روزنامه جمهوري اسلامي 17/03/1385 صفحه مقالات

داريوش فرهنگ : صدا و سيما از تكراري شدن بپرهيزد
راههاي دستيابي به استقلال سياسي و اقتصادي از نگاه امام خميني
جمال شورجه از بي توجهي به سينماي دفاع مقدس انتقاد كرد
رضا ايرانمنش : امروز سينماي دفاع مقدس فراموش شده است
از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » (3 )
داريوش فرهنگ : صدا و سيما از تكراري شدن بپرهيزد


كارگردان مجموعه تلويزيوني « راه شب » گفت : موضوعات اجتماعي را با نگاهي عميق تر و موثرتر و به صورتي جسورانه تر در فيلم ها و سريال هاي خود مطرح كنيم تا به آثار رنگ و جلاي تازه اي بدهد.
داريوش فرهنگ در گفت و گو با خبرگزاري ايلنا در رابطه با ديدگاه هاي رئيس سازمان صدا و سيما مبني بر رويكرد رسانه ملي در ايجاد فرصت هاي تازه و خلق فضاهاي بيشتر براي طرح موضوعات اولويت دار اجتماعي گفت : حمايت ضرغامي از اين امر علاوه بر ايجاد دلگرمي در دست اندركاران صنعت فيلم ساز سبب خوشحالي اين قشر نيز مي شود چرا كه سبب باز شدن فضا و پرداخت به سوژه هاي جسورانه و غيرتكراري خواهد شد.
وي افزود : بنده از حدود سه سال پيش دغدغه هايي براي طرح يكي از موضوعات پررنگ اجتماعي داشتم كه علي رغم اما و اگرهاي بسياري كه در اين مسير با آن مواجه شدم به سبب ديدگاه هاي كه در لزوم انعكاس مشكلات مردم داشتم سعي كردم از آن عبور كنم .
كارگردان مجموعه تلويزيوني « طلسم شدگان » با بيان اين كه تمركز بر روي يك موضوع اجتماعي خطا است تصريح كرد : روزگاري در سينما رسم بر اين بود كه وقتي فردي جسارت طرح يك موضوع را داشت و آن اثر در نظر مخاطبان با استقبال مواجه مي شد , ديگران نيز با يك كپي برداري از سوژه به دنبال وي حركت مي كردند , كه به نظر من توليد اين گونه آثار كه تقليدي است به صورت دايره وار و گردشي در حال تكرار شدن است و راه به جايي نمي برند.
وي با اظهار اميدواري از تكرار نشدن اين موضوع در تلويزيون گفت : توليد يك مجموعه خوب و اصيل , روش و منش خاص خود را دارد و هرگز نبايد با يك كار بدلي مقايسه شود. امروزه تماشاگران بسيار باهوش تر و خوش سليقه تر شده اند و نياز جامعه ما را بر آن مي دارد كه از بحران ها و فراز و نشيب هايش عقب نمانيم , در حالي كه متاسفانه اين طور نيست .

راههاي دستيابي به استقلال سياسي و اقتصادي از نگاه امام خميني


گردآوري : علي يوسفي نژادة قسمت دوم و پاياني
اراده ملت در جهت قطع دست غارتگران و تحمل مشقات
يك ملت چيست يك ملت هرچه محدود باشد , هرچه جمعيتش كم باشد , لكن وقتي خواست يك ملتي يك چيزي شد , ابرقدرتهاي اگر بخواهند خلاف اين خواست بكنند به ضرر خودشان است ... اينها مي دانند كه اگر يك كشور همه افراد ملتش يا اكثر افراد ملتش ايستادند , در مقابل ناگواري ها ايستادند اينها ديگر هوس اينكه بيايند و بزنند و بكشند و از بين ببرند , ندارند » (7 )
يكي از عوامل موثر در رشد و سازندگي جوامع مختلف اراده و همت آحاد ملت مي باشد. هنگاميكه يك ملت به اين مطلب دست يافت كه بايد در مقابل قدرتهاي استعماري ايستادگي كند , آنگاه تبلور آنرا در استقلال خويش مي يابد و اين بدست نمي آيد مگر آنكه ابتدا تصميم بگيرد و در مرحله بعد در مقابل هرگونه سختي و نابساماني پايدار و استوار باقي بماند. او بايد با انتخاب رهبري دلسوز با وحدت و انسجام و پرهيز از هرگونه تفرقه و اختلاف همچون « يدي واحد » هرگونه آشفتگي و خرابي را با تواني مضاعف , رفع نموده و با اتكا به نيروي عظيم خود راههاي رشد و توسعه را با عزمي استوار در نوردد.
سياست قدرتهاي استعماري بطور حتم تحقير و سركوب هرگونه روحيه استقلال طلبي مي باشد. آنان نيك مي دانند كه اگر ملتي به طور حتم راه ترقي و پيشرفت خود را پيدا كرده و در مقابل زورگوييهاي آنان ايستادگي خواهد كرد و چنانچه با اراده قاطع جوامع تحت ستم روبرو گردد براي ازبين بردن مقاومت آنان به صور مختلف به سركوب آنها پرداخته و با محاصره اقتصادي و منع صدور هرگونه كالا و لوازم اساسي و تكنولوژي سعي در تسليم نمودن آنها خواهد داشت .
همانطور كه امام راحل بارها فرموده اند , حصر اقتصادي براي مردم , ميتواند منشا استقلال و خودكفائي در بخشهاي مختلف باشد زيرا كه با عدم تامين هر قطعه در صنعت از ناحيه دشمن ما مجبور خواهيم شد تا بفكر ساختن همان قطعه بيفتيم و راه خودكفائي را سريعتر طي نماييم . مهم آنست كه به قدرت خود ايمان آورده و باور كنيم برروي پاهاي خود بايستيم و رنگ و نژاد هيچگونه برتري ندارد بلكه اين تعصب و غيرت و همت مردانه است كه مي تواند ضامن استقلال و پيشرفت جامعه , باشد.
