روزنامه جمهوري اسلامي 22/03/1385 صفحه هنر و ادبيات
رسول اكرم (ص ) در اشعار مولانا رومي




دكتر مولانا ـ اي ـ كي ـ ام ـ محبوب الرحمن (بنگلادش )
الحمدلله الذي الهم آدم ان قال يا رب لما كنيتني ابا محمد (صلي الله عليه و آله و سلم ) فقال الله سبحانه و تعالي يا آدم ارفع راسك . فرفع راسه فراي نور محمد صلي الله عليه و آله و سلم في سرادق العرش المعلي ـ فقال يا رب ماهذا النور! قال هذا نور نبي من ذريتك اسمه في السما احمد و في الارض محمد صلي الله عليه و آله وسلم لولاه ماخلقتك ولاخلقت سما والارض ـ (مواهب اللدنيه ـ علامه قسطلاني شارح صحيح بخاري ) و الصلوه والسلام علي نورمن نورالله الذي قال « اول ما خلق الله نوري » و علي آله الطيبين واصحابه الطاهرين و علي اوليا امت اجمعين .
اول خلائق نور محمدي صلي الله عليه و سلم بود ـ سبب ان خلقت جلوه گر شدن محبت در وجود كنزمخفي بود كه همه اشيا و همه عالم از پرتو محبت بود. و مركز محبت خلقت وجود محمدي صلي الله عليه و آله و سلم بود و هست و خواهد بود ـ خداوند قدس در حديث قدسي خود فرمود « كنت كنزا مخفيافاحببت ان اعرف فقبضت قبضه من نوري و خلقتت خلقا و سميته محمدا » مكتوبات امام رباني شيخ احمد سرهندي مجددالف ثاني (ره ) اين فيض الهي بصورت نور محمد (صلي الله عليه و آله و سلم ) باعث عشق و محبت و مركز حب خلقت قرار گرفته ـ و حقيقت خلقت وجود را روشن ساخته است . اصل مطلب و هدف همه كتاب هاي آسماني وبيش از صد هزار نبي ورسول برقراري محبت مخلوق با خالق بوده است ـ و محبت خالق به محب خود به لقب حبيب الله درآمده است ـ كشيده اند ـ شيخ المشايخ مولانا جلال الدين رومي چون فاني در عشق مرشد خود حضرت شمس تبريزي (ره ) بود و در آئينه پير خود صورت بشري و صورت ملكي عبور كرده تا صورت حقه نوراني را ديدار نموده است پس از مرحله فنا في الشيخ به مقام فنا به حبيب خالق اظهار نموده است ـ در اشعار مولانا ميلاد النبي , سيرت النبي , حيات النبي ـ اخلاق النبي , محبت به نبي و شفاعت نبي در يك كلمه ميتوان گفت يك سيماي نبوت و رسالت و ولايت به كمك تمثيل و با عبارتهاي پرجاذبه در 350 مورد ذكر شده است .
در اين مقاله با ذكر مثالي و اظهار محبت مولانا به رسول اكرم عليه الصلوه والسلام به طور اختصار ذكر مي شود.
صاحب لولاك رسول بي مثال
رسول اكرم صلي الله عليه و آله و مسلم صاحب لولاك وكان و معدن عشق همه خلائق است .
