كتاب « حكومت اسلامي و ولايت فقيه در انديشه امام خميني » را كه
دفتر چهل و پنج مجموعه تبيان مي باشد. موسسه تنظيم و نشر آثار
امام خميني در 857 صفحه منتشر كرده است . در بخشي از مقدمه كتاب
مذكور چنين مي خوانيم :
امام خميني (س ) بحق در تاريخ اسلام , بزرگترين عالم ديني است كه از
« حكومت اسلامي » و اجراي آن سخن گفته , و تنها فقيه و مرجع تقليدي
است كه در مرحله عمل توانسته است به انديشه و اعتقاد خويش در گستره
وسيعي جامه تحقق بپوشاند , هر چند با آنچه او خواهانش بود , فاصله بسيار
داشت . از همين رو توجه به تمامي زواياي انديشه امام در اين موضوع
ازاهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است .
« حكومت اسلامي » در انديشه امام خميني (س ) , تبلور و تحقق اسلام
راستين است , نه نظريه اي كه در دوره اي از زندگاني ايشان در راستاي مبارزه
با رژيم ستمشاهي و برپايه حوادث به وجود آمده باشد , در نگاه امام , اسلام
آييني است كه مقصد آن انسان و تربيت و پرورش اوست و انسان , حقيقتي
است كه روح و بدن , ملك و ملكوت , دنيا و آخرت مراتبي از هستي او
مي باشد , جداكردن هر يك از اين دو به معناي عدم شناخت انسان , و
بيراهه رفتن است . براين پايه « حكومت اسلامي » براي اداره دنياي انسان و
بدن او نيست كه ادعا شود عقل بشري و تجربه انساني براي آن كافي است ;
بلكه براي اداره و تربيت انسان است كه بدن و روح آن دو مرتبه از يك
حقيقت است و دنيا و آخرت آن , ظاهر و باطن يكديگر مي باشد; جداسازي
اين دو ممكن نيست و نتايج آن جز به زيان انسان پايان نمي يابد. به همين
دليل , امام هم نگاه دنياگرايانه را به انسان نفي مي كنند , و هم نگاه
آخرت گرايانه را. جدايي دين و سياست را هم به نفع سياست و دنيا نادرست
مي دانند , و هم به سود دين و آخرت .
پژوهشگر انديشه و افكار امام مي تواند اين انديشه را در همه آثار قديم و
جديد امام ببيند و رد پاي « حكومت اسلامي » را در آنها مشاهده كند. از نظر
امام همه هستي , تحت ولايت حق تعالي و ولايت كليه رسول الله (ص ) است
و حكومت ظاهري در دنيا , شعبه اي از ولايت كليه رسول الله (ص ) مي باشد.
در آثاري چون : مصباح الهدايه , كشف اسرار , رساله الاجتهاد و التقليد و
تحريرالوسيله كه پيش از دروس ولايت فقيه در سال 1348 هـ . ق در نجف
اشرف نگاشته شده , اين انديشه بارز و ظاهر است . آنچه در دروس نجف
امام بروز و ظهور كرد و در كتاب البيع به قلم ايشان به رشته تحرير درآمد و
همه مطالبي كه در سالهاي پيروزي انقلاب و دوران مبارك ده ساله از ايشان
به عنوان رهبر انقلاب و جامعه اسلامي و ولي فقيه متبلور شد , مطالبي بود كه
بر پايه زمان و مكان و شرايط بيان شد , تا آن حقيقت در پوشش مناسب
خود , در زمان ما جامه عمل بپوشاند. امام پياده شدن آن حقيقت الهي را در
دوران معاصر و كشور ايران در شكل « جمهوري اسلامي » مي بينند كه هم
ولايت الهي را در بردارد و هم راي و جايگاه مردم كه صاحبان حق در اداره
زندگي خويش هستند; و به بيان ديگر « جمهوري اسلامي » حقيقتي از تحقق
ولايت الهي و حكومت اسلامي است كه زمان و مكان , شكل آن را تعيين
كرده است . شرح و تفصيل در اين موضوع از نگاه امام , در اينجا مقدور
نمي باشد.
ويژگيهاي اين مجموعه
.1 مجموعه حاضر كه به عنوان تبيان « حكومت اسلامي و ولايت فقيه »
گردآوري شده است , شامل شش بخش و چهار فصل مي باشد.
