روزنامه جمهوري اسلامي 17/03/1385 صفحه هنر و ادبيات

* تقديم به روح بلند خورشيد انقلاب
در سوگ خورشيد

* خاطراتي از زندگاني بنيان گذار كبير انقلاب اسلامي , حضرت امام خميني قدس سره الشريف
امام در رويارويي با مصيبت ها

نظر اول
تجليل از پژوهشگران برجسته در حوزه تصحيح نسخ خطي در كاشان
تقديم به روح بلند خورشيد انقلاب
در سوگ خورشيد




تو از قبيله خورشيد بودي
رفتي و ما را رها كردي
خود نديدي با دلها چه ها كردي
غروب خورشيد باورم آمد
چه خون به دل خورشيد ما كردي
زهجرت چگونه به سر كنم
تو كه ترك خورشيد تا انتها كردي
خيالت نمي رود زجانم اي دوست
گمانم تا ابد با خورشيد وداع كردي
محسن بهاروند ـ خرداد 85

خاطراتي از زندگاني بنيان گذار كبير انقلاب اسلامي , حضرت امام خميني قدس سره الشريف
امام در رويارويي با مصيبت ها




برخورد امام با شهادت فرزندشان به قدري استثنايي و فوق العاده بود كه مي توانم بگويم بزرگترين و يا حيرت انگيزترين پديده اي كه من شخصا مي توانم درخصوص شخصيت امام نقل كنم , برخورد بسيار خدايي و انساني امام با اين جريان بود.
هيچ كس امام را در حادثه شهادت مرحوم حاج آقا مصطفي خارج از محيط اندرون , در حوزه درسي و در ملاقاتهاي بيروني كه با مراجعان داشتند , گريان نديد. كسي اشك امام را به خاطر شهادت فرزندشان نديد.
اولين واكنشي كه امام نسبت به اين حادثه داشتند , همان تعبير زيباي ماندني است : « مصطفي اميد آينده اسلام بود » .
اين تعبير نشان مي دهد امامي كه همه چيزش را به خاطر اسلام و خدا مي داند و خودش را آماده فداكاري و محروميت كرده است , چقدر نسبت به فقدان كسي كه اميد آينده اسلام بود , رنج مي برد. مع ذلك , سه مرتبه در يك حالت عرفاني و استثنايي بود , دستشان را بر روي زمين گذاشتند , به دستشان خيره شدند و سه مرتبه « انالله و انااليه راجعون » را خواندند.
وقتي اين حركت را براي يكي از علماي وارسته عرفان نقل كرديم , ايشان گفتند : اين حالت , حالتي بود كه امام خيره شدند و يكمرتبه تمام علاقه و محبتي كه به فرزندشان داشتند , به خاطر خدا از قلبشان بيرون رفت و به جاي آن مهر و اراده خداوندي قرار گرفت . خودشان را خالي كردند و خدا را به جايش قرار دادند و در نتيجه راحت شدند.
حاج آقا مصطفي خيلي مودب بود. هميشه وقتي به منزل وارد مي شد دست مادرش را مي بوسيد. هيچ گاه نسبت به پدرش هيچ گستاخي را تحمل نمي كرد. همان طور كه تعبير كردم , سپري نيرومند و بازويي توانا در كنار پدر بود; يعني , تمام تيرهاي تهمت و فتنه , تمام حملات و گستاخيهاي ديگران نسبت به امام را به جان مي خريد و امام را مصون نگه مي داشت و از ايشان دفاع مي كرد.
بعد از حادثه شهادت مرحوم حاج آقا مصطفي , مراسم زنانه در منزل مرحوم حاج آقا مصطفي و مراسم مردانه در منزل امام برگزار شده بود. امام هيچ چيز فوق العاده اي را در جريانات بعد از شهادت حاج آقا مصطفي قائل نشدند; مثلا , بناي امام بر اين بود كه اگر در تشييع جنازه اي شركت مي كردند , در جايي كه جنازه را براي حركت دادن قرار مي دادند , پنج دقيقه مي نشستند و ديگر آنكه جنازه را به مسافت بيست تا پنجاه متر احترام مي گذاشتند و تشييع مي كردند. بعد هم از جمعيت فاصله مي گرفتند و به خانه برمي گشتند; براي فرزندشان هم همين كار را كردند.
مرسوم است كه بستگان ميت براي اولين مرتبه كه بر سر مزار ميت مي روند , وضعيت فوق العاده اي دارند. امام هر شب به حرم مشرف مي شدند , آن شب هم به حرم رفتند و زيارتشان را خواندند. از حرم بيرون آمدند , بر سر مزار فرزندشان كه در نجف دفن است , رفتند. مزار در مقبره مرحوم آيت الله كمپاني معروف , فيلسوف بزرگ , پشت مقبره علامه حلي واقع شده است امام خيلي راحت بر سر مزار آمدند و نشستند , درست مثل زماني كه بر سر مزار كسي ديگر مي آمدند و مي نشستند. گفتند : « قبر مصطفي كدام است » قبر را نشان دادند و ايشان فاتحه خواندند. بعد هم به حاضران گفتند كه براي مرحوم كمپاني نيز فاتحه بخوانند و خود نيز اين كار را انجام دادند. و پس از آن براي آشناي ديگري نيز كه در آنجا دفن شده بود فاتحه خواندند , بلند شدند و برگشتند , درحالي كه تمام جمعيتي كه آنجا حضور داشت , بي تابي و گريه مي كردند اما امام با حركات آرام و راحت خود به همه آنها در واقع فرمان سكوت و آرامش مي دادند. از آنجا برگشتند و عوض اينكه به منزل خودشان بروند به منزل عروسشان رفتند , يعني منزل مرحوم حاج آقا مصطفي كه مراسم زنانه در آنجا برگزار شده بود. قبلا هر وقت ايشان به منزل حاج آقا مصطفي مي رفتند , او جلو مي آمد و استقبال مي كرد. اين بار تا به داخل رفتند , عروسشان جلو آمد و گفت : « ببخشيد مصطفي نيست تا از شما استقبال كند. » سپس اشك ريخت . امام تحمل كردند و رفتند و نشستند و به عروسشان و همسرشان (مادر شهيد) با قاطعيت و سرسختي گفتند : « صبر كنيد! به خاطر خدا صبر كنيد. »
