روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1385 صفحه مقالات

بررسي راهكارهاي بروز و ظهور آرمانهاي حضرت امام (ره ) در سينما
از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » (4 )
بررسي راهكارهاي بروز و ظهور آرمانهاي حضرت امام (ره ) در سينما


حضرت امام (ره ) سالهاست از ميان ما رفته است اما اين پرسش وجود دارد كه وظيفه هنرمندان در ارايه شخصيت واقعي آن پير فرزانه به نسل پس از او چيست و توليد چگونه آثاري تبيين كننده شخصيت , منش و آرمان هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي است و در همين حال هنرمندان و دست اندركاران سينماي ايران در روزهاي اخير نيز طي اظهار نظرهايي بر ايفاي نقش سينماي ملي در زمينه به تصوير كشيدن آرمانها و انديشه هاي متعالي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرده و در عين حال تحقق اين هدف بزرگ را ايجاد « عزم ملي » در جهت فرآهم آوردن زمينه هاي لازم مادي و معنوي و ياري تمامي نهادهاي كشور دانسته اند اما به نظر مي رسد موانعي وجود دارد كه مانع از تحقق چنين امري در سينماي كشورمان شده است .
رضا مير كريمي به ايسنا گفت : براي به تصوير كشيدن همه ابعاد شخصيتي حضرت امام (ره ) نيازمند زماني هستيم كه با گذشت آن , آثار حركت حضرت امام در نقاط مختلف دنيا بيشتر مشهود شود تا بتوانيم قضاوت درستي درباره ي تاثيرات ايشان داشته باشيم .
وي حضرت امام (ره ) را شخصيتي فرهنگي خواند كه توانست ادبيات سياسي دنيا را به نفع مستضعفين تغيير دهد و تصريح كرد : در دوره اي كه ويروس نا اميدي و تسليم در برابر زور , تمدن بشري را بيمار كرده بود ظهور مردي آرام , بي تكلف , شجاع واميدوار مسير تاريخ را عوض كرد.
وي افزود : حضرت امام بدون هيچ تجربه حكومتداري تنها با خلوص , ايمان وارتقا باور ديني مردم توانست نظامي را پايه ريزي كند كه درسهمگين ترين مسائل تاريخي استوار نشان داد.
ميركريمي خاطرنشان كرد : شايد تاكنون برخي بوده اند كه گمان داشته اند كلام ساده امام نشان از عدم تسلط ايشان بر ديپلماسي رايج در جهان بود و راز موفقيت ايشان در تحريك اعتقادات ديني هواداران فراوان خود خلاصه مي شود و... ولي آيندگان بي غرض , قضاوتي عادلانه درباره او و نهضت بي نظيري كه در جهان بر پا كرد خواهند داشت .
سعيد حاجي ميري تهيه كننده سينما همچنين گفت : در عين حال سينماي ايران در زمينه پرداختن به مقاطع تاريخي معاصر و كنوني كه در آن به سر مي بريم به دلايل و عوامل مختلف دچار ضعف و كم كاري هايي بوده كه به نحوه شكل گيري سينماي ما بر مي گردد.
وي افزود : در كنار شاخص هاي بسيار ارزشمند و برجسته سينماي ايران كه غيرقابل انكار است فقدان ژانر سياسي از كاستي هاي آن محسوب مي شود كه البته نبايد گناه فقدان برخي مقاطع حساس تاريخي بر پرده سينما را به گردن دست اندركاران سينماي ايران انداخت .
محسن دامادي نيز گفت : زمينه سازي و زمينه چيني براي ايجاد انديشه ي استقلال خواهي را در زندگي حضرت امام (ره ) بسيار دوست دارم و براساس اين موضوع بهتر مي توان مسائل سينمايي را طراحي و بازسازي كرد.