ازجمله موارد مهمي كه امام بشدت بدان اعتقاد داشتند عبارت بود از اينكه اولا ما باور كنيم ملت بفهمد كه مي تواند بدون وابستگي به قدرتها روي پا خود بايستند. در اينصورت حتي اگر در حصر اقتصادي قرار بگيرد , اين خود يك نعمتي مي تواند باشد به اينكه نيازهاي خود را تامين نمايد. مثالي كه امام بدان اشاره نمودند درخصوص يك آدمي بود كه از اول صبح چاي و نانش را و ظهر هم نهارش را و خلاصه هرگونه نيازهايش را فورا بدون آنكه تحركي داشته باشد , برايش آماده نمايند. بديهي است چنين كسي به مرور زمان عادت مي كند به اينكه هرچه خواست ديگران برايش تامين كنند و زماني نيز فراخواهد رسيد كه ديگر فلج شود و در مقياس بزرگتر وقتي جامعه اي فلج شود آنگاه اتكاي آن به ديگران است و از خارج اداره مي شود. لكن اگر اين احساس پيدا بشود كه خودمان جديت نكنيم نمي توانيم روي پاهاي خودمان بايستيم , آنگاه زمينه هاي استقلال و رشد اقتصادي فراهم خواهد شد. دوم اينكه اگر بخواهيم مستقل باشيم , چاره اي نداريم جز اينكه تفكر اينكه ما بايد از خارج جنس وارد كنيم از فكرمان بيرون كنيم . بنابراين ابتدا بايد باور كنيم كه مي توانيم و سپس اراده نماييم تا بانجام رسانيم .
تهذيب و اعتماد به نفس
از مهمترين سئوالات درخصوص توسعه آنست كه « رشد و توسعه » به چه قيمتي و چگونه تحصيل گردد
در پاسخ به اين سئوال بايد گفت هر مكتبي با توجه به اصول خود راه حل خاصي را مطرح مي سازد. در نظامهاي غيرالهي توسعه بهر شكل و بهر قيمتي بايد صورت بگيرد و نظام ارزشي آنها مفاهيمي همچون عدالت و تقوي را نمي تواند مدنظر قرار دهد لكن در نظام ارزشي اسلام معيارهائي وجود دارد كه نمي توان بدون توجه بدان در جهت رسيدن به هدف برنامه ريزي نمود , هرچند كه اين هدف رسيدن به حد اعلاي توسعه باشد.
يكي از موانع , عدم تهذيب نفس و رشد روحيه استكباري در جامعه بخصوص قشرهاي برگزيده مي باشد. وجود اين روحيه باعث مي گردد تا گردنكشان و جاه طلباني پا به ميدان نهند كه به هيچ معياري معتقد نباشند و با گرفتن قدرت اقتصادي و يا حتي سياسي به استثمار و استعمار جامعه بپردازند. آنها بجاي آنكه موجبات رشد وتوسعه را فراهم كنند به فكر غارت و چپاول و از بين بردن ذخاير و دارائي جامعه هستند و با بدبين نمودن ملت دقيقا همان راهي را مي روند كه قدرتهاي استعماري طالب آن هستند.
« انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهي ندارد آمالش , آمال غيرمتناهي است . وقوف نمي كند آمال انسان و وقتي كه اينطور است اگر انسان اسير همين آمال غيرمتوقف بشود و ببيند كه يك ابرقدرتي اين آمال او را و آن خواستهاي مادي او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفط مي كند , او ديگر در بند اين نيست كه براي ملت كار بكند. براي اينكه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندي هم همين حسب مال و جاه هم حدي ندارد . » (8 )
در حاليكه با تربيت افراد متخصص در كليه رشته هاي مورد نياز مي توان از فكر و خلاقيت نيروهاي داخلي استفاده نمود , بستن قرارداد با شركتهاي خارجي و استفاده از فكر و تخصص ديگران در حقيقت تحقير جامعه و توهين به اراده ملي است . اصولا توجه به ماهيت نظام انقلابي ايران و اعتقاد به اينكه « العزه لله و لرسول » و قبول اين موضوع كه مسلمين بايد عزت نفس داشته و متكي بخود باشند و نباشند دست نياز به سوي اجانب دراز كنند. ما را در اعتماد به نفس و اتكاي به خود ياري نموده و باتوجه به شعار نه شرقي و نه غربي انقلاب و قبول اين مسئله كه انقلاب اسلامي يك الگو و سرمشق براي ساير ملل مسلمان و تحت استضعاف مي باشد , بايد هرگونه اتكايي به اجانب قطع تا به معناي واقعي كلمه سرمشق هر مسلماني براي تشكيل حكومت اسلامي باشد.
مشاركت عمومي و پرهيز از اختلاف
« امروز , روز اين است كه همه با هم پيوسته بشويد , با هم برادروار از كشور خودتان دفاع كنيد. شياطين در كمين نشسته اند مي خواهند مسائل را باز به حال اول برگردانند , مي خواهند ما را باز اسير كنند , ... مي خواهند مخازن ما را ببرند... اگر بعضي اشخاص منحرف آمدند بين شما و مطالبي گفتند كه اسباب تفرقه مي شود , آنها را به خود راه ندهيد... اينها با اسلام مخالف هستند , كه تاكنون ما را به اسارت كشيدند , مملكت ما را عقب راندند . » (9 )
يكي از موضوعات مورد اشاره حضرت امام در طي سخنرانيهاي متعدد , پرهيز از اختلاف افكني و فرقه گرايي بوده است . بديهي است در يك نظام جديدالتاسيس كه با شعارهاي نو و جديد وارد صحنه مي شود , توقعات از اين نظام زياد است . حضور كج فهمان و كساني كه منافع نامشروع آنان بواسطه نظام جديد قطع گرديده است , باعث مي گردد تا زمينه اختلاف و تفرقه بين اقشار مختلف بوجود آمده و در حاليكه نظام نيازمند مشاركت عمومي در جهت رفع مشكلات و ترميم خسارتهاي وارده بر بخشهاي مختلف اقتصادي جامعه مي باشد. در هر نقطه اي از كشور هر كسي نغمه ايي سر دهد كه اين مي تواند خطرناك باشد. همچنانكه تجربه ساير انقلابها نشان داده است اين مسئله ممكن است به سقوط حكومتها نيز منجر شود.
سازندگي نيازمند وحدت كلمه و حضور فعال اقشار مختلف در صحنه هاي گوناگون سياسي اقتصادي , فرهنگي , اجتماعي مي باشد. بدون حضور مردم رشد و توسعه محال است . از ديدگاه حضرت امام (ره ) حضور مردم در صحنه علاوه بر حضور خياباني , حضور موثر و فعال در صحنه هاي اقتصادي نيز بوده است . يعني مشاركت و همياري در بدست گرفتن برخي صنايع , راه اندازي بخشهائيكه بواسطه جنگ تحميلي بيشترين صدمه را ديده و خودكفانمودن كشور از نيازمنديهاي كشاورزي , شايد در اين شرح مختصر لازم به توضيح باشد كه برداشت بعضي از افراد نسبت به ديدگاه حضرت امام (ره ) در خصوص مشاركت مردم در صحنه هاي اقتصادي شامل تنها آندسته از افرادي گردد كه داراي قدرت اقتصادي بوده و با عناصر سرمايه به مصاف با نابسامانيهاي ناشي از خرابيهاي جنگ تحميلي بروند. در حاليكه بنظر مي رسد اين گونه برداشت از رهنمودهاي آن حكيم فرزانه يك برداشت شخصي و يك بعدي است . ايشان در هر يك از سخنان خود كه اشاره به مشاركت مردم داشته اند. به قشر خاصي تاكيد نداشتند بلكه تمامي اقشار مردم را دخيل دانسته و بدون اتحاد و همبستگي كليه آحاد مردم كار سازندگي كشور و رسيدن به سرمنزل مقصود را محال مي پنداشتند.
