روزنامه جمهوري اسلامي 18/03/1385 صفحه عقيدتي

* نگاهي به فعاليت هاي علمي و اجتماعي آيت الله احسان بخش
* تلاشگري مخلص
نگاهي به فعاليت هاي علمي و اجتماعي آيت الله احسان بخش




در سالگشت رحلت عالم گرانقدر آيت الله حاج صادق احسان بخش قرار داريم . روحاني وارسته اي كه رهبر معظم انقلاب از او بعنوان خدمتگزاري پرتلاش نام برده و در پي ارتحال جانسوزش در پيام تسليتي فرمودند :
« اين روحاني بزرگوار و پرتوان محور مجاهدتها و تلاشهاي مردم غيور و مومن رشت و استان گيلان و منشا خدمات فراواني در سراسر آن منطقه بود و تحرك شبانه روزي و خستگي ناپذير او نمونه اي كم نظير محسوب مي شد . » (1 )
آيت الله حاج شيخ صادق احسانبخش رحمت الله عليه فرزند غلامرضا در سال 1309 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در روستاي ليف شاگرد از بخش تولمات شهرستان صومعه سرا ديده به جهان گشود. او تحصيلات خود را در علوم پايه در مكتب و كلاس ششم را در تولم شهر به پايان برد و پس از آن در سال 1322 وارد حوزه علميه رشت شد . آيت الله احسانبخش (ره ) پس از گذراندن دوره مقدمات و سطح در اين حوزه زير نظر اساتيدي چون آيت الله ضيابري , عرباني , بحرالعلوم و مدرس براي ادامه تحصيل در 1327 وارد حوزه علميه شهر مقدس قم شد و دروس خارج , فقه و اصول را در اين حوزه زير نظر اساتيدي چون حضرت امام خميني (ره ) و آيات عظام بروجردي , گلپايگاني , صدوقي , مجاهد تبريزي , لاكاني , نوري همداني , طباطبايي , مرتضوي , لنگرودي و ساير اساتيد فراگرفت . ايشان همچنين با دريافت مدرك ليسانس در رشته الهيات و حقوق قضايي و تاسيس چند مدرسه در رشت شاگردان زيادي را در اين مدارس تعليم داد. وي سابقه زيادي در مبارزه با طاغوت داشت , بطوري كه بارها توسط ساواك دستگير و مورد بازجويي قرار گرفت و از سال 1343 بمدت سه سال ممنوع المنبر و ممنوع الخروج از كشور گرديد و در اين مدت بطور مخفيانه به مبارزات خود ادامه مي داد و نقش زيادي در حركت مردم بويژه نسل جوان در برپايي راهنمايي ها در شهرهاي مختلف گيلان داشت .
آيت الله احسانبخش در سال 1358 از سوي حضرت امام خميني (ره ) كنترل سفارت خانه ها و كنسولگريهاي ايران در پاكستان , هند و بنگلادش را برعهده گرفت و در پائيز 1359 با حكم صادره از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به عنوان نماينده حضرت امام در گيلان و امام جمعه رشت منصوب شد . وي در 26 فروردين 61 به هنگام اقامه نماز در مسجد كاسه فروشان رشت در محراب عبادت توسط عوامل مزدور و منافق ترور و دچار مصدوميت شديد گرديد كه بعنوان « شهيد زنده محراب » لقب گرفت و عليرغم بيش از 70 درصد جانبازي همچنان در سنگر خطابت جمعه به ارشاد و هدايت مردم پرداخت و به اين هم اكتفا نكرد و در سنگر نويسندگي با نوشتن دهها كتاب همچنان به خدمت براي پيشبرد اهداف متعالي اسلام ادامه داد.
از آيت الله احسانبخش 52 جلد كتاب در زمينه هاي مختلف تاريخي و علوم ديني منتشر شده كه مجموعه 35 جلدي « آثارالصادقين » از مهمترين آثار وي است .تفاسير سوره هاي قيامت , كهف , اسرا , نحل و يوسف و همچنين نفش دين در خانواده , خوارج , مواعظ رمضان , انقلاب اسلامي در گيلان , شخصيت هاي بزرگ گيل و ديلم , فلسطين و مردم فلسطين و خاطرات صادق از ديگر آثار زنده ياد آيت الله احسانبخش است .