دو جور صبر داريم : صبري هست كه دشمن شماتت نكند و شاد نشود از اين رو صبر مي كنيم و خود را استوار نگه مي داريم , يك بار هم به خاطر خدا صبر مي كنيم . خدا امانتي نزد ما داشت كه آن را گرفت .
به نظر من اگر اين حادثه پيش نمي آمد و اين رخداد نبود , ما اين بعد از شخصيت امام را تحمل در مقابل مصيبتها بود و فناي جدي در مشيت و خواست و رضايت الهي , كشف نمي كرديم . به اعتقاد من اين برجسته ترين حالت بود.
هر دو خنده مان گرفت
مرحوم حاج آقا مصطفي تعريف مي كردند كه : « ما (ايشان و پدرشان حضرت امام ) توي بحث هايي كه مي كرديم گاهي كه بحث جدي مي شد جدال و بلند صحبت كردن و پافشاري روي مواضع پيش مي آمد. كساني كه مراقب امام بودند و از طرف دولت تركيه ملازم ايشان بودند ماموريني بودند كه به امام علاقه مند شده بودند و يك حرمت ويژه اي در دلشان نسبت به امام ايجاد شده بود و اين را بروز مي دادند. در يك فرصتي آن ها تصور مي كردند من با پدرم دعوايمان شده و آمده بودند به طرفداري از امام با من دعوا كنند كه تو چرا داد مي زني , چرا فحش مي دهي و از اين حرف ها; نمي دانستند ما چه مي گوييم كه هر دو خنده مان گرفت . گفتيم نه , اين ها مباحث علمي است و اين رسم است كه در بين هم مباحثه اي ها و كساني كه بحث علمي مي كنند اصرار و پافشاري روي مواضع هست و در نهايت به يك نتيجه ي منطقي مي رسيم . شما نگران نباشيد. ما با هم دعوا نمي كنيم ! »
دو خاطره از سيد محمود دعايي
انسان دوستي بي مرز
فطرت پاك و تمام مستضعفان و همه آزادگان جهان و حتي غيرمسلمانها , مجذوب انسان دوستي , آزادگي , وارستگي و جاذبه معنوي امام بود و شعاع اين جاذبه تا اعماق زندانهاي نژادپرستانه آمريكا و آفريقاي جنوبي نفوذ كرده بود; تا آنجا كه يكي از محله هاي معتبر آمريكا طي گزارشي از يكي از زندانهاي آمريكا به اين واقعيت اعتراف كرده , همراه با اين گزارش , عكسي را به چاپ رسانده بود كه نشان مي داد يك زنداني سياهپوست عكس حضرت امام را در سلول خود بالاي سرش نصب كرده است .
در طي سالهاي بعد از انقلاب , هزاران نامه از مردم غيرمسلمان در سرتاسر جهان بويژه از سياهپوستان و سرخپوستان و ملتهاي دربند براي حضرت امام به دفتر رسيد كه هر يك با زباني , شور و شوق و عشق و علاقه خود را به امام ابراز مي داشتند و برخي خواستار كتب و آثار و بيوگرافي امام و يا كتابهاي اسلامي و قرآن بودند.
گروهي نيز طالب عكس و امضاي حضرت امام يا نصيحت و اندرز و يا قطعه اي از لباس و وسائل شخصي حضرتشان بودند.
حضرت امام نيز در مقابل , آنان را مورد محبت و تفقد قرار مي دادند و ضمن آن , بعضي موارد را به طور شخصي جواب مي دادند. ايشان اجازه فرموده بودند كه در ساير موارد , برحسب تناسب و درخواست به وسيله دفتر يا وزارت امورخارجه يا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , پاسخ شايسته همراه با قرآن مترجم و يا كتابهاي درخواست شده ـ تا حدي كه از جهت متن و ترجمه مورد اطمينان باشد ـ براي آنان فرستاده شود.
يكي از اين موارد نامه اي بود كه از سوي دانش آموزان مدرسه « اسپرينگ دال » واقع در « اركانزاس » آمريكا همراه با يك جفت جوراب براي حضرت امام فرستاده شده بود و ضمن آن تقاضا كرده بودند كه حضرت امام يك جفت جوراب مستعمل و كهنه يا هر لباس ديگري را از خودشان كه بي ارزش و كهنه باشد , براي آنان بفرستند.
نامه مذكور بعد از ترجمه , همراه با جوراب خدمت امام تقديم شد. معظم له به جاي فرستادن جوراب يا لباس , دستور فرمودند , كتابي كه بويسله كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از سخنان پيغمبر اكرم (ص ) در رابطه با كودكان تهيه شده بود , ترجمه و همراه با نامه اي كه در زير , متن آن به نظر مي رسد , براي آنان فرستاده شود.
پاسخ امام :
بسم الله الرحمن الرحيم
« فرزندان عزيز خوب دبيرستان اسپرينگ دال ايالت اركانزاس آمريكا; نامه محبت آميز و هديه ارزشمند شما عزيزان را دريافت نمودم , من مي دانم كه سرخ پوستان و سياه پوستان در فشار و زحمت هستند , در تعليمات اسلام فرقي بين سفيد و سرخ و سياه نيست , آنچه انسانها را از يكديگر امتياز مي دهد تقوي و اخلاق نيك است .
از خداوند بزرگ مي خواهم شما فرزندان عزيز را موفق كند و به راه راست هدايت فرمايد.
يك جزوه از كلمات نصحيت آموز پيغمبر بزرگ اسلام را كه براي كودكان ايراني هديه داده اند براي شما عزيزان مي فرستم و به شما دعاي خير مي كنم . اميد است در ارزشهاي انساني موفق باشيد. »
روح الله الموسوي الخميني
خاطره از حجت الاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان

نظر اول


« باكسي تعارف نداشت . از كسي نمي هراسيد »
فقط دو جمله ي كوتاه . با معناي ساده و روشن . با كسي تعارف نداشت . از كسي نمي هراسيد. همين !... و يك دنيا حرف پشت همين دوجمله ي ساده و روشن و پشت همين « همين ! » نهفته است . يك دنيا حرف به اندازه ي منقلب كردن يك دنيا. انقلابي جهاني ...
مردي كه نگاهش تجلي تمام حماسه ي تاريخ بود. و حركت آرام و با وقارش سبب كوبنده ترين توفان ها. چه كم است گفته ي ژيد در مورد اين مرد كه تمام عظمت نداشته ي دنيا در نگاه او بود.
سنجيده سخن مي گفت و كم . و همين كم ها در ساليان , منشور نماينده و نماياننده ي اراده ي يك ملت , كه يك امت شد. هر كلمه و حتي هر حرفش بوي ناب بزرگي مي داد , و چه كم گوش هايي كه ظرفيت پذيرش حتي يك حرف داشته باشند.
از زمان و تاريخ يك تاريخ جلو بود. لكن دستان جامعه اي را به دنباله روي خود , به سوي نور مطلق مي فشرد. جايگاهش اين جا و اكنون نبود. هيچ اكنوني را ياراي درك عظمتش نبود و نيست . مرد آينده بود. آينده اي كه هر چه تاريخ برگ خورد بازهم آينده مي ماند. زمان گنجايش رويارويي با چهره اش را نداشت .
و چه تلخ و به حق رفت , به سوي حق , كه دنيايي چشم حيرت زده در بدرقه ي اين جرقه ي ناگهان تاريخ , ملتهب و خون بار به فردا نگريستند و گريستند... و شايد پس از مدت ها , بسياريشان به روي سوسوي اين جرقه بسته شدند. شايد به خاطر تعارف ... و شايد به خاطر هراس ... او با كسي تعارف نداشت . از كسي نمي هراسيد.