احتراز از اختلاف و اتكاي به وحدت كلمه در ابعاد مختلف مورد اشاره حضرت امام بوده است , اختلاف مسئولين با يكديگر , و مردم با يكديگر ازجمله آنان بوده است بخصوص در بين مسئولين كه در يكي از سخنرانيها فرموده اند : اگر بنا باشد كه شما بجاي اينكه اقتصاد مردم را درست كنيد , بجاي اينكه اين كشور را بررسي كنيد , ببينيد كه كجاهاست كه مخروبه است و مردم از همه چيز ساقط هستند. بجاي اين , اگر چنانچه بنشينيد سرمسند و با حرف و با فحاشي به هم مسائل را غفلت از آن بكنيد , اين همان است كه قدرتهاي بزرگ مي خواهند , تا اين مملكت خرابه بماند و صداي مردم درايد , اين همان است . » (10 )
طبيعي است نظام اقتصادي تابعي است از نظام سياسي جامعه و تا زمانيكه نظام سياسي به ثبات نرسد. اعمال سياستي واحد در كليه شئون مملكتي كاري است بس مشكل و حضرت امام رحمه عليه با درك اين مطلب در مرحله اول مسئولين و كارگزاران نظام را و در مرحله بعد اقشار مختلف جامعه را به اتحاد و همبستگي در راه اعتلاي كلمه الله فرامي خواندند. ضمن اينكه يكي از اصول مورد توافق علماي اقصاد در جهت رشد و توسعه اقتصادي ميزان مشاركت عامه مردم در مسائل اقتصادي و سياسي است . بنابراين هرگونه تشتت و تفرقه در ميان افراد جامعه موجب كاهش نرخ مشاركت شده و در نتيجه امكان دستيابي به اهداف سخت تر خواهد شد.
اخلال گري گروهكها و اشكالتراشي شياطين
بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سراسر ايران فعاليت دامنه داري در بخشهاي مختلف اقتصادي اعم از كشاورزي در صنعت در مخالفت با رشد توليد , بوجود آمد.
در زمينه كشاورزي با عنوان نمودن شعارهاي ظاهر فريب كه « زمين از آن كشاورز است » در داخل روستاها شروع به فعاليت نمودند. ابتدا مانع كشت دهقانان شده و پس از اينكه موفق به اينكار نمي شوند مانع از برداشت مي شدند. و در نهايت وقتي با عدم موفقيت مواجه مي شدند محصول بدست آمده را به آتش مي كشيدند. بارها امام (ره ) در سخنرانيهاي خود آنان را از اين عمل منع نموده و متذكر شدند كه اين عمل توسط عوامل آمريكا انجام مي شود علت نيز مشخص بود , چنانچه كشاورزي ايران از رونق و بازدهي معمول خود افت مي نمود لاجرم براي تامين نيازهاي اوليه از قبيل گندم و برنج و ساير مواد مي بايست به بازارهاي جهاني جهت خريد آنها وارد شده و از طرفي تسلط بي چون وچراي آمريكا بر بازارهاي فوق موجب وابستگي به اين كشور و يا اقمار آن مي شد.
در بخش صنعت نيز با شعارهاي كاذب به تبليغات دامنه داري پرداخته و با تمركز كليه فعاليتهاي خود در كارخانه ها و كارگاهها و با خدعه و نيرنگ , از تلاش كارگران جلوگيري بعمل آورده بلكه بتوانند با تعطيل نمودن صنايع و فلج كردن توليد , ملت را از ادامه راه بازداشته و زمينه تسلط بيگانگان را بر اين كشور فراهم نمايند.
راه ديگري كه ايادي اجانب براي جلوگيري از رسيدن به اهداف جمهوري اسلامي در پيش گرفتند , ايجاد بلوا و آشوب در مناطق مختلف كشور ازجمله كردستان , خوزستان و بعضي از مناطق ديگر بوده است . از اين طريق آنها بزعم خود موجب مي شدند كه دولت بجاي آنكه بفكر برنامه ريزي در جهت رشد و سازندگي كشور باشد فكر دفع خرابكاريها و مبارزه با عوامل آنها باشد و بدين شكل از توجه مسئولين در جهت رفع استضعاف جلوگيري و باعث ايجاد نارضايتي و سپس بلواي اهالي آن مناطق بشوند.
ازجمله راههاي ديگري كه در پيش گرفتند تا بلكه اين نظام نتواند به اهداف خود دست يابد , وجود نفوذيها در تشكيلات نظام بود. با اخلال در فعاليتهاي جاري مملكت و از بين بردن عناصر اصلي نظام در حوادث مختلف , سعي در عقب نشيني ملت در مواضع متخذه داشتند.
اساس اختلاف نيز روشن است مقصد آنها و اساس تفكر آنها تفكري است كه با تفكر اسلامي نمي سازد و چون مي بينند كه اسلام شكوفا مي شود و احكام اسلام در ايران و انشاالله در ساير مناطق پياده مي شود , به جنگ با جمهوري اسلامي پرداخته و از اين طريق منافع نامشروع قدرتهاي تجاوزگر را تامين مي نمايند.
نقش نيروي انساني
باتوجه به اهميت بسيار زياد نيروهاي انساني در جهت دستيابي به رشد و توسعه و همچنين اهميت آن در نظام اسلامي ايران باعث شده در اين قسمت بيشتر به رهنمودهاي آن حكيم فرزانه بپردازيم و عينا مطالب ايشان را بازگو نماييم .
