
ديدگاه رهبر معظم انقلاب درباره عظمت
امام خميني و تلاشهاي مخرب دشمنان
من مي خواهم به شما جوانهاي مومن در اين شهر و به همه ي جوانها در
سراسر ايران بزرگ اين را بگويم : امروز يكي از هدفهاي بزرگ دشمن اين
است كه آوازه ي بلند امام خميني را از ياد و خاطره ي مردم محو كند.كينه يي
كه از اين مرد بزرگ دوران در دل زورگويان و قلدران و چپاولگران و
زرسالاران عالم هست , كينه يي تمام نشدني است , آنها فراموش نميكنند كه
در ايران بزرگ و عزيز و مظلوم ما در چه وضعيتي بودند , نقش را مي بردند ,
امكانات معنويش را مي بردند , بازارش را تصرف مي كردند و نيروي انساني
ارزانش را به كار مي گرفتند. خيلي از كارخانه هايي كه در دوران رژيم طاغوت
ايجاد شد , به خاطر نيروي كار ارزان قيمت در اين جا بود. اگر
سرمايه دارهاي اصلي و صاحب كمپانيهاي بزرگ مي خواستند كارخانه يي را
در كشورهاي ديگر مستقر كنند , برايشان گران تمام مي شد , اما چون اين جا
نيروي كار ارزان وجود داشت , بعد هم از توليد به مصرف بود و بازار عظيم
ايران در اختيارشان قرار داشت , لذا آن كارخانه را در اين جا مستقر
مي كردند. آنها مي دانند كه در ايران چه اتفاقي افتاد , مي دانند كه يك كشور
بزرگ و پر جمعيت , يك بازار عظيم و منابع بي پاياني از دستشان خارج شده
است . اينها را چه كسي كرد ملت ايران اگر « امام » را نداشت , اگر اين انسان
مصمم و با عزم و اراده را نداشت , نمي توانست اين راه را طي كند , شكي در
اين نيست . امام هم ادعايي نداشت , مي گفت من كاري نكردم , مردم كردند ,
راست هم ميگفت , مردم كردند , اما مردم خيلي از كشورها هستند , ولي چرا
قيام نمي كنند و حقشان را نمي گيرند چون كسي مثل امام را ندارند. اين
كاروان عظيم , قافله سالار مي خواهد. لشكر عظيم , بي فرمانده , زمين گير
ميشود. تاريخ ما فرمانده يي با شجاعت , با عزم و تصميم امام سراغ نداشت
تا بتواند چنين حركت عظيمي را انجام بدهد , نه تفنگ , نه تانك , نه نيروي
مسلح و نه وسايل تبليغاتي داشت , سلاح او فقط عزم و اراده و ايمان و توكل
بود. مردم صداقت و حقانيت او را تشخيص دادند , جوانهاي بيست و دو
سال قبل در دوران انقلاب , اين شمع را ديدند , مثل پروانه عاشقانه به سمت
او رفتند , آنگاه اين اقيانوس به تلاطم آمد و اين حادثه ي بزرگ اتفاق افتاد.
آمريكاييها و صهيونيستها يادشان نمي رود كه بعد از جنگ 1967
ميلادي كشور عربي شيرهاي نفت را بر روي آن كساني كه به اسرائيل كمك
مي كردند بستند , اما رژيم طاغوت در اين جا سينه اش را جلو داد و گفت من
عوض همه نفت مي دهم ! يعني رژيم طاغوت در ايران , يك اعتصاب عظيم
نفتي را كه در تاريخ عالم بي نظير بود , به نفع آمريكا و عليه مظلومان فلسطين
شكست , هم به اسرائيل نفت داد , هم به هر كسي كه به اسرائيل كمك مي كرد!
