
تاملي در پيوند ناگسستني تفكرات و عملكردهاي امام خميني
بخش اول
يكي از ميراث هاي گرانبها و عظيمي كه نظام اسلامي , رهبران ,
زمامداران , كارگزاران و مديران در سطوح مختلف , و نيز مردم جامعه
امروز و فرداي ما و جوامع اسلامي و انساني را در همه اعصار در
مسيرهاي نيل به سلامت فكري و فرهنگي و اخلاقي و تربيتي و سياسي
به حركت و تلاش وامي دارد , انديشه هاي جامع و راهگشاي حضرت
امام خميني در همه ابعاد و موضوعات مرتبط با حيات سالم و پوياست .
در كنار انديشه هاي ژرف و زندگي ساز حضرت امام خميني , رفتار
و روشهاي عملي او به صورت پشتوانه هاي نيرومند و تحول آفرين , ملل
مسلمان و غيرمسلمان را به سر منزل سعادت و رستگاري رهنمون
مي شوند و ميراث هاي بزرگ و ارزشمند ديگري محسوب مي گردند كه
همراه با تفكرات و انديشه هاي آن پيشواي محبوب الهي راه رشد و
كمال و بالندگي و پيشرفت در همه شئون و جلوه هاي زندگي مادي و
معنوي را صاف و هموار مي سازند.
« انديشه » و « عمل » پيوند و رابطه اي همگون و ناگسستني دارند و
هرگز از يكديگر جدا و منفك نمي باشند و به تنهايي فاقد نقش حياتي و
بنيادين و محوري در حيات پاك و سالم و عزتمند و منتهي به سعادت
دنيا و رستگاري آخرت مي باشند.
اهميت « انديشه » اين است كه عمل را مي آفريند , و ارزش « عمل »
اين است كه در پرتو تفكر و انديشه سالم و تحول زا به رفع موانع و
مشكلات و توليد آسايش و سعادت مي پردازد. اگر بخواهيم انديشه را
در محيط ذهن به اسارت درآوريم و يا پس از حضور در سطور اوراق و
صفحات نوشته ها و كتب , در همان فضا محصور و زنداني كنيم , هيچ
ارزش و اهميت و نقش سازنده اي بر آن مترتب نمي باشد و عالي ترين و
پاك ترين و تحول آفرين افكار و انديشه ها به دليل اسارت در حصارهاي
ذهن و آثار مكتوب , هيچ رشد و پيشرفت و اثر سازنده و مفيدي براي
جوامع انساني به وجود نمي آورند و بود و نبود آنها با هم مساوي و برابر
است !
همچنين « عمل » به خودي خود و مستقل از تفكر و انديشه سالم و
پويا , فاقد ارزش و اعتبار و راهگشايي و سعادت آفريني مي باشد و افراد
مختلف در هر مسئوليت و حرفه و شغل , به دليل اين كه عملكردهايشان
از پشتوانه هاي مستحكم فكر و انديشه پويا و تحول زا بي بهره است ,
طرح و برنامه مفيد و سازنده و مديريت موفق و روشهاي كاربردي با آثار
و نتايج و بازدهي هاي مطلوب ارائه نمي دهند و اين ضعف و فتور , آفت
بزرگ هرگونه رشد و پيشرفت در ابعاد مختلف حيات فردي و اجتماعي
به شمار مي رود و ركود و سكون و توسعه نايافتگي به وجود مي آورد.
بنابراين , انديشه سالم و جامع و پويا , عمل مفيد و سعادت آميز توليد
مي كند , و هر عمل موفق كه مولود انديشه هاي مستحكم و تحول زا
مي باشد , جامعه را به رشد و پيشرفت هاي بزرگ مي رساند.
حضرت امام خميني شخصيت بزرگ و عظيمي بود كه بين انديشه و
عمل او پيوند و ارتباط متقن و مستحكمي حاكم مي گشت كه هرگز از هم
نمي گسست و هيچ كدام به تنهايي و مستقل از يكديگر در صحنه هاي
مختلف حيات ظهور نمي يافتند.