1 ـ از بين بردن محتواي انساني :
« آن كه از همه چيز به كشور ما صدمه اش بيشتر بود , اين بود كه نيروي انساني ما را خراب كردند و نگذاشتند رشد بكند... نيروي انساني مهم است . اينها نيروهاي انساني ما را از بين بردند , نگذاشتند رشد بكند. يك صورتي گذاشتند و محتوا را گرفتند , طوري كردند كه اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فكري ما را , استقلال روحي ما را از دستمان گرفتند اين بدتر از آن استقلال گرفتني بود كه كشور ما استقلال نداشت . ما روحيه خودمان را از دست داده بوديم هرچه مي شد در ذهن همه اين بود كه بايد از خارج اينكارها درست بشود. تا يكي مريض مي شد , اين بايد به انگلستان برود. اطبا كه گاهي مي آيند اينجا مي گويند ما خودمان مي توانيم معالجه كنيم . اينهايي را كه مي برند آنجا مي توانيم معالجه كنيم . لكن مردم را جوري بار آوردند كه سلب اطمينان كردند از خودشان , استقلال فكري را از ما گرفتند ما در « فكر » , « انديشه » و در روح وابسته شديم . اين وابستگي بسيار اسفناك است . وابستگي نظامي را با يك روز يا يك ماه مي شود رفعش كرد , بيرونشان كرد , وابستگي اقصادي قابل جبران است , زود مي شود جبران كرد , اما وابستگي روحي و انساني است كه بسيار مشكل است .
2 ـ وابستگي فرهنگي :
« الان هم در هر جا كه برويد... باز همان حرفهاي غربزدگي است , حال هم همان حرفها را مي زنند. از وابستگي و غربزدگي ما بيرون نيامديم و به اين زودي بيرون نمي آييم ... به اين زودي نمي شود اصلاحش كرد. يك فرهنگ تازه مي خواهد يك فرهنگ متحول مي خواهد كه حالا از اول بچه هاي ما را بار بياورند به يك فرهنگ انساني , اسلامي , استقلالي , يك فرهنگي كه مال خودمان باشد كه اين بچه از اول بار بيايد به اينطور كه خودم هستم (كه ) سرنوشتم را مي توانم دستم بگيرم . هي تو گوشش نخوانيد كه فرهنگ اروپا و آمريكا » . (12 )
3 ـ ضعف مديريت و كمبود مديران :
« من هم حالا اين معنا را عرض مي كنم كه الان كه بعد از انقلاب است و در همه انقلابات يك آشفتگي هاي فراوان هست , ما هم مبتلاي به آشفتگي هستيم , مضافا به اينكه در طول , اگر نگوييم دو هزار و پانصد سال رژيم شاهنشاهي لكن آنقدري كه مشاهد كرديم , در طول پنجاه و چند سال رژيم كوشش شده است كه مملكت ما را از هر جهت عقب بزنند. از جهت نيروي انساني كه از همه بالاتر است كه الان بايد , بگرديد شما در ميان سي و پنج ميليون جمعيت , اينطرف و آنطرف چند نفر پيدا كنيد كه دولت تشكيل بدهند يك نفر بخواهيد پيدا كنيد رئيس جمهور بشود , بايد شمع برداريد و دور همه جا بگرديد و چه بكنيد.
اينها يك نيروي انساني را بكلي نه اينكه به باد دادند (بلكه ) منحرف كردند. يك وقت اين است كه نيروي انساني به باد داده شده , يك وقت يك نيروي مقابل با نيروي انساني درست كرده اند , يعني انساني كه بايد متكي به خودش باشد , متكي به ملتش باشد , متكي به عقايدش باشد. اين را متحول كردند به يك نيروئي كه متكي به غرب است . ... خودش را ازدست داده و به جاي يك انسان شرقي , يك انسان غربي » (13 )
4 ـ از بين بردن شخصيت انساني :
« ما آن صدمه اي كه از قدرتهاي بزرگ خورديم , بايد بگوييم كه بالاترين صدمه , صدمه شخصيت بوده , آنها كوشش كردند كه شخصيت ما را از ما بگيرند و بجاي شخصيت ايراني و اسلامي , يك شخصيت وابسته اروپاي شرقي و غربي جايش بگذارند يعني تربيت فاسدي كه در رژيم سابق بود به تدريج داشت قوت مي گرفت , اين بود كه از همان كودكستان شروع كردند به اين برنامه كه اطفال ما را از همان جا زمينه تبديلشان را به يك موجود وابسته فراهم كنند تا برود به مرتبه بالا مثل دبيرستان و بعد هم بالاتر. در طول اين مدت كه ايران مبتلا به اين بوده است اين بيماري در او پيدا شده است كه ما نمي توانيم كار بكنيم , ما همه چيز را بايد از خارج بياوريم . و يا استمداد كنيم از آنها اگر يك آپانديس را مي خواهيم عمل كنيم , طبيب از خارج بياوريم يا اين را بفرستيم و مي دانيد كه كسي كه ادعاي اين را دارد كه من رهبر اين ملت هستم و من مي خواهم اين كشور را به تمدن بزرگ برسانم و آن همه تبليغات براي اين مساله كردند تا او را يك شخصيت بزرگي نشان بدهند از يك همچو شخصيت به قول خودشان بزرگ , يك همچو عملي چه غائله اي و چه فاجعه اي براي مملكت ايجاد مي كند در نظر خارج و در نظر داخل . در خارج ايجاد مي كند اين مطلب را كه اينها اگر چنانچه طبيب متخصص راجع به همچون امري داشتند , خوب ديگر لازم نبود از خارج بيايد. در داخل هم , بي اعتباركردن اطبا و دكترهاي ما بود اين يك مساله اي نبود كه اتفاقي انسان اينطور مي فهمد , مسئله اتفاقي نبود , يك مسئله برنامه ريزي شده اي بود كه شخصيت را بگيرند از اين كشور. ... آن خرجهاي فوق العاده را مي كردند و آن خرجش مهم نيست , آن القا مطلب در ذهن عامه مردم كه ما در يك همچو اموري هرچند كوچك , احتياج به متخصص داريم . اين مهم بود و اين , روي برنامه بود آنها مي خواستند كه اصلش همه مغزهائي كه در ايران هست وابسته باشد , يعني خود اطبا هم شخصيت خودشان را گم كنند و به جاي اينكه خودشان شخصيت داشته باشند , احاله كنند يك چيزي را به خارج , خوف اينكه ما نمي توانيم . (14 )
همانگونه كه از رهنمودهاي حضرت امام (ره ) پيدا است , توطئه قدرتهاي استعماري در وابسته نمودن هرچه بيشتر ملل تحت سلطه عمدتا از طريق وابستگي فكر و روح انسانها و تهي نمودن افكار آنان از خويشتن است زيرا كه از اين طريق مي توانند به نحومقتضي به غارت و چپاول ثروتهاي آنها بپردازند هر بار به بهانه آنكه در زمينه هاي تخصصي كسي را ندارند كه برايشان كارها را انجام دهد , رسما بر هركاري نظارت داشته و متولي مي گمارند. مانع از انجام هرگونه حركتي در جهت قطع وابستگي شده و رهايي ازهرگونه مقيدات را تنها در پيروي از اصولي مي دانند كه ساخته و پرداخته خودشان است . سازمانهاي عريض و طويل ايجاد نموده و با بين المللي كردن آنها ضوابط دست و پاگير را سد راه توسعه كشورهاي توسعه نيافته قرار مي دهند. به ظاهر عنوان مي نمايند كه اينگونه سازمانها براي نجات كشورها از فقر و فلاكت , بوجود آمده اند لكن در عمل با ديكته كردن نيات پليد استعمارگران به چپاول آنها مي پردازند.