امروز درست صد و هشتاد درجه وضع فرق كرده است , همه ي كشورهاي
عربي و اسلامي در مقابل خواسته ي امريكا نسبت به اسرائيل كم و بيش كوتاه
آمده اند , همه گفته اند صلح خاورميانه , هيچ كس نگفت اين صلح نيست ,
سازشي است عليه صاحبان فلسطين , اين به خاك ماليدن بيني فلسطينيان
است . همه اتفاق نظر كردند , همه دستها را روي هم گذاشتند , اجلاسهاي
جهاني تشكيل دادند , از بين خود فلسطينيها خائني پيدا كردند كه پاي قرار
داده را امضا كرد , همه چيز به ظاهر تمام شده بود , اما يك ايران اسلامي به
اتكاي يك ملت بزرگ و با اعتماد به خدا ايستاد و گفت من اين قرار دادها و
اين صلح ساختگي را كه سازش عليه مظلومان فلسطين است , قبول ندارم , ما
نه تانك و هواپيمايي به ميدان آورديم , نه لشكر و نيروي نظامي يي به
مرزهاي اسرائيل فرستاديم ـ نظام اسلامي هيچ كاري نمي توانست بكند. اما
گفتيم قرارداد اسلو را قبول نداريم , قرارداد شرم الشيخ را قبول نداريم ,
قراردادهاي عليه ملت مظلوم فلسطين را قبول نداريم . همين قدر كه ايران
اسلامي موضع خودش را اتخاذ و اعلام كرد , همه ي بساط آنها به هم ريخت
و صلحي كه مي خواستند بر ملت فلسطين تحميل كنند , به جايي نرسيد ,
امروز نقش ايران اسلامي اين است , در خاورميانه و در دنياي اسلام چنين
نقش برجسته يي دارد , استكبار اين را فراموش نمي كند. وقتي به ريشه
برمي گردند , مي بينند همه ي اين حركت , همه ي اين عزت , همه ي اين اراده ,
همه ي اين شكوه تصميم گيري , به آن مردي برمي گردد كه فرشتگان آسمان به
نام او سرود ميخوانند و بندگان صالح خدا در زمين ياد او را گرامي مي
دارند , يعني امام خميني .
بنابراين , سياستشان شكل مي بندد , اين سياست عبارت است از مبارزه
با نام امام هر طور كه بتوانند , امروز اين كار دارد انجام
مي گيرد.
جوانهاي خمين ! جوانهاي سراسر ايران ! فرزنداني كه مي خواهيد مادر
ميهنتان عزيز و سربلند باشد! جوانان مومني كه ميخواهيد زير پرچم عزت
اسلام به عزت واقعي برسيد! بدانيد امروز نقشه ي اساسي , از ياد بردن امام
است , در بيانات امام , در مباني امام , خدشه كردن و شبهه كردن
است . (1 )
(منبع : « او كه بود » از انتشارات موسسه قدر ولايت )
پاورقي :
1 ـ ديدار با مردم خمين , 26 آبان .1379
تاريخ ما فرمانده اي به شجاعت و عزم و تصميم امام سراغ
نداشت تا بتواند چنين حركت عظيمي را انجام بدهد. نه تفنگ ,
نه تانك , نه نيروي مسلح و نه وسايل تبليغاتي داشت . سلاح او
فقط عزم و اراده و ايمان و توكل بود. مردم صداقت و حقانيت
او را تشخيص دادند , جوان هاي دوران انقلاب , اين شمع را
ديدند , مثل پروانه عاشقانه به سمت او رفتند , آنگاه اين
اقيانوس به تلاطم آمد و اين حادثه بزرگ اتفاق افتاد

|
رمز موفقيت امام خميني
|

امام خميني , قدس سره الشريف , يك شخصيت استثنايي و ممتاز بود
ويژگيهايي داشت كه در كم تر كسي جمع مي شود. رمز موفقيت او را بايد در
مجموعه آن صفات , جست وجو كرد. مانند : آرامش نفس , قاطعيت ,
شجاعت , اخلاص , استقامت , بي اعتنائي به جاه و مقام بي توجهي به امور
مادي و دنيوي , تقوي , تسلط بر نفس , بينش سياسي , بينش اجتماعي , تدبير
آينده نگري , تيزهوشي , ذكاوت , ساده زيستي , آگاهي به زمان , هيبت و وقار ,
خوب سخن گفتن , خوب نوشتن , فقاهت و مرجعيت , قيافه زيبا و جالب ,
ولي به نظر من , مهمترين رمز موفقيت حضرت امام , در دو چيز بود كه منشا
و ريشه همه فضائل و كمالات او محسوب مي شوند.