مولانا در اين ارتباط ميفرمايد :
بين كه لولاك ما خلقت چه گفت
كان عشق است احمد مختار . (ديوان شمس ص 458 )
لولاك لما خلقت الافلاك
نه چرخ باختيار عاشق (ديوان شمس ص 509 )
اين حديث قدسي « لولاك لماخلقت الافلاك » معروف و مشهورترين حديث در خلقت وجود محمدي صلي الله عليه و آله و سلم ميباشد ـ علامه جلال الدين سيوطي , در كتاب خود « در رالحسان في ذكر البعث و الجنان » ذكر نموده و علامه شيخ احمد سرهندي مجددالف ثاني (ره ) در مكتوبات خود اين حديث را بعنوان حديث قدسي ذكر نموده و در پاسخ يك سوال شيخ الهند علامه محمود الحسن ديوبندي (ره ) اين حديث را جز حديث قدسي قرار داده است . (فتوي محموديه ص 9 )
گرچه بعضي از وهابي ها در اينمورد اشكال مي كنند.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درصورت آدمي نور است
رسول گرامي سر تا پا نور است ـ خود در حديث پاك خودش فرمود « اول ما خلق الله نوري »
مولانا در اين مورد فرمود :
آن نور مبين كه در جبين ما هست
وان ضد و يقين كه در دل آگاهست
اين جمله نور بلكه نور همه نور
از نور محمد رسول الله است
(رباعيات مولانا ص 53 )
آفتاب از كان نور تو است
آنچ اين آفتاب كرد ابلاغ
(ديوان شمس ص 506 )
خداوند متعال در اين مورد ميفرمايد :
« قدجاكم من الله نور و كتاب مبين »
(سوره المائده آيه 15 )
مفسرين گرام در اينمورد مينويسند :
1 ـ حضرت عبدالله ابن عباس رضي الله عنهما در تفسير اين آيه ميفرمايد :
قدجا كم من الله نور يعني محمد و كتاب مبين بالحلال و الحرام
(تنوير المقياس من تفسير ابن عباس ص 110 )
2 ـ علامه شركاني در تفسير فتح الغدير ميفرمايد :
قدجاكم من الله نور ـ النور محمد صلي الله عليه و سلم
(زبده التفسير من فتح الغدير ص 139 )
3 ـ در تفسير جلالين و حاشيه الصاوي مينويسد :
قدجاكم من الله نور هونور النبي صلي الله عليه و سلم ـ وقال الصاوي قوله هوالنبي اي سمي نورالانه ينورالبصائر و يهديها للارشاد ولانه اصل كل نور حسي و معنوي
(حاشيه الصاوي علي تفسير الجلالين ص 274 )
4 ـ علامه آلوسي , در تفسير روح المعاني ميفرمايد :
قدجاكم من الله نور عظيم و هونور الانوار و النبي المختار صلي الله عليه و سلم و الي هذا ذهب قتاده و اختاره الزجاج
(روح المعاني جلد 2 ص 87 )
5 ـ خواجه عبدالله انصاري در تفسير كشف الاسرار ميفرمايد :
قدجاكم من الله نور ـ نور اينجا پيغامبر است ـ چنانكه جاي ديگر گفت نور علي نور اي نبي المرسل بعدنبي
رسول رحمت براي همه عالم رحمت است
خداوند رحمه للعالمين با ذكر للعالمين حبيب خود را بعنوان رحمه للعالمين ارسال نمودند. اعلام كردند « وما ارسنالك الارحمه للعالمين » مولانا در اين مورد ميفرمايد :
از رحمه اللعالمين اقبال درويشان ببين
چون مه نور خرقها , چون گل معطر شالها
(كليات شمس ـ ص 49 )
نام رسول و شان رسول جاويداني است
نام پادشاهان گرچه فراموش شدني است ـ نام رسول اكرم صلي الله عليه و سلم جاويداني و هميشه زنده خواهد ماند ـ مولانا در اين مورد ميفرمايد :
از درمها نام شاهان بركنند
نام احمد تا ابد بر مي زنند
نام احمد نام جمله انبيا است
چونك صد آمد نود هم پيش ماست
مثنوي معنوي ـ دفتر اول ـ ص 55 شماره 1106 ـ 1105
خداوند قادر مطلق در قرآن فرمود :
« ورفعنالك ذكرك , در اذان ـ در اقامه ـ در نماز ـ در همه عبادت و دعا و نيايش نام ختمي مرتبت ذكر مي شود ـ تا دنيا هست به نام خدا ذكر حبيب خدا هم ذكر شود.