.2 اين مجموعه در بردارنده همه مطالبي است كه در آثار امام به « حكومت
اسلامي » ارتباط دارد ـ البته مباني اين بحث مثل انسان شناسي و ولايت الهي
در اينجا نيامده است ـ و تلاش گرديده است كه ديدگاه امام در تمام جوانب
بحث روشن گردد; به همين دليل مباحث مختلفي كه مرتبط با « حكومت
اسلامي » است مثل اقتصاد , سياست خارجي , فرهنگ و تمدن , انتخابات ,
مجلس , قوه قضائيه , و... در حد نياز به آن پرداخته شده است تا موضوع به
طور كامل ارائه شود; ولي تفصيل هر يك را خواننده بايد در تبيانهاي خاص
آنها جستجو كند.
.3 در مباحثي مانند « ولايت فقيه » , « دلايل تشكيل حكومت اسلامي »
همه مطالب امام , به طور كامل گردآوري شده است ; و سعي شده است كه
مطلبي و موضوعي در اين بحث از قلم نيفتاده باشد.
.4 در « تبيان » حاضر كوشش شده است , هيچ كلامي از ايشان ناديده
گرفته نشود , مگر اينكه تكرار همان مطلب باشد , تا خواننده و محقق بتواند
همه ابعاد موضوع را ببيند. در فصول مختلف اين اثر , مباحث با نگاههاي
مختلف ديده شده , به عنوان مثال در يك فصل از نگاه به حقوق مردم مطالبي
آمده و درجاي ديگر با توجه به وظيفه مردم در « حكومت اسلامي » . اين
مطالب هر يك مناسب فصل خود مي باشد; و در عين حال مكمل يكديگر نيز
هستند , و وظيفه شرح و توضيح و جمع بين آنها به عهده محققين است .
.5 براي نشان دادن سيره عملي امام , در باب اعمال ولايت و
روشنترشدن ديدگاه ايشان , نمونه هايي از احكام ولايي ايشان در فصل
پنجم , بخش سوم گردآوري شده است ; چون جمع آوري تمامي احكام ,
حجم وسيعي را به خود اختصاص مي دهد , نمونه ها به گونه اي انتخاب شده
كه بتواند تمام موارد را در برگيرد و آنچه نيامده , فقط موارد مشابه باشد.
.6 متن تمامي مطالب از حضرت امام مي باشد; ولي مقدمه , پاورقيها ,
فهرستها و ترجمه هاي متنهاي عربي از تهيه كنندگان مي باشد.
.7 در پايان كتاب , براي بهره برداري بهتر و افزونتر , افزون بر فهرست
تفصيلي و اجمالي مطالب , فهرست آيات قرآن و روايات معصومين ـ
عليهم السلام ـ و منابع و مآخذ متن و تعليقات ذكر شده است .
امام خميني (س ) بحق در تاريخ اسلام , بزرگترين عالم ديني است كه از
« حكومت اسلامي » و اجراي آن سخن گفته , و تنها فقيه و مرجع تقليدي
است كه در مرحله عمل توانسته است به انديشه و اعتقاد خويش در گستره
وسيعي جامه تحقق بپوشاند , هرچند با آنچه او خواهانش بود , فاصله بسيار
داشت . از همين رو توجه به تمامي زواياي انديشه امام در اين موضوع از
اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است
« حكومت اسلامي » در انديشه امام خميني (س ) , تبلور و تحقق اسلام
راستين است , نه نظريه اي كه در دوره اي از زندگاني ايشان در راستاي مبارزه
با رژيم ستمشاهي و برپايه حوادث به وجود آمده باشد , در نگاه امام , اسلام
آييني است كه مقصد آن انسان و تربيت و پرورش اوست و انسان , حقيقتي
است كه روح و بدن , ملك و ملكوت , دنيا و آخرت مراتبي از هستي او
مي باشد , جداكردن هر يك از اين دو به معناي عدم شناخت انسان , و بيراهه
رفتن است

|
جايگاه مردم در نظام اسلامي از نگاه امام خميني
|
كتاب « جايگاه مردم در نظام اسلامي از ديدگاه امام خميني » كه دفتر
350 از مجموعه تبيان است , در 229 صفحه از سوي موسسه تنظيم و نشر
آثار امام خميني منتشر شده است . در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين
مي خوانيم :
مردم فريبي سياستمداران يا سياستمداران مردم فريب ويژگي كهن
دموكراسيهاست . بسياري از انديشمندان كلاسيك بر اين صفت , هم در سطح
نظر و هم در سطح عمل , تاكيد كرده اند. مشهور است كه يك سناتور مجلس
سناي آمريكا زماني گفته است : همان طور كه بازرگانان به تجارت كالا
مي پردازند. من هم به تجارت آرا مشغولم . در پرتو تبليغات وسيع و جريان
سازيهاي فكري و عاطفي كه اغلب در دموكراسيها وجود دارد , راي دهندگان
از موضع عمل خلاق خارج و به رفتار زيستي نزديك مي شوند. ماركس
احتمالا در اين مورد درست مي انديشيد كه در جوامع بورژوايي , راي
دهندگان براثر همين جريان سازيها , خالي از خواسته هاي واقعي خود
مي شوند و در حالت از خود بيگانگي به پاي صندوقهاي راي مي روند. در
دموكراسيهاي كاذب , تقريبا هميشه در ارتباط ميان رهبران و
انتخاب كنندگان , عنصر آگاهي غايب است , به بيان ديگر رهبران برحسب
خواسته هاي واقعي انتخاب نمي شوند.