تجليل از پژوهشگران برجسته در حوزه تصحيح نسخ خطي در كاشان


كاشان ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : مراسم آيين تجليل از پژوهشگران برجسته در حوزه تصحيح نسخ خطي با حضور دكتر اكبر ايراني , دكتر جلال الدين كزازي , دكتر عابدي , دكتر موسوي گرمارودي و دو تن از استادان دانشگاه پنجاب پاكستان در خانه تاريخي تاج (خانه هنرمندان ) كاشان برگزار شد.
در اين مراسم كه به مناسبت رونمايي كتاب خلاصه الاشعار ميرزاتقي الدين كاشاني و تقدير از پژوهشگران كاشاني برگزار شد , مديريت مركز پژوهش ميراث مكتوب , اين مركز را افتخاري بر آثار بزرگان ايران زمين كه گامي كوچك براي ميهن اسلامي برداشته اند دانست و گفت : مركز ميراث مكتوب براي بزرگان كاشان برگ زريني بوده است . جهت معرفي بيشتر آثارشان كه به رشته تحرير درآمده است .
آقاي نمكي رياست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي در پايان مراسم گفت : آن چه درباره تقي الدين كاشي بايد بيان كرد عشق و دلبستگي پايان ناپذيري است كه او به شعر و شاعري داشته و چنان مجذوب آن بوده كه زندگاني خود را وقف اين كار كرده است .
انتشار كتاب « هماي رحمت » در تاجيكستان
كتاب « هماي رحمت » كه نگاهي به روزگار و افكار اميرالمومين علي (ع ) است , توسط « دارانجات » از شاعران برجسته تاجيك تاليف شد.
به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي , اين كتاب ارزشمند كه به خط سريليك است , با شمارگان 500 نسخه به همت رايزيني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در تاجيكستان چاپ و منتشر شده است .
كتاب مذكور حاصل مطالعات پي گير مولف است كه در سلوك اجتماعي و رفتار خود نمونه است و با قلمي شاعرانه و در عين حال پايبند به منابع و ماخذ تاريخي , اعم از شيعه و سني به زندگاني امام علي (ع ) پرداخته است .
« قهرمان سليماني » رايزن فرهنگي كشورمان در تاجيكستان در مقدمه اين كتاب آورده است ; با توجه به كمبود منابع ديني در تاجيكستان و نظر به اين كه در دوره هفتاد ساله حكومت اتحاد جماهير شوروي , حكومت گران سياست ضد ديني داشتند , متني قابل اعتنا در حوزه دين منتشر نشده است و ناشر اميدوار است با انتشار اين اثر , متني را عرضه كند كه بتواند بارقه اي از خورشيد وجود علي (ع ) را به جامعه مسلمانان تاجيكستان بتاباند.
گرمارودي ترجمه ادبي « صحيفه سجاديه » را منتشر مي كند
به گزارش خبرگزاري مهر , ترجمه ادبي « صحيفه سجاديه » در سيصد صفحه به قلم اين شاعر و مترجم قرآن كريم از سوي نشر « هرمس » دردست چاپ قرار دارد. اين اثر نيز همانند ترجمه قرآن موسوي گرمارودي با زيرنويس و توضيحات تفصيلي منتشر خواهد شد.
همچنين اين شاعر , تحقيقي در مورد شاهنامه فردوسي دردست تدوين دارد كه در دو جلد منتشر مي شود. تدوين جلد اول آن به اتمام رسيده و جلد دوم دردست نگارش قرار دارد.
شاعر « خط خون » همچنين ترجمه اي از « نهج البلاغه » را نيز دردست تدوين دارد كه هنوز آن را به مرحله چاپ نرسانده است .
آخرين اثر منتشر شده از اين شاعر « زندگي و شعر اديب الممالك فراهاني » نام دارد كه در دو جلد و مجموعا با 2000 صفحه و شمارگان 2200 نسخه از سوي نشر قدياني به چاپ رسيده است .
« زندگي و شعر اديب الممالك فراهاني » اثري با ويژگي هاي آكادميك و آموزشي است كه تاكنون با استقبال قابل توجه مخاطبان مواجه شده است .