هر كه رسول گرامي را ديد حقيقت را ديد
رسول اكرم عليه الصلوه والسلام را كسي به هر صورت ديد حقيقت آن حضرت را ديد. چونكه خود فرمود : لايمتثل بي شيطان » شيطان لعين صورت من را نمي تواند گرفت ـ مولانا در اين مورد ميفرمايد :
گفت طوبي من و دآني مصطفا
والذي يبصرلمن و جمعي راي
چون چراغي نور شمعي را كشيد
هر كه ديد آن را يقين آن شمع ديد
همچنين تا صد چراغ از نقل شد
هر كه ديدن آخر شفاي اصل شد
محبت رسول مرده را زنده ميكند
ختمي مرتبت رحمت همه عالميان و روح كائنات مركز همه محبت است از محبت چوب مرده جان خودرا بازيافت ـ و گريه كرد كه هزاران صحابه رسول گريه آن چوب مرده را شنيد ـ مولانا در بيان همان واقعه ميفرمايد :
استن حنانه از هجر رسول
ناله ميزد همچوار باب عقول
گفت پيغمبر چه خواهي اي ستون
گفت جانم از فراقت گشت خون
مسندت من بودم از من تاختي
بر سر منبر تو مسند ساختي
گفت ميخواهي ترا نخلي كنند
شرقي و غربي زتو ميوه چنند
يادر آن عالم تراسروي كند
تاترا ترو تازه بماني در ابد
گفت آن خواهم كه دايم شد بقاش
پسنواري غافل كه از چوبي مباش
آن ستون را دفن كرد اندر زمين
تا چومردم حشر گردد يوم دين
(مثنوي مولوي ـ دفتر 1 ـ صفحه 104 ـ 2113 ـ 2115 )
در اين حادثه مولانا روم يك نمونه اي پرجاذبه به عشق رسول را روشن كرده است .
چونكه محبت به رسول اكرم عليه الصلوه و السلام اصل ايمان است ـ خود رسول گرامي فرمود :
« لايومن احدكم حتي اكون احب اليه من والده وولده والناس اجمعين (صحيح مسلم )
رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آئينه همه مخلوقات است .
رسول خدا آئينه همه مخلوقات بودـ هركه با ايمان به ايشان نگريست نور را در چهره ايشان مي ديد و هركس از سر عناد و كفر به ايشان نگريست چهره زشت خود را در آئينه رسول ديدـ مولانا روم ميفرمايد :
ديد احمد را ابوجهل و گفت
زشت نقشي كز بني هاشم شگفت
گفت احمد مرو را كه راستي
زاست گفتي گرچه كاژافزاستي
ديد صديقش بگفت اي آفتاب
ني زشرقي ني زغربي خوش بتاب
گفت احمد است گفتي اي عزيز
اي رهيده توز دنياي نه چرا
حاضران گفتند اي شه هر دورا
راست گو گفتي و ضدگو را چرا
گفت من آئينه ام معقول دست
ترك و هندو در من آن بيند كه هست
(مثنوي ـ دفتر 1 ـ صفحه 117 ـ 2325 )
معجزه رسول خدا بي مثال و بي نظير بود
معجزه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بي مثال و بي نظير بود. مولوي نمونه هايي از آنها را در مثنوي خود ذكر نموده است كه يكي از آنها به قرار زير است .
