روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1385 صفحه مقالات

* گذري بر برخي از ويژگي هاي برجسته ي امام علي (ع )
* « نسيم نبوي » در معرفي « سفير غدير »
گذري بر برخي از ويژگي هاي برجسته ي امام علي (ع )




اشاره : علي (ع ) فرزند ابوطالب و نوه ي عبدالمطلب است . هاشم جد او به شمار مي رود. سيزده سال قبل از بعثت , در عرصه ي عالم خاكي ظهور كرد. كنيه ي او ابوالحسن و حيدر لقب اوست . علي (ع ) از دوران كودكي پرورش يافته ي پيامبر بود و معرفت و حكمت و اخلاق را از او آموخت . براي شناخت بيش تر امام علي (ع ) به بيان برخي ويژگي هاي برجسته ي آن حضرت مي پردازيم :
.1 ايمان
اميرالمومنين اولين كسي است كه رسول خدا را تصديق كرد و به او ايمان آورد و به نماز او اقتدا كرد . (1 ) حضرت جايگاه خود و ياران پيامبر را چنين توصيف مي كند : « ما پيوسته و پي گير در كنار رسول خدا(ص ) با پدران و فرزندان و برادران و عموهاي مان مي جنگيديم . و اين امر جز افزودن بر ايمان مان و پذيرش و فرمان برداري بيش تر حق , پي آمدي نداشت . » (2 )
.2 موقعيت سنجي
با اين كه , امت پيامبر , پس از وفات آن حضرت , در امر خلافت , گرفتار اختلاف شدند و امانتي كه پيامبر به دست علي (ع ) سپرد , توسط افراد كينه توز غصب شد , ولي علي (ع ) با موقعيت شناسي , صبر را بر تقابل ترجيح داد. و با سكوت , در مقابل فتنه و آشوب ايستاد تا اين كه , دين رسول الله بماند. حضرت در نامه اي به مردم مصر , جريان سقيفه را توضيح مي دهد : « مردم را ديدم پيرامون ديگري گرد آمده اند و با او بيعت مي كنند. دست از هركاري برداشتم و بيعت نكردم تا آن گاه كه ديدم بازگشتگان از اسلام بازگرديده , به نابودي دين محمد(ص ) فرا مي خوانند; لذا ترسيدم كه اگر به ياري اسلام و مسلمانان برنخيزم , در ساختمان آن شكستگي و رخنه اي ببينم , يا آن را سراسر ويران بيابم كه مصيبت چنين پيش آمدي بر من , بسي گران تر است تا از دست رفتن سرپرستي شما كه بي گمان بهره ي روزهايي اندك است . » (3 )
.3 آگاه ساختن مردم و آشنا كردن آن ها به حقوق اجتماعي
« آن گونه سخناني كه با گردن كشان خودكامه مي گويند , با من نگوييد و چنان كه در نزد خودخواهان تندخو محافظه كاري مي كنند , با من محافظه كاري نكنيد. و با ظاهر سازي معاشرت نداشته باشيد و درباره ي من گمان نبريد كه اگر سخن حقي به من گفته شد , آن را سنگين احساس كنم , و نه اين كه بپنداريد كه من خواستار بزرگ داشت خود از سوي شما هستم » (4 )
.4 خلوت گري عشق علي (ع )
اميرالمومنين (ع ) با همه ي عظمت و بزرگي , به درگاه خدا رومي آورد و با او خلوت و زمزمه مي كرد. و چنين با خدا مي گفت : « خدايا , گناهي را از من بيامرز كه تو از من بدان داناتري . پس اگر بازگشتم , تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدايا , گناهي را از من بيامرز كه از درونم وعده كردم و بدان وفا كردني در نزد من برايش نيافته اي . خدايا , گناهي را از من بيامرز كه به زبانم خواسته ام به سوي تو تقرب بجويم , سپس قلبم با آن مخالفت كرده است . خدايا به گوشه ي چشم اشاره كردن ها و سخنان بيهوده گفتن ها و خواسته هاي نارواي دل و لغزش هاي زبان را از من بيامرز . » (5 )
.5 هدايت ساختن مخالفان
خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدي حضرت علي (ع ) بودند كه با روش هاي گوناگون با آن حضرت مخالفت مي نمودند; ولي امام علي (ع ) در تعليم و هدايت و آگاه سازي آن ها كوتاهي نكرد و در نامه ها و خطبه هايش , آن ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود . (6 )
.6 تدريس و آموزش اخلاق اسلامي
علي (ع ) مانند ساير زمام داران نبود كه تنها به حكومت داري خويش بينديشد و از هدايت گري كه مهم ترين وظيفه ي امامان است , غفلت نمايد. به همين دليل , نهج البلاغه , سرشار از ره نمودهاي اخلاق نظري و عملي است . بيانات اخلاقي امام به جهان بيني و فرجام شناسي آن حضرت وابستگي معناداري دارد.