تحول در سيستم اداري و نيروي انساني بخصوص مديريتهاي مختلف ادارات موجب تحول در سيستم اقتصادي مي باشد. همانگونه كه قبلا نيز اشاره شد سيستم اداري متحول نمي گردد مگر آنكه مديريت نيروي انساني متحول گردد و اينهم متحول نمي شود مگر آنكه سيستم آموزشي بخصوص در سطوح آموزش عالي متحول گردد و مديراني تحويل دهد كه با مشكلات و معضلات جامعه آشنا بوده و با تدابير مناسب و بدون اتكا به ديگران پرداخته و شجاعانه به مصاف موانع موجود رفته و ترديدي به خود راه ندهند. منتظر رسيدن طرح از خارج نباشند و ابتكار عمل را دست گيرند.
در بررسي علل عقب ماندگي جهان سوم عمدتا به ضغف تكنولوژي و اطلاعات فني همراه با كمبود نيروي فني اشاره مي گردد , بديهي است ضعف تكنولوژي را مي توان با انتقال آن رفع نمود لكن كمبود نيروي انساني متخصص با جابجايي مرتفع نمي شود. اجراي بسياري از طرحهاي عمده و زيربنايي نيازمند نيروي متخصص و كاردان است و در صورت فقدان آن نمي توان به اجراي طرحها اميدوار بود. بيگانگان نيز هيچگاه براي پيشرفت ممالك عقب مانده , دل نمي سوزانند.
رعايت آرامش و نقش نظم و انضباط
بديهي است هر جامعه اي براي شروع سازندگي و برنامه ريزي در جهت رسيدن به اهداف عاليه خود نيازمند آرامش مي باشد بخصوص در كشورهاي تازه به استقلال رسيده وبالاخص كشورهائيكه با مبارزه و درگيري به پيروزي رسيده اند در حاليكه نهادهاي اقتصادي مي بايست با تلاش مضاعف به توليد پرداخته تا عقب ماندگيهاي تاريخي جبران شود , ايجاد بي نظمي و آشوب مانع از روند فعاليتهاي جاري مي گردد.
محيط هاي كارگري بواسطه آمادگي براي رشد افكار و عقايد مادي و درك اين موضوع از طرف گروههاي فرصت طلب , باعث مي گردد تا زمينه مناسبي براي ايجاد اغتشاش و بلوا براي دستيابي به اهداف سياسي لكن در قالب شعارهاي اقتصادي , فراهم گردد. از جمله اهداف اصلي در اينگونه محافل كند كردن جريان توليد و نهايت قطع كردن و فلج نمودن صنايع و جلوگيري از روند رشد و توسعه مي باشد.
در محيط هاي نظامي نيز بواسطه حساسيت فوق العاده حاكم بر آن و از آنجائيكه اينگونه سازمانها بر اساس اطاعت از دستورات مافوق بنا گرديده واز طرفي رعايت نظم آهنين با سرنوشت انساني نيز در تضاد مي باشد باعث گرديده تا قدرتهاي مسلط براي اطمينان از تداوم غارت منابع و ثروت جوامع تحت سلطه نيازمند به افرادي باشند كه با اتكاي به سلاح و سرنيزه بتوانند هر گونه نداي مخالفي را سركوب نمايند , بديهي است بافت و نحوه نگرش اين سازمانها بسته و داراي حصارهاي بلندي است كه به آساني قابل تغيير نمي باشد.اعتراض به اين بافت مي تواند زمينه ساز برهم خوردن نظم و انضباط باشد و بدنبال آن از هم پاشيدن شيرازه امور , و در نايت ضغف بر سيستم دفاعي جامعه مستولي و انسجام موجود آسيب پذير گردد. طبيعي است كه لازمه رشد و توسعه و استقلال بمفهوم مطلق , و جود نظم و حاكم شدن آرامش و انجام امور از طريق مجراهاي قانوني مي باشد.
« اينها با تبليغات سو مانع هستند از اينكه آرامش پيدا بشود و هيچ اصلاحي امكان ندارد , تا آرامش نباشد ما اصلاح نمي شويم ...همه متوجه باشد دستها در كار است , توطئه ها در كار است , از خارج الهام مي گيرند كه نگذارند اين مملكت آرامش پيدا بكند , نگذارند اصلاحات حاصل بشود » (14 )
در خاتمه مي توان گفت بيشترين مراكزي كه هدف دشمنان است آن مركزي است كه اهميت آن از ساير مراكز اقتصادي بالاتر است مانند. صنعت نفت , علت نيز مشخص است , هر گونه صدمه اي به اينگونه مراكز مي تواند شريان حياتي اقتصاد را فلج و هرگونه تحركي نيز زايل و در نهايت بواسطه ارتباط شديد با ساير بخشها , به سرعت بدانها سرايت و مي تواند باعث ورشكستگي مملكت گردد.
علاوه بر موضوعات فوق كه بطور مجمل مورد بررسي و مداقه قرار گرفت .موضوعات ديگري نيز از قبيل نقش تعليم و تربيت , نقش دانشگاه و عدم توجه مسئولين مملكتي و ديگر موضوعات مطروحه از جانب حضرت امام خميني (ره )نيز بعنوان عوامل باز دارنده رشد و توسعه و استقلال اقتصادي مطرح لكن از وارد شدن بدان صرفنظر شده است .
انشاالله خوانندگان محترم با مراجعه به متن سخنان رهبر كبير انقلاب استفاده مناسب را بعمل آورند.
پاورقي :
1 ـ سخنراني امام در تاريخ 1358,2,28
2 ـ سخنراني امام در تاريخ 1358,2,1
3 ـ اشاره به صحبت هاي نخست وزير وقت است .