سنگها اندر كفت بو جهل بود
گفت اي احمد بگو اين چيست زود
گر رسولي چيست در مشتم نهان
چون خبر داري زر از آسمان
گفت چون خواهي بگويم كان چه است
يا بگويد آنكه ما حقيم و راست
گفت بوجهل اين دوم نادرتر است
گفت آري حق از آن قادرتر است
از ميان مشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بي درنگ
لااله گفت الاالله گفت
گوهر احمد ورسول الله سفت
چون شنيد از سنگها بوجهل اين
زد زخشم آن سنگها را برزمين
(دفتر اول ـ صفحه 106 ـ 2161 ـ 2155 )
ابوجهل مي دانست كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم حق است ـ روي به دليل كبر و سياست و قيادت خود آن را نپذيرفت ـ بقول حافظ شيرازي :
گليم بخت كسي را كه بافتند سياه
به آب حوض كوثر سفيد نتوان كرد
رسول خدا معلم همه نوع بشر بود
رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم معلم والاترين فضائل اخلاقي بود و خود مي فرمايد :
ان بعثت معلما يك اعرابي پيش رسول خدا نماز خواند. رسول گرامي گفتند : نماز شما مقبول نيست بايد دوباره بخوانيد
مولانا روم همان واقعه را بيان نمودند.
گفت پيغمبر با اعرابي ما
صل انك ثم تصل يافتي
از براي چاره اين خوفها
آمد اندر رهر نمازي اهدنا
كين نمازم را مياميز اي خدا
بانماز ضالين واهل ريا
آنهائيكه در نماز خشوع و خضوع ندارند و با حضور قلب نماز نمي خوانند نماز رياكارانه مي خوانندـ خداوندهم فرمود : فويل للمصلين الذين هم في صلواتهم ساهون
رسول اكرم صلي الله عليه شفيع المذنبين است
رسول گرامي شفيع المذنبين در روز محشر براي عاشقان ومحبان نطر خود را اظهار خواهد نمود , عاشقان و دوستداران آن حضرت زير لواي ايشان به آرامي در محشر حضور مي يابند مولانا روم ميفرمايد :
جمله را چون روز رستخيز من
فاش مي بينم چو خلقان مرد و زن
هين بگويم يا فرو بندم نفس
لب گزيد ش مصطفي يعني كه بس
يا رسول الله بگويم سر حشر
در جهان پيداكنم امروز نشر
هل مراتا پرده ها را بردرم
تاچو خورشيدي بتابدگوهرم
دفتر اول ـ صفحه 174 ـ (3502 ـ 3526 )
مولانا دراين اشعار ارادت خود را به رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اظهار نموده مي گويد « چون با حبيب خدا عشق ومحبت خاصي دارم در روز رستاخيز هيچ ترس نيست .
صورت بشر در حقيقت نور
رسول ختمي مرتبت صلي الله عليه واله وسلم چنان قدرتي از سوي خداوند قادر مطلق داشت كه هيچ مخلوقي از آن برخوردار نبود. به اشاره آن حضرت قمر دو تكه شدـ هر چند فاصله زمين تا ماه بسيار زياد است بقول مالك دينار رضي الله عنه ـ هوحي ـ سميع ـ بصير بصير و نصير حيث شا (روح المعاني )
مولانا روم مي فرمايد :
احمدا خود كيستا سپاه زمين
ماه بين بر چرخ بشكافتن جبين .
تابداند سعد ونحس بي خبر
دور تست اين دور نه دور قمر(د ـ 2 صفحه 217 )
محبت نصرانيان به رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم
شان رسول اكرم صلي الله عليه و سلم درانجيل مقدس به تفصيل بيان شده است . و نصرانيان بر نام آنحضرت بوسه مي زدند و نسبت به آن احترام مي گذاشتند مولانا مي فرمايد :
بود در انجيل نام مصطفي
آن سر پيغمبران بحر صفا
بود ذكر حليها و شكل او
بود ذكر غز وصوم و اكل او
طائفه نصرانيان بهر ثواب
چون رسيدندي بدان نام و خطاب
بوسه دادندي بر آن نام شريف
رو نهادندي بدان وصف لطيف
اندرين فتنه كه گفتيم آن گروه
ايمن از فتنه بدندوارشكوه
ايمن از شر اميران و وزير
در پناه نام احمد مستجير
نسل ايشان نيز هم بسيار شد
نور احمد ناصر آمد يار شد
و آن گروه ديگر ازنصرانيان
نام احمد داشتندي مستحصان
مستحصان و خوار گشتند از فتن
از وزير شوم راي شوم فن
هم مخبط دينشان و حكمشان
از پي طومارهاي كژبيان
نام احمد اين چنين ياري كند
تا كه نورش چون نگهداري كند
نام احمد چون حصاري شد حصين
تا چه باشد ذات آن روح الامين
(د فتر 1 صفحه 36 (38 ـ 727 )
رسول خدا عليه و آله الصلوه والسلام سيدالمرسلين و امام المرسلين هستند حضرت عيسي مسيح عليه السلام از آمدن رسول آخر الزمان عليه السلام خبر داده است . همان گونه كه در قرآن مجيد بيان شده است .