اندك اند رهبراني كه مردم را به خواسته هاي واقعي شان كه در پس
روزمرگيها نهان است متنبه مي گردانند و از آن اندك تر رهبراني اند كه هم
ملت را آيينه وجود خود مي سازند و هم خود آيينه نمايش ملت مي شوند , به
نظر مي رسد كه امام خميني (س ) در راس همين اندك رهبران قرار مي گيرند.
بديهي ترين نتيجه اين است كه مردم ايران در ذهن و دل حضرت امام از
جايگاه حساس و بلندي برخوردارند. از اين روست كه تامل و تعقل بيشتري
در خصوص ارتباط امام ـ اين فرزانه عصر ـ و مردمي كه آرمانهاي ايشان را
به تحقق رساندند ضرورت مي يابد. تدوين مجموعه اي كه اينك فراروي
شماست , تمهيدي بر اجابت همين ضرورت است .
آنچه از ابتدا روشن است اينكه از ديدگاه امام خميني (س ) مردم و
حكومت اسلامي جداي از يكديگر نيستند. در اين راستا ايشان به نقش
محوري مردم در شكل گيري حكومت تاكيد مي كنند و مي فرمايند : « از حقوق
اوليه هر ملتي است كه بايد سرنوشت و تعيين شكل و نوع حكومت خود را
در دست داشته باشد. »
امام (س ) از اراده و حضور مردم به عنوان عامل اساسي در مشروعيت
مردمي حكومت ياد مي كنند و بر اين اساس هرگونه ديكتاتوري را بر خلاف
اسلام تلقي و رد مي كنند. بدين جهت است كه ايشان , در پاسخ به دليل
مخالفت خود با سلطنت مشروطه و شاه , چنين بيان مي دارند : « اراده ملت
نقشي در روي كار آمدن شاه نداشته , بنابر اين سلطنت وي از اساس
غيرقانوني و از مشروعيت برخوردار نيست » .
در نظام اسلامي همه مردم موظفند كه بر امور جامعه اسلامي نظارت
داشته باشند كلكم راع چه آگاهي مردم و مشاركت و نظارت و همگاني آنها با
حكومت منتخب خويش , خود بزرگترين ضمانت حفظ امنيت در جامعه
مي باشد و اين مطلب مي تواند مويد اين نكته نيز باشد كه وجدان عمومي
بهتر از هر فرد و جناحي خير و صلاح خود را تشخيص مي دهد.
ايشان با اعتقاد به نبوغ سياسي و معرفتي مردم اعلام مي دارند : « در ايران
اسلامي مردم تصميم گيران نهايي تمامي مسائلند » . و در جاي ديگر با عنايت
به تجلي خواسته هاي مردم در شعار استقلال , آزادي و جمهوري اسلامي
مي فرمايند : « سياست ما هميشه بر مبناي آزادي , استقلال و حفظ منافع مردم
است كه اين اصل را هرگز فداي چيزي نمي كنيم » .
