بسم الله الرحمن الرحيم
پنجشنبه 18 خرداد ماه , زمانيكه نوري مالكي نخست وزير عراق در كنار
فرمانده آمريكايي نظاميان اشغالگر در صفحه تلويزيون ظاهر شد و خبر كشته
شدن « ابومصعف زرقاوي » را با اشتياق و شعف اعلام كرد , با توجه به تبليغاتي كه
آمريكائيها طي سه سال گذشته درباره قدرت و نقش زرقاوي در ناامن ساختن
عراق به راه انداخته بودند , چنين تصور مي شد كه دوران خشونت و خونريزي به
پايان رسيده و پس از زرقاوي , جهان شاهد آرامش در عراق خواهد بود.
با اينحال پس از گذشت حدود دو هفته از اين رخداد , نه تنها هيچ گشايشي
در اوضاع ناامن و خشونت هاي مرگبار عراق مشاهده نمي شود بلكه شرايط بدتر
هم شده است به گونه كه تنها در روز شنبه گذشته , عراق شاهد 6 انفجار مهيب
بود كه به كشته و زخمي شدن حدود يكصد نفر منجر گرديد.
تداوم ناآرامي ها پس از مرگ زرقاوي , مسئله اي تامل برانگيز است كه در
ارزيابي آن , چند نكته به ذهن متبادر مي شود.
1 ـ نخست اينكه برخلاف ادعاي آمريكا , اصولا زرقاوي آنچنان نقش تعيين
كننده و موثري در ناآرامي ها نداشته است و واشنگتن براي اينكه بر ناتواني و
بي كفايتي خود در ايجاد امنيت در عراق سرپوش بگذارد تلاش مي كرد زرقاوي را
به عنوان دشمني خطرناك و بسيار بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد.
از اين ديدگاه , بوش و تيم همراه وي كوشيدند تا با تصوير چهره اي مخوف
از زرقاوي بر ادعاي « مبارزه با تروريسم » خود توجيهي ارائه دهند و افكار
عمومي به خصوص در داخل آمريكا را در پيروي از سياستهاي جنگ طلبانه , با
خود همراه و همسو سازند. در همان زمان , بسياري از ناظران معتقد بودند كه
تبليغات كاخ سفيد درباره شخصيت و توانايي زرقاوي , بزرگنمايي و غلو است و
زرقاوي بيش از اينكه يك آدمكش قسي القلب باشد , هنر و استعداد ديگري ندارد
و تفكرات انحرافي و تمايلات جنايتكارانه و غيرانساني وي نمي تواند پايگاه
قدرتمندي در ميان مسلمانان و عراقي ها داشته باشد.
برپايه اين نظر , صاحبنظران مسائل عراق معتقدند مرگ زرقاوي , مرگ
خشونت و خونريزي در عراق نيست همانگونه كه بازداشت صدام و دارودسته
وي و كشته شدن پسران صدام نيز , برخلاف تبليغاتي كه از سوي آمريكا مطرح
بود , هرگز نتوانست به خشونت ها پايان دهد.
2 ـ تحليل ديگر اين است كه پديده زرقاوي ساخته و پرداخته اشغالگران و
دستگاه هاي جاسوسي آمريكا و انگليس بود تا آنها با استفاده از حربه زرقاوي ,
تداوم حضور و اشغالگري خود را به عراق توجيه كنند.
براين اساس , از ميان بردن زرقاوي در اين برهه مي تواند به اين علت باشد كه
دولت بوش و بلر از اين حادثه , در جهت بهبود وجهه خود در صحنه هاي داخلي
كه به شدت , بي اعتبار شده است , استفاده نمايند. سفر سرزده بوش به عراق , به
فاصله چند روز پس از هلاكت زرقاوي , نشان از اهميت اين حادثه براي موقعيت
بوش و آينده سياسي وي دارد و تاكيدي براين نظريه است . لحن سخنان بوش در
عراق و همچنين در سخنراني راديويي هفتگي وي , حاكي از رضايت و خرسندي
زايدالوصف رئيس جمهور آمريكا از اعلام خبر مرگ زرقاوي و حاوي اين نكته
بود كه چه اندازه بوش به مرگ زرقاوي براي تقويت پايه هاي به شدت لرزان
حكومت خود نياز داشته است .
برپايه اين نظريه , از آنجائيكه آمريكا براي حضور خود در عراق به توجيه
عامه پسند نياز دارد در نتيجه ناآرامي ها در عراق بايد ادامه يابد تا اين موضوع ,
دستاويزي براي تداوم اشغالگري باشد. از اينرو دولت آمريكا از كشته شدن
زرقاوي , صرفا به دنبال استفاده تبليغاتي بود و مرگ زرقاوي لزوما نبايد پايان
خشونت ها را همراه داشته باشد.
3 ـ نظريه ديگري كه در مورد تداوم ناآرامي هاي عراق مطرح است و به نظر
مي رسد مستدل تر از بقيه باشد اين واقعيت است كه حضور اشغالگران , در عراق ,
خود عامل اصلي ناآرامي هاست و اين ناآرامي ها اصولا از كنترل اشغالگران خارج
است و تا زمانيكه اشغالگران در عراق حضور دارند ناامني نيز تداوم خواهد
داشت . اين يك واقعيت انكارناپذير است كه سايه اشغالگران بر سر عراق , زمينه
را براي رشد فعاليت گروه هاي خشونت طلب و افراطي مهيا مي كند و به عبارت
ديگر , عوامل ناآرامي ها در عراق چه بسا تمايل دارند اشغالگران در اين كشور
همچنان حضور داشته باشند تا آنها از اين طريق , توجيهي براي اعمال
جنايتكارانه و تروريستي خود بر عليه مردم كوچه و بازار عراق داشته باشند. بايد
گفت تنها در اين اشغالگري است كه سردمداران ترور مي توانند طرفداران خود را
براي اجراي جنايت هاي كور تهييج كنند.
اگرچه همچنان گره خشونت و خونريزي در عراق ناگشوده مانده و عوامل آن
هنوز در پرده ابهام قرار دارند ولي اين نكته محرز و بديهي است كه خروج
اشغالگران , عمده ترين عاملي است كه مي تواند زمينه بازگشت امنيت به عراق را
هموار كند و اين , تنها راه حل موجود است .

|