غيبت نمودن مردم , مرا , لجاجت , خصومت , خشم , حسد , خودپسندي , حرص , كبر , آزمندي , دنياپرستي , تنگ چشمي نمونه هايي از اخلاق ناپسند است كه امام بدان پرداخته است . (7 ) خوش خويي , در اختيار بودن زبان , اقدام كردن به كارهاي پسنديده , صبر و پايداري , راستي در گفتار , فروتني , دانش و بردباري نمونه هايي از درس هاي اخلاق پسنديده ي امام علي (ع ) است . (8 ) , (9 )
.7 تبيين فلسفي و عقلي حقايق
امام علي (ع ) در بيان حقايق الهي تنها به ذكر چند توصيه ي اخلاقي اكتفا نمي كرد; بلكه با روش عقلي و استدلالي به توصيف آن ها مي پرداخت . (10 ) براي نمونه , در جهت اثبات وحدت ذاتي و تجزيه ناپذيري حق تعالي مي فرمايد : « هر آن كه خدا را توصيف كند و صفاتش را زايد بر ذات بداند او را دو چيز انگاشته , و هركس او را دو چيز مي انگارد براي او جز قائل شده و قائل به جز , خدا را درست نشناخته است . و كسي كه خدا را درست نشناسد به سوي او اشاره مي كند , و كسي كه به او اشاره كند او را در مكاني محدود دانسته است , و هر كه او را محدود بداند او را شمرده و خدا منزه از اين نسبت ها است . » (11 ) خوانندگان گرامي توجه دارند كه اسلوبي كه امام علي (ع ) در مسائل توحيدي بيان مي كند , كاملا عقلي و استدلالي است . شكي نيست كه اين بيانات از آن علي (ع ) است و با سند معتبر تاريخي و نيز يك نواختي سياق اين مطلب مستدل مي گردد.
امام در خطبه ي ديگري مي فرمايد : « خداوند با برتري و چيرگي و قدرت خود بر اشيا و پديده ها , جدا از آن هاست و موجودات و پديده ها نيز به اين كه تحت قبضه ي قدرت اويند و بازگشتشان به سوي او است جدا از او هستند , هر كس خدا را توصيف كند محدودش دانسته , و هركه او را محدود بداند تحت شمارش در آورده و آن موجب بطلان ازليت الهي است » . (12 ) و نيز مي فرمايد : « خداوند واحد و يگانه است اما نه واحدي عددي ; هميشگي است ليكن نه در محدوده ي زمان , و پايدار است ولي نه به پشتوانه اي » . (13 )
حضرت اميرالمومنين (ع ) در مقام اثبات وجود خداوند سبحان و صفات الهي مي فرمايد : « آيات و نشانه هاي قدرت خدا , برهان قاطعي بر اثبات هستي او است , بلكه خود وجود او كه در همه چيز تجلي دارد و گواه هستي خويش مي باشد. و شناخت او همان توحيد و يگانه دانستن او است , و توحيد واقعي , جدا دانستن او از مخلوقات است به اين معني كه صفاتش را مغاير صفات آن ها بدانيم , نه اين كه كناره گيري و جدايي جسماني مقصود باشد. او پروردگار و آفريدگار مطلق است و خود , آفريده و پرورده شده نيست . هرچه در ذهن تصور شود او بر خلاف آن است ; چون آن چه به تمام ذات و حقيقت شناخته گردد , خدا نيست . او است كه دليل وجود خويش است و وسايل شناسايي را هم خود او فراهم آورده است . » (14 )


امام (ع ) درباره ي شناخت خداوند , تصريح مي كند كه « حق تعالي با حواس درك نمي گردد و به مردم , قياس و تشبيه نمي شود. كيفيت او شناخته نمي شود. خردها توان اندازه گيري او را ندارند و افكار و تخيلات از حريم كبريايي او دورند . (15 ) « چشم ها و حواس او را نمي بينند , ولي دل ها در پرتو ايمان واقعي و اخلاص , هستي او را درك مي كنند , خداوند با اوصاف لطافت , غلظت و حجم توصيف نمي شود. خواست او بدون انديشه و قصد صورت مي گيرد. ظاهر است اما مستقيما ديده نمي شود , ولي وجودش متجلي است » . (16 )
اسد اكبرعليزاده
(1 ) نهج البلاغه , خطبه ي 37 و .131
(2 ) همان , خطبه ي .56
(3 ) نهج البلاغه , نامه ي .62
(4 ) همان , خطبه ي .216
(5 ) نهج البلاغه , دعاي .78
(6 ) همان , خطبه ي 29 , .34
(7 ) نهج البلاغه , خطبه ي 140 , حكمت 298 , 225 و خطبه ي 86 و 16 و حكمت .228
(8 ) همان , خطبه ي 176 و 23 , حكمت 126 , 113 , 138 , 248 , 211 , 222 , 228 , 113 , .223
(9 ) سيد محمد مهدي جعفري , آموزش نهج البلاغه , انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , ص 323 ـ .392
(10 ) ر . ك : علامه سيد محمد حسين طباطبايي , علي (ع ) و فلسفه ي الهي , ترجمه ي سيد ابراهيم سيد علوي , نشر مطهر , زمستان .1379
(11 ) نهج البلاغه , خطبه ي اول .