از منظر امام حاكميت مردم بر سرنوشت خويش از ضرورتهاي نظام
جمهوري اسلامي است , لذا شوراها به عنوان يكي از روشن ترين نمودهاي
جلوه حاكميت مردم توسط امام در ايران اسلامي بنيان نهاده شد : « در جهت
استقرار حكومت مردمي در ايران و حاكميت مردم بر سرنوشت خويش كه از
ضرورتهاي نظام جمهوري اسلامي است , لازم مي دانم بي رنگ به تهيه آيين
نامه اجرايي شوراها براي اداره امور محل شهر و روستا در سراسر ايران
اقدام و پس از تصويب به دولت ابلاغ نماييد تا دولت بلافاصله به مرحله
اجرا درآورد » .
نقش مردم از ديدگاه امام (س ) تا حدي است كه ايشان كل اركان اجرايي
و حكومتي را از يك سو و مردم را از سوي ديگر در جهت تعامل و تعادل و
در راستاي يكديگر قرار مي دهند , و از آنجا كه انقلاب اسلامي ايران برخلاف
ساير انقلابها متكي به توده هاي مردم است , جايگاه و نقش مردم از
اساسي ترين موضوعاتي است كه در مجموعه حاضر به آن پرداخته مي شود.
امام خميني (س ) احترام و تواضع به مردم را همواره به مسئولان گوشزد
نموده و به صراحت مي فرمايند كه بدون مردم در انجام كاري موفقيت حاصل
نمي آيد. به همين جهت امام حفظ مردم را عظيم ترين پشتوانه و سرمايه براي
پيشبرد و نيل به اهداف بلند انقلاب مي دانند.
از مجموعه رهنمودهاي ايشان چنين استنباط مي شود كه پس از اتكا و
اتكال به خدا , محور اصلي و نقش آفرين در پيروزي انقلاب و شكل گيري
حكومت اسلامي در ايران حضور و پشتيباني مردم بوده است كه امام همواره
بر آن تاكيد داشته اند.امروز نيز كه قويترين پشتوانه انقلاب و نظام همان
مردمند بدون ترديد حفظ وحدت و حضور دائمي آنها اصل مهم و كارساز
در تداوم و بقاي نظام و انقلاب اسلامي خواهد بود.
نكته شايان ذكر در اينجا اين است كه تاكيدات مستمر و ماهوي حضرت
امام بر نقش مردم , گوياي اصالت گرايشهاي مدرن مردم سالارانه
(دموكراتيك ) در ايشان نيست .اولا امام به مردم ايران و سپس به ملتهاي
مسلمان منطقه و جهان نظر داشتند نه به مردم در معناي كلي و انتزاعي آن , كه
موضوع گرايشهاي فلسفي يا پردازشها ايدئولوژيكي قرار مي گيرد , بنابر اين
نگرش ايشان به مردم خاص و واقعي بود نه دكترين مابانه , دوم اينكه از منظر
ايشان يعني در ولايت فقيه , فرض دوگانگي ملت با دولت , ياتخاصم ميان آن
دو مطرح نبود. امام اين ارتباط را تكميلي تلقي مي كردند. سوم اينكه
ديدگاهي آرماني نسبت به وفاق جمعي داشتند. به همين دليل تشكيل
سازمانهاي داوطلبانه با هدف كسب قدرت و امتياز به ضرر دولت يا ديگر
سازمانهاي اجتماعي را بر نمي تافتند. و دريك كلا , در درون جامعه , امام به
همكاريها نظر داشتند نه به تنازعات هر چند قانوني . اما به هر حال اين
تاكيدات در حدي هست كه جدايي ديدگاه امام را از ديدگاه سنتي اي كه
اعتبار چنداني براي آراي مردم قائل نيست , نشان دهد.
مقدمه را با سخني از يادگار و فرزند گرانقدر امام راحل كه فرمود :
« بزرگترين درس امام و انقلاب به همه ما اين است كه هرگز از مردم جدا
نشويم » به پايان مي بريم و علاقه مندان به مطالعه تفصيلي تر ابعاد انديشه
حضرت امام را به مجموعه حاضر ارجاع مي دهيم .