.1 ايمان قوي .
.2 عقل و هوش عالي .
اما ايمان : ايمان حضرت امام , از مرحله مفاهيم و تصورات ديني فراتر
رفته بود و به مرتبه حضور و شهود و يقين رسيده بود و چنين ايماني بود كه
موجب توكل و آرامش , اخلاص , عمل به وظيفه , قاطعيت , شجاعت , تسلط
بر نفس , بي اعتنائي به جاه و مقام و امور دنيوي , استقامت و پايداري ,
هدفداري و بي باكي حضرت امام مي شد.
وقار و عظمت و هيبت ويژه حضرت امام نيز , در اثر همين ايمان كامل
بود. حتي تشخيص وظيفه نيز معلول همين ايمان و تقوا است .
چون به مرحله يقين رسيده بود , وظيفه اش را به خوبي تشخيص مي داد
و با قاطعيت هدف را تعقيب مي كرد و از هيچ نيرويي نمي هراسيد و به
وعده هاي الهي اطمينان و آرامش داشت . سخنانش از ايمان و يقين
برمي خاست ; لذا در دلها مي نشست و در اعماق نفوس , نفوذ مي كرد و به آنها
آرامش و اميد مي داد.
اما عقل و هوش عالي : از مهم ترين عوامل پيروزي امام , عقل و فراست و
تيزهوشي فوق العاده او بود. در اثر همين تيزهوشي بود كه هدف را به خوبي
تشخيص مي داد و راههاي وصل به هدف و موانع و مشكلات و راه حلها را
كاملا مي شناخت و قاطعانه هدف را تعقيب مي نمود.
كساني كه با حضرت امام آشنا بودند و در تصميم گيريهاي او دقت
داشتند , به خوبي مي دانند كه بزرگ ترين رمز پيروزي او همين دو صفت ;
يعني ايمان كامل عقل و درايت كافي بود. براي اين موضوع , شواهد فراواني
را مي توان نام برد.
حضرت امام نسبت به سه موضوع , بسيار حساسيت داشت :
.1 حفظ و حراست از اصل نظام اسلامي و صيانت از كليه نهادهايي كه در
تشكل اصل نظام دخالت دارند. مانند هيات دولت , مجلس شوراي اسلامي ,
شوراي نگهبان , قوه قضائيه , مجلس خبرگان رهبري , نيروهاي نظامي و
انتظامي . چون حضرت امام به ضرورت بقا اصل نظام اسلامي عنايت
داشت . هرگاه كه يكي از نهادهاي ذي ربط را در معرض تضعيف و تهديد
مي ديد , شديدا از آن دفاع مي كرد. به حفظ استقلال و عظمت نظام اسلامي
كاملا عنايت داشت و براي دفاع از آن , از هيچ عملي پروا نداشت و از ايثار
نفوس و اموال مضايقه نمي كرد.
.2 حضور مردم در صحنه .
.3 وحدت اقشار مردم .
حضرت امام , كاملا به اين دو موضوع عنايت داشت و اين دو موضوع را
از مهمترين عوامل پيروزي مي دانست و به همين جهت , همواره در تحريك
اين دو امر كوشش داشت و آنها را بزرگترين عامل بقا و استحكام نظام
مي دانست . هميشه در سخنرانيهايش به اين دو موضوع توصيه مي كرد و
هرگاه كه يكي از آنها را در معرض خطر مي ديد , شديدا از آن دفاع مي نمود.
براي اثبات اين موضوع , دهها شاهد مي توان ذكر كرد...
يكي از ويژگيهاي اخلاقي حضرت امام اين بود كه همواره مراقب
نفس خود بود و در كنترل نفس و جلوگيري از اهوا و تمايلات حيواني و
تهيه اخلاص , جديت و كوشش داشت .