اين فيلمنامه نويس با بيان اينكه براي ساخت اينگونه آثار نبايد عجولانه رفتار كرد , گفت : جريانهاي تاريخي محتاج تاريخ است و ترجيحا اگر زمان بگذارد بهتر به شخصيت هاي بزرگ مي توان پرداخت .
عبدالحسن برزيده نيز گفت : تصوير كردن شخصيت هاي معاصر كار سختي است و جرات و دقت مي خواهد , خصوصا اينكه اين شخصيت , شخصيت ويژه اي همچون رهبر انقلاب اسلامي و باني انقلاب باشد.
اين كارگردان درباره راه هاي ايفاي نقش سينماي ملي در پرداختن به شخصيت حضرت امام خميني (ره ) اظهار داشت : شخصيتهاي معاصر , توسط مخاطبين حاضر شناخته شده هستند وحتي ممكن است , عده اي ازآنها , شناخت رودررو داشته باشند بنابراين بايد با دقت بسيار عمل كرد.
وي همچنين مطرح كرد : كار هنري معمولا , نگاه يك هنرمند و يك شخص به يك نفر ازيك زاويه است و ممكن است ديگراني كه از ابعاد ديگر به آن نگاه مي كنند ازآن راضي نباشند. بنابراين اين شرايط , كار را دراين زمينه سخت مي كند ما در اين مقطع بيش از پرداختن به شخصيت و زندگي حضرت امام خميني (ره ) به لحاظ تصويري , بايد بيشتر تاثير حضور و نظرات ايشان را در آثارمان تعقيب كنيم .
سيدجمال ساداتيان از تهيه كنندگان سينما درباره پرداختن به زندگي حضرت امام (ره ) در آثار سينمايي ضمن بيان اين مطلب گفت : عموما پرداختن به زندگي شخصيتهاي معاصر كمي سخت است و بايد زماني بگذرد و شايد اگر بيش از نيم قرن بگذرد جايگاه خودش را در يك اثر هنري بيشتر پيدا خواهد كرد.
اين تهيه كننده تاكيد كرد : افكار باز سياسي كه حضرت امام داشتند فضاي جامعه را باز مي كرد و ما نيز به فضا ي بازتري نياز داريم تا نگاهمان از آن حالت خشك و يك بعدي در آيد.
وي در ادامه به نگاه حضرت امام (ره ) به سينما اشاره كرد و گفت : در بعد از انقلاب امام (ره ) فرمودند ما با فحشا مخالف هستيم نه با سينما و فضايي ايجاد كردند كه هم سينما و هم تلويزيون جايگاه خودش را پيدا كرد و حالا به لحاظ نرم افزاري اين دست اندركاران سينما هستند كه بايد محصولاتي ارائه دهند كه آن فضايي را كه امام (ره ) ايجاد كردند , پاس بدارند.

از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » (4 )


ع ـ س
نام فيلم : « شهر آشوب »
كارگران : يدالله صمدي ع ـ س
نويسنده : فريدون دانشمند
تهيه كننده : محسن علي اكبري
محصول : سيمافيلم
خلاصه فيلم
رساله كشف و محاسبه محيط دايره به قطر (پي ) و جيب يك درجه (سينوس ) كه كاشفشان غياث الدين جمشيد كاشاني دانشمند گمنام ايران اما صاحب نام جهان علم است در اختيار معين الدين كاشاني نزديكترين دوستش قرار دارد.
غياث الدين را عوامل الغ بيگ , حاكم سمرقند به قتل مي رسانند و قتل او را به معين الدين نسبت مي دهند. شاهرخ شاه در هرات با همفكري پسرش بايسونغراديبان و هنرمندان را از سراسر كشور در شهر خود هرات گرد آورده تا آنجا را پايگاه هنرمندان و دانشمندان جلوه دهد. مغول بر سراسر كشور حاكميت دارد. سوباتاي (جعفردهقان ) بدنبال معين الدين (حسين ياري ) است تا رساله غياث الدين را از وي بگيرد. معين الدين در راه به پسر جوان خوش صدايي مي رسد كه عياران او را زخمي كرده اند. معين الدين جان وي را نجات مي دهد و سپس نزد دوست داروشناسش آبتين (سعيد نيكپور) مي رود.
