكيه كردن بر بعد ايثار و عواطف موجود در دوران دفاع مقدس كافي نيست و بايد نتايج دوران دفاع مقدس را با تمام ابعادش بررسي كنيم كه يكي از ابعاد مهم , حضور فكر و انديشه و تدبير و بررسي بر روي طراحي هاي نظامي بوده است كه به اين موضوع در طرح موضوعات دفاع مقدس به اندازه كافي پرداخته نمي شود.
وي در اين راستا توضيح داد : در بررسي عملكرد فرماندهان جنگ فقط به ابعاد اخلاقي , فداكاري و حماسه آفريني هاي آنها توجه مي شود , ( هر چند اين موارد هم خيلي مهم هستند) و كمتر به تلاش هايي كه براي ايجاد توان و قدرت در جهت مقابله با دشمن انجام شده , پرداخته مي شود.
سردار علايي از ديگر آسيب هاي موجود در اين زمينه را ايجاد يك تقدس غيرضروري حول موضوع دفاع مقدس و ارزيابي مسايل آن خواند و گفت : اگر اين تقدس ايجاد شود خيلي ها جرات نمي كنند به نقد مسايل دفاع مقدس بپردازند و در قالب آن نقد , عظمت هاي آفريده شده در دوران دفاع مقدس را بيان كنند.
وي ادامه داد : يكي ديگر آسيب هاي موجود در اين زمينه اين است كه جامعه علمي و دانشگاهي به اين موضوع به صورت مطلوب نپرداخته اند , مثلا كتاب هايي در حوزه دفاع مقدس از سوي دانشگاه ها بايد منتشر شود و اساتيد در حوزه جامعه شناسي , علوم اجتماعي , تاريخ و جغرافيا به اين موضوع بپردازند , روي اين موضوع به اندازه كافي كار نمي كنند. از سوي ديگر , دانشگاه ها نتوانسته اند به اندازه كافي به دانشجويان براي تحقيق در موضوعات مربوط به دفاع مقدس در قالب پايان نامه ها كمك كنند.
سردار علايي تصريح كرد : همه اين آسيب ها قابل مرتفع شدن است .
وي در ادامه با اشاره به جايگاه ايثارگران در جامعه تاكيد كرد : مردم نگاه خوبي به اين گروه و اين اقشار دارند و همه آنها را به عنوان فداكاراني كه در دوران خاصي به دفاع از انقلاب , اسلام و كشور پرداختند , مي شناسند , پس بايد فضايي فراهم كنيم تا اين افراد كه مظهر قدرت ايران هستند , از دوران فعلي كه دوران پيشرفت كشور ايران است , پيشگامان پيشرفت ايران در حوزه هاي مختلف باشند.
سردار علايي تاكيد كرد : همچنين بايد فضايي فراهم شود كه هم بتوانند توانايي هاي خود را افزايش دهند و هم در مسير پيشرفت بتوانند در حوزه هايي چون اقتصادي , فني , فناوري و ساير مسايل براي مردم پيشرو و الگو باشند.
تهيه و تنظيم : ناصر ملايي