4 ـ از بيانات امام خميني (ره ) در تاريخ 1358,8,6
5 ـ از سخنان رهبر فقيد انقلاب در تاريخ 1357,11,27
6 ـ از سخنان حضرت امام خميني (ره ) در تاريخ 1361,11,21
7 ـ سخنراني امام خميني (ره ) در تاريخ 1360,3,24
8 ـ از سخنان حضرت امام خميني در تاريخ 1360,11,19
9 ـ سخنراني حضرت امام خميني (ره ) در تاريخ 1357,12,28
10 ـ از سخنان گهربار حضرت امام (ره ) در تاريخ 1359,6,20
11 ـ از سخنان حضرت امام خميني (ره ) در تاريخ 1358,3,8
12 ـ از سخنان حضرت امام (ره ) در تاريخ 1358,4,21
13 ـ از سخنان حضرت امام (ره ) در تاريخ 1359,11,26
14 ـ از فرمايشات حضرت امام (ره ) در تاريخ 1358,2,1

جمال شورجه از بي توجهي به سينماي دفاع مقدس انتقاد كرد


جمال شورجه , كارگردان سينماي دفاع مقدس گفت : متاسفانه بي توجهي مسئولان فرهنگي مربوطه و برخي كارگردانان به حوزه سينما و جنگ باعث افت چشمگيري در ساخت فيلم هاي دفاع مقدس شده است .
جمال شورچه در گفت وگو با « شبكه خبر دانشجو » , اظهار داشت : به نظر من بخش اعظم مشكلات اين است كه براي ساخت فيلم دفاع مقدس ورود به اين حوزه بايد كارگردانان ونويسندگان را ترغيب كنند و اين وظيفه بر عهده مسئولان فرهنگي مربوطه است كه متاسفانه حضور و توجه آنها به اين مساله كمرنگ شده است .
وي افزود : اگر بخواهيم وارد عرصه سينماي دفاع مقدس بشويم بايد يك نهاد يا ارگان , حامي و پشتوانه ما در تمام مقاطع شود.
جمال شورجه گفت : يكي ديگر از مسائلي كه حضور فيلم دفاع مقدس در سينماها را كمرنگ كرده , اين است كه شايد كارگردان ها به دنبال دغدغه هاي ديگري مثل مسائل اجتماعي هستند كه ديگر جنگ و سينماي دفاع مقدس براي آنها اهميتي ندارد.
وي با اشاره به اينكه رسالت هنرمندان براي انتقال پيام , رشادت ها و ايثارگري ها رزمندگان به نسل سوم انقلاب واينكه چه نقشي در اين ميان داشته باشند , اظهار داشت : هنرمندان بايد دركارهاي خود ارزش هاي دفاع مقدس را سوژه قرار دهند و به نسل جديد كه پيام ها و از خودگذشتگي هاي رزمندگان را درك و لمس نكرده اند انتقال دهند , و به نظرمن هنر شيواترين و بديع ترين حالت انتقال اطلاعات به جوانان است .
وي افزود : مسئولان بايد بودجه هاي مخصوص را در مجلس براي ورود به حوزه سينماي مقدس اختصاص بدهند.
لازم به ذكر است جمال شورجه اواخر امسال قصد شناخت مجموعه شهيد بابايي را دارد.

رضا ايرانمنش : امروز سينماي دفاع مقدس فراموش شده است


« رضا ايرانمنش » هنرمند تئاتر , تلويزيون و سينما گفت : سينماي دفاع مقدس و اهالي آن امروزه به گونه اي فراموش شده اند.
وي در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود : با شرايطي كه امروز داريم در 20 سال آينده چه كسي مي خواهد جنگ را براي كساني كه اين دوران را درك نكرده اند , روايت كند.
اين هنرمند حوزه تئاتر و سينماي كشور اظهار داشت : متوليان عرصه فرهنگ و هنر كشور بايد اين موضوع را به عنوان يك دغدغه جدي فرهنگي در برنامه هاي خود قرار دهند و براي انتقال واقعيتهاي عيني دفاع مقدس توسط افرادي كه در اين عرصه حضور داشتند , زمينه لازم را فراهم كنند.
ايرانمنش تصريح كرد : در تاريخ سينماي دفاع مقدس در مقطعي به ايثارگري و جانفشاني بچه هاي جبهه و جنگ پرداختيم و در دهه 70 نيز مشكلات رزمندگان و بچه هاي جنگ در جامعه پس از جنگ , موضوع اصلي فيلم هاي دفاع مقدس شد.
وي گفت : اين درحالي است كه كار رزمندگان در دوران دفاع مقدس تنها مبارزه نبود بلكه آنها در اين دوران زندگي مي كردند , مدارج عالي علمي را طي كردند كه اين موضوع از ديد فعالان اين عرصه پنهان ماند.
ايرانمنش تصريح كرد : زندگي آزادگان در دوران اسارت مي توانست دستمايه ساخت فيلم هاي زيادي با موضوعات مختلف شود كه اين گروه مظلومترين قشر در سينماي دفاع مقدس هستند.
وي گفت : لازم است يك تشكل و گروهي كه خود جنگ را حس و لمس كرده اند در اين زمينه فعال شوند و واقعيت هاي جنگ و دفاع مقدس را آنگونه كه هست به تصوير بكشند.
اين هنرمند سينما و تلويزيون با اشاره به انتقادهاي كه در خصوص برخي فيلم هاي دفاع مقدس وجود دارد , افزود : دليل عمده اين انتقادها اين است كه سازندگان اين فيلم ها اصلا شناختي از جنگ , جبهه و شرايط آن نداشتند.
وي گفت : اين افراد به دليل آنكه حال و هواي جبهه را درك و لمس نكرده اند , در فيلم هاي خود نتوانستند واقعيت ها را انتقال دهند و همين موجب انتقاد بيننده شده است .
اين هنرمند سينما با اشاره به اين كه هنرمندان اين عرصه به دليل مشكلات مالي هويت هنري خود را از دست داده اند , افزود : هنر زماني پويا مي شود كه هنرمند دغدغه اي نداشته باشد و بستر لازم براي اين پويايي بايد توسط متوليان فرهنگ و هنر كشور فراهم شود.

از « سينماي موجود » تا « سينماي مطلوب » (3 )


نام فيلم : « جايي در دوردست »
نويسنده و كارگردان : خسرو معصومي
تهيه كننده : محمود فلاح
خلاصه فيلم
جمال پسر جوان شهرستاني كه دريك محضر ازدواج و طلاق در يكي از شهرهاي شمالي كار مي كند در مجلس عروسي در يكي از روستاها , دختر لالي بنام نيالا را مي بيند و يك دل نه صد دل عاشقش مي شود. حاج آقاي محضردار پس از اطلاع از اين عشق سعي مي كند وي را به دليل خشن بودن پدر نيالا از ازدواج با او منصرف سازد اما جمال نمي پذيرد. به كمك شوهر خواهر نيالا به روستا مي آيد و پدرش گته آقا را در خزينه حمام ملاقات مي كند. گته آقا به وي مي گويد كه دختر به غريبه نمي دهد و از او مي خواهد دنبال كس ديگري برود اما جمال نمي پذيرد. نوچه هاي گته آقا او را به باد كتك مي گيرند اما جمال مقاومت مي كند. اين مقاومت مورد توجه گته آقا قرار مي گيرد و به پيشنهاد يكي از نوچه ها تصميم گرفته مي شود در قاچاق چوب از جنگل از جمال استفاده كنند. جمال در اولين روز همكاري با قاچاقچيان چوب , شاهد قتل جنگلباني است كه توسط قاچاقچيان كشته مي شود. او كه نمي خواهد در اين جنايت شريك شود , مورد تعقيب آنها قرار مي گيرد. در حادثه اي زخمي مي شود و قاچاقچيان به تصور آنكه وي مرده است صحنه را ترك مي كنند.