مرحوم آيت الله احسانبخش تمامي طول عمر خود را در راه ترويج دين و نشر فرهنگ و معارف اسلامي سپري كرد و منشا خدمات ارزنده اي در حل مشكلات مردم و كمك رساني به آنها بود و در دوران دفاع مقدس نيز با حضور فعال در جبهه هاي جنگ مايه دلگرمي رزمندگان اسلام بود , چنانكه مقام معظم رهبري فرمودند :
« حضور او در جبهه هاي دفاع مقدس و پشتيباني بي دريغ او از رزمندگان دلاور و گيلان از يادگارهاي فراموش نشدني آن دوران پرافتخاراست و آثار ماندگار او در رشت و ساير شهرهاي گيلان موجب نام نيك هميشگي اوست . » (2 )
آري به مدد درايت , صلابت , استحكام راي , مديريت و بلاغت زبان او بود كه گيلان به اين افتخارات دست يافت :
1 ـ پرافتخارترين استان نسبت به جمعيت خود , در تقديم شهدا , جانبازان و آزادگان و مفقودالاثرهايي است كه مثل ستاره هاي درخشان , راه و مسير حركت را نشانمان مي دهند.
2 ـ با عظمت ترين و بزرگترين كاروان هاي حمايتي از جبهه ها و رزمندگان را تدارك ديد و خاطره كاروان هاي هزار , هزار و دويست و هزار و پانصد كاميوني هداياي مردم شريف گيلان , خواب دشمنان انقلاب اسلامي را در تاريخ مبارزات سياسي به اين عرض و طول عقبه هاي رزمي معاصر پريشان كرده است . (3 )
آيت الله احسانبخش سرانجام در ساعت 15,30 دقيقه روز دوشنبه چهاردهم خرداد ماه 1380 همزمان با دوازدهمين سالروز ارتحال معشوق و مقتدايش رهبركبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره ) پس از گذشت 26 روز از بستري شدن در بيمارستان خاتم الانبيا تهران به دليل بيماري و نارسايي كليوي در سن 71 سالگي دعوت حق را لبيك و به سوي معبود خود شتافت .
او كه در آخر ماههاي زيستنش در كلامي جاودانه كه حكايت از حضور عارفانه داشت در پيامي به حجت الاسلام گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري گفت :
سلام مرا به آقا برسان و از طرف من به ايشان بگو « سالها براي ورود و مقدم مباركت به سرزمين گيلان چشم به راه هستم و راضي نباش كه من بميرم و شما را در اين استان نديده باشم » (4 )
توگويي سفر غيرمنتظره مقام عظماي ولايت به گيلان گوياي اين بود كه در يك ارتباط معنوي به اين آگاهي راه يافته بود كه وداع آخر را با آن عارف وارسته داشته باشد و چقدر پرشكوه و با عظمت مردم قدرشناس گيلان با آن عزيز سفر كرده وداع نمودند. در روز تشييع پيكرپاكش ـ كه از قضا با سالروز تشييع پيكر پاك حضرت امام (ره ) مصادف بود و توجه به اين نكته ظريف كه روز رحلت اين عالم رباني با روز ارتحال حضرت امام (ره ) و روز تشييع پيكر پاكش با روز تشييع پيكر پاك امام راحل (ره ) تقارن يافته از ديدگاه بسياري از نكته سنجان گوياي اين واقعيت است كه عشق و ارادت به امام و ولايت , در تمام وجود او عجين شده بود. از اين رو در روز ارتحال ملكوتي مرا و مقتدايش به ايشان پيوست ـ همه شاهد اقيانوس بيكران جمعيتي عزادار و ماتم زده بوديم كه همه آمده بودند براي آخرين بار با امام جمعه محبوبشان وداع كنند و به او بگويند كه اي پدر دلسوخته ما , ما هرگز محبت ها و خدمات صادقانه ات را از ياد نخواهيم برد و اين حضور تاريخي وصف ناپذير كه گيلان هيچوقت چنين تشييع با شكوهي را به خود نديده بود , بار ديگر عشق و ارادت مردم ولايت مدار خطه ميرزاكوچك قهرمان را به رهبري انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي و مقام رفيع روحانيت نشان داد و مردم عملا اثبات كردند كه خدمتگزاران خود را از اعماق دل دوست دارند و هيچوقت زحماتشان را از ياد نخواهند برد و به تحقيق مي توان گفت :
مردم گيلان در بهار 1380 دو حماسه بزرگ و جاودانه خلق كردند كه در تاريخ قطور افتخارات اين مرز و بوم هميشه ماندگار خواهد بود و آن اينكه يكبار در ارديبهشت ماه از سلاله پاك حضرت فاطمه زهرا(س ) يعني مقام معظم رهبري در تشريف فرمايي به گيلان استقبال بسيار پرشكوهي بعمل آوردند و بار ديگر در نيمه خرداد ماه با نماينده محبوب آن بزرگوار در گيلان مرحوم آيت الله احسانبخش وداع كردند. وداعي تاريخي كه به هيچ وجه آن جمعيت انبوه و ابراز احساسات بي شائبه مردم قابل توصيف نيست .