(12 ) نهج البلاغه , خطبه ي .152
(13 ) نهج البلاغه , خطبه ي .185
(14 ) احتجاج طبرسي , طبع دارالنعمان , نجف اشرف , ج 1 , ص 299 , به نقل از علي و فلسفه ي الهي , ص .69
(15 ) توحيد صدوق , ص .79
(16 ) توحيد صدوق , ص .308
خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدي حضرت علي (ع ) بودند كه با روش هاي گوناگون با آن حضرت مخالفت مي نمودند , ولي امام علي (ع ) در تعليم و هدايت و آگاه سازي آن ها كوتاهي نكرد و در نامه ها و خطبه هايش , آن ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود

« نسيم نبوي » در معرفي « سفير غدير »




شخصيت شگفت انگيز حضرت علي (ع ) به گونه اي است كه در طول تاريخ اسلام نظر همه را به خود جلب كرده است . او , علاوه بر آن كه نخستين مسلمان و پسر عمو و داماد و جانشين پيامبر اكرم بود , چهره اي درخشان و حيرت برانگيز در تاريخ داشته است . ويژگي هايي كه نظير و مانند آن را در هيچ كس نمي توان سراغ گرفت . مانند :
شجاعت و دلاوري در عين فروتني و افتادگي
علم و دانش همراه با حلم و بردباري ,
جوانمردي و گذشت در اوج قدرت و توانايي ,
بخشش و دهندگي در نهايت فقر و نيازمندي ,
پيشوايي و زمام داري در كمال زهد و پارسايي ,
صبر و شكيبايي در برابر ستم و ناداني .
از همين رو علي (ع ) سرمشق و اسوه ي بسياري از گروه ها بوده است :
پهلوانان و رزم آوران , آن حضرت را نمونه ي كامل پهلواني و قهرماني مي دانند.
زمام داران و دولت مردان , اگر از عدل و دادگري سخن به ميان بيايد , از حكومت عدل علوي ياد مي كنند.
دانشمندان و خردمندان , با استناد به سخنان و استفاده از بيانات حضرت علي سخن متقن و متين مي گويند.
نويسندگان و سخنوران , در نوشته ها و گفته هاي خود , « نهج البلاغه » را ميزان و معيار مي دانند.
نيازمندان و تهي دستان , از زندگي زاهدانه اي اوست كه آرامش مي يابند و پاكي و وارستگي مي آموزند.
عابدان و سالكان , در سلوك راه خدا و عبادت , او را نمونه ي بي نظير بندگي خدا مي شمارند.
ما ايرانيان از ديرباز دوستدار و دنباله رو علي (ع ) بوده ايم . سر بر آسمان مي ساييم كه چنين سعادتي نصيب ما شده است . بر فلك مي نازيم كه در سرتاسر گيتي , فقط كشور و مملكت ما آن شرافت را يافته است تا مذهب رسمي اش « شيعه ي دوازده امامي » باشد.
بر جن و ملك مباهات مي كنيم كه با دل و جان , پاسدار آيين علوي هستيم .
برعالم و آدم فخر مي فروشيم كه در پي و پس از قرآن , نهج البلاغه را داريم .
به خود مي باليم و گلبانگ سربلندي سرمي دهيم و در اذانمان « اشهدان عليا ولي الله » مي گوييم .