انديشه هاي جامع و ژرف حضرت امام خميني در اعضا و جوارح
و حركات و سكناتش تسري مي يافت و به اين ترتيب و با اين ارتباط
متقابل و همگون , تفكرات متعالي اش در « عمل » به بار و ثمر مي نشست و
عملش همواره با « انديشه » پيوند داشت و از عمق و ژرفا و جامع نگري
كه از شاخصه هاي تفكر پويا و سالم و راهگشا محسوب مي شود ,
برخوردار بود.
حضرت امام خميني تمام مباني فكري و انديشه هاي ناب و زلال
خويش را در سياست , حكومت , اقتصاد , فرهنگ , هنر , اخلاق , تربيت ,
عرفان , مديريت , تقابل با استعمار خارجي و استبداد داخلي , مبارزه با
ظلم و جور و فساد , مردم گرايي , حمايت از محرومان و تهي دستان به
حيطه عمل درآورد و به اين ترتيب اسوه و الگوي كامل پيوند و انطباق
انديشه و عمل گرديد.
چنانچه در برخي از ابعاد و جلوه هاي انديشه و تفكر امام خميني در
سطوح مختلف و موضوعات گوناگون تامل ورزيم , به نيكي درمي يابيم
كه آن پيشواي الهي در مسير تحقق آنچه به « حق » مي انديشيد به تلاش و
مجاهده مستمر و وقفه ناپذير مي پرداخت .
1 ـ از ديدگاه حضرت امام خميني مجموعه قوانين جامع و زندگي
ساز اسلام براي اصلاح جامعه و فراهم كردن زمينه هاي رشد و پيشرفت
آن در همه ابعاد , در صورت استقرار و اجراي دقيق و همه جانبه ,
سلامت و سعادت و كمال مي آفرينند و به همين دليل خداوند متعال در
كنار اين احكام و قوانين جامع , قوه اجرائيه و حكومت صالح را
ضروري دانسته و تشكيل آن را همچون خود قوانين , لازم و حياتي
اعلام مي نمايد1.
قرار گرفتن رسول اكرم (ص ) در راس تشكيلات اجرايي و تلاش
همه جانبه او براي برقراري نظامات اسلامي با تاسيس دولت اسلامي , و
انتقال اين مسئوليت به اميرمومنان (ع ) و دولت كريمه و عدالت پرور آن
پيشواي الهي و استقرار نظام سياسي اسلام در جامعه , از مستندات
تاريخي لزوم تشكيل حكومت اسلامي از ديدگاه ژرف حضرت امام
خميني محسوب مي شود2.
در انديشه هاي امام خميني , ماهيت و كيفيت قوانين اسلام , دليل
ديگري بر ضرورت تشكيل حكومت اسلامي معرفي مي شود , زيرا احكام
الهي حاوي مقررات و ضوابط و قوانيني است كه يك نظام كلي
اجتماعي را تشكيل مي دهد و در اين نظام همه نيازمندي هاي انسان در
تمام ابعاد و شئون حيات مورد توجه و نظر قرار گرفته است . اين احكام
كه در دل خود مقررات تشكيل نظام سياسي و اجتماعي را مي پرورد
عبارتند از احكام مالي و اقتصادي , احكام دفاع ملي , احكام قضايي
براي احقاق حقوق مردم , و احكام جزايي 3.
حضرت امام خميني اين انديشه ها را ـ كه مباني و اصول كلي و
بنيادين تفكرات عميق و جامع و گسترده سياسي آن پيشواي الهي
محسوب مي شود ـ با برنامه ريزي هاي دقيق و مجاهدات وقفه ناپذير به
مرحله « عمل » درآورد و در اين راه رنج وافر و مشقت و سختي هاي
فراوان را كه در متن ميادين مبارزه با رژيم ستمشاهي قرار داشت پذيرا
گرديد.
اين برنامه ريزي ها و كوشايي و مقاومت و پايداري در تقابل با
استبداد داخلي و استعمار خارجي , با پرورش مبارزان نستوه و
مهره سازي سياستمداران و مديران كارآمد و تداوم جهاد و مبارزه
وقفه ناپذير در طول مراحل پر فراز و فرود نهضت اسلامي به تجلي
درآمد.