جمال زخمي خود را به كارگاه رنگ رزي گته آقا كه نيالا در آن مشغول به كار است مي رساند. او توسط نيالا تيمار مي شود. آندو روزها يكديگر را ملاقات كرده و به هم ابراز عشق مي كنند. جمال از نيالا مي خواهد با يكديگر از روستا فرار كنند اما دختر نمي پذيرد.
جمال حقيقت ماجرا را به دليل آنكه به قاچاقچيان قول داده بود به نيالا نمي گويد تا آنكه جنازه جنگلبان توسط اداره جنگلباني و بازرسي پيدا مي شود. آنان به گته آقا و نوچه هايش مضنون مي شوند. در اين بين به ناگاه نيالا به سخن مي آيد و از توضيحاتي كه مي دهد درمي يابيم چون پدر مي خواسته او را به زور به عقد مردي كه دوستش نداشته درآورد , پس از ضرب و شتم شديد پدر , تظاهر به لال بودن كرده است . دادسرا گته آقا و نوچه هايش را دستگير و سه نوچه اش را بازداشت مي كند. گته آقا به روستا به نزد نيالا بازمي گردد و به او مي گويد جمال , جنگلبان را كشته است . نيالا ناباورانه در اين خصوص مي گريد. پس ازرفتن گته آقا از كارگاه , جمال به نزد او مي آيد اما نيالا وي را از خود مي راند. جمال در خزينه , مجددا گته آقا را ملاقات كرده و گته آقا از او مي خواهد اگر خواستار ازدواج با نيالا است , مسئوليت قتل را برعهده گيرد. جمال اين پيشنهاد را پذيرفته و تحويل نيروي انتظامي مي شود. به دليل كولاك شديد , جمال و مامور , شب را در مدرسه روستا مي گذرانند. جمال حقيقت ماجرا را براي معلم مدرسه تعريف مي كند. معلم نيز اين ماجرا را به نيالا انتقال مي دهد. نيالا چمدان به دست به مدرسه مي آيد و از جمال كه اكنون در دستانش دستبند نيست مي خواهد كه با يكديگر از روستا بگريزند. جمال كه ابتدا مخالفت كرده با اصرار فراوان نيالا و كمك معلم تسليم خواسته او شده و با يكديگر از روستا مي گريزند.
نقد فيلم
« جايي در دوردست » هفتمين فيلم بلند معصومي پس از فيلمهاي « ملاقات , دوران سربي , سفر شبانه , پرپرواز , رسم عاشق كشي » و... مي باشد. آخرين اثر كارگردان از جنبه سوژه و جغرافيا , بسيار به « رسم عاشق كشي » نزديك است اما داستان عشقي آن با فيلم قبلي تفاوت دارد. داستان عشقي فيلم اخير , چون فيلم پيشين در منطقه شمال در فصل زمستان و در ارتباط با قاچاقچيان چوب شكل مي گيرد با اين تفاوت كه پايان اين فيلم به تلخي فيلم قبل نيست . معصومي , خود در ارتباط با داستان « جايي در دوردست » مي گويد : داستان كوتاهي به نام « ميهمان » از آلبركامو خواندم . احساس كردم اتفاقي كه براي قهرمان اين داستان پيش آمده , درست اتفاقي است كه براي قهرمان فيلم پيش مي آمد. درست است كه قهرمانهاي من از بطن روستا برگرفته شده , ولي ازنظر دراماتيزه كردن شخصيتها , تحت تاثير داستانهاي ماركز , چخوف , كامو و كارور بوده ام . « نشريه روزانه بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر , سه شنبه 4 بهمن 84 , صفحه 9 »
فيلم از جنبه تكنيكي قابل قبول است و معصومي موفق گرديده پيام خود را با بهره گيري از طبيعت , بهتر به مخاطب القا نمايد. كارگرداني اثر , خوب و از جنبه زيباشناسي قابل تامل است و اين نشان مي دهد كه معصومي همچنان در تكنيك , به سير صعودي خود ادامه مي دهد.
با اين مقدمه , به سراغ نقد محتوايي فيلم مي رويم .
اولين سئوالي كه مطرح مي شود مساله زمان و مكان و يا تاريخ و جغرافياي وقوع داستان فيلم است . از نماهايي كه كارگردان در دفتر عاقد از عكسهاي حضرت امام (ره ) و مقام معظم رهبري (چندبار) و نيز پرچم رنگ و رو رفته ايران در مدرسه به تصوير مي كشد , اين پيام به مخاطب داده مي شود كه زمان و مكان وقوع داستان در ايران پس از حاكميت انقلاب اسلامي شكل گرفته است اما همانطور كه در بالا اشاره شد كارگردان , داستان خود را از يك نويسنده خارجي به عاريه گرفته با اين تفاوت كه زمان استاليني داستان خارجي به زمان حاكميت جمهوري اسلامي تغيير يافته است . اصل داستان كه يك داستان كوتاه روسي است به اين قرار است كه در زمان استالين , جوان متهمي را به دليل قتل دستگير و به مدرسه اي مي آورند. آموزگار مدرسه كه در آستانه بازنشستگي است در گفتگو با متهم درمي يابد كه او بيگناه است و چون مي داند اگر پاي جوان به مركز برسد , قانون كورماركسيستي حاكم , وي را مجازات كرده زندگيش را تباه خواهد ساخت , لذا تصميم مي گيرد او را به همراه نامزدش فراري دهد.