معين الدين بسوي دوستش حسن سليمي كه خود خطاط و مامور ماليات شاهرخ شاه است مي رود. سوباتاي در تعقيب معين الدين به هرات مي آيد. حسن , معين الدين را خارج از شهر پنهان مي كند. پسر آوازه خوان نيز به هرات آمده و ناجي خود معين الدين را مي شناسد.سوباتاي در يافتن رساله , همه جا بدنبال معين الدين است . بايسونغر پسر شاهرخ اتفاقي با معين الدين آشنا و دوستدار وي مي شود. حسن كه مجبور است براي پر كردن خزانه دربار به زور از مردم فقير ماليات بگيرد نزد شاه اين عمل را ظالمانه مي خواند. شاه در نزد سربازان مغول دستور مي دهد انگشتان حسن كه خطاط است بريده شود و او را به زندان بياندازد.
تلاش بايسونغر براي ممانعت از اين مجازات به جايي نرسيده و انگشتان حسن قطع مي شود. در مجلسي شاه مورد سوقصد قرار مي گيرد اطبا ازدرمان شاهرخ درمي مانند. همسر شاهرخ به نزد آبتين مي آيد اما چون او مرگ دخترش را كه عروس شاه بوده توطئه دربار مي داند , حاضر نيست به آنان كمك كند. سربازان مغول به ظلم و ستم خود در منطقه ادامه مي دهند. معين الدين با آبتين ملاقات مي كند و مشخص مي شود سوقصدكنندگان از عوامل آبتين بوده اند. آبتين از كرده خودش پشيمان شده و دارو در اختيار شاه قرار مي دهد. معين الدين توسط سوباتاي دستگير مي شود.با تلاشهاي بايسونغر وي آزاد شده و همراه با نامه اي به دربار الغ بيگ در سمرقند فرستاده مي شود. بايسونغردر اين نامه عاملان قتل غياث الدين را افشا كرده و از او مي خواهد معين الدين را مورد تفقد و عنايت خود قرار دهد. پيش از اين , سوباتاي نيز توسط آبتين كشته مي شود.
نقد فيلم
« شهر آشوب » هشتمين فيلم بلند سينمايي يدالله صمدي پس از فيلمهاي « مردي كه زياد مي دانست , اتوبوس , ايستگاه , ساوالان , معجزه خنده , آپارتمان شماره 13 و بانوي من » مي باشد با اين تفاوت كه اين فيلم 110 دقيقه اي را ازدل يك سريال 400 دقيقه اي بيرون كشيده و با دوربين تصويربرداري كرده است . DV ويدئويي
فيلم از جنبه كارگرداني و فيلمبرداري قابل تامل است و يك فيلم تاريخي مربوط به دوره مغولان در ايران مي باشد. مضمون كلي سريال به اين قرار است كه در زمان شاهرخ شاه , حاكمان اشغالگر ايران به اين فكر افتادند كه براي توسعه علم , صنعت و هنر مناطق تحت حكومتشان ازدانشمندان , ادبا و شعراي ايراني كه در نقاط مختلف كشور پراكنده اند استفاده كنند و سريال , شرح تاثير اين دانشمندان و فرزانگان بر فرهنگ و دانش ايران است .
شنيده شده است « شهر آشوب » به اين بهانه به زندگي و عملكرد تعداد زيادي از آن دانشمندان (كه نامشان در گذر تاريخ مهجور مانده ) پرداخته است از جمله آنان قياس الدين جمشيد كاشاني است كه گفته مي شود در علم رياضي كاشف عددپي , سينوس و جدول ضرب جديد بوده و هر چند براي ايرانيان نام آشنايي نيست اما آمريكايي ها پس ازفتح كره ماه , يكي از مدارهاي ماه را به نام او نامگذاري كردند.