و اذقال عيسي ابن مريم يا بني اسرائيل اني رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدي من التوراه و مبشرا برسول ياتي من بعدي اسمه احمد ـ فلما جاهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين (سوره الصف 6 )
ذات رسول خدا مثل ديگران نيست
رسول اقدس عليه الصلوه و السلام مثل ديگران نيستندـ بشر معمولي هنگامي كه مي خوابد اندام هاي او هم در خواب و آرامش هستند اما پيامبر اگر چه مي خوابد و چشمانش بسته است ولي قلب ايشان هميشه بيدار است مولانا مي فرمايد.
گفت پيغمبر كه خسپد چشم من
كيك كي خسپد دلم اندر و من
شاه بيدار است حارس خفته گير
جان فداي خفتگان دل بصير
وصف بيداري دل اي معنوي
در نگنجد در هزاران مثنوي . (دفتر سوم ـ ص 443 )
در حديث آمده است . « اناليس كهئتكم عينان ثنامان و قلبي يقظلان » (مشكوه )
شفيع المذنبين
رسول خدا شفيع المذنبين در روز رستخيز براي عاصيان شفاعت خواهد كرد. مولانا ميفرمايد :
گفت پيغمبر كه روز تسخير
كي گذارم مجرمانرا اشك ريز
من شفيع عاصيان باشم بجان
ثارهانمشان شكنجه گران
عاصيان و اهل كبائر را بجهد
وارهانم از عتاب نقض عهد
(دفتر 3 ـ ص 471 )
بهراين فرمود پيغمبر كه من
همچو كشتي ام بطوفان زمن
ما و اصحابم چو آن كشتي نوح
هر كه دست اندر زند يابد فتوح (ص 525 دفتر چهارم )
رسول گرامي خود فرمودند :
مثل امتي كمثل سفينه نوح من تمسك بهانجا و من تخلف عنها غرق
ميلاد مصطفي باعث سرور و فرحت همه خلائق
ميلاد آفتاب رسالت و اصل تخمه نبوت يك نعمت بزرگ براي خلقت بشمار ميرود خداوند قدوس ميفرمايد : قل بفضل الله و برحمه فبذالك فليفرحوا وهوخير ممايجمعون ـ بزرگترين فضل و رحمت خود رسول گرامي بود كه مثل آن و نظير آن در خلقت وجود ندارد ـ مولانا روم ميفرمايد :
پس عجب فرزند كو را بوده است
ليك احمد برهمه افزوده است
شد زمين و آسمان خندان و شاد
كين چنين شاهي زما درجفت زاد
مي شكافد آسمان از شاديش
خاك چون سوسن شده زآديش
(دفتر 4 ـ ص 676 )
در جاي ديگر ميفرمايد :
احمد نزد خدا اين يك ضرير
بهتر از صد قيصر است و صد وزير
ياد الناس معاون همين بيار
معدني باشد فزون از صد هزار
معدن لعل و عقيق مكتنس
بهترست از صد هزاران كان مس
احمد اينجا ندارد سال سود
سينه بايد پر زعشق و درد و دود
(دفتر سوم ـ 74 ـ 2070 ص 297 )
علامه بوصير(ره ) نيز همين نكته را مي گويد :
لكن نبي في الانام فضيله
وجملتها مجموعه بمحمد (قصيده برده )
در آخر ما از بحر بي كران شعر مولانا در شان حبيب خدا قطره كوچكي را ذكر مي كنيم و اين گفتار را به پايان مي رسانيم . مولانا خطاب جان و دل به رسول عربي ميفرمايد :
يا رسول الله حبيب خالق يكتا توئي
برگزيده ذوالجلال پاك بي همتا توئي
رسول اقدس عليه الصلوه والسلام فرموده است « ابراهيم خليل الله و انا حبيب الله لافخر » يعني عاشق حضرت خليل عليه السلام معشوق رب جليل بود و عاشق خداوند لايزال مشوق حيب بي مثال اين رتبه و مقام را خود حضرت ذوالجلال به پيامبر عطا نموده است . آن حضرت از شرك و كفر و ظلم و جور و كثافت و جهالت مبرا و منزه بوده است .