مردم فريبي از ويژگي هاي برجسته و كهن دموكراسي است و
بسياري از انديشمندان بر اين صفت دموكراسي غربي تاكيد
كرده اند
امام خميني احترام و تواضع به مردم را همواره به مسئولان
گوشزد نموده و به صراحت مي فرمايند كه بدون مردم در انجام
كاري موفقيت حاصل نمي آيد. به همين جهت امام حفظ مردم
را عظيم ترين پشتوانه و سرمايه براي پيشبرد و نيل به اهداف
بلند انقلاب مي دانند
از مجموعه رهنمودهاي امام خميني چنين استنباط مي شود
كه پس از اتكا و اتكال به خدا , محور اصلي و نقش آفرين در
پيروزي انقلاب و شكل گيري حكومت اسلامي در ايران حضور و
پشتيباني مردم بوده است كه امام همواره بر آن تاكيد
داشته اند.امروز نيز كه قويترين پشتوانه انقلاب و نظام همان
مردمند بدون ترديد حفظ وحدت و حضور دائمي آنها اصل
مهم و كارساز در تداوم و بقاي نظام و انقلاب اسلامي خواهد
بود

|
استراتژي دفاعي امام خميني
|
كتاب « استراتژي دفاعي در انديشه امام خميني » را محمد سهرابي
نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج آن را در 249 صفحه منتشر كرده است .
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
شناخت ماهيت سياست بين الملل و در كنار آن روابط بين الملل ,
شناخت تعاملات قدرت است . اگرچه اين نگرش كاملا رئاليستي است , اما
به عنوان يك واقعيت در روابط بين الملل و علوم سياسي پذيرفته شده است .
بسياري از پژوهشگران و نظريه پردازان روابط بين الملل كه عمدتا به مكتب
رئاليسم يا نئورئاليسم تعلق دارند , بر اين باورند كه روابط بين الملل عبارت
است از مطالعه جنگ , و صلح در مرحله بعد قرار مي گيرد.
براي يك نظريه پرداز سياسي كه با اين واقعيت , يعني جنگ (و صلح )
سروكار دارد , شناخت متغيرهاي فراواني لازم است تا بتواند در اين زمينه
طرحي ارائه دهد. مطالعه محيط , پيگيري رخدادهاي مشابه , و بررسي روابط
و تعاملات , مي تواند در اين راه موثر باشد و جنگ را كه شگفت انگيزترين
پديده اجتماعي عنوان مي شود , مورد شناسايي قرار داده و در مقابل آن ,
راه حلهايي را مطرح نمايد. در چنين شرايطي به كاربردن استراتژي يا راهبرد
مي تواند موثر باشد.
اين يك واقعيت انكارناپذير است كه رهبران سياسي در تنظيم
راهبردهاي دفاعي يك كشور نقش اساسي را بازي مي كنند و ديدگاههاي آنان
به عنوان منشور كلي يك واحد سياسي براي عمل در نظام داخلي و
بين المللي محسوب مي شود.
راهبرد در مفهوم عام , يعني به كارگيري عناصر قدرت ملي از قبيل
امكانات اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي , سياسي , جغرافيايي و نظامي كه
جهت تحقق اهداف تعيين شده , انتخاب مي گردد.
يكي از مهمترين مسائلي كه در زمينه راهبرد مطرح است , مساله دفاع
مي باشد واژه دفاع همواره در مقابل واژه هاي تهاجم , ظلم و تجاوز قراردارد
و درحالت عام به معناي مقابله با هرگونه ظلم و تعدي و تجاوز به حريمهاي
شخصي مي باشد. اين عبارات همگي مفاهيمي انتزاعي هستند كه در حالت
انضمامي شدن , ابعاد گوناگوني را دربرمي گيرند.
در عين حال , تحول مفاهيم , مفهوم دفاع را هم دستخوش تغيير
قرارداده , و آن را در حوزه هاي گوناگوني مطرح مي سازد. به همين دليل
هنگامي كه به سراغ بررسي مفهوم دفاع مي رويم , بايد با توجه به نوع
برداشت از اين مفهوم و شرايط زماني خاص , آن را مورد بررسي قرار دهيم .
حضرت امام در حوزه انديشه سياسي داراي آراي خاصي مي باشند.
آراي حضرت امام , منبعث از تفكرات ايشان در حوزه هاي متنوعي چون
عرفان , فلسفه , فقه , و كلام اسلامي است .
با مطالعه و دقت در آثار و سيره حضرت امام خميني و تعمق در بنيادهاي
انديشه سياسي آن بزرگوار مي توان دو هدف دفاعي راهبردي را به شرح ذيل
مشخص گردانيد :
.1 صيانت و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و تماميت ارضي
جمهوري اسلامي ;
.2 نفي سلطه بيگانگان از جهان اسلام , و پاكسازي كشورهاي اسلامي از نفوذ
و سلطه جابرانه و قاهرانه آنان .