خداي را بر اين سعادت سپاس مي گزاريم و شكرانه ي اين نعمت را آن مي دانيم كه هرچه بيشتر و فزونتر با آموزه هاي پيشواي پرهيزگاران و امير مومنان حضرت علي (ع ) آشنا شويم و از آن پس , با به كارگيري آن آموزه ها , هماي سعادت در آغوش گيريم و رستگاري در دنيا و آخرت را ره آورد اين پيروي بدانيم .
پيامبر در روزهاي پاياني عمر شريفش بارها فرمود :
« هان اي مردم ! من بزودي از ميان شما رخت برمي بندم و به سراي باقي مي شتابم . آگاه باشيد كه من دو چيز گران بها در ميان شما به امانت مي گذارم :
كتاب خدا و عترتم يعني اهل بيتم .
هان اي مردم ! تا زماني كه به آن دو ـ هر دو با هم ـ چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد.
بدانيد كه آن دو هيچ گاه از يك ديگر جدا نمي شوند تا آن كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند »
ما سرافرازيم كه وصيت پيامبر خدا را در پيروي از قرآن و عترت به گوش جان شنيده ايم و در دشوارترين آزمون خدا , يعني امتحان امامت و ولايت , پيروز گشته ايم . آري ما شكرگزار نعمت ولايت هستيم و به خواست خداي منان , تا پاي جان , در اين راه , استوار و سرافراز , مي مانيم .
شاعر نامدار ايراني , حكيم ابوالقاسم فردوسي سروده است :
منم بنده ي اهل بيت نبي
ستاينده خاك پاي وصي
خود آن روز نامم به گيتي مباد
كه من نام حيدر نيارم به ياد
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم
يقين دان كه خاك پي حيدرم
نباشد جز از بي پدر دشمنش
كه يزدان به آتش بسوزد تنش
و نيز حكيم سنايي غزنوي چنين سروده :
مدحت كن و بستاي كسي را كه پيمبر
بستود و ثنا گفت و بدو داد همه كار
روانشان شادباد آنها كه جان ما را با زلال غدير سيراب ساختند و روح و روانمان را با جلاي پرجلال امامت از زنگار جهالت زدودند و درود فراوان به نخستين آنها جناب سلمان فارسي كه ما ايرانيان را با نعمت ولايت اشنا كرد و قلبهامان را با عشق علي و فرزندانش پيوندي جاودانه زد. اين سعادت از آن زمان آغاز گرديد كه پيامبر خدا دست بر شانه ي سلمان نهاد و فرمود : اگر دين خدا در ثريا هم باشد مرداني از ايشان (ايرانيان ) به آن دست مي يابند.
بار ديگر خداي را مي ستاييم و مي گوييم :
حمد و سپاس بي كران از آن خداوند كه ما را به وادي ولايت هدايت فرمود و اگر خداوند چنين لطفي نمي فرمود ما هرگز راه راست را نمي يافتيم .
آري , نعمت ولايت علي (ع ) گوهر گران بهايي است كه خداوند آن را به ما ارزاني فرموده است . براي قدرداني از اين نعمت و پاسداري از اين موهبت , معرفت و آگاهي لازم است . تا زماني كه ندانيم خداوند چه منت عظيمي بر ما نهاده و ما را به وادي هدايت رهنمون ساخته است , قدر و قيمت اين گوهر پربها را نخواهيم شناخت .

در اين راستا , كتاب « سفير غدير » به همت معاونت عقيدتي سازمان بسيج فرهنگيان تهران بزرگ و با همكاري انتشارات بنا تهران در سال 1384 در 47 صفحه رقعي چاپ و منتشر شد .
مباحث زير در اين كتاب آمده است :
پشتيبان پيامبر , برادر پيامبر , مثل پيامبر , جانشين پيامبر , اعتراف دشمن , كشتي نجات , واقعه ي غدير , راه علي راه رستگاري , و سرانجام : وارث غدير.
در پي هر كدام از مباحث , مآخذ و منابع مربوط به آن بحث , در دو بخش منابع شيعي و منابع سني آمده است كه زمينه را براي تحقيق و پژوهش بيشتر خواننده فراهم مي سازد.
متن روان . اختصار هر بخش و هماهنگي با فطرت پاك آدميان , مطالعه اين كتاب را آسان مي كند. سئوالات پاياني كتاب نيز بستر مناسبي است تا در مدارس راهنمايي و دبيرستان هاي كشور , به خصوص در ايام غدير ـ به مسابقه گذاشته شود.
جا دارد از همه دست اندركاران تهيه و توزيع و چاپ و نشر اين كتاب تشكر و قدرداني به عمل آمده توفيق همگي آنها را در تاليف و نشر آثار هدايتي ديگري از اين قبيل , از خداي بزرگ خواستار شويم .