« شهر آشوب » يك سريال بيست قسمتي است كه تا زمان تدوين فيلم سينمايي , 8 قسمت از آن ساخته شده است . از آنجا كه اين فيلم را ازدل يك سريال بيرون كشيدند , داراي ضعف هايي است كه عموما در اينگونه فيلمها مشاهده مي شود به عبارتي از آنجا كه در سريال چندان محدوديت زماني براي طرح موضوعات مختلف و داستانهاي حاشيه اي وجود ندارد بخوبي مي توان مباحث را در سريال طرح و پرداخت كرد حال آنكه اين امكان در فيلم سينمايي وجود ندارد به همين دليل گاه پرش هايي در داستان پيش مي آيد كه روند عادي فيلم را مختل مي كند و در اين بين برخي پرسشها بي پاسخ مي ماند و يا صحنه هايي ديده مي شود كه در پيشبرد داستان تاثيرگذار نيست . قضاوت در خصوص اينگونه فيلمها از جنبه ساختار فيلمنامه چندان درست نيست . بايد فيلمنامه سريالي را مطالعه كرد تا شناخت دقيقي از آن به دست آيد. اين كاش در كنار ورسيون سريالي , ورسيون سينمايي نيز به نگارش درمي آمد تا فيلم سينمايي منطقي تر و بهتر ساخته و پرداخته شود.
از جمله ضعف هايي كه در روند داستان فيلم ديده مي شوداين است كه دختر آبتين كي و چگونه با پسر شاهرخ شاه , ازدواج كرد و چرا از دربار رانده و سپس كشته شد چرا گوهرشاد اجازه ديدن نوه خود را كه نوه آبتين نيز محسوب مي شود به وي نمي دهد ارزش و اهميت فرمول رياضي و نقش آن در پيشبرد علم چه بود انگيزه آبتين براي ترور , مشخص بود اما انگيزه قاتلان براي كشتن هنرمندان در هرات به خوبي بيان نشد. علت دوگانگي دو نوع گويش بازيگران چه بود (در ابتدا و انتهاي فيلم , گويش قديمي است اما مابقي فارسي امروزي هستند). مورد بعد اينكه گره داستان محكم و گيرا نيست و به خوبي به آن پرداخته نشده است . رساله غياث الدين كه توسط معين الدين به سليمي داده شده بود چگونه به دست آبتين افتاد گوهرشاد همسر شاهرخ شاه و سازنده مسجدي به همين نام در جوار امام رضا(ع ) (كه در حافظه مردم به دينداري شهرت دارد) چگونه در خصوص قتل نرگس , دختر آبتين و عروس خود سكوت كرده و آن را توجيه مي كند آبتين در جريان حوادث هرات چه جايگاهي دارد كه حكم ترور صادر مي كند و...
به احتمال زياد به همه اين پرسشها در سريال پاسخ داده شده است اما اين سئوالها در نسخه سينمايي بي پاسخ مانده است .
همان طور كه در ابتداي نقد گفته شد شالوده اصلي اين فيلم در خصوص كشتار هنرمندان در عصر پادشاهي شاهرخ شاه و حكومت مغولان بر ايران است . از طرح برخي مسائل احساس مي شود كه دست اندركاران فيلم تا حدود زيادي تلاش كردند , كشتار هنرمندان در عصر مغول را با مقوله قتلهاي زنجيره اي در اين زمان پيوند زنند به عنوان مثال آبتين صاحب حكم است و با دادن فتوا به عياران , مجوز ترور را صادر مي كند و يا برخي ترورها با چاقو انجام مي گيرد (آنچنان كه در قتلهاي زنجيره اي مرسوم بود) و يا اينكه هدف اصلي از سركوب مخالفان , تنها هنرمندان مي باشند. و...