شان رسول گرامي آن قدر بالا بود كه جبرائيل عليه السلام نتوانست بالاتر از سدره المنتهي برود ـ حبيب خدا به دعوت محبوب خود بار رفرف خضرا از سدره المنتهي تا عرش كرسي ـ لوح ـ قلم ـ مقام محمود ـ لامكان و ازان بالاتر تا قاب قوسين رسيد. خداوند قدوس ميفرمايد : ثم دني قتدلي مكان قاب قوسين اوادني (سوره النجم 9 ـ 8 )
در اين مورد مولانا ميفرمايد :
در شب معراج بودي جبرائيل اندر ركاب
پا نهاده بر سر برگنبد خضرا تويي
رسول گرامي در دنيا و آخرت ماوي و ملجا امت اسلام است . مولانا ميفرمايد
يا رسول الله توداني امثانت عاجزند
عاجزان را رهنما و جمله را ماوي توئي
مولانا در آئينه شيخ و مرشد خود حضرت شمس تبريزي رسول اقدس عليه و آله و سلم را ديد و گفتند.
شمس تبريزي چه داند نعت پيغمبر زبر
مصطفي و مجتبي و سيداعلي توئي
در پايان براي همه بفيض رسول گرامي و توجه روحاني مولانا رومي هم از خداوند منان مسئلت دارم .
منبع و مصدر
1 ـ قرآن مجيد
2 ـ مواهب اللدئيه ـ علامه قسطلاني
3 ـ مكتوبات رباني ـ شيخ اخمد سرهندي مجدد الف ثاني (ره )
4 ـ ديوان شمس ـ مولانا رومي
5 ـ مثنوي معنوي ـ مولانا رومي
6 ـ رباعيات ـ مولانا رومي
7 ـ فتوي محموديه ـ شيخ الهند محمودالحسن
8 ـ تنوير المقياس من تفسير ابن عباس ـ علامه فيروزآبادي
9 ـ تفسير جلالين ـ علامه جلال الدين سيوطي
10 ـ الصاوي ـ علامه صاوي
11 ـ تفسير ووح المعاني ـ علامه رومي
12 ـ تفسير فتح القدير ـ علامه شركاني
13 ـ كشف الاسرار ـ علامه خواجه انصاري و ميبدي
14 ـ صحيح مسلم ـ علامه مسلم بن حجاج نيشابوري
15 ـ مشكوه المصابيح ـ علامه ولي الدين خطيب
16 ـ قصيده برده ـ علامه بوصيري
رسول خدا(ص ) آيينه همه مخلوقات بود , هر كه با ايمان به ايشان نگريست نور را در چهره ايشان مي ديد و هر كس از سر عناد و كفر به ايشان نگريست چهره زشت خود را در آيينه رسول (ص ) ديد
شان رسول اكرم (ص ) در انجيل مقدس به تفصيل بيان شده است و نصرانيان بر نام آن حضرت بوسه مي زدند و نسبت به آن احترام مي گذاشتند