اگر امام خميني در گوشه اي مي خزيد و انديشه هاي ناب سياسي و
حكومتي اش را در لابلاي اوراق كتب محصور و پنهان مي ساخت و رنج
و مرارت ها و ضايعات فراوان اين راه سخت و پرسنگلاخ را تاب
نمي آورد , امروز اثري از نظام جمهوري اسلامي ايران وجود نداشت .
2 ـ در انديشه هاي امام خميني تقابل و تعارض با ظلم و ستم در
ابعاد و جلوه هاي گوناگون و در صحنه ها و فضاهاي مختلف و چه به
صورت مبارزه با استعمار خارجي و چه در قالب معارضه با استبداد
داخلي براي زدودن جامعه از آثار شرك و تباهي ناشي از سيطره عوامل
خارجي , با « كيفيت » نيروها به ثمر و نتيجه مي رسد , نه « كميت »
نيروهايي كه فاقد انگيزه هاي سالم و پاك باشند. استناد و الگوي امام
خميني در اين تفكر و انديشه , حركت مقدس حضرت اباعبدالله
الحسين (ع ) است . امام خميني به تكيه بر اين اصول كه « امام حسين با
عده كم همه چيزش را فداي اسلام كرد , مقابل يك امپراطوري بزرگ
ايستاد و « نه » گفت . » 4 و با توجه دقيق به اين آموزه كه « كل يوم عاشورا و
كل ارض كربلا » دستور است به اينكه هر روز و در هر جا بايد همان
نهضت را ادامه بدهيد . » 5 انقلاب شكوهمند اسلامي را آغاز كرد و با عده
كم و امكانات ناچيز مراحل سخت و فراز و نشيب هاي بسيار را پشت
سر گذاشت تا در نهايت با تكيه بر تفكرات ناب الهي و سرچشمه يافته
از نهضت پرشور عاشورا , حركت پرشور خويش را به ثمر و نتيجه و
پيروزي نهايي رساند.
اين سخنان آگاهي بخش و اذعان و اعتراف هاي صريح كه « نهضت
دوازده محرم و پانزده خرداد در مقابل كاخ ظلم شاه و اجانب به پيروي
از نهضت مقدس حسيني چنان سازنده و كوبنده بود كه مرداني مجاهد و
فداكار تحويل جامعه داد كه با تحرك و فداكاري روزگار را بر ستمكاران
و خائنان سياه نمودند . » 6 و « روزهايي كه بر ما گذشت عاشوراي مكرر
بود و ميدان ها و خيابان ها و كوي و برزن هايي كه خون فرزندان اسلام در
آن ريخت , كربلاي مكرر » 7 , و « اگر عاشورا و گرمي و شور انفجاري آن
نبود , معلوم نبود چنين قيامي بدون سابقه و سازماندهي واقع شود . » 8 ,
همه نشانگر تاثيرات بزرگ حركت مقدس حضرت امام حسين (ع ) بر
انديشه هاي سياسي امام خميني و به « عمل » درآمدن آن با وقوع انقلاب
شكوهمند اسلامي مي باشد.
3 ـ در انديشه هاي امام خميني « اخلاق مديريت » از اهميتي خاص
برخوردار مي باشد و مهم ترين ركن آن يعني پرهيز از « حب نفس » و
حركت و تلاش مستمر براي « خودسازي » و « تهذيب نفس » همواره
مورد توجه و نظر آن پيشواي الهي قرار مي گرفت .
از ديدگاه امام خميني بدون مبارزه با هواهاي نفساني و جاذبه هاي
قدرت و مقام و شهرت و ثروت , محال است كسي بتواند كارگزار صالح
و سالم و خدمتگزار مفيد و سازنده اي براي مردم جامعه باشد و با تدبير
امور مختلف و مديريت جامع زمينه هاي رشد و پيشرفت و رفع مضايق
و تنگناهاي معيشتي را فراهم و آماده نمايد.