بعد از رحلت حضرت آيت الله بروجردي , براي رسيدن به مقام
مرجعيت حركتهاي مختلفي در سطح حوزه و در خارج آن , شروع شد كه
كاملا محسوس بود.
تنها كسي كه در اين رابطه , حركتي از او ديده نمي شد , حضرت امام ,
قدس سره الشريف , بود.
نه تنها خودش در اين راه قدمي برنمي داشت , بلكه به شاگردان و
علاقمندانش نيز , اجازه چنين فعاليتهائي را نمي داد. بنده و گروهي از
شاگردانش , از اين رفتار , شديدا ناراحت بوديم . به صورتهاي مختلف
كارهايي را پيشنهاد مي كرديم . ولي مورد قبول واقع نمي شد. ازجمله آنها
تاسيس جلسه استفتا بود. خوانندگان مي دانند كه وجود يك جلسه
استفتا , از علائم مرجعيت بوده و هست . همه كساني كه در مظان مرجعيت
بودند , جلسه استفتا داشتند. ولي حضرت امام , از تاسيس چنين جلسه اي
شديدا امتناع مي نمودند.
بنده كه شديدا به ايشان علاقه داشتم , دلم مي خواست جلسه استفتائي
براي ايشان تاسيس كنم , ولي مي دانستم كه مخالفت خواهند كرد. تصميم
گرفتم موضوع را به صورت ديگري مطرح سازم , شايد مورد قبول واقع شود.
يك روز , به طور خصوصي خدمتشان رسيدم و گفتم : شما مي دانيد كه
در بين شاگردان آيت الله بروجردي , تعدادي افراد فاضل و ممتاز هستند كه
حاضر نيستند بعد از ايشان , در درسهاي ديگر شركت كنند. در صورتي كه اگر
مدتي به بحث و تحقيقات فقهي اشتغال داشته باشند , آينده درخشاني
خواهند داشت و از اساتيد حوزه خواهند شد
آيا شما حاضر نيستيد به اينها كمك نماييد
فرمود : حاضرم , چه كنم
گفتم : آنان را دعوت مي كنيم كه هر هفته چند جلسه خدمت شما باشند.
شما هم مسائل فقهي دشواري را كه در طول جلسات درس با آنها مواجه
مي شويد , در حضور آقايان مطرح مي سازيد تا مورد بحث قرار
بگيرد.
بدين وسيله هم آنها پرورش مي يابند و تكميل مي شوند و هم شما از نظر
آنها استفاده مي نمائيد. امام كه در طول صحبت من , به زمين نگاه مي كرد , سر
برداشت و گفت : « آقاي اميني من از شما انتظار داشتم كه به من بگويي : پير
شده اي و مرگ تو نزديك شده , به فكر آخرت خودباش و بقيه عمرت را به
غفلت و بطالت صرف نكن ; اما تو در عوض به من پيشنهاد جلسه استفتا
مي دهي ! آخر من كه مرجع تقليد نيستم كه جلسه استفتا لازم داشته باشم ! »
من از پيشنهاد خودم پشيمان شدم و عذر خواستم , و دهها نمونه ديگر
از اين قبيل به ياد دارم . (امام خميني در چشم انداز ياران , از انتشارات دفتر
تبليغات حوزه علميه قم )
ايمان حضرت امام , از مرحله مفاهيم و تصورات ديني فراتر
رفته بود و به مرتبه حضور و شهود و يقين رسيده بود و چنين
ايماني بود كه موجب توكل و آرامش , اخلاص , عمل به وظيفه ,
قاطعيت , شجاعت , تسلط بر نفس , بي اعتنايي به جان و مقام و
امور دنيوي , استقامت و پايداري , هدفداري و بي باكي حضرت
امام مي شد
از مهم ترين عوامل پيروزي امام , عقل و فراست و تيزهوشي
فوق العاده او بود. در اثر همين تيزهوشي بود كه « هدف » را به
خوبي تشخيص مي داد و راه هاي وصل به هدف و موانع و
مشكلات و راه حلها را كاملا مي شناخت و قاطعانه هدف را
تعقيب مي نمود

|
|