فضاي « جايي در دوردست » القاكننده جامعه اي است ديني و سنتي با حاكميت روحانيت كه روابط پدر سالارانه بر خانواده حاكم است . دخترها براي ازدواج , حق انتخاب ندارند در صورت اعتراض به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تا آستانه مرگ پيش مي روند به حدي كه نيالا تصميم مي گيرد خود را به لالي بزند تا كمتر مورد آزار و اذيت پدر قرار گيرد. در اين فيلم . عنصر ضدقهرمان , رئيس باند خلافكاران و قاچاقچيان چوب , مردي است به نام گته آقا كه در دو ديالوگ توسط نوچه هايش « آقا » ناميده مي شود. آيا مي توان اين مساله را اتفاقي ارزيابي كرد در فيلمهاي « حكم , هشت پا , رستگاري در هشت و بيست دقيقه و مكس » نيز رئيس خلافكاران آقا ناميده مي شود چرا بايد در اين زمينه بيشتر تامل كرد. بنظر حركتي حساب شده است كه ... از سوي ديگر , عاقد و دو تن از نوچه هاي گته آقا تقريبا ظاهري مذهبي دارند كه به همراه گته آقا نماينده قشر سنتي جامعه قلمداد مي شوند. نيالا و جمال , نمايندگان نسل جديد , پس از انقلاب عليرغم همه سختي ها در مقابل سنت مي ايستند و چون درمي يابند نمي توانند اين ساختار را تغيير دهند , تصميم مي گيرند به مكان ديگري بگريزند. جايي در دوردست كه بتوانند آشيانه عشق خود را برپا كنند.
انتخاب فصل زمستان نيز بي دليل بنظر نمي رسد. فصل زمستان به گونه اي القاكننده فضاي سرد و يخ زده جامعه موجود ايران به رغم كارگردان است كه گويا جوان , نمي تواند در اين جامعه به عشق حقيقي خود دست يابد لذا گريز از جامعه كنوني و رفتن بسوي يك آينده پيش بيني نشده , بهتر از ماندن و ستيزه كردن با سنت گرايان است . در « رسم عاشق كشي » , عاشق در جامعه سنتي كشته و در « جايي در دوردست » عاشق , مجبور به فرار مي شود. آيا قانون جامعه اسلامي , چون قانون كشور ماركسيستي شوروي است آيا اين فيلم , فرار را در صورت مخالفت والدين براي ازدواج ترويج نمي كند از نظر كارگردان , قانون جامعه اسلامي نمي تواند جمال را به حق و حقوقش برساند لذا فرار را تجويز مي كند. جمال و نيالا به همان اندازه كه ازدست مردم متعصب سنتي و خانواده مردسالار مي گريزند از دست قاضي كه معلوم نيست حقشان را احيا كند نيز فرار مي كنند.
نكته ديگر از جنبه محتوايي , موضوع عشق و وفاداري به عهد است . دختر و پسري عاشق يكديگر مي شوند و در اين بين , مرد جنگلباني با داشتن هفت فرزند كشته مي شود. رسيدن به نيالا آنچنان براي جمال اصل قرار مي گيرد كه در مقابل اين جنايت به بهانه اينكه به قاتلان قول داده است , سكوت مي كند حتي در گامي ديگر حاضر مي شود مسئوليت قتل را بپذيرد تا بعدا گته آقا از راه ديه او را آزاد كند و عجيب آنكه كارگردان به گونه اي جمال را به تصوير مي كشد كه در دهن مخاطب يك قهرمان جلوه مي كند. آيا عدم افشاي جنايتكاران , همدستي با ايشان نيست چرا هيچكس حتي معلم , جمال را متوجه اشتباهاتش نمي كند چرا عمل جمال مورد تقبيح قرار نمي گيرد مرز وفاداري به عهد كجاست آيا كتمان جنايت , عمل ضدانساني نيست ايا به بهانه رسيدن به معشوق , هر ذلتي پسنديده است عشق به ظاهر پاكي كه كارگردان در فيلم ارائه مي كند , يك عشق ناپاك و آلوده به خون مظلوم است . به قول مولاي متقيان , حضرت علي (ع ) انسان به دو صورت گناه مي كند , اول آنكه خود آن گناه را انجام مي دهد و دوم آنكه گناهي را مي بيند و سكوت مي كند. براستي كارگردان مبلغ كدام ارزش و فضيلت اخلاقي در جامعه اسلامي است
چگونه است كه جمال حقيقت را براي ماموران به بهانه وفاي به عهد بازگو نمي كند اما كل ماجرا را براي معلم نقل مي كند اگر فيلم هدف تربيتي و آموزشي در جامعه داشت مي بايست جمال , ماهيت جنايتكاران را برملا مي ساخت نه آنكه خود , جنايت را برگردن بگيرد تا سرانجام مجبور شود ازجامعه و قانون حاكم بر آن بگريزد! فرار دو عاشق پيشه راه حل مناسبي براي جامعه امروز ما نيست . جمال كه اينهمه به عهد و پيمان وفادار است , آيا نمي داند با فرار آن دو , قطعا پاي آموزگار و مامور نيروي انتظامي گير است چگونه است كه در اين مقطع , فرار را بر قرار ترجيح مي دهد بهتر اين نبود كه حقيقت ماجرا را براي مقامات قضايي مي گفت و جنايتكاران را افشا مي كرد آيا فرار تنها راه حل بود
نكته منفي ديگر , پناه آوردن جمال به كارگاه خم رنگرزي نيالا است . او پس از مشاهده قتل جنگلبان به نيالا پناه مي آورد و چند روزي در آنجا مانده و با يكديگر به گفتگو و ابراز عشق مي پردازند. همانجاست كه جمال متوجه مي شود كه نيالا لال نيست و به او به شدت علاقه دارد. نگاه كارگردان به اين ارتباط پنهاني , نگاه مثبتي است كه هرگز اين شيوه ارتباط , زير سوال نمي رود چرا متاسفانه جو موجود در سينما بگونه اي است كه ديگر اين نوع ارتباط و رابطه , عادي و معمولي بنظر مي رسد.
از ديگر نكات منفي فيلم , نمايش صحنه هاي رقص و تاس بازي است . در صحنه اي آنگاه كه جمال به عشق نيالا در جمع حضور پيدا مي كند براي اثبات عشقش كاملا مي رقصد. موسيقي نيز بي اشكال بنظر نمي رسد. خانمها برروي ديگهاي مسي مي كوبند و جمال مي رقصد و اين درحالي است كه عروس خانم به همراه داماد در جمع مردان نشسته است . از سويي ديگر در دو نما , بدن لخت كمر به بالاي مردان در خزينه نشان داده مي شود كه اين تصاوير نامناسب به نظر مي رسد. در يكي از صحنه ها , مراسم ختنه سوران به نمايش درمي آيد. گته آقا , پوست اضافه ختنه را با ميخ و چكش به چوبي مي كوبد كه اساسا پيش برنده داستان نيست و حذف آن خللي به فيلم وارد نمي سازد. همچنين در نمايي كه جمال زخمي شده , نيالا به صورت جمال دست مي زند.
البته فيلم از جنبه فيلمنامه نيز داراي اشكالاتي است كه به جهت پرهيز از طولاني شدن , از بيان آن خودداري مي نمائيم . احتمالا فيلم در جشنواره هاي خارجي مورد استقبال قرار گيرد.