آبتين كيست كه صاحب حكم است و عياران با مجوز او به كاروان هاي مغول حمله و شاهرخ شاه را با چاقو مضروب مي كنند برخورد معين الدين پس از آنكه درمي يابد ترور مغولان با دستور آبتين انجام مي گيرد نيز جالب است .
توجه فرمائيد :
آبتين : اين دشنه به دست من زهرآلود شد. معين الدين : پس آن رهبر ناشناس تو هستي باور نمي كنم آبتين زهر را براي اسباب هلاك گرفته باشد. آبتين : گاهي لازم است . معين الدين : من و تو طبيبيم پس قسمي كه خورديم چه مي شود رسمي كه تو بنا كردي نه شرافت حرفه مان اجازه مي دهدو نه آئين فتوت به ما آموخته است . خشم كور آبتين , خشم كور.
پس ازاين ديالوگ يكي از عياران خطاب به آبتين مي گويد : اگر اجازه كشتن باي را به ما داده بودي كار به اينجا ختم نمي شد.
مغولان در آن زمان به كسي رحم نمي كردند. كوچك و بزرگ همه را مي كشتند غياث الدين را نيز كشتند. به زور از مردم ماليات مي گرفتند و يا اموال ايشان را به غارت برده و يا آتش مي زدند (برخي از اين جنايتها در فيلم به تصوير كشيده شده است ) آيا ترور و كشتن چنين جنايتكاراني كه سراسر ايران را به زير سلطه ظالمانه خود درآوردند , نادرست و اشتباه است اگر آمريكا خداي ناكرده ايران را چون عراق و افغانستان اشغال نمايد , آيا ترور سربازان متجاوز آمريكايي حرام است به نظر مي رسد بايد ميان آن زمان كه حكومت ايران در دست ايرانيان است و آن زمان كه حكومت در دست متجاوزان خارجي قرار دارد , تفاوت قائل شد.
اگر بخواهيم انتقاد معين الدين از آبتين در برابر متجاوزان مغول را در اين زمان كه نيروهاي آمريكايي در اطراف مرز كشور عزيزمان حضور دارند ارزيابي كنيم آيا گفته معين الدين براي اين زمان راه گشا و تقويت كننده امنيت ملي است
نمي دانيم ماجراي ترور هنرمندان و احكام آبتين تا چه اندازه از جنبه تاريخي سنديت داشته و با حقيقت تطبيق دارد البته در انتهاي فيلم اسامي برخي كتب به عنوان منبع معرفي شده است . آيا اين منابع مورد وثوق محققان تاريخي قرار دارد اين فيلم تا چه اندازه به منابع وفاداربوده است آيا مثلث عالم , فتوا و ترور با واقعيت تطبيق دارد باسيونغر جانشين شاهرخ شاه دوستدار فرهنگ و هنر است و مجمع اهل قلم را در هرات تشكيل داده و بشدت به هنرمندان ارادت دارد. آيا پس از شاهرخ شاه همه هنرمندان تحت سيطره اين حاكم در آسايش , رفاه و آزادي بودند و... بايد اسناد و مدارك تاريخي را ملاحظه وبررسي كرد.
جدا از مباحث محتوايي , فيلم از كارگرداني قابل قبولي برخوردار است . سبب گرديده كه ازامكانات رايانه اي بهتر استفاده شود DV تصويربرداري (چون صحنه ورود معين الدين به هرات ) استفاده ازصداي همايون شجريان براي يوسف خواننده بر جذابيت كار افزوده است . طراحي صحنه خوب است هرچند اشكالات ريزي در برخي صحنه ها از جمله صحنه تصوير درختان شهر ديده مي شود. نحوه خبرگيري مغولان نيز بسيار ناباورانه است به اين ترتيب كه خبرگيران مثلا در پشت در خانه آبتين گوش ايستاده و ازمكان اختفاي رساله آگاه مي شوند. پيش بيني مي شود اين فيلم در اكران عمومي فروش متوسط به پائين داشته باشد.