روزنامه جمهوري اسلامي 22/03/1385 صفحه سرمقاله
برنامه بعدي آمريكا براي عراق چيست


بسم الله الرحمن الرحيم
اين روزها مردم عراق براي اخراج اشغالگران از كشور خود , بي تابي مي كنند. اين رويداد را بايد سرآغاز تحولي جديد در عراق دانست كه پيامدهاي مهمي خواهد داشت .
مبارزات ضد اشغالگري در عراق , پديده اي باسابقه است . بعد از فروپاشي حكومت عثماني , عراق به اشغال انگليس درآمد و مبارزات ضداشغالگري درست در اولين روزهاي ورود نظاميان اشغالگر انگليسي به عراق آغاز شد. روحانيون مسلمان , اعم از شيعه و سني , پيشاپيش مردم به مبارزه عليه اشغالگران پرداختند و مردم سراسر عراق نيز از مذاهب و قوميت هاي مختلف در اين مبارزات شركت كردند. سرانجام اشغالگران انگليسي وادار به خروج از عراق شدند هرچند دمل هاي چركيني در اين كشور برجاي گذاشتند كه هر چند وقت يكبار يكي از آن ها سر باز كرده و مشكلاتي را براي ملت عراق بوجود آورد.
بزرگترين مشكل برجاي مانده از اشغالگران انگليسي در عراق , ساختار حكومتي آن بود كه با الگوگيري از خود انگليس يك حكومت سلطنتي بود. بعد از مدت كوتاهي رژيم سلطنتي با يك كودتاي نظامي ساقط شد و از آن پس , عراق به كشور كودتاها تبديل گرديد و همين امر زمينه را براي استبداد حزب بعث و صدام فراهم ساخت و حدود سه دهه اين كشور را به كام شديدترين ديكتاتوري فرو برد.
دوران حاكميت حزب بعث در عراق , زمينه مناسبي را براي نفوذ آمريكا در اين كشور فراهم ساخت . صدام , هرچند برچسبي سوسياليستي بر پيشاني داشت و در ظاهر با بلوك شرق همسرائي مي كرد , ولي يكي از مهره هاي دست آموز آمريكا بود. او با پيروزي انقلاب اسلامي , با تحريك آمريكا به ايران حمله نظامي كرد اما شكست خورد و بعد از آنكه به مهره اي سوخته تبديل شد براي عقده گشائي به كويت حمله كرد و چون آمريكا از سقوط صدام و حزب بعث به دست معارضان و مردم عراق كه اكثريت آنها شيعه و داراي گرايش به انقلاب اسلامي بودند نگران بود , خود اقدام به سرنگوني وي كرد و عراق را به اشغال نظامي در آورد. البته آمريكا براي داشتن نوعي توجيه قابل ارائه به افكار عمومي , چند دولت ديگر از جمله انگليس را نيز با خود همراه ساخت كه اكثر آنها از ادامه همراهي خودداري كردند و دولت لندن كه در يك دهه اخير به پيروي چشم و گوش بسته از آمريكا معروف شده است به همراهي با واشنگتن همچنان ادامه ميدهد , هرچند اين نيز براي خالي نبودن عريضه است و اشغالگر اصلي آمريكاست .
اشغالگران آمريكائي در همه صحنه سازي هائي كه براي دردست گرفتن حكومت آينده عراق كردند شكست خوردند , بويژه در انتخابات مجلس كه با سرمايه گذاري سنگين و بكارگيري نيروي فراوان و صرف وقت زياد به ميدان آمدند ولي كاملا ناكام ماندند. مهره هاي نشان دار آمريكا , حتي به كمك دلارهاي آمريكائي و فشار نظاميان اشغالگر و تروريست هائي كه هر روز عراق را ناامن مي كردند , نتوانستند در مجلس به اكثريت برسند و حكومت را دردست بگيرند . به همين دليل آمريكا به مدت 5 ماه از تشكيل دولت كه اگر براساس قانون تشكيل ميشد توسط كساني قبضه ميگرديد كه مطلوب آمريكا نبودند جلوگيري كرد. سرانجام در ارديبهشت ماه گذشته با كنار رفتن اجباري دكتر ابراهيم جعفري , دولت نوري مالكي تشكيل شد اما دولتي كه از يكطرف به دليل تقسيم قدرت ميان احزاب متضاد از انسجام برخوردار نيست و از طرف ديگر , وزارتخانه هاي مهم و كليدي دفاع و كشور به دليل مخالفت ها و كارشكني هاي آشكار آمريكا در اختيار نوري مالكي نيست و به طرفداران آمريكا واگذار شده است .
در چنين شرايطي , تروريست هاي تحت حمايت آمريكا هر روز با ايجاد ناامني و كشتار مردم بي دفاع , از محكم شدن پايه هاي دولت جديد جلوگيري مي كنند تا زمينه را براي ادامه حضور نظامي آمريكا مساعدتر نمايند. افشاي جنايت حديثه نيز پرده ديگري از چهره جنايتكار اشغالگران برداشت , كما اينكه وقايع بصره نيز مردم را به تنگ آورده است و بدين ترتيب , مردم عراق درست در جهت مقابل خواست و اراده اشغالگران بر خروج هرچه سريعتر نظاميان اشغالگر از كشورشان اصرار ميورزند.
اينكه در اين عرصه متضاد , چه كسي پيروز ميشود اكنون مهمترين سئوال در صحنه سياسي عراق است , هرچند در اصل اينكه اشغالگران بعد از تشكيل دولت قانوني دائمي نبايد حتي يك روز هم در بازگشت به كشورشان درنگ نمايند ترديدي وجود ندارد.
اظهارات نخست وزير عراق در هفته هاي اخير عليه مداخلات آشكار آمريكا در اين كشور از يكطرف و تظاهرات پياپي مردم عراق كه در آن با اصرار خواستار خروج اشغالگران از كشورشان مي شوند , دولت آمريكا را به نقطه تصميم نزديك خواهد ساخت . با توجه به اين واقعيت , اكنون سئوال اساسي اينست كه آمريكا با مردم و دولت عراق چه خواهد كرد
خواست مردم و دولت عراق كه خروج اشغالگران است , با خواست آمريكا در تضاد است . آمريكا هنوز در عراق كارهاي زيادي دارد. قطعا دولتمردان آمريكائي تا حاكميت عراق را صددرصد به دست مهره هاي كاملا مورد اعتماد خود نسپارند , تغييري در وضعيت كنوني پديد نخواهد آمد. ناامني , كشتار مردم بي دفاع و دخالت در امور داخلي كشور نه تنها ادامه خواهد داشت بلكه شديدتر خواهد شد. از طرف ديگر , مقاومت مردم عراق در برابر فشارهاي آمريكا و اصرار آنها بر خروج اشغالگران از عراق نيز بيشتر خواهد شد. در آنصورت آيا احتمال اينكه آمريكا مرتكب ديوانگي ديگري شود وجود ندارد اين سئوال مهمي است كه در آينده اي نه چندان دور پاسخ آن روشن خواهد شد.