نويد وصل زجانان شنيدي و رفتي
زجمع محفل ما دل بريدي و رفتي
نسيم عطر عطش ناك بوستان بودي
زباغ عشق چه گلها كه چيدي و رفتي
به غم اسير شدم تا تو اي كبوتر عشق
زآشيانه ما پركشيدي و رفتي
دلت گرفت زدنيا و خون دلهايش
جوار رحمت حق برگزيدي و رفتي
در اينجا ابتدا به فرازي از سخنان ارزنده آيت الله محمدي گيلاني رياست محترم ديوانعالي كشور كه در سومين روز ارتحال آيت الله احسانبخش در مصلاي رشت ـ اين يادگار هميشه جاودانه امام جمعه محبوبمان ـ ايراد فرمودند اشاره و سپس با فرازي از وصيت نامه آن عزيز سفر كرده سخن را به اتمام مي رسانيم .
آيت الله محمدي گيلاني با اشاره به سجاياي اخلاقي منحصر به فرد آيت الله احسانبخش اظهار داشتند :
« .... من از كجاي ارزشهاي او بايد شروع كنم كه بتوانم آن را به جاي قابل قبول و خداپسندانه اي ختم كنم ... در مسير علمي تا تحصيلات عالي دانشگاهي در رشته حقوق اسلام و معقول و منقول را از روستايي كه مدرسه نداشت طي كرد , در مسير فقهي به خبره اي بزرگ تبديل شد و عضو مجلس خبرگان رهبري اول و قانون اساسي بود. در محور جمعه و جماعات به اصل محتواي غني و مطالعه كارشناسي , خطبه هايش يكي از سه نماز جمعه قوي كشور(بعد از تهران و قم ) را تشكيل مي داد . » (5 )
مرحوم آيت الله احسانبخش (ره ) در بخشهايي از وصيت نامه پرمحتوي و آموزنده خويش آورده اند :
« ... اي خداي كريم حالا كه به سوي تو در سراي ديگر مي آيم مرا پيش خلايق آخرت رسوا مساز و چون دنيا برايم ستاري كن . خداوندا راه دشوار است و مدت طولاني و حساب تو را پس دادن بسيار مشكل . اگر تو نبخشي به كه پناه برم
.... خداوندا دوستان من شربت شهادت يكي پس از ديگري نوشيدند. خداوندا چه ميشود اين توفيق را هم نصيب من سازي . خداوندا اگر زحمات من و فعاليت هاي من در اسلام مورد رضايت تو قرار گرفته چه ميشود مرا هم مفتخر به شهادت كني
...سخني با مردم : از روحانيت فاصله نگيريد و پيروي از روحانيت و رهبريت را وظيفه شرعي خود بدانيد و از تفرقه و جدايي برحذر باشيد. از ظلم و احتكار و گرانفروشي اجتناب كنيد. نسل جوان را به عنوان آينده انقلاب تحويل بگيريد . » (6 )
ابوالقاسم حامي سراواني
پاورقي :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ چهارشنبه 16 خرداد ماه 1380 ـ صفحه 2 ـ همان
4
6 ـ5 ـ 3 ـ هفته نامه كادح ـ ويژه نامه چهلمين روز ارتحال حضرت آيت الله احسانبخش (ره ) ـ چهارشنبه 20 تيرماه 1380 صفحات 10 و 11
4 ـ روزنامه استاني نسيم ـ چهارشنبه 16 خرداد ماه 1380 صفحه 9
مقام معظم رهبري در پيام تسليتي به مناسبت رحلت آيت الله احسان بخش چنين فرمودند : اين روحاني بزرگوار و پرتوان محور مجاهدت ها و تلاش هاي مردم غيور و مومن رشت و استان گيلان و منشا خدمات فراواني در سراسر آن منطقه بود و تحرك شبانه روزي و خستگي ناپذير او نمونه اي كم نظير محسوب مي شد
در بخشي از وصيت نامه مرحوم آيت الله احسان بخش چنين آمده است : از روحانيت فاصله نگيريد و پيروي از روحانيت و رهبريت را وظيفه شرعي خود بدانيد و از تفرقه و جدايي برحذر باشيد. از ظلم و احتكار و گرانفروشي اجتناب كنيد. نسل جوان را به عنوان آينده انقلاب تحويل بگيريد

تلاشگري مخلص




به مناسبت سالگرد شهادت حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي
در سالگرد شهادت حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي , قرار داريم .