حضرت امام با اين اعتقاد كامل كه « آفت انسان , هواي نفس انسان
است » 9 , و « تمام فسادهايي كه در بشريت پيدا شده است , از اولي كه
بشريت تحقق پيدا كرده است تاكنون , و تا آخر , منشاش همين حب
نفس است . » 10 همه زمامداران ودولتمردان و مديران ارشد سياسي را به
كنترل نفس و مجاهده براي پرورش و اصلاح درون دعوت مي نمود.
حضرت امام خميني با اين تفكر كه « تا اصلاح نكنيم خودمان را ,
نمي توانيم كشور خودمان را اصلاح كنيم » 11 , همه مسئولان و كارگزاران
نظام اسلامي را مورد خطاب قرار مي داد و مي فرمود : « شما خودتان را
درست كنيد , كشورتان درست مي شود . » 12
رها كردن خودبيني و خود خواهي , تحت تاثير جاذبه هاي قدرت و
رياست و مقام قرار نگرفتن و آنها را ابزار « خدمت » قرار دادن و نه
« هدف » ساختن , اسير خوي كاخ نشيني نشدن و زرق و برق و تجمل
گرايي را رها كردن , از نزاع هايي كه از حب نفس ناشي مي شود و به
گسترش تفرقه و تشتت و تنش هاي رنج آور و زيان بار مي انجامد
اجتناب ورزيدن , به صداقت و خلوص گرائيدن و در مسير جلب و
خشنودي خدا به حركت درآمدن , و همواره خود را در محضر خدا
ديدن و از اين احساس به مراقبه و محاسبه نفس پرداختن , از جمله
توصيه هاي مكرري است كه همواره حضرت امام خميني خطاب به
دولتمردان ومديران و مسئولان كشور مطرح مي كردند و خود در طول
دوران حيات مبارك و مطهر خويش به آنها به شدت پايبند بوده و به
اوج وارستگي و آزادگي نفس نائل آمده بودند.
پاورقي ها :
1 ـ ولايت فقيه , اثر حضرت امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و
نشر آثار امام خميني , ص 17
2 ـ همان منبع , ص 18
3 ـ همان منبع , ص 20 ـ24
4 ـ قيام عاشورا در كلام و بيان امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم
و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 57
5 ـ همان منبع , ص 58
6 ـ همان منبع , ص 59
7 ـ همان منبع , ص 60
8 ـ همان منبع , ص 61
9 ـ كلمات قصار , پندها و حكمت ها , موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت
امام خميني , ص 73
10 ـ همان منبع , ص 73
11 ـ همان منبع , ص 65
12 ـ همان منبع , ص 65
« انديشه » و « عمل » پيوند و رابطه اي همگون و ناگسستني
دارند و هرگز از يكديگر جدا و منفك نمي باشند و به تنهايي
فاقد نقش حياتي و بنيادين و محوري در حيات پاك و سالم و
عزتمند مي باشند. اهميت « انديشه » اين است كه عمل را
مي آفريند و ارزش « عمل » اين است كه در پرتو تفكر و
انديشه سالم و تحول زا به رفع موانع و مشكلات و توليد
آسايش و سعادت مي پردازد
حضرت امام خميني تمام مباني فكري و انديشه هاي ناب
و زلال خويش در سياست , حكومت , اقتصاد , فرهنگ , هنر ,
اخلاق , تربيت , عرفان , مديريت , تقابل با استعمار خارجي
و استبداد داخلي , مبارزه با ظلم و جور و فساد ,
مردم گرايي , و حمايت از محرومان و تهي دستان را به
حيطه عمل درآورد و به اين ترتيب اسوه و الگوي كامل
پيوند و انطباق « انديشه و عمل » گرديد
اگر امام خميني در گوشه اي مي خزيد و انديشه هاي ناب
سياسي و حكومتي اش را در لابلاي اوراق كتب محصور و
پنهان مي ساخت و رنج و مرارت ها و ضايعات فراوان اين
راه سخت و پرسنگلاخ را تاب نمي آورد , امروز اثري از
نظام جمهوري اسلامي ايران وجود نداشت

|