بنياد انديشه رهيافتي است كه جهت نگرش را مشخص مي كند; و فرد
براساس بنياد انديشه خود با مسائل برخورد مي نمايد. بنابراين , بنياد انديشه
هر فرد شكل دهنده سطوح و ابعاد انديشه اش مي باشد و حوزه هاي گوناگون
معرفت شناسي را تحت تاثير و كنترل خود قرار مي دهد , و براي جستجو در
انديشه هر فردي بايد بنياد انديشه او را مورد بررسي قرار داد.
بنياد انديشه حضرت امام بر مبناي شريعت اسلام است , و ديگر
حوزه هاي معرفت شناسي معظم له بر اين مبنا است . بر اين اساس , مباني
انديشه امام براساس يك سنت تاريخي و طولاني از صدر اسلام مي باشد.
حضرت امام با درك و شناخت عميق از قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم (ص ) و
ائمه طاهرين (ع ) , بنيان انديشه خود را پي ريزي نموده است . اين مباني را
مي توان محوربودن ثقلين , عينيت سياست با ديانت , جمع ميان فقه پويا و
سنتي , تفكيك ميان اسلام ناب محمدي (ص ) و اسلام تحريف شده , جمع
ميان عشق عرفاني و حماسه حضور در صحنه هاي اجتماعي و تعقل , وحدت
علم ودين , هماهنگي ميان ولايت مطلقه فقيه و حكومت مردمي , وحدت و
آزادي مطرح كرد.
بنابراين , حضرت امام اسلام را در راس همه امور قرار داده , و آن را
زيربناي حوزه هاي ديگر معرفت شناسي قرار مي دهند. حضرت امام به اين
دليل اسلام را به عنوان بنياد انديشه خود قرار مي دهد كه آن را دين آزادي و
دين رستگاري حقيقي انسان مي دانند و بر اين اعتقادند كه اسلام در كليه
امور سياست داخلي و خارجي , و در تمامي جنبه هاي فردي و اجتماعي ,
اعم از آزادي عقيده , بيان و حاكميت مردم دخالت مي كند.
براين اساس , امام ضمن آنكه اعتقاد دارند سياست و ديانت عين
يكديگر و دو جز تفكيك ناپذير از يكديگر مي باشند , تكليف را حفظ اسلام
و سنت پيامبر(ص ) مي دانند. حضرت امام خميني پي ريز يكي از
شگفت انگيزترين پديده هاي قرن بيستم , يعني انقلاب اسلامي ايران برمبناي
تركيبي از دو اصل « نوگرايي » و « جنبش اسلامي » بودند. نوگرايي به معني
احياي تفكر عقلاني در حوزه معرفت ديني , و جنبش اسلامي به معناي
احياي دين و اصالت اسلامي , اعتقاد به ايمان , وحي و رسالت در قالب
انقلاب اسلامي است . بنابراين , اساس انديشه حضرت امام مبناي دفاعي به
خود مي گيرد كه همانا دفاع از اسلام و دستاوردهاي آن است .
در يك چنين بستري از انديشه , مي توان به بيان « دفاع » در انديشه امام
خميني و فقه اسلامي پرداخت . از آنچه تاكنون عنوان شد مي توان دريافت كه
هسته اصلي كه انديشه امام در كليه ابعاد , حول محور آن شكل مي گيرد , اسلام
است . بنابراين , امام در تنظيم راهبرد دفاعي خود اين مفهوم متعالي را مدنظر
قرار مي دهند.
امام خميني در حوزه انديشه سياسي داراي آراي خاصي مي باشد.
آراي امام منبعث از تفكرات ايشان در حوزه هاي متنوعي همچون عرفان ,
فلسفه , فقه , و كلام اسلامي است
در بنيادهاي انديشه سياسي امام خميني , دو هدف دفاعي بيش از هر
چيز شاخص است . او صيانت از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و تماميت
ارضي جمهوري اسلامي ايران , دوم , نفي سلطه بيگانگان از جهان اسلام و
پاكسازي كشورهاي اسلامي از نفوذ و سلطه جابرانه و قاهرانه آنان

| | |