شهيد حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي در روستاي كوچكي در اطراف رفسنجان بنام « كشكوئيه » پا به عرصه گيتي نهاد و در دامان پاك مادري رنجكشيده و تحت نظر پدري دلسوز و زحمتكش , براي آينده اي روشن قدم برداشت .
با هزار سختي و مشقت دوران ابتدايي را پشت سرگذاشت و با علاقه اي كه به دروس حوزوي و تبليغ دين داشت , رنج هجرت و دوري از پدر و مادر و اقوام و دوستان را برجان خود خريد و راهي حوزه علميه قم شد.
در آنجا بااستفاده از محضر اساتيد بزرگوار و همنشيني با علماي اعلام و آيات عظام , به زودي مراتب بالايي از علوم حوزوي را طي نمود و همزمان با تعليم , بر كرسي تدريس تكيه زد و در منبر و سخنوري نيز مشهور گرديد.
زكاوت و كنجكاوي او , وي را در رشته قلمزني نيز موفق نمود و تقوا و تدين آن شهيد عزيز , محبت به او را در دل اساتيدش جاي داد.
همزمان با آغاز انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره ) در سال 1342 , آن شهيد بزرگوار پا در ركاب , به دفاع از اسلام و حمايت از حضرت روح الله برخاست و با سخنرانيهاي پرشورش , در محدوده وظيفه الهي خويش , راه را براي مشتاقان ترسيم نمود و بر عليه حكومت ستمشاهي فعاليت هاي گسترده اي نمود و براي همان , بارها ممنوع المنبر شد و يكبار نيز در سال 1357 به زندان افتاد .
مشقت و دشواري زندان و ممنوع المنبرشدن , او را سست ننموده و وي همچنان راست قامت مريد مراد بود و عاشقانه مي گفت و مي نوشت و تبليغ مي كرد و فرياد مي زد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين ارادات به حضرت روح الله در وجودش شعله ور بود و او را گرم تر از ديروز به صحنه كشاند و وي نيز در هر مسئوليت با تلاشي بي وقفه , چنان عمل مي نمود كه متصديان امور انقلاب را وامي داشت تا به او مسئوليت جديد و بالاتري را پيشنهاد نمايند. و آن شهيد عزيز كه همه رياست هاي ظاهري را , پستي براي خدمت بيشتر مي ديد , دست رد بر سينه پيشنهاددهندگان نمي زد و با حضور گسترده در صحنه جهاد با هواي درون و دشمن برون , خود را وقف نهضت نموده و شبانه روز تلاش مي كرد.
گاهي در منصب امامت جمعه تنكابن و خمين و بعد به عنوان بازرس ويژه دادستاني كل انقلاب و سپس در جايگاه قائم مقامي بازرسي كل كشور و قائم مقامي سازمان تبليغات اسلامي و همزمان با آن به عنوان نماينده حضرت امام در موسسه اسلامي مسجد جامع نارمك و هسته مركزي گزينش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و شوراي عالي تبليغات و عضو هيئت رئيسه دفتر تبليغات اسلامي قم به اسلام و مسلمين خدمت مي نمود.
و چون حضور در ميدان زرم را نيز براي خود وظيفه ميدانست و دوست داشت دوشادوش رزمندگان پرتوان و سلحشور اسلام به پيش بتازد , پيشنهاد پذيرفتن مسئوليت فرماندهي تبليغات جبهه هاي جنگ را غنيمت شمرد و با پذيرفتن آن , در اواخر عمر , نيمي از روزهاي هفته را با مسافرت به مناطق جنگي غرب و جنوب كشور , باب تازه اي را در زندگي خود گشود و بقيه از هفته را نيز در تهران و قم به خدمت مي پرداخت .
حضور عنصري فعال و قوي از سازمان و دفتر تبليغات اسلامي در جبهه هاي جنگ , براي كيفيت بخشيدن و سامان دادن تبليغات جبهه بسيار مفيد و ضروري بود و او نيز حقيقتا تلاش بي وقفه اي را آغاز نمود و گامهاي مهمي را در اين مسير برداشت .
و بالاخره فدائي آن تلاش گرديد و در روز جمعه 17 رمضان المبارك و 17 خردادماه 1364 هجري شمسي به سوي معبود بال گشود , از ما جدا شد و بر بالاي دستها تشييع گشت و در كنار حرم حضرت معصومه (س ) آرام گرفت .